کلبه مشاوره رضا جدیدی مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور - شروع درس خواندن برای كنكور

مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور


راه های ارتباطی با رضا جدیدی: شماره تلفن ثابت: 34774341-086 شماره تلفن همراه: 09189580918

شروع درس خواندن برای كنكور

شروع درس خواندن برای کنکور و سخت بودن آن را در دو مطلب «چرا درس خواندن را برای امتحان و کنکور شروع نمی کنیم» و «چرا هر بار که می خواهیم شروع کنیم نمی شود؟» بررسی کردیم ولی امروز می خواهم دلیل دیگری را مورد بحث قرار دهم.
مغز در اُبهت سازی و بزرگ نمایی، سابقه طولانی دارد. هرکاری که همراه با مصرف انرژی باشد؛ صد در صد مورد مخالفت مغز است و او با روش های مختلف سعی می کند از شروع آن جلوگیری کند. یکی از پر مصرف ترین فعالیت های مغزی، درس خواندن است که مغز با آن مخالفت دارد.
متاسفانه اکثر پدر و مادرها می گویند که درس خواندن راحت است، توی اتاق با دمای مناسب نشسته ای و راحت درس می خوانی ولی آن کارگر ساختمانی است که شغلش سخت است و عذاب می کشد. اما این پدر و مادرها متوجه مصرف انرژی در زمان درس خواندن نیستند و این را نمی دانند که ماموریت ثابت مغز این است که مصرف انرژی را کنترل و جلوی آن را بگیرد.
از نظر مغز، آن کارگر و آن دانش آموز کنکوری، هر دو اشتباه می کنند زیرا هر دو در حال مصرف انرژی هستند و مغز با هر دو مخالفت دارد ولی اگر بخواهیم مقایسه کنیم، انرژی مصرف شده در درس خواندن خیلی خیلی بیشتر از کار کردن است برای همین؛ پر مصرف ترین فعالیت برای مغز، علم آموزی و تحصیل است.
بنابراین، تفکر سنتی و غیر علمی که می گوید: «درس خواندن کار ساده ای است» را فراموش کنید زیرا اگر کار ساده ای بود در زمان مطالعه، انواع فکرهای منفی و مزاحم و خاطرات گذشته و خیال پردازی های آینده سراغ مان نمی آمد که جلوی درس خواندن را بگیرد. پس وقتی تصمیم می گیرید که درس خواندن را شروع کنید، مغز سعی می کند جلوی شروع کردنش را بگیرد.
روش های مختلفی که مغز به وسیله آن ها، با شما دشمنی می کند تا درس خواندن را شروع نکرده و به عقب بیندازید به شرح زیر است:
  • ترساندن از درس ها
  • ترساندن از قبول نشدن
  • ترساندن از حرف مردم
  • ترساندن از، از دست دادن جایگاه اجتماعی
  • ترساندن از وضعیت شغلی
  • ترساندن از تعداد شرکت کنندگان در کنکور
  • ترساندن از انتظارات اطرافیان
  • استرس دادن
  • اعتماد به نفس کاذب و ایجاد حس توانستن
  • تلقین دیر شدن و عقب ماندن
  • تلقین زود بودن و فرصت داشتن
  • لذت بردن از زمان حال و جبران در آینده
  • نا امیدی از قبولی
  • سردرگمی در برنامه ریزی
  • ایجاد حس وجود مشکلات بسیار زیاد برای شروع
  • ایجاد احساس نیاز به تفریح و دوست
  • تلقین شرایط روحی بد
  • یادآوری شکست ها و خاطرات منفی
  • یادآوری مشکلات سایر اعضای خانواده برای ایجاد تفکر منفی و مزاحم
  • یادآوری دوستان و همکلاسی ها و قبول شدن یا نشدن آن ها
  • مقایسه کردن و تلقین حس خود کم بینی
  • فراهم نبودن و نداشتن امکانات
  • ترساندن از افسرده شدن و تنهایی
  • فشار روانی ناشی از رها کردن وسط راه کنکور
  • ترس از پشت کنکور ماندن و تمسخر دیگران
  • خیال پردازی کردن و ساختن رویا
  • ایجاد تفکر 0 یا 100 برای شروع نکردن
  • کمال گرایی و کامل گرایی کردن 
  • افزایش سطح انتظارات برای جلوگیری از تلاش کردن
  • تاکید و بزرگ نمایی تست های غلط و فصل های یاد نگرفته قبلی
  • فشار  آوردن روی نمرات کم در سال های گذشته
  • به یادآوردن حرف معلم یا همکلاسی در مورد هوش و استعدادش
  • به یادآوردن حرف پدر و مادر در مورد کنکور
  • تحقیر و تمسخرهای اطرافیان 
  • خاطرات منفی گذشته
  • نداشتن برنامه یا ضعیف بودن آن
  • شک کردن به توانایی های خود
  • ایجاد حس مبهم و بی احساس بودن
  • و...
در تمامی این روش ها، مهم ترین آن ها مربوط به اُبهت سازی از درس ها می باشد. هیچ دقت کرده اید که وقتی قرار است برای کنکور شروع کنید، یک اُبهت و عظمت در شروع درس ها و سخت بودن شان و اینکه چطور و چگونه تمام شوند، تمام وجودتان را می گیرد؟ به خصوص کسانی که خاطرات منفی تحصیلی دارند.
شروع درس خواندن برای خیلی از کنکوری ها، اُبهت دارد طوری که احساس درونی شان عمل کردن را سخت و نشدنی می داند و برای همین، شروع کردن را عقب می اندازند و دنبال دلیل سازی منطقی برای این تعویق ها است. مغز از درس ها اُبهت درست می کند و سپس می گوید: «اگر می خواهی در کنکور موفق شوی، باید درس ها را خوب و دقیق بخوانی به طوری که بتوانی از آن ها در کنکور به نتیجه دلخواهت برسی، برای همین باید حال روحی ات خوب باشد، منابع خوبی داشته باشی و همه چیز فراهم باشد تا درس خواندن را شروع کنی ولی تو که هیچ چیزی آماده نداری».
دانش آموز بعد از دیالوگ های درونی به دنبال بهترین منابع می گردد و هیچ منبعی او را راضی نمی کند. هر کتابی که بخواند، بازهم کتاب دیگری را می خواهد با هر برنامه ای بخواند بازهم می گوید شاید برنامه بهتری وجود داشته باشد و این می شود که او درس خواندن را به دلیل یافتن بهترین ها شروع نمی کند و اگر هم شروع کند یک اتفاق بدتر می افتد و آن هم رها کردن است.
مغز با اُبهت سازی از درس ها، کاری می کند که هرچه درس بخوانید بازهم حس خوبی نداشته باشید و شک و تردید و احساس منفی به شما دست بدهد. او سعی می کند تا شما درس خواندن را یک کار بسیار بسیار عظیم و سنگین تصور کنید به طوری که شروع کردن آن نیاز به مراسم و مقدمات بسیار سخت و سنگین داشته باشد.
برای اینکه عمیق تر وارد بحث شویم، می خواهم بگویم که مغز به درس خواندن شبیه یک واکنش شیمیایی گرماده نگاه می کند. واکنشی که اگر انجام شود همراه با مصرف انرژی است و مغز اصلا مصرف انرژی را دوست ندارد. در این شرایط، ماموریت مغز مشخص است: کاری کند که این واکنش انجام نشود. 
هر واکنش، برای آنکه انجام شود نیاز دارد تا انرژی فعال سازی اش تامین شود و حالا مغز با افزایش دادن این انرژی فعال سازی، مانع از انجام واکنش گرماده درس خواندن می شود. او با بزرگ جلوه دادن و سخت کردن مسیر موفقیت به راحتی می تواند جلوی انجام واکنش یا کامل شدن آن را بگیرد.
دقت کنید که برای مغز، اولویت اول آن است که جلوی شروع شدن را بگیرد و اگر این اتفاق نیفتاد آنگاه تلاش می کند که واکنش درس خواندن به طور کامل انجام نشود. انواع مکالمه های درونی که برای جلوگیری از شروع کردن درس یا مانع از ادامه دار شدن درس، در درون تان می شنوید عبارت است از:
  • تو باید بهترین منابع کنکور را داشته باشی تا درس بخوانی.
  • اگر نکته ای جا بیفتد و تو از آن بی خبر باشی، آنگاه همه مطالعاتت خراب می شود.
  • از کجا معلوم که ما با این روش بتوانیم در کنکور موفق شویم.
  • درس ها را نباید تند تند و سرسری بخوانی چون اینطوری قدرت یادگیری ات را از دست می دهی. 
  • هر درس هزاران نکته دارد که باید با دیدن فیلم ها و خواندن کتاب های مختلف بدست بیاوری.
  • بقیه چطور درس می خوانند؟ شاید تو از آن ها عقب تر باشی.
  • اگر وسط راه خسته شوی و درس خواندن را رها کنی چطور؟
  • تو فرد تنبلی هستی حتما باید درست شروع کنی تا ادامه دار باشد.
  • اگر درس خواندی و غلط زدی یا اصلا به تسلط نرسیدی آن وقت چکار می کنی؟
  • اگر از الان درس بخوانی توقع بقیه زیاد می شود.
  • تو همیشه توانستی دیرتر شروع کنی و بهترین نمره ها را بگیری
  • تو به تفریح نیاز داری و برای اینکه شروع خوب و بی نظیر داشته باشی باید حتما حسابی تفریح کنی
  • تو به مسافرت نیاز داری تا زندگی ات از یکنواختی خارج شود.
  • الان در شرایط روحی خوبی نیستی که درس خواندن را شروع کنی برای همین خیلی زود خسته می شوی.
  • تو همیشه وسط راه ول می کنی، بخاطر اینکه شروع خوبی نداری و با تمام وجود درس نمی خوانی. 
  • شروع خوب باعث می شود تا انگیزه بگیری. پس باید حسابی فکر کنیم که چطور شروع کنیم که اوج بگیریم.
  • یک چیزی در برنامه کم است، اصلا چرا اینطوری باید درس بخوانیم؟
  • خیلی از مطالب را بلد نیستی و باید از اول شروع کنی. چطور ممکن است که با این همه مطلبی که بلد نیستی بخواهی در برنامه ریزی موفق باشی
  • ایده آل این است که تو کارهای خیلی خیلی بزرگی انجام بدهی. تو توانایی زیادی داری و الان اصلا کار خوبی انجام نمی دهی و این شرایط اصلا راضی کننده نیست.
  • اگر بیشتر درس بخوانی خوب است پس الان برنامه و شروع کردن را کنار بگذار تا با هم فکر کنیم که چطور بیشتر درس بخوانیم؟
  • و...
این فهرست به خوبی نشان می دهد که مغز، با به کار بستن جملات زیبا و به ظاهر منطقی باعث شکل گیری تفکر و انتظارات نادرست از درس خواندن می شود و جلوی شروع کردن یا ادامه دار شدن آن را می گیرد. حالا یک سوال وجود دارد و آن هم اینکه چطور می توانم این بُت سازی از درس ها را که توسط مغز ساخته شده، در هم بشکنم و خود را نجات بدهم؟
تنها ابزاری که انسان در اختیار دارد؛ فقط و فقط بازخورد منفی دادن است. یعنی شما موظف هستید از امروز با بازخورد منفی، کم کم باعث ایجاد تغییرات شوید. به طور مثال، مغز می گوید باید شروع درخشان داشته باشی، شما بگویید: «یک شروع ساده و بی ارزش می خواهم داشته باشم و همین الان یک صفحه می خوانم تا اُیهت این درس شکسته شود.»
مغز می گوید از فردا بخوانیم که پر انرژی باشیم و شروع خوبی در ذهنمان بماند و انگیزه بگیریم؛ شما بگویید: «از همین الان می خوانم، حتی اگر بی کیفیت و بی ارزش باشد». ارسال بازخوردهای منفی باعث می شود تا بتوانیم از بردگی مغز خارج شده و کار را شروع کنیم. قطعا مغز بیکار نخواهد نشست و با تولید افکار منفی و مزاحم به مبارزه ادامه می دهد تا درس خواندن را متوقف کند.
افکاری مثل، این خواندن زورکی است؛ عمقی و مفهومی نیست، الان حال روحی خوبی نداری، اگر این درس خواندن باشد، پس همه رتبه یک می شوند و... را تولید می کند تا باعث دلسردی، ناامیدی و کنار کشیدن از مطالعه شود. اما یادتان باشد انسان فقط یک راه دارد و آن هم بازخورد منفی فرستادن به مغز است. هرچه او گفت با یک بازخورد منفی، جلویش بایستید.
نکته مهم این است که با اولین بازخورد منفی انتظار خوب شدن نداشته باشید. حداقل تعداد بازخوردهای منفی که باید بدهید تا مغز دیگر از آن روش به شما حمله نکند برابر است با تعداد دفعاتی که به مغزتان با آن روش گوش کرده اید به اضافه یک. و این فقط حداقل تعداد دفعات لازم برای این است که مغز از اُبهت سازی درس ها و سخت جلوه دادن شروع درس خواندن، دست بردارد.
مثلا اگر کسی 200 بار تسلیم این فکر مغزش شده که الان روحیه ات خوب نیست پس درس نخوان، حالا اگر بخواهد بازخورد منفی بدهد حداقل باید 201 بار این بازخورد را بدهد تا مغزش دیگر از آن فکر استفاده نکند. دقت کنید که این حداقل بازخورد است و در اکثر موارد، تعداد بازخوردهای ارسالی خیلی خیلی بیشتر از این تعداد است.
باز تاکید می کنم که مغز، اگر از بزرگنمایی شروع درس خواندن دست بردارد، سراغ روش های دیگری می رود و اینطور نیست که روزی برسد و مغز مشتاق مطالعه و درس باشد و هیچ فکری در جهت توقف درس خواندن تولید نکند. فراموش نکنید که بیش از 70 درصد مغز ما را قسمت هایی تشکیل می دهند که غریزه و نیازهای غریزی را درک می کنند و تصوری از نیازهای انسانی ندارند.
آنچه آموختیم به طور خلاصه: مغز به درس خواندن، مشابه یک واکنش شیمیایی گرماده، نگاه می کند و سعی می کند با افزایش انرژی فعال سازی، مانع از شکل گیری این واکنش شود و به همین جهت شروع کردن درس خواندن یک فعالیت سخت و همراه با خاطرات منفی نشدن ها و شکست خوردن ها است. و برای پایان دادن به این روش، فقط یک راه داریم آن هم تولید بازخورد منفی به احساسات درونی مغز است.

سه شنبه 5 فروردین 1399 01:52 ب.ظ
سلام اقای جدیدی خیلی ممنون بابت پاسخ های جامع و کاملتون .
من خیلی از مطالب سایت شما رو خوندم و خیلی چیزا رو هم یاد گرفتم . راستش مشکل من نه کمبود امکاناته نه هدف نداشتن خانوادم کاملا حمایتم میکنن و حرف دیگران هم اصلا برام مهم نیست تقریبا با مغزم و روش های فریبش اشنا شدم و سعی میکنم جلوشو بگیرم مثلا من وقتی به نت وصل میشدم مغزم بهم دستور میداد که الان باید بری فیلم ببینی و من چون اون وقتا از روش های فریب مغزم با خبر نبودم تسلیمش میشدم و بعدش عذاب وجدان میگرفتم که من تنبلم و نمیتونم درس بخونم بی خبر از اینکه اینا همش فریب مغزمه . به هر حال من خیلی ازتون ممنونم که همه چیز رو کاملا علمی توضیح میدید .
شاید الان تنها مشکل من برنامه ریزی باشه من با مشاورای خیلی زیادی در مورد برنامه ریزی صحبت کردم و خوب هر کدوم روشی رو میگفتن و بعضی ها حتی برنامه ای رو مینوشتن و به من میدادن و میگفتن فقط باید همین رو اجرا کنی . از اونجایی که من اون وقتا با مغزم اشنا نبودم برنامه ها رو مدت کمی اجرا میکردم و نا امید میشدم تا اینکه تصمیم گرفتم خودم برنامه م رو بنویسم ولی راستش من اصلا نمیتونم برنامه بلند مدتم رو ریز تر کنم و به برنامه کوتاه مدت و روزانه تبدیلش کنم دیگه نمیدونم چیکار کنم شما پیشنهادی واسه من دارید ؟
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. برنامه ریزی موضوعی نیست که بشود بدون شناخت از شرایط شما در موردش صحبت کرد و همین مسئله ای که عنوان می کنید، خودش بسیار مبهم است و برای همین بنده نمی توانم بدون آگاهی از انتظارات، روش مطالعه و ده ها فاکتور دیگر پیشنهادی برای برنامه ریزی بدهم. موفق ترین باشید.
یکشنبه 17 شهریور 1398 10:30 ب.ظ
سلام اقای جدیدی عزیز.من پشت کنکوری نظام قدیمم که میخوام نظام جدید بدم فعلا کتابی تهیه نکردم.و مباحث مشکل دار را از کتاب نظام قدیم مطالعه میکنم به نظرتون در بحث اسید و باز و الکتوشیمی میشود از مساعل کتاب های قدیم استفاده کرد.
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. مباحث اسید و باز و الکتروشیمی نظام جدید مختصرتر از نظام قدیم است. در مباحث مشترک حتما حتما استفاده کنید. موفق ترین باشید.
مسعود
شنبه 22 تیر 1398 03:28 ب.ظ
سلام و عرض ادب...آقای جدیدی به نظر شما با توجه به سوالات کنکور ۹۸ و قانون تراز مشترک نظام جدید و قدیم ،یک داوطلب نظام قدیم مگه چقدر ضرر میکنه که یک سری افراد خودشون به هر دری میزنند که برای کنکور ۹۹حق انتخاب بگیرند و با سیستم نظام جدید امتحان بدهند؟؟؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. این سوال شما مرا به یاد آن سوال می اندازد که تغییرات کتاب درسی مگر چقدر است که یک سری ها خودشان را به هر دری می زنند که دو کنکور برگزار شود؟ و از این سوالات تا دلتان بخواهد هست.
می دانید من عرضم یک چیز است. این خیلی خوب است که برخی از کنکوری ها تلاش می کنند شرایط را به سمت حق انتخابی ببرند ولی سوالم اینجاست: آیا وقتشان نمی سوزد؟ آیا این عزیزان جاده صاف کن بقیه نمی شوند؟
اگر همه کنکوری ها باشند می گوییم همه باهم تلاش می کنند ولی برخی ها گوشه ای نشسته و در تنهایی درس می خوانند و برخی دیگر تلاش می کنند. این نوع عمل ها را در سال های گذشته برای ترمیم معدل و ... هم داشتیم.
آخر سر چه شد؟ یک عده تا ماه ها درگیر شدند و وقتشان سوخت. هزاران ساعت چت و پیام رد بدل کردند. ساعت ها عصبی کردن خودشان را به جان خریدند ولی وقتشان سوخت. تا به خودشان آمدند دیدند ای داد بیداد بقیه خواندند بردند آن ها ایستادند و سوختند.
برای همین من به جای اینکه پاسخ شما را بدهم می خواهم به بعد بالاتری فکر کنید و آن هم اینکه اگر وقت تلف شود و به آنچه که می خواهند برسد ایا ارزشش را دارد؟ بازهم عرض می کنم وقتی عده ای از کنکوری ها درس می خوانند و عده ای دیگر جاده صاف می کنند آیا این بیشتر ناعدالتی نیست؟ مواظب باشید وقتتان تلف نشود. موفق ترین باشید.
زهرا
جمعه 14 تیر 1398 07:21 ب.ظ
سلام.مطالب سایتتون مفیده.من در طول خوندن مطالب سایت و‌کامنت ها متوجه شدم که امثال من که پزشکی خواستن و‌نخوندن زیاده.اینکه خیلیا با معدل بیست میرسن سال کنکور و ایست میکنن.اقای جدیدی من رتبه۸۰۰۰منطقه سه بودم شیمی قبول شدم انصراف دادم چون اصلا تلاش کردم و‌به خودم گفتم که این اون رشته ای که تو میخواستی نیست.بعدش درگیر ازدواج شدم و الان بچه دارم.راستش من میخوام از یه چیزی حرف بزنم که جاشو‌ توی سایت شما خالی دیدم یا کمرنگ دیدم و اون نیاز به مقبولیت‌ هستش.راستش من الان شرایط مالی متوسطی دارم زندگی ارومی دارم خودم تو‌وجود خودم اون زهرای پزشک رو میخوام یعنی جای خالیشو‌حس میکنم .اما یه چیزی من رو خیلی ازار میده.من اون موقع که قبول نشدم خیلی ناراحت شدم .سالهای بعدش دوستام و خواهر برادرام پزشکی قبول شدن و‌من خیلیییی خوشحال شدم که بقیه به ارزوهاشون رسیدن.تا قبل از بچه دار شدنم همیشه پیش بقیه میگفتم که از اینکه پزشک نشدم ناراحتم اما الان نه نمیگم.اما واقعا برخورد خانواده خیلی ادم رو ناراحت میکنه.تو یع بحثایی اصلا رو حرفی که تو میگی حساب نمیکنن با وجود اینکه بزرگتری.اما چون یک بار تصمیم استباهی کردی قبولت ندارن احترامت کمتر از بقیس. و این رو قشنگ احساس میکنی. و میبینی بارها تورو مثال میزنن برای بچه های کوچیکتر که اگه نخونی زهرا میشی.من تا قبل بچه دار شدنم فک‌ میکردم پزشکی همه جیزه.اما الان تینجوری فکر نمیکنم الان فقط دوس دارم پزشک شم.تا جایی که یه وقتایی همسرم میگه خانوادت قبولت ندارن.و نگرانم بچمم فردا همچین تصویری از من داسته باشه.من میخوام امسال بخونم.اما نمیدونم اصلا پیش بقیه بگم ؟!نگم؟! یا اینکه بگم میخوام برم دانشگاه.واقعا یه وقتایی خانواده ها نه تنها حامی نیستن بلکه دل ادم رو با دلسوزی ها و دخالت های نابجا میسوزونن.خواهش میکنم در این مورد هام مطلب بنویسین
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم. بله صحبت های شما همگی درست و دقیق است و چند نکته لازم است بیان شود:
1. اکثر خانواده ها از بیرون به کنکور و فشار حاصل از آن نگاه می کنند. تصورشان این است که کارگری خیلی شغل سختی است و درس خواندن مثل آب خوردن است. اگر از خودشان بخواهید که چند خط درس بخوانند تازه متوجه می شوند که مغز چه حمله ای می کند و چقدر افکار منفی تولید کرده و مانع از درس می شود.
وقتی از بیرون به درس و کنکور نگاه شود آنگاه ساده تصور می شود و همه فکر می کنند که بله درس خواندن که کاری ندارد 4 تا کتاب رو می خوانی و تمام. یکی از علت ها همین است. درس خواندن خیلی کار سختی است و بارها با مغز و مکانیسم آن دلیل را تشریح کرده ام.
2. موقعیت اجتماعی روی مقبولیت اثر می گذارد و این را نمی شود کتمان کرد و نه در ایران بلکه در تمام دنیا این موضوع وجود دارد ولی حق باشماست که در خانواده این تفاوت ها ازار دهنده می شود.
3. من توصیه می کنم روی اصلاح خانواده کار نکنید بلکه سعی کنید انرژی خود را روی زندگی خود بگذارید.
4. لزومی ندارد هدفتان را جار بزنید که همه بفهمند به کسی نگویید و درس خواندن را شروع کنید.
5. متاسفانه دیدگاه اکثر خانواده ها این است که اگر کسی در کنکور قبول نشده تنبل بوده و اهل درس نبوده است. اینطور نیست. هر وقت این طرز تفکر درست شود که قبول نشدن در کنکور بخاطر مشکلات زیادی است که آن فرد داشته آنگاه انتظار داشته باشید که دیگران شما را درک کنند. موفق ترین باشید.
معصومه
جمعه 14 تیر 1398 12:04 ق.ظ
سلام وقت به خیر.اقای جدیدی در مورد سوالات امتحانی مدرسه های برتر و امتحانات نهایی راهنمایی میخواستم.سوالات رو از کجا می تونم دانلود کنم؟من نظام قدیم هستم وقتی نوشته میشه پایه دوازدهم منظور نظام جدید هست؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. اگر منظورتان این است که نمونه سوال امتحان نهایی سوم دبیرستان نظام قدیم را می خواهید از لینک زیر استفاده کنید. سایت کانون فرهنگی آموزش تمام سوالات را به صورت درس به درس برای نظام قدیم دارد. لینک زیر بروید. موفق ترین باشید.
www.kanoon.ir/Public/ExamQuestions
سه شنبه 11 تیر 1398 09:56 ق.ظ
سلام . ببخشید من شنیدم برای ورود به رشته ی زبان و ادبیات انگلیسی باید از قبل زبانمون خیلی خوب و توی سطح بالایی باشه. و از همون ترم های اول درس ها در سطح بالا تدریس میشه. حالا اگ کسی ضعیف باشه نمیتونه با تلاش خودش رو برسونه ؟ شما اطلاعی دارین ؟ ممنون
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. شما قبول بشوید به این چیزها اصلا فکر نکنید. تا دیروز برای کنکور غول سازی می کردند حالا برای رشته دانشگاهی غول سازی می کنند پس فردا برای ارشدتان غول سازی می کنند چهار صباح دیگر برای دکتری تان. از این غول سازی ها دوری کنید. گرفتار این حرف ها و شنیدن ها نشوید. هر مرحله از زندگی که وارد شوید یک عده هستند که غول سازی کنند و آنقدر این فضا را سخت و بزرگ جلوه دهند که دلتان بلرزد.
کار خودتان را کنید با تمام انرژی روی هدفتان متمرکز شوید. موفق ترین باشید.
ستاره
دوشنبه 10 تیر 1398 11:49 ب.ظ
باسلام کن دختری دارم امسال کلاس دوازدهم.کارنامشو گرفتیم چند درس نمرش زیر۱۰شده درصورتیکه هر سال معدلش۱۸به بالا بود.دوسال پیش تغییر مکان دادیم از منطقه سه به منطقه دو. در اون زمان افت تحصیلی پیدا کرد چون همیشه شاگرد اول کلاس بود اما تو اون بجه ها احساس ضعیفی میکرد پدرش رو مجبور کرد که برگشتیم.برای سهمیه مناطقم نمیدونستیم اگه جای بهتری باشی اونجارو‌ حساب میکنن واسه همین قبل از امتحانای کلاس یازدهم برگشتیم.الانم چند روز مونده به کنکور این کارنامشه.مطمینم قبول نمیشه من و پدرش نمیدونیم چکار کنیم.دختر بزرگمم پزشک.هرچی باهاش حرف میزنه نمیدونیم مشکلش چیه و چطور رفتار کنیم
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. بایستی با ایشون صحبت بشه و فهمیدن اینکه ایشون چرا اینطوری شده کار ساده ای نیست. ولی حدس هایی میشه زد مثلا:
1. ممکن است زیر فشار تحصیلی بوده باشد.
2. ممکن است چون خواهرش پزشک هست برای ایشون بار روانی ایجاد کرده باشه مثلا ترسیدن از اینکه دیگه مورد قبول بقیه نیست و یا مقایسه شدن با خواهرش و...
3. دوست و رفیق خیلی روی این سن اثر گذار است همیشه گفتم مغز دشمن درونی و دوست دشمن بیرونی است هرچند این صحبت شاید سنگین باشه ولی متاسفانه اینطور است.
4. ممکنه حس شرمندگی و اذیت کردن داشته و اذیت می شده برای این فشارها.
5. ممکن است استانداردها و انتظاراتش در سال کنکور براورده نشده و دچار افت تحصیلی شده
6. ممکن است با برنامه غلط تمام تمرکزش رو برای کنکور گذاشته و از درس های سال دوازدهم غافل شده و بعدا فشار کنکور هم باعث شده برای کنکور هم خوب نخواند.
7. ممکن است فشار مدرسه و کنکور آزمایشی باعث عقب ماندنش شده باشه و همین عامل موجب فشارهای روانی روی دوشش شده باشد.
و یا شاید عوامل دیگر. خلاصه اینکه حدس ها می تواند عوامل مختلفی را بیان کند ولی خب بایستی با خودش صحبت شود تا ریشه مشکلاتش بیرون کشیده شود. اما شما سعی کنید متوجه بشید که فشارهای بیرونی مثل فشار خانواده و فامیل و خواهر پزشکش و... رو احساس می کند یا خیر؟ به هرحال ایشون رو نباید با کارنامه اش مقایسه کنید.
هرکسی ممکن است دچار افت تحصیلی شود ولی شخصیت آن انسان هرگز دچار افت نمی شود. قطعا مشکل یا مشکلاتی سر راه هر انسانی قرار بگیرد باعث بروز افت می شود ولی احترام این دختر خانم را حفظ کنید با همان نگاه سال های قبل با او رفتار کنید زیرا او یک انسان است و هر انسانی حق شکست خوردن، زمین خوردن، اشتباه کردن و از نو شروع کردن را دارد.
برای همین خواهش می کنم به چشم متهم به او نگاه نشود. او مشکلاتی دارد مثل هزاران انسان دیگر که مشکلاتی را تجربه می کنند. پس به او بگویید که خانواده پشت سرش است، از او حمایت می کنید هر تصمیمی که خودش بگیرد برایش شرایط را فراهم می کنید. به او بگویید که همه جوره حامی اش هستید و من مطمنم که همینطور هم هست ولی هر انسانی نیاز دارد این صحبت ها را در اوج سختی هایش بشنود.
ان شالله دختر شما هم در مورد مشکلش صحبت می کند و قطعا شما هم دست به دست هم می دهید مشکلش را حل می کنید. در ضمن به او فرصت بدهید خودش را پیدا کند. با خودش کنار بیاید و شما فقط حامی او باشید. موفق ترین باشید.
سمیه
دوشنبه 10 تیر 1398 11:22 ب.ظ
خیلی ممنونم ،وسواس درسی دارم اما سال کنکور دچارش شدم.اینکه اطرافیانم همش میگفتن خانم‌دکتر. چند دوست داشتم که بی تاثسر نبودن اونا ادمای بیخیالی بودن منم کم کم خلق اونارو گرفتم .فک میکردم خیلی سخته پزشکی قبول شدن.تا اینکه بعدا دیدم چندتا از دوستام قبول شدن.میشه درمورد شوک تحصیلی توضیح بدید
پاسخ رضا جدیدی :
خب دیگه شما الان ریشه های مشکلات رو مشخص کردید حالا این ها رو باید برای خودتون حلشون کنید تا دیگه مغز نگه دوباره همون اتفاق می افته. اینطوری شما برای شروع کردن کاملا آماده هستید. موفق ترین باشید.
حامد
دوشنبه 10 تیر 1398 10:29 ب.ظ
سلام.آقای جدیدی من فردا میخوام برم بپرسم.ولی تا اونجایی که شما اطلاع دارید. نظام وظیفه با رای دیوان موافقت کرده چون منم رای دیوان عدالت دیدم
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. حتما بروید بپرسید و آنچه سازمان نظام وظیفه بگوید درست است. البته یک نکته هم هست گاه این موضوعات باید بخش نامه شود و شاید مدتی طول بکشد تا به دست سازمان برسد ولی به هر حال شما سعی کنید به رای دیوان عدالت اشاره کنید و حتی اگر توانستید پرینت این رای را هم ببرید و دقیق بپرسید.
اگر گفتند بخش نامه نیامده این سوال را بپرسید که چه موقع از سال بخش نامه ها می آید؟ این موضوع کاملا فردی است و خودتان باید دنبالش بروید و سپس بر اساس صحبت ها تصمیم بگیرید با زندگی تان چکار کنید؟
بنده به عنوان یک مشاور و همیار، موظف هستم بر اساس قوانین سازمان سنجش که در دفترچه نوشته می شود پاسخ بدهم و از این جهت بنده را ببخشید. لطفا لطفا خودتان در این موضوع تحقیق کنید و سپس تصمیم بگیرید که چکار کنید بهتر است. موفق ترین باشید.
سمیه
دوشنبه 10 تیر 1398 10:19 ب.ظ
ممنونم از راهنماییتون،من مطالب مفیدتون رو خوندم .قبلنا خیلی احساس شکست میکردم خیلی تو گرشته بودم همش این سوال که چرا واقعا چرا سال کنکور اینجوری شدی؟مطالبتون رو که خوندم حالم بهتر شد.اما هنوز نمیدونم چرا منی که همه میگفتن کم درس بخون سال کنکور کتاب دستم بود تست میزدم اما نتونستم جمعش کنم؟؟!میشه کمکم کنید.بله درسته هر انسانی خودش و خودشه.اما اینها هدف نیستن؟پس هدف گذاری شخصی باید چی باشه؟
پاسخ رضا جدیدی :
خداروشکر که بهتر هستید. بله همین که چرا آن سال کم خوان شدید را باید پاسخ بدهید چون بلافاصله مغز دوباره در موقع شروع کردن روی این موضوع فشار می آورد که نکنه دوباره مثل قبل بشه؟ تازه اون موقع خیلی بهتر بودی نکنه دوباره اونطوری بشی و...
برای همین بایستی پاسخ دقیق و روشنی از علت آن نوسان بدهید تا پاسخ تان باعث سکوت مغز شود و از این طریق شما را آزار ندهد. من می توانم چند مورد را بیان کنم برای اینکه فکرتان شروع به تحلیل کند:
1. می تواند موضوع فشار خانواده در آن موقع باعث ترس تان شده باشد.
2. ممکن است معلم ها با حرف هایشان باعث ایجاد فشار روحی روانی روی شما شده باشند.
3. ممکن است ترس از شکست خوردن و تمسخر و تحقیر شدن جلوی همکلاسی ها باعث ترستان شده باشد.
4. ممکن است دچار شوک فکری و شوک تحصیلی شده باشید.
5. ممکن است برنامه ریزی تان مطابق انتظارات و تفکراتتان پیش نرفته باشد و همین باعث شده باشد که پیشرفت تحصیلی نکنید و احساس ناامیدی کنید و کار را رها کنید.
6. ممکن است انتظار غلط زدن و غلط حل کردن را نداشته باشید چون سابقه درسی تان خوب بوده و توقع بیش از اندازه از خود داشته اید که در نهایت باعث به هم ریختن تان شده باشد.
7. ممکن است تصورات شما قبل از شروع برای کنکور با آنچه در هنگام انجامش بوده فرق داشته و دچار شوک تفاوت شده باشید و ایست مطالعاتی زده باشید.
8. ممکن است کمالگرایی کرده باشید و تحت تاثیر افکار کمال طلبانه، روزهای زیادی را از دست داده باشید و در نهایت افت تحصیلی کرده باشید.
و یا شاید عوامل و موضوعات دیگر. این 8 مورد فقط برای این بود که مغزتان شروع به تحلیل کند و شاید برخی از آن ها در مورد شما درست باشد شاید هم هیچکدام نبوده باشد. خلاصه شما باید دلیلش را بیرون بکشید تا مغز را ساکت کنید.
در مورد هدف هم عرض کردم، هدف قرار نیست بقیه را خوشبخت کند بلکه هدف فقط و فقط باید من را به نیازهای انسانی ام برساند. به طور مثال، خیلی ها دوست دارند که ما یک انسان معمولی بی سر و صدا باشیم چون اینطوری باعث خوشبختی شان می شویم پس اگر هدفتان خوشبختی دیگران باشد آنگاه باید اینطور باشید.
برای همین ما کاری به دیگران نباید داشته باشیم. اطرافیان خود را دوست بدارید برایشان بهتر و بهتر باشید ولی هدف را در دایره فردی خود نگه دارید. مثلا من پزشکی را می خواهم نه برای اینکه روی بچه ام اثر بگذارد نه برای اینکه خانواده ام خوشبخت شوند نه برای اینکه پدرم دیگر کار نکند بلکه پزشکی هدف شخصی من است.
هرگاه دیگران را وارد ماجرا کنید آنگاه برای هر تست غلط زدن، باید فشار روحی و روانی تک تک آن ها را در ذهن خود تحمل کنید. هر تست غلط مساوی از دست دادن تربیت فرزند، هر تست غلط یعنی خوشبخت نشدن خانواده هر تست غلط یعنی کار کردن پدر.
می دانید این ها چقدر فشار ایجاد می کند؟ هدف برای خود خود شماست نه دیگران. موفق ترین باشید.
حامد
دوشنبه 10 تیر 1398 06:37 ب.ظ
سلام خسته نباشید در پاسخ سوال پایین گفتید قانون کنکور مجدد با لیسانس تغییر کرده یعنی افرادی که کارشناسی دارند میتوانند کنکور بدن ممنون میشم پاسخ بدهید
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. قانونی تغییر نکرده است فقط یک مورد در مورد سربازی پسرهایی است که مدرک دانشگاهی دارند و سربازی نرفته اند که آیا این ها می توانند کنکور تجربی بدهند یا نه؟
طبق آخرین قانون نوشته شده در دفترچه خیر نمی توانند ولی چون مورد ابطال آن در دیوان عدالت است توصیه می کنم اگر کسی در این شرایط است و می خواهد از قانون درست و دقیق آگاه شود با مراجعه حضوری به پلیس +10 و نظام وظیفه سوال بپرسد که آیا قانون تغییر کرده است یا خیر؟
دقت کنید بقیه قوانین هیچ تغییراتی نداشته اند فقط این مورد را افرادی که شامل شان می شود بروند بپرسند. موفق ترین باشید.
سمیه
دوشنبه 10 تیر 1398 06:15 ب.ظ
سلام،خیلی مفید بود مطلبتون.من در حین خواندن مطلب مرتب سوالی ذهنم رو‌درگیر میکرد اینکه پس چرا ۱۲سال درس خوندم هرسال معدلم ۲۰میشد شاگرد اول میشدم اون وقتا سختم‌نبود چرا همه چی سال کنکور خراب شد؟؟؟من دیپلم سال۸۸هستم تمام معدل هام ۲۰حتی یک بار خانوادم در طول تحصیل بهم نگفتن درس بخون خودم تفریح و‌مهمونی نمیرفتم درس میخوندم تا زمانی که تابستون شد و باید شروع میکردم که برای کنکور بخونم و پیش دانشگاهی رو پاس کنم و دچار افت تحصیلی شدم با خودم میگفتم هیچکی سال اول قبول نمیشه تا اینکه رتبم اومد و ۱۹۰۰۰منطقه سه شدم با دیدن رتبم همه اعتماد بنفسم ریخت،انگیزه داشتم اما ناامید بودم مبخواستم پزشک شم اما اینقدر استرس ونا امیدی وجودمو پر کرد که حتی نحوه درس خوندن یادم رفت مرتب از برنامه ریزی ها جا میموندم بازم برنامه جدید.تراز های بد.مثلا یک فصل رو ۵۰۰تست حل میکردم و‌نگاه میکردم که دیگه وقتی ندارم و ازمون شده.سال بعد ۹۰۰۰شدم و رفتم دانشگاه ازدواج کردمبعداز دو‌ترم انصراف دادم چون واقعا از خودم ناراضی بودم و‌میدونستم که ده درصدم تلاش نکردم همش ژست درس خون هارو داشتم اما نمیدونم هی اشفته میخوندم.اون موقع نمیزاشتن با مدرک لیسانس دوباره کنکور داد واسه همین انصراف دادم. تا اینکه بچه دار شدم الان کنکور ۹۹اخرین سالیه که من میتونم با کتابای خودم امتحان بدم.چند.روز پیش تصویر زنی رو‌دیدم که روز بعداز زایمانش رو‌تخت بیمارستان درس برای دکتری میخوند و به شدت تکونم داد.مرتب تو ذهنمه که یک‌روزی باید پزشک شم بخاطر علاقم بخاطر تلاشایی که ۱۲سال کردم بخاطر اینکه شاید میتونم تو‌این دنیا حرکتی کنم بخاطر خودم بخاطر قدردانی و دل شکسته پدر و مادرم بخاطر شوهرم که مجبوره دو شیف کار کنه بخاطر بچم که میتونم براش یک متدر باسواد باشم و زندگی با رفاهی براش مهیا کنم بخاطر اینکه تواناییشو دارم و میتونم با نیروی مغزم برای خودم توشه ای جمع کنم برای اخرتم و‌اولین خدمتم پول دراوردن برای خودم و خانوادم باشه بعدش به مردم حامعه ام.شما توی یکی از مطلباتون نوشته بودین که درس خوندن شخصیه و بخاطر پدر مادرتون عذاب وجدان نداشته باشین.اما من الان تصور میکنم بچم با ایندش مثل من رفتار کنه در دلم غم میشه
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. این متنی که شما زحمت کشیدید و در مورد زندگی شخصی تون نوشتید، نشان دهنده چند نکته مهم است:
1. هدف گذاری شخصی ندارید و این هدف گذاری باید و باید و باید برای خود شما باشد. هروقت هدف به بچه و شوهر و پدر و مادر گره بخورد نتیجه اش گوشه نشینی و تلاش نکردن است. چون کسی که این هدف را با کل خانواده پیوند می زند آنقدر زیر فشار روانی و ترس می رود که تا بخواهد آن فکرها را جمع کند، کلی زمان از دست می دهد.
مادامی که به این نتیجه نرسید که هدف کاملا شخصی است و مثل مسواک می ماند همیشه زیر بار روانی آن گرفتار خواهید شد. خودتان می گویید زنی روی تخت پس از زایمان درس می خواند به نظر شما آیا او هدفش شخصی نبوده که در آن زمان به جای نوازش کودکش درس می خوانده؟
یک نگاه به اطراف کنید. چه کسی هدفش را با خانواده گره می زند؟ این کلک مغز است و به خوبی یاد گرفته هدف را خانوادگی کند تا زیر فشار بروید و با هر تست غلط زدن خانواده خود را روی هوا تصور کنید.
2. بچه شما با رشته دانشگاهی شما ساخته نمی شود. بچه نیاز به تربیت دارد چه شما هزار مدرک دانشگاهی داشته باشید چه اصلا مدرک نداشته باشید اگر بچه را درست تربیت کنید او موفق می شود بنابراین موفق بودن یا نبودن بچه را به نتیجه کنکور ربط ندهید.
3. ذهن شما در گذشته مانده است. پرونده های بازی که حل نشده و برایش جواب قانع کننده ای نداری برای همین است که تحت فشار نتایج قبلی هستید. باید این پرونده ها حل و فصل شوند وگرنه مثل خوره می خواهند روح و روان شما را بخوند و عذاب تان بدهند. یک بار برای همیشه آن ها را حل کنید و یک جواب محکم و قانع کننده برایشان داشته باشید.
4. ذهن شما شلوغ است و نظم فکری ندارید. مغز را مانند پسربچه ای در نظر بگیرید که وقتی خانه ای شلوغ باشد آنگاه است که دست به هر کاری می زند. محیط ذهنی شما باید شسته رفته شود. مسایل دسته بندی و نظم فکری پیدا کنید. این ذهن شلوغ بهانه های خوشمزه ای برای فرار از درس به مغزتان می دهد.
5. هزینه های موفقیت را باید بپردازید. لطفا مطلب هزینه های موفقیت را بخوانید تا تصورات و تفکراتتان درست شود. موفق ترین باشید.
محمد
دوشنبه 10 تیر 1398 12:13 ق.ظ
سلام آقای جدیدی
من هم مانند دو تا کامنت پایین تر به تازگی از رشته مهندسی صنایع فارغ‌التحصیل شده ام و امسال کنکور ارشد دادم و برای آن هم درس خوانده بودم و حال که پاسخ هایم را صحیح کرده‌ام اطمینان دارم که نتیجه ‌‌‌ خوبی کسب می‌کنم.
اما آقای جدیدی من در دبیرستان میخواستم رشته تجربی بروم اما بالاخره تصمیم گرفتم همان ریاضی‌فیزیک را ادامه بدهم و الان تردید دارم که ارشد رشته‌ام را بخوانم تا پس از آن برای ادامه‌ی تحصیل
اپلای کنم یا برای پزشکی کنکور تجربی بدهم، همش احساس می‌کنم اگر تجربی میخواندم موفق‌تر بودم و خاطرات دبیرستان زیاد به یادم می‌آید.
ممنون میشوم من را هم در این زمینه راهنمایی کنید.
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. به شما هم تبریک عرض می کنم و امیدوارم روزگار خوبی در پیش روی شما باشد. برای شما چون آقا هستید بایستی تکلیف سربازی را مشخص کنید. تغییراتی در قانون مثل اینکه بوده ولی در سازمان سنجش چیزی فعلا اعلام نشده پس اول از همه لطفا به صورت حضوری به پلیس +10 و همچنین سازمان نظام وظیفه مراجعه کنید و این سوال را بپرسید:
آیا من با مدرک لیسانس می توانم مجدد کنکور تجربی شرکت کنم یا خیر؟ قانون موجود در دفترچه ثبت نام کنکور 98 می گوید شما نمی توانید شرکت کنید مگر اینکه حتما سربازی را تمام کنید ولی تغییراتی به نظر می آید ایجاد شده باشد برای همین است که از شما می خواهم به صورت حضوری سوال کنید.
حالا به فرض حل شدن مشکل سربازی، بایستی برویم سراغ موضوع احساس می کنم که موفق تر می شدم. راستش را بخواهید با احساس نمی شود زندگی کرد. برای همین احساس می کنم موفق تر بودم خیلی جمله روی هوایی برای موفقیت است.
شما بایستی شناخت دقیق از اتمسفر کنکور و نیازهای انسانی خود داشته باشید و سپس تصمیم بگیرید که کدام مسیر را بروید. اصولا وقتی انسان بین دو راهی قرار می گیرد یعنی شناخت دقیق و کافی از نیازهای انسانی خودش ندارد و به عبارت ساده تر: نمی داند از زندگی چه می خواهد.
وقتی فردی نداند به طور شفاف که چه می خواهد آنگاه تحت تاثیر جملات رایج می شود مثلا؛ درآمد پزشک ها آنقدر است، یا چهارتا کتاب می خوانی کنکور تجربی می دهی یک عمر راحت زندگی می کنی و یا از طرفی تحت تاثیر این جمله که ارشد فایده ای ندارد، وضعیت شغلی نامناسب است و...
حالا فکرش را کنید که برخی هم می گویند دیگر دیر شده و برای چه برگردی از اول کنکور بدهی؟ از آن طرف یکی دیگر پیدا می شود و می گوید درس خواندن اصلا ارزش ندارد. من به شما توصیه می کنم با معیارها و ملاک های دیگران زندگی نکنید. اول از همه، من که هستم؟ چه می خواهم؟ چه نیازهای انسانی دارم؟ کدام مسیر نیازهای انسانی مرا برآورده می سازد؟ پس همان مسیر را می روم.
اگر این سوال تان را از انسان های مختلف بپرسید، آنگاه از هر انسانی یک جواب دریافت می کنید و سردرگم می شوید می دانید چرا؟ چون هر انسانی بر اساس توانایی ها، قدرت و موفقیت یا شکست هایش به سوال شما پاسخ می دهد پس اساسا پرسیدن این سوال که من با زندگی ام چکار کنم، سوال نادرستی است و بهتر است از خود بپرسید من چه می خواهم؟ موفق ترین باشید.
سایه
یکشنبه 9 تیر 1398 06:02 ب.ظ
سلام متن فوق العاده ای بود ممنون از زحمات شما.فقط یه سوال دارم آیا شما با این جمله موافقید که انسان به هر آنچه فکر کند همان میشود؟ میشه یه خورده راجب این جمله برام بگید این درسته که همه زندگی ما با اندیشه ما شکل میگیره؟ آیا واقعا فکر ان قدر مهمه؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم. جمله شما را برای افکار منفی قبول دارم چون فکر منفی نیاز به عمل کردن ندارد. مثلا وقتی کسی می گوید من در کنکور قبول نمی شوم قطعا اگر به این فکر فقط گوش کند بدون اینکه عمل کند قطعا به نتیجه می رسد.
ولی برای افکار مثبت چطور؟ مثلا من بگویم در کنکور قبول می شوم ولی هیچ زحمتی نکشم. آیا این فکر قدرت دارد؟ حالا یه سوال مهم تر دارم. اگر کسی کلا بدون اینکه فکر مثبت کند، فقط و فقط به برنامه اش عمل کند آیا موفق می شود یا نمی شود؟
در واقع من می خواهم بگویم که ما به فکر مثبت نیاز نداریم و فقط می توانیم عملگرایی کنیم. حتی با دنیای از افکار منفی که مغز برایمان می سازد تنها راه حل ما درمان افکار و عملگرایی است. بنابراین از این مرحله گذر کنید و به این سوال فکر کنید:
وظیفه امروز من چیست؟ همان را انجام دهم که نون آبم می شود بقیه فکرها چه مثبت چه منفی برای من ارزشی ایجاد نمی کند. موفق ترین باشید.
ابوالفضل
شنبه 8 تیر 1398 11:43 ب.ظ
سلام دکتر.من سال ۸۹ دیپلمم رو گرفتم و الان ۲۶ سالمه و در کنکور ۹۱ رتبه ۸۰۰۰ منطقه دو رو آوردم و در دانشگاه دولتی پذیرفته شدم اما بعد از چندین سال درس خواندن ب دلیل عدم علاقه ب رشته مهندسی انصراف دادم.ضمن اینکه از دوم دبیرستان تجربی بودم اما ب گفته یکی از دوستان ک سخته قبول شدن تغییر رشته دادم ب ریاضی.اما هنوز حسرت تلاش برای کنکور تجربی رو دارم.بطوریکه هرسال اسم مینویسم اما تلاشی برای شرو نمیکنم.استعدادم خوبه.اما یکم برای استارت تنبلم.ضمن اینکه چون وضعیت مالی خوبی ندارم تا ی ماه دیگ اگ خدا بخاد سر ی کاری میرم ک ی ۲۴ ساعت کاره و ۴۸ ساعت استراحت.خاستم برای سال ۱۴۰۰ اقدام کنم و شرو ب خوندن کتابای نظام جدید از امسال بکنم ک از قبل هم دیدم و نسبت ب نظام قدیم راحتتره و روونتره.خاستم منو راهنمایی بکنید ک چیکار بکنم.ممنون
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. ابتدا یادآوری می کنم که بنده دکتر نیستم و همان رضا جدیدی برای بنده کافی است. نکته دوم اینکه ان شالله شغل تان جور شود و سرکار بروید تا هم روحیه و هم درآمدتان عالی شود. چون بیکاری خیلی درد بدی است.
سوم اینکه، بت سازی هم در شما موج می زند. یعنی شما نیاز به یک شروع ساده و بی نظم دارید و هیچ نیازی نیست که شروع طوفانی و درجه یک داشته باشید. چون شما مدت ها درس نخوانده اید و همین امر باعث می شود که ابهت درس ها برایتان چند برابر جلوه کند.
درس خواندن برای شما از برنامه ریزی فعلا مهم تر است. یک شروع ساده و نامنظم می تواند ابهت این درس ها را بشکند و بعد از چند روز که ترس تان ریخت و گرم شدید، می توانید برنامه ریزی منظم خود را شروع کنید.
چهارم اینکه تنبل بودن را نمی شود به همین راحتی به خود نسبت داد و باید بدانید که شروع کردن از سخت ترین اتفاقات در هرکاری است. مثلا شما پسر هستید، احتمالا سربازی رفته باشید. اولین روز سربازی چقدر سخت است؟ اولین روز کار؟ اولین روز مدرسه؟ اولین روزهایی هم که برای کنکور می خوانید سخت است. اصلا شروع کردن رخ نمی دهد. مغز به شدت مخالف است. برای همین به خودتان برچسب نزنید. موفق ترین باشید.
علی
شنبه 8 تیر 1398 01:33 ب.ظ
سلام خسته نباشید
من تقریبا همه این تفکرات و جملات تو ذهنم هست و اصلا نمیتونم مقابله کنم
کی من اینا رو از بین ببرم
کی دهم و یازدهمو بخونم
3،2 ماه دیگه دوازدهم شروع میشه
اینقدر به این احساسات جواب مثبت دادم که الان یه اینده وحشتناک رو تصور میکنم ونمیتونم ادامه بدم
اینقدر هم خودم رو به فراموشی زدم که فرصت از دست رفت و نمیتونم با شما باشم
خاهشن اگه فرد دیگه ای رو میشناسید که میتونه کمکم کنه معرفی کنید
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. شما به بنده لطف دارید. همین که فهمیده اید ریشه این مشکلات کجاست خودش گام بزرگی برای شروع تغییرات است. مشاور انتخاب کردن موضوع شخصی است و خواهش می کنم خودتان بر اساس معیارها اگر نیاز دارید یک مشاور انتخاب کنید.
اما بنده توصیه می کنم هر طور شده خیلی زود به یک پیشرفت تحصیلی برسید وگرنه اذیت می شوید. شما باید خیلی زود شروع کنید تا این بت سازی و ابهت سازی های مغز شکسته شود. تا وقتی دست به کتاب نشوید دایم اوضاع بدتر می شود.
یعنی برای شما فارغ از اینکه برنامه تان خوب است یا بد فعلا یک شروع نیاز است تا این سد سازی مغز شکسته شود بعد به صورت موازی روی برنامه ریزی و بهبود آن کار کنید. موفق ترین باشید.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.