کلبه مشاوره رضا جدیدی مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور - کم شدن انگیزه به علت طرز تفکر کوه نوردی

مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور


راه های ارتباطی با رضا جدیدی: شماره تلفن ثابت: 34774341-086 شماره تلفن همراه: 09189580918

کم شدن انگیزه به علت طرز تفکر کوه نوردی

اگر از من بپرسند، یکی از ریشه ای ترین دلایلی که باعث کم شدن انگیزه در سال کنکور می شود را نام ببرم، قطعا طرز تفکرکوه نوردی را معرفی خواهم کرد. آنچه به صورت تجربی درک کرده ام این است که اکثر کنکوری ها، تصوری که از مسیر موفقیت در کنکور دارند به صورت کوه است که از نقطه ای شروع می کنند و هر روز گام هایی بر می دارند و به درجه بهتری نسبت به دیروز خود می رسند.
آن ها انتظار دارند که هر روز در جایگاه بهتری نسبت به دیروز خودشان باشند، یک قدم به هدف نزدیک تر شده و فرایند درسی و برنامه ریزی شان عالی تر از قبل شود. اما آنچه واقعیت دارد این است که مسیر موفقیت در کنکور به هیچ وجه شبیه کنکور نیست. برای آنکه به درک متقابل برسیم از تصویر زیر کمک می گیرم. 
مسیر موفقیت در کنکور افتادن دارد

آنچه در این نمودار کشیده ام یک طرز تفکر اساسی را می سازد. دیدگاهی که اگر از همین تصویر در ذهن تان بماند آنگاه است که انگیزه تان را در بالاترین سطح نگاه می دارید و مغزتان نمی تواند به شما فشار وارد نماید. اما این تصویر در مورد مسیر موفقیت در کنکور چه اطلاعاتی به ما می دهد؟
این تصویر می گوید که دیدگاه کوه نوردی کردن در کنکور یک طرز تفکر نادرست و غلط است. اگر دانش آموز یا داوطلب کنکوری عقیده اش بر این باشد که هر روز باید بهتر از دیروز باشد آنگاه است که پس از چند روز درس خواندن با فرسودگی رو به رو می شود. گمانی که باعث شده اکثر کنکوری ها با دیدن حجم مشکلات، خود را ناتوان تصور کرده و انگیزه شان را از دست بدهند.
مدلی که این تصویر ساده معرفی می کند دقیقا منطبق بر زندگی یک داوطلب کنکور است. وقتی روز اول برای درس خواندن شروع می کنید و با هزار امید و انگیزه در مسیر کنکور قدم بر می دارید؛ کم کم اوج می گیرید و روی مسیر بنفش رنگ شروع به صعود می کنید ولی این به معنای پایان یافتن کار نیست بلکه مطمین باشید بعد از چند روز دچار یک یا چند چالش می شوید که چالش ها را با خط عمودی سیاه رنگ نشان داده ام.
این چالش ها می توانند آنقدر قوی باشند که شما را از صعودی که کرده اید، پایین بیندازند. فشارها و دغدغه هایی که با آن رو به رو می شوید می تواند درونی یا بیرونی و یا از جنس درس باشد. موضوع این نیست که چالش ها چه چیزهایی هستند چه همه ما مغزمان را درک کرده ایم و می دانیم که حتی این مغز می تواند با افکار دروغین نیز ما را گول بزند. بنابراین قطعا مغز برایمان مانع تراشی می کند خواه این مانع واقعی باشد یا شاید هم ذهنی و کلک باشد.
آنچه در این نمودار مهم است، نحوه برخورد شما در زمانی است که از قله اول به دره اول می افتید. در کل دو برخورد با این افت وجود دارد؛ اول آنکه نا امید شویم و احساس ناتوانی کرده و انگیزه خود را از دست بدهیم و دوم آنکه بپذیریم مسیر یک دانش آموز یا داوطلب کنکور برای موفقیت دقیقا اینطوری است و موظف هستیم هر بار که سقوط می کنیم آن را حل کرده و دوباره اوج بگیریم.
البته باید بدانیم با دوباره اوج گرفتن، قرار نیست بحران ها تمام شوند قطعا باید منتظر دغدغه بعدی باشید که دوباره شما را به خودش مشغول می کند. این روند موفقیت تا انتها ادامه دارد. هرکسی این نمودار را درک کند و با خودش به این نتیجه برسد که هر روز باید برای رو به رو شدن با مشکلات از خواب بیدار شود و ممکن است امروز با یک یا چند چالش جدید رو به رو شود آنگاه است که انگیزه اش را تقویت می کند.
ما قرار نیست دایما در حال اوج باشیم. قطعا موانعی برایتان رخ می دهد که شما را به پایین پرتاب می کند ولی قدرت و شکوه شما در این است که از آن پایین دوباره شروع کنید و به اوج برسید ولی بازهم به پایین پرتاب می شوید. مسیر موفقیت هیچگاه خالی از موانع نمی شود. همیشه دره هایی وجود دارند که محکوم به عبور از آن ها هستید.
از امروز به بعد، طرز تفکر کوه نوردی و اوج گرفتن و هر روز بهتر از دیروز شدن را در سطل زباله بریزید زیرا آن طرز تفکر غلط است و کار نمی کند. یک داوطلب کنکور قرار است هر روز درگیری های تازه ای را تجربه کند. این دغدغه ها می توانند مبارزه با مغز حیوانی و افکار و احساسات باشد یا چالش ها می توانند از نوع درسی و ضعف های مبحثی باشند یا مشکلات خانوادگی و ... . هرچه که هستند همیشه حضور دارند و ما را می خواهند به توقف هدایت کنند ولی هنرمندی خود را نشان می دهیم و وقتی در دره ها هستیم خیلی زود به مسیر باز می گردیم.
یادتان باشد مغزتان بیشترین بحران سازی را وقتی می کند که در دره ها حضور دارید. او قطعا شما را می ترساند، استرسی می کند و دلهره در وجودتان ایجاد می کند. مغز به خوبی می داند اگر وقتی در وسط یک چالش هستید ته دل شما را خالی کند خیلی راحت می تواند انگیزه تان را کور کرده و متوقف تان کند.
مغز بیشترین حملات روحی را وقتی می کند که یک سقوط به دره داشته باشید. زیرا مغز در طی دوره تکاملش آموخته است که باید جلوی اوج گرفتن را بگیرد. برای همین است که شروع کردن برای ما انسان ها خیلی سخت است و اکثرمان ماه ها طول می کشد تا یک حرکت ساده بزنیم و حتی برخی از ما انسان ها تا آخر عمرشان کاری که باید انجام می دادند را شروع نمی کنند.
به هرحال، یادتان باشد، مغز حیوانی مان، همیشه این ترفندهای افزایش فشار روحی را در زمان چالشی شدن زندگی، روی ما پیاده سازی می کند و اگر فقط و فقط همین تصویر ساده در ذهن تان باشد که یک دانش آموز کنکوری همیشه باید با دغدغه های درونی و بیرونی رو به رو شود و زیر این فشارها خودش را به موفقیت برساند و افت کردن و پایین پرتاب شدن امری کاملا طبیعی در راه رسیدن به موفقیت به کنکور است آنگاه است که هیچگاه انگیزه تان را از دست نمی دهید. 
من این تصویر ساده را الگوی ذهنی یک فرد موفق در کنکور می دانم. هرچقدر یک دانش آموز یا داوطلب کنکور به این نمودار پایبند باشد آنگاه است که با سطح آگاهی بالاتری زندگی می کند و قطعا می تواند از پس فشارهای ساختگی مغزش نجات پیدا کند. طرز تفکر کوه نوردی را فراموش کنید. همیشه یک دره هست، شوکه نشویم و فقط تصمیم بگیریم راه حل داده و پیشرفت کنیم.

شیوا حسینی
شنبه 12 بهمن 1398 11:38 ب.ظ
سلام استاد وقتتون به خیر و نیکی،ممنونم از ،علم و راهنمایی وحس خوبی که به من هدیه دادید،،،اره تاتابستون از خونه فراری بودم ونمیتونسم تنها بمونم ولی از مرداد که به طور اتفاقی وبا تاخیر باسایت شما اشناشدم،خیلی تلاش کردم که از مطالب با ارزشتون استفاده کنم ،،،والان به جرات میتونم بگم که دیگه به تفریح ،دوست ،گوشی،فضای مجازی،تی وی،خانواده،خواب زیاد،وابسته نیستم ،وفهمیدم نیازام استقلال،موقعیت اجتماعی و پول هست وتنها هدف پاسخگوبه نیازام پزشکیه واین علایق و احساسات بی ارزشم منو از هدفم دور می کنه،سایت شما علاوه بر شخصیت وهدفم در برنامه ریزی ومدیرت زمانمم خیلی کمکم کردوباعث شد معنی خیلی از مفاهیمم درست درک کنم و چون امسال مشاورم ندارم باافتخار میتونم بگم که حال بهتر الانمو مدیون شما و سایت بینظیرتونم،شما بهترین الگوی من هستیدواین آرزوی قشنگتونو که میگید موفق ترین باشید خیلی دوست دارم،و دوست دارم شما هم همیشه موفق ترین باشید.
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم. ممنون از لطف تون. موفق ترین باشید.
شیوا حسینی
شنبه 12 بهمن 1398 02:25 ب.ظ
سلام استاد وقت به خیرو نیکی ،من ۲۰سالمه والان چهارمین سالیه که پشت کنکور تجربی ام،وهدفم پزشکیه و به مد گرایی علاقه دارم ،و توی خونواده ای زندگی میکنم که همش در حال خریدن و وقتی منم میخام میگن هروقت قبول شدی میخریم واست ،اینطوری میگن ناراحت میشم وحداقل ۱ساعت غرق رویاپردازی میشموخودموتواون لباساتصورمیکنم ازطرفی الان دیگه تماما ایزوله هستم وبیرون نمیرم دوستو تفریحی ندارم و اکثرا تنهام تو خونه ولی خریدا و تفریحای خونوادمو میبینمو وسوسه میشم،اگه بخرمم میدونم تا کنکور جایی نمیپوشم وتاسال دیگه یه چیز دیگه مد میشه واستفاده نمیکنم،میدونم الان جز درس ب چیزی نیاز ندارم ولی باز ذهنم بهم حمله می کنه میگه تو زندانی هسی،تو ازهمه عقب افتادی،داری زشت میشی،عینه پیرزنا شدیو...چه طوری میتونم از شر مدگراییو افکار مزاحم خلاض بشم؟
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. سوال شما یک پاسخ کوتاه چند خطی ندارد. در واقع بایستی مراحل زیر طی شوند:
1. شما از تاثیر تربیتی خانواده روی خود آگاه شوید.
2. رفتارهای عادت گونه خود را بشناسید و تحلیل کنید.
3. در مورد تنوع طلبی به طور دقیق آموزش ببینید.
4. در مورد تغییر کردن و بحران آن اطلاعات بدست اورید.
5. برای تغییر کردن فشار لازم را بیاورید و قطعا حملات مغز را شناسایی و خنثی کنید.
6. تفکر شما بایستی به طور کامل تغییر کند.
7. بایستی جایگاه هدف در زندگی شما روشن شود به طوری که حاضر باشید هزینه هدفمندی را بپردازید.
این 7 تیتر باید روی شما اصلاح و آموزش داده شود و خودتان می دانید هر کدام از این تیترها خودش نیاز به توضیحات فراوان دارد. سوال شما خیلی ریشه و عمیق است و با یک پاسخ چند خطی قابل تشریح نیست.
در ضمن من به شما افتخار می کنم چون در چنین خانواده ای که هر روز خرید کردن و بیرون رفتن و خوش گذرانی رخ می دهد، درس خواندن برای کنکور با حملات سنگین مغز صورت می گیرد. حتی نشستن در خانه هم سخت است ولی شما دارید تلاش می کنید که روز به روز بهتر شوید. من پیام شما را خیلی دوست دارم چون به من ثابت می کند که انسانی قدرتمند هستید که در حال فشار آوردن برای بهتر کردن شرایط می باشید. موفق ترین باشید.
Atene
پنجشنبه 3 بهمن 1398 12:56 ب.ظ
سلام رور بخیر
اقای جدیدی من دارم برای کنکور تجربی درس میخونم و چون هم با نظام قدیم راحت تر بودم ساختار ذهنیم شکل گرفته بود با اون کتابایی که خودم میرفتم مدرسه و خوندمشون و چون از نظر مالی هم امکانشو نداشتم که کل کتابامو تغییر بدم نظامم رو تغییر ندادم و برای تجربی نظام قدیم دارم خودم رو اماده میکنم از روز اول هم خودم رو درگیر حاشیه نکردم و فقط سرم تو کتابام بود
اما امروز شنیدم که از کتابای نظام جدید سوال طرح میشه و توی کنکور 98 هم سوالای جدیدی بوده که قدیمی ها نتونستن بزنن و حتما باید به عنوان مکمل کتابای بچه های نظام جدید رو بخونیم و مثالاشو حل کنیم
میخواستم بدونم چقدر صحت داره؟
الان من که دارم با کتابای خودم درس میخونم و هیچ کتاب نظام جدیدی ندارم ضرر میکنم؟
ایا فرمت سوالای نظام قدیم مثل سالای قبل نیست؟من خودم که چنین چیزی رو ندیدم
و من تو کلاسای استاد اقاجانی هم شرکت میکنم و ایشون هم تا بحال چنین صحبتی نکردن و دارن شیمی نظام قدیم رو تدریس میکنن
میخواستم نظر شمارو هم بدونم
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. فرض کنیم چنین باشد که شما بروید مثال های کتاب ریاضی نظام جدید را حل کنید. من یک سوال دارم؛ کسی که الان تست های کاربرد مشتق را می زند آیا از پس حل یک تمرین کتاب درسی بر می آید یا بر نمی آید؟
اصلا همه سوالات را از مثال ها کتاب درسی می دهند، سوال روشن و صریح و واضح من این است که این چطور درس خواندنی است که شما تست های کنکور و تالیفی و سطح بالا را می توانید بزنید بعدش تمرین های کتاب درسی را نتوانید بزنید؟
متاسفانه در فضای کنکور صحبت های غیر کارشناسی و غیر اصولی زیاد هست. من کاری ندارم که سوالات از کجا طراحی شده یا طراحی می شود من می گویم وقتی کسی ادعا می کند برای کنکور می خواند و مدعی است تست های مختلف را می زند دیگر نباید از 4 تا تمرین کتاب درسی که اکثرا هم فقط برای جایگذاری هستند نگران باشد.
در ضمن شما می توانید pdf کتاب های ریاضی را از سایت chap.sch.ir دانلود کرده و تمرین هایش را حل کنید. در اینترنت هم صدها سایت هستند که پاسخ تمرین های کتاب درسی را گذاشته اند فقط کافی است سرچ کنید پاسخ تمرین های ریاضی پایه دهم یا هر کتاب دیگری.
خب این چیزها که نیاز به این همه استرسی شدن و درگیر شدن ندارد. این را از من بدانید کسی که می تواند انواع تست های کنکور را حل کند از پس حل تمرین های کتاب درسی صد در صد بر می اید و باز هم این را بدانید کسی که از حل انواع تست های کنکور بر می اید باید از خدایش باشد که تمرین کتاب درسی را بدهند چون او راحت تر پاسخ می دهد.
من تحلیل درس به درس کنکور نظام جدید را نوشته ام. بروید بخوانید و سوالات نظام جدید را جلوی خودتان بگذارید و از خود بپرسید: اگر کسی تست های کنکور را بلد است بزند آیا از پس این سوالات بر نمی آید؟ خدا کند که از تمرین های کتاب درسی سوال بدهند اینطوری وقتی شما که خیلی خوب درس خوانده ای مطمین باش آن را پاسخ می دهی.
فقط خواستم بدانید که این چیزها جنبه روانی دارد و وقتی به آن فکر کنید متوجه می شوید که اگر از تمرین کتاب درسی سوال بدهند برای شما که قوی خوانده اید خیلی بهتر است. چون سطح تمرین های کتاب درسی خیلی سبک و ابتدایی است. به هر روی امیدوارم در این چاله های فکری نیفتید. موفق ترین باشید.
مریم
چهارشنبه 2 بهمن 1398 10:34 ب.ظ
از نظر خودم چون فکر میکنم این درس ها وقت زیادی میخوان و من کم حوصله شدم سراغشون نمیرم از یک طرفم منابعم کتاب های مفصل هستن که واقعا از روشون میخونم خسته کننده اند
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. خیلی خوبه که دلیل شو پیدا کردید. حالا دیگه به یک درک درست از خودتون رسیدید که چرا سمتش نرفتید. البته شاید بعدا به خودتون بگید واقعا این همه سال بخاطر یک بی حوصلگی دو درس رو نمی خواندم؟ بله دقیقا، مغز همین است. او اصلا دنبال موفق شدن ما نیست. با همین روش های به ظاهر ساده چنان تیشه به ریشه ما می زند که متوجه اش نمی شویم. امید است که اجازه ندهید باز هم روش خودش را ادامه دهد. موفق ترین باشید.
علی رضا.ا
چهارشنبه 2 بهمن 1398 10:05 ب.ظ
سلام آقای جدیدی عزیز...یه سوال داشتم..داوطلب کنکور 1400 هستم و یه چند سال به مدت نزدیک5 سال از درس دور بودم..رشته ام هم تجربی هستش..چند بار هم تا بحال به طور ناپیوسته در کنکور شرکت کردم که هربار رتبه معادل 5000الی10000منطقه2 رو آوردم به غیر از اولین کنکورم که 70000شده بودم...الان میخام برای کنکور 1400 به طور جدی شروع به مطالعه بکنم..ولی از طرف خانواده به علت افزایش سن و بی کاری تحت فشار بالا قرار دارم...و اصلا به هیچ عنوان و از هیچ نظر حمایتم نمیکننن..پایه درسی اختصاصی نظام قدیم سبتا قوی هم دارم اللخصوص در شیمی و فیزیک و عربی . زبان...قبلا هم با شما صحبت کرده بودم در این مورد ولی نمیدونم چرا نمیتونم با خودم کنار بیام..کنکور1400تنها فرصته منه و با توجه به این که من 27 سالمه و با توجه به شایعات در مورد کنکور1400مبنی بر اجرایی شدن طرح لیسانس به پزشکی که حتما در جریانید اصلا تمرکز دارم و استرس و فشار روحی فراوانی را متحمل میشوم....و هرلحظه احساس میکم که میخام منفجر بشم و میخام که تا میتوم فریاد بزنم...مابقی رو در متن دیگر براتون ارسال میکنم......
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. در این پیام دغدغه هایتان را طبقه بندی می کنم:
1. هدفی دارید که می خواهید به آن برسید ولی خانواده مخالف هستند.
2. نگران آینده هستید و شایعات ارامشی برای شما نگذاشته است.
در مورد اول از شما می خواهم همین امشب از خانواده تان بخواهید یک راه حل به شما ارایه دهند. می دانید فرق بین نقادهای سینما با کارگردان ها چیست؟ نقادها فقط می نشینند و نقد می نویسند که در جای خودش ارزشمند است ولی کارگردان می رود و فیلم می سازد. نقد کردن آسان و ساختن سخت است.
وقتی کسی را در مقام نقد قرار می دهید، به سخنرانی چیره دست تبدیل شده و چنان سخنوری می کند که گویی یگانه خطیب دنیاست ولی وقتی از همان شخص می خواهی که خب راه حل تو چیست؟ بیشتر با سکوتش رو به رو می شویم. حالا من می خواهم به سراغ خانواده تان بروید و از آن ها راه حل بخواهید. در واقع می خواهم بدانم که ذهنیت آن ها و نقشه شان چیست؟
راه حل شان را برایم بنویسید تا بررسی کنیم. در خصوص مورد دوم بایستی بگویم بنده نظری در مورد آینده ندارم. قبلا خودم را جای شما گذاشتم و یک پاسخ شخصی برایتان نوشتم. نه من می دانم اینده چطوری می شود یا چطوری نمی شود، در خصوص مورد دوم فقط و فقط خودتان باید به یک نتیجه محکم برسید. موفق ترین باشید
مریم
چهارشنبه 2 بهمن 1398 02:06 ب.ظ
سلام.اقای جدیدی من چند ساله کنکور شرکت میکنم دروس عمومی و زیست و شیمی خوبم اما ریاضی و‌فیزیک رو اصلا سمتش نمیرم.با وجود اینکه همه نمرات دبیرستانم‌۲۰بودن اما نمیدونم چرا از وقتی شروع کردم برای کنکور بخونم این دو درس کنار گذاشتم.هر روز میگم صبح زود که بیدار شدم بخونم بعد ساعت ۹ بیدار میشم دیگه نمیخونمش.یه مدت گفتم شبا بخونم اما بازم تا عصر میشه میگم خستم یه درس دیگه بخونم.هر سال هم بخاطر این دو درس رتبم حدود ۸ هزار منطقه سه میشه.ازتون میخوام کمکم کنید
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. بُت ذهنی و بحران شروع برای این درس ها توسط مغزتان برایتان ساخته شده است. تا مادامی که با این فرمول زندگی کنید صد سال هم کنکور بدهید سراغ این درس ها نمی روید. مغز عاشق ذخیره کردن انرژی است. چه بهتر از این برای مغز که شما این دو درس را نخوانید و بعد شما را کم کار، ناتوان، ترسو و از همه بدتر ناامید از نتیحه کند. تازه مغز می گوید تو یک یا چند مشکل اساسی بزرگ هم داری که این همه سال نتوانستی این درس ها را بخوانی.
حالا شاید سوال پیش بیاید که چرا بُت ذهنی برای شما بوجود آمده است؟ پاسخش بر می گردد به چند فاکتور که باید درون خود بررسی کنید. ممکن است همه این دلایل یا یکی دو مورد از آن ها باشد:
1. ممکن است شما روی این دو درس خیلی تعصب دارید و چون نمرات تان خوب است می ترسید با درس خواندن و تست زدن روی این دو درس، باورهایتان بهم بریزد و بفهمید که ای داد بی داد خیلی از تست ها را بلد نیستیم و به نوعی احساس ضعف و از بین رفتن اعتماد به نفس می کنید. برای همین سراغ شان نمی روید که باورهایتان بهم نریزد.
2. ممکن است فردی کمالگرا هستید که به دنبال یک شرایط آرمانی بی نظیر هستید تا به این دو درس به طور ویژه برسید چون احترام قایل هستید و می خواهید از نظر فکری و روحی کاملا آزاد باشید تا به این دو درس در برنامه ریزی تان بپردازید.
3. ممکن است اعتماد به نفس زیادی روی این دو درس دارید و فرمول ذهنی تان این شده که چون من این دو درس را قوی هستم پس خیلی زود یادشان می گیرم در نتیجه نیازی نیست وقت بگذارم بهتر است بقیه را بخوانم بعدش به سراغ این دو درس می آیم.
4. ممکن است در تست زنی این دو درس قبلا ناموفق بوده اید و ترس از این تست ها دارید و بهم می ریزید.
و یا شاید دلایل دیگری که باعث شده این بُت ها بوجود آیند. می گویم دلایل دیگر چون نمی شود فقط به 4 مورد بالا اکتفا کرد. انسان موجود پیچیده ای است چه بسا اگر با شما صحبت شود متوجه شویم که دلیل یا دلایل دیگری دارند باعث این بُت سازی می شوند.
حالا در این شرایط چه باید کرد؟ دو راهکار باید به طور موازی طی شوند:
1. شما باید دلیل یا دلایل بُت سازی را بیرون بکشید چون این دلایل باید اصلاح و ترمیم شوند. طرز تفکر شما نسبت به این دو درس اگر اشتباه شکل بگیرد قطعا بازهم سراغش نمی روید.
2. از همین حالا همین حالا دقت کنید همین حالا استارت خواندن ریاضی و فیزیک را بزنید و به هیچ وجه نگویید فردا. اولین درهم شکستن مهمترین حرکت است. موفق ترین باشید.
سه شنبه 1 بهمن 1398 09:18 ب.ظ
ممنون از پاسخگوییتان. از نظر من موفقیت متناسب با تلاش و ابزارهایی است که در مسیر حرکت از آن استفاده میکنیم. تلاش خیلی مهم است اما ابزارها هم مهم هستند.آیا تلاش بدون ابزار نتیجه خوبی را به همراه دارد؟میدانم نتیجه دارد اما نه آن نتیجه ای که من میخواهم.
تلاش میکنم چون میدانم کار دیگری جز این از من بر نمیاید.عملکرد مناسب من تنها همین میتواند باشد . بقیه چیزها را نمیتوانم تغییر دهم .
لطفا راه حلی برای تمرکز کردن به من بگویید.چطور از این حواس پرتی ها رها شوم.گاهی یک صفحه زیست را نیم ساعت طول میکشد تا بخوانم.وقتی شرایط بقیه را میبینم واقعا حس ناامیدی به من دست میدهد.شرایطم شبیه کسی است که بسیار تشنه است و آب جلوی رویش است به او میگویند آب را که هدفت هست بخور ولی با دست بسته.از ما نخواه که دست هایت را باز کنیم با این که توانایی باز کردن دست هایت را داریم.این است که بسیار بر عذاب من افزوده.خیلی خیلی خیلی ممنون که انسانی دغدغه مند هستید و برای بقیه وقت می گذارید .خدا خیرتان دهد.
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. راه حل افزایش تمرکز شما همانی است که عرض کردم یعنی بستن پرونده تفکرات متمیی. یعنی چه؟ یعنی تا مادامی که شما دنبال نداشته های خود باشید آنگاه است که دنیایی از افکار مختلف را برای مغز ردیف می کنید و این فرصت در اختیارش است تا فکر شما را به هر سمتی هدایت کند.
اما اگر پرونده تمامی این افکار را ببندید و با صدور حکم «من با همین شرایط و محدودیت ها باید تلاشم را کنم» جلوی مغز محکم بایستید و چند روزی را فشار بیاورید و حتی اگر لازم است با صدای بلند درس بخوانید تا مغز پس از چند روز متوجه شود که دیگر نمی تواند از این جهت به شما ضربه بزند.
دقت کنید که وقتی حکم صادر می کنید و جلوی مغز مقاومت می کنید از همان لحظه تمرکزتان زیاد نمی شود بلکه چند مدتی طول می کشد تا مغز دست از این روش تفکرات متممی بردارد و بفهمد با افکار قبلی نمی تواند جلوی شما را بگیرد.
پس نکته مهم این است که چند مدتی را باید فشار بیاورید و فکر نکنید باید از همین لحظه اول تمرکزتان عالی باشد. قطعا نیاز به تکرار کردن دارد تا مغز شرطی شدن را بپذیرد. همچنین یادتان باشد مغز وقتی دست از این افکار بردارد قطعا به سراغ روش های دیگر می رود تا شما را از درس خواندن ناامید کند. یادتان باشد وظیفه مغز جلوگیری از مصرف انرژی است. موفق ترین باشید.
سه شنبه 1 بهمن 1398 09:21 ق.ظ
سلام. ممنون بابت مطالب مفیدتون. من خیلی وسط درس خواندن حواسم پرت میشود و به نداشته هایم فکر میکنم و همه اش در حال فکر کردن به این هستم که روزی نداشته هایم در مسیر کنکور برایم فراهم شود و من به بهترین نحو در مسیر هدفم پیش روم.مثلا بتوانم کلاس کنکور بروم یا مشاور بگیریم یا فلان کتاب را بخرم و....این فکر ها هم از زمانی شروع شد که من به قول شما در دره درسی افتادم .قسمتهایی از درس را که نمیفهمم را نمیدانم باید چه کار کنم و چطور مشکلم را حل کنم.این مشکلم هست و نمیدانم چطور باید با آن برخورد کنم.ضمن این که اصلا ساعت مطالعه ام را پایین نیاوردم اما کیفیت مطالعه ام به شدت افت کرده است .ذهنم یا در گیر مطالبی است که نفهمیدم یا دنبال راهی برای برطرف کردن آن که شاید بعدها به آن برسد.میدانم مشکلم چیست اما این که نمیتوانم آن را حل کنم به خاطر شرایط واقعا عذاب آور است.احساس میکنم تلاش هایم به نتیجه عالی ختم نمی شود با این شرایط چطور باید ذهنم را کنترل کنم؟ممنون.
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. اگر کسی قرار است به موفقیت برسد باید به این سوال جواب بدهد: با همین چیزهایی که دارم و با همین شرایطی که در آن قرار دارم چطور به موفقیت برسم. سوال اصلی این نیست که ایده ال های من چه چیزی است سوال این است که در همین محدودیت ها چطور باید راه حل بدهم و زندگی ام را بسازم.
دقت کنید که شما یک کاری شبیه رویا پرداز ها انجام می دهید. آن ها هم در تخیلات خود به دنبال بهتر شدن زندگی شان هستند در حالیکه راه حل ما در دنیای واقعی است. محدودیت های خود را بپذیرید و به این سوال پاسخ دهید: با همین محدودیت ها و در شرایط فعلی روش و راهکار من چیست؟ چه کار کنم با همین محدودیت ها یک عملکرد مناسب ثبت کنم؟ موفق ترین باشید.
آناهیتا
دوشنبه 30 دی 1398 06:42 ب.ظ
سلام آقای جدیدی.ممنون از مطلب مفیدتون.این روزهایی که خسته و بی انگیزه میشیم چطوری خودمون رو وادار به درس خوندن کنیم؟ چون من بعضی روزا که به زور میرم سمت درس حس میکنم مطالعه م کیفیت کافی نداره و اصلا نمی کشم! خودم هم میدونم این یه دام ذهنیه ولی با افت کیفیت و تمرکز چیکار کنیم؟؟
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. خود کلمه افت کیفیت و عمیق نبودن مطالعه نقشه طراحی شده توسط مغز است برای اینکه شما را نسبت به مطالعه در آن شرایط بی انگیزه کند و در ته دره بمانید. اما بایستی بدانید که آن حالت ها فقط ساخته احساسات شما هستند و اگر در این شرایط درس بخوانید پس از مدتی مغز می آموزد که وقتی شما در ته دره هستید بازهم درس می خوانید پس کم کم متوجه می شوید که بار حس منفی روزهای قبل را ندارید چون مغز را شرطی کرده اید که من درس می خوانم حتی با دنیا دنیا حس منفی.
این شرطی کردن مغز بسیار مهم است. متاسفانه اکثرا این مغز است که ما را شرطی می کند. مثلا با کمی احساس بی حوصلگی کل روز را درس نمی خوانیم با چند دقیقه دیر بیدار شدن کل روز را می خوابیم با یک میهمانی ساده از صبح درس نمی خوانیم و ...
حالا نوبت ماست که مغز را شرطی کنیم. من این جمله را به مغزم می گویم: مطالعه بی کیفیت بهتر از آن است که کلک مغزم را بخورم و روزم را از دست بدهم و بعد همین مغز به من بگوید که دیر شده و تو زمانی زیادی از دست داده ای پس دیگر فایده ای ندارد و درس نخوان.
یادتان باشد کیفیت مطالعه در روزهایی که در دره هستید یک دروغ بزرگ است که مغز می خواهد به خورد ما بدهد. اگر باورش کنید و شرطی شوید آنگاه هر چند روز یک بار نباید درس بخوانید و اگر اینطوری شوید آنگاه پس از چند وقت خواهد گفت تو ثبات نداری پس کلا به درد موفقیت در کنکور نمی خوری.
یعنی خود مغز مهندسی می کند خودش هم سرکوفت می زند. ما موظف هستیم در بدترین روزمان نیز به مغز فشار بیاوریم. اگر به میز درسی مان متعهد نباشیم و راحت رهایش کنیم روزهای بعدی آن را راحت تر رها می کنیم.
خلاصه صحبتم این است که در روزهایی که در دره هستید اصلا به مکالمه های مغزتان پاسخ ندهید و وارد گفت و گو نشوید و فقط یک جمله بگویید من امروز همان مطالعه بی کیفیت به درد نخور را انجام می دهم و دیگر صحبتی با مغزتان نکنید.
دقت شود که خود مکالمه های درونی برای کنترل احساسی شما هستند تا بتوانند شما را مدیریت کنند. حتما لازم است در مورد مکالمه ها و کلک مغز در یک مطلب دیگر صحبت کنیم. موفق ترین باشید.
الهه
دوشنبه 30 دی 1398 04:06 ب.ظ
سلام آقای جدیدی،از وقتی استخدامی شرکت کردم ودعوت به مصاحبه شدم ومنتظرنتیجه هستم خیلی استرس گرفتم انگیزه ام برای زندگی کردن کم شده،همش فکرم درگیره چون بیکار هم شدم همه آرزویم این استخدامی شده که قبول بشم
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. این حالت شما طبیعی است و به نوعی واکنش سیستم دفاعی مغزتان در پاسخ به شرایط فعلی تان می باشد. اگر می خواهید از این شرایط خارج شوید نیاز هست که با مطالعه تک کتاب شروع کنید و آرام آرام این بُت های ذهنی را بشکنید و از این فضا خارج شوید و سپس بتوانید برنامه کامل برای کنکور اجرا کنید. موفق ترین باشید.
علی رضا.ا
دوشنبه 30 دی 1398 10:15 ق.ظ
سلام آقای جدیدی عزیز .شرمنده از بابت مزاحمت دوباره..ولی چه میشه کرد..تقصیر خودتون هم هست ..اینقدر دقیق و باظرافت درباره کنکور نوشتید که واقعا آدم شگفت زده میشه..ولی مشکل من اینه که من 27 سال دارم و در خرداد وارد 28 سالگی میشم...مشکل سربازی ندارم..و دانشجوی انصرافی پیام نور هستم..که 3سال پیش انصراف دادم..تا الانشم4بار کنکور دادم...ولی نه به طور پی در پی...ولی الان میخام شروع کنم به صورت جدی برای رتبه زیر 1000...البته تمایل و علاقه عجیبی به دندان پزشکی و سلامت دهان و دندان دارم...ولی مشکل از این جا شروع میشه که بنا بر محدویت هایی که دارم فقط میتونم کنکور 99 یا 1400شرکت بکنم...سوال اولم ایه که من یه مشاور تو شهر خودمون دارم که الان 3جلسه هستش که بهشون دارم برای کنکور مراجعه میکنم..و صحبت هایی بامن کرده که من را به کلی از زندگی ساقط کرده...از سایت های مختلف هم تحقیق کردم جواب درست حسابی نگرفتم...و اونم ایننه که شورای عالی اقلاب فرهنگی قراره یه طرحی رو موسوم به طرح پذیرش دانشجوی پزشکی برای تمام ظرفیت از لیسانس انجام بده و دیگه از سال 1400 پذیرش دانشجوی دکتراحرفه ای از دیپلم نداشته باشیم...و هرکی بخاد بره پزشکی بخونه باید بره اول لیسانس بگیره بعد دوباره بیاد ککور لیسانس به پزشکی بده و بعد اگه قبول شد بره دانشگاه پزشکی بخونه...آیا این امر برای کنکور 1400امکان پذیره؟؟؟مگه قانون اینطوری نیستش که قبل هر تغییری در قانون کنکور باید از چند سال قبل اطلاع رسانی بکنند؟؟؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. لطف دارید. بنده به عنوان مشاور موظف هستم در مورد قوانین تا به این لحظه صحبت کنم. اما اگر خودم را جای شما بگذارم و بخواهم با تجربه خودم تصمیم گیری کنم آنگاه درس خواندن را پر فشار انجام می دهم چون با خودم می گویم دو حالت دارد:
حالت اول: فرض کنیم که صد در صد چنین اتفاقی که می گویند واقعا رخ می دهد که در اینصورت درست است من برای کنکور خوانده بودم ولی حالا همان سواد را برای رفتن به رشته لیسانس بهتر در دانشگاه بهتر خواهم داشت و این خودش یک ضریب و شانس بزرگتر برای من است که بتوانم در لیسانس به دکتری حرفه ای بهتر اقدام کنم. پس خواندن هایم مرا از بقیه جلو انداخته است و شانس بهتری برای قبولی در رشته لیسانس مرتبط در دانشگاه بهتر را خواهم داشت. به هرحال وقتی مصاحبه حضوری بروم آنگاه من لیسانس از یک دانشگاه برجسته دارم و راحت تر قبول می شوم چون دید اساتید به دانشگاه های تاپ متفاوت است.
حالت دوم، مثل تمام اخباری که همیشه پیرامون حذف کنکور و تغییر پذیرش در کنکور طی این سال ها وجود داشته است این خبر هم دروغ از آب در می آید و کنکور به مانند گذشته سر جای خودش باقی می ماند. که در اینصورت بازهم من برنده هستم چون درس خواندن هایم را برای کنکور داشته ام و زمان را از دست نداده ام.
این موضوع تحلیل شخصی من برای خودم بود. اصلا نمی گویم که شما هم این تحلیل را قبول کنید من فقط سعی کردم خودم را جای شما بگذارم و بگویم اگر من چنین خبری را شنیده بودم چگونه تحلیل کرده و اقدام می کردم.
به هر روی، اگر من جای شما باشم حتی یک درصد هم ریسک نمی کنم و با قدرت درس می خوانم چون با درس خواندن چیزی از دست نمی دهم ولی با درس نخواندن هر لحظه ممکن است اتفاقات بدی برایم رخ بدهد. تحلیل من صرفا برای خودم بود و هیچ اصراری بر درستی آن ندارم. امیدوارم شما هم تحلیل خودتان را انجام دهید و خیلی سریع تصمیم بگیرید. یادتان باشد مغز از اینکه شما در ابهام باشید لذت می برد چون انسان در ابهام تلاش نمی کند. موفق ترین باشید.
سمیه
یکشنبه 29 دی 1398 04:16 ب.ظ
سلام.خسته نباشید.از مطلب مفیدتون متشکرم.من دیپلم سال۸۸ هستم‌با معدل بالا.اما متاسفانه تا بحال نتونستم رشته پزشکی قبول شم چند ترم دانشگاه گذروندم اما انصراف دادم.و درگیر زندگی شدم و الان بچه کوچیکی دارم.امسال میخوام کنکور بدم چون کفتن که اخرین سال برای نظام قدیم.از الان میخوام شروع کنم امیدوارم که بتونم برسم.دوست دارم تلاشم رو بکنم چون از تکرار فکرهام خسته شدم دوست دارم حرکت کنم و این درجا زدن رو کنار بگذارم.خواستم ازتون بپرسم اینکه امسال کنکور نظام قدیم بدم درسته یا اینکه از الان بشینم برای سال بعد کتب نظام جدید رو بخونم؟ در واقع سوالم این هستش که اگه امسال تا کنکور بخونم و به نتیجه دلخواهم نرسم ایا اگه سال بعد بخوام نظام جدید شرکت کنم راحتره؟ایا درس ها خیلی تغییر کردن؟ در واقع با خوندن کتب نظام قدیم کمکی به سال بعدش میکنه اگه خدایی نکرده نتیجه دلخواه حاصل نشد؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. برای تغییرات کتاب درسی نظام قدیم و جدید سه مطلب جامع و جداگانه نوشته ام که می توانید آن ها را برای کسب اطلاعات بیشتر و ریزتر مطالعه کنید.
اینکه نظام قدیم را مسلط باشید قطعا به تسلط روی نظام جدید هم کمک می کند ولی اینکه الان نظام قدیم بخوانید یا نظام جدید بنده نظری نمی توانم بدهم چون مسایل مختلفی هست که باید بازگو شود و کلی باید جزییات را بررسی نمود بنابراین قابل پاسخ در پیام نیست. به هر روی اگر کسی روی نظام قدیم مسلط باشد قطعا کار راحتی در بدست آوردن تسلط روی نظام جدید خواهد داشت. موفق ترین باشید.
یکشنبه 29 دی 1398 01:53 ب.ظ
سلام آقای جدیدی اگر بدترین حالت را در نظر بگیرم امکان درس خواندن خیلی کم میشود در واقع من دقیقا الان همین مشکل دارم که مغزم میگه درس چی میخوانی وقتی در آینده میخواهد این اتفاق بیافتد دیگر توانایی درس خواندن نداری وقت به شدت محدود میشود
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. اتفاقا شما باید در همین شرایط درس بخوانید. اگر قرار باشد همه چیز گلستان باشد و شما درس بخوانید که هنر نکرده اید. من همین امسال شاگردی دارم که از دو سال پیش مبتلا به سرطان خون شد و پزشکان حتی گفته بودند بالای 70 درصد فوت می کند ولی از همان موقع و در همان شرایط درس خواندن را رها نکرد و امسال دیپلمش را هم گرفت و تا چند ماه دیگر هم خوب می شود.
من از شما توقع دارم به مغزتان بگویید من وظیفه امروزم را باید انجام دهم حتی اگر در آینده و برای همیشه نشود درس خواند اما همین چند ماه را باید بخوانم تا سرم را بتوانم بالا بگیرم و به خودم بگویم که تو وظیفه ات را انجام دادی نه اینکه اگر در اردیبهشت شما مشکل تان حل شد بگویید ای داد بی داد کاش خوانده بودم.
من همیشه شاهد درس خواندن کسانی بوده ام که خودم تسلیم قدرت آن ها شده ام و به ایشان افتخار می کنم. کسانی که با مشکلات عجیب و غریب و در اوج گرفتاری مثل از دست دادن مادر یا ورشکستگی کامل پدر یا سرطان و ... درس می خواندند.
یادتان باشد انسان سطح بالا در همین بزنگاه ها خودش را نشان می دهد. جواب مغز شما روشن است: بدترین اتفاق رخ بدهد باز هم وظیفه امروزم را کامل انجام می دهم. اینطوری من یک انسان سطح بالا هستم اگر هیچوقت هم نتوانم درس بخوانم اما همین چندماهی که خواندم از من یک انسان سطح بالا می سازد. موفق ترین باشید.
شنبه 28 دی 1398 11:02 ب.ظ
سلام خسته نباشید من یک موضوع حل نشده در مغز دارم که امکان حل شدن آن تا اریبهشت وجود ندارد حالا مغز با همون مسله هرروز داره فشار میاورد سبب کاهش راندمان مطالعه شده حالا به نظر شما چه رویکردی میتوان با آن مقابله کنم
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. همین الان بدترین حالت ممکن را در نظر بگیرید و به مغزتان بگویید آن مسئله اردیبهشت به بدترین حالت ممکن قرار است رخ دهد. حالا در بدترین حالت ممکن یک حکم صادر کنید و درس خواندن را شروع کنید.
چون مغز ما معمولا وقتی با این نوع از مسایل رو به رو می شود برای جلوگیری کردن از روند درس خواندن ما سعی می کند حالت های مختلف را در نظر بگیرید و با ما بازی راه بیندازد و بهترین کار این است که بدترین حالت را در نظر بگیرید و تا مغزتان موضوع را وسط کشید شما خواهید گفت بدترین حالت روی می دهد و قبلا حکمم را صادر کرده ام و پاسخش را آماده دارم پس نیازی به فکر کردن ندارد.
چند روزی طول می کشد تا با این روش شما بتوانید مغز را خنثی کنید ولی یادتان باشد مغز هیچوقت سکوت نمی کند. این موضوع تمام شود چالش و دغدغه دیگری را شروع می کند در نتیجه هر روز آماده مقابله با مغزتان باشید. موفق ترین باشید.
شیما
شنبه 28 دی 1398 05:16 ب.ظ
آقای جدیدی من معتقدم تو زندگی با توجه به هدفی که داریم باید بهاش رو بپردازیم مثلا کسی که انتخاب میکنه پزشک بشه تنها راهش اینه که اول درس بخونه کنکور قبول بشه و بعد بره دانشگاه و دوباره درس بخونه تا بتونه پزشک بشه، تو یکی دو روز که پزشک نمیشی، کسی هم اگه نری دانشگاه و اون مراحل رو طی نکنی اصلا به عنوان پزشک قبولت نمیکنه حتی اگه تموم درس هاشو بدونی اما دانشگاه نرفته باشی تو رو پزشک نمیدونن. اما کسایی مثل این شغل هایی که فرمودین بهاش با بهای کسی که درس خوندن رو انتخاب کرده فرق داره کسایی که مثلا میخوان از این شغل تاکسی های اینترنتی داشته باشن تنها کاری که باید بکنن ایجاد این اپلیکیشن ها (حالا با توجه به پول یا هر چیزی که نیاز داره برای شروع) و بعد رسیدن به موفقیت یا هدفشون هست یا اون کسی که گفتید رئیس فیسبوک اون هدفش این بوده که یه چیزی مثل فیسبوک الان رو داشته باشه پس بهای رسیدن به هدفش کار کردن با کامپیوتر و زمان گذاشتن با توجه به هدفش هست. در اصل من جمله ام رو درست نگفتم باید می گفتم ما تو زندگیمون با توجه به اهدافی که داریم باید براش زمان بزاریم و تلاش کنیم و به دستش بیاریم و بهای هر شغلی و میزان تلاشی که میخواد با شغل دیگه متفاوته که در این صورت شغل هایی هم هستن که نیاز به زمان زیادی ندارن و با کمی تلاش میشه بهش رسید درست میگم؟
پاسخ رضا جدیدی :
الان صحبت های شما درست شد. چون دفعه قبل به صورت کلی در مورد هدف سخن گفتید و در نتیجه به صورت کلی صحبت شما نادرست بود ولی حالا که به صورت خاص در مورد پزشکی سخت گفتید کاملا صحبت های شما درست هستند.
به هر روی وقتی از موفقیت صحبت می کنیم بایستی بدانیم به صورت کلی صحبت می کنیم پس جنس موفقیت اهمیتی ندارد ولی وقتی به صورت خاص در مورد موفقیت در پزشکی صحبت می کنیم خب دنیای بحث تغییر می کند.
حالا این اعتقادات شما وقتی زیباتر می شوند که عملگرایی از شما ببینیم. چون تفکرگرایی در ذات خودش هیچ ارزشی برای انسان بوجود نمی آورد بلکه اگر به عملگرایی برسد شما را موفق کرد پس لطفا عملگرایانه به زندگی تان ادامه دهید. موفق ترین باشید.
شیما
شنبه 28 دی 1398 04:53 ب.ظ
سلام ممنون. جدا از این متن اگه در نظر بگیریم حرف هایی که براتون نوشتم رو قبول دارید؟ من اعتقاداتم در مورد رسیدن به هدف رو نوشتم به نظرتون نظرم در مورد مسیر هدف و نحوه رسیدن به اون درسته؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. بله تمامی صحبت های شما به جز جلمه «هیچ چیزی تو زندگی سریع به دست نمیاد» درست هستند. حالا چرا این جمله درست نیست؟ چون انسان های موفقی در جهان داریم که اتفاقا با کار خیلی کم نتایج خیلی بزرگی کسب کرده اند. بنابراین لازمه موفق شدن زیاد کار کردن نیست بلکه استثناهایی در جهان موفقیت وجود دارند که کار زیادی هم نکرده اند و موفق شده اند.
به طور مثال رئیس فیسبوک که در دوره دانشجویی و با صرف زمان محدود یک موفقیت جهانی بدست آورده است. یا همین اپلیکیشن های تاکسی اینترنتی که البته یک کار تقلیدی از سایر کشورهاست ولی به هرحال صاحبان این کار که الان جزء موفق های حوزه خودشان هستند زحمت و کار طولانی مدتی نکشیده اند.
بنابراین نمی توانیم بگوییم هیچ چیزی سریع بدست نمی آید بلکه باید بگوییم اکثر چیزها برای بدست آوردن شان زمان زیادی باید بگذاریم بله اکثر چیزها اینطوری هستند ولی استثناهایی هم حضور دارند. موفق ترین باشید.
شیما
شنبه 28 دی 1398 04:20 ب.ظ
سلام آقای جدیدی. منظور شما از این متن این هست که ما تو زندگیمون اگه هر چیز باارزشی رو میخوایم باید براش وقت بزاریم و هر روز برای رسیدن به هدفمون قدم برداریم حتی اگر اون قدم حل کردن چالش یا همون به قول شما دره باشه؟ یعنی اینکه همیشه از بینش و تمرکز استفاده کنیم و گول شرایط رو نخوریم و ما کارهای کوچک رو قدم به قدم برای رسیدن به هدفمون برداریم و هر روز سعی کنیم کاری انجام بدیم برای هدفمون حتی اگه اون کار مواجه شدن با دره و عبور از اون باشه؟ و هیچ چیزی تو زندگی سریع به دست نمیاد و باید هر روز و هر روز برای اهدافمون باید هم پیشرفت کنیم و هم اگه چالشی بود گول احساسات و مغز رو نخوریم و همچنان مسرانه ادامه بدیم؟
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. منظور من در این مطلب این است که اکثر کنکوری ها، انتظار دارند هر روز که درس می خوانند بهتر از دیروزشان باشند هم از نظر درسی هم از نظر روحی و این انتظار غلط است.
در واقع مسیر کنکور مثل یک کوه نیست که شما هر روز که قدمی بر میدارید بالاتر بروید بلکه این مسیر همیشه دارای مشکلات است. به عبارت دیگر منتظر روزی نباشید که مشکلی در پیش روی شما نباشد و هر روز که بیدار می شوید با خود بگویید امروز قرار است یک تا چند مشکل مختلف چه درسی چه روحی را حل کنم.
کسانی که فکر میکنند مسیر کنکور مانند کوه است بعد از مدتی با خودشان می گویند: پس چرا من حالم بهتر نمی شود؟ چرا هنوز هم مشکلات هستند؟ چرا این همه درس می خوانم ولی باز هم تست غلط می زنم و چرا من به ثبات روحی و فکری نمی رسم.
آن ها انتظار دارند چند روز یا چند ماه درس خواندن مثل صعود از کوه باشد و به قله برسند و همه روزها عالی و بی نظیر سپری شود. در حالیکه در مسیر کنکور همیشه افت های روحی و درسی و فکری و مشکلات هستند و اگر شما این آگاهی را داشته باشید که مسیر کنکور مثل کوه نیست بلکه هر روز چالشی تر از دیروز است آنگاه هرگز انگیزه تان را از این جهت از دست نمی دهید زیرا از قبل انتظاراتان از روزهای کنکور این است که مشکلی باشد نه اینکه به غلط انتظار داشته باشید که بعد از مدتی درس خواندن دیگر مشکلی نداشته باشید و هر روز با نشاط و خوب درس بخوانید.
در یک جمله: انتظار اینکه پس از چند ماه درس خواندن همه مشکلات حل شوند را نداشته باشید. مشکلات در تمام طول مسیر موفقیت وجود دارد حتی در قدم آخر هم ممکن است مشکلاتی داشته باشید. موفق ترین باشید.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.