کلبه مشاوره رضا جدیدی مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور - خستگی کنکوری ها: خستگی روحی یا جسمی؟

مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور


راه های ارتباطی با رضا جدیدی: شماره تلفن ثابت: 34774341-086 شماره تلفن همراه: 09189580918

خستگی کنکوری ها: خستگی روحی یا جسمی؟

تعریف مستقیم خستگی روحی که گاه از آن به عنوان خستگی روانی یا خستگی ذهن و مغز نیز یاد می شود به نظر خیلی سخت است ولی می خواهم با استفاده از مفهوم قانون متمم یا مکمل در نظریه مجموعه های ریاضی، سعی کنم به تعریفی غیر مستقیم برای آن برسم.

خستگی روحی و جسمی در سال کنکور فرق دارند

به همین منظور، اگر فرض کنیم که خستگی جسمی و خستگی روحی، دو مفهوم متضاد هم هستند و خستگی جسمی را چنین تعریف کنیم: هر حس کسالت، بی حوصگلی، درد و عدم تمایل برای انجام کاری به دلیل محدودیت انرژی جسمی و تجمع اسید لاکتیک را خستگی جسمی گویند. 

آنگاه؛ خستگی روحی را می توان چنین گفت: هر نوع خستگی که از جنس خستگی جسمی نباشد. در این قسمت، قصد ورود به تعریف دقیق روح، روان، مغز و ذهن ندارم و در این مطلب، فرض را بر این می گذاریم که روح همان روان است و مغز همان ذهن است؛ هرچند معتقدیم به لحاظ علمی این هم ارزی زیاد درست نیست ولی چون از هدف اصلی این مطلب دور می شویم، این خطای هم ارزی را چشم پوشی کنید.

با این تعریف، متوجه می شویم که دامنه و گستره، خستگی های روحی بسیار وسیع تر از آن است که گمان می کردیم و می تواند به دلایل مختلفی ایجاد شود. با این وجود، گاه خستگی های جسمی به اشتباه همان خستگی های روانی یا ذهنی در نظر گرفته می شود. بنابراین، زمانی می توانید مطمین باشید که خستگی شما از جنس خستگی روحی است که شرایط زندگی تان به صورت زیر نباشد:

  • خواب کافی داشته باشید ولی بازهم احساس خستگی و بی حالی کنید. 
  • بیماری و یا داروی خاصی که خواب آور باشد، مصرف نکرده باشید.
  •  دوره پرفشار کاری مثل دوران امتحان مدرسه نباشد که خود به خود خستگی های اضافه ای با خودش به همراه می آورد. 
  • فشار کاری در خانواده مثل مراسمی که انرژی زیادی از شما بگیرد، نداشته باشید. 
  • مسافرت طولانی یا خریدهای سنگین نکرده باشید به طوری که هنوز هم اثر خستگی آن در بدن تان باشد. 
  • ورزش سنگین و پرفشار مثل کوهنوردی و... انجام نداده باشید که تحت تاثیر آن باشید. 
  • کار یا فعالیتی که به آن عادت نداشته اید ولی مجبور به انجامش شده باشید را پشت سر نگذاشته باشید که حس خستگی تان ناشی از آن کار باشد.
اگر در شرایط فوق نیستید ولی احساس خستگی می کنید؛ بازهم نباید زود قضاوت کنید بلکه شرایط زیر را هم چک کنید:
  • این خستگی حداقل بیشتر از 7 روز است که ادامه دارد. اگر به 7 روز نرسیده، احتمالا، هنوز هم خستگی جسمی است.
  • اتفاق خاصی مثل بیماری یکی از اعضای خانواده، عمل جراحی و یا فوت رخ نداده باشد که تحت تاثیر آن باشید. اگر اینطور است، خستگی تان را از نوع جسمی بدانید.
  • از نظر روابط عاطفی، تغییر و تحولی در زندگی تان رخ نداده باشد. اگر اینطور است، موضوع اصلا خستگی نیست بلکه خودش را به صورت خستگی نشان می دهد.
  • شوک و یا اتفاق غیر منتظره ای در زندگی تان رخ نداده باشد که هنوز هم متاثر از آن هستید.  اینجا هم خستگی نیست بلکه نوعی هیجان یا به هم ریختگی هورمونی است.

اگر در هیچ کدام از این موارد نیستید ولی بازهم احساس خستگی می کنید به طوری که این شرایط بیشتر از 7 روز ادامه دارد؛ شما بایستی به این سوالات فکر کنید

1- آیا ضعف یا کوفتگی خاصی را احساس می کنید که اگر اینطور است، بهتر است با مشورت یک پزشک، آزمایش خون داده و از وضعیت خود مطلع شوید.

2-  آیا احساس سر درد، آمدن اشک از چشم و اذیت شدن از دیدن جملات دارید؟ در این صورت احتمال ضعیف شدن یا خشکی چشم می رود که بایستی به چشم پزشک مراجعه کرده و مراحل درمانی را طی کنید. چون ضعف یا خشکی در چشم، باعث کلافگی و احساس خستگی از مطالعه و بی حالی می شود و دانش آموز؛ دوست دارد چشمانش را ببندد.

3- از نظر تغذیه، آیا شرایط خوبی را سپری می کنید؟

خستگی جسمی نگران کننده نیست زیرا با کمی استراحت حل می شود

 یک نکته مهم این است که اگر خواب آلودگی مداوم و زیاد دارید حتما لازم است آزمایش های لازم و مربوطه را بدهید زیرا ممکن است اختلالات هورمونی و سایر عوامل، باعث ایجاد این حالت شود و  هیچ ربطی به خستگی نداشته باشد.

اگر در هیچ کدام از حالت های بالا؛ هم جای نمی گیرید؛ حالا می توان احتمال داد که این ضعف و خستگی از نوع خستگی روانی یا ذهنی است و نشانه های خستگی روحی به شرح زیر است:

1- بزرگترین عاملی که خستگی فکری یا روانی ایجاد می کند؛ افکار منفی هستند. این افکار مثل خوره، روح و روان فردر ا آزار می دهند. برای اینکه متوجه نحوه خستگی روحی توسط افکار منفی شوید به این مثال توجه کنید: دانش آموزی را تصور کنید که هر روز، یک فکر تکراری در مورد قبول نشدن در کنکور را در سرش دارد. هر بار به این موضوع فکر می کند، یاد یک خاطره می افتد، حرف پدر یا مادرش یادش می آید، نگران تحقیر خواهر یا برادرش می شود.

او هر روز این جملات را در سرش مرور می کند. احساسی که هر روز او از تکرار این صحبت ها دارد را می توانید به خوبی حس کنید؛ چون هر یک از ما این وضعیت را تجربه کرده ایم و آنقدر درگیرش شده ایم که حتی حس و حال آب خوردن هم نداشته ایم. هرچقدر زمان فکر کردن به افکار منفی و تکرارش بیشتر باشد، عذاب آن فرد بیشتر است. راهکار ما برای مقابله با افکار منفی یک جمله ساده است: «هر فکر منفی، نشانه یک درد یا ضعف یا پرونده حل نشده در گذشته تان است و تا وقتی جواب درستی برایش پیدا نشود، شما را آزار می دهد.»

در واقع؛ وقتی فکر منفی دارید، یعنی مغزتان می خواهد، شما را مشغول فکر کردن به آن کند. حالا اگر آن فکر را یک بار برای همیشه حل کنید، آنگاه مغزتان، برای یادآوری اش دچار مشکل است زیرا شما پاسخش را پیدا کرده اید. متاسفانه اکثر کنکوری ها با این طرز تفکر که نمی خواهم به فکرهای منفی ام، فکر کنم. خودشان را زجر می دهند و بیشتر از همه، نیز درگیر افکارشان هستند. پس موازی با درس خواندن، پرونده های باز مغزتان، باید وارَسی و حل شوند.

2- فراموش کردن درد با تظاهر به خستگی روانی. گاه صورت مسئله اصلا خستگی روحی و یکنواخت شدن زندگی نیست، بلکه دردهایی وجود دارند که باید رفع شوند اما چون دانش آموز یا داوطلب کنکور، متمرکز روی این دردها نیست، فکر می کند که مشکل از خستگی روحی است.

مثالی برای تان می زنم؛ وقتی دانش آموزی پیشرفت تحصیلی نمی کند یا انتظاراتش برآورده نشده و برنامه ریزی اش خوب پیش نمی رود یا بر خلاف توقعاتی که داشته، تست های غلط زیادی می زند و احساس فشار می کند، آنگاه ممکن است در معرض یک خطا قرار بگیرد. آن خطا هم چیزی جز نیاز به تفریح و استراحت و ایجاد یک تنوع در زندگی نیست. این اشتباه رایجی در بین کنکوری هاست که همیشه یکنواخت شدن زندگی را عامل، پیشرفت تحصیلی نداشتن و زود خسته شدن از مطالعه می دانند؛ در حالیکه این دو هیچ ارتباطی به یکدیگر ندارد.

خطای اشاره شده، از آن جهت توسط مغز یادآوری می شود که سودش در آن است که شما فکر کنید ریشه تمام مشکلاتتان در این است که تفریح ندارید و فشار درس ها، باعث افسردگی و افزایش خستگی هایتان شده است.

مغز، خیلی منطقی و با به کار بردن جملاتی مانند: «همه زندگی که درس خواندن نیست، هر انسانی به تفریح نیاز دارد»، «اگر هر روز هفته، بخواهی زیاد درس بخوانی، کم می آوری و خسته می شوی»، «تنوع در زندگی لازم است و مثل خون تازه ای در رگ های تو است»، «با تفریح و کمی استراحت می شود بهتر از قبل درس خواند، مغزم قفل کرده و اگر تفریح کنم با روحیه بهتری درس می خوانم» و ... سعی در تلقین منطقی نیاز به تفریح و استراحت دارد.

اما موضوع این نیست که انسان به تفریح نیاز دارد، بلکه مغز به خوبی می داند که اگر بتواند آن دانش آموز را به این باور برساند که درس خواندن عامل افسردگی، خستگی روحی، فشار روانی و بی قراری است آنگاه توانسته درس خواندن را با فاکتورهای منفی، پیوند بزند و با این پیوند برقرار کردن باعث شکل گیری این تفکر شود: «هرجا در درس خواندن مشکل پیدا کردی، یکی از دلایلش تفریح نداشتن است و تو خیلی به خودت سخت می گیری و زندگی ات یکنواخت شده است».

وقتی این طرز تفکر در دانش آموز شکل بگیرد، حالا او تفریح کردن را نه به عنوان یک فعالیت مختصر حاشیه ای، بلکه به عنوان یک اصل مهم در زندگی قبول می کند طوری که قبل و حین و بعد از درس خواندن، همیشه دغدغه آن را دارد و همین امر سبب می شود که زمینه های اتلاف وقت در او پدیدار شود.

تفریح نیاز است، اساسا یک جمله غلط می باشد زیرا می شود که آن فرد، خودش را به گونه ای تربیت کند که هیچ تفریحی هم نیاز نداشته باشد و برعکس، می شود آن فرد خودش را به نوعی وابسته به تفریح کند که اگر روزی را بدون هیجان ناشی از تفریح، سپری کرد، حس گناه، سنگینی و خستگی کند.

تفریح یک عادت است که بر اساس سبک زندگی فرد شکل می گیرد و ریشه مشکلات نیست. این موضوع در جاهای دیگر زندگی هم شنیده می شود که اگر تفریح یا مسافرت بروید، روحیه تان خوب می شود و اندیشه های نو، در شما شکل می گیرد حال آنکه با برگشتن از مسافرت یا تفریح، آن مشکل حل نشده است.

در واقع دیدگاه من این است که مشکل را حل کنید، تفریح و استراحت و یا مسافرت، مشکلی را حل نمی کند. مشکل یا مشکلات چیستند که شما را ناراضی کرده است؟ آن ها را یافته و حل کنید. سیاست و راهکارهای ما از این پس، نه تفریح کردن برای رفع خستگی بلکه آزاد کردن فکر و اندیشه با طرح دقیق صورت مسئله و سپس ارایه راه حل است.

برای آنکه مسئله، بار دیگر و از زاویه متفاوت، مورد بررسی قرار بگیرد؛ می خواهم لیست کوچکی از مشکلات کنکوری ها را بیان کنم و سپس طرز تفکر «تفریح کن تا درست شوی» را جلوی شان بنویسم. این لیست خیلی کمک می کند تا بهتر برایتان تثبیت شود که چقدر ابتدایی است اگر فکر کنیم با تفریح کردن، روحیه مان شاد می شود:

  • من درس نمی توانم بخوانم و روزهای زیادی را از دست داده ام. «تفریح کن تا درست شوی»
  • کارهایم را پشت گوش می اندازم و تا فشار امتحان نباشد، درس خواندن برایم سخت و نشدنی است. «تفریح کن تا درست شوی»
  • آنطوری که باید و شاید، پیشرفت تحصیلی نکرده ام و برنامه ام را مطابق با آنچه طراحی کرده بودم، پیش نبرده ام. «تفریح کن تا درست شوی»
  • فکر می کنم از دیگران عقب هستم و آن ها خیلی بهتر از من درس خوانده اند. «تفریح کن تا درست شوی»
  • امید به قبولی و موفقیت در کنکور امسال ندارم. «تفریح کن تا درست شوی»
  • تعداد تست هایی که غلط می زنم خیلی زیاد است. «تفریح کن تا درست شوی»
  • فکر می کنم از همه زمان هایم به خوبی استفاده نکرده ام و دچار افت شده ام. «تفریح کن تا درست شوی»
  • فکر می کنم نیاز به یک انرژی تازه دارم تا بتوانم قوی تر درس بخوانم. «تفریح کن تا درست شوی»

این فهرست، فقط چند مشکل را بیان کرد و خودتان بهتر می توانید بررسی کنید که آیا تفریح کردن، استراحت، میهمانی رفتن، مسافرت و یا دیدن یک فیلم در سینما و ... می تواند راه حل درمان این مشکلات باشد؟ یعنی اگر من از مسافرت برگردم، آن مشکل مجدد یقیه مرا نمی گیرد؟

 مطلب «آیا با درس خواندن برای کنکور افسرده می شوید؟» به طور دقیق و ریزتر به بررسی نحوه پیوند زدن درس با اتفاقات منفی توسط مغز پرداخته است.

مطلب «ولع تفریح کردن در سال کنکور» به توضیح بیشتر در مورد این طرز تفکر که ریشه مشکلات را تفریح نداشتن ندانیم، پرداخته است.

3- وابستگی به حرف مردم، خستگی روانی ایجاد می کند. خود این جمله، توضیح کاملی از هر آنچه است که باید بگویم. وقتی یک خاطره یا حرف سردی از خانواده یا فامیل در ذهن تان، سو سو می زند و هر روز، درگیر آن هستید که چرا آن حرف را زدند؟ نکند راست بگویند؟ چطور می خواهید احساس فشار روانی و خستگی روحی نکنید؟

آنچه مسلم است همه ما وابستگی به حرف مردم را تجربه کرده ایم. این وابستگی روزی به دردمان می خورد چون قسمتی از فرآیند شناخت ما را شکل می داد اما مثل دندان عقل که باید آن را کشید، حالا در شرایطی هستیم که به این وابستگی نیاز نداریم.

وابستگی به حرف مردم در دوره کودکی شکل گرفته و اگر الان با آن وابستگی زندگی کنیم، مثل این است که به عادت دوران بچگی خودمان سوار سه چرخه شویم و بازی های کودکی را انجام دهیم. باید بپذیریم که سبک زندگی مردم کشورمان به اضافه فرهنگی که در آن رشد یافته ایم، به ما یاد داده اند که وابسته به حرف مردم باشیم.

پدر و مادری که خودشان وابسته به حرف مردم هستند و تمام فعالیت های زندگی شان را بر اساس پسند و خشنودی دیگران تنظیم می کنند، چطور می خواهند به ما بیاموزند که وابسته به حرف مردم نباشیم؟ از نظر آن ها وابستگی به حرف مردم، یک امتیاز و اخلاق مثبت حساب می شود زیرا می توانی با گوش دادن به حرف دیگران، محبوب آنان باشید.

اما موفقیت، نیاز شکستن مرزها دارد. اگر قرار است در مسیر موفقیت گام بردارید، یک روزی، یک جایی مجبورید مخالفت کنید و مرزهای مجازی ساخته شده در اطراف تان را بشکنید. اگر وابستگی به حرف مردم دارید توصیه می کنم مطلب «حرف مردم در کنکور: وابستگی به حرف مردم از کجا شروع شد؟» را مطالعه کنید تا در مسیر ترک این عادت دوران کودکی قرار بگیرید.

4- افسردگی باعث خستگی روحی می شود. بنده، افسردگی را یک بیماری نمی دانم بلکه یک امتیازگیری از دیگران می پندارم. بگذارید بیشتر توضیح بدهم؛ اصولا انسان چرا در حالتی به اسم افسردگی فرو می رود؟ پاسخ از نظر من این است که او می خواهد با ایجاد حالت افسردگی از خودش دفاع کرده و امتیازهایی از دیگران بگیرد یا حتی گاهی زمان بخرد تا خودش را سرو سامان بدهد.

بنابراین افسردگی، بیماری نیست بلکه یک انتخاب است که دانش آموز یا داوطلب کنکور بنا به دلیل یا دلایلی آن را بر می گزیند تا خودش را از یک سری اتفاقات احتمالی بد دور کند یا اینکه یک سری امتیازات بدست آورد. مثلا ممکن است یک دانش آموز به نفعش باشد تا افسرده شود برای آنکه اگر در کنکور شکست خورد همه بگویند، افسرده شده بود و او مشکلی از نظر سوادی نداشت و فقط افسردگی باعث شد نتیجه نگیرد.

در واقع افسردگی، بیماری نیست بلکه یک تظاهر به بیماری است تا بتوانید بدون آسیب از حرف های دیگران، به زندگی خود ادامه دهید. اگر دقت کرده باشید، افراد افسرده همیشه در حالتی تصمیم به افسردگی می گیرند که از یک واکنش یا فشار منفی، ترس دارند و با این کار، تصمیم می گیرند تا از گزند صحبت های دیگران در امان بمانند و حتی محبت آنان را جلب کنند.

البته به زودی در مطلبی جداگانه به طور جامع در مورد سیستم دفاعی عصبی و چگونگی انتخاب افسردگی برای دفاع از سیستم عصبی صحبت می کنم ولی فعلا از من بپذیرید که افسردگی یک بیماری نیست بلکه یک انتخاب است. بنابراین افسردگی باعث ایجاد خستگی روحی می شود و این روشی است که به واسطه آن امتیازاتی بدست آورید. اگر مشکل شما در این دسته، طبقه بندی می شود از شما می خواهم به این 2 سوال پاسخ بدهید:

الف) چه امتیاز یا امتیازاتی و یا دفع خطرات و گزندهایی از افسردگی بدست می آورید که در اثر آن می خواهید حالت خستگی روحی را در خود ایجاد کرده و به این زندگی ادامه دهید؟

ب) اگر این امتیاز یا امتیازات را نیاز دارید پس همچنان به افسردگی خود ادامه می دهید چون افسردگی، حالتی است که شما برای به دست آوردن آن امتیاز یا امتیازات و یا دفع خطرات و گزندها، آن را انتخاب کرده اید. ولی اگر گمان می کنید لازم است که مسئولیت پذیر شوید و از لاک دفاعی خود بیرون بیایید، شما آماده ترک حالت افسردگی هستید. و راه درمان هم مشخص است: تغییر دادن قواعد ذهنی برای پذیرش دنیای واقعی

5- خستگی تلقینی از حرف های دیگران. حتما صحبت های محبت آمیز اطرافیان را شنیده اید که می گویند: «از بس خودت را در اتاق حبس کردی، افسرده و کسل و خسته شدی. بیا پیش خانواده و زمانی را هم با ما سپری کن». این جمله خیلی زود روی اکثر کنکوری ها اثر می گذارد و حالتی را بوجود می آورد که به آن خستگی تلقینی می گویند.

دیگران در درون شما زندگی نمی کنند بنابراین آن ها با معادلات ذهنی خودشان این جملات را بیان می کنند در نتیجه اصولا این صحبت ها درست نیست که تو از بس درس خواندی خسته شده ای.

انتظار دارم یک دانش آموز کنکوری با این آگاهی که تلاش در راه هدف، خودش عامل انرژی و خوشبختی است؛ تحت تاثیر این جملات محبت آمیز قرار نگیرد و به مسیر خودش ادامه دهد. ما یاد گرفته ایم که درس خواندن باعث خستگی نمی شود بلکه این مسایل حل نشده و برهم زده شدن انتظارات است که تولید خستگی روانی می کند.

6-  زندگی تحمیلی یکی از علت های خستگی ذهنی است. آن دسته از دانش آموزانی که در خانواده های با سطح کنترل بالا زندگی می کنند همیشه با این مشکل رو به رو هستند که این زندگی خودشان است یا دیگران؟

خانواده های با سطح کنترل بالا به خانواده هایی گفته می شود که حتی فرزندان خود را در سنین بسیار بالا هم تحت نظارت و کنترل دارند و اندیشه شان این است که این بچه ها، هیچ وقت لیاقت این را ندارند که خودشان را در زندگی جمع و جور کنند و باید همیشه از آن ها سوال و جواب شود.

این کنترل شدید و نظارت سخت گیرانه، از سوی پدر و مادر به عنوان یک امتیاز محسوب می شود زیرا آن ها خاطرات خوشی از گذشته دارند که با همین روش باعث شده اند بچه شان درس خوان باشد ولی این روش برای کنکور و مقاطع بالاتر جواب نمی دهد.

این مشکل را می شود به این صورت حل کرد:

الف) زمان استراحت ها را در داخل اتاق بمانید و جلوی چشم نباشید که خانواده سخت گیرتان با گفتن این جمله که درست را خوانده ای دوباره حس کنترلی خودشان را روی شما پیدا نکنند. به هرحال پدر و مادرهای سخت گیر احساس می کنند شما باید هر ثانیه پشت میز باشید.

ب) عادت پدر و مادرتان دستتان هست و می دانید که آن ها چه موقع می خواهند به شما بگویند که بلند شو برو درست را بخوان. پس قبل از اینکه بگویند شما کار را انجام بدهید که آن ها را شرطی کنید به طوری که نیازی نیست به شما گفته شود.

7- خستگی یا بی حوصلگی؟ گاه این دو مفهوم هم با یک دیگر هم ارز گرفته می شود که البته مشکلی ایجاد نمی کند. بی حوصلگی هم یک نشانه از وجود مشکلات است که راه درمانش همین نکاتی است که در این مطلب بیان شده است.

8- چندپتانسیلی بودن و خستگی نیز با هم ارتباط مستقیم دارند. در مورد دانش آموزان و کنکوری های چند پتاسیلی همین جمله را بگویم که سبد هدف های این افراد بسیار بسیار پربار است و از هر نوع هدفی، یکی در آن پیدا می شود. در مطلب «اهداف و علاقه های زیادی دارم و نگرانم که به آن ها نمی رسم» به طور مفصل در خصوص این رفتار صحبت کرده ام که برای مطالعه به آن مراجعه نمایید.

9- خستگی در اثر استرس های شدید و دایمی. استرس هم خستگی روانی تولید می کند. وقتی کسی با این طرز تفکر زندگی کند که فرد استرسی است یا با استرس، بهتر درس می خواند. کم کم باعث تنش ها و خستگی های ذهنی می شود. روش برطرف کردن استرس را در مطلب «» مورد بررسی قرار داده ام که توصیه می کنم، برای رهایی از خستگی های روانی ناشی از استرس آن را مطالعه کنید.

10- خستگی راه حلی برای رسیدن به لذت ها است. اگر مطلب را با دقت خوانده باشید، متوجه یک کلید واژه شدید: «سیستم دفاعی عصبی» که این موضوع بسیار مهم است که نیاز است در یک مطلب جداگانه در مورد کارکردش صحبت کنیم.

ولی در اینجا بایستی بگویم که سیستم دفاعی عصبی، وظیفه دارد تا کاری کند شما عذاب وجدان نگیرید و با حس بد زندگی نکنید. مثلا وقتی قرار است از زیر درس خواندن فرار کنید، این سیستم کاری می کند که این فرار از زیر درس کاملا عقلانی و منطقی و حق شما جلوه کند تا کم کم از شدت عذاب وجدان کم شود و شما سازگار شوید.

برای همین است که دفعه اولی که یک روز را از دست می دهید 1000 واحد ناراحت می شوید ولی دفعه بیستم که این اتفاق می افتد 500 واحد شده و همینطور کم تر و کم تر می شود تا روزی که از دست دادن زمان، 1 واحد ناراحتی دارد و کاملا با آن سازگار هستید. حالا برخی از دانش آموزان، لذت هایی دارند که برای رسیدن به آن لازم است وانمود به خستگی روحی و روانی کنند وگرنه عذاب وجدان می گیرند. این موضوع را با مثال توضیح می دهم: شخص کنکوری علاقمند به تماشای فوتبال است حالا دو راه دارد:

الف) مستقیم بگوید که می خواهم فوتبال را تماشا کنم: در اینصورت عذاب وجدان درس نخواندن و برنامه ریزی او را اذیت می کند و خلاصه بین دو راهی قرار می گیرد.

ب) خود را به خستگی ذهنی بزند و فوتبال را به عنوان یک راه حل مناسب انتخاب کند که در اینجا این دانش آموز به کمک سیستم دفاعی عصبی توانسته بدون عذاب وجدان و با ارایه دلیل منطقی خودش را مشغول تماشای فوتبال کند.

اما این روش خوبی برای زندگی نیست زیرا مغزتان می آموزد که مشکل شما با درس نخواندن فقط عذاب وجدان است اصلا پای موفقیت و آینده در میان نیست. متوجه می شود که درس نخواندن یک درد عصبی دارد برای همین، او این فرصت را پیدا می کند تا به کمک سیستم دفاعی عصبی، کاری کند که روزهای زیادی را از دست بدهید و اتفاقا منطق قوی و استدلال هم برای این از دست دادن داشته باشید.

جمع بندی این مطلب را با این سوال همراه می کنم که برای رفع خستگی روحی چه باید کرد؟ مراحل زیر را طی کنید:

1- از روی نشانه هایی که برای خستگی روحی معرفی شد، مطمین شوید واقعا خستگی روحی دارید.

2- بررسی کنید که وجود چه اخلاق، رفتار و طرز تفکرهایی باعث شده که خستگی روحی در شما ایجاد شود.

3- در این اخلاق ها و طرز تفکرها، تغییر باید ایجاد شود و سبک زندگی تان لازم است تغییر کند تا به انسان دیگری تبدیل شوید. به این جمله دقت کنید: «هیچ انسانی نباید وقتی برای هدفش تلاش می کند احساس خستگی روحی کند پس اگر خستگی روحی و روانی دارد یعنی سبک زندگی اش متناسب با هدفش، شکل نگرفته است.»

توضیح این جمله را در مطلب «ارتباط بین شخصیت و میزان انگیزه یک داوطلب کنکور» داده ام که توصیه می کنم آن را مطالعه کنید.


نسترن
جمعه 8 شهریور 1398 05:11 ب.ظ
سلام.من با اینکه وعده ی ناهار رو به میزان مناسب میخورم.ولی بعدش یه حالت کسلی بهم دس میده که نه میتونم بخوابم ونه میتونم درس بخونم و یک ونیم تا دو ساعت وقتم تلف میشه چون در این حالت باقی میمونم.ازمایش هم رفتم دکتر گفت مشکل خاصی نداری.کم خونی هم ندارم.راهکارتون چیه.ایا من که شبانه هشت ساعت میخوابم لازمه خواب بعد از ظهر هم داشته باشم.البته خوابمم نمییاد
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. در مورد خوابتون باید بگم که شما به اندازه کافی می خوابید و همین که عصر بخوابید باعث می شود که چرخه خواب عصرتان به هم بریزد.
حالا من به شما چند پیشنهاد می دهم که ان شالله با این دو راهکار به زودی این حس کسلی و خواب بعد از ناهار برطرف می شود:
1. سعی کنید وعده های غذایی زیاد با حجم کم بخورید. این موضوع نه تنها باعث می شود که چرت نزنید بلکه تمام متخصصیت تغذیه برای حفظ سلامتی این مدل خوردن را توصیه می کنند. در واقع این توصیه به این صورت است که:
به جای آنکه در سه وعده اصلی بخواهید حجم زیادی غذا وارد معده خود کنید تا گردش خون را به سمت خودش ببرد سعی کنید میان وعده هایی داشته باشید که بزرگی سه وعده اصلی را از شما بگیرد.
میان وعده هم باید به صورتی باشد که بتواند جلوی گرسنگی شدید شما را بگیرد. مثلا بسکوئیت های سبوس دار و سیب خیلی کمک می کنند تا شمت قبل از آنکه به گرسنگی زیادی برسید که بعد بخواهید سنگین غذا بخورید خیلی راحت و کم غذا بخورید تا سبک باشید.
2. خوردن صبحانه کامل خیلی به شادابی در طول روز کمک می کند برای همین سعی کنید وعده صبحانه که ورودی اولیه غذا در شروع روز است را جدی بگیرید تا در طول روز به خوردن غذای زیاد و حجیم بی میل باشید.
3. عادت های خانوادگی خواب و چرت زدن بعد از ناهار را تشدید می کند. برخی ها عادت دارند که بعد از ناهار همگی می خوابند و سال هاست این عادت را دارند. مسلم است که دیدن خوابیدن بقیه روی شما هم اثر می گذارد. اگر اینطور است به خود یادآوری کنید که کیفیت و سبک زندگی هر شخصی متناسب با هدفش است و قرار نیست شما به مانند پدر مادر خواهر یا بردار زندگی کنید.
4. بازی ها مغز برای جلوگیری از مصرف انرژی قطعا در خوابیدن ها و احساس چرت اثر دارد. این را یادتان باشد مغز هیچوقت دنبال موفقیت نیست برای همین از هر روشی تلاش می کند تا جلوی درس خواندن را بگیرد.
به همین جهت یادتان باشد که شما یک چرخه خواب 8 ساعته دارید و این برای یک کنکوری کاملا خواب کافی است و به خواب بیشتری نیاز ندارید و مغز نباید با ایجاد احساس خواب و کسل بودن باعث شود تا شما بی حال شده و به او گوش دهید.
به همین جهت توصیه می کنم بعد از ناهار از درسی شروع کنید که بیشترین تمایل را به آن دارید تا با این شیوه یک میل درونی مثبت به مطالعه داشته باشید تا بتوانید با احساس خواب آلودگی ناشی از بازی های مغز مقابله کنید.
لازم به ذکر است که باید تعداد روزهای زیادی را جلوی مغز ایستادگی کنید تا این احساس چرت زدن بعد از ناهار از بین برود. اینطور نیست که با اجرای این توصیه ها از همین فردا همه چیز درست شود. حداقل به تعداد روزهایی که حس خواب الودگی داشته اید باید مقاومت کنید تا مغز بپذیرد با این شیوه نمیتواند مانع از دست دادن زمان هایتان شود. موفق ترین باشید.
جمعه 31 خرداد 1398 12:21 ق.ظ
با عرض سلام وخسته نباشید خدمت شما
من نظام قدیم و تجربی هستم دو سال هست که پشت کنکور موندم امسال پیشرفت زیادی داشتم اما باز فکر میکنم زیر۱۰۰۰ نمیام از الان به دوباره پشت کنکور موندن فکر نمیکنم اما میخوام بدونم که اگه باز رتبه ی دلخواهم رو نیارم باید چیکار کنم؟ چه طوری باید تصمیم بگیرم؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. تا ثانیه آخر برای این کنکور تلاش کنید و این موضوع که بعدا قرار است چکار کنید را به بعد از جلسه واگذار کنید. در هر زمان، آنکاری را انجام دهید که باید اجرا شود. الان وقت این نیست که پاسخ این سوال را بدهید.
مغز بازی راه انداخته و جلویش را بگیرید. تا زمانی که از جلسه بیرون نیامده اید، موظف هستید تمام تفکر خود را روی کنکور 98 بگذارید. بعد از کنکور آنقدر فرصت هست که بارها این مسئله را موشکافی کنید. موفق ترین باشید.
پنجشنبه 30 خرداد 1398 06:45 ق.ظ
سلام استاد خسته نباشید.
استاد فردا بعدازظهر میتونم برای مشاوره پیامک بزنم ک زمان جلسه اول 1تیرو برام مشخص کنید؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. مشکلی ندارد می توانید اینکار را کنید. موفق ترین باشید.
سه شنبه 28 خرداد 1398 05:05 ب.ظ
سلام ببخشید چند سوال داشتم
1.برای قرابت معنایی فارسی ، فقط تست زنی کفایت میکنه ؟ اگه بخایم این مبحثو خلاصه کنیم چجوری باید خلاصش کنیم ؟
2.در مدت زمانی که میخایم مطالعه و خلاصه هامون رو تکمیل کنیم چقدر از زمان رو باید به تست زنی اختصاص بدیم ؟ ممنون
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم:
1. تست زدن کافی است و خلاصه پذیری در قرابت معنایی، معنی ندارد. ولی سعی کنید هر روز تست بزنید چون قرابت معنایی یک مهارت است که باید با تست زیاد زدن در ذهن شما شکل بگیرد. حتی بیت هایی که برای آرایه هستند را نیز از نظر مفهومی بررسی کنید.
دقت کنید برخی از کتاب های بازار سعی کرده اند برای قرابت معنایی فرمول و روش ارایه دهند مثلا اگر فلان کلمه بود فلان معنی را می دهد و ... . متاسفانه برخی از دانش آموزان نیز آن ها را حفظ می کنند. در قرابت معنایی هرکسی چیزی را بخواهد حفظ کند به ضررش تمام می شود و آنقدر شعرها متنوع هستند که قاعده ای جز زیاد کار کردن روی آن اثر ندارد.
خود من با شاگردانم اینطوری کار می کنیم که هر روز آن ها بیت هایی که به آن ها می دهم را مفهوم شان را بیان می کنند و من با تمرین روی غلط های مفهومی شان کمک می کنم کم کم ذهن شان برای بیرون کشیدن مفهوم شکل بگیرد و درک درستی از شعر پیدا کنند.
کاملا کار مهارتی است. اگر هر روز 10 بیت را مفهوم یابی کنید بعد از گذشت مدت کوتاهی روی این بخش مسلط می شوید. بنابراین از حفظ کردن این جور جزوات که اگر فلان کلمه بود آنطور شود و... دور کنید.
اشتباه دیگر اینکه برخی ها نشسته و قرابت های کتاب را حفظ می کنند. بیت های کنکور همیشه خارج از کتاب است و خیلی خیلی کم پیش می آید که بیت از کتاب باشد پس شما باید بتوانید روی هر نوع بیتی مسلط باشید.
2. سوال دوم شما را درک نمی کنم چون این مدل از سوالات اصلا جایی در برنامه ریزی ندارد. چند دقیقه تست بزنم؟ تست نزنم؟ یکی در میان بزنم؟ پنج تا پنج تا بزنم؟ این ها همگی من درآوردی هستند.
شما موظف هستید هر چیزی را که خواندید چرخه مرور و تستش را تشکیل دهید و تا روز کنکور سوادتان را بالا نگه دارید. لطفا لطفا خود را از این نوع افکار نجات دهید. موضوعاتی مثل اینکه اختصاصی ها را فردای روز مطالعه عمومی ها را سه روز بعد از مطالعه تست بزنید. از تخصصی ها 20 تست برای آموزش و 50 تست برای سرعتی و 70 تست برای تسلط و 30 تست برای جمع بندی بزنید و...
باور کنید این ها همگی من در آوردی است که هرکسی هرچیزی دلش خواسته برای خودش ساخته است. برخی ها می خواهند خلاقیت خود را در برنامه ریزی نشان دهند و بگویند ببنید چقدر برنامه من باحال است و همه چیز دقیق است. این حرف ها را دور بریزید که هیچکدام پایه علمی ندارند و همگی من درآوردی های جو کنکور است.
شما هرچیزی خواندی چرخه مرور و تستش را بچین و در طول سال با این چرخه ها + چرخه رفع اشکال موظف هستید سواد خود را حفظ کرده و آن را بالا بکشید و تست های غلط را به درست تبدیل کنید. موفق ترین باشید.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.