کلبه مشاوره رضا جدیدی مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور - درس خواندن به حالت دراز کش ایرادی دارد؟

مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور


راه های ارتباطی با رضا جدیدی: شماره تلفن ثابت: 34774341-086 شماره تلفن همراه: 09189580918

درس خواندن به حالت دراز کش ایرادی دارد؟

یکی از پرسش های پرتکرار در مورد مطالعه و درس خواندن این سوال است که آیا به حالت دراز کش درس خواندن، ایرادی دارد یا خیر؟ در این مطلب می خواهیم به بررسی این پرسش از زوایای مختلف بپردازیم، اما سخن آخر را همین ابتدا می گویم که درس خواندن طولانی مدت به حالت دراز کش، آسیب هایی برای چشمان و  آناتومی بدن شما در پی خواهد داشت.
زاویه دید اول در مورد دراز کش درس خواندن: آناتومی ستون فقرات انسان به گونه ای است که در تصویر زیر مشاهده می کنید. یعنی دو انحنا، در ناحیه کمر و گردن وجود دارد که این دو انحنا به روی دو پا راه رفتن انسان کمک می کند. هرگاه این شکل و شمایل ستون فقرات تحت فشار قرار بگیرد، احساس کمر درد یا گرفتگی در ناحیه پشت کتف ها و گردن را در پی خواهد داشت.
ستون فقرات

وقتی به حالت خوابیده روی شکم قرار می گیرید و می خواهید مطالعه کنید، انحنای کمرتان فشار زیادی را تحمل نمی کند ولی انحنای مربوط به گردن، کاملا تحت فشار قرار می گیرد. زیرا سرتان در صورت دراز کش، به سمت بالا کشیده می شود و همین حالت، فشار به این قسمت می آورد.
اگر به مدت طولانی در این حالت قرار بگیرید، آنگاه درد در ناحیه گردن، را حس خواهید کرد. فشار به مهره ها و احساس نامطلوب در هنگام چرخاندن گردن نیز از عوارض دیگر، به حالت دراز کش درس خواندن است. بنابراین، هرگز به مدت طولانی توصیه نمی شود که دانش آموز یا داوطلب کنکور، در حالت دراز کش قرار بگیرد و با این وضعیت درس بخواند.
زاویه دید دوم در مورد روی شکم  درس خواندن: وقتی خوابیده درس می خوانید، فاصله چشمان شما از کتاب هایتان حدود یک وجب می شود. این نزدیک بودن به نوشته های کتاب، استاندارد نیست. فشار آمدن به چشم ها، جدی ترین تهدید، دراز کش درس خواندن است که اغلب به آن توجه نمی شود. ما موظف هستیم که فاصله استاندارد تا صفحات کتاب را رعایت کنید. این فاصله حدود دو وجب دست هایتان است.
اگر بخواهید در حالت دراز کش، این فاصله را رعایت کنید، آنگاه مجبورید سر و گردن خود را به سمت بالا بکشید که در این صورت اولا مدت طولانی نمی توانید در آن وضعیت قرار بگیرید و دوما، فشار وارد شده به ناحیه گردن و کمر، باعث ایجاد دردهایی در پشت شما خواهد شد.
برخی از دانش آموزان و کنکوری ها از بالشت زیر قفسه سینه شان استفاده می کنند تا با این روش بتوانند ارتفاع خود با صفحات کتاب را افزایش دهند اما از این مورد غافل هستند که وجود بالشت زیر قفسه سینه، باعث فشار وارد شدن به ستون فقرات می شود و مشکل زاویه دید اول را تشدید می کند و باعث گسترش دردها در دراز مدت می شود.
زاویه دید سوم در مورد درس خواندن به حالت خوابیده روی شکم: حالت دراز کش درس خواندن، یک مقدمه خوب برای شروع خوابیدن و چُرت زدن است. اکثر افرادی که در حالت دراز کش قرار می گیرند پس از چند دقیقه، خوابشان می گیرد و به بهانه اینکه چشم بسته مرور می کنند، آرام آرام سرشان رو روی دست هایشان می گذارند و کم کم خوابشان می گیرد. در حالیکه آن دانش آموز یا داوطلب کنکور، به اندازه کافی خوابیده بوده است ولی حالت دراز کش، این شرایط را برای خوابیدن بیشتر و چرت زدن فراهم می کند.
اکثر تجربه ها از سوی کنکوری ها و دانش آموزان نشان می دهد که مطالعه موفقی از حالت دراز کش خود به یاد ندارند و همیشه پس از چند دقیقه یا با دردهای ناحیه کتف و گردن، مجبور به تغییر وضعیت هستند یا آنکه بی اختیار، خوابشان گرفته و مدت زمانی را از دست داده اند.
زاویه دید چهارم در مورد خوابیده درس خواندن: اکثر دانش آموزان و کنکوری ها، رویا پردازی خود را وقتی انجام می دهند که به حالت خوابیده یا درازکش هستند. تکرار رویا پردازی و خاطره بازی، در حالت دراز کش باعث می شود تا این دانش آموز یا داوطلب کنکور به محض اینکه در حالت خوابیده قرار می گیرد؛ زمینه برای فکر کردن و رویاپردازی اش شروع شود. به این حالت می گویم شرطی شدن کلاسیک.
شرطی شدن کلاسیک به این معناست که یک اتفاق باعث شکل گرفتن یک پاسخ غیر آگاهانه می شود. مثلا وقتی وارد خانه تاریک می شوید بدون آگاهی دنبال کلید هستید تا لامپ را روشن کنید. در واقع تاریک بودن با روشن کردن لامپ یک پیوند برقرار کرده است. حالا برای اکثر افراد، دراز کشیدن و خوابیدن پیوند سخت و محکمی با خیال پردازی خورده است و همین باعث می شود تا وقتی به حالت دراز کش قرار می گیرند، کم کم از حالت درس خواندن خارج و به دنیای رویاپردازی و خاطره بازی وارد شوند و به همین سادگی زمان مطالعه شان را از دست بدهند.
زاویه دید پنجم در مورد دراز کش درس خواندن: شما قرار است در روز کنکور، 4 ساعت را به صورت نشسته، کنکور بدهید برای همین بایستی در تمام روزهای قبل از کنکور، خود را برای این شرایط آماده کنید. به طوری که پس از چند ماه، بتوانید چندین ساعت بنشینید که من اسم این تمرین را، تمرین نشستن می گذارم.
حالا کسی که به صورت دراز کش برای مدت طولانی می خواهد درس بخواند، از این تمرین نشستن غافل می شود در نتیجه این افراد توانایی طولانی مدت نشستن را ندارند و همین امر باعث می شود تا در صورت طولانی نشستن احساس درد در ناحیه پهلوها کنند و بیقرار شوند و به جای آنکه تمرکزشان روی تست زدن باشد دایما در حال تکان خوردن روی صندلی هستند.
بنابراین به حالت دراز کش درس خواندن با نیاز شما در روز کنکور که لازم است حتما نشسته روی صندلی، آزمون بدهید همخوانی ندارد و بایستی خود را به نشستن عادت بدهید تا در یک بازه زمانی طولانی، به راحتی بتوانید طولانی بنشینید.
اگر کسی برای مدت محدود مثلا 30 دقیقه در طول یک روز، به صورت دراز کش درس بخواند، مشکل جدی پیدا نمی کند اما اگر دانش آموزان و داوطلبان کنکوری که قرار است همه یا نصف زمان درس خواندن خود را به حالت دراز کش باشند، به 5 زاویه دید بالا توجه کنند و بدانند که راه و رسم درستی را در پیش نگرفته اند. 
توصیه من به افرادی که برای ایجاد تنوع یا رفع خستگی می خواهند دراز کش درس بخوانند این است که می توانید یک درس حفظی را انتخاب کنید و به صورت ایستاده و در حال راه رفتن آن درس را در اتاق خود مرور کنید. این حالت خیلی بهتر از حالت خوابیده است و می توانید برای مدت بیشتری هم از این روش استفاده کنید تا هم تنوع و رفع خستگی از نشستن را رقم بزنید و هم اینکه آسیبی به خودتان نمی زنید.

چهارشنبه 25 دی 1398 01:46 ب.ظ
سلام آقای جدیدی ممنون که جواب دادید ببخشید ساعت ۶ صبح برای بیداری خوبه؟ شما پیشنهاد میکنید بهترین زمان بیدار شدن چه ساعتی هست؟
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم. هیچ بهترینی وجود ندارد. آنچه ملاک شماست این است که در روز کنکور بایستی بتوانید در تایم صبح بهترین عملکرد را داشته باشید پس در دراز مدت خود را باید به آن شرایط برسانید. بنابراین در قدم اول به دنبال تنظیم بیدار شدن هایتان باشید و پس از رسیدن به ثبات و اینکه توانستید بیدار شدن را منظم کنید حالا به فکر بهینه شدن آن باشید.
اگر از روز اول به دنبال تنظیم بیدار شدن و فشار اوردن به ساعتی که به آن عادت ندارید باشید مطمین باشید پس از چند روز دوباره به حالت قبل بر می گردید. افرادی که تغییرات احساسی می کنند پس از چند روز دوباره به جای قبل خودشان بر می گردند.
به طور مثال دانش آموز کنکوری زودتر از ساعت 11 صبح بیدار نشده به یک باره می خواهد ساعت 6 صبح بیدار شود. این تغییر از اول محکوم به انجام نشدن است هرچند یکی دو روز با احساسات پیش برود بعدش رها می شود.
ولی کسی که منطقی تصمیم به تغییر می گیرد و گام های کوچک انتخاب می کند آنگاه پیوستگی در تغییرات را مشاهده می کند و می تواند فشار بیاورد. بنابراین دنبال ساعت و زمان و دقیقه و بهترین و این چیزها نباشید. دنبال این باشید که اول به ثبات برسید و بعد از آنکه ثبات را برای مدتی تجربه کردید حالا می توانید آرام آرام خود رابه شرایط روز کنکور از نظر بیداری نزدیک کنید. موفق ترین باشید.
چهارشنبه 25 دی 1398 11:01 ق.ظ
سلام آقای جدیدی ببخشید چه جوری ساعت خوابمون رو کنترل کنیم؟ من همیشه دلم میخواد فقط ۶ یا ۷ ساعت بخوابم اما متاسفانه گاهی اوقات حتی تا ۱۰ ساعت هم میخوابم و اون روز کاملا آدم کسل و بی حوصله ای میشم دلم میخواد منظم باشم اما متاسفانه نمیتونم من چه جوری باید ساعت خوابم رو کم کنم ممنون
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی.اولا یک انسان باید حداقل 7 ساعت بخوابد، البته اگر یکی دو روز کم بخوابد مشکل جدی پیش نخواهد آمد اما اگر قرار باشد یک مدت طولانی کمتر از 7 ساعت بخوابد قطعا عوارضی دارد که بارها به آن اشاره کرده ام مثل از دست دادن تمرکز، پایین آمدن هوشیاری، کم شدن قدرت یادگیری، چرت زدگی، فرو رفتن در خیال برای اینکه مغز مصرف انرژی کمتری داشته باشد و ...
دوما ما نمی توانیم ساعت خوابیدن را کنترل کنیم. ما فقط می توانیم ساعت بیدار شدن را کنترل کنیم و با فشاری که می آوریم و احتمالا چند روزی سر درد و بی تابی های عصرانه، می توانیم به ثبات در خواب برسیم به چه صورت؟
به این صورت که شما برای رسیدن به ثبات در خواب باید یک بازه مشخص از خواب بیدار شوید. مثلا با خودتان می گویید ساعت 7 تا 7 و نیم بازه بیدار شدن من است. دیگر کاری به زمان خوابیدن های شبانه نداشته باشید. زیرا شما نمی توانید فشار بیاورید که مغزتان در فلان ساعت بخوابد.
در واقع به جای آنکه فشار بیاورید در فلان ساعت مغز بخوابد تمام فشار خود را به زمان بیدار شدن می گذارید. حتی اگر شب قبل ساعت 4 صبح هم خوابتان برد باز هم در آن بازه ای که مشخص کرده اید بیدار شوید.
درست است که یکی دو روز بی خوابی و فشار سر درد تحمل می کنید اما چون زمان بیدار شدن تان ثابت شده است آنگاه مغز به صورت طبیعی خواب را تنظیم می کند چون می داند شما تحت هر شرایطی راس همان بازه ای که مشخص کرده اید بیدار می شوید.
دقت کنید که باید تحت هر شرایطی و با فشار و زور و با تمام وجودتان در آن بازه ای که تعیین کرده اید از خواب بیدار شوید. اگر به بازه بیدار شدنتان متعهد نباشید بازهم چرخه خوابتان تنظیم نخواهد شد. موفق ترین باشید.
محیا
سه شنبه 24 دی 1398 05:35 ب.ظ
سلام خسته نباشین.من نظام قدیم هستم.چند سال هست که کنکور میدم اما هرسال که میخوام بخونم با حجم زیادی بی حوصلگی روبه رو میشم و تا ب خودم میام عید و زمانی دیگه برام نمونده.مشکل اصلیم که با ازمون ها نمیرسم درس ریاضی و فیزیک.با توجه به اینکه امسال اخرین فرصتمه ب نظر شما چکار کنم با این بی حوصلگی.من چند سال بخاطر پزشکی دانشگاه نرفتم هرسالم رشته هایی مثل پرستاری رو رسوندم اما نرفتم.واقعا از این همه بی حوصلگی و شکست خستم کلافه ام
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. آنچه من از متن کلی پیام شما دریافت کردم این است که پیشرفت تحصیلی ندارید. یک برنامه نامشخص بدون تمام شدن درس ها را هر سال اجرا می کنید و چون هیچ درسی را نبسته اید و تست های خوبی نمی زنید بلافاصله احساس بی حوصلگی و بی انگیزگی در برنامه می کنید.
لطفا برنامه ای برای خودتان بچینید که درس ها در کمترین زمان بسته شوند، تست ها و مرورهای با فاصله نزدیک به هم زده شوند و همچنین رفع اشکال کنید. آنگاه خواهید دید که انگیزه تان باز خواهد گشت زیرا پیشرفت تحصیلی به شما چنان قدرتی می دهد که خودتان هم تعجب می کنید از درس خواندن هایتان. موفق ترین باشید.
مانا
دوشنبه 23 دی 1398 02:54 ب.ظ
سلام مرسی از اینکه وقت گذاشتید و پاسخ دادید الان که گفتید فکر میکنم به این دلیله که روی نمره حساسم و میخوام بهترین نمره ی کلاس رو بگیرم و در کل آقای جدیدی من به طرز فکر بقیه و اعتبار پیش هم کلاسیا و معلمها و ... خیلی اهمیت میدم و گاهی ذهنم رو هم درگیر میکنه. خودم هم نمیدونم چرا اینجوریم واقعا! آیا این درمانی نداره؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. اینکه چرا اینطوری هستید جواب روشن و مشخصی دارد. خاطرات! بله تمامی رفتارهایی که یک انسان از خودش نشان می دهد به خاطرات او مرتبط می شود. بنابراین شما مجموعه ای از خاطرات دارید که باعث شده تا نسبت به نمره و جایگاه هاتان نزد بقیه اهمیت قایل شوید.
این مسایل قابل تغییر هستند ولی متاسفانه راه حلش چیزی نیست که بشود در چند خط نوشت و نیاز به صحبت و توضیح و چیدن پازل های رفتاری شما در کنار یکدیگر دارد برای همین لطفا از مشاورتان بخواهید تا کار اصلاح طرز تفکر را در شما شروع کند. خیلی زود شما می توانید رفتار درست را ایجاد کنید و با قدرت به درس خواندن هایتان ادامه بدهید. موفق ترین باشید.
جمعه 13 دی 1398 07:57 ب.ظ
سلام ممنون که جواب سوالم رو دادید
راستش این طرز فکرم به نظرم از دو مشکل حاصل میشه که من هنوز هم نتونستم حلشون کنم
1 من همیشه شاگرد اول کلاس بودم ومعلم ها و مدیر مدرسه من رو به خوبی میشناختند ولی متاسفانه
همکلاسی داشتم که به شدت به خاطر درس خوندنم وفعال بودن تو کلاس مسخرم میکرد این رفتارش به مرور وبه خصوص از زمان که امسال پشت کنکور موندم روم تاثیر بدی گذاشت .کتابخونه ای که میرم کنکوری هایی هستند که به جای درس خوندن سرشون تو کار بقیه هست
مدام تو هنگام درس خوندن این از ذهنم میگذره که نکنه مورد تمسخر بقیه قرار بگیرم بهم بخندن
2 تو خونه هم فردی پر توقع هستم .بعد کنکورم به شدت توجهات خانوادم کم شده وسر صدا های اضافی رو کم نمیکنند تا با ارامش بتونم تو اتاق درس بخونم اینکه به صدا حساسم
راستش حساس و کینه ای شدم به رفتار های اون ها که نمیزاه تمرکز داشته باشم
میتونید راهکاری بهم بدید؟
ممنون
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی.
1. شما فکر کنید هر ثانیه و هر لحظه دیگران دارند شما را مسخره می کنند. خب چه چیزی از شما کم می شود؟ من اگر جای شما بودم هر روز صبح که از خواب بیدار می شدم، خودم را مسخره می کردم و هر حرفی لازم بود به خودم می زدم و به مغزم می گفتم قرار نیست بخاطر این جملات کل امروز را درس نخوانم.
خاطراتی که شما از دوره مدرسه دارید هنوز باز هستند. بایستی یک دادگاه برگزار شده و این خاطرات با صدور حکم بسته شوند. بایستی یک بار برای همیشه این مسئله مسخره شدن برای شما حل و فصل شود تا بدانید اصلا چیز مهمی نیست حتی اگر هر ثانیه شما را مسخره کنند.
در ضمن در مطلب هزینه های موفقیت به این نکته اشاره کرده ام که اگر موفقیت می خواهید بایستی هزینه و بهای مسخره شدن را هم بپردازید. برای من قابل قبول نیست که شما امروزتان را به خاطر رفتار احمقانه یک انسان بی ادب که همکلاسی شما بوده است از دست بدهید. لطفا همین امروز تمام این خاطرات را با صدور حکم و دسته بندی کردن آن فیصله بدهید چون ما وقت نداریم یک عمر درگیر یک سری مسخره شدن های ساده لوحانه باشیم.
باز هم تاکید می کنم من اگر جای شما بودم هر روز صبح خودم را مسخره می کردم تا مغزم فکر نکند که این کار یک بُت ذهنی است و می تواند مرا با این فشارها از درس خواندن بیندازد. خودتان را مسخره کنید تا مغز دست هایش برای فشار آوردن خالی شود + پرونده خاطرات گذشته را با صدور حکم ببندید.
2. هیچ کسی قرار نیست برده شما باشد تا شما بخواهید به هدفتان برسید. شما اگر در خارج از ایران بودید الان باید می رفتید کار می کردید و خرج خودتان را در می آوردید. هیچ شوخی هم وجود نداشت. ما در کشوری زندگی می کنیم که خانواده ها حتی تا 50 سالگی هم از ما حمایت مالی دارند. هیچ کجای دنیا این لطف را نمی کنند.
بنابراین همین الان برای همیشه این عادت غلط فرهنگی را کنار بگذارید. هیچ کسی به دنیا نیامده که شما را به آرزوهایتان برساند. هیچ کسی قرار نیست فدا شود که شما بخواهید به جایی برسید هیچ کسی قرار نیست از لذت ها و تفریحاتش بزند تا شما بخواهید درس بخوانید.
اینکه شما فکر کنید بقیه باید برده شما باشند تا شما بخواهید آینده تان را بسازید کاملا تفکر نادرستی است. در بحث تداوم و انگیزه همیشه به این جمله اشاره می کنم که فاتحه «نیاز به حمایت و دلگرمی» را بخوانید و آن را در قبرستان دفن کنید. هرکسی دنبال این باشد که دیگران به او کمک کنند جایی در ادبیات موفقیت ندارد.
دیگران موظف هستند برای زندگی خودشان تلاش کنند، دنبال اهداف و لذت های خودشان باشند و هیچ دلیلی ندارد که آن ها بخاطر شما از خود گذشتگی کنند. متاسفانه قبلا از این کارها کرده اند و اشتباه کرده اند که امروز شما گمان می کنید که آن ها وظیفه شان است به شما توجه کنند.
هیچوقت یادم نمی رود که یکی از شاگردانم که در فرانسه زندگی می کند می گفت وقتی می خواستم دنبال کار بروم از من رزومه می خواستند و من می گفتم هیچ کجا کار نکرده ام ولی دختران 16 ساله فرانسوی سه برگه پشت و روی A4 از سوابق کاری شان می نوشتند و من خجالت می کشیدم که در فرهنگی بزرگ شده ام که همیشه دوست داشته ام دیگران برایم کاری کنند.
بله این فرهنگ اشتباه ما است که باعث شده همیشه چشم مان به دست دیگران باشد که کاری برای ما کنند. در مورد آن جمله ای که گفتید توجه به شما کم شده باید بگویم اتفاقا توجه به شما زیاد بوده الان استاندارد شده است و تازه بازهم باید کمتر باشد.
شما باید دنبال این باشید که دیگران هیچ کاری برایتان انجام ندهند تا اینطوری هر کسی خودش برود و زندگی اش را سر و شکل بدهد. ما تا به کی می خواهیم دنبال توجه و محبت و درک کردن دیگران باشیم؟ اصلا برای چه دیگران باید ما را درک کنند؟
کینه ای شدن نسبت به کسانی که محبت های اضافه کرده اند را درک نمی کنم. قانون رسمی همه دنیا این است که شما باید خودتان کاری برای خود کنید. هر محبتی هم دیگران به شما تا به امروز کرده اند یک لطف بوده نه یک وظیفه.
ذره ذره این طرز تفکرات غلط در درون شما جمع شده و از سوی دیگر، مغز ما هم هیچوقت درس خواندن را دوست ندارد و این دو مسئله باهم ترکیب شده و امروز شما را ساخته است. امیدوارم به خودتان بیایید و این ترکیبات ذهنی را به هم بزنید. موفق ترین باشید.
جمعه 13 دی 1398 04:54 ب.ظ
سلام خسته نباشید
سوالی دارم که خواهش میکنم لطفا جواب بدید
من کنکوری هستم مشکلم این هست که نمیدونم که کتابخونه درس بخونم یا خونه
معایب کتابخونه برای من اینه که خیلی شلوغه وتو دید هستم
گاهی حواسم پرت میشه احساس میکنم زیر نظرم
توی خونه هم اغلب سرصداهایی وجود داره و روزها برام تکراریه و به خاطر چیزاهای کوچیک اعصابم خورد میشه و مشکلات دیگه
که باعث میشه به برنامه ام عمل نکنم.
میشه بگید با توجه به تجربیات تون کدوم مکان برای من مناسبه؟
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. مسئله شما این نیست که کتابخانه درس بخوانید یا در خانه. مغز شما به روش بسیار جالبی راه هر دو را بر شما بسته است و طوری رفتارها را تنظیم کرده که چه در خانه و چه در کتابخانه شما نمی توانید درس بخوانید.
بگذارید کمی از بالا به قضیه شما بنگیریم. مغزتان می گوید اگر کتابخانه بروی هم شلوغ است و هم زیر نظر هستی پس کتابخانه جای خوبی نیست. از سوی دیگر می گوید اگر خانه بمانی، روزها تکراری است و سر و صدا می شود و کلا به جایی نمی رسی و عصبی می شوی.
در واقع شما را وسط نگاه داشته است. این حالت را مغز بوجود آورده و مسئله شما اصلا در خانه بودن یا در کتابخانه درس خواندن نیست بلکه مسئله تان این است که مغز هرجایی بروید درس بخوانید می خواهد از آنجا بهانه درست کند چون او یاد گرفته شما روی محیط حساس هستید.
حالا به جای آنکه به دنبال مکان بهتر باشید این مسایل را حل و فصل کنید:
1. چرا باید من گمان کنم که زیر نظر هستم؟ این حس از کجا و چطوری در من ایجاد شده است؟
2. حساسیت به صدا را باید برطرف کنید. مگر می شود کسی خودش را تا این حد روی صدا حساس کند. چون بالاخره هرکاری کنید یک صدایی خواهد آمد که عصبی تان کند پس شما هیچوقت نباید درس بخوانید. در نتیجه این حساسیت به صدا لازم است در شما بازنگری و تغییر داده شود.
توضیح اینکه شرطی شدن روی صداها را چطور باید از بین ببریم خیلی طولانی است و شاید در مطالب بعدی کلبه مشاوره در موردش صحبت کردیم چون جزییات فراوانی دارد.
3. حساسیت به شلوغی بی معناست چون کتابخانه یک محیط آرام است حتی اگر 1000 نفر هم باشند. در نتیجه مغزتان بیخودی عامل شلوغی را مطرح می کند.
4. روزها که هیچ، همه دنیا تکراری است. اگر این طرز تفکر را اصلاح نکنید قطعا زندگی برایتان سخت می شود. شما هیچ شغلی در جهان پیدا نمی کنید که تکراری نشود. حتی جهانگردی هم که کنید پس از چند ماه همه چیز تکراری است. در نتیجه تکراری بودن روزها معیاری برای زندگی نیست.
شما این 4 مورد + اینکه مغز درس خواندن را دوست ندارد و به شما فشار می آورد که هیچ محیطی خوب نیست را حل و فصل کنید آنگاه خواهید دید که هیچوقت برای تان فرقی ندارد که کتابخانه درس بخوانید یا در منزل. موفق ترین باشید.
دوشنبه 9 دی 1398 09:07 ب.ظ
آیا کتاب 504 برای تقویت زبان کنکور مناسب یا وقت تلف کردن
پاسخ رضا جدیدی :
در کنکور تجربی و ریاضی و انسانی و هنر و زبان هیچ اثر مثبتی ندارد. متاسفانه خیلی ها این کتاب را به اشتباه معرفی می کنند. موفق ترین باشید.
حامد
دوشنبه 9 دی 1398 03:46 ب.ظ
سلام استاد نظر من تقویت زبان برای کنکور بود
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. در کنکور به دو پایه نیاز داریم یکی لغت و دیگری گرامر. شما لطفا دامنه لغت خود را به سطح لغات نظام قدیم و جدید + لغات خارج از کتاب که در کنکور آمده است برسانید آنگاه سوال کنید برای مرحله بعدی که تعمیم این دو توانایی است. موفق ترین باشید.
یکشنبه 8 دی 1398 11:03 ب.ظ
سلام وقتتون بخیر. من آزمون قلمچی میرم و امسال هم دوازدهمم و خیلی تاکید میکنن که حتما باید دفتر برنامه ریزی رو پر کنیم. میخواستم بدونم پر کردن دفتر برنامه ریزی و ثبت ساعت مطالعه از نظر شما لازمه؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. زمان هایی که شما درس خوانده اید هیچ اهمیتی ندارند زیرا درس خوانده اید ولی زمان هایی که شما درس نخوانده اید باید با ذکر دلیل مشخص شوند. بنابراین دفتر برنامه ریزی اگر به این معناست که شما ساعت های درس خواندن را وارد کنید و کلی زمان مصرف کنید تا این وقت ها را بنویسید هیچ ارزشی ندارد ولی اگر یک تکه کاغذ کنار دستتان می گذارید و زمان های درس نخواندن و علتش را می نویسید و سعی می کنید جلوی آن اتلاف زمان ها را بگیرید آنگاه شما یک مدیریت زمان بی نظیر انجام می دهید.
به طور مثال شخص به این نتیجه می رسد که هر وقت برای استراحت به بیرون از اتاق می رود نیم ساعت تلف می شود و گوشه کاغذ می نویسد 30 دقیقه استراحت + تلف کردن زمان. آخر شب که این چک لیست خودش را تماشا می کند متوجه می شود که باید در زمان های استراحت از اتاقش خارج نشود یا اینکه اگر کاری دارد زودی انجام دهد و به صورت به اتاقش برگردد و استراحت را در اتاقش انجام دهد. اینطوری می تواند جلوی تلف شدن وقت را بگیرد.
بنابراین نوشتن ساعت درس خواندن ارزشی ندارد ولی نوشتن و تحلیل و جلوگیری از زمان های هدر رفته بسیار حرفه ای است. موفق ترین باشید.
حامد
یکشنبه 8 دی 1398 08:19 ب.ظ
سلام خسته نباشید به نظر شما چگونه از زبان ضعیف به زبان عالی برسیم باید چه مراحلی و چگونه این کار را انجام دهیم
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. زبان با چه هدفی؟ زبان خواندن برای کنکور با زبان خواندن به عنوان یک مهارت باهم مسیرهای متفاوتی دارند. لطفا هدف تان از زبان خواندن را مشخص کنید. موفق ترین باشید.
محسن80
یکشنبه 8 دی 1398 05:13 ب.ظ
سلام آقای جدیدی.خواستم بدونم فیزیک 12 ریاضی چه قسمت هایی بیشتر از تجربی داره؟(تفاوتشون چیه)ممنون
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. فیزیک پایه دوازدهم رشته ریاضی همه مباحث فیزیک پایه دوازدهم تجربی را دارد به اضافه مباحث اضافه تر به شرح زیر:
- سقوط آزاد
- حرکت دایره ای یکنواخت
- پراش موج
- تداخل موج
- ساختار هسته
- شکافت هسته ای
- گداخت یا همجوشی هسته ای
موفق ترین باشید.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.