کلبه مشاوره رضا جدیدی مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور - همکلاسی و دوست در سال کنکور: در سال کنکور با دوستان چطور برخورد کنیم؟

مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور


راه های ارتباطی با رضا جدیدی: شماره تلفن ثابت: 34774341-086 شماره تلفن همراه: 09189580918

همکلاسی و دوست در سال کنکور: در سال کنکور با دوستان چطور برخورد کنیم؟

در سال کنکور؛ دو نوع دشمن وجود دارد: 1- مغز (قسمت حیوانی مغز) که دشمن درونی ماست و 2- دوست و همکلاسی که دشمن بیرونی ما هستند. متاسفانه اکثر کنکوری ها، ضربات و تاثیرات منفی، همکلاسی و دوست در سال کنکور را احساس نمی کنند. قبل از شروع بحث، نتیجه نهایی را همین اول بگیریم و آن هم این است که «برای موفقیت در زندگی و به خصوص در سال کنکور، تا می توانید از دوست و همکلاسی فاصله بگیرید. موفقیت همراه با تنها شدن است. اگر تنهایی را دوست ندارید، از موفقیت دور هستید.» 
قبل از خواندن این مطلب، ممکن است گمان کنید که دوست و همکلاسی های مدرسه خیلی آدم های باحالی هستند. امیدوارم این مطلب را به دور از تعصب روی کلمات «دوست و همکلاسی» بخوانید.
برخی از کنکوری ها، کلا خود را وابسته به همکلاسی و دوست کرده اند و از تنها شدن می ترسند و برای همین سعی می کنند خود را به گروه های دوستی و همکلاسی بچسبانند. انگار که برای زنده ماندن و زندگی کردن حتما باید یک گروهی باشد که خود را به آن وابسته کنیم. 
عده ای از ما، تنها شدن و تنها زندگی کردن را باور نمی کند و بزرگترین نگرانی زندگی اش این است که اگر دوستانم مرا رها کنند چه می شود؟ دسته دیگری از کنکوری ها هم هستند که قسمتی از افکارشان دایم درگیر این است که الان دوستم چه کار می کند؟ چطور می خواند؟ کجا رفته و چه مدلی زندگی می کند؟ درگیری های ذهنی که منجر به از دست دادن زمان می شود. ابتدا این ویدیو را تماشا کنید تا با مفهوم «هزینه های موفقیت برای دوست و همکلاسی» بیشتر آشنا شوید.
[
]
 همه تاثیرات منفی و هزینه هایی که به دلیل دوست بازی و اهمیت دادن به همکلاسی، در سال کنکور می پردازید، به شرح زیر است:
1- استرس دادن: کوچک ترین تجربه از دوست و رفیق بازی همین استرس گرفتن است. به دو صورت این استرس را تجربه می کنید:
الف) تعدادی از همکلاسی ها و دوستان از روی حسادت، شروع به استرس دادن در مورد کنکور می کنند. آن ها معمولا یک پسر عمو یا دختر خاله بسیار باهوشی داشته اند که روزی 14 ساعت هم درس می خوانده و در کنکور قبول نشده است. این داستان را چنان با آب و تاب برای تان تعریف می کنند که خودشان هم باورشان می شود. 
ب) عده ی دیگری از همکلاسی های تان از نظر شخصیتی یک فرد استرسی هستند و این فشار را منتقل می کنند. سوالم این است که چه لزومی دارد که درگیر استرس یکی دیگر شوید؟ سال کنکور، شخصی ترین سال زندگی است و این را بدانید که یک اَبَر قهرمان نیستید که بخواهید مشکلات دیگران را حل کنید، تازه تخصصِ برطرف کردن مشکلات دیگران را هم ندارید و چه بسا باعث بدتر شدن حال یک نفر شوید.
این دوستی و همکلاس بازی، چه سودی دارد به جز اینکه استرس اضافه ای را باید تحمل کنید و اگر از نظر روحی و روانی، قوی نباشید دچار مشکل می شوید و ممکن است برنامه خود را هم اجرا نکنید.
2- اطلاعات غلط دادن: در خیلی از تماس های مشاوره ای، متوجه می شوم که آن دانش آموز یا داوطلب کنکور، اطلاعات نادرستی از قانون کنکور دارد و وقتی می پرسم این مورد را از کجا خواندی؟ می گوید دوستم به من گفت. مثلا چند سال پیش، یکی از دانش آموزانی که معدل 19/5 داشت، ناامید شده بود چون همکلاسی اش گفته بود که برای پزشک شدن فقط باید معدل 20 داشته باشی.
به همین سادگی، با اطلاعات غلط، ممکن است مسیر زندگی تان تغییر کند. این را بدانید که همکلاسی تان، چیز بیشتری نمی داند و ممکن است یک کلاغ چهل کلاغ شده باشد و چیزی را بگوید که اصلا درست نیست.
دشمن که شاخ و دُم ندارد. کسی که با دادن اطلاعات غلط، باعث فریز شدن و ترسیدن ما شود و کلی وقت بگذاریم که بخواهیم متوجه حقیقت شویم و انرژی زیادی را بسوزانیم که به شرایط طبیعی برگردیم خودش یک دشمن حساب می شود.
3- ترساندن: خیلی از همکلاسی ها، از روی حسادت و رقابت، با لبخندی مسخره در حیاط مدرسه، می گوید که کنکور امسال، جزء سخت ترین کنکورها، خواهد شد. چون می خواهند تغییراتی را در کنکور بدهند. تاثیر معدل را بالا می برند و پوست همگی کنده می شود. ما شانس نداریم هرجا نوبت مان می شود همه چیز خراب می شود.
تا پارسال کنکور خوب بود؛ همین امسال می خواهند هرچیزی که خوب بوده را خراب کنند. یا یکی دیگر از آن ها سر می رسد و می گوید: «می دانید از مدرسه ما کسی قبول نمی شود. ما هرچقدر هم که بخوانیم بی فایده است.» به همین راحتی، با گفتن یک جمله می تواند ساعت ها فکرتان را درگیر کند و از کنکور بترسید.
عده دیگری از همکلاسی هایتان که همیشه یک فامیل هم در جاهای مهم آموزش و پرورش دارند و از آن ها شنیده اند که قرار است فلان اتفاق رخ بدهد و اذیت بشوید. آیا واقعا این دوستی است که می خواهد، آرام باشید و درس بخوانید و به موفقیت برسید. به این جمله دقت کنید: «وقتی کسی نمی تواند درس بخواند؛ خواهی نخواهی، اولین هدفش این است که سعی کند دوستانش هم مثل خودش درس نخوانند.»
علت این جمله هم واضح است چون اگر دوستانش هم درس نخوانند او به آرامش می رسد و می گوید همه مثل هم هستیم و آن ها هم قبول نمی شوند که تحقیر شوم و بعدا بابا و مامانم بگویند پس چرا دوستت قبول شده و تو نشدی؟ متاسفانه دانش آموز کنکوری که بدون آگاهی زندگی می کند از این دشمنی ها خبر ندارد.
4- جو گیر کردن: تعدادی از همکلاسی ها و دوستان، متخصص جو دادن هستند. مثلا وقتی بفهمند، چند خط درس خوانده اید، آنگاه شروع به داد و بیداد در مدرسه می کنند که بله در آزمون هفته بعد، رتبه یک را معرفی می کنم. رتبه یک کسی نیست جز ... . می خواهم مصاحبه کنیم چطور شد رتبه یک شدید؟
هدف از این جو گیر کردن چیست؟ جز این است که با این کارهایش می خواهد باعث جلب توجه بقیه همکلاسی ها و ایجاد فشار شود؟ جز این است که وقتی شب می خواهید بخوابید با کلی تَنِش و استرس و کَلَنجار، ساعت ها خوابتان نمی برد و به این فکر می کنید که اگر رتبه کنکورم خراب شود چطور جواب مسخره بازی های همکلاسی و دوستم را بدهم؟ 
همه می گویند با این همه ادعا و منم منم کردن، هیچ اتفاقی برایش رخ نداد و رتبه اش هم خوب نشد. حتما می گویند در کنکور اصلی هم نتیجه نمی گیرد و کلا یک جو ناامیدی نسبت به من در مدرسه راه می افتد و شاید خبرش به گوش معلم ها هم برسد. این بارهای اضافی روانی را فقط به خاطر دوست و رفیق بازی در مدرسه تحمل می کنید و واقعا چه نیازی به این دوستی است؟
5- ایجاد رقابت کاذب: دو به هم زن های مدرسه را می شناسید؟ کسانی که یک خبر از شما برای بقیه می برند و یک خبر از آن ها برای تان می آورند. سعی می کنند، رقابت ایجاد کنند. می خواهند کلاس را چند دسته کنند و خودشان هم مثل ماهی، از این تُنگ به آن تُنگ می پرند.
این ها همان هایی هستند که بهتر از همه در منزل درس می خوانند ولی در مدرسه، ژِست درس نخوان ها را می گیرند و سعی در ایجاد رقابت کاذب بین دو گروه دارند تا آن ها استرسی شوند، به هم فکر کنند و درگیر یکدیگر باشند تا خودش بهتر درس بخواند و جلو بزند. این همکلاسی ها، را خوب زیر نظر بگیرید که بهترین رتبه کنکور مدرسه را بدست می آورند و گوشی موبایل شان برای همیشه خاموش می شود و تا سال ها در شوک فرو می روید که چرا فلانی اینطوری رفتار کرد و پزشکی قبول شد.
6- مقایسه کردن: بعضی ها هم فقط کارشان این است که دو نفر را مقایسه کنند. مثلا می گویند: «تو ریاضی ات خوب است اما فیزیک بلد نیستی اما آن یکی همکلاسی مان فیزیکش خوب است و ریاضی اش هم متوسط است.» شنیده ام: «رفته معلم ریاضی گرفته که ریاضی اش هم از تو بهتر شود. من فکر می کنم رتبه اول امسال، او باشد»
یک طوری وانمود می کنند انگار خودشان اصلا هدفی ندارند و فقط می خواهند بگویند که چه کسی بهتر است و آن یکی ضعیف تر است. این دسته را هم به خاطر بسپارید، زیرا رتبه کنکورشان شما را انگشت به دهان می کند. یک سال تمام فکر می کردید که این ها درس نمی خوانند و دنبال دانشگاه نیستند ولی بعدا متوجه حقایق دیگری می شوید.
7- گزارش گرفتن: خطرناک ترین مدل دوست و همکلاسی هایتان در این دسته جای می گیرند. یعنی کسانی که استاد گزارش گرفتن هستند. با ترفندهای مختلف به اصطلاح «زیر زبان تان را می کِشند» تا بدانند چقدر درس خوانده اید و چطوری زندگی می کنید و چه امکاناتی دارید. آن ها با دو هدف گزارش گیری می کنند:
الف) بتوانند خودشان را بهتر تنظیم کنند و در سطح بالاتری نسبت به شرایط فعلی تان، درس بخوانند.
ب) از این گزارش گیری برای اَهرم فشار استفاده کنند و بعدا با جو دادن و ترساندن، کاری کنند که نتوانید درس بخوانید.
8- ایجاد تعهد و وابستگی: بدترین وسیله جهان برای کنکور اختراع شد و آن هم چیزی نیست جز همین پیام رسان ها و شبکه های اجتماعی که باعث شده زندگی خصوصی بی معنا شود. دوستت خودش اهل درس خواندن نیست یا به هر دلیلی امیدی به امسال ندارد و حالا هر ساعت، با پیام دادن سعی می کند بقیه را به سمت این وسایل بکشاند.
با انواع روش ها مثل معرفی یک کانال چَت رومی و جذاب کردنش می گوید که: «بیا یه کم استراحت کن؛ یک ذره اینجا با بچه ها چَت کنی از حال و هوا در میای، انگیزت بیشتر میشه و بهتر درس می خوانی». اینجاست که وقت مفیدتان سوخت می شود فقط برای اینکه به  دوست یا همکلاسی خودتان، متعهد هستید و اگر چراغ سبز آنلاین بودن را نبیند ممکن است فردا در مدرسه آشوب به پا کند که فلانی 24 ساعته درس می خواند.
این سَبک زندگی به کنکور نمی خورد. برای موفقیت در کنکور، یک روزی یک جایی باید دست از این دوست و همکلاسی بازی بردارید. آن همکلاسی هایی که درس می خوانند، رقابت و حسادت دارند و روحیه تان را هدف می روند و آن هایی هم که درس خوان نیستند؛ با کشاندن به سمت وسایل سرگرمی و خیابان گَردی، سعی می کنند قبول نشوید که روی خودشان فشاری وارد نشود.
9- ضربه به مدیریت زمان: دوست یعنی هزینه کردن. البته کاش هزینه فقط مالی باشد اما هزینه های بیشتری وجود دارد مثل هزینه از دست دادن زمان. انواع روش هایی که دوست باعث از دست رفتن زمان می شود را اشاره می کنم:
الف) از دست دادن زمان به دلیل حضور در شبکه اجتماعی و پیام رسان ها
ب) از دست دادن وقت تان به دلیل رفتن به خیابان و گشتن های بی فایده در سال کنکور
پ) از دست رفتن زمان فقط به دلیل اینکه دوستتان دلش گرفته و لازم است برایش وقت بگذارید تا درد دل کند.
ت) گرفته شدن وقتتان برای اینکه همکلاسی تان استرسی ایجاد کرده است و مجبورید ساعت ها با خودتان کَلَنجار بروید که آن استرس را برطرف کنید.
ث) زمان از دستتان خارج می شود چون یک دوست زرنگی دارید که توانسته با مقایسه کردن تان باعث تحقیر نسبت به یکی دیگر از همکلاسی هایتان شود و حالا خود درگیری پیدا کرده اید و دست و دلتان به درس خواندن نمی رود.
ج) وقت کُشی کردن فقط به این دلیل که نگرانی از نتیجه کنکورتان توسط دوستتان در ذهن تان کاشته شده است و حالا نمی توانید خود را جمع و جور کنید.
چ) از دست دادن وقت به این دلیل که دوستتان یک فیلم یا یک رُمان معرفی کرده که اگر نخوانید آبرویتان را در مدرسه می برد که فلانی آنقدر برای کنکورش می خواند که فرصت تماشای یک فیلم یا خواندن یک رُمان را ندارد. 
10- مسخره کردن: از نوع لباس پوشیدن، تا مسافرت نرفتن و مدل درس خواندن و حتی قبولی در بهترین رشته های دانشگاهی را مسخره می کند. این روشی است که تعدادی از دوستان دارند. آن ها یاد گرفته اند که برای جلوگیری از موفقیت بقیه، فقط آن ها را مسخره کن تا خورد و تحقیر شوند و فرصتی برای شکوفایی پیدا نکنند.
وقتی پای حرفشان بنشنید به این نتیجه می رسید که مزخرف ترین، زشت ترین و بی ارزش ترین انسان روی کره زمین هستید که از زندگی هیچ چیزی نفهمیده است و خیلی از چیزهای با ارزش این دنیا را تجربه نکرده اید و عمرتان بر باد رفته است. وقتی توانست این افکار را در ذهن تان جا بیندازد، تمام ضربه اش را زده است.
11- ناامید کردن: فوق فوقش با این درس خواندن ها فلان رشته را قبول شوی. خب آخرش که چی؟ 15 سال درس بخوانی که به تو بگویند دکتر؟ تمام زیبایی، جوانی و عشق و حال را از دست بدهی که می خواهی یک رشته دانشگاهی قبول شوی؟ حالا بگذریم که با مخ های ما هیچ کدام قبول نمی شویم و هر چقدر هم بخوانیم فایده ای ندارد و کسی با شرایط ما عمرا نمی تواند نتیجه بگیرد.
حتما می خواهی چند سال هم وقت تلف کنی و پشت کنکور بمانی؟ من که راهم را انتخاب کرده ام و مثل تو بی عقل نیستم که بروم 15 سال یک رشته را بخوانم آخر سر همه در آن رشته بیکار می شوند. مگر مملکت چند تا دکتر می خواهد؟ حالا تو که اصلا هیچی قبول نمی شوی ولی اگر دکتر هم بشوی فایده ای ندارد.
12- ایجاد ترس از دست دادن رابطه دوستی: از بس به فکر کنکور هستی دیگر ما را آدم حساب نمی کنی؟ این دوستی را باید ریخت سطل زباله. این رابطه فایده ندارد. تو اگر دوست و رفیق مایی باید برامون وقت بگذاری. چرا پیش ما نمی آیی؟ اندازه یک ذره ادبیات برای من وقت بگذاری مگر چیزی از تو کم می شود؟ حالا به جای رتبه یک رتبه دو می شوی.
این مدل از صحبت کردن ها، از طرف همان دسته ای بیان می شود که خودشان درس نخوانده اند و می ترسند قبول شوید و فشار روانی به آن ها وارد شود. تمام تلاششان را می کنند که درس نخوانید. چون موفقیت شما برای آن ها گران تمام می شود.
13- تقاضای کمک روحی: یکی از فشارهای بی جهت در سال کنکور، همین کمک های روحی به دوست است. اولا تخصص این کمک رسانی را ندارید دوما، سال کنکور، برای خودتان است و مصرف کردن حتی یک دقیقه برای دیگران اشتباه است. اگر کاری می توانید کنید، برای زندگی خودتان انجام بدهید و مطمین باشید امسال، فقط باید خود را بسازید و هیچ کسی مهم تر از خودت نیست.
14- چَت کردن و گفت و گوهای بی مورد: بسیاری از صحبت هایی که با دوستان خود می کنید چه ارزشی ایجاد می کند؟ در بهترین زمان خود، مشغول گفت و گوهایی هستید که وقت تان را می گیرد بی آنکه چیزی اضافه تر یاد بگیرید. شاید بگویید حالمان خوب می شود. در این جور مواقع این سوال را می پرسم که آیا حاضرید یک پفک را به قیمت یک میلیون بخرید؟
همیشه بپرسید در ازای پرداخت چه مقدار از زمان، حالم خوب می شود؟ آیا ارزشش را دارد که از ساعت 9 تا 1 شب با دوستم چَت می کنم به بهانه اینکه حالم خوب شود؟
15- تلقین خواسته های خود به شما: یکی از راه حل هایی که برای مهار و کنترل تان انجام می دهند این است که می خواهند عقاید و خواسته های خودشان را به ذهن تان تزریق کنند. مثلا اوضاع کار خوب نیست، شرایط تحصیل در این موقع فایده ندارد. اگر 20 سال زودتر به دنیا می آمدیم بهتر بود و سایر موارد. این ها بخشی از عقایدی است که سعی می کنند به هر قیمتی شده در مغزتان فرو کنند.
مخصوصا آن هایی که از درس خواندن و روش برنامه ریزی شان برای کنکور ناامید شده اند و اصلا نمی خواهند که به موفقیت برسید و با قبولی در کنکور، به آن ها فشار روانی تحمیل کنید. بنابراین تمایل دارند که همراهشان باشید و همراهی شان کنید. یکی بشوید مثل خودشان تا خیالش از این بابت راحت شود که تو هم نتیجه نمی گیری.
16- ایجاد ترس از نتیجه: همکلاسی و دوستان تان ترس از نتیجه را به دو صورت ایجاد می کنند. اول آنکه با هیاهو و شایعه درست کردن پشت سرتان، سعی در غول سازی دارند و به همه می گویند که رتبه برتر کنکور می شوید تا به این شیوه، ترس از نتیجه را ایجاد کنند و دوم آنکه با گفتن داستان و خاطره یا حتی انتقال ترس های خودشان سعی در ایجاد ترس از کارنامه کنکور را در شما دارند. 
17- ایجاد درگیری فکری و حساس شدن روی حرکات آن ها: خیلی ها روی دوست آنقدر حساس و وابسته هستند که به همه کارهای دوستانشان ساعت ها فکر می کنند. بدترین اتفاق دنیا این است که دوستشان را از دست بدهند و هر مدلی حاضرند باج بدهند تا این دوستی ادامه داشته باشد.
مقدار زیادی از وقت و انرژی خود را صرف این می کنند که چرا دوستش فلان حرف را زده است و منظورش چه بوده؟ چکار کنم هیچوقت این دوستی بهم نریزد و مرا تنها نگذارند. اگر پشت سرهم حرف بزنند چه؟ می ترسم که  مرا تنها بگذارند و در مدرسه تحویلم نگیرند.
یکی از اشتباهات دبیرستانی همه ما این است که: «فکر می کنیم قرار است همیشه این همکلاسی ها را ببینیم و در زندگی مان حضور داشته باشند ولی اصلا اینطور نیست. حتی اگر کوچکترین شهر ایران زندگی کنید این را بدانید که شاید 10 سال یک بار هم دوست خود را نبینید.»
زندگی یک انسان، هزار جور پیچ و تاب می خورد. آنقدر دانش آموز بوده که اصلا فکرش را نمی کرده روزی از شهرش خارج شود ولی الان در یکی از کشورهای اروپایی مشغول درس خواندن است و آنقدر دانش آموز بوده که فکر می کرده از اول ابتدایی تا آخر عمرش با فلان همکلاسی می ماند ولی سر یک مسئله کوچک تمام دوستی اش از بین رفته است.
هیچ دوستی تا اَبَد پا برجا نمی ماند. هیچ دوستی، چشم دیدن موفقیت ها و پیشرفت هایتان را ندارد. همیشه سعی می کند یا شما را پایین بکشد یا تحت فشار قرار دهد که یکی شوید مثل خودش. یادتان نرود که موفقیت شما برای خواهر و برادرتان هزینه دارد و آن ها را تحت فشار قرار می دهد چه رسد به دوست.
18- هماهنگ کردن خود با دوست و همکلاسی ها: به این جمله توجه کنید: «این مشکل، فقط مشکل من نیست. چند تا از دوستانم هم این مشکل را دارند.» یا «من از دوستانم جلو افتاده ام ولی چون قول داده ایم که باهم درس بخوانیم من چند روزی را نمی خوانم تا برابر شویم» یا «قرار گذاشته ایم که روزهای 5 شنبه درس نخوانیم و با هم به تفریح بپردازیم» و از این دست جملات را حتما شنیده اید یا حتی خودتان استفاده می کنید. کسی که خودش را با گروه دوست و همکلاسی هماهنگ می کند بی شک ضرر خواهد کرد. این ضررها چند گونه دارد: 
الف) دغدغه اینکه دوست یا همکلاسی اش چقدر درس خوانده است؟
ب) از دست دادن زمان در صحبت و هماهنگ شدن با دوستان
پ) کاهش قدرت و حجم مطالعه به خاطر دوستان
ت) درگیر مشکلات دیگران شدن
ث) عقب ماندن از رقبا به دلیل لَنگ لَنگ زدن برای رسیدن دوستان
ج) نگرانی از قبول شدن آن ها
چ) از دست دادن انرژی ذهنی برای بحث و گفت و گوهای بی ارزش 
خ) هدر دادن زمان برای کارهایی که می شد در زمان کمتر انجام داد مثل تفریح کردن با دوستان که هدر رفت زمانی بالایی دارد.
متاسفانه کسانی را دیده ام که به خاطر دوست و همکلاسی انتخاب رشته شان را تغییر داده اند. به علت رفیق بازی مسیر زندگی شان نابود شده است. یکی از آن ها فردی بود که از مَرام های دوستی اش می گفت که بخاطر رفیق خودش انتخاب رشته ضعیف تری کرده بود تا هر دو در دانشگاه چمران درس بخوانند.
اما چون رفیقش از خانواده ای بود که وضع مالی خوبی داشتند بعد از دو سال؛ فرزند خود را به مجارستان فرستادند تا پزشکی بخواند چون می گفتند مهندسی عاقبت ندارد. ولی آن یکی که از رتبه اش گذشته بود، هم ضربه از پایبندی به دوست خورد، هم مسیر زندگی اش به کلی تغییر کرد و هم دوستش به پای اون نماند و رفت به مجارستان تا پزشک شود. از این نمونه ها متاسفانه هر سال شنیده می شود. بزرگترین مشکل کنکور این است که دقیقا در اوج جوانی بر سر راه مان قرار دارد.
همین بازه سنی دو مشکل ایجاد کرده است: اولین مشکل این است که در این بازه سنی، خیال پردازی و رویاسازی در اوج خودش قرار دارد که حتما بایستی توسط فرد و مشاور کنترل شود. دومین مشکل هم این است که در این بازه سنی، همه ما اوج مَرام و رفاقت بازی هایمان است و ممکن است اگر این موضوعات با آگاهی حل نشود؛ باعث تغییر کامل مسیر زندگی مان شود.
19- زمینه سازی برای وابستگی به حرف دیگران: دقت کرده اید وقتی در مورد موضوعی زیاد می شنوید آرام آرام نسبت به آن موضوع، بی حس می شوید؟ مثلا اگر پدر عصبانی داشته باشید پس از گذشت مدتی، برایتان طبیعی می شود که او عصبانی و بداخلاق باشد و دیگر نسبت به عصبانی شدنش، جبهه نمی گیرید.
حالا دوستان و همکلاسی ها یک نقش منفی برای ما دارند و آن هم این است که با صحبت کردن هایشان، کم کم زمینه وابسته شدن به حرف دیگران را در ما پدید می آورد. از بس که در مدرسه و پیام رسان ها از این و آن صحبت می کنند و پشت سر هم حرف می زنند و از طرفی اخلاق بد خودشان را پخش می کنند تا روی شما هم اثر می گذارد و به طرز عجیبی به حرف مردم اهمیت می دهید.
به یاد آورید که دوستان شما افراد حرفه ای نیستند که روی خودشان کار کرده باشند چون اگر روی رشد فردی کار کرده بودند که مشغول وقت گذراندن با دوست نمی شدند و زندگی شان را می ساختند. بنابراین وقتی درگیری دوست و رفیق هستند، نشان می دهد که هنوز در سطح پایین اجتماع، مشغول زندگی می باشند و در نتیجه این افراد درصد زیادی به حرف مردم وابستگی دارند و خیلی راحت می توانند روی اخلاق شما هم اثر منفی بگذارند.
حالا چرا دوستان این رفتارها را انجام می دهند و دشمن بیرونی حساب می شوند؟ برای پاسخ این سوال، دوستان خود را به دو دسته تقسیم کنید. دسته اول آن هایی که درس می خوانند و دسته دوم آن هایی که ناامید هستند و درس نمی خوانند. علت دشمنی، دوستان و همکلاسی هایی که درس می خوانند چیست؟
  • ترس از اینکه قبول شوید و آن ها قبول نشوند و این فشار روانی برایشان دارد. پس برای در اَمان ماندن از این فشار روانی تصمیم می گیرند که سَم پاشی کنند تا قبول نشوید یا حداقل نتیجه تان بدتر از او شود.
  • رقابت، حسادت و نشان دادن اینکه او بهتر و باهوش تر است.
  • کینه قدیمی از اینکه همیشه در چشم بوده اید و دیگران قبول تان داشته اند باعث شده تا دشمنی کنند.
علت دشمنی، دوستان و همکلاسی هایی که درس نمی خوانند چیست؟
  • اگر قبول شوید آنگاه باید فشارهای پدر و مادرشان را تحمل کنند که چرا تو قبول نشدی؟ این فشار روانی برای هر کسی بسیار سنگین است پس راحت ترین کار دنیا این است که مانع از موفقیت تان شود تا فشار روانی رویش وارد نشود.
  • پیدا کردن یکی که مثل خودش باشد و نشان بقیه بدهد و بگوید فقط من خراب نکردم، فلانی هم قبول نشد تازه او را همه می گفتند حتما قبول می شود اما دیدید که او هم خراب کرده است.
  • هیچ دوستی و همکلاسی، دوست ندارد که دوستش از خودش بهتر باشد و پیشرفت کند چون اگر یک رشته خوب قبول شوید و رشد کنید آنگاه او همیشه با دیدن وضیعت زندگی تان، ناراحت می شود و حرص می خورد که چرا دو تا دوست مثل هم نشدند پس سعی می کند، کاری کند که پایین بمانید و پیشرفت نکنید.
دستورالعمل کاربردی برای دوست و همکلاسی در سال کنکور چیست؟
  • در اولین قدم، سعی کنید تا حد ممکن، دوستان خود را کم کنید و به حداقل برسانید. دوست قرار است برای تان چه کار کند جز اینکه جلوی پیشرفت را بگیرد؟ برایت دغدغه های اضافی درست کند و  از مسیرت، دور شوی.
  • همه افراد موفق را اگر مورد بررسی قرار دهید تعداد دوست صمیمی شان یا صفر بوده یا یک نفر بوده که آن هم حد و مرزی داشته و در همه جای زندگی اش حضور نداشته و قانونمند با او رفتار می کرده است. نه اینکه دوستش هر موقع دلش خواست زنگ بزند یا فشار بیاورد که بیا فلان چت روم و یا بروم خیابان و... .
  • یادتان باشد طبق تحقیقات، شخصیت ما میانگین 5 نفری است که بیشترین ارتباط را با آن ها داریم. وقتی 5 تا دوست سطح پایین انتخاب می کنید انتظار پیشرفت و سطح بالا شدن را نداشته باشید. محیط دوستی خود را با انسان سطح بالا پر کنید و بهتر است که دوست خود را از فضای مدرسه انتخاب نکنید.
  • اگر مجبورید به هر دلیلی با یکی دو همکلاسی خود ارتباط داشته باشید، حداقل تمام صحبت های این مطلب یادتان باشد و سعی کنید آگاهانه، نسبت به تاثیرات منفی، از خود مراقبت کنید. اگر یادتان باشد چه ضربه هایی قرار است به شما بزند تاثیر زیادی دارد که بتوانید خود را مدیریت کنید و مسیر را به بیراهه نروید.
  • از گزارش دادن به هر نحوی بپرهیزید. حتی اگر لازم است خیلی رو در رو بگویید که مسایل شخصی را که سوال نمی پرسند. هر طور شده از گزارش دادن فرار کنید. اکثر ضرباتی که کنکوری ها از دوست و همکلاسی خورده اند با گزارش دادن در مورد چطور درس خواندن شروع شده است.
  • هزینه موفقیت تان برای دوست و همکلاسی را فراموش نکنید و این را بدانید هرکسی برای فرار از آن فشارها، تصمیم می گیرد که مانع موفق شدن دوستش شود.
تمام این صحبت هایی که شد را اگر یک طرف ترازو بگذارید، توضیحاتی که در فیلم زیر می دهم را می توانید در کفه دیگر ترازو قرار دهید. یکی از مهم ترین مباحثی که همه ما به نوعی درگیر آن هستیم ولی توجه و آگاهی روی آن نداریم:
[
]

سه توصیه نیز به دانش آموزانی که امسال قرار است در پایه دوازدهم، تحصیل کنند؛ خواهم داشت که امیدوارم، این سه مورد را جدی بگیرند که تاثیر زیادی در آرامش فکری سال آخر دبیرستان شان دارد و می توانند کنکوری شیرینی را تجربه کنند:
1. در صورت امکان، سعی کنید برای پایه دوازدهم، مدرسه خود را تغییر دهید و  به مدرسه ای بروید که همکلاسی های قدیمی شما در آنجا نباشند. این مورد از آن جهت اهمیت دارد که نبودن همکلاسی قدیمی باعث آرامش در محیط مدرسه می شود و لازم نیست سابقه تحصیلی تان را کسی بداند که تحت فشار روحی و استرسی قرار بگیرید.
2. در پایه دوازدهم سعی کنید، کمتر به چشم بیایید. مثلا تا مجبور نشده اید و تا جایی که به ضررتان از نظر نمره تمام نشده است، سعی کنید در فعالیت های کلاس شرکت نکنید. چند آفرین گفتن معلم کلاس، برای شما نان و آب نمی شود و بهتر است جو مدرسه را طوری مدیریت کنید که انگار هیچ قصدی برای خواندن کنکور ندارید و فقط قرار است درس ها را پاس شوید.
در پایه دوازدهم، هرچقدر کمتر در چشم باشید و کمتر به سوالات معلم جواب بدهید، آسوده تر هستید. زرنگ ترین دانش آموز پایه دوازدهم کسی است که جو کلاس را طوری مدیریت کند که همه بگویند: «فلانی که قصد کنکور دادن ندارد، برویم کمکش کنیم به او جزوه بدهیم، روحیه اش را بالا ببریم تا شاید برای کنکور امیدوار شد.»
دانش آموزی که توانست، طوری رفتار کند که همه بگویند او درس برای کنکور نمی خواند، بهترین رتبه اش را می گیرد. فشار و استرس همکلاسی ها در مدرسه باعث می شود خیلی از کنکوری هایی که حق شان قبولی است، متاسفانه رتبه های خوبی نیاورند.
3. در انتخاب آزمون آزمایشی هم بایستی علاوه بر اینکه یادآور می شوم درس خواندن با کنکور آزمایشی اشتباه است و شما حتما باید برنامه پیشتازی داشته باشید که درس هایتان را سریع ببندید و وارد برنامه جمع بندی شوید؛ این نکته را هم اضافه می کنم که هر وقت خواستید کنکور آزمایشی ثبت نام کنید، آن کنکوری را بروید که کمترین همکلاسی هایتان در آن حضور دارد.
سعی کنید کلا از جو همکلاسی ها و دوستان دور باشید. متاسفانه تعداد زیادی از کنکوری ها هستند که به جای موفقیت در کنکور به فکر موفقیت در فلان کنکور آزمایشی هستند و حتی تقلب می کنند. چرا؟ چون می خواهند جلوی همکلاسی و دوست کم نیاورند و آبرویشان نرود اما چه کسی در نهایت ضرر می کند؟ 
مرور چند عبارت خود گول زنی در مورد دوست و همکلاسی بازی در سال کنکور:
1. انسان یک موجود اجتماعی است و بدون دوست دوام ندارد. اینکه انسان موجود اجتماعی است هیچ ربطی به این ندارد که در سال کنکور با چند دوست و همکلاسی آنقدر قاطی شوید که زندگی تان را آن ها کنترل کنند. هر کسی دلش گرفت، مزاحم شما شود. هرکجای درس ها گیر کرد، به دادش برسید و اگر جایی می خواست برود باید حتما با او همراه شوید.
انسان موجود اجتماعی است ولی برای زندگی به دوست نیاز ندارد. من نمونه عملی این ماجرا هستم که هیچ دوستی ندارم و خیلی هم خوب زندگی می کنم. چرا می خواهیم خود را با یک عبارت گول بزنیم؟ به سراغ اساتید معروف بروید و از آن ها هم سوال کنید تا متوجه شوید که در زندگی آن ها هم دوستی وجود ندارد.
دوست هزینه دارد، هیچ فردی که در مسیر موفقیت حرکت می کند حاضر به پرداخت هزینه های گزاف و بی ارزش دوستی نمی شود. این را بدانید اگر موفقیت را می خواهید بایستی تنهایی را هم بپذیرید. هیچ دقت کرده اید که هرچه موفق تر می شوید، تنهاتر هم می شوید. دلیلش این است که مردم اطراف ما عادی هستند و وقتی به سمت موفقیت می روید از حالت عادی بودن خارج می شوید. پس آن ها را نمی توانید تحمل کنید.
در زندگی تان می توانید، همکاران زیادی داشته باشید ولی دوست و رفیق چطور؟ یک روزی، یک جایی متوجه می شویم که از این لحظه به بعد، دیگر باید تنهایی به زندگی ادامه بدهم. هیچ دوستی به دردم نمی خورد تازه جلوی پیشرفتم را هم می گیرد.
2. همکلاسی داشتن خوب است بالاخره شاید یک روز نشد مدرسه بروم، حداقل از همکلاسی ام می توانم جزوه بگیرم. این جمله هیچ مشکلی ندارد ولی باز هم دلیل نمی شود که رابطه را از حالت عادی خارج کرده و با گفتن واژه های «داداش»، «آبجی» آن را به رابطه فامیلی تبدیل کنید.
هیچ دوستی؛ برادر و خواهر شما نیست. خاصیت رفیق بازان این است که می خواهند رابطه عادی دوستی و همکلاسی را به رابطه خواهر برادری بکشانند. هیچ ارتباطی بین این دو رابطه نیست. هرکجا از تعادل خارج شویم، ضربه می خوریم. چند تا از همین داداش گفتن ها باعث شده تا زندگی تان تغییر کند؟
اینکه با همکلاسی خود یک رابطه کلاسی و عادی داشته باشید هیچ ایرادی ندارد ولی وقتی به بهانه درس، ارتباط خود را عمیق کرده، به او وابسته می شوید و فکر می کنید باج دادن به  دوست باعث بهتر شدن زندگی می شود؛ آنگاه است که ضربه می خورید.
3. بعضی روزها، حوصله ام سر می رود اگر دوستم باشد می توانم با او صحبت کنم تا حالم بهتر شود. چند روز در سال حوصله تان سر می رود؟ اگر تعداد این روزها زیاد است که حتما لازم است با یک متخصص در ارتباط باشید تا ریشه یابی شود و مشکل به طور کامل حل شود، ولی اگر تعداش کم است؛ آنگاه بهتر است که همین بی حوصلگی را تحمل کنید و  با دوستی صحبت نکنید؛ چرا؟
چون اگر فرض کنیم 5 روز حوصله نداشته باشید و با دوست خود صحبت کنید حالا حداقل  5 روز هم بایستی بی حوصلگی دوست خود را تحمل کرده و او را آرام کنید. در نتیجه اگر به دوستتان نمی گفتید فقط 5 روز بی حوصله بودید ولی اگر بگویید حالا حداقل 10 روز باید این شرایط را تحمل کنید.
این، حداقل است زیرا وقتی خود را مدیون به دوست و همکلاسی کنید؛ او فرصت پیدا می کند تا هزینه های بیشتری را نیز تحمیل کند. هیچ چیزی در این دنیا ارزش ندارد که خود را مدیون کسی کنید. من دوست را یک دشمن می دانم؛ با دشمن می شود مذاکره کرد ولی ساده لوحانه در خدمت دوست بودن؛ مساوی با تیشه به ریشه خود زدن است.
از خودتان پرسیده اید که چرا در کشورهای مطرح جهان؛ آن طور  که ما به دوست اهمیت می دهیم؛ نگاه نمی کنند. اکثر روابط در حد یک مهمانی و خوش گذرانی ساده است. وقتی می خواهند از محله ای بروند برای هم گریه نمی کنند و خیلی راحت در کل جهان حتی جابجا می شوند. به هیچ چیز و هیچ کسی وابسته نیستند. چرا همیشه نگاه مان به دوست آنقدر عمیق است که باعث نابودی خودمان می شود.
4. بعضی کارها دسته جمعی حال می دهد. این جمله هم درست است اما وقتی پای هزینه ها وسط بیاید آنگاه متوجه می شوید که در ازای آن لذتی که از کار دسته جمعی برده اید؛ بعدا کلی هزینه برای خود تراشیده اید. زمان هایی که از این به بعد لازم است بگذارید تا آن لذت را جبران کنید.
سال کنکور، یک سال خاص با هدفی مشخص است و فرصت پرداخت این هزینه های زمانی و مکانی نیست. شاید بتوانید در سال های بعدی زندگی خود با خیالی آسوده، این هزینه های رفاقت را بپردازید (هرچند که موفق شدن خود به خود باعث دور شدن از دیگران می شود) ولی در سال کنکور به هیچ وجه درست نیست که بانک زمانی خود را بابت دوست و رفیق خراب کنید.
5. من تا حالا از دوست ضرری ندیده ام، برای همین به دوستی هایم ادامه می دهم. این جمله دقیقا مثل این است که کسی بگوید: «من تا حالا از دقیقه نودی بودن ضربه نخورده ام و همیشه هم نمره ام 20 بوده حالا برای کنکور هم این طور است. دقیقه نود شروع می کنم و رتبه خوبی می آورم.»
اینکه تا حالا از دوست ضربه نخورده اید به این دلیل است که زندگی، سَبُکی داشته اید و آنقدر فشرده نبوده که اثرات منفی دوست و تحمیل هزینه هایش را حس کنید. سال کنکور، سال فشرده ای است. کوچک ترین رفیق بازی، به معنای گرفته شدن چندین ساعت تان است. می توانید یک حساب سر انگشتی کنید:
اگر روزی 5 دقیقه فقط روزی 5 دقیقه با دوستم صحبت کنم آنگاه هزینه زمانی که از بانک زمانم  در طول 365 روز  پرداخت می کنم برابر با عدد 1825 دقیقه (بیشتر از 30 ساعت) است. فکرش را بکنید که روزی 5 دقیقه وقت گذاشتن برای دوست، باعث سوخت شدن 30 ساعت در طول یک سال می شود. هر روز چقدر برای دوست وقت می گذارید؟ آن عدد را در 365 ضرب کنید و تقسیم بر 60 کنید تا هزینه زمانی که بابت دوست می دهید را بر حسب ساعت بدست آورید.
 دقت کنید که: پسران و دختران فامیل هم به نوعی می توانند خطرات و ضررهای دوست را داشته باشند. کم نیستند کنکوری هایی که به خاطر نیش و کنایه دختر عمه یا دختر خاله، ساعت ها و روزها، فکرشان مشغول بوده است. بنابراین تمام مطالب این متن را می توانید با فرض وجود یکی از اعضای فامیل هم بخوانید و تطبیق دهید.

زهرا
پنجشنبه 3 بهمن 1398 10:31 ق.ظ
سلام وروزبخیر
اقای جدیدی من دوستان کمی دارم و زیاد اهل وقت گذاشتن برای دوست نیستم تنهایی رو بیشتر دوست دارم پارسال بادوست صمیمیم تو یه خونه درس میخوندیم واس کنکور من خودم ادم اهمال کاری هستمولی درسم قویه وخوشبینم اوایلش اون همش میگفت نمیرسیم ومن انرژی میدادم بعد یه مدت دیگ کارمون شد فیلم دیدن حرف زدن ازاینو اون اونم منی ک از حرفای صدمن یه غاز متنفرم حالا ک فک میکنم احتمالا من باتاثیرازون ضمیرناخوداگاهم قبول کرده نمیرسیم برای فراموشی خودشو مشغول کارای متفرقه کرده خلاصه من امسال پشت کنکورم برل پزشکی ولی اون باپول رفته خارج دندون میخونه از بهمن هم میاد ایران اینحا بین الملل ادامه میده!!!من واقعا براش خوشحالم که ازشر کنکور خلاص شد ولی ازطرفی گاهی حرص میخورم که پول وپارتی بازی که من نخواستم انجام بدم مسیر ما رو چقد عوض کرد!من حسود نیستم ولی بنظرتون طبیعیه که گاهی اینجوری بشم؟حالا بهمن که میاد ایران توپیاماش هی میگه میام باهم میشینیم میخونیم اون میخواد درساشو به زبون فارسی دوباره بخونه اماده بشه واسه دانشگاه حالا من این ترس رو دارم که اگ بخوام هرروز ببینمش ک داره درس دندون میخونه ومن کنکور اذیت بشم بنظرتون حسم بیخوده؟اگه اینجوری بشم بهش راستشو بگم؟من رکم ولی راستش اینقد اشتیاق داره که منم تو کنکور قبول بشم نمیخوام سوبرداشت کنه
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. ممنون که با بنده صحبت کردید. به شما توصیه می کنم رابطه دوستی تان را با این فرد کنار بگذارید. ایشان ضربه سختی به شما زده است به طوری که هنوز هم متوجه نشده اید. این را بدانید کسی یک شبه خارج نمی رود. حداقل پروسه خارج رفتن از چند سال قبل باید شروع شود. او از اول هم می دانسته که می خواهد خارج برود. من به شما بسیار بسیار توصیه می کنم همین امروز این رابطه را تمام کنید. قول می دهم با تمام شدن این رابطه شما روز به روز شرایط بهتری را خواهید داشت.
اگر می خواهید بیشتر بدانید فقط کافی است به یک موسسه اعزام دانشجو زنگ بزنید و بپرسید اگر از الان اقدام کنید چقدر طول می کشد تا شما به یک دانشگاه خارجی معرفی شوید؟ آنوقت خیلی چیزها برایتان روشن می شود. ولی من معتقدم یک دقیقه هم وقت تلف نکنید و خواهش می کنم از صمیم قلب خواهش می کنم به شخصیت خودتان بازگردید. من کمتر شخصیتی را دیده ام که مثل شما باشد. صحبت های شما خیلی به من نشاط داد چون واقعا بلوغ فکری را در شما می بینم خواهش می کنم این شخصیت را برای خود حفظ کنید و از این فرد دوری کنید. موفق ترین باشید.
افرا
یکشنبه 27 مرداد 1398 08:45 ب.ظ
سلام آقای جدیدی اولا تشکر میکنم از مطالبتون که واقعا مفید هستن.اجرتون با خدا.
بعد اینکه من یه سوالی داشتم.من امسال میرم دوازدهم یعنی کنکوری 99 تجربی هستم وضع درسیمم خوبه واسه همین بچه ها خیلی ازم سوال می کنن که چجوری درس میخونی و چند ساعت و فلان...منم برام سخته رک بگم نه.میترسم از دستم ناراحت شن! بعضی وقتا هم سوال درسی می پرسن که بازم روم نمیشه بگم حل نمیکنم یا وقت ندارم و از این چیزا چون همیشه هم اینجوری به بقیه کمک کردم نمیدونم چطوری میتونم امسال بی توجه باشم.مدرسه مون هم از هفته ی بعد آغاز میشه.میشه راهنماییم کنید؟
به قول خودتون، موفق ترین باشید!!
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. الان من با خانمی کار می کنم که 50 سالشون هست و تمام زندگی شون در آسیب فکری بوده می دانید چرا؟ چون جرات و توان نه گفتن نداشته است و الان آنقدر در شرایط بدی است که تمام عمرش شده حسرت اینکه برگردد و حداقل چند بار نه بگوید تا بلاهایی که سرش آمده تکرار نشود.
ما در فرهنگی بزرگ می شویم که نه گفتن سخت ترین فعالیت اجتماعی است. هیچ راهی هم ندارد. یک روزی روزگار به ما یاد می دهد که نه بگوییم. ولی ای کاش نگذاریم وقتی یادمان بدهد که دیگر خیلی از مسیرها را به اشتباه رفته باشیم.
من اگر بخواهم مسیری طولانی را بروم و یکی به من بگوید با خودت غذا ببر حتما اینکار را می کنم. حالا من هم به شما بگویم که شما می خواهید مسیر طولانی را بروید پس با خودتان «نه گفتن» را ببرید شما هم حتما این کار را کنید.
بگذارید آدم ها یاد بگیرند که توقع عجیب نداشته باشند. سرویس ندهید وگرنه مجبورید کل وقتتان را برای راضی کردن دیگران بگذارید. حالا شما فکر کرده اید که اگر بنشنید همه چیز را توضیح دهید آن ها را راضی می شوند؟
مطمین باشید می گویند: حتما چیزهایی بهتری را برای خودش قایم کرده است.
نه بگویید و هزینه نه گفتن یعنی تنها شدن را هم بدهید. خیلی بهتر است که بخواهید به همه سرویس بدهید آخر سر وقت و انرژی تان برود. بودن زورکی دیگران در کنار شما و یا بودن دیگران به خاطر اینکه سود درسی به آن ها برسانید هیچ ارزشی ندارد. بگذارید نه گفتن شما باعث شود تا کسانی که دنبال سود درسی از شما هستند بروند.
برای موفق شدن باید هزینه بدهید. یکی از همین هزینه ها هم تنها شدن است. موفق ترین باشید.
الهام ماندگاری
دوشنبه 26 فروردین 1398 04:11 ب.ظ
سلام ماجرای من با بقیه یه کمی فرق داره من یه خاله دارم که از بچگی با مامانم رقابت داشته این رقابتش به بچه هاشم یاد داده مثلا دخترخالم رفت هنرستان و بعدشم رفت کلاس ارایشگری ولی من رفتم تجربی و معدلمم توی دیپلم 20 شد خالم هرروز با دخترش میومد خونمون که نزارن من درس بخونم حتی مامانم چند بار بیرونشون کرد و گفت امسال نیایین بازم بهم زنگ میزدن که اونقدر نخون خسته میشی پوست استخون شدی و از این جور چیزا تا اینکه دختر خالم گفت بیا ببین چقد ارایشگریم خوب شده منم رفتم پیشش که از اونجا بهم رمان داد از این رمانایی که نویسندشون معلوم نیست کیه و گفت این رمان خیلی بهم انگیزه داده و بهتر دارم زندگی میکنم تو هم بخونیش خوبه برات منم ساده بازی دراوردمو ریختمش تو تبلت که بخونمش و اونشب تا صبح نخوابیدمو همشو خوندم یه جورایی رمانش عقده ای بازی بود ولی مخمو پر کرده بود تا اینکه وابسته شدم به رمان خوندن خونوادم فکر میکردن من درس میخونم ولی رمان میخوندم الان 4 ساله پشت کنکور موندم و نمیتونم قبول شم ولی دخترخالم بچه دار شده الانم یکی از گرونترین ارایشگرای شهرمونه که باید از 10 روز قبل وقت بگیری بری پیشش اون توی کار خودش و زندگیش پیشرفت کرد اما منو سوزوند فامیل از دوستم بدتره ببخشید اگر طولانی شد
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. خیلی ممنون که این ماجرا را برای ما نوشتید. بله فامیل هم مدل دیگری از تاثیرگذاری منفی را دارد. مخصوصا اگر خودشان موفق نباشند آنگاه هزینه های موفقیت شما روی دوششان سنگینی می کند. فقط بدانید که شما یک نفر این اتفاق برایتان رخ نداده است. خیلی از انسان ها همینطوری شده اند. موفق ترین باشید.
محمد
یکشنبه 25 فروردین 1398 10:38 ق.ظ
سلام من هم دوست دارم تجربه خودم با دوستان به اشتراک بزارم تازه لیسانس گرفته بودم رفتم خدمت سربازی یک دوستی داشتم که رشته تحصیلیش با من متفاوت بودولی چون با هم صمیمی بودیم خواست من همراهش باشم واوقات بیکاریمون درس بخونیم منم قبول کردم برای ارشد رشته اون بخونم تا اینکه نزدیک کنکور شد وباهم ازمون آزمایشی دادیم وقتی رتبه من تو ی کنکور ازمایشی دید دیگه نه کتاب به من داد ونه جواب سلام من وکل زحمات من هدر داد چون قراربود من از کتابهای اون استفاده کنم و خودم هیچ کتابی نداشتم با تشکر
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. خیلی ممنون که برامون نوشتید. این تجربه های خیلی گرانبها هستند و فرد به فرد ما باید از این تجربه ها نهایت استفاده را کنیم. چون یکی از ما قبلا یک مسیر اشتباه را در دوستی رفته است و حالا به این مهربانی می آیید و برایمان می نویسید. از همه شما ممنونم این لطف بزرگی است چون باعث می شود حداقل یک نفر، از این اشتباهات دور شود و زندگی خودش را بسازد.
شما هم نمونه عملی کسی هستید که دوستتان نتوانسته هزینه موفق شدن شما را بپردازد و در نتیجه کاری کرد که ضربه بخورید. ترس از اینکه دوستی قبول شود و خودش قبول نشود تا چه قدر می تواند باعث دشمنی شود. موفق ترین باشید.
میترا
شنبه 24 فروردین 1398 10:37 ب.ظ
سلام استاد اونجایی که میگید دوست میگه بیا فلان کانال جذابه خستگیت در میره رو تجربش کردم اخه من یه دوستی داشتم توی پیش دانشگاهی وسطای سال دیگه کم اورد و نتوست بخونه و رفت توی تلگرام بعدشم به منم میگفت بیا اینجا پسرا هستن سرگرم میشی خستگیت درمیره منی که داشتم خوب درس میخوندم بخاطر اینکه نتونستم یه نه ساده بهش بگم باعث شده وارد یه رابطه عاطفی شم هنوزم نتونستم از ضررهای اون چت رومه نجات پیدا کنم کاش اونموقع یکی بهم همین حرفا رو زده بود اشکم در اومد ببخشید درد و دل کردما
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم، موردی ندارد. ممنون که خاطره خودتون رو به ما هم گفتید. در کشورمون بخاطر مدل فرهنگی که در آن بزرگ می شویم متاسفانه رودربایستی و اهمیت دادن به دوست خیلی ضربه ها به ما می زند.
شما نمونه کسی هستید که دوستتان می ترسیده موفق بشوید و برایش هزینه موفقیت داشته باشید. برای همین خواسته شما هم درس نخوانید. دوست دشمن بیرونی ماست. این بدبینی نیست بلکه یک واقعیت است. واقعیتی که لازم است آن را بپذیریم و تعداد دوستان خود را کم کنیم یا اینکه آگاهانه با دوست زندگی کنیم. موفق ترین باشید.
مریم
شنبه 24 فروردین 1398 09:07 ب.ظ
هر هفته که مطلب جدیدتون رو میخونم یاد تجربه های تلخم میوفتم و ارزو میکنم ک برگردم عقب ..
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. اشتباه کردن، شکست خوردن اشکالی ندارد. ما انسانیم باید هم اشتباه کنیم ولی اینکه بخاطر اشتباه قبلی وقت مان را تلف کنیم و خود را سرزنش کنیم خودش یک اشتباه دیگر است. موفق ترین باشید.
ایمان
شنبه 24 فروردین 1398 03:39 ب.ظ
سلام آقای جدیدی.ممنون از زحماتتون.
من سال دوازدهم هستم و خرداد امتحانات نهایی دارم.
میخوام برای امتحانات نهایی خیلی خوب درس بخونم تا معدلم رو به بالای 19-18 برسونم.(معدل چقدر میتونه کمک کننده باشه؟)این کار باعث میشه معدلم بالام در کنکور کمکم کنه و بتونم تست های دوازدهم کنکور رو جواب بدم.(نظر شما چیه؟)در کنار دوازدهم کدام مباحث سال های قبل رو بخونم تا بتونم از اونها هم جواب بدم؟(رشته ریاضی هستم)خیلی ممنون
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم لطف دارید. چون اطلاعی در مورد برنامه ریزی شما ندارم و نمی دانم که چطور خوانده اید یا چه چیزهایی را خوانده اید برای همین نمی توانم راهنمایی درستی داشته باشم. اگر تا به حال هیچ چیزی نخوانده اید پس عاقلانه ترین کار همین است که برای تخصصی ها تمام درس های دوازدهم را هم برای امتحان نهایی خوب بخوانید و هم چرخه مرور و تست و رفع اشکالش را راه بیندازید.
اگر روی همین دوازدهم مسلط شویم حداقل 35 درصد کنکور است. در نتیجه روی همین دروس مسلط شوید. معدل 30 درصد تاثیر مثبت دارد و کلا هرچه بالاتر باشد به نفع شماست. در مورد عمومی ها هم توصیه من این است که دهم و یازدهم و دوازدهم را کامل بخوانید چون عمومی ها را می شود به تسلط رسید به اضافه اینکه روی قبولی تان خیلی اثر دارد. موفق ترین باشید.
شنبه 24 فروردین 1398 03:28 ب.ظ
سلام چون نفر قبلی آقا امید تجربشو گفت منم دوس دارم بگم برا من زیاد چیز مهمی نیست کوچیکه ولی شاید جالب باشه منم تا اولای مرداد و اینا بود که با دوستام گروه تلگرامی تشکیل داده بودیم از بس که حسودی میکردن به ساعت درس خوندنم از گروه لفت دادم از وقتی خودم میخونم خیلی بهتر شدم اولش خیلی اذیتم کردن تو مدرسه و گفتن تو موذی هستی میخوای یه چیزایی قایم کنی و از این چیزا اما بعدا خودشونم گروه رو لفت دادن کلا دوست نباید بفهمه داری چطوری میخونی به قول شما زرنگ اونیه که کاری کنه همه دلشون بسوزه راستی میخوام به اقا امید بگم تجربه شما خیلی دردناکه خیلی نامردی کرده اما مطمین باش یه جایی تقاصشو پس میده
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. ممنون که گفتید، اتفاقا خیلی هم تجربه مهمی بود چون این گروه زدن برای درس خواندن و ساعت مطالعه برای هم فرستادن خیلی اشتباه است. دوست خواهی نخواهی حسادت و رقابت می کند. خیلی خوب کاری کردید که خودتون رو از گروه جدا کردید و باعث آرامش ذهنی برای خودتان شدید. موفق ترین باشید.
امید
شنبه 24 فروردین 1398 02:23 ب.ظ
سلام اقای جدیدی امروز که این مطلبو خوندم خیلی شوکه شدم یاد خاطره خودم افتادم که میخوام برا بقیه بگم که بدونن چطوری از دوست ضربه خوردم و باعث شد سر از سربازی در بیارمو و تازه بعد 3 سال میخوام برای 99 توی کنکور کنکور شرکت کنم من یه دوستی داشتم به قول شما بهتره بگم دشمنی داشتم که گفت بیا کتابا رو نصف نصف بخریم و اینطوری هزینموم کمتر میشه منم یه فامیل توی نگهبانی دانشگاه پیام نور شهرمون داشتم که از دم در دانشگاه ردمون میکرد بریم کتابخونه علی دوستمم ماشین میاورد تمام کتابا صندوق عقب ماشین بود میرفتیم هر روز کتابخونه پیام نور درس می خوندیم همه چیز خیلی خوب بود علی حتی میگفت جزوه هاتم بزار توی صندوق نمیخواد ببری خونه فردا دوباره میاییم و منم دست خالی میرفتم خونه تا اینکه موقع ثبت نام کنکور که شد رفتیم کافی نت سر راه دانشگاه که ثبت نام کنیم یه هو علی گفت حوزه امتحانی منو بزن تهران گفتم چرا گفت اخه بابام توی تیر عمل جراحی داره تازه یه عروسی هم داریم تهران که میخواییم بریم من برا اینکه اذیت نشم حوزمو میزنم تهران و زد تهران و منم شکی نکردم چون خیلی باهم رفیق بودیم و برو بیا داشتیم همه چیز خوب پیش رفت تا تقریبا ی ماه به کنکور بود که سر کوچه منتظر بودم بیاد دنبالم که بریم کتابخونه هرچی منتظر شدم نیومد به گوشیش زنگیدم دیدم خاموشه نگرانش شدم رفتم در خونشون زنگ زدم کسی خونشون نبود یکی دو روزی همینطوری نگران بودم تا اینکه فهمیدم کل اسباب و اثاثو جمع کردن رفتن و علی هم نامردی کرده و تمام کتابا و جزوه هایی که من نوشته بودمم با خودش برده میدونید اقای جدیدی ی ماه به کنکور تمام خلاصه هاتو جزوه هاتو کتاباتو ببرن چه حالی میشی من که بهم ریختم و اونسال نشد کنکور بدم حالم اونقد بد بود که برا سال بعدشم نشد بمونم دیگه خلاصه رفتم سربازی توی همه این سه سال میرفتم سایت قلمچی ببینم اسم این علی توی نفرات قبولی هست یا نه که پیداش نکردم نمیدونم قبول شده یا نه خیلی ازش شاکیم این دشمن زندگی منو نابود کرد اقای جدیدی ازتون ممنونم که برامون از همه چیز میگید تا چشم و گوشمون باز شه منم اینا رو نوشتم شاید به بقیه کمکی کرده باشم اینجا تنهای جاییه که وقتی میام خالی میشم خیلی منتظرم اول تیرماه شه و بتونم شاگردتون شم درد دلام زیاده و شما میتونید کمکم کنید ممنون که خوندید
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. از لطف شما متشکرم و ممنون که این همه زحمت کشیدید و نوشتید. این تجربه ها قطعا به نفرات دیگر کمک می کند و شما خیلی مهربان هستید که این تجربه های دوستی خودتان را برای ما هم نوشتید.
بله متاسفانه دوست، یک دشمن خارجی است. باید به این نیتجه برسیم که هیچ دوستی، طاقت دیدن موفقیت دوست خودش را ندارد چون هزینه و تحقیر و فشار روانی برایش دارد. این ماجرای شما، یک چیز بسیار بدی بود و نمی دانم چرا دوست شما از این کارش عذاب وجدان نگرفته است.
البته آن چیزی که من از کل توضیحات شما دریافت کردم این است که شما خیلی خوب ماجرا را پذیرفته اید و این خیلی مرا خوشحال می کند که یک اشتباه را دوباره کِش نمی دهید. موفق ترین باشید.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.