کلبه مشاوره رضا جدیدی مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور - چگونه ذهن خود را روی درس متمرکز کنیم

مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور


راه های ارتباطی با رضا جدیدی: شماره تلفن ثابت: 34774341-086 شماره تلفن همراه: 09189580918

چگونه ذهن خود را روی درس متمرکز کنیم

موقع درس خواندن تمرکز ندارم و فکرم جاهای دیگری است و بعضی از این فکرها به درس ربط دارد و بعضی هایش، ارتباطی به درس ندارد. به طور مثال، دیگران، در مورد من چطوری فکر می کنند، کسی از من نرنجد، اگر در کنکور قبول نشوم چه می شود؟ آینده ام چگونه رقم می خورد.
افرادی که مشکل تمرکز روی درس را دارند معمولا بیشترین جملاتی که بیان می کنند به شرح زیر است:
  • نمی توانم درس بخوانم چون تمرکز ندارم
  • ذاتا آدم حواس پرتی هستم
  • موقع درس خواندن در ذهنم انگار که فیلم تماشا کرده و به همه چیز فکر می کنم
  • وقتی کتاب را باز می کنم، مسایل مختلفی در ذهنم شروع به چرخیدن می کند و اجازه تمرکز روی درس را به من نمی دهند
  • وقتی در حال مطالعه هستم، ناگهان حرف های دیگران یادم می آید و همیشه می پرسم که منظور آن ها از این حرف ها چه بوده است؟
  • آنقدر فکر های مختلفی دارم که دیوانه می شوم و از درس خواندن فاصله می گیرم، از کتاب هایم متنفر هستم
  • بیشتر افکار مزاحمی که دارم به گذشته برمی گردد و همیشه می گویم چرا آن جا، فلان کار را نکردم؟ مثلا چرا جوابش را ندادم؟
  • همیشه وقتی کاری را شروع می کنم، نگران بقیه کارها می شوم و دایم از خودم می پرسم، اگر به بقیه کارها نرسم چطور؟ اصلا کدام کار مهم تر است؟ نکند این کاری که الان مشغول آن هستم، را نباید انجام دهم؟
  • وقتی درس خواندن را شروع می کنم، بیشتر از همه نگران آینده و شغلم هستم. نکند این همه درس بخوانم و آخر سر هم به جایی نرسم؟
  • به هم خوردن تمرکز من خیلی جالب است؛ چون همیشه نیست ولی وقتی تستی را غلط حل کنم از آنجا به بعد دیگر تمرکزم را از دست می دهم، یاد انتظارات بقیه می افتم و نگران نتیجه کنکورم می شوم
افرادی که مشکل تمرکز در درس خواندن دارند را به  3 دسته تقسیم می کنم:
دسته اول: این افراد، به دلیل برداشت نادرست از تعریف تمرکز، احساس می کنند که تمرکز ندارند در حالیکه از تمرکز خوبی هم برخوردار هستند. در واقع این دسته از دانش آموزان و داوطلبان کنکور، انتظار نادرست و توقع غلطی از مفهوم «تمرکز در حین درس خواندن» دارند و به دلیل همین برداشت نادرست، گمان می کنند که مشکل به هم خوردن حواس و تمرکز نداشتن را دارند.
بیشتر دانش آموزان و کنکوری ها، برای  تمرکز، این تعریف را ارایه می دهند: «تمرکز حواس، حالتی است که در آن، تمام حس، روان و فکر انسان روی موضوع خاصی قفل می شود و او به جز آن درسی که در حال مطالعه اش است، به هیچ چیز دیگری فکر نمی کند.» آیا این تعریف درستی از تمرکز است؟
اگر دقت کرده باشید؛ در این تعریف، زیاده روی شده است به طوری که آن دانش آموز انتظار دارد که به صورت صد در صدی، غرق در مطالعه و درس باشد. در واقع، این تعریف برای تمرکز فقط ایده آل ترین و آرمانی ترین حالتی است که همه ما آن را دوست داریم در زمان درس خواندن تجربه کنیم. 
اما واقعیت چیست؟ در دنیایی که زندگی می کنیم، ممکن است صدای رعد و برق، ترمز یک ماشین، باز و بسته شدن درب اتاق، صدای تلویزیون، پیامک موبایل و زنگ خانه و تلفن منزل رخ دهد. یعنی اگر خود ما هم بخواهیم که توجه صد در صدی روی درس مان داشته باشیم، یکی از این عوامل رخ می دهد و همه چیز را نابود می کند.
چرا برای من مهم است که تعریف تمرکز را حسابی جا بیندازم؟ برای اینکه وقتی، دید درستی از تمرکز هنگام مطالعه نداریم، آنگاه نارضایتی های زیادی را تجربه می کنیم و ذهنیت منفی از خود به وجود می آوریم و فکر می کنیم که مشکل تمرکز داریم در حالیکه فقط باور و اندیشه مان در مورد تمرکز نادرست بوده است.
پس تمرکز به معنای این نیست که از خود بی خود شده، انگار صدای هیچ چیزی را نمی شنویم و در دنیای دیگری زندگی می کنیم. از این به بعد، معیار ما از اینکه بفهمیم موقع درس خواندن تمرکز داریم یا خیر این است که «آیا وقتی عامل حواس پرتی رخ می دهد، من می توانم در کمتر از چند ثانیه دوباره به مسیر درس برگردم یا نه؟»
فرض کنیم در حال مطالعه هستید که پیامکی برایتان ارسال شده است، حالا اگر درگیر گوشی شده و از مسیر مطالعه دور شوید به معنای این است که تمرکزتان به هم خورده است و فکرتان از فضای درس، خارج شده است ولی اگر صدا را شنیده و بعد از چند لحظه، به مسیر مطالعه برگردید و فکرتان درگیر این نشود که چه پیامکی آمده است آنگاه شما، یک دانش آموز یا داوطلب کنکور متمرکز هستید.
بنابراین تمرکز به معنای توانایی حفظ خود در مسیر مطالعه است و پرش های کوتاه چند لحظه ای در حین مطالعه، هیچ لطمه ای به تمرکز وارد نمی کنند. آنچه متوجه شدیم این است که اگر ذهنیت و باورتان نسبت به تمرکز، درست نباشد و سطح انتظارات بالایی داشته باشید آنگاه است که از درس خواندن خود ناراضی هستید و دایم فکر می کنید که فردی بدون تمرکز و بی دقت در هنگام درس خواندن می باشید.
دسته دوم: دانش آموزانی  هستند که از همان سال اول ابتدایی در انجام تکالیف مدرسه، سر به هوا هستند و با کوچکترین صدایی تکالیف را رها می کنند و دنبال موضوع دیگری می روند که این دانش آموزان ممکن است که دچار اختلال کم توجهی و عدم تمرکز (بیش فعالی) باشند. این افراد معمولا در همان دوران ابتدای تحصیل خود با این مشکل مواجه می شوند و معمولا برای درمان دقیق و درست بایستی نزد روانپزشک بروند.
اگر فکر می کنید که شما هم این علایم را نشان می دهید و در اثر هر سر و صدایی، کل موضوع درسی را رها می کنید و به سراغ کار دیگری می روید، توصیه می شود به روانپزشک مراجعه کنید و از او بخواهید که تست TOVA (تووا) را از شما بگیرد. این تست، به خوبی و با دقت بالایی می تواند نشان دهد که آیا آسیب مغزی به شما وارد شده است یا خیر؟
هرچند که تاکید می کنم که کمتر کسی هست که به کنکور برسد و دچار اختلال باشد و تا به این سن، متوجه نشده باشد ولی چون قرار است در این مطلب، تمام حالت های تمرکز نداشتن بررسی شود، بنابراین این دسته دوم را نیز تشریح کردم. در ضمن دقت کنید که این دانش آموزان دسته دوم، ممکن است به دلایل وراثتی و ژنتیکی، تولد بد و فشارهای آن، تب 40 درجه بیشتر از یک روز، عفونت و چرک کردن گوش در دوران کودکی، و یا ضربه مغزی که معمولا در بغل کردن های دوران کودکی رخ می دهد، دچار این اختلال شده باشند.
لازم به ذکر است که اگر فردی دچار «اختلال کم توجهی و عدم تمرکز» باشد را به دو روش، درمان دارویی و درمان غیر دارویی (تمرین های نوروفیدبک) مورد درمان قرار می دهند که این دو روش تا حدود بسیار زیادی مشکلات این افراد را حل می کند. این درمان ها همگی بایستی زیر نظر روانپزشک انجام شود.
دسته سوم: آنچه به عنوان مشکل «بی تمرکزی و حواس جمع نبودن» شناخته می شود در دسته سوم جای می گیرد. بزرگترین طیف افرادی که مشکل کمبود تمرکز در حین درس خواندن دارند را می توانید در این دسته، بررسی و مشاهده کنید. آنچه تمرکز این افراد را به هم می زند، یک یا چند موضوعی است که باعث درگیری فکرشان می شود.
اما قبل از اینکه به بررسی دسته سوم بپردازم، می خواهم یک مطلب مهم را مطرح و رفع ابهام کنم. برخی از منابع علمی، در بررسی عوامل حواس پرتی یک گروه بندی انجام می دهند. آن ها می گویند که عوامل حواس پرتی به دو دسته تقسیم می شود؛ دسته اول؛ عوامل بیرونی و دسته دوم عوامل درونی.
مثلا تمیز بودن روی میز، سایلنت بودن گوشی، داشتن مکان مطالعه آرام، رو به روی پنجره درس نخواندن را به عنوان عوامل بیرونی که می تواند تمرکز را به هم بزند، می شناسند و از طرفی افکار مزاحم را به عنوان عوامل درونی می دانند. 
آنچه می خواهم از آن رفع ابهام کنم، این است که اگر میزتان، شلوغ ترین میز دنیا، اگر گوشی تان روی میز قرار داشته باشد و اگر جلوی پنجره در شلوغ ترین قسمت شهر هم مطالعه کنید بازهم عوامل بیرونی، آنقدر جدی و مهم نیستند. به عبارت دیگر، اگر تمرکز ندارید، سهم کوچکی از این تمرکز نداشتن به عوامل بیرونی بر می گردد. در نتیجه، به جای سرگرم شدن به عوامل بیرونی، بیایید به آنچه ریشه و اساس بی تمرکزی ما است، بپردازیم.
زمینه اصلی به هم ریختن تمرکز و پرت شدن حواس، همان عوامل درونی می باشند که دسته سوم دانش آموزانی که از مشکل بی دقتی و عدم تمرکز رنج می برد گرفتارش هستند. اگر از من بپرسید که در یک جمله، کل عوامل درونی که باعث آسیب زدن به تمرکز می شود را خلاصه کن، چنین خواهم گفت: «مشکل یا مشکلات حل نشده و طرز تفکرهای نادرست، ریشه تمام به هم ریختن تمرکز و حواس پرتی هاست». در ادامه، فهرست کامل این احساسات را بررسی می کنیم:
1. دانش آموزی هستم که می خواهم در آن واحد به همه کارهایم رسیدگی کنم و چند کار را همزمان انجام دهم: وقتی مشغول مطالعه ریاضی هستم، دغدغه  و نگرانی کارهای انجام نشده برای شیمی را دارم و وقتی زیست می خوانم فکرم درگیر عربی می شود. می دانید هیچ اولویتی برای کارهایم ندارم. انگار پرونده همه درس ها در ذهنم بازم می شود و می خواهم به همه شان رسیدگی کنم.
وقتی در چنین شرایطی هستید که همزمان روی چند موضوع فکر می کنید و علاقمندید که مشکلات را یک باره و یک جا حل کنید، پیامدی جز حواس پرتی و تمرکز نداشتن برای تان در پی نخواهد داشت. توصیه می کنم اگر چنین ذهن شلوغی دارید همین حالا یک برگه بردارید و صورت مسئله هایی که در ذهن تان باز است را بنویسید و از خودتان بپرسید برای هر کدام چه کارهایی باید انجام دهم؟
برای مغز، هیچ چیزی جذابتر از یک ذهن شلوغ نیست چون می تواند در ذهن شلوغ، مانور بدهد و از درس خواندن فرار کند و مشکلات را به هم گره بزند. اما ما درک بالاتری از خود نیاز داریم. پرونده های گشوده شده در مغزتان را دسته بندی کنید. فراموش نکنید که کلیدواژه مهم در این بخش «راه حل دادن» است. اینکه روی کاغذ بنویسید هیچ ارزشی ندارد بلکه باید راه حل برای هر مشکل خود داشته باشید تا مغز، دوباره آن پرونده را باز نکند.
2. خیال پرداز و رویایی هستم و ذهن بازی گوشی دارم که به هر کجا سرک می کشد: خیال پردازی، دشمن شماره یک تمرکز داشتن است. خیال پردازها، این مهارت را دارند که به طور همزمان به چندین و چند موضوع فکر کنند و تصورات خود را به هم وصل کنند. دقیقا مثل یک فیلم سینمایی که از یک جایی شروع می شود و ادامه پیدا می کند.
افراد خیال پرداز، وقتی می خواهند درس بخوانند، طبق عادت وارد دنیای رویایی خود می شوند و بعد از مدتی به خودشان می آیند و متوجه می شوند که زمان را از دست داده اند. به افراد خیال پرداز چند نکته را بیان می کنم تا این خلق و خو را کنار بگذارند و متمرکز شوند:
الف) خیال پردازی نشانه درد است. خیلی به این جمله دقت کنید. وقتی کسی خیال پردازی می کند یعنی درد یا دردهایی دارد که برای فراموش کردنش سعی می کند از خیال پردازی کمک بگیرد. گمان نکنید که خیال پردازی نشانه قدرت، انگیزه گرفتن و پرواز کردن فکر است. اگر شما به خوبی در حال زندگی هستید و شرایط خوبی را تجربه  می کنید، پس از دنیای واقعی خود لذت می برید و هیچ نیازی نیست که خیال پردازی کنید.
در نتیجه اگر فرد خیال پردازی هستید لطفا فهرست دردهایتان را مشخص کنید. دقیقا بررسی کنید که چه لزومی دارد تا به دنیای خیالی فرو بروید؟ به طور مثال اگر خیال پردازی می کنید که انگیزه بگیرید چرا این انگیزه را از پیشرفت تحصیلی و اجرای برنامه نمی گیرید؟ نکند برنامه ریزی شما ضعیف است که انگیزه لازم از تمام کردن درس ها، مرورها و تست ها و رفع اشکال ها به شما داده نمی شود و مجبورید برای فراموش کردن واقعیت، به دنیای خیالی خود سری بزنید.
مشخص کردن دردها و مشکلات دو خوبی برایتان دارد؛ اول اینکه می توانید کیفیت مطالعه و یادگیری خود را افزایش دهید و از کارهای عملی خود انگیزه بگیرید و دوم اینکه از خطرات و ضررهای خیال پردازی در امان می مانید. بعد از مشخص دردها حالا نوبت به ارایه راه حل می رسد. فراموش نکنید برای هر دردی، راه حل داشته باشید وگرنه بازهم تمرکزتان زیر سوال می رود.
3. نمی دانم در این درس چه چیزهایی مهم است و نمی دانم باید چطور بخوانم برای همین می ترسم وقتم تلف شود. نکند روش بهتری وجود داشته باشد و روش مطالعه من ضعیف باشدیکی از افکاری که باعث شک مطالعاتی می شود. این سوال را نباید در طول سال تحصیلی و هر بار که کتابی را باز می کنید، پاسخ دهید. از شما به عنوان یک داوطلب کنکور انتظار دارم یک بار این موضوع را حل کنید. وقتی به روش مطالعه خود مطمین نیستید، پس روش درست آن را بیاموزید و یا از مشاور خود یاد بگیرید.
یک بار برای همیشه به این سوال پاسخ درست و محکم بدهید و روش مطالعه هر درس را از منابع درست بیاموزید تا تمرکزتان سر این موضوع خراب نشود.
4. نگران خبرهای اطراف کنکور هستم و باید آن ها را بررسی کنم: تا دلتان بخواهد در طول سال تحصیلی، خبرسازی و شایعه پیرامون کنکور وجود دارد. اگر بخواهید در سال کنکور، تبدیل به خبرخوان شوید، پس هر روز ده موضوع برای برهم زدن تمرکز وجود دارد. اگر ضعفی در شما هست که نگران اخبار کنکور هستید، یک بار برای همیشه پاسخ قطعی به آن نگرانی ها بدهید. اینطوری که نمی شود برای هر مشکل، بخواهید هر روز خبرخوانی کنید.
نگران چه هستید؟ یک بار برای همیشه «راه حل» را ارایه دهید و تمامش کنید. نمی شود برای هر صفحه مطالعه، یک بار نگران خبر کنکور شوید. برزخی زندگی کردن، پر تنش ترین نوع زندگی و تمرکز داشتن در این شرایط، بی معناست. 
5. نگران دوستان و روابط دوستی خودم هستم: اگر تکلیف تان را با دوست و همکلاسی در سال کنکور مشخص نکرده اید و از این بابت نگرانی، احساس می کنید لطفا مطلب «همکلاسی و دوست در سال کنکور: در سال کنکور با دوستان چطور برخورد کنیم؟» را مطالعه کنید. در آن جا به طور کامل در مورد دوست و همکلاسی صحبت کرده ام که می تواند تمرکز شما را افزایش دهد و از قید و بندهای رفیق بازی خلاص شوید.
6. استرس دارم: وقتی در سال کنکور باشید و استرس هم در اکثر روزهای خود تحمل کنید چاره ای جز فکرهای پاره پاره در وسط مطالعه برایتان نخواهد ماند و به عبارت دیگر، خبری از تمرکز نیست. اگر گرفتار استرس هستید در مطلب «کاهش استرس کنکور: 0 تا 100 این رفتار بی کلاس» به طور کامل این رفتار را مورد بررسی قرار داده که می توانید آن را مطالعه کنید تا با رشد شخصی و فکری، بتوانید باعث ارتقای روحی و روانی خویش شده و از استرس نجات پیدا کنید. 
7. شرم و شرمندگی دارم: سبک زندگی در کشور ما باعث می شود که خیلی تعارفی و شرم سار زندگی کنیم. برای ساده ترین حقوق خود باید خجالت بکشیم و همیشه شرم داشتن به عنوان یک اخلاق درست شناخته می شود. در حالیکه با روح موفقیت سازگار نیست. انسانی که شرمنده و همیشه بدهکار دیگران است، دغدغه های زیادی دارد.
مثلا اینکه خوب به نظر برسد و ذهنیت منفی در کسی ایجاد نکند و باعث آزار فکری کسی نشود. این افراد روی تمام صحبت هایی که می شنوند حساس هستند و فشار روانی تحمل می کنند. اگر در دسته افرادی قرار می گیرید که شرم سار هستند چند توصیه زیر را اجرا کنید:
الف) محبت های دیگران را از این به بعد قبول نکنید.  وقتی سایه سنگین شرمندگی را در اخلاق خود احساس می کنید، اولین و ساده ترین قدم این است که روی استقلال خود کار کرده و وابسته به محبت دیگران نشوید. طیف وسیعی از شرمنده بودن ها ناشی از قبول محبت هاست که باعث به هم ریختن آهنگ طبیعی زندگی تان می شود. 
ب) با هرکسی شبیه خودش رفتار کنید. اگر فردی به خودش اجازه می دهد که در مقابل شما شرمنده نباشد پس چرا بایستی این حس را نسبت به او داشته باشید؟ همه چیز دوطرفه است. مگر می شود که دیگران با حق و حقوق مشخصی از ما، زندگی کنند ولی ما برای خویش، هیچ حقی را قایل نشویم و شرمنده دیگران باشید؟
پ) حقوق خود را رسمی بدانید. به این جمله دقت کنید؛ «بیشتر مردم، روی حق ایستادگی کردن را مساوی با بی ادبی و بی احترامی می دانند. یعنی فکر می کنند اگر کسی از حق و حقوقش حرف بزند یک انسان بی ادب است». اما یک انسان در جامعه نیاز به رسمیت شناختن حقوق خویش دارد وگرنه دایم به مردم بدهکار است و بایستی سکوت کند. بین بی ادبی و روی حقوق خود ایستادن، تفاوت قایل شوید تا سلامت روانی خویش را حفظ کنید.
انسانی که شرمنده است، کوهی از نگرانی ها و تفکرات منفی را در مغزش پرورش می دهد که زندگی با این حس و حفظ تمرکز، کاملا نشدنی است زیرا هر روز صد مدل فکر نگران کننده در مورد دوست و آشنا دارید. 
8. فردی نگران هستم که اکثر مواقع دلشوره دارم: خیلی روشن است که وقتی یک فرد نگران هستید، پس یک دغدغه همیشگی در گوشه ذهن خویش دارید که بهترین بهانه برای مغز است تا روی آن تاکید کرده و باعث به هم زدن تمرکزتان شود. در مطلب «دور کردن نگرانی های دایمی مثل مرگ عزیزان در سال کنکور» به صورت ویژه به بررسی نگرانی ها پرداخته ام که اگر فردی نگران هستید و با این نگرانی، همیشه تمرکزتان هنگام مطالعه به هم می ریزد، توصیه می کنم آن مطلب را به طور کامل بخوانید. 
9. کنجکاوی و فضولی و دخالت کردن در همه موضوعات و مشخص نبودن محدوده زندگی: این دسته از دانش آموزان و کنکوری ها، نباید هم انتظار تمرکز در حین مطالعه را داشته باشند. کسی که در مسایل همه افراد خانواده و دوستان دخالت می کند و در گوشه ذهنش، احساس می کند که لازم است بداند که دور و برش چه می گذرد و در موضوعات مختلف سرک بکشد باید هم تمرکز نداشته باشد.
مغز این فرد در هنگام مطالعه دایما بین آدم های زندگی و دوستان می چرخد تا بالاخره یک موضوعی را یادآوری کرده و مدتی را درگیرش شوید. اگر عامل درونی به هم زدن تمرکزتان این کنجکاوی هاست به توصیه های زیر عمل کنید:
الف) سال کنکور یک دوره کاملا خصوصی است که حق ندارید در این سال به افراد دیگر فکر کنید. سبک زندگی یک کنکوری این را می طلبد که در سال کنکورش فقط روی خود و هدفش متمرکز باشد. 
ب) شخصیت خود را آنقدر پایین نیاورید که بخواهید از هر چیزی اطلاع کسب کنید. اطلاعات با ارزش در صحبت های روزمره افراد، وجود ندارد بلکه همیشه صحبت های معمولی، ناامید کننده و کسالت وار، رد و بدل می شود. انسان با شخصیت کسی است که با خودش از این قانون پیروی می کند: «من آنقدر صاحب ارزش و مقام هستم که اگر چیزی را لازم باشد بدانم، خود آن فرد به من می گوید و با فضولی کردن شخصیت خودم را نابود نمی کنم».
پ) دلسوزی را با دخالت کردن و غصه خوردن برای دیگران، اشتباه نگیرید. دلسوزی کردن یعنی کسی از من چیزی را بخواهد و من توان انجامش را داشته باشم و  اگر به خودم ضرری نرسد آن کار را انجام دهم. پس دلسوزی چند شرط دارد؟ سه شرط. اول اینکه آن شخص باید از شما چیزی بخواهد پس تا وقتی چیزی نخواسته حق دخالت و فضولی ندارید. دوم آنکه توان انجامش را داشته باشید نه اینکه به سختی و مشکل بیفتید و سوم آنکه به شما ضرری نرسد.
اگر قرار باشد هرج و مرج گونه زندگی کنید، هرگز به کیفیت بالا نخواهید رسید. برای هرچیزی علم و قانونی وجود دارد. محدوده زندگی تان را مشخص کنید و مطابق با خواسته های منطقی که از شما وجود دارد و با رعایت شرط ها می توانید دلسوزی کنید. وقتی کسی چیزی به شما نمی گوید شخصیت خود را پایین نیاورید و  کسی که کمکی نمی خواهد را اگر کمک کنید به او ظلم کرده اید. 
10. کمال گرا و کامل گرا هستم: در مطلب اختصاصی «چگونه در کنکور بهترین باشیم؟ + درمان کمال گرایی» به طور جامع در خصوص این رفتار نادرست صحبت کرده ام و در آنجا اشاره شد که افراد کمال گرا همیشه 100 را می خواهند و همه چیز باید در بهترین شرایط خودش باشد. اگر فردی کمال گرا باشید در موقع درس خواندن، همیشه با این سوالات مواجه می شوید که تمرکزتان را تخریب می کند:
  • آیا هدفم کامل و درست است؟
  • روش مطالعه ام بهترین روش است؟
  • چه موقع به هدفم می رسم؟
  • آیا هدفم بهترین است؟
  • از دیگران باید خیلی خیلی جلو باشم
  • می خواهم در آینده به بزرگترین پزشک دنیا تبدیل شوم
  • دلم می خواهد آینده درخشانی داشته باشم که هیچ کسی مثل نتوانسته باشد آن همه پیشرفت کرده باشد
  • ...
11. وسواس هستم: اگر نگران درست بودن، بی خطر بودن، دایمی بودن، تمیز بودن، کامل بودن، دقیق بودن، جا نماندن، فراموش نکردن، خوب یاد گرفتن، ریز به ریز فهمیدن و از این دست موضوعات هستید یکی از علایم وسواسی بودن در مطالعه و یادگیری را نشان می دهید و با این وجود، تمرکز حواس برایتان باقی نمی ماند تا زمانی که وسواسی بودن را درمان کنید.
در مطلب «وسواس فکری قبل از درس خواندن»، برای درمان وسواس فکری در سال کنکور، راهکارهای عملی ارایه کردم که می توانید آن را مطالعه کرده و این عامل به هم ریختن تمرکز را نیز از بین ببرید.
12. دغدغه های فلسفی دارم: مغز، در سال کنکور برای فرار از درس خواندن تصمیم می گیرد تا دغدغه های فلسفی ایجاد کند. یک دانش آموز یا داوطلب کنکور، هیچوقت برایش مهم نبوده که برای چه انسان آفریده شده است؟ جهان چرا این شکلی است؟ زمین چطور شکل گرفت؟ کره ها چطوری ایجاد شده اند و... حالا در سال کنکور به دنبال این افکار فلسفی است.
از همین جا بایستی متوجه شوید که این دغدغه ها، فقط یک کلک و گول زدن مغز برای فرار مطالعاتی است که راهکار آن به شرح زیر است:
وقتی افکار و دغدغه های فلسفی دارید یعنی مشکل یا مشکلاتی در روند طبیعی زندگی تان وجود دارد که از آن ها بی خبرید. مثلا اینکه ممکن است از نظر برنامه ریزی دچار مشکل هستید، پیشرفت تحصیلی نمی کنید و یا انتظارات نادرستی از خودتان دارید. همه این ها باعث می شود که آرام آرام، به جای درس خواندن و تمرکز حین مطالعه، به سمت این افکار کشیده شوید.
برای رهایی از این دغدغه ها لازم است ریشه یابی کنید که مشکل واقعی شما چیست که خودش را پشت این دغدغه ها پنهان کرده است، وقتی مشکل بیرون آمد حالا همان کلید واژه طلایی را برایش اجرا کنید، یعنی «راه حل» بدهید. بیاموزیم با مشکل زندگی نکنیم بلکه آن را حل کنیم تا تمرکزمان در اثر مشکلات کاهش نیابد.
13. به این درس علاقه ندارم (حفظی من بهتر از مسئله حل کردن است و یا برعکس): وسط مطالعه همیشه به این فکر می کنید که این درس را دوست ندارم، برای چه یک نفری که می خواهد پزشک شود باید عربی بخواند و چرا این درس های اضافه را برای ما گذاشته اند؟ من از معلم این درس خوشم نمی آید و چرا باید برای یادگیری اش تلاش کنم؟
هوشمندانه با این طرز تفکر ها برخورد کنید. گفتن این جملات در راستای ایجاد تنفر بیشتر از آن درس و دور شدن از مطالعه است. کار به جایی می رسد که در آن درس یا پیشرفت نمی کنید و یا درصد کمی می زنید. علاوه بر این، وقتی تنفر از یک درس ایجاد شود، جاده برای متنفر شدن از بقیه درس ها و آرام آرام کنار گذاشتن آن ها نیز شروع می شود.
مغز به یک باره همه چیز را از ما نمی گیرد. یک به یک، باعث تخریب درس ها می شود. برای موفقیت در کنکور به همه درس ها باید احترام بگذارید و آن ها را بخوانید. سیستم تصمیم گرفته است که برای قبولی در رشته پزشکی باید آن درس ها را بخوانید و حالا صحبت از اینکه درست است یا نه؟ هیچ سودی برای تان ندارد. راجع به چیزهایی صحبت کنید که می توانید تغییرش دهید و از بحث های بی ارزش فرار کنید.
14. وقتم کم است و برای موفقیت در کنکور دیر شده و از دیگران عقب هستم: این مورد از دسته افکاری است که تقریبا در ذهن اکثر کنکوری ها رفت و آمد دارد. افکاری که مثل یک جرقه برای نابود کردن تمرکز و انگیزه است. یک لحظه تصور کنید که حس عقب افتادن از دیگران را دارید، حالا به خوبی متوجه می شوید که کوهی از افکار در مغزتان شروع به اجرا می کنند و اجازه هیچ کاری به شما نمی دهند.
اگر این مدل از افکار را دارید به این نکته توجه کنید که از زندگی چه می خواهید؟ در واقع دو حالت دارد:
الف) کنکور یکی از مراحل زندگی است که باید طی شود؛ اگر اینطور فکر می کنید پس دیر و زود معنایی ندارد. از همین حالا بخوانید و هر رتبه ای بدست آورده اید خلاصه یک رشته ای در دانشگاه می خوانید. پس دیر و زود بودنش نباید اثر منفی روی عملکردتان داشته باشد.
ب) هدف مشخصی دارید که بایستی متناسب با شرایط زندگی تان برایش وقت بگذارید. در این صورت برای رسیدن به هدف هرچقدر که لازم باشد، وقت می گذارید و چه اهمیتی دارد که دیر شده یا نه؟ می دانید مشکل بیشتر کنکوری ها این است که فکر می کنند کنکور یک اتفاق یک ساله است و اصلا هدفمند به کنکور نگاه نمی کنند.
یادتان باشد هدف شما کنکور نیست، هدفتان آن رشته ای است که می خواهید به دستش بیاورید. پس هرچقدر لازم باشد برایش وقت می گذارید. اگر هدفتان است پس ارزشش را دارد و اگر ارزش این همه وقت را ندارد در نتیجه در دسته گروه «الف» هستید که بازهم دیر شدن معنایی ندارد.
می خواهم بگویم که از اساس، فکر کردن به اینکه دیر شده یا نشده غلط است. در هر شرایطی که هستید، موظفید برای هدفتان درس بخوانید. اصلا من به مغزم می گویم: «بله دیر شده حق باتوست. امسال نمی رسم، اصلا سال بعد هم نمی رسم ولی چه ربطی دارد؟ من یک انسان هدفمندم و هرچقدر لازم باشد برایش وقت می گذارم.»
15. دلم نمی خواهد چیزی از قلم بیفتد و از چیزی غافل شوم: انسان هایی که دقت و وسواس را با هم ترکیب کرده اند با این مشکل رو به رو هستند. بگذارید تکلیف را از همین حالا مشخص کنیم. همه انسان ها با هر ضریب دقتی که شما در نظر بگیرید همیشه بعضی چیزها را از قلم می اندازند، فراموش می کنند و بی توجه هستند.
آنچه انتظار دارید واقعی نیست، یعنی چه دوست دارم همه چیز را یادم باشد؟ هیچ چیزی هم از قلم نیفتد؟ تا چه موقع می شود با این قاعده زندگی کرد؟ چیزی را از خود بخواهید که عملی و شدنی باشد. فراموش کردن و غافل شدن امری کاملا طبیعی است. نشانه خنگی و حواس پرتی و گیچ بودن نیست.
اگر می خواهید دایم نگران جا افتاده ها باشید و در ذهن تان به جست و جوی همه چیز بپردازید که فرصتی برای مطالعه برایتان باقی نمی ماند. تمرکز در این ذهن جست و جوگر امری محال است. با منطقی کردن انتظار خود این مشکل را حل کنید. از فراموش کردن و جا گذاشتن، نترسید زیرا خاصیت انسان ها این است که برخی چیزها را یادشان می رود.
16. کشف و شهودی زندگی کردن را دوست دارم یعنی برداشت کردن پی در پی از حرف ها: وقتی سر سفره هستید و پدرتان داستانی از فرزند همکارش تعریف می کند که پارسال کنکور داشته و توانسته در رشته پزشکی قبول شود و الان خیلی خوشحال هستند را تعریف می کند، شروع کشف و شهود شماست.
حالا در تنهایی خود به همه ابعاد داستان پدر فکر می کنید و از خود می پرسید، منظورش چیست؟ آیا می خواهد بگوید که من هم باید پزشکی قبول شوم؟ مرا با فرزند همکارش مقایسه کرده است؟ اگر پزشکی قبول شوم، پدرم با افتخار به محل کارش می رود و ذوق می کند که بچه اش، پزشک شده است؟ اگر پزشک نشوم، چه بلایی سر پدرم می آید؟
افرادی که کشف و شهودی زندگی می کنند، بیشتر وقت روز خود را صرف بررسی و تحلیل صحبت های دیگران می کنند و وقتی کتابی را باز کرده که چند خط درس بخوانند، دایما تحت حمله این مدل از افکار قرار می گیرند. توصیه زیر کمک می کند تا دست از شهود بردارید و ذهن تان را خالی از این افکار کنید:
هرگاه کسی برایتان داستان، خاطره، مثال و یا هرچیز دیگری تعریف کرد همان لحظه از او بپرسید: ببخشید منظور شما از این صحبت ها چیست؟ چه نتیجه ای می خواهید بگیرید؟ این سوالات، باعث می شود که به جای فکر کردن در عالم تنهایی و سرازیر شدن افکار شهودی، به راحتی متوجه منظور آن شخص شوید و ذهن خود را سبک کنید.
خجالت نکشید، مودبانه و خیلی حرفه ای، منظور آن فرد را بپرسید تا باعث آرامش ذهن تان شود. ما وقت نداریم که بخواهیم معما حل کنیم و به ابعاد مختلف یک حرف بیندیشیم و ساعت ها وقت و تمرکز خود را تحت تاثیر یک خاطره و داستان، از دست بدهیم.
17. رضایت از زندگی ندارم، از کیفیت مطالعه راضی نیستم، محیط مطالعه مورد رضایتم نیست (خیلی در این فصل گیر دارم و اذیت می شوم بخواهم همه سوالات را حل کنم؛ سرعت مطالعه ام مورد قبولم نیست): نارضایتی ها، از عوامل بر هم زدن تمرکز محسوب می شوند. چند مورد از آن را برایتان نوشته ام. افرادی که نارضایتی زیادی را از چیزهای مختلف زندگی خود احساس می کنند لازم است به این جمله دقت کنند:
الف) زندگی انسان ها در محدودیت تعریف می شود. اگر همه چیز در بی نهایت خودش قرار داشت که خوشبختی، عالم را فرا می گرفت. چه بخواهیم چه نخواهیم، وقتی تصمیم می گیرید برای موفقیت تلاش کنید یعنی از زندگی فعلی خود رضایت ندارید در نتیجه لزومی ندارد هر روز به خودتان یادآوری کنید که از زندگی ناراضی هستید. 
ب) محدودیت های زندگی تان به دو دسته تقسیم می شوند؛ دسته اول آن هایی هستند که می شود راه حل هایی برایش داد مثلا محیط مطالعه را می شود به کتابخانه تغییر داد و یا از صداگیرها استفاده کرد و نارضایتی را برطرف کرد. دسته دوم نیز آن نارضایتی هایی هستند که فعلا راه حلی برایشان وجود ندارد. 
سعی کنید آن نارضایتی هایی که راه حل پذیر هستند را به طور کامل رفع کنید و آن هایی که فعلا راه حلی ندارید را به عنوان محدودیت های زندگی خود بپذیرید و لزومی ندارد هر روز یادآور شوید که این محدودیت ها را دارم. بله مشخص است که محدودیت دارید و سبک زندگی تان را بر اساس همین محدودیت بایستی تنظیم کنید و در همین چارچوب به موفقیت بیندیشید.
18. فشار روانی روی خودم احساس می کنم (ترس از شکست و ترس از حرف دیگران دارم): اکثر فشارهای روانی که روی دوش خود حس می کنید ناشی از ارتباط نادرست با مردم است. اگر این مشکل را دارید مطالب مختلفی در مورد ارتباط با مردم نوشته ام که می توانید مطالعه کنید ولی مهم ترین آن، مطلبی با عنوان «چرا حرف و صحبت مردم برای داوطلب کنکور مهم است؟» می باشد که بخوانید تا ریشه این مشکل را متوجه شوید. دقت کنید با فشار روانی نباید زندگی کرد بلکه باید آن را حل کرد. ما برای متمرکز شدن، همیشه سعی می کنیم مشکل را شناسایی و سپس راه حل ارایه دهیم. 
وقتی نگران حرف مردم و فامیل هستند و از قضاوت های آن ها می ترسید، معلوم است که در لابه لای درس خواندن ها، با مشکل عدم تمرکز حواس رو به رو می شوید و درس خواندن ادامه پیدا نمی کند. این نگرانی ها لازم است درمان شوند. دانش آموز یا داوطلب کنکور، درد تمرکز نداشتن را می کشد ولی تلاشی برای ریشه یابی و درمان مشکلش نمی کند. وقتی فکر من درگیر است یعنی مشکلی وجود دارد که لازم است آن را حل کنم.
19. خاطرات منفی از این درس یادم می آید مرا اذیت می کند (باور منفی به یادگیری این درس دارم): مغز با قطار کردن خاطرات منفی از درس ها، سعی می کند تا فضای ذهنی شما از مطالعه را منفی کند. حالا بدترین کار این است که بر این قطار سوار شوید و همراه خاطرات به گذشته سفر کرده و از خود بپرسید: «چرا این اتفاق افتاد؟ کاش اینطوری نمی شود. چرا آنجا جوابش را ندادم؟ او به من گفت هیچ وقت قبول نمی شوم حتما چیزی بوده که گفته» 
وقتی خاطرات در مغز، شروع به گردش می کند، بایستی با آگاهی برخورد کنیم و بدانیم که مغز تلاش دارد تا فرایند مطالعه را تخریب کند و ذهنیت منفی از درس ها برایمان بسازد. به این جمله دقت کنید: آن خاطره ای که باعث منفی شدن ذهنیت تان نسبت به درس خاصی شده است در گذشته رخ داده است. حالا چه به آن خاطره فکر کنید چه نکنید، فرقی در صورت مسئله ایجاد نمی شود. این خاطره رخ داده و حالا می خواهید تا آخر عمر، اثرات منفی یک خاطره را تحمل کنید؟
دو راه دارید: یا اسیر این خاطرات باشید و عمرتان را تلف کنید، یا اینکه یک بار برای همیشه سعی کنید مخالف خاطره عمل کنید. اینجا را بیشتر دقت کنید که مغز دوست ندارد مخالف خاطره عمل کنید زیرا دو مشکل برایش ایجاد می شود: اولا با مخالفت تان، مجبور است به درس خواندن راضی شود و مطالعه را شروع کند که برایش خوشایند نیست؛ دوم اینکه وقتی با خاطره ای مخالفت کنید تمام باورهایی که مغز برایتان ساخته بود، نابود می شود.
مغز با آن خاطرات، می خواسته حس نتوانستن و نشدن و یاد نگرفتن را تلقین کند تا دست از مطالعه بردارید ولی با مخالفت تان، حالا تناقض برایش ایجاد می شود که چطور با وجود آن همه اتفاق منفی، او باز هم درس می خواند و در حال یادگرفتن است؟ مغز از این تناقض متنفر است. جالب است که بازهم، حمله می کند و با گفتن اینکه عمرا موفق نمی شوی، بعد از دو سه روز دوباره همه چیز را رها می کنی، تو آدمی نیستی که بتوانی دایم درس بخوانی، سعی دارد جلوی نابود کردن خاطرات منفی را بگیرد.
اگر به آگاهی هایی که دادم توجه کنید و همیشه یادتان باشد، بعد از مدتی، مشاهده می کنید که هم تمرکز به زندگی تان بازگشت و هم اینکه درس خواندن هایتان سینوسی نیست و از همه جذابتر اینکه در درسی که فکر می کردید پیشرفت نمی کنید، حالا در حال رشد هستید.
مهم ترین جمله ای که در مورد تمرکز می توانم بگویم این است که: «تمرکز نداشتن مثل درد داشتن است. هر دردی علامت و نشانه یک بیماری یا خطر احتمالی است. وقتی در حالت بی تمرکزی قرار می گیرید پس بایستی به فکر درمان باشید که یا درمان به صورت راه حل ارایه می شود یا به صورت تغییر در سبک زندگی و فکری. هیچوقت با درد زندگی نکنید»

Saba
جمعه 13 اردیبهشت 1398 01:23 ق.ظ
سلام خسته نباشید
من واسه سال ۹۹ تصمیم دارم کنکور تجربی بدم .زیست سال دوم و سوم کتاب کاج چاپ سال ۹۳ است .میتونم همینو استفاده کنم یا جدید بخرم. من نظام قدیم هستم
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. متن کتاب درسی زیست، شیمی و دین و زندگی در کنکور خیلی مهم است و میزان تغییرات کتاب های شما با آخرین سال چاپ کتاب های نظام قدیم در چند جمله و قید تفاوت دارد برای همین توصیه می کنم که کتاب های این سه درس را طبق این سال چاپ تهیه کنید:
کتاب های زیست و شیمی و دین و زندگی دوم دبیرستان چاپ 94
کتاب های زیست و شیمی و دین و زندگی سوم دبیرستان چاپ 95
کتاب های زیست و شیمی و دین و زندگی پیش دانشگاهی چاپ 96
دقت کنید که میزان تغییرات این کتاب ها با کتاب های شما بسیار بسیار ناچیز و در حد چند جمله و قید است ولی چون در این سه درس متن مهم است لذا با وجود تغییرات کم بازهم توصیه می کنم کتاب های درسی تان را بروز کنید. موفق ترین باشید.
محمدی
چهارشنبه 11 اردیبهشت 1398 07:08 ب.ظ
سلام آقای جدیدی.ممنون از رحماتتون.من یه سوال داشتم.دانش آموز دوازدهم رشتهخ ریاضی هستم.میخوام توی امتحانات نهایی معدلم رو به بالای 18 برسونم.راه کار های شما چیه؟
به جوابتون نیاز دارم.خیلی ممنون
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. معذرت می خواهم نمی شود به این سوال شما پاسخ دقیق داد زیرا بنده وقتی شناختی از پایه تحصیلی و مدل کار کردن شما ندارم به همین جهت نمی توانم به شما راه کار درست بدهم اما آنچه خودمان انجام می دهیم را بازگو می کنم شاید برای شما هم مفید باشد:
برای بچه های خودم از آن ها خواسته ام کتاب های 500 سوال تشریحی کانون فرهنگی را تهیه کنند یک برنامه امتحانی خانگی فشرده هم چیده ام که درس ها را قبل از امتحان یک دور به صورت امتحانی می خوانیم و به صورت زمان دار نمونه سوال را حل میکنیم البته چون پایه درسی مان قوی چیده شده است می توانیم در طول یک روز سوالات متعدد تشریحی را حل کنیم. حالا این که پایه درسی شما چقدر قوی است و ایا می توانید برنامه شبیه ساز نهایی را به صورت فشرده برای درس های نهایی اجرا کنید و با زمان های فشرده مطالعه کنید و سوالات تشریحی زیادی حل کنید یا خیر؟
چون بالاخره پایه درسی، مرورهای قبلی و مدل کار کردن های شما مهم است. در ضمن یادتان نرود که بیشترین نمره از دست دادن ها مربوط به درس های ترم اول می شود که آن ها را حتما به طور ویژه تکرار کنید. اکثر افراد فقط به فکر بهمن به بعد هستند. موفق ترین باشید.
فائزه
چهارشنبه 11 اردیبهشت 1398 02:45 ب.ظ
سلام و عرض ادب مجدد ....خیلی ممنون بابت پاسخگوییتون .خیلی لطف کردین....ببخشید یک سوال دیگه هم دارم.شما دربخشی از پاسخ به سوال یکی از دوستان فرموده بودین سعی کنید بین هدف و شخصیت خودتون پیوند و ارتباط محکمی برقرار کنید و سعی کنیم شخصیت خودمون رو ارتقا بدیم چون ما در زندگی به اندازه شخصیتمون رشدو پیشرفت میکنیم ...سوالم اینه که شما برای رشد و ارتقا شخصیت فردی چه راهکارهایی رو پیشنهاد میکنید؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. پاسخ شما یک جمله و دو جمله نیست. ولی به طور کلی تغییر در سبک زندگی یعنی بررسی لایه به لای عادت ها و رفتارها و باورها و سپس با کیفیت تر کردن آن ها. موفق ترین باشید.
فائزه
سه شنبه 10 اردیبهشت 1398 07:44 ب.ظ
سلام وقت بخیر یه سوالی که ذهنم رو مشغول کرده اینه که ما چطوری باید بدونیم که علت نتیجه نگرفتن توی درسی خاص چیه ؟منظورم اینه بدونیم دلیش انتخاب منبع نامناسبه؟دلیلش اینه که زمان کمی برای اون درس اختصاص میدیم؟دلیلش اینه که روش مطالعه اون درس رو بلد نیستیم؟صبر کمی داریم و زود به دنبال نتیجه هستیم؟تعداد تست هامون کمه؟و......اگر دقت کنیم میبینیم که تو همه مواردی که گفتم هیچ معیار و مقیاس مشخصی برای اندازه گیری وجود نداره مثلا این که بگیم باید از این فصل ریاضی 400 تست حل بشه و اگر کمتر حل شد پس مشکل اینه که کم تست زدیم...واگر هفته 12 ساعت ریاضی خوندیم و نتیجه نگرفتیم مشکل اینه که ساعت مطالعمون برای این درس کم بوده و...نمیدونم تونستم منظورم رو خوب برسونم یا نه.
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. علتی که بارها تاکید کردم ساعتی درس خواندن بی معناست یکی از دلایلش توضیحات بسیار بسیار زیبا و جامع شماست. آفری برشما. به طور مثال اینکه کسی می گوید نسبت تخصصی به عمومی باید 5 ساعت به 1 ساعت باشد همه اش من درآوردی است شما با استدلال های زیبای خودتان به این نتیجه قاطع و درست رسیده اید که همه چیز به فرد به فرد است.
خیلی خوشحالم که شما این قدر عمیق شده اید. اما یک مشکل کوچک وجود دارد و آن هم اینکه شما می گویید در درس خاص نتیجه نگیریم دلیلش چیه؟ می دانید این درس خاص گفتن خیلی خیلی بزرگ است. بایستی دیدتان را ریزتر کنید.
بگذارید مثال بزنم. کسی می گوید من فیزیک را مشکل دارم اما شخص دیگری می گوید من حرکت شناسی فیزیک را مشکل دارم و شخص سوم می گوید من از فیزیک فقط حرکت شتابدار با شتاب ثابت و حرکت در راستای قایم و حرکت نوسانی را مشکل دارم.
کدامشان حرفه ای تر است؟ من می گویم نفر سوم بسیار بسیار حرفه ای درس می خواند. هرچه بتوانید مشکل را ریزتر و ریزتر کنید به دلیلش نزدیک تر می شوید. آنگاه وقتی ریز و مبحثی نگاه کنید بهتر می شود فهمید که علتش چیست؟
مثلا اگر فرمول را جلویتان بگذارید و مسئله را حل کنید معلوم می شود مشکل مرور است. اگر فرمول را هم بدانید بازهم گیر کنید معلوم می شود در حل مسئله مشکل دارید و نمی دانید باید از کجا شروع کنید. اگر در هر نوع تستی گیر کنید معلوم می شود نیاز به تنوع تستی دارید اگر فقط در برخی از تیپ ها گیر می کنید معلوم می شود درس نامه تان ضعیف و تنوع تستی تان نیاز به بیشتر شدن دارد.
پس اول از همه تا می توانید مشکل را ریز کنید. بعد خواهید دید که چقدر روشن تر دلیلش بیرون می اید. نکته مهم اینکه هیچ چیز قانون کلی برای همه نیست. خواهش می کنم دست از جملاتی مثل اینکه ریاضی را هفته ای 10 ساعت بخوانم زیست هفته ای 20 ساعت و... بردارید.
این عددها وجود ندارد. هرکسی نیازهای خودش را دارد. گاه پیش آمده من به شاگردم گفته ام از صبح تا شب آمار را اینطوری که می گویم کار کن چون نیازش ایجاب می کرده این زمان رفع اشکال برایش گذاشته شود. هیچ قانونی برای همه قابل استفاده نیست. فرد به فرد بایستی مشکل یابی شود. موفق ترین باشید.
J
شنبه 7 اردیبهشت 1398 11:06 ب.ظ
سلام متنتون فوق العاده است من میخوام این متن رو تو کامپیوترم داشته باشم آیا راهی هست یا باید هر بار خودم از اول تا آخر تو یه دفتر متن رو بنویسم؟ اصلا شما راضی به این کار هستین؟ وقتی خسته میشم میخوام این متن ها رو بخونم تا بهم انگیزه بده اما نمیدونم چه جوری باید تو لب تاپ ذخیره اش کنم اگه رضایت دارین میشه راهنماییم کنید مرسی
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. لطف دارید. شما در صورت تمایل به داشتن این مطلب در کامپیوتر شخصی تان لازم است که این مطلب را در word کپی پیست کنید و در کامپیوتر شخصی خود ذخیره کنید. موفق ترین باشید.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.