کلبه مشاوره رضا جدیدی مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور - عادت های اعتیاد آور در سال کنکور

مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور


راه های ارتباطی با رضا جدیدی: شماره تلفن ثابت: 34774341-086 شماره تلفن همراه: 09189580918

عادت های اعتیاد آور در سال کنکور

در سال کنکور، برخی از رفتارها و عادت هایی که در طول زندگی خود داشته اید؛ پر رنگ می شوند و اگر به آن ها توجه نکنید قطعا روی نتیجه کنکورتان تاثیر می گذارد. پس در این مطلب ابتدا می خواهیم عادت های اعتیادآور را شناسایی کنیم و سپس در جهت حذف آن ها اقدام کنیم.
اما وقتی صحبت از عادت می کنیم بلافاصه یادم می افتد که عادت ها، شباهت زیادی به مواد مخدر دارند و ترک کردن هر دوی آن ها سخت است. در واقع وقتی به یک فرد معتاد فکر می کنم به دو ویژگی مهم این فرد توجه می کنم: 1- این افراد برای ترک کردن اعتیاد خود، بسیار سختی می کشند و اکثر آن ها در این ترک کردن، شکست می خورند. 2- این افراد توجهی به رفتار معتادگونه خود ندارند و نمی دانند چه تاثیرات منفی در زندگی شان داشته است.
دقیقا همین دو ویژگی را می توانید در سال کنکور و در بین دانش آموزان مشاهده کنید. یعنی اکثر افرادی که می خواهند کنکور بدهند همان دو ویژگی افراد معتاد را دارند: 1- خیلی از کنکوری ها رفتارها و عادت های نادرستی دارند که برای ترک کردنش بارها و بارها تلاش کرده اند و موفق نشده اند. 2- کنکوری ها معمولا توجهی به عادت های روزانه خویش ندارند و نمی دانند تاثیرات منفی رفتارهای اعتیادآورشان در سال کنکور چیست؟ پس این مطلب را نوشته ام به خاطر اینکه؛ عادت هایی وجود دارد که 2 ویژگی بالا را دارند و شما باید از آن ها آگاه شوید.
برای اینکه بتوانید عادت های اعتیادآور و نادرست خود را در سال کنکور شناسایی کنید؛ تصمیم گرفتم 24 ساعت از زندگی اکثر کنکوری ها را بررسی کنم تا ذهن تان فعال شود و خودتان را کشف کنید. چون اولین قدم برای تغییر کردن و تبدیل شدن به یک داوطلب کنکور سطح بالا؛ این است که بدانید کدام عادت های رفتاری شما نادرست است:
24 ساعت زندگی با عادت های اعتیاد آور در سال کنکور شامل 23 عادت اعتیاد گونه می باشد:
1. بهم زدن چرخه خواب با رفتارهای نادرست: درگیر کردن افکار خود در زمانی که به بستر خواب می روید؛ یکی از عادت های بدی است که در سال کنکور باعث به هم ریختن چرخه خواب تان می شود. یعنی دانش آموز کنکوری، ساعت 12 شب می خواهد بخوابد اما چون افکار مختلفی را در ذهن خود بارگذاری می کند؛ تا سه ساعت بعد نیز خوابش نمی برد. همین بهم ریختگی در چرخه خواب باعث می شود که فردای آن روز نیز چرخه مطالعاتی خود را بهم بریزید و به احتمال خیلی زیاد؛ با گفتن «امروز دیر از خواب بیدار شدم؛ ولش کن از فردا می خوانم» آن روز را هم از دست می دهید. در ویدیوی زیر در مورد بهتر خوابیدن سه توصیه ارایه کرده ام:
[
]
2. تاکید روی صبح زود بیدار شدن: یکی دیگر از رفتارهای اعتیادگونه ای که در اکثر کنکوری ها دیده می شود همین تمایل به صبح زود بیدار شدن است. در حالیکه آن شخص در زندگی خودش تا به حال تجربه صبح زود بیدار شدن را ندارد. من دو نکته را می خواهم بازگو کنم: 
الف) به این نتیجه برسید که برای موفق شدن لزومی ندارد صبح زود بیدار شوید فقط باید برنامه آن روز را اجرا کنید. یعنی به این نکته توجه کنید که موفق شدن وابسته به اجرای برنامه است و ربطی به صبح زود بیدار شدن ندارد. اگر کسی برنامه درسی اش را اجرا کند قطعا موفق می شود ولی اگر روزها را با احساس منفی از دست بدهد به امید اینکه روزی برسد تا او بتواند صبح زود بیدار شود تا ژِست کنکوری به خودش بگیرد. آن گاه، موفقیت را از دست می دهد.
ب) مسئله مدیریت زمان در سال کنکور، بسیار مهم است و ما حق نداریم با ساده انگاری و فقط برای اینکه بگوییم می خواهم از صبح زود شروع کنم تعداد زیادی از روزها را نابود کنیم. خیلی از کنکوری ها با خودشان می گویند تا زمانی که نتوانم صبح زود از خواب بیدار شوم اصلا درس نمی خوانم. این طرز تفکر و این مدل زندگی، باعث عقب افتادن او از دیگران می شود. 
در ضمن دقت کنید که اکثر این کنکوری ها هیچ تلاشی برای بهتر شدن زندگی خود نمی کنند و می گویند یک روزی باید برسد تا بتوانیم صبح زود بیدار شویم در حالیکه برای اینکه بخواهید صبح زود بیدار شوید لازم است که تغییرات را شروع کنید نه اینکه تا دیر از خواب بیدار شدید بگویید: «باز هم گوشیم زنگ خورد و خاموشش کردم پس لیاقت موفق شدن را ندارم و امروز درس نمی خوانم.»
3. با احساس های منفی مثل ترس، استرس و وحشت زدگی از خواب بیدار شدن: یکی از یادگاری های دوران مدرسه، مدل از خواب  بیدار شدن خیلی از کنکوری هاست که در شروع روز و زندگی روزانه شان تاثیر منفی گذاشته است. برخی از آن ها با احساساتی مثل استرس، ترس و حتی اشک ریختن از خواب بیدار می شوند.
رفتاری که اکثر خاطراتش مربوط به دوران مدرسه و متاسفانه به سخت گیری های معلم های مدرسه مخصوصا در دوره راهنمایی مربوط می شود. اما با این حال برای نجات از این عادت اشتباه؛ توصیه می کنم در پرسش و پاسخ این مطلب؛ لیستی از احساسات ابتدای صبح خود را بنویسید تا به صورت فردی این مشکل را حل کنیم. یعنی برای حل شدن عادت بیدار شدن با حس های مختلف لازم است که فهرستی از تمام خاطرات تلخ و منفی که در وجود شماست و افکاری که در همان لحظه بیدار شدن در سر دارید را برایم بنویسید تا به صورت شخصی مشکل تان را حل کنیم.
این احساسات را جدی بگیرید زیرا مغز برای بی حال کردن و نشان دادن اینکه امروز؛ روز مناسبی برای درس خواندن نیست از این احساسات به خوبی  سوء استفاده می کند و باعث بهم ریختن تعداد زیادی از روزهای شما می شود. 
4. توجه و اهمیت دادن به خواب هایی که می بینید: برخی از کنکوری ها به خواب دیدن حساس شده اند و بعد از آنکه رویایی را می بینند به دنبال معنی و مفهوم آن هستند. ساعت ها وقت می گذازند تا پیگیر ارتباط این رویا با زندگی واقعی خود شوند. حتی دلشوره، استرس و بی قراری را در اثر آن رویا تجربه می کنند. این فقط یک اعتیادی است که آن دانش آموز کنکوری خبر ندارد که چه ضربه ای به خودش می زند. 
5. چند دقیقه دیر بیدار شدن و برنامه اجرا نکردن: قرار بوده که ساعت 8 صبح از خواب بیدار شود ولی 8:40 دقیقه بیدار شده است ولی به خاطر همین 40 دقیقه دیر بیدار شدن؛ کل آن روز را درس نمی خواند. متاسفانه اکثر دانش آموزان کنکوری، برنامه ریزی ساعتی و وابسته به عقربه ها را دارند. کسانی که انتظار دارند سال کنکور مانند یک آدم آهنی زندگی کنند و همه چیز روی دقیقه ها تنظیم شود.
البته که این نوع زندگی در ظاهر بسیار جذاب و منظم به نظر می رسد ولی در دنیای خاکی ما این مدل از زندگی، قابل اجرا نیست. برنامه ریزی ساعتی بیش از 20 سال است که در جهان منسوخ (باطل) شده است ولی هنوز هم برخی از کنکوری ها، دست از این سبک اشتباه برنامه ریزی بر نمی دارند. 
با وجود اینکه، این رفتار اعتیادآور، روزهای زیادی را از آن دانش آموز خراب کرده است و باعث شده درس های نخوانده اش زیاد باشد ولی بازهم به عقربه ها توجه می کند. این است که می گویم بسیاری از عادت ها ما در سال کنکور، مانند عادت یک فرد معتاد است و از آن خبر نداریم در حالیکه یکی یکی؛ روزهای ما را خراب می کنند.
6. تاخیر انداختن در شروع روز: از خواب که بیدار می شود؛ مراسم خاصی را باید اجرا کند. او موسیقی گوش می دهد. با مادرش یا یکی از اعضای خانواده صحبت می کند. کِسِل است و حوصله ندارد و برای همین به راحتی بیشتر از 50 دقیقه را تلف می کند تا اولین درس روزش را شروع کند.
چرا خود را پشت یک عادت اشتباه پنهان کنیم؟ هیچ دلیلی وجود ندارد که روز خود را با این تاخیر زیاد آغاز کنید. در تکنیک های مدیریت زمان اشاره کردم که لازم است ابتدای صبح را مثل یک عقرب زده؛ با سرعت بسیار زیاد شروع کنید. کمتر از 20 دقیقه از لحظه بیدار شدن، بایستی روزتان را شروع کرده باشید. 
حالا بازهم می خواهم بیشتر متوجه شوید که عادت های اعتیادآور چطور ما را گرفتار کرده و از آن ها خبر نداریم. فرض کنید هر روز فقط و فقط 20 دقیقه اتلاف زمان تاخیری داشته باشید. یعنی در طول 365 روز بیشتر از 121 ساعت وقت تلف کرده اید. می دانید 121 ساعت معادل چقدر پیشرفت تحصیلی است؟
این عادت ها، زندگی مان را خراب کرده است ولی از آن ها خبر نداریم. این مطلب یک تلنگر عالی برای همه ماست که به خودمان بیاییم، محکم تر زندگی کنیم و اجازه ندهیم این عادت ها زندگی مان را خراب کند.
7. انجام کارهای کم ارزش در بهترین زمان روز: ابتدای روز، فلان کانال و پیج را چک می کنید. در شروع صبح، حمام می روید و یا اتاق خود را تمیز می کنید. این عادت های اشتباه باعث سوخت شدن بهترین زمان هر روزتان می شود. بی توجهی به اینکه من مشغول چه کاری هستم باعث شده است تا زمان های مفید خود را به کارهای کم ارزشی اختصاص دهید.
8.  درگیری روی ساعت های دقیق: حتما باید ساعت 8 شروع کنم، ساعت 9:15 دقیقه استراحت کنم، ساعت 12:40 دقیقه نهار بخورم. این دیگر چه رسم و رسومی است که در کنکور مد شده است. حالا مثلا 8:03 دقیقه درس بخوانید چه می شود؟ یا ساعت 9:23 دقیقه استراحت کنید چه چیزی تغییر می کند؟ این مدل از زندگی عقربه ای، چقدر باعث اتلاف زمان های ما می شود؟
مثلا داوطلب کنکور می تواند به جای ساعت 8؛ ساعت 7:50 دقیقه شروع کند ولی چون وسواس عقربه ای دارد منتظر است که 10 دقیقه بگذرد تا ساعت 8 شود. حالا حساب کنید اگر 365 روز اینطوری زندگی کند آنگاه بیشتر از 60 ساعت زمان از دست می دهد. فکرش را می توانید کنید؟ فقط برای یکی از عقربه بازی ها 60 ساعت زمان تلف می شود. حالا اگر این دانش آموز در هر روز 10 بار از این وسواس ها داشته باشد یعنی 600 ساعت زمان در طول یک سال.
من در زمان نوشتن این مطلب، خودم هم تحت تاثیر، ضررهای این عادت های اعتیاد آور قرار گرفته ام و چقدر کار سختی است که نگاه کنیم به زندگی خود و متوجه شویم یک مشت عادت مسخره و اشتباه؛ اینطوری عمر ما را می سوزاند. می دانم خیلی از شماها نیز، دچار شوک وقت تلف کردن ها شده اید. ولی اجازه بدهید ادامه بدهیم، باید یک بار با خودمان رو به رو شویم و اصلاح شدن را آغاز کنیم.
9. از دست دادن کل روز فقط به خاطر 2 یا 3 ساعت کار غیر درسی: در زندگی هر یک از ما پیش می آید که در بعضی از روزها، کارهای ضروری غیر درسی برایمان رخ می دهد که باید برویم و اجرایشان کنیم. اما بعضی از کنکوری ها هستند که به خاطر همین 2 یا 3 ساعت کار، کل آن روز را درس نمی خوانند. 
شب قرار است میهمانی برود؛ کل آن روز را نمی خواند. به خاطر یک بازی فوتبال از صبح؛ درس خواندن را کنار می گذارد وبا این سَبک زندگی، کلی روزهای هفته رانابود می کند. چرا یک دانش آموز نمی خواهد به این جمله توجه کند که «ما در دنیای واقعی زندگی می کنیم و هماهنگ شدن با آن، از اصول برنامه ریزی است. و اگر برنامه شما با دنیای واقعی هماهنگ نباشد در واقع اصلا برنامه ریزی نکرده اید»
10. تحت تاثیر «موج نخواندن» قرار گرفتن: یکی از حمله هایی که مغز برای جلوگیری از شکل گیری مطالعه به ما انجام می دهد این است که از چند دقیقه قبل از شروع مطالعه تا حدود 10 دقیقه بعد از مطالعه، امواج را به عنوان امواج نخواندن تولید می کند که ما آن ها را به صورت عبارت های:
«الان حس درس خواندن نیست»، «درسی که می خواهی بخوانی خیلی مهم است و تو تمرکز کافی نداری»، «الان فرصت مناسبی برای یادگیری آن درس نیست»، «یک مشکل بزرگ وجود دارد که باید آن را حل کنی»، «فکر تو درگیر است و نمی توانی درس بخوانی»، «باید به فلان موضوع فکر کنی تا ذهنت آماده شود»، «اگر این درس را بگذاری چند ساعت بعد بخوانی بهتر جواب می گیری»، «این درس با فلان مبحث ارتباط دارد و تو آن را یاد نگرفته ای پس نمی توانی آن را بخوانی» و... دریافت می کنیم.
شما از مغز خود چه انتظاری دارید؟ آیا انتظار دارید سلطان بدن با آن همه نیازهای حیوانی که دارد؛ به دنبال موفقیت ما باشد؟ خب معلوم است که انتظار ما باید هم این باشد که او یک دنیا موج نتوانستن و خوب نبودن را به ما منتقل کند. این موج ها وقتی خطرناک تر می شود که در چند دقیقه ابتدای مطالعه در جایی از درس دچار مشکل هم شوید. آنگاه مغز می گوید:
«دیدی گفتم زمان مناسبی برای یادگیری نیست؟ این هم از گیر کردنت در درس خواندن، با این سرعت و روش نمی توانی خوب یاد بگیری.» حالا فکرش را بکنید که چقدر از زمان های قبل از کنکور خود را تحت تاثیر همین موج ها، از دست داده اید.
11. کند انجام دادن کارهای غیر درسی: خیلی از کنکوری ها؛ هیچ حساسیتی روی زمان های غیر درسی خود ندارند. مثلا استراحت 10 دقیقه ای شان به استراحت 50 دقیقه ای می رسد. حمام رفتن شان بیشتر از 20 دقیقه طول می کشد. هر وعده غذایی را بالاتر از 15 دقیقه میل می کنند. اگر قرار باشد ظرفی بشورند بیشتر از 20 دقیقه وقت تلف می کنند.
حالا فرض کنید اگر فقط روزی 30 دقیقه، روی کارهای غیر درسی وقت تلف کنید آنگاه در 365 روز بیشتر از 182 ساعت وقت تلف کرده اید. این زمان تلف شده معادل تسلط روی چند درس از کتاب زیست شناسی می باشد؟ چرا روی کارهای غیر درسی خود نظارت نمی کنیم؟ هیچ فشاری به بهینه شدن کارهای غیر درسی خود نمی آوریم و به نوعی می توان گفت: «از کارهای غیر درسی برای فرار از مطالعه بدون عذاب وجدان، بهره می گیریم».
12. درگیر کردن خود در مشکلات دیگران: یکی از اشتباهات در سال کنکور؛ درگیر کردن خودتان با مشکلات بقیه است. ما همه عضو خانواده ای هستیم. محبت بین اعضای خانواده هست، این هم کاملا درست است اما یادتان باشد بعضی از سال های زندگی، سال شخصی حساب می شود. سال کنکور یکی از آن سال هایی است که ما فقط به خودمان باید اهمیت بدهیم.
شما نمی توانید به بهانه، احساس مهربانی، خود را وارد مشکلات بقیه کنید و کلی از زمان های خود را بسوزانید. خیلی از کنکوری ها به این بهانه، حتی می خواهند خودشان را گول بزنند و دست از مطالعه بردارند و فاز محبت بگیرند که ما خیلی مهربان هستیم و فکرمان درگیر است و برای همین است که درس نمی خوانیم.
13. خبرخوانی کردن و پرداختن به شایعات:  کنکور در همه سال ها، پُر از شایعه بوده است. هر روز یک مصاحبه و یک خبر. اگر قرار باشد به طور متوسط روزی 10 دقیقه یک کنکوری درگیر خبر خوانی شود. آنگاه در سال بیشتر از 60 ساعت خودش را می خواهد پای خبرها بگذارد. آخر سر هم تیرماه می رسد و کنکور همچنان سر جای خودش قرار دارد.
تجربه نشان داده، با این خبرها اتفاقی نمی افتد، یک داوطلب کنکور که در سکوت خبری، مشغول درس خواندن است نه تنها چیزی را از دست نداده بلکه بیشتر از 60 ساعت را هم ذخیره کرده است.  این تازه حداقل زمان تلف شده می باشد. زیرا اکثر کنکوری ها وقتی به خبر خوانی روی می آورند حتی هفته ها درس نمی خوانند.
14. حضور در کمپین ها، گروه های چتی: قبلا قبول شدن در کنکور سخت تر بود می دانید چرا؟ چون جمعیت بیشتری درس می خواندند. اما در حال حاضر و در سال های بعدی؛ جمعیت زیادی خودشان را مشغول و فدای بقیه می کنند. کمپین ها، یکی از آن گزینه هایی است که بسیاری از کنکوری ها بیشتر از 1000 ساعت در آن حضور دارند و با یکدیگر چَت می کنند. 
این در حالی است که عده ای از کنکوری ها با زیرکی تمام، مشغول مطالعه هستند. از همین روی است که می گویم سال به سال، جمعیتی که واقعا درس می خواند، خیلی کمتر از سال های قبل تر می شود. نمی دانم چرا وقتی همه ی کنکوری ها حاضر نیستند در این کمپین ها باشند، عده ای تصمیم می گیرند خود را فدای بقیه کنند؟
15. تشکیل گروه همکلاسی ها و گروهی درس خواندن: گروهی درس خواندن یکی دیگر از آن اشتباهاتی است که برخی به آن عادت دارند ولی از آن خبر ندارند. گروه درسی به خصوص وقتی پای همکلاسی در میان است، مثل این است که صورت خود را جلوی بینی فردی که سرما خورده است، بگیرید و انتظار داشته باشید که سرما نخورید.
این گروه ها در ظاهر باعث بهتر درس خواندن شما می شود ولی به مرور زمان وقت شما را می گیرد. از آن مهم تر این که استرس و گزارش دادن به دوستان هم از بدی های این گروه هاست. یعنی دوست شما به صورت ریز به ریز در جریان درس خواندن تان قرار می گیرد و چه دلیلی دارد من به عنوان یک کنکوری به دوست خودم گزارش درس خواندن بدهم؟
جز این است که با گفتن «ایول تو رتبه یک می شوی» یا گفتن «کمتر بخون» یا گفتن «بیا اینجا رو کمکم کن راه بیفتم» وقت و انرژی شما را گرفته و به شما استرس می دهد؟ حالا از اتلاف زمان چَت کردن با هم نیز می گذریم. 
16. چک کردن های معتادگونه: دقت کرده اید که حضور در چت روم ها و کمپین ها مثل همان عادت مصرف مواد مخدر است؟ به صورت سرطانی و بدون توجه به زمان، در طول روز بارها و بارها این گروه ها را چِک می کنید؟ چقدر از زمان های شما در آنجا تلف می شود و قبولی خود را به خطر می اندازید. در حالیکه برخی ها در سکوت خبری، مشغول مطالعه و رتبه سازی هستند.
برخی ها که گوشی روی میزشان است و هر از چند گاهی، یک بار روشن می کنند و وارد پیج یا کانال می شوند تا ببینند دوستشان جواب پیام هایشان را داده است یا خیر؟ چقدر زمان سر همین عادت های معتادگونه از دست می دهید؟
17. شلوغ بودن ذهن و درگیری های ذهنی: بچه ها عاشق خانه شلوغ هستند زیرا می توانند در آنجا کلی بازی کنند. مغز ما نیز عاشق ذهن شلوغ است زیرا می تواند خودش را از هر دری به در دیگر بزند و باعث بی انگیزگی و سردرگمی ما شود. کاری کند که بی حال شده و میل به مطالعه نداشته باشیم. خیلی ها عادت کرده اند که شلوغ زندگی کنند.
به همه چیز فکر می کنند، خود را درگیر هر کاری می کنند، در همه جا حضور دارند، پای هر حرفی نشسته اند و به هرچیزی واکنش نشان می دهند. چه لزومی دارد آنقدر شلوغ زندگی کنیم؟ همین حالا خواندن مطلب را متوقف کنید و از خودتان بپرسید چطوری ذهن خودم را دسته بندی کرده و به نظم برسم؟ اگر برای منظم کردن ذهن تان کمک می خواهید در پرسش و پاسخ حتما دغدغه هایتان را بنویسید تا ذهن تان را سر و سامان بدهم.
18. وابستگی به رُمان خواندن و تماشای سرطانی سریال ها: رُمان خواندن و اعتیاد به سریال و فیلم در سال کنکور، رواج و شیوع دارد. علتش این است که دانش آموز کنکوری، می خواهد فشار روانی که روی دوش خودش است را به نوعی تخلیه کند و برای همین، تصمیم می گیرد که خودش را مشغول کار دیگری کند.
می دانید چقدر شبیه یک فرد معتاد، رفتار می کنید اگر این نوع وابستگی را داشته باشید؟ چون همه معتادها هم می خواهند، برای فراموش کردن مشکل یا مشکلاتشان مواد مصرف کنند. همین عادت هاست که مرا وادار می کند در موردشان بنویسم چون می دانم بین یک کنکوری و یک معتاد؛ شباهت های زیادی وجود دارد.
19. رویاپردازی آخر شب: رویاپردازی که یک رفتار کاملا اشتباه است اما بدترین اتفاق رویا پردازی این است که چرخه خواب شما را بهم می زند. فکرش را بکنید که ساعت 12 شب است و می خواهید بخوابید ولی تصمیم می گیرید که رویاپردازی کنید. ساعت از 3 صبح هم می گذرد ولی بازهم رویاپردازی هایتان ادامه دارد.
به نظرتان، کجای موفقیت را قرار است این رویاها را بسازد؟ اگر موفقیت با رویا ساخته می شد که الان 7 میلیارد انسان موفق در جهان داشتیم چون راحت ترین کاری که همه مان بلد هستیم این است که دراز بکشیم و خیال بافی کنیم. 
20. عادت کردن به روز شنبه برای شروع برنامه ریزی: فرض کنید روز چهارشنبه است و برنامه تان را پاره می کنید و می گویید از روز شنبه شروع می کنم. چرا با زندگی خود این کار را می کنید؟ اگر چهارشنبه، درس خواندن را متوقف می کنید پس حتما مشکلی دارید که باید آن را حل کنید و اگر آن را برطرف نکنید بازهم آن مشکل دوباره سر راه تان می آید و مانع درس خواندن تان تمام می شود. 
چرا به جای پرداختن به این سوال که «چرا من درس خواندن را کنار گذاشته ام؟ مشکل یا مشکلاتم چه هستند و راه حلش چیست؟» فقط برنامه را پاره می کنم و می گویم از شنبه با برنامه دیگری شروع می کنم.
21. انتظار معجزه داشتن از روزهای هفته: خیلی از دانش آموزان کنکوری انتظار دارند اگر چهارشنبه درس خواندن را رها کنند و از شنبه شروع کنند، دیگر همه چیز رو به راه می شود. ولی روزهای هفته معجزه نمی کنند. اگر مشکلی وجود دارد که درس خواندن را کنار گذاشته اید پس دلیلی ندارد که از روز شنبه همه چیز خوب شود.
چرا دقت نداریم و باعث می شود دوباره شنبه برنامه بچینیم و دوشنبه پاره کنیم و کنارش بگذاریم و هفته ها یکی یکی خراب شود؟
22. سینوسی درس خواندن و بالا و پایین شدن: یک روز با تمام انرژی و فول تایم درس می خوانید ولی چند روز لای کتاب را باز نمی کنید. این عادت اعتیادآوری است که بسیار شیوع هم دارد و من بیشتر عذاب می کشم که اکثر افراد سینوسی خوان، هیچ تلاشی برای بهتر شدن خودشان نمی کنند. اصلا نمی خواهند متوجه باشند که چرا یکی دو روز می خوانند و چند روز نمی خوانند.
23. افت کردن در روزهای آخر هفته: برخی از دانش آموزان در سال کنکور یک روند تناوبی در روزهای هفته دارند. مثلا روزهای شنبه تا سه شنبه را خیلی خوب درس می خوانند ولی چهارشنبه تا جمعه را رها می کنند. برخی هم می گویند در تعطیلات که همه استراحت می کنند؛ خیلی سخت است که من بخواهم درس بخوانم.
این عادت های دوره ای خیلی شبیه رفتار افراد معتاد است که در زمان های خاصی دچار افت می شود و نیاز به مصرف مواد پیدا می کند تا بتواند به زندگی ادامه دهد. خیلی از کنکوری ها بدون اینکه با خبر باشند این 23 عادت اعتیادآور را اجرا می کنند و متاسفانه اکثرا هم تلاشی برای بهتر شدن شان نمی کنند. روزها می گذرد و رتبه سازی برای کنکور را از دست می دهند.

جمعه 15 شهریور 1398 10:34 ب.ظ
سلام من یه مشکل دارم اینه که وقتی درس میخونم محکم بالای پیشونیمولمس میکنم انگار که درس خوندن برام فشار مییاره این باعث شده موهای یه طرف سرم بریزه و زیباییم رو کمی از دس بدم نمیتونم هم این عادتو ترک کنم.وقتی این کارو میکنم تمرکزم به هم میریزه و اعصابم خورد میشه..به نظرتون من مشکل خاصی دارم
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. دستگاه لیمبیک در مغز ما مسئول لذت هاست. برای همین شما در طی مدت زمانی که این کار را می کردید لذت می بردید و الان که ریزش مو پیدا کرده اید حالتان بد است. حالا این رفتار را چطور باید تغییر بدهیم؟
فقط کافیه که یک توپ مچی بخرید و توی دستتون بگیرید در تمام مدت درس خواندن توپ را در دستی بگیرید که قبلا با موهایتان بازی می کرده. این توپ و دست پر باعث می شود که دیگر نتوانید ناخودآگاه دستتان را سمت موهایتان ببرید. موفق ترین باشید.
معصومه
دوشنبه 9 اردیبهشت 1398 01:25 ق.ظ
یک دنیا ممنونم بابت وقتی که گذاشتید واقعا کمک بزرگی به من کردید. اقای جدیدی بی نهایت به صحبتت هاتون در مورد پسرم و حس عذاب وجدان شدیدم نیاز داشتم.پشت صحبت های شما مطالعه و فکر هست و این باعث میشه با اطمینان به جواب هاتون فکر کنم. از نظر شما پس سن 3 سالگی برای پسر من سن کمی نیست برای اینکه من بخوام به طور رسمی دانشگاهم رو شروع کنم؟ در یکی از پیام ها خوندم که فرمودید از ریاضی چهارم دبستان اگر ضعیف هستیم شروع کنیم میخواستم بدونم پیشنهاد شما برای فیزیک و شیمی چی هست؟ یعنی اگر قرار باشه یک پایه سازی مقدماتی بشه و بعد درسها شروع بشه البته در کنار خوندن زیست پیشنهاد شما چی هست؟ همین طور در مورد ادبیات و گرامر زبان ممنون میشم بفرمایید نظرتون رو.
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم. هیچ مشکلی برای پسر شما پیش نخواهد آمد اگر مادری با روحیه سالم باشید. اگر اینطور باشد که تمام بچه های پزشکان و پرستاران که از شیرخوارگی در مهد بزرگ می شوند بایستی همگی بیمار باشند. شما می دانید چه تعداد کودک در شیرخوارگاه ها بزرگ می شوند؟ سه ساله شدن که دیگر جای خودش را دارد.
در ضمن با این حساسیت اضافه ای که شما دارید، فرزندتان به شما وابسته می شود و این وابستگی برایش ضرر بیشتری دارد. ما حق نداریم هیچ انسانی را وابسته به خود کنیم.
در مورد فیزیک و شیمی اگر پایه درسی ندارید بهتر است از اول دبیرستان شروع کنید. فیزیک اول دبیرستان که در کنکور سوال مستقیم دارد و شیمی اول دبیرستان باعث شکل گیری یک ذهنیت در مورد شیمی می شود.
من در مورد برنامه نمی توانم نظر بدهم چون برنامه ریزی یک علم است و بایستی کلی فاکتور در مورد شما بررسی شود. اینطور نیست که من یک جمله بگویم. موفق ترین باشید.
معصومه
یکشنبه 8 اردیبهشت 1398 02:26 ق.ظ
سلام اقای جدیدی. در مورد درگیری های ذهنی که فرمودید من به شدت دهن شلوغی دارم.متاسفانه مادرم من رو خیلی درگیر مشکلات دیگران می کنند. با اینکه متاهل هستم و شهر دیگه ای زندگی می کنم هر روز که با مامانم صحبت می کنم قبلش میگم خدایا خدا کنه صدای مامانم شاد باشه و حالش خوب باشه. بعد تماس میگیرم. بارها پیش اومده کل مکالمه ما انرژی منفی بوده از تنهایی مادرم. اینکه حوصلشون سر رفته اینکه معدشون درد میکنه اینکه برادرم فلان مشکل رو داره یا چرا خواهرم مظلومه و همسرش فلان رفتار رو کرده. همیشه سعی کردم مشکلات خودم رو نگم صدام طوری باشه که حتی اگر ناراحتم متوجه نشند ولی از وقتی یادم میاد من حتی در خوش ترین لحظات دغدغه خانوادم رو داشتم و این خیلی اذیتم میکنه. مشکل دیگه فکر کردن به گذشته است اینکه چرا من با اون پیشینه روشن و درخشان در مدرسه به اینجا رسیدم چرا نتونستم رشته مورد علاقم قبول بشم و الان با داشتن کارشناس ارشد میخوام برگردم از اول کنکور بدم.چرا تو اون دوران اجازه فلان دخالت رو به خواهرم دادم که در مورد انتخاب رشته من نظر بده چرا از مادرم نخواستم فلان کلاس من رو بنویسه و .... در مورد سرنوشتم کوتاهی کردم و الان هم که میخوام بخونم برای کنکور99 فکرم پیش پسر 20 ماهیه که دارم و حس عذاب وجدان که نکنه در حق اون کوتاهی میکنم چون انشالله با قبولی من مجبوور میشم پسرم رو بزارم مهد و حتی تا چهار یا پنج عصر مجبور هست با سن کمش مهد بمونه نکنه من در حقش ظلم می کنم با این کارم.نکنه کارم اشتباهه و دارم از بچگی پسرم مایه میزارم برای رسیدن به اون چیزی که سال ها قبل در تجرد و سن کم تر می تونستم راحت تر به دستش بیارم و بعد فکر اینکه پس خودم چی مگه من چند بار حق زندگی دارم که بخواد به حسرت بگذره. خیلی روزهای سختی رو میگذرونم.
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. چند نکته مهم در لا به لای صحبت های شما هست که در صورت توجه و اجرا باعث افزایش کیفیت زندگی تان می شود:
1. پرونده های باز زیادی در مغز شما وجود دارد. پرونده مربوط به مادر، همسر، فرزند، خواهر و شوهر خواهر که این پرونده ها بایستی بسته شوند. به چه صورت؟ به این روش که شما در یک جمله باید بتوانید بگویید با توجه به شناختی که از مادر دارید چطور باید با او برخورد کنید تا کمترین آسیب به شما برسد؟
همین سوال را برای بقیه افراد هم بایستی پاسخ دهید. به طور مثال فردی که مادرش حساس است و خیلی زود می رنجد و نگران بچه اش است را چطور باید با او برخورد کرد؟ بایستی همیشه با او شاد صحبت کرد حتی اگر غمی دارید به این مادر نمی شود گفت چون بیشتر از آنکه آرام تان کند باعث به هم ریختن خودش هم می شود.
بنابراین من از شما انتظار داریم که روش درست برخورد با هر عضو خانواده را بلد باشید و به صورت یک دستور العمل یک خطی بتوانید بگویید با مادرم به این مدل، با همسرم این شکلی، با خواهرم به آن صورت رفتار می کنم.
2. یک بخش عظیمی از مغز شما به گذشته و حسرت ها بر می گردد. تکلیف خود را با آن ها روشن کنید. دو راه دارید: اول اینکه تا آخر عمر درگیر گذشته باشید دوم اینکه به این جمله دقت کنید که هر تصمیمی که انسان می گیرد بر اساس تجربه، شرایط زمانی و مکانی، حرف ها و فشارهای آن زمان می گیرد.
اینکه سال ها بعد بگویید فلان کار را چرا نکردم، که هنر نیست چون هرکسی این حرف را می تواند بزند. اما سوال من این است اگر الان، تجربه و شرایط و فشار زمانی و مکانی و روحی آن موقع را داشتید بازهم می گفتید چرا فلان کار را نکردم؟
مسلم است که نمی گویید، متاسفانه ما گذشته خود را بسیار غیر علمی بررسی می کنیم. چون تمام فشارها و شرایطی که در آن حضور داشتیم را پاک می کنیم و در نظر نمی گیریم و فقط وفقط به تصمیمی که گرفته شده فکر می کنیم. در حالیکه آن تصمیم در جا و مکان مشخص و فشارهای خاص خودش گرفته شده است.
در ضمن ما فاکتور رشد را هم نادیده می گیریم. همیشه وقتی رشد کرده و با تجربه می شوید نسبت به گذشته خودتان ناراضی هستید چون همواره می شود بهتر از قبل تصمیم گرفت. به هر روی علم را اگر مد نظر قرار دهید از بند گذشته رها می شوید.
3. مادر که شدید به معنای فدا شدن برای بچه نیست. اینکه بچه شما از صبح تا عصر مهد کودک باشد ظلم حساب نمی شود ولی اینکه بچه شما از صبح تا شب در آغوش مادری حسرت کشیده باشد قطعا ظلم حساب می شود.
رابطه فرزند و مادری رابطه کلامی نیست بلکه یک رابطه غیر کلامی است یعنی فرزند بدون اینکه صحبتی رد و بدل شود از چهره و حتی رفتارهای مادر متوجه شاد یا غمگین بودن مادرش می شود. بنابراین چسباندن پسرتان به خودتان به معنای مادری کردن نیست.
از همه این ها گذشته، فرزند شما زندگی خودش را دارد، شما هم زندگی خودتان را دارید. بایستی در هر دو زندگی گام های موفقیت را بردارید. مادری که از خودش برای بچه اش می گذرد الزاما مادر خوبی حساب نمی شود چه بسا آن مادر با حسرت هایش باعث فشارهای بی جهت به بچه خودش شود.
اگر همین 3 مورد را مد نظر قرار دهید به آرامش ذهنی و دسته بندی مربوطه می رسید. موفق ترین باشید.
نیلوفر
پنجشنبه 29 فروردین 1398 09:07 ب.ظ
سلام آقای جدیدی مرسی که انقدر شکیبایی کردین و منو راهنمایی کردین فقط یه سوال دارم من نمیدونم باید چه جوری مرور کنم نمیدونم وقتی تو یه روز یه فصل از زیست رو می خونم دفعه بعد کی و چه جوری اون فصل رو مرور کنم با خود کتاب مرورش کنم یا با خلاصه یا تست، تو این یه مورد به مشکل برخوردم و واقعا موجب میشه تا تمرکزم رو از دست بدم و همیشه نگران این باشم که مرور نکردم و یادم می ره، راستش میخواستم دیگه بیخیال این کنکور شم و بخونم واسه سال بعداما من که به هر حال ثبت نام کردم و شما به من گفتین که شروع کنم هر چند کم اما شروع کنم منم تا این لحظه اصلا نخوندم اما میخوام شروع کنم به امید خدا و به قول خودتون یه قدم حتی کم بردارم حرفاتون منو خیلی عوض کرد میخوام این دو ماهه رو به خاطر هدفم به خاطر عوض شدنم بخونم واسه یه شروع تازه میدونم یکمی دیوونگیه اما شاید با تلاش بتونم بهش برسم اگر هم نشد خوبیش اینه که یه قدم برداشتم اگه زمین خوردم دوباره درس می خونم اونقدر میخونم که بالاخره یاد بگیرم اون قدر شکست می خورم تا شکست رو شکست بدم اون قدری که این شکستها از من یه الماس بسازه
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. بله شروع کنید. شکست همیشه احتمال بزرگتر هر مسیری هست. شما وقتی برای موفقیت شروع می کنید به احتمال بزرگتر شکست می خورید ولی این موضوع ترسناک نیست چون قسمتی از طبیعته. بعضی ها دوست دارن با حرفای مثبت زندگی کنند ولی آخرش از پرتگاه پرت میشن پایین.
بعضی ها هم تصمیم می گیرند با واقعیت رو به رو شوند. شکست خوردن نشانه انسان بودنه. اما در مورد مرور واقعا من نمی تونم کمک تون کنم چون برنامه ریزی را خیلی روش حساس هستم و نسخه از پیش تعیین شده ای نیست. هر درسی هر بحثی روش و ریزه کاری های خودش را دارد. مرا ببخشید که نسخه پیچی نمی کنم. موفق ترین باشید.
نیلوفر
چهارشنبه 28 فروردین 1398 11:57 ب.ظ
سلام واقعا مرسی که جواب میدین من همه حرفاتونو قبول دارم درست میگین من خودم اشتباه کردم و خودم هم باید برای خودم یه کاری بکنم من فقط میگم چون مدت زیادی تو این شرایط بودم عوارضش برای من کاهش اعتماد به نفسم و اضطراب شدید و ناامیدی و بی مسئولیت شدن شد آقای جدیدی حق با شماست که همه از نظر خانواده حمایت نمیشن اما به خدا این بهانه نیست و من بدون اینکه متوجه باشم کم کم این شرایط روم تاثیر گذاشت و یه جورایی از همه چی دور شدم و باعث یه ناامیدی در من شد اما الان میدونم که اشتباه از من بوده و نباید تحت تاثیر قرار میگرفتم و من باید در راه هدفم میموندم ولی متاسفانه متاسفانه از درس خوندن دست کشیدم و از زندگی و از تحصیل عقب افتادم در صورتی که اگه ادامه میدادم الان شاید پزشک هم شده بودم و خودم مشغول کار بودم اما به نظرم این اتفاقات یه درس شد که دیگه با هر باد و طوفانی نلرزم و خودم رو نبازم،تازه هیج جا هیچ کسی رو ندیدم که مثل شما و بدون هیچ انتظاری و کاملا رایگان این طوری نوجوانا رو راهنمایی کنه و راه رو نشون ما بده و بگه که با هر مسئله ای چه طور برخورد کنیم سایت شما و مطالبی که هر هفته واسه ما منتشر میکنین تو افزایش اطلاعات یه نوجوان خیلی تاثیر داره و مسلما کسی که راهنما و مشاوری مثل شما داشته باشه با کسی که اصلا هیچ اطلاعاتی نداره و تو یه محیط پر تنش و بدون هیچ راهنما و مشاوری باشه که یه جورایی راه رو نشون بده خیلی فرق داره و آخرش هم باعث میشه مثل من چند سالی رو از دست بده تا راه درست رو پیدا کنه و بفهمه که کجا رو اشتباه کرده منظور من فقط همین بود. امیدوارم حداقل دیگه ۲۵ یا ۲۶ بتونم به هدف برسم چون اصلا دلم نمیخواد که دیگه چند سال رو از دست بدم مرسی
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. شما به بنده لطف دارید. من الان تنها نیازی که در شما می بینم یک شروع ساده است. دقت کنید شما از وضعیت فعلی خود رضایت ندارید پس شروعی که می کنید از آن شروع هم رضایت نخواهید داشت.
در نتیجه بدون اینکه به دنبال یک شروع رویایی و خارق العاده باشید و به دور از هر گونه خیال پردازی، فقط و فقط یک شروع ساده را در دستور کار خودتان قرار دهید. حتی تک درس خواندن می تواند یک پیشنهاد خوب باشد. رفته رفته برنامه ریزی تان را پیشرفته و اصولی کنید.
شما نیاز به یک شروع ساده دارید، این شروع ساده، را اگر به دور از توقع و انتظار و خیال و کمالگرایی ادامه دهید قطعا روند درست موفقیت را طی می کنید. موفق ترین باشید.
نیلوفر
چهارشنبه 28 فروردین 1398 09:14 ب.ظ
سلام آقای جدیدی مرسی از راهنماییتون راستش من تو همچین خانواده ای بزرگ شدم یعنی همش تنش و مشاجره بوده و این روی اعصاب و روان من تاثیر بدی گداشته ۲۴ سالمه و تا الان دانشگاه نرفتم نه اینکه هدف نداشته باشم هدف دارم اما براش تلاش نمیکنم نمیدونم می فهمید چی میگم یا نه اما این کشمکش ها و دعواها من رو واقعا خیلی خسته کرده و احساس میکنم یه جورایی روحم خسته شده دلم میخواد خانم دکتر شم و واسه خودم یه زندگی جدید بسازم میخوام آرامش رو تجربه کنم اما نمیدونم واقعا مشکل اصلیم چیه نمیدونم باید از کجا شروع کنم باید چی کار کنم و با این شرایط سخت چه جوری کنار بیام از طرفی اعتماد به نفسم رو هم از دست دادم من به خدا همیشه شاگرد اول بودم اما از یه جایی دیگه بیخیال شدم چراشو نمیدونم اما مطمئنم که توانایی های فوق العاده ای دارم و میتونم تو این رشته آدم موفقی بشم اما مشکل اصلی من شروع نکردنه حس میکنم یه جورایی به زندگی باختم و زندگی ناک اوتم کرده اما هنوزم به هدفم فک میکنم هنوزم تنها و تنها و تنها هدفم پزشکیه ولی مشکلاتی که براتون ذکر کردم من رو یه آدم بی مسئولیت کرده شبیه کسی که تو جاده ماشینشو نگه داشته و داره به ماشینهای در حال عبور نگاه میکنه و حسرت حرکت کردن داره با وجود اینکه ماشین رو داره اما سر جاش وایساده و فقط به ادمای دیگه و موفقیت اونا نگاه میکنه ممنون استاد
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم. یعنی هرکسی مشکل خانوادگی دارد حق پیشرفت کردن ندارد؟ آیا به راه حل های جایگزین برای پیدا کردن مکان مناسب برای مطالعه فکر کرده اید؟ یا حتی استفاده از وسایلی که مانع ورود صدا شوند؟
شاید همین دعواها هم دلیل مصنوعی باشد که مغزتان برای شما درست کرده تا درس نخواندن را بدون عذاب وجدان انجام دهید. من صحبت های شما را فقط در صورتی قبول دارم که به من بگویید در شهر شما کتابخانه نیست، مسجدی نیست که اجازه بدهد شما درس بخوانید یا مدیر مدرسه ای نیست که رفته باشید به او شرایط خود را گفته باشید و اجازه بدهد از یک قسمت مدرسه برای مطالعه استفاده کنید.
یا در شهر شما هیچ کانونی هیچ مرکزی برای مطالعه نباشد. یا از هندزفری و صداگیر و خیلی چیزها استفاده کرده باشید و بازهم نشده باشد. می دانید منظورم چیست؟
منظور من این است که اگر شما به آب و آتش زده باشید برای پیشرفت کردن میپذیرم که واقعا خانواده باعث شده نتوانید موفق شوید ولی اگر منتظر این هستید که یک خانواده ارام، با محبت و دلسوز داشته باشید و در خدمت شما باشند و پذیرایی شوید تا دو خط درس بخوانید. آنگاه خواهم گفت که منطق فکری شما اشتباه است.
هیچ خانواده ای موظف نیست بچه اش را کمک کند. این قانون شماره یک همه دنیاست. انتظار از کسی نداشته نباید داشت. اینکه بقیه خانواده خوبی دارند و شما ندارید دلیلی برای این نمی شود که شما پزشک نشوید.
سوال من این است که آیا هر کسی پزشک شده حتما یک خانواده خوب و محیط ارام داشته است؟ من تمام حرف های شما را فقط و فقط زمانی قبول می کنم که بگویید به آب و آتش زده اید نه اینکه جر و بحث دو نفر دیگر را بهانه ای برای فرار از زحمت کشیدن کرده باشید. موفق ترین باشید.
نیلوفر
چهارشنبه 28 فروردین 1398 07:35 ب.ظ
سلام آقای جدیدی ببخشید برای یکی از کاربران به نام راحیل که سوال کرده بود در مورد تنبلی شما فرمودید که از کجا معلوم که این تنبلی هست و در اثر سایر موضوعات درس نخوندید.منطورتون چیه سایر موضوعات مثل چی میشه یه مثال بزنید آیا یه سری مشکلات خانوادگی هم شامل این سایر موضوعات میشه؟ یا کسی که توی یه خونواده ای زندگی کرده باشه که بیشتر اوقات زندگی یکنواخت بوده و کسی به بچه ها هدف گذاری و تلاش برای اون رو یاد نداده باشه چی؟ در اصل میخوام بدونم آیا خانواده و شرایطی که بچه توش بزرگ شده باشه مثلا مثل مشاجره های همیشگی بین والدین آیا این تاثیر رو تو روحیه و هدف گذاری بچه اون خانواده میزاره؟ آیا امکان داره به خاطر این موضوع بچه های اون خانواده کلا یه جورایی همه چیز براشون بی اهمیت شده باشه و تنبلی کنند؟ممنون میشم من رو راهنمایی کنید
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم. بله خیلی چیزها ممکن است دستاویزی برای نخواندن های ما باشد. هرچیزی که تنبلی حساب نمی شود. تشخیص تنبلی به طور کلی کار ساده و آسانی نیست.
خیلی ها تا کسی که درس نخواند را ببینند می گویند این تنبل است. اما شاید او مشکلاتی دارد. مثل همین دعوای خانوادگی، مثل هدف نداشتن، مثل وسواس مطالعاتی، عقب افتادن از برنامه، وابستگی به مغز، احساساتی زندگی کردن، برنامه نداشتن، شک کردن به خود و ... .
روز اول تیر برای من روز جالبی است چون پذیرشم است و با خیلی ها صحبت می کنم. در همان تماس خیلی ها می گویند آقای جدیدی ما خیلی تنبلیم اما 10 دقیقه بعد می گویند بله بله ما بخاطر فلان مشکل درس نتوانستیم بخوانیم.
به راحتی نمی شود گفت که تنبل هستیم. خیلی صحبت ها باید انجام شود. نیاز به شناخت هست. درک درست از شرایط خود، بررسی مکالمه های درونی و ... . موفق ترین باشید.
جمعه 23 فروردین 1398 06:23 ب.ظ
سلام آقای جدیدی
میتونید درباره ی این که چه طوری آزمونمون رو تحلیل کنیم یه ذره راهنمایی کنید، مثلا فقط شک دار ها رو بررسی کنیم یا نزده ها رو هم بررسی کنیم؟؟ یا این که اصلا از ابتدا همه ی سوالات رو حل کنیم
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. اولا بگویم تحلیل استاندارد آزمون را فقط کسانی می توانند اجرا کنند که برنامه ریزی شان وابسته به آزمون نباشد. کسانی که ازمون به آزمون درس می خوانند اصلا فرصت ندارند تحلیل استاندارد انجام دهند زیرا تا این ازمون تمام می شود باید بدوند و آزمون بعدی را بخوانند.
برای همین همیشه توصیه می کنم برنامه ریزی پیشتاز داشته باشید طوری که درس ها در کمترین زمان بسته شوند و بتوانید مرور و تست زیادی داشته باشید و وقتی آزمون می دهید بایستی آنقدر دستتان باز باشد که در برنامه بعد از آزمون تمام نیازهای آزمون قبلی را براورده سازید. حالا برای یک تحلیل استاندارد باید شش سوال زیر را بررسی کرده و تغییرات لازم را در برنامه بعد از آزمون ایجاد کنید:
1. شماره سوالاتی که غلط زده اید را بررسی کنید. تست های غلط زده جزء سوادتان هستند یادتان باشد که این تست ها سریع ترین مدل سوالاتی هستند که درصد شما را بالا می کشند پس اول از همه علت غلط زنی را مشخص و سپس در برنامه بعد از آزمون خود سعی کنید تغییرات لازم را از نظر تست و مرور ایجاد کنید تا این سوالات به درجه ای برسند که تبدیل به تست صحیح شوند.
2. شماره سوالاتی که شک کرده اید و درست زده اید را بررسی و علت یابی کنید تا در برنامه فردای آزمون این مباحث را در صورت نیاز مرور و تست زنی کنید.
3. شماره سوالاتی که شک کرده اید و غلط زده اید را بیرون بکشید. در برنامه بعد از آزمون حتما این مباحث را بایستی با درس نامه خوانی تقویت کنید چون معلوم است اطلاعات تان ناقص است.
4. شماره سوالاتی که شک کرده اید و نزده اید نشان دهنده سواد ناقص + کم تست زدن است که بعد از آزمون حتما بایستی تغییرات لازم جهت افزایش تست زنی از این فصل ها و درس نامه خوانی را ایجاد کنید.
5. شماره سوالاتی که اگر وقت بیشتری داشتید می توانستید درست بزنید: این مدل از سوالات نشان می دهند که تنوع تستی کمی از آن مبحث زده اید و با وجود اینکه نکات و اطلاعاتش را بلد هستید اما دستتان در تست زنی روان نیست که حتما نیاز است از آن مباحث نیست تست زنی بیشتری داشته باشید. این مورد هم خیلی زود به سواد و تست صحیح تبدیل می شود.
6. شماره سوالاتی که هرچقدر هم وقت بدهند نمی توانید حل کنید. وقت گیرترین نوع سوالات این مدل از سوالات هستند به چند دلیل:
الف) این مباحث جزء سواد شما نیستند پس نیاز به درس نامه خوانی مجدد و یا عوض کردن کتاب آموزشی دارد.
ب) وقت زیادی را باید صرف کنید تا مطلب جا بیفتد.
پ) پس از آموزش چرخه تست زنی و مرور بسیار زیادی را می خواهند تا جز سوادتان شوند.
ت) فرصت مناسبی برای رفع اشکال هم باید براشان بگذارید تا ترمیم شوند.
اما یادتان باشد دقیقا به همین ترتیب آزمون را تحلیل و تغییرات را در برنامه بعدی خود اعمال کنید. اینجاست که مهم می شود که هرکسی بتواند برنامه ای را اجرا کند که زودتر درس ها را بسته باشد و مرور و تست هایش بیشتر باشد و دیرتر در کنکور آزمایشی شرکت کند چقدر می تواند کیفیت کار خودش را بالا ببرد.
همچنین اضافه می کنم که چک کردن درصد و رتبه و تراز و نفر چندم شهر و استان و کشور و.... هستیم بی ارزش ترین اطلاعاتی است که در کارنامه می بینید. متاسفانه موسسات برای پر کردن کاغذ کارنامه این عدد و ارقام بازی ها را در می آورند که هیچ بار اطلاعاتی برای دانش آموز ندارد.
حالا از این بگذریم که به تازگی تقلب کردن در آزمون آزمایشی و از روی هم زدن سوالات برای چشم و هم چشمی های مدرسه و یا پاسخ دادن به پدر و مادر هم مد شده است و دیگر اصلا به اطلاعات کارنامه نمی شود اعتماد کرد. فقط به همین 6 سوال پاسخ دهید و در برنامه بعد از آزمون تغییرات را اعمال کنید تا اثر آزمون را در پیشرفت خود ببنید. موفق ترین باشید.
رها
چهارشنبه 21 فروردین 1398 10:32 ب.ظ
سلام.نظرتون در مورد کتابای انسان خدا گونه و انسان خردمند چیه؟ تاثیر مفیدی تو پیشرفت زندگی میتونه داشته باشه؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. متاسفانه این کتاب را مطالعه نکرده ام و در این زمینه نمی توانم نظری بدهم. موفق ترین باشید.
چهارشنبه 21 فروردین 1398 03:48 ق.ظ
سلام استاد
نظرتان درباره‌ی کتاب تفکر سریع و آهسته چیست؟؟
کتاب بازاری و عامیانه محسوب میشه یا خوندنش سومند هست؟
خلاصش رو که میخوندم در واقع تایید کننده همه‌ی مباحث مغزشناسی بود که شما تاکید می کنید مطالعه کنیم
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. بله یکی از کتاب های ساده و روانی است که در مورد تصمیم گیری نوشته شده است. زیاد با مغزتان آشنا نمی شوید ولی در مورد مغز تصمیم گیر بیشتر آشنا می شوید. تنها ایراد این کتاب این است که بیشتر از نقطه نظر اقتصاد به موضوع نگاه کرده است و شاید زمان نیاز باشد تا با زندگی یک کنکوری تطبیق بدهید. موفق ترین باشید.
شیدا
سه شنبه 20 فروردین 1398 03:53 ب.ظ
سلام استاد خسته نباشید من مشکل منظم نبودن ذهنمو دارم میخوام اگه اجازه بدید به ایمیل تون تمام فکرامو بفرستم اخه بعضیاش خصوصیه میخوام فقط خودتون بخونید خیلی حالم بده الان فهمیدم منظم نبودن فکرم خیلی بهم ضربه زده میشه این کار و کنم؟ممنون ب خاطر مهربونیتون
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم لطف دارید. بله حتما هیچ مشکلی نیست می توانید بفرستید. موفق ترین باشید.
هانا
دوشنبه 19 فروردین 1398 07:34 ب.ظ
باسلام.ممنون از مشاور زبده ای چون شما.مطالبتون بسیااااار زیبا و مفید بود.ممنونم از روشن سازی مشکلات کنکوریایی مثل ما.فقط جای یه جیز خالی هست اینکه فردی مثل من که نیخواد شروع کنه برای کنکوز 99 باید چجوری درس هاشو بچینه در روز؟ کلا توصیه شما برای برنامه ریزی چی هست؟ من ده سال پیش کنکور دادم.الان میخوام شرکت کنم.اون موقع برنامه های مختلفی رو اجرا کردم اما نتونستم پزشکی قبدل شم
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم لطف دارید. برنامه ریزی بسیار موضوع جدی است و اینطوری نیست که من یک جدول بنویسم بگویم اینطوری بچین و بخوان. برنامه ریزی نیاز به شناخت تیپ سوالات هر درس، روش مطالعه هر درس، روش تست زنی، روش خلاصه کردن و روش مرور دارد. تازه اولین چیزی هم که باید حسابی جا بیفتد روش یادگیری درست است.
از طرفی شناخت عادت های مطالعاتی، انتظارات، عادت های رفتاری و طرز تفکر شخص مقابل هم لازم است و بایستی با او صحبت شود تا این مجموعه رفتارها مشخص و اصلاح شوند. یکی از مهمترین دلایل اجرا نشدن برنامه ها همین رفتارهای نادرست است.
خلاصه اینکه همه این عوامل نیاز به پیگیری و مشاوره دارد و اینطوری نیست که با یک جدول برنامه ریزی همه چیز حل شود. یکی نیاز دارد دستش را بگیری از معنی مخرج مشترک شروع کنی یکی دیگر را نیاز است از مکمل سازی کنکور شروع کرد. پایه ها فرق دارد اصول یادگیری به سواد شخص بستگی دارد.
برنامه ریزی را جدی بگیرید. اگر همه چیز خوب باشد ولی برنامه لق بزند پیشرفت نمی کنید و ایست مطالعاتی شروع می شود. بنابراین بنده را ببخشید چون کار غیر علمی نمی کنم و نسخه پیچی کلی انجام نمی دهم. همه چیز باید اصولی باشد. موفق ترین باشید.
یکشنبه 18 فروردین 1398 09:08 ب.ظ
سلام اقای جدیدی ببخشید بازم خیلی ممنون شرمنده من خیلی میام سوال میپرسم دیشب یه سوال داشتم یادم رفت من ریاضیم ضعیفه پایه خیلی ضعیفی داشتم آقای جدیدی پیش نیازهای اصلی درس ریاضی چه مبحثهای هستن مثلا میدونم که باید اتحاد بلد باشیم ولی همشونمیدونم باید رویه چه پایه هایی تسلط داشته باشیم تاورودبکنیم به خود مبحث کنکورواونجا مشکل پیدا نکنیم واینکه اصلا کتابی هست که فقط پایه های ریاضی مث اتحادها وبقیه موارد جداگانه داخلش باشه خیلی ممنون اگه جواب بدین درحقم خیلی لطف کردید
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. خیر هیچ کتابی نیست که فقط پایه های ریاضی را گفته باشد. من هم خودم برای کسانی که با من کار می کنند و پایه ریاضی شان ضعیف است سوالاتی را طراحی کردم و سوال به سوال آموزش می دهم و جلو می رویم. چون در این زمینه منبع مناسب نیست.
برای شما توصیه می کنم از مباحث کتاب چهارم ابتدایی شروع به ورق زدن کنید و ببنید آیا می توانید تمرین هایش را حل کنید. اصلا هم خجالت نکشید. ضعیف بودن ایرادی ندارد ولی ضعیف ماندن چرا. کتاب های ریاضی را هم می توانید از سایت چاپ کتاب های درسی به نشانی chap.sch.ir دانلود کنید. موفق ترین باشید.
یکشنبه 18 فروردین 1398 04:06 ب.ظ
و ی سوال دیگم درباره رشته مهندسی کامپیوتر داشتم
مهندسی نرم افزار رشته جدایی هست یا یکی از گرایش های این رشته است ؟ و اینکه من تجربی ام . طبق دفترچه انتخاب رشته ک خوندم میتونم انتخابش کنم . درسته ؟!
پاسخ رضا جدیدی :
هر کد رشته ای که جدا جدا تعریف شود را می توانید انتخاب کنید. یعنی در دفترچه جلوی هر رشته یک کد عددی وجود دارد. پس آن را می توانید انتخاب کنید. موفق ترین باشید.
راحیل
یکشنبه 18 فروردین 1398 03:50 ب.ظ
سلام روز بخیر
کسی که مدت زیادی تنبل بوده و الان هیچ دستاورد خاصی نداره برای اینکه بخواد شروع کنه و از این وضعیت خارج بشه چه کارایی باید انجام بده؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. خیلی چیزها را باید تغییر دهد. مثلا همین جمله یک خطی شما خودش باید بررسی شود مثلا:
1. ایا واقعا تنبل بوده اید؟ از کجا معلوم در اثر سایر موضوعات درس نخوانده اید؟
2. دستاورد خاص یعنی چه؟ مگر قرار است دستاوردی هم باشد؟ همه آدم ها معمولی هستند مگر اینکه یک روزی یک جایی شروع به تغییر کنند. پس باید کل نگاه شما به زندگی هم عوض شود.
اما از تغییرات طرز تفکری که بگذریم من در مطلب چند هفته بعد قرار است در مورد سبک زندگی صحبت کنم اما کمی از آن را الان می گویم:
اگر می خواهید سبک زندگی خود را تغییر دهید اولین کار عملی این است که خواب خود را روی 7 ساعت تنظیم کنید. اگر خوابتان تنظیم نباشد یعنی یا کمتر از 7 ساعت یا بیشتر از آن باشد قطعا تغییر در سبک زندگی بی معناست.
به هیچ وجه کمتر از 7 ساعت نخوابید ولی بیشتر خوابیدن نیاز به بررسی دارد و شاید خوب هم باشد ولی بازهم بستگی دارد با چه برنامه ای و در چه شرایطی ولی فعلا شما در قدم اول روی تنظیم شدن خوابتان روی این عدد تمرکز کنید.
فعلا مهم نیست که چه ساعتی می خوابید یا چه ساعتی بیدار می شوید فقط مهم است که روی 7 ساعت باشید. اگر خواب تنظیم شد حالا فرصت برای هر تغییر در سبک زندگی فراهم است. خواب را جدی بگیرید. مهم ترین قسمت زندگی یک انسان خواب است.
حالا نوبت به بررسی سه پرسش است:
1. چه خاطراتی، طرز تفکر مرا ساخته است؟
2. عادت های روزانه من چیستند؟ کدام ها درست و کدام ها غلط هستند؟
3. با این خاطرات و عادت ها می توانم به هدفم برسم یا باید آن ها را تغییر دهم؟
این ها را پاسخ بدهید زیرا که سبک زندگی شما را شکل می دهند و در پایان هم یک کار عملی را شروع کنید. مثلا خواندن زیست به تنهایی را شروع کنید. آرام آرام که سبک زندگی تان عوض شد برنامه حرفه ای تر و کامل تر را شروع کنید.
هدف از تک خوانی درس زیست موفقیت در کنکور نیست بلکه شروع عملگرایی است. یعنی قصد فقط ایجاد شرایط عملگرایی است. حالا در مرحله آخر باید به این نکته اهمیت بدهید:
برنامه ریزی درست و اصولی برای ادامه سبک زندگی الزامی است. شما به وضعیت اکثر کنکوری ها نگاه کنید. ناامیدی، استرس، ترس از نتیجه نگرفتن، بی حالی و از زیر درس رفتن شان همیشه بخاطر برنامه نامناسب شان است.
دار و ندارتان بعد از همه این مراحل باید بشود برنامه ریزی. آنقدر برنامه عملیاتی و دقیقی باید بچینید که باعث تداوم شما در 365 روز سال شود. بعد از این برنامه طراحی شد حالا مرحله اصلی شروع مبارزه با دشمن درونی یعنی مغز است.
هرچقدر آگاهی خود را نسبت به مغز افزایش دهید شرایط زندگی برایتان بهتر می شود. یادتان باشد مغز، دشمن درونی هر فرد است. او، درس خواندن را نیاز نمی داند پس با انجامش مخالفت می کند. در نتیجه کسب آگاهی در مورد مغز به موازات درس خواندن برای کنکور یک الزام است. موفق ترین باشید.
یکشنبه 18 فروردین 1398 03:42 ب.ظ
سلام وقتتون بخیر
ببخشید یک سوال درباره ی رشته های بدون کنکور داشتم
بین مدرک این رشته ها که بدون کنکور وارد دانشگاه میشیم با مدرکی ک با کنکور وارد دانشگاه میشن فرق هست ؟
و اینکه اگه بخایم مهندسی کامپیوتر رو از این طریق برییم معدل باید چند باشه ؟ممنون
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. مدرک هر دانشگاهی که بروید ارزش همان دانشگاه را دارد. مثلا وقتی پیام نور بروید دیگر فرقی نمی کند از چه طریقی وارد این رشته شده اید زیرا در نهایت مدرک دانشگاه پیام نور برای شما صادر می شود.
همچنین برخی از دانشگاه های دولتی هم که رشته های بدون کنکور دارند بازهم مدرک همان دانشگاه برای شما صادر می شود. در مورد معدل هم نمی شود صحبت کرد چون بستگی به استقبال بقیه دارد. موفق ترین باشید.
میلاد
یکشنبه 18 فروردین 1398 03:16 ق.ظ
سلام استاد جدیدی ممنون بخاطر مطالب عالیتون هرمطلبی میذارید من مو به مو اجرا میکنم واقعا خیلی دوستون دارم من ازخودم خبر نداشتم چقدر عادتهای بدی داشتم ولی به پاس زحمات شما ومطالب خوبتون بیش از ۹۰درصد عادتهامو کنار گذاشتم الان فقط محکم میخونم استاد جدیدی الا به طور متوسط ومفید روزی ۱۲الی ۱۳ساعت میخونم البته برای کنکور سال ۹۹ بنظرشما بااین وضع وبرنامه ریزی درست میتونم پزشکی دانشگاه تهران قبول بشم ؟وسوال دیگه استاد لطفا بگید بهترین نوع مرور چه جوری باید باشه مثلامبحثی رو میخونیم مرور های بعدیش توچه فاصله ها ی زمانی باشه لطفا راهنمایی کنید خیلی برام مهمه ممنون میشم اگه جواب بدیداستاد عزیزوبزرگوار...
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. موفق ترین باشید. خواهش می کنم. لطف دارید. این مورد به برنامه ریزی شما بستگی دارد و نمی شود اینطوری در مورد برنامه شما نظری بدهم. اما هر چیزی را که می خوانید باید چرخه مرور و تستش را راه بیندازید وگرنه با نخواندن فرقی ندارد.
هرچقدر تعداد مرورها بیشتر و فاصله بین آن ها کمتر باشد برنامه شما حرفه ای تر است. دیگر این به روش درس خواندن و مدل برنامه ریزی تان بستگی دارد که چقدر بتوانید مرور کنید. مرور و تست زنی پی در پی و با فاصله های نزدیک به هم را حتما رعایت کنید.
هرچیزی که بخوانید و مرور و تستش را در فاصله های نزدیک به هم تکرار نکنید مثل این است اصلا آن را نخوانده باشید. یادتان باشد دار و ندار یک کنکوری برنامه ریزی اش است. اگر درست باشد خودش عامل انگیزه و پیشرفت است و اگر مشکلات فنی داشته باشد دایما افتان و خیزان می شوید. موفق ترین باشید.
Nazanin
شنبه 17 فروردین 1398 11:11 ب.ظ
سلام استاد جدیدی عزیز
استاد شما از کی فهمیدین ک باید مفید و عالی زندگی کنین؟ ینی من فک میکنم شما از اولین روز تولد تا الان هر روز مفید زندگی کردین ک با اعتماد ب نفس میتونید سبک عالی زندگیتونو ادامه بدین، ولی یکی مث من تا الان ک ۲۳ سالمه و ۵ سال وقت سوزونده دگ فایده ای نداره تغییر کنم،دگ دیر شده،انگار از اول باید خوب میبودم،نمیتونم خودمو ببخشم بابت گذشته.شما اگ اشتباهی میکردین خودتونو میبخشیدین؟
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. ای کاش واقعا اینطوری بود که از روز اول تولد، هر روز مفید زندگی کردن را بلد بودم. ای کاش واقعا این جمله درست بود. ولی بیایید منطقی باشیم. آیا واقعا کسی هم هست که از روز اول همه چیز را بلد باشد؟
ای کاش من بودم و واقعا می گویم ای کاش این جمله شما در مورد من درست بود ولی خب این جمله هم مثل تمام جملات ایده آل گرایانه، غلط است. واقعیت چیست؟
واقعیت این است که همه ما، اشتباه می کنیم، شکست می خوریم، مسیر را نادرست انتخاب می کنیم. من اگر بخواهم کل سوادم را در یک جمله بگویم این می شود: «اگر شکست را دوست ندارید لطفا انسان نباشید.»
با تمام وجودم شکست را دوست دارم. راستی یک چیز دیگری هم به شما بگویم. من موفق نیستم زیرا هنوز نمرده ام. چون از نظر من موفق بودن وقتی معنا دارد که شخصی مرده باشد و برویم روی برآیند زندگی اش صحبت کنیم و ببنیم مجموع شکست ها و پیروزی هایش باعث می شود او را موفق بدانیم یا خیر؟
من تا وقتی زنده ام خودم را موفق نمی دانم چون هر روز من ترکیبی از شکست ها و پیروزی هاست. خودم را چند دقیقه جای شما گذاشتم. با تجربه خودم اگر در پارامتری های زندگی شما بودم، مطمین باشید شروع می کردم چون مهم نیست که در سن 23 سالگی هستید و چیزی نشده اید مهم این است که برآیند زندگی تان موفق باشد.
اصلا همه این 23 سال تماما منفی و زشت سپری شده است اما حداقل 50 سال دست نخورده باقی مانده و شما وقتی بمیرید حتما 50 سال زندگی موفق به 23 سال زندگی زشت می چربد و وقتی بمیرید بقیه خواهند گفت شما موفق بوده اید.
هنوز نمرده اید بنابراین هر روزتان با شکست و پیروزی همراه است. این قانون زندگی انسانی است. اگر از اشتباه می ترسید با غریزه زندگی کنید درست است که فقط سیری و گرسنگی و تشنگی و خواب را درک می کنید ولی هیچوقت اشتباه نمی کنید.
اما انسان بودن یعنی شکست خوردن و اشتباه کردن. تا وقتی زنده اید می توانید برآیند زندگی تان را موفق کنید. وقتی مردید آنگاه آیندگان قضاوت می کنند که موفق بوده اید یا خیر؟ موفق ترین باشید.
فاطمه
شنبه 17 فروردین 1398 03:40 ب.ظ
سلام
ممنون
متاسفانه من به خاطر وسواس اینقدر درگیر جزییات شدم (منظورم همین وابستگی به ساعت و... هستش) اصل که همون درس خواندن است را فراموش کردم
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. آفرین از واژه درستی استفاده کردید. منظورم «وسواس» است. این رفتار وابستگی به ساعت بعد از مدتی تبدیل به وسواس عقربه ای می شود. امیدوارم تغییرات را از الان شروع کنید. موفق ترین باشید.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.