کلبه مشاوره رضا جدیدی مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور - ریشه افکار منفی و مزاحم تکرار شونده در سال کنکور

مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور


راه های ارتباطی با رضا جدیدی: شماره تلفن ثابت: 34774341-086 شماره تلفن همراه: 09189580918

ریشه افکار منفی و مزاحم تکرار شونده در سال کنکور

یکی از راه هایی که مغز برای حمله کردن به درس خواندن در اختیار دارد، افکار منفی و مزاحمی است که در سه مرحله قبل از مطالعه، حین مطالعه و بعد از آن به صورت تکرار شونده و آزار دهنده ای از آن استفاده می کند. افکار منفی و مزاحم قبل از مطالعه برای جلوگیری از شروع درس خواندن، افکار حین درس خواندن برای خسته کردن ذهن و برهم زدن تمرکز و کاهش یادگیری و ایجاد حس بیقراری برای بلند شدن از پشت میز و افکار مزاحم پایان مطالعه برای ایجاد خاطره منفی از آن درس است.
خاطره منفی بوجود آمده در پایان مطالعه باعث می شود که درس بعدی را در همان روز سخت تر شروع کنید و همچنین بار بعدی که این فصل را بخواهید بخوانید، با خاطره منفی دفعه قبلی می تواند باعث آزار بیشترتان شود. 
افکار منفی را از نظر زمان بندی به سه قسمت قبل از مطالعه، بعد از مطالعه و حین مطالعه می شود تقسیم کرد
علت موفقیت مغز در تاثیر گذاری به وسیله  افکار منفی این است که به صورت شرطی و تکراری به آن دانش آموز حمله می کند. یعنی آنقدر موضوع را تکرار می کند که باورتان شود حتما مشکل جدی وجود دارد و نباید درس بخوانید. اگر مغز فقط یک بار آن فکر منفی را بازگو کند تاثیر زیادی ندارد بلکه وقتی از آن فکر به صورت تکرار شونده استفاده می کند باعث ایجاد باور در وجود آن دانش آموز شده و او را متوقف می کند.
در واقع مغز یک فکر منفی تولید و آن را پخش می کند. اگر به آن واکنش نشان دهید در نتیجه بازخورد مثبت داده اید و مغز آن فکر را تقویت می کند و دوباره منتظر عکس العمل شماست. اگر بیشتر واکنش نشان دهید آن بازخورد مثبت تر می شود و مغز متوجه نقطه ضعف تان شده و از همان جنس افکار را بیشتر تولید می کند. فیلم آموزشی زیر این موضوع را به صورت دقیق مشخص می کند.
[
]
تمایل دارم افکار منفی و مزاحم را دسته بندی کنم تا به بینش عمیق تری در مورد طرز کار مغزمان برای تولید و ادامه دادن این تفکرات تکراری، برسیم. ریشه اصلی این افکار در اثر نوع تربیت، شخصیت و محیطی که در آن بزرگ شده ایم به یک یا چند مورد از جدول زیر می رسد:
خشم استرس نگرانی 
ترس وسواس کمال گرایی 
شک وابستگی چند پتانسیلی 
ناامیدی میل به احترام امنیت 
 رضایتخودکم بینی شرم 
 غمخستگی حسادت 
 دشمنی و رقابتتنفر پشیمانی 
 خودباختگیحس گناه دل شکسته شدن 
 قربانی شدنکلافگی و سردرگمی  بی عدالتی 
روزمرگی اعتماد به نفس قضاوت 
آنچه از این جدول متوجه می شویم این است که ریشه هر فکر منفی به یک یا چند احساس می رسد. احساسات همان راه نفوذی است که مغز در سایه آن به دانش آموز یا داوطلب کنکور حمله می کند تا حس و حال درس خواندن را از او بگیرد و این فکر را بوجود آورد که امروز، برای درس خواندن روز مناسبی نیست حالا شاید فردا بشود درس خواند.
در ادامه فهرستی از افکار منفی که در مغز یک دانش آموز یا داوطلب کنکور می تواند بوجود بیاید را برایتان می نویسم تا به صورت کاربردی تر با این جملات آشنا شوید. چند مورد اول را با دلیل مشخص کرده ام برای بقیه موارد با استفاده از جدول بالا سعی کنید ریشه افکار منفی و مزاحم خود را شناسایی کنید.
اگر نتوانستید ریشه یابی کنید حتما در پرسش و پاسخ، جملاتی که در مغزتان منتشر می شود را بپرسید تا ریشه افکار منفی تان را مشخص کنم. تمایل دارم به عنوان یک تمرین ریشه یابی از این فهرست استفاده کنید و حداقل حدس های خود را بزنید. باید از یک جایی شناختن خود را شروع کنید.
نکته مهم اینکه بسیاری از افکاری که در فهرست زیر می خوانید به ظاهر منفی نیستند و تعجب می کنید که چرا باید این فکر منفی باشد؟ دقت کنید که این افکار شاید به ظاهر منفی نباشند ولی دو خاصیت دارند: 1- می توانند مزاحم مطالعه باشند 2- با ادامه دار شدن شان می توانند روند منفی ایجاد کنند. پس به این مورد خیلی دقت کنید.
اکیدا توصیه می کنم این لیست را با حوصله و دقت بخوانید، چون می خواهید حمله ها را شناسایی کنید. این ها افکار منفی تکرار شونده ی بسیاری از کنکوری هاست. به راحتی از این لیست عبور نکنید. هر مورد را که خواندید از خود بپرسید آیا این فکر را داشته ام یا نه؟
  • - دیر از خواب بیدار شدم، درس خواندن با این وضعیت جالب نیست. (قضاوت، روزمرگی، کمال گرایی)
  • - دیشب خواب خوبی نداشتم، برای همین باید کمی بیشتر بخوابم که در طول روز، سردرد نگیرم. (ترس)
  • - کابوس دیدم، خواب وحشتناکی بود و فکرم درگیر است. اگر خوابی که دیدم اتفاق بیفتد؟ (ترس و وسواس)
  • - هرچقدر می خوابم، بازهم خسته هستم، ژنتیکی آدم های خسته و خوش خوابی هستیم. (قربانی دانستن خود و خستگی)
  • - این همه خمیازه می کشم، چطوری با این چشم های خواب آلود می خواهم درس خواندن را شروع کنم؟ (روزمرگی و خودباختگی)
  • - احساس بی حالی می کنی، اگر الان بلند شوی عمرا نمی توانی کامل درس بخوانی. (قضاوت و روزمرگی و خستگی)
  • - تو اگر دیرتر هم شروع کنی اتفاقی نمی افتد حالا به کارهای مهم تر بپرداز تا سر فرصت درس بخوانی (اعتماد به نفس)
  • - نگران این هستم که برنامه امروز را نتوانم کامل اجرا کنم برای همین فکرهای منفی به سراغم می آید و انگیزه درس خواندن را از دست می دهم. (نگرانی و قضاوت)
  • - وقتی از چیزی ناراحت می شوم، روزها درگیرش می شوم و فکرم به سمت آن می رود. این نوع مزاحمت های فکری برایم آزار دهنده است. ( می تواند یک یا چند مورد از موارد روبه رو باشد: ترس، خشم، وابستگی، امنیت، شرم، قضاوت، دل شکسته شدن، قربانی شدن، خود باختگی، غم، تنفر، حس گناه و میل به احترام)
  • - همه خواب هستند و تو می خواهی بیدار شوی. نه صبحانه ای آماده است نه کسی روزش را شروع کرده است. (می تواند یک یا چند مورد از موارد روبه رو باشد: غم، روزمرگی، خستگی، وابستگی و بی عدالتی)
  • - چند نفر از کنکوری ها، زودتر از من از خواب بلند شده اند؟ خیلی تنبلم، چطوری می خواهم در کنکور قبول شوم؟ (می تواند یک یا چند مورد از موارد روبه رو باشد: ترس، شک، ناامیدی، نارضایتی، غم، دشمنی و رقابت، خودباختگی، حس گناه، خود کم بینی، استرس، کمال گرایی و قضاوت)
  • - مگر می شود تا چشمت را باز کردی درس بخوانی؟ هنوز مغزم خواب است و حس درس خواندن ندارم. 
  • - الان گرسنه هستی و منتظر بمان تا صبحانه آماده شود، بعدا روز را شروع می کنی.
  • - قبل از اینکه پشت میز مطالعه بروی، اول این کلیپ انگیزشی را گوش کن. به عنوان یک توضیح اضافه: (آموختیم که به جای کلیپ انگیزشی از عنوان کلیپ هیجانی استفاده کنیم زیرا این کلیپ ها باعث هیجان زدگی می شوند.)
  • - نیاز به روحیه داری، اگر این موسیقی را گوش کنی، حالت خوب می شود و می توانی درس خواندن را شروع کنی.
  • - دیروز شنیدم که خواننده مورد علاقه ام، آلبوم داده است. بروم آن را دانلود کنم گوش کنم وگرنه فکرش مثل خوره، روحم را می خورد.
  • - شنیده ام یک سریال جدید آمده است که در آن بازیگر محبوبم بازی می کند، می خواهم از الان شروع به دیدنش کنم. اصلا این کار یعنی تفریحم برای کنکور.
  • - خیلی از دوستانم، هر شب رمان می خوانند. دلم می خواهد در کنار درس ها، یک رمان بخوانم تا کتاب خوان تر شوم.
  • - اگر شبکه اجتماعی و پیام رسان ها را چک نکنی، همه فکرت درگیر می شود اول یه سری به آن ها بزن، شاید اتفاق بدی افتاده باشد یا قانون تازه ای برای کنکور آماده باشد یا دوستت چیزی گفته باشد. اول چک کن بعد درس می خوانیم.
  • - برنامه های صبح گاهی تلویزیون (رادیو) خیلی شاد هستند، چند دقیقه همراه با صبحانه خوردن این برنامه ها را هم می بینم (می شنوم) و بعد پشت میزم می روم.
  • - اگر چند دقیقه با مادرم (یا یکی دیگر از اعضای خانواده) صحبت کنم خیلی می توانم انرژی بگیرم و روز بهتری را شروع کنم.
  • - اگر  به یکی از دوستانم زنگ بزنم ( با یکی از دوستانم چَت کنم) خیلی انرژی می گیرم و روزم را بهتر شروع می کنم.
  • - خیلی نگران این هستم که دوستم در کنکور قبول شود و خانواده ام سرکوفت قبولی او را به سرم بزنند.
  • - اگر در کنکور قبول نشوم احساس خنگی و گیجی می کنم و اعتماد به نفسم را از دست می دهم.
  • - نمی دانم چه شد، یک باره یاد دوستم افتادم؛ او الان چطور درس می خواند؟
  • - یک کار مهم برای امروز دارم که فکرم را درگیر کرده است.
  • - قرار است چند روز بعد به عروسی برویم، خیلی مشغولش هستم که بروم یا نروم؟
  • - احساس بی حوصلگی و سردر گمی دارم.
  • - احساس استرس دارم.
  • - ترس از شکست و قبول نشدن، هر روز یادم می آید.
  • - همیشه روز کنکور یادم می آید و پر از دلشوره و ترس هستم.
  • - نگرانی های بزرگی دارم، مثل اینکه آینده ام چه می شود؟ زندگی ام چطور رقم می خورد؟
  • - انگیزه و انرژی روزهای اول مطالعه را ندارم، نمی دانم چرا انرژی ام کم شده و اُفت کرده ام.
  • - آیا در خانه درس خواندن درست است؟ نکند می رفتم کتاب خانه بهتر بود. (برعکس این فکر منفی برای کسانی که کتابخانه می روند، وجود دارد).
  • - فکر می کنم، از بقیه کنکوری ها عقب هستم.
  • - گمان کنم روش درس خواندنم خوب نیست.
  • - نکند برنامه ریزی ام، ضعیف باشد.
  • - امروز در برنامه ام درس هایی هستند که بیشتر غلط هایم مربوط به آن هاست، خیلی برنامه امروزم عذاب آور است.
  • - خیلی ها در کنکور، زرنگ تر و باهوش تر از من هستند، آیا می شود موفق شوم؟
  • - از این درس خوشم نمی آید، حس خواندنش را ندارم.
  • - فکرم درگیر است، اما نمی دانم درگیر چیست؟
  • - مشکلات زیادی دارم مثل وسواس، عدم تمرکز، کمال گرایی، چطور با این همه مشکل می خواهم درس بخوانم؟
  • - امکانات مدرسه و شهرمان خیلی کم بوده، این رقابت عادلانه نیست.
  • - شایعه شده که قرار است در کنکور فلان اتفاق بیفتد، بروم چند خبرگزاری را چک کنم، نکند واقعا چیزی هست که از آن بی خبرم؟
  • - کنکور خیلی سخت و طولانی شده، احساس تنهایی می کنم از بس با دوست و فامیل نبوده ام.
  • - این همه درس بخوانی و آخرش هم معلوم نباشد قبول می شوی یا نه؟
  • - اگر در کنکور قبول نشوم، فامیل و دوستانم ( و یا همکلاسی های مدرسه) چطور مرا قضاوت می کنند؟
  • - احساس فشار روی دوش خودم حس می کنم، با این فشار روانی که نمی شود درس خواند.
  • - هیچ کسی برایم کاری نکرده ولی همه توقع دارند که بهترین رشته را قبول شوم.
  • - خانواده ام برای کنکورم ارزش قایل نیستند و کمی مرا درک نمی کنند.
  • - اگر خدای نکرده، اتفاقی برای پدر و مادرم بیفتد و آن ها فوت کنند و تنها شوم چه اتفاقی برای خودم و کنکورم می افتد؟
  • - پدرم دیشب، سر سفره شام یک خاطره از فرزند دوستش که پزشکی قبول شده بود تعریف کرد، منظورش چه بود؟ خیلی بهم ریختم. نکند آن ها  توقع دارند که پزشکی قبول شوم و اگر نشود، دیگر آدم حسابم نمی کنند.
  • - بی خبری مرا زجر می دهد. هر وقت از دوستم یا یکی از اعضای خانواده و فامیل بی خبر باشم زجر می شکم و نمی توانم درس بخوانم
  • - دلم می خواهد در چند هدف، موفق باشم. مثلا هم ورزشکار مشهوری باشم، هم نوازنده خوب و هم پزشک معتبری باشم. اما این درس خواندن برای کنکور و بعدا هم قبولی در رشته پزشکی مرا می ترساند که به هدف های دیگرم نرسم. 
  • - اگر خانواده خوبی داشتم، مرا حمایت می کردند تا استرس و فشارهای روحی ام کم شوند.
  • - زندگی ام، یکنواخت شده باید تغییراتی در آن ایجاد کنم. نمی شود که هر روز درس خواند.
  • - فکرم مشغول حرفی است که پشت سرم در فامیل می زنند. 
  • - ای کاش می شد با دوستم، قرار می گذاشتیم و بیرون می رفتیم، خیلی دلم گرفته و بی حوصله شده ام. 
  • - فکر می کنم، هدف خوبی برای خودم انتخاب نکرده ام، بروم بررسی کنم که آیا هدفم درست بوده است؟
  • - انگیزه ام کم شده است، اگر کمی خیال پردازی کنم می توانم انرژی بگیرم.
  • - روزهای زیادی را از دست داده ام، مگر می شود آن ها را جبران کرد؟
  • - اگر در کنکور قبول نشدم، پشت کنکور بمانم یا اینکه به فکر رشته دیگری باشم؟
  • - اگر شهر دیگری قبول شدم، در خوابگاه زندگی کنم یا یک خانه مستقل بگیرم؟
  • - اگر شهر دیگری قبول شدم، هر چند وقت یک بار به خانه سر بزنم؟ 
  • - ارتباط درست با افراد هم خوابگاهی چطور است؟
  • - برای دانشگاه رفتن چه مدلی لباس بپوشم بهتر است؟
  • - روی سر و صدا حساس هستم، حالا اگر شهر دیگری قبول شدم چطوری درس بخوانم؟
  • - اگر شهر دیگری قبول شدم، چطوری می شود انتقال بگیرم برای شهر خودم؟
  • - هی روزگار، دانشگاه باعث جدایی  از دوستانم (همکلاسی ها) می شود. چقدر این دنیا کوچک است.
  • - با یکی از دوستانم (همکلاسی هایم) رقابت درسی دارم و دلم می خواهد هر طور شده، رتبه کنکورم از او بهتر شود.
  • - اگر یکی از همکلاسی ها پزشکی قبول شود و من نشوم، خیلی سخت است. حتما کلی هم مسخره می شوم.
  • - زندگی در خوابگاه چه مشکلاتی دارد؟
  • - به رشته پزشکی علاقه دارم، بروم چند دانشجوی پزشکی پیدا کنم و از سختی های رشته پزشکی سوال کنم.
  • - آیا در زمان دانشجویی می شود کار کرد؟
  • - آیا به دانشجویان حقوق می دهند؟
  • - وام دانشجویی چطوری است؟
  • - باید به فکر تفریحات زمان دانشجویی باشم، می خواهم دوران دانشجویی خوب و شادی داشته باشم.
  • - خیلی ها می گویند، بیشتر رشته های دانشگاهی درآمدزا نیست، نکند این همه درس بخوانم و رشته مورد علاقه منم چند سال بعد کار و درآمدی نداشته باشد.
  • - اگر در کنکور قبول شوم و دوستانم قبول نشوند آنوقت ممکن است رابطه دوستی مان خراب شود.
  • - افکار وسواسی نسبت به مطالعه و یادگیری دارم. همیشه قبل از مطالعه به خودم می گویم که نکند جزوه هایم کامل نباشد و انگیزه ام برای دست به خودکار شدن را کاهش می دهد.
  • - دوست دارم ذهنم، خالی خالی باشد تا بتوانم درس بخوانم. ولی همیشه یک فکری هست که مرا مشغول خودش کند. الان دارم به همین افکار، فکر می کنم که مثل خوره تا چشم باز می کنم، همراهم هستند.
  • - پدر و مادرم برایم کلی هزینه کرده اند و اگر در کنکور موفق نشوم آن ها حتما خستگی به تنشان می ماند و شرمنده محبتشان می شوم.
  • - پدر و مادرم باید به من افتخار کنند و می ترسم با نتیجه کنکورم باعث شرمندگی آن ها در بین فامیل و دوستان شوم.
  • - ناراحتی هایم در خانواده جدی گرفته نمی شود. همیشه می خواهند مشکلات مرا کوچک و ساده در نظر بگیرند.
  • - وقتی یاد شرایط زندگی دختر خاله ام (یا هر شخص هم سن و سال دیگری) می افتم، خیلی حسودی ام می شود. او در بهترین امکانات برای کنکور مشغول درس خواندن است.
  • - می ترسم ظرفیت دانشگاه ها برای کنکور سال بعدی کمتر شود و استرس می گیرم که اگر بخواهم پشت کنکور بمانم شاید قبول نشوم.
  • - درگیر صحبت های معلم های مدرسه می شوم و وقتی آن ها شخص دیگری را به عنوان فرد موفق، معرفی می کنند روحیه ام به هم می ریزد.
  • - سر کلاس، وقتی کسی سوالی را حل می کند و نمی توانم به سرعت پاسخ دهم یا اصلا راه حل را بلد نیستم، دچار تنش و استرس می شوم.
  • - وقتی اتفاقی برایم می افتد، از فردای آن روز، همه فکرم این می شود که چرا این اتفاق افتاد؟ چرا آن کاری که باید می کردم را نکردم؟ چرا حرفی که باید می زدم را نزدم؟ کل فکرهایم از جنس سرزنش کردن و سرکوفت زدن به خودم است.
  • - ترس از بیماری دارم. وقتی خبری در مورد بیماری ایدز می خوانم حالا کل فکرم درگیر این می شود که نکند من هم ایدز بگیرم، این ترس را برای هر بیماری دارم حتی یک سرما خوردگی هم فکر مرا به خودش مشغول می کند.
  • - از مقایسه شدن می ترسم. از بچگی حتی با افرادی که سال ها از خودم بزرگتر بودند مقایسه شده ام. الان که در سال کنکور هستم، خیلی برایم دردناک است که نتیجه ام را با دیگران مقایسه کنند. فکر اینکه نکند مرا با کسی مقایسه کنند، خیلی مرا نگران کرده است.
الان که این فهرست را مطالعه کرده اید، انتظار دارم آن موردهایی که در زندگی کنکوری تان صدق می کند را مشخص و حتی موارد خود را هم به آن اضافه کرده باشید. در قدم بعدی باید این مراحل را طی کنیم تا افکار منفی به جای اذیت کردن ما، باعث رشد و پیشرفت شخصی مان شوند:
1. مغز با تکرار این فکر منفی و بی آنکه اتفاق تازه ای افتاده باشد سعی می کند حالت روحی را از سفید به سیاه تبدیل کند. بنابراین وقتی یک فکر منفی تولید می شود با آگاهی از اینکه مغز قرار است وضعیت را سیاه جلوه دهد تا فرایند درس خواندن را متوقف کند، به مطالعه خود ادامه دهید حتی اگر حس بی کیفیتی و حواس پرتی و عمقی نبودن مطالعه را داشتید ولی بازهم ادامه دهید.
2.  طبق توضیحات نوشتاری همین متن باید ریشه افکار منفی و مزاحم خود را پیدا کنیم. مثلا ریشه فکرهای یک دانش آموز ممکن است قضاوت های نادرست، برای دیگری ترس و نفر بعدی، استرس باشد.
3. حالا که ریشه نقطه ضعف خود را پیدا کردید لازم است برای آن راه حل بدهید. ما به فکر منفی و مزاحم نمی گوییم که «برو، دوست ندارم به تو فکر کنم. دلم نمی خواهد برایت وقت بگذارم» بلکه ریشه یابی کرده و آن را حل می کنم. وقتی مشخص می شود که من فردی استرسی هستم باید این استرس یک بار برای همیشه برطرف شود.
تا وقتی به این نتیجه نرسید که باید مشکل را حل کرد، با افکار منفی اذیت می شوید. فکر منفی نشانه ضعف های شخصیتی آن فرد است. بنابراین ریشه یابی کرده و آن را برطرف کنید. نگذارید مغز دستاویزی برای اذیت کردن داشته باشد. 
نکته مهمی که لازم است بار دیگر در انتهای این مطلب به آن اشاره کنم این است که:
هنر مغز در تکرار کردن افکار منفی است. به این مثال دقت کنید؛ اگر کسی یک بار بگوید: «چقدر پوست صورتت چرب است» یک واحد روی شما اثر دارد ولی اگر این جمله را بارها بشنوید آنگاه تاثیر این جمله بسیار بسیار افزایش می یابد. اگر در تیتر این مطلب روی کلمه تکرار شونده تاکید کردم برای این است که مغز سعی می کند یک فکر منفی را بارها تکرار کند.
وقتی آن فکر مزاحم چند بار تکرار شد آنگاه دانش آموز یا داوطلب کنکور می گوید: «مشکلم خیلی بزرگ و عمقی است و فکر نمی کنم به این زودی ها خوب شوم. اوضاعم خیلی بدتر از آن چیزی است که فکرش را می کنم.» بنابراین به تکرار شدن افکار منفی دقت کنید زیرا مغز می خواهد آن را وخیم و بدتر از آن چیزی که هست نشان دهد. 
فکر مزاحم نشانه وجود یک یا چند مشکل است ولی تحت تاثیر تکرار شدن هایش قرار نگیرید. مشکل وجود دارد ولی آنقدری که مغز سعی در غلو و سیاه کردن اوضاع دارد، بزرگ نیست. ریشه یابی افکار منفی به آگاهی تان در جهت خنثی کردن این حملات مغز کمک می کند. لازم است یک بار برای همیشه ریشه این افکار مزاحم تکراری را بیرون بکشید که این مطلب  کمک می کند این اقدام  مهم را اجرا کنید.

Mental warrior
یکشنبه 5 خرداد 1398 11:36 ق.ظ
با سلام و عرض وقت بخیر
اقای جدیدی من یه بحثیو می خواستم مطرح کنم که اصلا به موضوع این بحث مربوط نیست.من تو زندگیم شکست خورده ام، به خاطر وراج هام همیشه مسخره ام کردن به خاطر کله شقی هام مسخره ام کردن، به خاطر درس نخوندم مجبور شدم تو شبانه درس بخونم، به خاطر همه چیز من مسخره ام کردن، از همه پیشامد ها می ترسم، ترس زندگی منو مختل کرده، الانم که به اخر خط رسیدمو و وقت خدمتم هم فرا رسیده، اقا جدیدی می خوام ازتون بپرسم چطور می تونم عزت نفس داشته باشم؟ چه طور می تونم شخصیت نفور ناپذیری داشته باشم! چه طور می تونم وراجی هامو کنار بزارم؟ چطور می تونم زندگیم رو تغییر بدم و نسبت به همه چیز و همه کس سرد و بی رحم و بی احساس بشم؟ حتی چند بارم به فکر خود کشی بودم اما اخر به این نتیجه رسیدم اگر انسان بی رحم نباشه سنگ دل نباشه به جایی نمیرسه! من تو زندگیم اوج استرس، ترس، تنهایی،افسردگی رو کشیدم و متاسفانه هم رد دادم و دیگه نمی دونم چیکار کنم؟! چند سال پیش که بالاخونه ی من داغ بود درس نمی خوندم اون موقع هزاران هزار بار زیر بار منت قرار گرفتم تا رشته تجربی رو بردارم، الانم که دو هزاریم افتاده تازه مب فهمم که چه گلی به سرم زدم، اقای جدیدی من نمی خواهم عین یه حیوون، یا عین یه شکست خورده بمیریم راهی برام نشون بده که بتونم غزت اتشین درونم رو شعله ور کنم!!؟ زندگی بی رحمه عین جمله های انگیزشی نیست که طرف یه شبه به موفقیت رسیده باشه.اقای جدیدی من نمی خواهم اشتباهات گذشتمو تکرار کنم من قبلا درس نمی خوندم و الان تا مرز 14 ساعتم درس خوندم فقط یاد و خاطرات اشتباهات گذشتم عین مته میره تو مغزم.چه کنم دیگه اشتباهات رو تکرار نکنم!؟!با تشکر از شما،که به حرف های این بنده حقیر رو خوندید
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم لطف دارید. پرونده های باز گذشته تان را باید یکی یکی حل کنید. هرچیزی که امروز هستید حاصل گذشته تان است. تمام آن اتفاقات باعث شده شخصیت امروزتان را ساخته است.
حالا اگر این پرونده های باز را بیرون بکشید و آن ها را بررسی و حل کنید و برایشان حکم صادر کنید قطعا شخصیت شما شروع به تغییر می کند و تا زمانی که با این پرونده های باز زندگی می کنید مطمئن باشید مغز به خوبی از آن خاطرات سوء استفاده می کند و شما را در همین وضعیت نگه می دارد.
تکلیف تان باید با تمام تحقیرها و تمسخرها مشخص شود. از صفر تا صد زندگی تان باید از اول بررسی و حکم صادر شود. برای همه اتفاقات گذشته باید دلایل ردیف شوند و هر اتفاق به صورت چرا بوجود آمد؟ چرا اینطوری شد و... پاسخ داده شود.
اگر گذشته را جارو کشی کرده و پرونده های باز را بررسی و آن ها را حل و فصل کنید، همه چیز شروع به عوض شدن می کند. مثلا یکی از شاگردانم می گفت رابطه خوبی با پدرش نداشته و همیشه در خانه یک نفری جلوی زورگویی های پدرش می ایستاده ولی با وجود این ایستادگی همیشه ترس این را داشته که شاید از خانه بیرون انداخته شود.
این ترس با او بزرگ شده بود و همیشه می ترسید شاید از محل کار یا از دانشگاه و یا حتی بعد از ازدواج، بیرون انداخته شود. خب من چکار کردم که حالش خوب شد؟
با هم از اول زندگی اش را بررسی کردیم حتی از روز تولدش که مثل اینکه پدرش دوست نداشته این بچه اش پسر باشد و می خواسته دختر باشد برای همین به بقیه گفته کاش دختر بود و ماجرا از آن جا بررسی شد و سال به سال آمدیم جلو و بعد از این تحلیل تازه متوجه شد که بقیه اعضای خانواده در دلشان او را ستایش می کردند که جلوی زورگویی های پدر می ایستاده و فهمید برای خواهر و برادرهای بزرگتر از خودش هم قهرمان بوده است.
ولی چون همه از پدر می ترسیدند کسی به او چیزی نمی گفته و در حالیکه در درونشان او را ستایش می کردند. وقتی زندگی را بررسی کردیم او پاسخ همه سوالات را رفت از خواهر و برادرانش پرسید و خیلی چیزها عوض شد.
وقتی می گویم پرونده های باز باید بسته شوند یعنی اینکه باید تکلیف خیلی چیزها روشن شود. تا وقتی مغز من در گذشته سیر می کند و سوالات بی جواب زیاد و زخم های سرباز متنوعی را مشاهده می کند آنگاه است که تمایلی به زندگی در حال ندارد و به بهانه گذشته سیاه مانع از تغییر می شود و حس بدی به شما می دهد که توانایی عوض شدن ندارید. موفق ترین باشید.
هانا
سه شنبه 31 اردیبهشت 1398 01:17 ق.ظ
یه سال ممکنه رقیبا کم باشن یه سال زیاد یه سال زرنگ باشن یه سال کمتر درس خون باشن،به نظرم به رقبا یبستگی داره،مثلا ممکنه با ۶۰/زیست سال قبل پزشکی قبول شده یا ۶۰/درصد خوبی بوده اما یه سال اسونار شده باشه سوالات یا اینکه دانش اموزا بیشتر خونده باشن
پاسخ رضا جدیدی : این مشکل را در قسمت شماره 1 پاسخ قبلی با آن روشی که عرض کردم حل کردم. در واقع این صحبت های شما همگی درست است و برای همین نباید فقط به درصدهای یک کنکور توجه کنید. بلکه باید میانگین چند سال اخیر مثلا 5 سال اخیر رو حساب کنید و به درصدی می رسید که میانگین است و به واقعیت خیلی خیلی نزدیک است.
در واقع با این کار که میانگین چند سال اخیر را بررسی و میانگین گیری می کنید عملا باعث می شوید تا آن چیزهایی که شما در پرسش تان به درستی اشاره کرده اید اثرشان تقریبا به صفر برسد. برای همین است که اگر میانگین مثلا 5 سال اخیر قبولی های منطقه 2 پزشکی دانشگاه تهران را حساب کنید به درصدهایی می رسید که این درصدها در همه سال ها قبول شده اند.
در ضمن فراموش نکنید که تخمین رتبه همیشه اسمش روی خودش است. یعنی خطا دارد، هرچقدر هم که شما دقیق شوید بازهم خطا دارد ولی از طرفی ما باید به طور میانگین بدانیم که به چه درصدهایی باید برسیم که در آن رشته قبول شویم؟
پس تمام پارامترهایی که شما بیان کردید کاملا درست است ولی با میانگین گیری از چندسال اخیر به طور مثال از 5 سال اخیر، به درصدهایی می رسید که با یک خطای نسبتا کم و قابل قبول به عنوان یک معیار که بدانیم باید به چه درصدهایی برسیم تا فلان رشته را قبول شویم. موفق ترین باشید.
دوشنبه 30 اردیبهشت 1398 11:24 ب.ظ
باسلام،اقای جدیدی بدست اوردن درصد مگه ربط به درصد های بقیم نداره؟! پس چجوری تراز حساب میشه؟مثلا پارسال درصدا کلا بالا بود،کنکور یه امتحان که بستگی داره به رقبا
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. دو تا چیز از هم جدا شوند:
1. هر دانشگاهی تقریبا درصدهای لازم برای رشته هایش را می شود به صورت تقریبی طی قبولی های سال های گذشته بدست آورد. یعنی مثلا قبولی های 5 سال گذشته آن دانشگاه را بررسی می کنید و به طور میانگین به حدود درصدها می رسید که چقدر باید بزنید تا فلان رشته از فلان دانشگاه را قبول شوید.
2. در مورد ترازها کاملا حق باشماست و هر کنکور چه آزمایشی چه خود کنکور امسال با سال قبل برای خودش به صورت کاملا جداگانه تراز می شوند و تراز آزمون ها قابل مقایسه نیست و برای همین است که همیشه تاکید می کنم تراز آزمون آزمایشی مهم نیست فقط روی آن شش سوال اساسی تحلیل آزمون تمرکز کنید. اگر می خواهید بدانید فرمول تراز چیست و چطور حساب می شود مطلبی که در مورد سوابق تحصیلی بخوانید و فیلمی که در آن مطلب گذاشته ام را مشاهده کنید. موفق ترین باشید.
دوشنبه 30 اردیبهشت 1398 03:44 ب.ظ
سلام آقای جدیدی خسته نباشید
من یه مشکلی دارم و اونم اینکه من درسم خیلی خوبه و خیلی هم تلاش میکنم این موضوع باعث شده که آموزشگاهی که به کلاس هاش رفتم پیگیر کار هام باشه و منتظر اینکه قبول بشم بگه که ما این دانش آموز رو به اینجا رسوندیم من اصلا درس خوندنم رو و تلاشم رو همه جا جار نزدم تا این اتفاقات نیفته ولی چون خودشون آزمون میگیرن متوجه شدن که درصد هام خوبه
من دوست ندارم انقدر پیگیری کنن و تمرکزم رو بهم بریزن و نمی خوام تلاش های من رو نادیده بگیرن و بگن که ما تو رو به اینجا رسوندیم من قدردان همه ی معلم هام هستم ولی این رفتار به نظرم درست نیست
الان من نمی دونم چه طوری باید ذهنم رو کنترل کنم تا این افکار روی من تاثیر نگذاره و همچنین به نظر شما چه طور با اون افراد برخورد کنم؟
ببخشید متنم طولانی شد.
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. من با مغزتان صحبت می کنم: آیا می شود این مشکل را بعد از کنکور حل کرد یا نه؟ مثلا فردای روز کنکور می روید و به مدیر آنجا می گویید که دلم نمی خواهد اسمم منتشر شود. آیا می شود یا نمی شود؟ حتی می شود از پدر یا مادرتان خواهش کرده و باهم بروید و این را بگویید و تاکید کنید که تمایلی به انتشار اسم ندارید. خیلی موضوع ساده است.
البته الان نباید این کار را کنید چون ممکن است در برخوردهایشان تغییر ایجاد شود. فردای روز کنکور خیلی درست و حسابی می روید و این مشکل را حل می کنید. حالا مغزتان بازهم بهانه ای دارد؟ بالاخره قبول کنید تا وقتی نتایج نیاید هیچ اسمی بیرون نمی آید پس از فردای کنکور تا روز اعلام نتایج حدود 30 روز وقت هست تا این مشکل را حل کرد.
وقتی بعد از کنکور می شود مشکلی را حل کرد پس چرا الان برایش وقت گذاشته اید؟ در نتیجه به مغزتان می گویم که برای حل این مشکل بعد از کنکور خیلی راحت می روم و مسئله را حل می کنم. موفق ترین باشید.
رضا
جمعه 27 اردیبهشت 1398 10:04 ق.ظ
سلام آقای جدیدی حالتون خوبه؟مرسی از پاسخ گویی دقیقتون..داوطلب کنکور سال1399 هستم و دیپلم قدیم دارم یه سوال این که من میتونم در گروه نظام جدید ها شرکت کنم؟راستش رو بخاین مقالات شما رو درباره معایب و مزایای هر گروه رو خوندم و راستش ترجیحم اینه که نظام قدیم بدم...ولی با توجه به مشاوری که در شهر خودم ارومیه دارم ،میگن که شانس قبولی نظام قدیم ها به دلیل کاهش داوطلبان نظام قدیم در کنکور نسبت به نظام جدید ها کاهش میابد..راسته آیا؟؟مگه داوطلبان هر گروه در گروه در گروه خودشون تراز میشن?و دلیلی هم که برای من آوردند کاهش تراز های نظام قدیمی ها نسبت به جدید ها در آزمون های آزمایشی قلم چی امسال بود...راهنمایی ام کنید ...چون حرف شما رو بیشتر از همه قبول دارم ..تصمیمم برای کنکور جدیه..
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم، لطف دارید. در سال 99 تا به این لحظه دقت کنید تا به این لحظه شما اگر دانش آموز نظام قدیم باشید آنگاه مجبورید و باید حتما حتما نظام قدیم شرکت کنید. بنابراین تا به این لحظه در اختیار شما نیست که بخواهید چیزی را انتخاب کنید. اگر دانش آموز نظام قدیم هستید باید نظام قدیم را شرکت و اگر دانش آموز نظام جدید هستید باید نظام جدید را شرکت کنید.
باز تاکید می کنم این قانون تا به این لحظه است و این که بعدا عوض می شود یا نمی شود در حیطه وظایف بنده نیست و این که قانونی تغییری کند یا نکند را شورای سنجش مشخص می کنند و به همین جهت بنده آخرین قانون تا به این لحظه را خدمت شما بازگو کردم و هیچ چیزی در مورد فردا و آینده نگفتم.
اما در مورد سوال دوم، فرض کنید شما رشته x در دانشگاه y را می خواهید که بر اساس قبولی های سال های گذشته مثلا لازم است میانگین درصدهایتان 70 باشد تا این رشته را قبول شوید. حالا سوال من این است اگر شما تنها کسی باشید که نظام قدیم است و بقیه همگی نظام جدید باشند ولی شما 70 درصد زده باشید در رشته x دانشگاه y قبول می شوید یا نمی شوید؟
خوب به سوال دقت کنید من گفتم اصلا فرض کنید فقط و فقط شما یک نفر از نظام قدیم باقی مانده باشید و درصد لازم برای رشته مورد نظرتان را بزنید. قبول می شوید یا نمی شوید؟ جواب کاملا مشخص است که قبول می شوید. پس دیگر جای هیچ صحبتی نمی ماند.
بروید درس تان را با خیال راحت شروع به مطالعه کنید و فقط درصدهای مورد نظرتان را کسب کنید. موفق ترین باشید.
مریم
سه شنبه 24 اردیبهشت 1398 09:24 ب.ظ
سلام . ممنون که جواب میدین
بی صبرانه منتظر ساعت 12 ونیم روز شنبه ام! چون واقعا خیلی اوقات این مسئله ذهنمو درگیر میکنه ..
خواستم یه چیز دیگه ای هم بگم
من خیلی دلم می خواد بقیه رو تغییر بدم! یه جورایی دوست دارم روی بقیه اثر بزارم و باعث تغییر افراد بشم . یک شور و شهوتی دارم برای تغییر دادن بقیه . همین باعث میشه به سمت و سویه دیگه ای کشیده بشم و خودم رو درگیر مسائلی کنم که وقتم رو میگیره .. نمیدونم این رفتارم درسته یا نه ..
پاسخ رضا جدیدی : خواهش می کنم. این موردی که الان فرمودید، کاملا مبحثش جداست و ریشه های این رفتار می تواند یک یا دو مورد رو به رو به باشد: «رضایت، میل به احترام». تا وقتی این نیاز احساسی را داشته باشید به این رفتار خود ادامه می دهید و راه حلش این است که بدانید برای رضایت و کسب احترام راه حل های دیگری مثل رشد زندگی شخصی وجود دارد.
در ضمن شما باید به این نکته هم توجه کنید که وقتی در کاری سواد و تجربه کافی نداشته باشید و در آن کار دخالت کنید گاه باعث بدتر شدن اوضاع می شوید. بنابراین دخالت کردن در کار بقیه همیشه به نفع آن ها نیست. موفق ترین باشید.
سه شنبه 24 اردیبهشت 1398 03:44 ب.ظ
سلام استاد جدیدی..شرمنده از بابت مزاحمت چند باره...یه سوال داشتم ...چند وقت پیش كهبه شما پیام دادم و ترس از بیماری ایدز را داشتم (به دلیل زخم در پیرایشگاه)و این قضیه كه ذهن من را حدود ٤سال درگیر خود ساخته بود و در دوره ٣-٤ماه اخیر نیز به شدت افزایش یافته بود و من را دچار یك نوع وسواس فكری شدیدی كرده...خلاصه شما فرمودید كه بروم و آزمایش دهم و كار را تمام كنم...و من نیز وبه خانه بهداشت شهرمان مراجعه كردم و آزمایش دادم كه بعد از ١٥دقیقه از گذشت آزمایش جواب آزمایش منفی بود و به كلی این افكار HIV از من زایل شد.....ولی اینبار افكار منفی كه هنوز رخ نداده به ذهنم می آید و من را آزار میدهد...قبل از گفتن این افكار اجازه دهید كمی از شرایطم را برای شما باز گو كنم...من سال٩٥اولین كنكورم را دادم و رتبه ام ٦٠٠٠شد ولی نرفتم ..در سال٩٦شركت كردم رتبه ام ٤٠٠٠٠شد و قبول نشدم ..و برای این كه در كنكور ٩٧بتوانم شركت كنم به دانشگاه پیام نور رفتم...و در كنكور ٩٧نیز شركت كرده و ٢٠٠٠٠آوردم و باز هم قبول نشدم و ماندم برای كنكور ٩٨....و چون در دو نیمسال اول دانشگاه مرخصی گرفته بودم و دیگر مرخصی به من نمیدادند مجبور به انتخاب واحد و غیبت در امتحانات شدم تا هیچ واحدی از من پاس نشود...و الان هم برای كنكور ٩٨خوانده ام ولی فكر نكنم زیر ١٠٠٠بیاورم....راستش را بخواهید من این همه سال را كه برای پشت كنكور بودن صرف كرده ام اصلا معنی واقعی كنكور برای من تداعی نشده بود ولی الان پشیمانم آقای جدیدی...به خاطر خیانتی كه به خود كرده ام.و سرم به سنگ خورده....حال با توجه به این كه من نظام قدیم هستم و با توجه به شرایطی كه گفتم آیا این امیدی هست كه بتوانم در كنكور ٩٩شركت كنم؟؟و اما افكار منفی من:نكند من در كنكور ٩٩رتبه خوبی بیاورم و سازمان سنجش دو باره از من امتحان بگیرد؟نكند قوانین نظام وظیفه به طور ناگهانی تغیر كند و نتوانم برای پزشكی معافیت جدیدی بگیرم؟؟نكند در كشور جنگ بشود؟نكند پیام نور نگذارد من انتخاب واحد كنم و باز هم غیبت كنم؟نكند تعداد داوطلبان كنكور ٩٩نظام قدیم با نظام جدید قابل مقایسه مباشد و تراز ها با هم همخوانی نداشته باشند؟خواهش میكنم به من كمك كنید و به من بگویید كه آیا شرایط لازم برای شركت در كنكور ٩٩ را دارم یا نه؟
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم لطف دارید. خیلی خوب است که با درد قبلی زندگی نمی کنید و حالا باید دردهای الان را حل کنیم. به ترتیب افکار منفی تان را می نویسم و تحلیل کرده و پاسخ می دهم:
1. نكند من در كنكور ٩٩رتبه خوبی بیاورم و سازمان سنجش دو باره از من امتحان بگیرد. اگر آنقدر سواد داشته باشید که رتبه خوبی بیاورید پس آنقدر هم سواد دارید که هزار بارم امتحان بگیرند همان نتیجه بیرون بیاید. کنکور که شانسی نیست بگویید شانسکی کنکور 99 را خوب دادم. این حرفا چیست؟ تا با سواد نشوید در کنکور قبول نمی شوید وقتی هم باسواد باشید باکی از کسی و چیزی ندارید. اتفاقا یک تفریح است که سازمان سنجش دایم امتحان بگیرد.
2. نكند قوانین نظام وظیفه به طور ناگهانی تغیر كند و نتوانم برای پزشكی معافیت جدیدی بگیرم؟؟ اگر قوانین عوض شوند به شما ربطی ندارد زیرا قوانین نظام وظیفه همیشه بر اساس سال ورود به دانشگاه است. مثلا شما که ورودی 97 دانشگاه هستید قوانین نظام وظیفه حتی اگر تغییر کند بازهم برای شما همان قوانین قبلی اجرا می شود زیرا شما با قوانین قبلی وارد دانشگاه شده اید پس اصلا جای فکر ندارد.
3. نكند در كشور جنگ بشود؟ نگران چیزهایی نباشید که برای همه یکسان است. به فرض جنگ شود خب اتفاقی که برای همه می افتد پس باید همه نگران باشند. چرا شما نگران چیزی هستید که برای کل کشور است؟ شما نگران چیزهای شخصی خودتان باشید چون مسئول آن ها هستید و اگر اتفاقی بیفتد که برای همه است پس همگی باید به آن فکر کنیم.
داستان شما مرا یاد ماجرای کمپین ها می اندازد. متاسفانه و بازهم متاسفانه تعدادی کنکوری می روند خود را به پای بقیه می سوازنند که مثلا وقت کنکور عقب بیفتد بعد جالب است آنقدر وقت از دست می دهند که خودشان قبول نمی شوند و با عقب افتادن کنکور باعث قبولی و افزایش درصد بقیه می شوند.
حالا حکایت شماست. طرف پزشکی قبول می شود و نگران جنگ نیست شما به جای او نگرانید؟
4. نكند پیام نور نگذارد من انتخاب واحد كنم و باز هم غیبت كنم؟ فقط کافی است همین فردا به دانشگاه مراجعه و سوال کنید. چرا با درد زندگی می کنید؟ چیزی را که می شود با یک سوال ساده فهمید. این مدل درد کشیدن باعث می شود همیشه از درس خواندن جا بمانید. مغز عاشق همین بازی هاست. یک سوال ساده یک پاسخ و درد تمام می شود. این موضوع دقیقا مثل همان ایدز است.
5. نكند تعداد داوطلبان كنكور ٩٩نظام قدیم با نظام جدید قابل مقایسه مباشد و تراز ها با هم همخوانی نداشته باشند؟ خیلی ساده است. من برای قبولی در پزشکی دانشگاه x باید درصدهایم به طور میانگین 65 باشد. حالا نظام قدیم هستم؟ جدید هستم؟ اصلا دیپلمم مال 50 سال قبل است و یا هرچیز دیگری. من اگر 65 درصد را بزنم آن رشته را قبول می شوم.
آیا کسی هست که بگوید که اگر درصدهای مورد نیاز دانشگاهم را بزنم قبول نمی شوم؟ پس موضوع حل شد. من باید درصدهای رشته و دانشگاه مورد نظرم را بزنم. تا وقتی این درصدها کسب نشوند قبول نمی شوم و وقتی هم کسب شد دیگر چه اهمیتی دارد که من نظام قدیم هستم یا جدید؟ تعداد قدیم ها کمتر است یا بیشتر؟ این ها بازی های تلگرامی و گروه جذب کن است.
اکیدا توصیه می کنم خبرخوانی، تلگرام داشتن، بحث و چت با کنکوری ها و حضور در انجمن ها و... که به کنکور مربوط است را کنار بگذارید. شما یکسری اطلاعات از افراد ناآگاه که حتی شاید سن و سالشان از خودتان هم کمتر باشد دریافت می کنید و روح و روان خود را می خورید.
وقتی به افکار منفی خود حمله می کنید برایشان راه حل پیدا می کنید حالتان خوب می شود. مثلا وقتی یاد سربازی بیفیتد بلافاصله یادتان می افتد که قوانین برای من بر اساس قوانین 97 است دیگر اصلا مغز نمی تواند با فکر شما بازی کند.
یا وقتی یادت می افتد که اگر ترازها همخوانی نداشته باشند بلافاصله می گویی اگر درصدهای رشته مورد نظرم را بزنم قبول می شوم. یا وقتی سازمان سنجش یادت می افتد بلافاصله می گویی من سواد بدست آورده ام نه شانس پس هزار بارم تکرار شود سواد من بیشتر می شود که کمتر نمی شود.
می بیند، فقط کافی است ریشه ها را پیدا کرده و به آن ها حمله کرده و برایشان پاسخ مناسب داشته باشید. آنگاه است که دغدغه هایتان برطرف می شود. حالا فردا به دانشگاه بروید و آخرین دغدغه خود را هم حل کنید. موفق ترین باشید.
مریم
سه شنبه 24 اردیبهشت 1398 12:06 ب.ظ
از یه طرف پزشکی و رشته ژنتیک .
از طرفی به برنامه نویسی و نوشتن فیلمنامه
و ساخت انیمیشن علاقه دارم
به تدریسم علاقه دارم..
و یه هدف دیگمم اینه که حافظ قرآن بشم
بعد همش این فکر میاد تو سرم که با ورود به پزشکی فرصت همه ی اینا ازم گرفته میشه و به هیشکدومشون نمی رسم!و هیشکدومشونم به هم ربط نداره. یه جورایی مغزم میگ داری راهو اشتباه میری ولی من بازم تهش به این میرسم که باید پزشکی بخونم!اما بازم این فکر تو سرمه.
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. چند پتانسیلی هستید. افراد چند پتانسیلی دقیقا همینطوری هستند. چند تا چیز کاملا غیر مرتبط به هم را دوست دارند. مثلا شاگردی داشتم که می خواست عضو تیم ملی تیراندازی شود، از طرفی پزشکی بخواند ولی در حوزه تحقیقات دارویی کار کند و نوازندگی را به حدی بیاموزد که در ارکستر سمفونی به عنوان نوازنده حضور داشته باشد.
افراد چند پتانسیلی را اینطور تصور کنید: درختی که دلش می خواهد چند مدل میوه بدهد. اما جالب است که اگر به واقعیت موجود در دنیا نگاه کنید، متوجه می شوید که افراد متخصصی که در یک زمینه به اوج رسیده اید همیشه موفق تر از کسانی هستند که چند مدل خواسته داشته اند.
مطلب هفته بعد کلبه مشاوره دقیقا در مورد چندپتانسیلی ها و هدف های چندگانه است که امیدوارم روز شنبه ساعت 12 و 30 به سایت مراجعه کنید و آن مطلب را بخوانید زیرا که دقیقا راهنمای عملی تغییر رفتار و افزایش بهره وری زمانی شماست. موفق ترین باشید.
مریم
سه شنبه 24 اردیبهشت 1398 09:01 ق.ظ
سلام باز هم ممنون از این مطلبتون مثل همیشه عالیه
من یه دغدغه ام که نمیدونم چطوری براش راه حل پیدا کنم اینه که اهداف و علاقه های زیادی دارم و نگرانم که به اونها نمی رسم ...
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم لطف دارید. دو موضوع در مورد شما ممکن است وجود داشته باشد 1- کمال گرایی 2- چند پتانسیلی. حالا لطفا 5 هدف و علاقه خود را بنویسید تا متوجه شوم شما کمال گرا هستید یا چند بتانسیلی تا بعد بتوانم به شما راه حل را بگویم. موفق ترین باشید.
یکشنبه 22 اردیبهشت 1398 06:20 ب.ظ
سلام استاد.من ۵ سال پیش کنکور دادم و یه لیسانس گرفتم رفتم سربازی و الان دوباره تصمیم گرفتم یه سال بخونم برا پزشکی.راستش نه از نظر درسی مشکل دارم و نه از ساعت مطالعه. مشکلی که دارم و همون چند سال پیش هم سراغم اومده بود اینه که من وقتی دارم برا کنکوری میخونم اولاش همه چیز عالیه و ترازا و تمرکز عالیه ولی یکم که بگذره افکار مذهبی میاد سراغم.و کم کم حالت وسواس میشه و کلی از انرژی و وقتمو میگیره و جوری میشه که مستحب ترین کار هم باید انجام بدم خودم احساس میکنم فریب مغزه ولی چون ربط به دین داره گیج شدم. اینم بگم که در مواقع عادی مذهبی نیستم و فقط همون نمازهارو میخونم.چیکار باید بکنم؟
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. خب ریشه افکار شما مذهبی نیست. بلکه یک یا چند مورد از موارد رو به رو می تواند باشد: «ترس، شک، وسواس، حس گناه، نگرانی، کمال گرایی، قضاوت» حالا من از شما می خواهم اینطور زندگی کنید:
حداقل کارهایی که من باید انجام دهم یا انجام ندهم تا مورد تایید خداوند باشم و آخرت خوبی در انتظارم باشد چه چیزی است؟ پاسخ را از یک دین شناس یا مرجع تقلید خود بپرسید و همان ها را انجام دهید و دیگر جای هیچ بحثی به مغزتان ندهید.
یک بار برای همیشه این موضوع را تعیین کنید همین الان همین امروز. حداقل ها چیست تا مورد تایید خدای خودم باشم؟ با این روند دیگر برای مغز فرصتی برای جولان دادن نخواهید داد. با افکار منفی و مزاحم خود زندگی نکنید آن ها را ریشه یابی و حل کنید. موفق ترین باشید.
یکشنبه 22 اردیبهشت 1398 01:40 ب.ظ
ممنون استاد بابت راهنماییاتون.
پاسخ رضا جدیدی :
خواهش می کنم. موفق ترین باشید.
یکشنبه 22 اردیبهشت 1398 09:29 ق.ظ
سلام.وقت بخیر.ممنون بابت مطلب بسیار خوبتون استاد. استاد من این لیست رو که چک میکردم دقیقا بسیاری از مواردش رو داشتم.مثلا من یه فرد احساساتی هستم هیچ وقت با عقل و منطق جلو نمیرم همیشه از روی احساساتم تصمیم میگیرم و همین باعث شده الان که پشت کنکوری هستم ضربه های شدیدی بخورم.مثلا فکرای الکی میاد سراغم.میگم نکنه فلانی دربارم اینجور فکری بکنه.نکنه اون روز که اون حرفو زدم دوستم فلان برداشت از این حرفم بکنه و از این جور فکرا و کلکای مغز... نمیدم چه جوری ای مشکلم رو ریشه کن کنم استاد اگر کمکم کنید واقعا ممنون میشم ازتون.
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. این مواردی که نوشتید نشان می دهد که ریشه افکار شما به یک یا چند مورد از عبارت های داخل گیومه می رسد: «قضاوت، وابستگی، نگرانی».
حالا روی این مثالی که زدید ریشه کن کردن اینطوری شروع می شود:
من فلان حرف را به دوستم زدم. حالا بدترین برداشتی که دوستم می کند چیست؟ اگر آن برداشت را کند بعدش چه می شود؟ حتما مرا تنها می گذارد. خب اگر دوستم مرا تنها بگذارد چه می شود؟ حالا اگر آن اتفاق ها بیفتد چه ضرری می کنم؟ راه حل های دیگر برای اینکه دوستم مرا تنها بگذارد ولی اتفاقی در زندگی ام نیفتد چیست؟ اگر همین دوست در زندگی من نباشد چقدر بیشتر و بهتر می توانم پیشرفت کنم؟ وابستگی من به دوست از کجا آمده است؟ این وابستگی چه ضربه هایی به زندگی من می زند؟ از روی ترس اگر با کسی دوست باشم آیا باعث نمی شود همیشه به او باج بدهم؟
می بینید وقتی این سوالات را می پرسید کار تمام است. یعنی مجبورتان کردم به چیزی که فکر نمی کنید حالا فکر کنید و اگر کمی روی این سوالات وقت بگذارید قطعا به این نتیجه می رسید که آن دوست هر طور که دلش می خواهد برداشت کند. فوق فوقش می رود که مطمین باشید هیچ دوستی باعث پیشرفت نمی شود بلکه توصیه اکید من به ترک دوست حداقل در سال کنکور است.
شما می توانید روی عنصرهای «قضاوت، وابستگی، نگرانی» عمیق تر کار کنید و یک بار برای همیشه دیدگاه درستی از این کلیدواژه ها پیدا کنید. یادتان باشد مشکل باید حل شود وگرنه همیشه آزار می رساند. موفق ترین باشید.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.