کلبه مشاوره رضا جدیدی مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور - چگونه در کنکور بهترین باشیم؟ + درمان کمال گرایی

مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور


راه های ارتباطی با رضا جدیدی: شماره تلفن ثابت: 34774341-086 شماره تلفن همراه: 09189580918

چگونه در کنکور بهترین باشیم؟ + درمان کمال گرایی

تیتر این مطلب، یکی از نشانه های کمال گرایی در کنکور است. افرادی که تمایل دارند در کنکور و در کل زندگی شان بهترین باشند. رویایی ترین و بهترین چیزهایی که فکرش را هم نمی کنید در ذهن افراد کمال گرا گردش و چرخش دارد. مثلا اگر یک دانش آموز تجربی، کمال گرا بوده و هدفش پزشکی دانشگاه تهران باشد آنگاه این رفتارها را از خودش نشان می دهد:
  • در آینده به 10 زبان زنده دنیا صحبت می کنم و روی همه آن ها مسلط هستم.
  • هر روز برایم دعوت نامه از کشورهای مختلف خواهد آمد که برای ادامه تحصیل به آن کشورها بروم
  • مرا به سمینارها و کنفرانس های معتبر جهان دعوت می کنند و لقب های خاصی به من می دهند.
  • رازهای ناشناخته پزشکی را کشف می کنم..
  • نامم در تاریخ پزشکی ثبت می شود و به عنوان بزرگترین پزشک جهان شناخته می شوم.
  • بیماران زیادی را نجات می دهم و عمل هایی که هیچ کس نمی تواند انجام دهد را از پسش بر می آیم.
  • همه جهان به من افتخار می کنند و آرزو دارند که جایگاه مرا داشته باشند.
افراد کمال گرا فراموش می کنند که فقط با تلاش کردن است که می شود به هدفی رسید و با پرورش دادن افکار خاص و انتظارات غیرواقعی و دور از انتظار هیچ اتفاقی برایش رخ نمی دهد. دقت کنید که رویاهای یک فرد کمال گرا، عالی ترین و برترین رویاهای جهان است. حتی این افراد بدشان نمی آید همزمان چندین رشته را بخوانند و در هر کدام نیز به کمالات برسند و در اوج باشند.
کمال گراها همه چیز را به صورت تمام و کمال دوست دارند و حاضر نیستند که نقص را بپذیرند

 برای اینکه بدانیم چرا یک فرد به دنبال این است که «چگونه در کنکور بهترین باشد؟» لازم است تا بدانیم افراد کمال گرا چه نشانه هایی دارند.
یک فرد کمال گرا، چند مورد از نشانه های زیر را دارد:
  • یک دانش آموز کنکوری کمال گرا، بزرگترین، دلنشین ترین، بالاترین و دوست داشتنی ترین هدف از نظر بقیه کنکوری ها را به عنوان هدف خود انتخاب می کنند.
  • حداکثرهای غیر واقعی و خیالی را می توانید در آرزوهای یک داوطلب کنکور کمال گرا جست و جو کنید.
  • یک داوطلب کنکور کمال گرا، آخرین مرتبه پیشرفت، سخت ترین گرایش آن رشته، طولانی ترین و ترسناک ترین مسیر را برای تخصص و فوق تخصص را در ذهن خود تصور می کنند بدون آنکه به دنبال علایق خود باشند فقط چون از همه بهتر و بالاتر است برایشان جذابیت دارد.
  • این افراد اگر در اجرای برنامه شان دچار مشکل شوند یا اصلا برنامه شان را اجرا نکنند با خودشان می گویند: «به هدفم می رسم، ولی چیزهایی که تا الان برای رازهای موفقیت شنیده ام برای اهدافی مثل هدف من نیست. رازهای نهفته و کشف نشده ای هست که آن ها را پیدا می کنم.»
  • کمال گراها چون در اجرا کردن برنامه درسی شان دچار می شوند؛ برعکس افراد دیگر که اگر نتوانند برنامه اجرا کنند هدفشان را کوچک می کنند، کمال گراها در این شرایط هدفشان را بزرگتر می کنند چون معتقد هستند اگر هدفشان باشکوه و ارزشمند باشد آن گاه بیشتر برایش تلاش می کنند. و اگر الان نتوانسته اند درس بخوانند برای این است که هدف سان به اندازه کافی بزرگ نبوده است.
  • دانش آموزان کمال گرا اکثر وقت خود را مشغول خیال پردازی و فکر کردن به همه جوانب کنکور و موفقیت در آن هستند و هر روز یک جست و جوی تازه انجام می دهند و کمترین زمان خود را مشغول عملگرایی هستند. برای همین حجم درس های نخوانده شان خیلی زیاد است.
  • وقتی در درس خواندن عقب می مانند تنها راه حل شان این است که یک برنامه کامل و درجه یک و بسیار بسیار ایده آل گرایانه را طراحی می کنند و با خودشان می گویند برای جبران عقب افتادگی ها و جلو زدن از بقیه لازم است، این برنامه را اجرا می کنم. حال آنکه برنامه ریزی غیر واقع بینانه و خیالی است، بنابراین به زودی پاره می شود و به سطل زباله انداخته می شود.
  • از همان روز اول، بالاترین ساعت مطالعه ای که شاید در دنیای واقعی برای هیچ انسانی قابل تصور نباشد را در نظر می گیرند.
  • نظم در بیدار شدن و خوابیدن بدون حتی یک دقیقه جابجایی، نظم در برنامه طبق عقربه های ساعت و نظم در غذا خوردن و استراحت بین درس ها طبق زندگی یک آدم آهنی به آن ها حس خوبی می دهد.
  • با کیفیت ترین مطالعه را از روز اول می خواهند به طوری که کوچک ترین فکر منفی یا یاد نگرفتن معنی حتی یک کلمه می تواند باعث عصبانی شدن و ترک کردن میز کارشان می شود.
  • عمیق ترین تمرکز بدون ایجاد هیچ گونه اختلالی، یکی دیگر از نشانه های کمال گرایی است. آن ها معتقد هستند که کمترین عدم تمرکز به معنای این است که بزرگترین مشکل را دارند و نمی توانند مطالعه کنند.
  • در برنامه ریزی افراد کمال گرا همه چیز کاملا خیالی است. آن ها تمایل به عجیب و غریب بودن دارند. 
  • مشکل بعدی در برنامه ریزی این افراد آن است که دل شان می خواهد همه چیز به صورت جز به جز و دقیق مشخص شود و جای هیچ گونه تغییر و کم و زیاد شدن را هم در نظر نمی گیرند. همه چیز، تمام و کمال مشخص باشد تا آن ها بتوانند به آرامش رسیده و خیال شان راحت باشد که یک برنامه ریزی همه جانبه و کامل دارند.
  • سریع ترین یادگیری آن هم بدون از دست دادن حتی یک کلمه از مطالب، یکی دیگر از ویژگی های دانش آموزان کمال گرا است و آن ها اگر در یادگیری قسمتی از درس ها دچار کندی شوند، استرس می گیرند و از خودشان ناراضی می شوند.
  • برای این افراد، نمره 20 ارزشمند است و آن هم در صورتی که بقیه نمره شان زیر 13 باشد. فقط تمایزهای خاص و فاصله با بقیه و بالاترین ایده آل های غیر قابل دسترس از جمله علایق کمال گراهاست.
  • اگر می خواهید کامل ترین جزوه کنکور را داشته باشید و تا زمانی که همه نکات کتاب های مختلف و فیلم های آموزشی مختلف را در داخل جزوه خود ننویسید آرامش ندارید، آنگاه شما نیز یکی از نشانه های کمال گرایی را دارید.
  • کمال گراها انتظار دارند هرچیزی را که می خوانند فراموش نکنند و نیاز به مرورهای زیاد نباشد.
  • این دسته از افراد همیشه می گویند: هر مدل سوالی، هرجور تستی را از آن مبحث بزنم و با غلط زدن چند تست به کل فرایند مطالعه خودشان شک می کنند.
  • افراد کمال گرا دنبال رازهای خاصی هستند که کسی از آن ها خبردار نباشد و  یک چیزی باشد که فقط انسان های کامل وعالی‌ می توانند به آن ها برسند.
  • اگر افراد کمال گرا کمی از زندگی خسته شده باشند و بارها و بارها برنامه ریزی خود را پاره کنند آنگاه این سوال را زیاد می پرسند که چرا به هدف‌ دیرینه خود تا به حال نرسیدم؟‎ نکند هدفم زیادی کوچک است؟ می خواهم هدف های بزرگتر و عالی تری انتخاب کنم.
  • اگر از یک فرد کمال گرا در مورد آینده تحصیلی اش سوال کنید در جواب می گوید دوست دارم: چند زبان خارجی بلد باشم، چندصد جلد کتاب بنویسم، در بهترین و معروف ترین همایش های جهان شرکت کنم، یک سخنران کامل باشم، فرد مشهور و معروفی در جهان باشم. در بهترین مراکز علمی جهان باشم و بی نظیرترین فرد در رشته خودم باشم و تمام جایزه های معروف رشته خودم را بگیرم.
  • افراد کمال گرا رابطه نزدیکی با خیال پردازی دارند. رویاهای فرد کمال گرا همیشه بهترین، بالاترین و ایده آل ترین رویاهای جهان است. نهایت چیزی که می توانید تصور کنید را بازهم بیشتر کنید تا بدانید فرد کمال گرا از هرچیزی دنبال بهترینش است. حتی خانه اش، بهترین خانه، ماشینش گران ترین ماشین، لباسش فاخرترین لباس، مدرک علمی و رشته و گرایشش خاص ترین رشته
  • قوه تخیل بالا و خیال پردازی بسیار کامل و بی نقص را فقط در افراد کمال گرا می توانید جویا شوید. آن ها در شکل گیری هر اتفاقی به بهترین و کامل ترین شکل ممکن خیال پردازی می کنند حتی می توانند اتفاقات تلخ را آنقدر با بدترین و سخت ترین پیامدها گره بزنند که حتی در خیالی ترین فیلم جهان هم نتوانید آن را ببینید.
  • یک دانش آموز کمال گرا هدف اصلی اش این است که  بی‌عیب‌ و‌ نقص به نظر برسد و جنبه هیچ گونه کمی و کاستی را ندارد. او به این جمله معتقد نیست که روز به روز پیشرفت می کنی بلکه معتقد است بهترین حالت را از همان روز اول داشته باشم. این دانش آموزان، احساس می‌کنند که دیگران آن‌ها را فقط در صورتی دوست دارند که بی‌نقص باشند.
  • یک شروع بی نظیر، خاص، طوفانی و بسیار بزرگ از آرزوهای یک داوطلب کنکور کمال گراست به طوری که همین موضوع باعث می شود آن ها هیچوقت از شروع هایشان راضی نباشند و پاره کردن برنامه از عادت های تکراری شان است.
  • تلاش یک دانش آموز کمال گرا رسیدن به یک ایده‌آلِ دست نیافتنی یا اهداف غیر واقع‌بینانه ای است که هیچ انسانی در هیچ کجای جهان حتی فکرش را هم نکرده باشد. 
  • یک کنکوریِ کمال گرا از اشتباه کردن می ترسد و نگرانی دایمی اش این است که نکند شکست بخورم و باعث تحقیرم شود. او همیشه فکر می کند که دیگران از او انتظارات بسیار بالایی دارند و همیشه به برنامه ریزی، اجرا و درس خواندن خود شک می کنند و این سوال برایشان مطرح است که نکند من بهترین کیفیت را ندارم؟
  • کمال گراها یک دغدغه همیشگی دارند: یا همه چیز کامل باشد یا اگر قرار است قسمتی از آن نباشد؛ بقیه اش را هم نمی خواهند. به طور مثال، اگر در یک روزی، مجبور باشند 2 ساعت را به انجام کار غیر درسی اختصاص دهند آنگاه کل آن روز را درس نمی خوانند چون در آن روز همه چیز کامل در اختیارشان نبوده است.
  • از نشانه های افراد کمال گرا می توان به عملگرا نبودن اشاره کرد زیرا آن ها دغدغه های زیادی مثل ترس از شکست، ترس از کامل نبودن، ترس از نادیده گرفتن موضوعات دیگر را دارند و از مرحله تفکر و نگرانی های آن خارج نمی شوند.
  • بی حالی، حالتی از افسردگی و وسواسی شدن از دیگر علامت های فردی است که کمال گرایی می کند. این افراد معمولا زود از خودشان خسته می شوند و همیشه با گفتن اینکه من مشکلاتی دارم که تا آن ها حل نشود نمی توانم درس بخوانم، برنامه کنکورشان را کنار می گذارند.
  • افراد کمال گرا، با شک و تردید زیاد و بعد از مدت زمانی که هیچ عملی را انجام ندادند به حالتی از ناامیدی می رسند. بیشترین ناامیدی را در این افراد می توانید مشاهده کنید.
  • وسواس در تصمیم گیری یکی دیگر از نشانه های دانش آموز کمال گرا است. او همیشه به دنبال بهترین تصمیم و عالی ترین مسیر خوشبختی و موفقیت است برای همین کم کم دچار وسواس در تصمیم گیری می شود و با این سوال رو به رو می شود که نکند راه بهتری هم وجود دارد که من از آن خبر ندارم؟
  • افراد کمال گرا خیلی سخت شروع می کنند ولی خیلی راحت کنار می گذارند. در یک مدت زمان کوتاه، بارها و بارها درس خواندن را رها می کنند و با این فکر که یک برنامه بهتر و کامل تر می نویسم و دوباره شروع می کنم، روزهای خود را هدر می دهند. تناوبی درس خواندن از دیگر ویژگی های آنان است.
  • کمال گراها اعتقادی به پیشرفت های روزانه ندارند. آن ها فقط روی نتیجه تمرکز می کنند و تقریبا هیچ کار عملی برای رسیدن به هدف هم انجام نمی دهند فقط می توانند عالی ترین هدف ها را در ذهن پرورش بدهند.
چطور می شود از کمال گرایی رها شد؟ برای حل شدن مشکل کمال گرایی، ابتدا نیاز داریم که کلید واژه های مهم زندگی آن ها را لیست کنیم. به کلید واژه های زندگی این افراد دقت کنید تا اطلاعات مهمی را بدست اورید:
  • بالاترین انتظارات 
  • توقعات غیرواقع بینانه
  • اغراق و بزرگ نمایی در خواسته ها و اهدافش
  • کامل ترین هدف
  • بزرگ تر کردن هدف برای بیشتر تلاش کردن
  • شک کردن به هدف
  • کامل ترین برنامه
  • علاقه به خیال پردازی 
  • مشخص شدن تمام جزییات مسیر رسیدن به هدف
  • ترس از نادیده گرفتن برخی جزییات
  • بهترین شروع
  • تاخیر در شروع
  • بالاترین کیفیت مطالعه
  • بیشترین تمرکز هنگام درس خواندن
  • ترس از کامل نشدن یادگیری تا روز کنکور
  • ترس از فراموشی
  • نوشتن کامل ترین جزوه خلاصه
  • ترس از تست های غلط زدن
  • ترس از شکست خوردن
  • ترس از عیب و نقص داشتن
  • همه چیز بهترین حالت خودش باشد
  • وسواس در عمل و تصمیم گیری
  • خستگی و افسردگی از اجرایی نشدن برنامه ها
  • ناامیدی از موفقیت و هدف گذاری
  • رازهای کشف نشده و خاص را دوست دارند تا بتوانند با آن ها کامل شوند
این کلید واژه ها نشان می دهد که لازم است یک فرد کمال گرا چه تغییر نگرش هایی در زندگی اش بدهد. اگر این کلید واژه ها از زندگی یک فرد حذف شود آنگاه او زندگی واقعی خود را شروع می کند. حال به این سوال پاسخ بدهیم که کجای طرز فکرهای یک فرد کمال گرا دچار مشکل است که او خود را با کلید واژه های بالا اذیت می کند؟ در فهرست زیر می توانید این اشتباهات در طرز تفکرشان را بخوانید:
  • دانش آموزان کمال گرا از روز اول برنامه ریزی به دنبال بهترین حالت خود هستند که این طرز تفکر غلط است. برنامه ریزی برای کنکور قرار است کاری کند که شما از شرایط واقعی و فعلی خود، طبق یک روند مشخص شروع به ارتقا کنید و اگر قرار است که از روز اول، همه چیز عالی و دقیق و درست باشد، دیگر به برنامه نیاز نیست.
  • این مدل از افراد فکر می کنند که ارزشمندی و هدفمندی به این است که کامل ترین، بالاترین و با کیفیت ترین چیزها را بخواهی ولی برای اینکه در دنیای واقعی به موفقیت برسید لازم است عمل گرا باشید و با تصور ذهنی اینکه کامل ترین چیزها برای شماست هیچ اتفاقی رخ نخواهد داد.
  • زندگی در دنیای واقعی همراه با خطا، اشتباه و شکست است. اما افراد کمال گرا زیر بار این واقعیت نمی روند که اگر موفقیت را می خواهند بنابراین جنبه شکست خوردن را داشته باشد. انسان با اشتباه زندگی و رشد می کند. آن ها با خودشان می گویند که اشتباه کردن یک گناه نابخشودنی است و نباید اشتباه کنند.
  • تصور اینکه انسان از یک پله، کارش را شروع و سپس متناسب با توانمندی هایش رشد می کند را در طرز تفکر دانش آموزان کمال گرا نخواهید یافت. آن ها می گویند یک شروع باشکوه داشته باشید و اگر شروع تان خوب باشد آنگاه انگیزه خیلی خوبی برای ادامه می گیرید. کسی که شروع بد یا ضعیفی داشته باشد آنگاه وای به حال ادامه و انتهای آن مسیر.
  • همه چیز بهترین خودش باشد. چند درصد احتمال دارد که همه چیز بهترین خودش باشد تا یک دانش آموز بخواهد برای کنکورش درس بخواند؟ 
  • شک کردن به جزوه، کتاب های کمک درسی، به خلاصه ها و برنامه یکی از عادت های فکری در دانش آموزان کمال گرا است. آیا کسی که دوست دارد در کنکور بهترین باشد اصلا می تواند آرامش داشته باشد؟ او می خواهد بهترین جزوه خلاصه، کامل ترین نکات، عالی ترین شرایط را تجربه کند و این طرز تفکر رخ نمی دهد زیرا در یک بازه یک ساله برای کنکور، روزهایی هست که بالا و پایین شوید و روند همیشه عالی پیش نخواهد رفت.
در زندگی دو  مدل نقطه وجود دارد. 1- نقطه ایده آل 2- نقطه بهینه. کمال گراها عاشق نقاط ایده آل هستند. نقطه ایده آل به معنای بهترین، کامل ترین، بالاترین و با کیفیت ترین شرایطی است که حتی اگر برای یک کنکوری در دنیای واقعی هم رخ ندهد اما برای یک دانش آموز کمال گرا جذاب است. 
نقطه بهینه، همان نقطه ای است که در زندگی واقعی می تواند رخ دهد و همه چیز منطقی و شدنی چیده می شوند به طوری که یک انسان بتواند، آن ها را اجرا کند. مهم ترین تفاوت نقطه ایده آل و بهینه در این است که در نقطه ایده آل همه چیز، به بهترین شکل ممکن و با بالاترین کیفیت ذهنی و خیالی در نظر گرفته شده است حتی اگر هیچ وقت در زندگی واقعی قابل دست یافتن نباشد ولی در نقطه بهینه همه چیز متناسب با شرایط فعلی آن داوطلب کنکور چیده شده است و روز به روز ارتقا پیدا می کند.
اگر یک دانش آموز یا داوطلب کنکور کمال گرا هستید از امروز این موارد را به عنوان قوانین زندگی خود اجرا کنید تا شاهد پیشرفت روز افزون خود باشید:
  • حداقل هدفی که می تواند نیازهای انسانی مرا برآورده کند را طراحی می کنم: یعنی مثلا اگر می خواهم پزشک شوم. حداقل هدفم این است که یک پزشک ماهر و خوب در شهر خودم باشم که کارش را روز به روز بهتر انجام خواهد داد. اگر شرایط در ادامه راه فراهم باشد این پزشک قطعا پله به پله ارتقا پیدا می کند. لزومی ندارد که من بگویم می خواهم یک پزشک مشهوری بشوم که روی 10 زبان مسلط است و چند تخصص دارد و هر روز سمینارها و همایش های بین المللی حضور دارد.
  • حداکثر وجود ندارد. از امروز قانون زندگی ما این است که برای حداقل ها زندگی می کنیم چون حداکثری وجود ندارد. شما اگر روی 10 زبان مسلط شوید زبان یازدهمی هم وجود دارد و اگر یازدهم را بیاموزید آنگاه زبان دوازدهم هم هست. در نتیجه در این دنیا حداکثر معنی ندارد. از الان با خودم فقط روی حداقل ها توافق می کنم و یک جمله را می دانم وقتی در مسیری بیفتم در همان مسیر متناسب با شرایط آن موقع پیشرفت می کنم و نیازی نیست از الان برای پیشرفت هایم نقشه بکشم. فقط کار امروزم را اجرا کنم تا قطعات پازل چیده شود.
  • برنامه ریزی نیاز است که شدنی و قابل اجرا باشد. یعنی دست از برنامه رویاپردازنه، غیر واقعی بردارید و به دنبال یک برنامه برای دنیای واقعی باشید.
  • به این عبارت دقت کنید: «نقطه ای که می خواهید از آن شروع کنید اصلا شرایط خوبی نیست چون اگر شرایط این نقطه خوب بود که نیازی به هدف گذاری نداشتید. از نقطه ای که الان در آن حضور دارید رضایت ندارید که می خواهید برای  هدف بزرگتی تلاش کنید» در نتیجه این طرز تفکر که یک شروع خوب داشته باشم را کنار بگذارید اتفاقا قرار است یک شروع عادی داشته باشید چون شرایط این نقطه ای که در آن قرار دارید عادی است و قرار است بعدا ارتقا یابد.
  • هیچ جزوه ای کامل نیست. اگر می شد یک جزوه کامل بنویسید این همه معلم با این همه سال سابقه تدریس، یک کتاب جامع و کامل می نوشت و می گفت همه نکات کنکور که حتی بعدا قرار است بیاید نیز در کتاب من هست. چیزی که امکان ندارد را نخواهید. به جای آن به این طرز تفکر اهمیت بدهید که یک جزوه اولیه تهیه می کنم و این جزوه در طول زمان با تست زدن و مطالعه کردن هایی که در چرخه های مرور و تست دارم کامل تر می شود.
  • از تهیه چند مدل کتاب و سی دی برای هر درس دست بردارید. این که فکر می کنید همه چیز را بررسی کنید خودش طرز تفکر کمال گرایی را بدتر می کند. مطمئن باشید با جلو رفتن و مرور و تست های آینده آرام آرام نکات جدیدتر را خواهید آموخت.
  • قرار نیست که وقتی می خواهید تست بزنید حتما یک جزوه کامل و درجه یک داشته باشید و بعدا تست زدن را شروع کنید. یادتان باشد که تست زدن خودش مهم ترین قسمت یادگیری است و اتفاقا با تست زدن، می خواهید نکات جدید یاد بگیرید و به جزوه تان اضافه کنید. 
  • در دنیای واقعی خطا وجود دارد. کمال گرایی را کنار بگذارید و این طرز تفکر را حاکم کنید که ممکن است در مسیر کنکور، این شرایط پیش بیاید که چندین و چند تست را غلط بزنید، یا مطلبی را که بارها و بارها خوانده اید را بازهم فراموش کنید. این جهان  واقعی است. اگر می خواهید موفق شوید قواعد زندگی در دنیای واقعی را بپذیرید.
  • یک پای هر تلاشی شکست خوردن است. اگر ظرفیت و جنبه شکست خوردن را ندارید آنگاه بهای موفقیت را پرداخت نکرده اید. پای خود را روی زمین بگذارید و با معادلات آن زندگی کنید و شکست را بپذیرید. رویاهای شما زیباست و در آن خیال پردازی ها یک فرد موفق و خوش نام و بزرگ بوده اید اما این جا روزگار واقعی است که برای موفق شدن نیاز است با آغوش باز با شکست ها، برخورد کرد.
  • ارزش انسان به این نیست که شکست نخورد، اشتباه نکند و بی عیب و نقص باشد. ارزش انسان به تلاش کردن است. با این طرز تفکر زندگی می کنیم که حق طبیعی مان است که شکست بخوریم و از اول شروع کنیم و نگران قضاوت های دیگران نیستیم.
  • از همین حالا، 10 برابر مدت زمان فکر کردن را عملگرایی کنید. یعنی اگر امروز فقط 15 دقیقه فکر کردید، آنگاه 150 دقیقه کار کنید و تا این مدت زمان را کار عملی انجام نداده اید حق دوباره فکر کردن ندارید. این قانون را من هم در زندگی خودم استفاده می کنم. 
از این به بعد دغدغه زندگی تان این باشد که به نقطه بهینه برسید نه نقطه ایده آل. آنچه در این جهان محقق می شود نقاط بهینه هستند یعنی نقاطی که در آن هیچ چیز کامل نیست و در بهترین حالت خودش قرار ندارد. هرچیزی می تواند کامل تر و بهتر از آن چیزی شود که الان هست ولی همین نقطه بهینه یک نقطه ارزشمند است زیرا حداقل خواسته ای است که نیازهای انسانی ما را برآورده می سازد.
هر نوع هدف گذاری، برنامه ریزی و فعالیتی که می خواهید انجامش دهید را با این سوال هماهنگ کنید که آیا آنچه دارم طراحی می کنم، کامل در نظر گرفته شده یا قرار است در طول زمان کامل شود. آیا بهترین را از روز اول می خواهم یا بهتر شدن روز به روز را می خواهم؟ 
کمال گرایی در معنی قشنگ و لذت بخش است و خیلی خواستنی به نظر می رسد که هرچیزی در بهترین حالتش رخ دهد ولی راستش را بخواهید بر روی زمین، فقط بهینه ها رخ می دهند یعنی هرچیزی را که بدست می آورید ارزشمند ولی ناقص است. هیچ چیزی هیچ وقت کامل نیست و دنبال کامل بودنش نباشید. 

افرا
سه شنبه 31 اردیبهشت 1398 11:31 ق.ظ
سلام آقای جدیدی.این مقاله خیلی مفید بود و باعث شد کامل مشکل خودم رو متوجه بشم آقای جدیدی من ۲۲ ساله هستم بدون تحصیلات دانشگاهی همیشه تو زندگیم دچار مشکل بودم تا اینکه این متن رو در اینترنت پیدا کردم حدودا یک ماهی میشه که این متن رو خوندم اما امروز بالاخره تصمیم گرفتم براتون بنویسم تمام مشکلاتی که در این مقاله در مورد افراد کمال گرا گفتید رو من در زندگیم تجربه کردم و به همین خاطر متاسفانه درس و دانشگاه رو از دست دادم به خاطر اینکه همیشه هم حتی سوم دبیرستان و امتحان نهایی معدلم ۲۰ کامل بود همیشه بهترین ها رو میخواستم و این به من ضربه زد از یک ماه گذشته تا الان دارم سعی میکنم که این مشکل رو از زندگیم حذف کنم و خداروشکر حالم روز به روز داره بهتر میشه و میخوام قدم قدم برای رشد اخلاق و شخصیتم تلاش کنم میخوام کنکور شرکت کنم و پله پله برای رسیدن به موفقیت تلاش کنم فقط ازتون یه سوال دارم یه سوال کلیشه ای اینکه سن من واسه ورود به رشته پزشکی دیر نیست؟ چرا وقتی از کسانی که تو کار مشاوره کنکور هستن می پرسم میگن دیگه پزشکی از این سن فایده ای نداره و الان باید تمومش میکردی نه اینکه تازه تو بخوای کنکور شرکت کنی و قبول بشی دلیل این حرف ها چیه آیا واقعا دیر شده از چه نظری به من میگن دیر شده؟ من سال های طولانی دچار مریضی به اسم کمال گرایی افراطی بودم حالا که مشکلم رو پیدا کردم حالا که میخوام واسه هدفم برای اولین بار تو زندگیم قدم بردارم واسه اولین بار به زندگی سلام کنم و از اون پیله ای که خودم با تفکرات سطح پایینم واسه خودم ساختم بیرون بیام چرا سنم رو میکوبن به سرم که دیگه فایده نداره؟ راستش من یه دختر عمو دارم که ۴ سال از من کوچکتره و داره پزشکی میخونه یعنی تازه قبول شده و به خاطر اون خانواده ام من رو مسخره میکنن میگن اونی که معدلش از تو خیلی کمتر بود پزشک شده و تو داری مگس میپرونی بدون اینکه هیچ کدوم از این مشکل کمال گرایی من باخبر باشن خوشحالم میکنید اگه من رو ار تجربیاتتون بهره مند کنید مرسی
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. به ترتیب شماره گذاری پاسخ می دهم:
1. هیچوقت در مورد هدفتان با کسی مشورت نکنید: این اشتباه وحشتناک بدی است که خیلی از کنکوری ها انجام می دهند. بر اساس نیازهای انسانی خودتان هدفی را انتخاب کرده اید و وقتی این هدف را به کسی می گویید مطمین باشید اکثر افراد، شما را مسخره و توهین می کنند، چون آن ها از نیازهای انسانی تان خبری ندارند.
هدف کاملا شخصی است. شما هستید که تعیین می کنید به چه هدفی برسید و اصلا و ابدا ربطی به دیگران ندارد. لطفا همین الان مطلب «هدفتان را به کسی نگویید» را مطالعه و فیلمی که در آن هست را مشاهده کنید تا به آگاهی عمیق تری در مورد این برسید که چرا وقتی هدفتان را به دیگران می گویید شروع به کوبیدن تان می کنند.
2. انسان های معمولی جامعه و حرف هایشان هیچ ارزشی ندارد: ببنید مغز ما یک اشتباه عمدی بد دارد. آن هم اینکه می گوید: «هرکسی به تو نزدیک تر است پس حرفش درست تر است» طبق این فرمول ما فکر می کنیم اگر پدر یا مادر حرفی بزنند چون خیلی به ما نزدیک هستند پس حرفشان درست و مهم است. حالا آیا شما حاضرید نوار قلب تان را به پدرتان نشان دهید؟ مسلم است اگر ایشان متخصص نباشد هرگز و ابدا.
ولی همین شما در مورد هدف زندگی تان هرچه بابا و مامان بگویند، تحت تاثیرشان قرار گرفته و ناامید می شوید. من عاشق پدر و مادرم هستم و خودم را نوکرشان می دانم ولی هدف موضوع شخصی است. این من هستم که تصمیم می گیرم چطور زندگی کنم.
احترام به پدر و مادر بسیار شیرین و واجب است ولی احترام را با هدف گذاری و پایبندی به هدفتان اشتباه نگیرید.
3. مقایسه ای زندگی نکنید: هیچ اهمیتی ندارد که چه کسانی موفق شده اند. بیخودی برای خودتان استرس و فشار روانی درست نکنید. اصلا همه دوستان و فامیل و همسایه های شما پزشک و دندانپزشک هستند خب این موضوع چه ربطی به زندگی شخصی شما دارد؟
مقایسه کردن خودتان با دیگران و حتی اجازه دادن به بقیه که شما را با دیگران مقایسه کنند یک توهین به شماست. من هم وقتی در سن و سال شما و حتی کمتر بودم، خیلی مرا مقایسه می کردند که یک روز در نهایت ادب و احترام به کسی که همیشه مرا مقایسه می کرد این را گفتم:
فلانی را می شناسی؟ او هم سن توست، هم پولدار است هم تحصیل کرده. چرا تو مثل او نیستی؟ من هم می خواستم تو مثل او باشی. از آن روز به بعد دیگر هیچ وقت مقایسه ام نکردند می دانید چرا؟ چون خیلی مودبانه درد مقایسه شدن را به آن ها چشاندم.
چرا همیشه ما را مقایسه کنند؟ یک بار هم شما دیگران را جلوی خودشان با نهایت احترام مقایسه کنید. جلوی مقایسه را به همین شیوه ای که گفتم بگیرید.
در ضمن خودتان که عمرا نباید از درون کسی را با خود مقایسه کنید. کلا مقایسه را از زندگی حذف کنید. انسان خیلی موجود با ارزشی است. مغز ما به وسیله همین مقایسه ها همیشه لگدمال مان می کند. هیچ دیده اید که کسی در مقایسه پیروز شود؟ همیشه مغزمان ما را مقایسه می کند تا نابودمان کند.
خلاصه صحبت ها اینکه: 1- وقتی هدفتان را برای بقیه بگویید شما را مسخره می کنند، 2- زندگی شخصی خودتان را باید انجام بدهید 3- جلوی مقایسه های درونی و بیرونی را بگیرید. موفق ترین باشید.
invincible girl
سه شنبه 3 اردیبهشت 1398 11:28 ق.ظ
اصلام نمیتونم بیخیال کنکورشم اما با این وضع درس خوندن به رشته ی آمپول زنی دوقوز آبادم من نمیرسم
بخصوص بخاطر اینکه دبیرستانمم نابود بود درس خوندنم
انتظاراتمم بالاست از خودم
اما خانواده م کاری به کارم ندارن در مورد درس و دانشگاه و سخت گیری ای ندارن که الآن میگم ای کاش از اول داشتن چون من شاید اگه زور بالاسرم بود شاید وضعم بهتر بود اما اونام هیچوقت زورشون به من نمیرسید:/
اما اینم نیست که همه چیز در اختیارم باشه و یا تو آرامش مطلق باشم
یه کار خیلی بدشونم این بود که هی همیشه میگفتن مریم باهوشه مریم فلانه مریم فلان میشه اما واقعا من یه هوش معمولی دارم درسای دبستان و راهنمایی هم واقعا شوخین من شب امتحانم کامل نمیخوندم نمرم خوب میشد و چقدر بد که نمیخوندم چون رویه مو تو دبیرستانم ادامه دادم و ضربه خوردم چون تازه اونجا درسا واقعا درسن
واقعا معذرت میخوام انقدر حرف زدم:(
یه سوال دیگه م دارم اینه که الآن نمیدونم چطور بخونم منظورم اینه که وقت باقی مونده به کنکور نود و هشتو بشینم عمقی بخونم اما تعداد مبحث کمتر (چون تا الآن مثلا هرچی خوندم و میخونم چون اونقدر کیفیت نداره اکثرا یادم میره و وقت هم کمه)منم هی استرس دارم که نکنه رتبه نود و هشتم خیلی ناجور شه (هدف اصلیم کنکور نود و نهه) یا اینکه مبحث بیشتر بخونم اما نه اونقدر خوب
خودم دلم میخواد درست و حسابی بخونم هرچی میخونمو اما از یه طرفیم اگه اونجوری بخونم وقت گیره ینی مثلا یه فصل زیستو باید چند روز بیفتم روش تا بتونم یادش بگیرم و بدردم بخوره و روش به تسلط نسبی ای برسم اینطوری مباحثی که میتونم تو کنکور بزنم کمن آخه استرسمم زیاده بخاطر اینکه پارسال که پیش بودم کنکور ندادم و امسالم دیر شروع کردم
نمیدونم چیکارکنم
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. چند مورد در خصوص شرح حالی که از زندگی تان نوشته اید وجود دارد:
1. اگر به بدختی ها فکر می کردید و سعی در ارایه راه حل داشتید بسیار عالی می شد. مثلا وقتی به این فکر می کردید که دزدی کیف شما را زده حالا باید چکار کنم و راه حل چیست؟ الان کلی از نظر شخصیتی تقویت شده بودید ولی مشکل اینجاست که شما به بدختی فقط فکر می کردید و خود را تباه شده تصور می کردید برای همین فکر کردن به بدختی با فکر کردن به خوشبختی هیچ فرقی ندارد در نتیجه شما هم کمالگرا هستید. کمالگرایی که بدترین بدبختی ها را تجربه می کند.
2. زور بالای کسی باشد درس بخواند؟ اگر اینطوری بود که شغلی به اسم جلاد درسی درست می شد و هر کنکوری یکی را استخدام می کرد که جلادش او را بزند تا درس بخواند. این استدلال ها چیست؟ لطفا در مورد خود و زندگی تان، علمی صحبت کنید نه احساسی.
3. کلا هوش و باهوش بودن را فراموش کنید. واقعیت این است که رفتارگرایان ثابت کرده اند که انسان سالم توانایی رسیدن به هر چیزی را دارد بنابراین مفهوم تیزهوش و کم هوش کاملا متنفی است. بنابراین کسی خودش را پشت این اصطلاحات پنهان نکند. ان شالله به زودی مطلبی در مورد هوش و باهوشی خواهم نوشت و در آنجا سیر تاریخی این هوش و تیزهوشی را باز می کنم تا متوجه شوید چقدر با این کلمه خود را سرزنش کرده یا دلداری داده اید.
4. سابقه تحصیلی و خاطرات خوش و تلخ، هیچ وقت ملاک امروز شما نباید باشد. اصلا مهم نیست کهک معدل شما در تمام دوران تحصیل 20 بوده یا چند بوده؟ مهم امروز شماست.
5. شما دقیقه نودی بودن را هم دارید که مطلبش را بخوانید تا از آن جهت هم شروع به تغییر کنید.
6. اما در مورد برنامه ریزی، بایستی عرض کنم که دار و ندار یک کنکوری برنامه ریزی اش است. برای همین در برنامه ریزی سعی کنید بیشترین دقت را کنید و به جای احساسی بودن، سعی در استفاده از منطق داشته باشید.
من چون شناختی از پایه درسی، نحوه یادگیری، قدرت مطالعاتی و مشکلات روحی و درگیری فکری شما ندارم برای همین نمی توانم بگویم چطور باید برنامه بریزید ولی شما را دعوت به تحقیق برای رسیدن به یک برنامه خوب و اصولی می کنم. برنامه ای که
1. قابل اجرا باشد
2. درس ها را در کمترین زمان جمع کرده و خلاصه هایش را آماده کند.
3. مرور های نزدیک به هم داشته باشد
4. تست های نزدیک به هم داشته باشد.
5. فرصت برای رفع اشکال داشته باشد.
6. فرصت برای عقب افتادن ها داشته باشد.
7. هنر آزمون دادن را در آن به شما آموزش دهد. موفق ترین باشید.
invincible girl
سه شنبه 3 اردیبهشت 1398 11:26 ق.ظ
سلام آقای جدیدی وقتتون بخیر
آقای جدیدی از دست خودم خسته شدم نصف بیشتر زندگیم به فکر و خیال پردازی رفته نمیدونم چطور باید مهارش کنم از وقتی که یادم میاد بیشتر ساعات شبانه روزم با فکر و خیال میگذشته حتی از بچگی
مثلا حداقل 4،5 ساعت پشت سرهم میشستم روی مبل و پشت هم خیال پردازی میکردم و نه چیزای خوب خیالاتم به شدت خشن بود یعنی بیشتر از اینکه مثل کمالگراها به بهترین شدن فکرکنم خودمو با مشکلات عجیب و غریبی تصور کردم حتی میتونم بگم اونموقع ها با من با خیالپردازیام خودمو شکنجه میکردم اصلا یه چیزایی که نمیشه گفتشون اینا مثلا واسه دوران دبستان و راهنمایی بودن شایدم و اوایل دبیرستان اما الآن اکثرا فکر و خیالاتم کمالگرایانه ست اما قاطیش بدبختیه هم هست یعنی تو خیالاتم مثلا بهترین بودنه هست اما بهترینی که هزارتا از بدترین بلاها سرش میاد! مثلا همین امروز که غرق خیالاتم بودم یه داستانایی درست کردم که یعنی اگه اینو فیلنامه ش کنن و بسازن فیلم خیلی خوبی میشه! یعنی من تاحالا فیلمی با این موضوع ندیدم(حالا یوقت نخواین تعریف کنم که نمیکنم!)
ادامه دارد...!
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. پاسخ شما در پیام بعدی داده می شود. موفق ترین باشید.
ساحل
پنجشنبه 29 فروردین 1398 01:33 ق.ظ
با سلام
۳ سال متوالی کنکور دادم اما قبول نشدم تا عید هر سال تقریبا ۸۰ درصد مطالب را مطالعه مینمودم اما در تمام دوران های پس از عید و حتی در دوران مدرسه هیچ گاه حاضر به مرور نبودم و برای همین پس از ایام عید با خیال اینکه تمام دروس در خاطرم هست و نیازی به مرور نیست سر جلسه کنکور میرفتم اکنون متوجه شدم که من به این دلیل مرور نمیکردم چون میترسیدم که مبادا با مرور کردن بفهمم که مطالبی را فراموش نمودم و زمان کافی برای یادآوری مجددشان ندارم یعنی به طریقی خود را گول میزدم با وجود اینکه میدانستم اشتباه میکنم اما انگار این ترس در من مثل بیماری حادی که روز به روز بدتر میشود ریشه دوانده به قدری که الان که دانشجو هستم درصورتی که نیم ساعت از اولین کلاس هفته را نرسم قید کل هفته را میزنم (کاملا در کنترل این امر ناتوان شده ام) در دوران راهنمایی بارها از دادن امتحانات ترم طفره رفته ام و به زمان دیگری در آینده موکول کرده ام چون میترسیدم که زمان کافی برای مطالعه نداشته باشم لذا قید امتحان را به طور کامل زده و به انواع ترفند دست میزدم تا آن امتحان را ندهم اکنون در دانشگاه نیز همین مشکل را دارم ترس از امکان تمام نشدن مطالعه مطالب در وقت مقرر شده باعث شد از ۲۰ واحد فقط ۷ واحد را پاس کرده و باقی امتحانات را ندهم حال این ترس نه تنها در درس بلکه در زندگی روزمره ام هم ریشه دوانده(ترس از نرسیدن ،تمام شدن وقت،کمبود زمان،دیر رسیدن...) به قدری که نه میتوانم کتابی غیر درسی مطالعه کنم چون میترسم نرسم تمامش را بخوانم نه میتوانم قصدکنکور مجدد دادن خود را اجرایی و این را هم بگویم که آنقدر در این سال اخیر تمرکزم پایین آمده که اگر از یک مطب سه خطی وارد خط سوم شوم هرگز نمیتوانم به خاطر بیاورم که در دو خط گذشته نویسنده چه گفته بود...حال با کنکور چه کنم.تصمیم من برای دادن کنکور بسیار جدی است و هدف مشخصی دارم .این را هم بگویم که
از نظر تحصیل چون اکثرا در سطح عالی بودم در اوایل شروع این ترس از این میترسیدم که مبادا به علت کمبود زمان در امتحان نمره ۲۰ نگیرم (میدانم که فرد کمالگرایی هستم) و این غده ی بدخیم به مرور در من رشد یافت تا اکنون که توانایی مهارش را واقعا به تنهایی ندارم از شما راهنمایی میخواهم ممنون میشوم اگر راه کاری دارید در اختیار من قرار بدهید.
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. همین که متوجه شده اید کمال گرا هستید خودش بزرگترین قدم برای اصلاح رفتارهایتان است. چون وقتی آگاه شوید که مشکل تان مجازی است یعنی توسط مغز درست شده و قرار نیست در دنیای واقعی نگران باشید خودش کمک می کند که راحت تر زندگی کنید.
اولین پیشنهاد من این است که فردی مثل شما یک مربی داشته باشد تا برای مدت مشخصی او را هدایت، جهت دهی و آموزش دهد تا یک دور تمام عادت ها و رفتارهای اشتباهتان اصلاح شود. اما از این پیشنهاد که بگذریم بهتر است یک شروع ساده داشته باشید.
دقت کنید که شما از وضعیت امروزتان رضایت ندارد پس قطعا در این شرایط اگر شروع کنید از خود شروع کردن هم رضایت ندارید چون دلتان می خواهد یک شروع با شکوه همراه با تغییرات لحظه ای و زیاد باشد.
اما اینطور نیست. وقتی در وضعیتی بد قرار دارید و می خواهید شروع کنید بایستی بدانید که آن شروع خیلی ساده خواهد بود و اصلا هم رویایی و عظیم نیست. اتفاقا یک شروع همراه با هزار و یک جور مشکل و بدبختی است.
ولی این شروع را نیاز دارید. یک شروع در دنیای واقعی که می تواند همراه با شکست، اصلاح کردن خود، بهتر شدن در طول زمان و رشد کردن باشد. شروع مثل متولد شدن یک بچه است. آرام آرام آن بچه رشد کرده و بزرگ می شود.
برای همین از روز اول نباید از بچه خود انتظار داشته باشید که مثلا قهرمان وزنه برداری باشد. بلکه از بچه خود انتظار دارید خوب بخوابد، خوب شیر بخورد، گریه کند، دستگاه گوارشش کار کند و اگر هم توانست کمی بخندد.
از شروع خود در همین حد انتظار داشته باشید که قرار است فقط یک شروع باشد. نه بهترین شروع نه بهترین وضعیت نه بالاترین اهداف. فقط یک شروع ساده برای اینکه دومینوی تغییرات، شروع شود. یک شروع بدون هیچ گونه، تفکر، نگرانی، ترس، انتظار و رویاپردازی.
خیلی از افکار شما برای دنیای واقعی طراحی نشده است. هنر زندگی کردن در دنیای واقعی را باید بیاموزیم. در نهایت فراموش نکنید که باید قانون زندگی شما از الان روی حداقل ها تنظیم شود. حداقل چیزهایی که شما را به خواسته های انسانی تان می رسید. فقط حداقل ها. موفق ترین باشید.
علی
چهارشنبه 21 فروردین 1398 10:02 ق.ظ
سلام استاد جدیدی...بی تعارف میرم سر اصل مطلب ....راستش من تا الان میشه گفت بسیاری از مقالات شما را خوندم.....و پی بردم که کوه مشکلم.....من امسال کنکور میدم..نظام قدیمیم...امسال دچار یه حادثه شدم که مدتی از درس عقب موندم...نزدیک 2ماه..ولی به خاطر زحمات قبلی ام که برای کنکور 98 کشیده بودم کنار نکشیدم هنوز..و تونستم تا الان خودم رو یکمی جمع جور کنم...ولی آقای جدیدی یه چیزی همین جور رفته رو مخم و خیلی داره اذیتم میکنه....چون میگن سوالای امسال از مباحث مشترک 2نظام مطرح خواهد شد هی وسوسه میشم برم یه سرک ای به کتاب های نظام جدید بزنم.....ولی بعدش منصرف میشم وبعدش از این که این کار رو نکردم عذاب وجدان میگیرم که نکنه یه وقتی من کم کاری کرده باشم و بایستی من کتاب های مباحث مشترک نظام جدید را نیز میخوانده ام....شما را به خدا کمکم کنید ....آیا واقعا برای یک داوطلب کنور نظام قدیم لازم و ضروری است که به کتاب های نظام جدید مثل زیست و شیمی یه نگاهی بیندازه........یا نه......در ضمن شرمندم که اینقدر از شما سوال میپرسم ....چون واقعا از شما جواب های واقعی را دریافت میکنم....فداتون بشم..
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. اصلا نباید این کار را کنید. یکی از اشتباهاتی که دیدم خیلی از کنکوری ها انجامش داده اند این است که زوج کتابی درس خوانده اند. مخصوصا در زیست و شیمی که خودکشی محسوب می شود. چون الان دو جمله ای شده اند و کامل مطالب را از دست می دهند.
متاسفانه خودسرانه کار کردن و بدون تجربه بودن باعث شده خیلی ها این اشتباه را کنند و علاوه بر اینکه زمان مفید تست زنی خود را از دست داده اند باعث شده الان مفاهیم با دو مدل جمله در ذهن شان است و سرعت فکر کردن هایشان را هم کاهش داده است.
شما باید کار خودتان را کنید. نظام قدیم باید نظام قدیم بخواند. آن وقتی که می خواهید بگذارید تا سواد خود را دو جمله ای کنید و بعد هم گیر کنید که این بود یا آن بود؟ آن را بگذارید تست بزنید تا متوجه شوید چه تاثیری در رتبه تان دارد.
کارهای من درآوردی و عجیب و غریب که عموما هم در چت های بین کنکوری رواج دارد و هیچ تجربه ای پشتش نیست متاسفانه دودش به چشم خود آن ها می رود. کار علمی کنید نه کار احساسی. اگر با احساس می شد موفق شد که موفق ترین آدم کره زمین با احساس ترین انسان روی زمین بود. موفق ترین باشید.
جمعه 16 فروردین 1398 05:32 ب.ظ
سلام استاد.ببخشید تحصیل رشته پزشکی تو کشور خودمون با کشورهایی مثل کانادا یا المان یا...خیلی تفاوت داره؟ کسی که نتونه از پس هزینه ها بربیاد و همین جا درس بخونه نمیتونه پزشک بزرگ و موفقی بشه؟ در کل خیلی تفاوت هست یا به تلاش خود آدم بستگی داره کسی که تلاش کنه میتونه هر جایی که درس میخونه موفق باشه؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. من یک چیز را اعتقاد دارم و تجربه هم کرده ام آن هم اینکه تا وقتی وارد یک مسیر نشده اید هرگونه گمانه زنی و صحبت نادرست است. یعنی چه؟ یعنی شما وقتی پزشک نشده اید این حرفا راستش را بخواهید دردی از شما دوا نمی کند.
پس چه چیزی درست است؟ اینکه وقتی پزشک شدید خود به خود مسیرهای پیشرفت و فرصت جلوی شما باز می شود. تا وقتی وارد این رشته نشده اید همه چیز تئوری است و فلسفه بافی و از دست دادن وقت برای درس خواندن.
وقتی واردش شوید همه مسیرها و روش های پیشرفت برایتان باز می شود. من الان بنشینم ساعت ها در مورد مسیرهای پیشرفت صحبت کنم چه فایده ای دارد تا وقتی که شما پزشک نشده اید؟ شاید بگویید انگیزه می گیرم.
بله می گیرید و در ازای پرداخت یک دنیا وقت که در زمان فعلی ارزشش را ندارد. برای همین کلا من یاد گرفته ام وقتم را درست استفاده کنم. الان وقت پزشکی قبول شدنم است. بعدا که پزشک شدم راه های پیشرفت را یاد می گیرم.
شما الان تمام تمرکز خود را روی پزشک شدن بگذارید در طول مسیر فرصت های زیادی پیدا می کنید. اما الان هرگونه وقت گذاشتن روی این تفکرات یعنی رویاپردازی، خیال بافی، کمالگرایی، بی تفاوت شدن نسبت به درس و فرار مطالعاتی بدون عذاب وجدان.
نگذارید مغزتان اولویت ها را به هم بریزد. موفق ترین باشید.
میلاد
جمعه 16 فروردین 1398 03:18 ق.ظ
سلام استاد جدید وقتتون بخیرخیلی تشکر دارم از سایت خوبتون بخاطر مطالب بسیار مفید وعلمیتون شما کاری کردید که من از کمالگرایی به عملگرایی بیام واز خیالپردازی های الکی دست بردارم واقعا مطالب شمارو خوندم به این نتیجه رسیدم هیچ راه میانبری وجود نداردتنهاراه موفقیت تلاش تلاش البته درجهت صحیحه من یه مثال بزنم البته شاید به کنکور ربط نداشته باشه ولی به موفقیت وهدفمندی ربط داره .آقای کریستیانورونالدو ایشون آنقدر فردی منظم وسخت کوش هستن وبه شدت تلاش وتمرین میکنن که به این سطح رسیده که ۵بار توپ طلادنیارو مال خودش کرده نتیجه این موفقیت تلاشهای بسیار بزرگ ایشونه نه خیالپردازی ایشون فقط تمرین تمرین تمرین درطول زمان سرلوحه ی زندگیشونه کنکورم همینه تمرین تمرین تلاش وتلاش .ببخشید اقای جدیدی طولانی شد من میخوام واسه کنکور ۹۹نظام قدیم کنکور بدم فقط کتابام مال سال ۹۳ایناست اشکال نداره یعنی تغییر کرده یاخیر مثلا الان زیست پیشم چاپ ۹۵شیمی پیش چاپ ۹۵دینوزندگی چاپ ۹۲خب اگه اشکال داره وباید عوضش کنم خواهشن بگیدچون میخوام خیالم راحتر بشه
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم. لطف دارید. برای سه درس زیست و شیمی و دین و زندگی تغییر بدهید و این چاپ ها را تغییر دهید:
1. دوم دبیرستان این سه درس سال چاپ 94
2. سوم دبیرستان این سه درس سال چاپ 95
3. پیش دانشگاهی این سه درس سال چاپ 96
برای بقیه درس ها نیازی به تغییر نیست. موفق ترین باشید.
پنجشنبه 15 فروردین 1398 12:57 ب.ظ
سلام آقای جدیدی ممنون که جوابم رو دادید به نظرم باید اطلاعات رو در مورد این رشته بالاتر ببرم پن با توجه با چیزهایی که تونستم توی اینترنت پیدا کنم اون حرف ها رو زدم شما اولیم کسی هستین که میگین همچین امکاناتی رای فارع التحصیلان پزشکی هست شما فرمودید که برای رشته های پزشکی اجازه کار و عمل توی بیمارستان پیدا میکنند ببخشید رشته های غیر جراحی هم این امکانات رو دارند؟ مثلا رشته طب فیزیک و توانبخشی یا رادیوانکولوژی یا اطفال این ها هم همچین شرایطی رو دارند؟ ممنون میشم راهنمایی کنید
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم. تمام تخصص های پزشکی این شرایط را دارند. موفق ترین باشید.
مجید
پنجشنبه 15 فروردین 1398 12:53 ب.ظ
استاد در قسمتی اشاره کردید که کمال‌گرایی و وسواس رابطه‌ی تنگاتنگی با هم دارن،
بعد از خوندن مطلبتون سعی کردم در خودم کمال گرایی رو از بین ببرم اما برای وسواسم نمیدونم باید چه کار کنم
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. موضوع وسواس خیلی طولانی است و انواع و اقسام دارد. یکی از رفتارهای کند کننده است که حتما باید اصلاح شود ولی چیزی نیست که کوتاه باشد. من می دانم که خیلی از رفتارها در درون کنکوری ها باید اصلاح شود ولی واقعا مرا ببخشید که وقتم محدود و صف مطالبی که باید هر هفته نوشته شود طولانی شده است ولی سعیم را می کنم به مرور زمان دست روی تک تک رفتارها بگذاریم و کمک کنیم آن ها حل شوند. موفق ترین باشید.
رضا810
چهارشنبه 14 فروردین 1398 11:34 ب.ظ
سلام
دربرنامه ریزی درسی مهمه که برای حجم زمان رو مشخص کنیم؟یعنی بگیم فصل 3 زیست باید 5ساعت طول بکشه یا نه هروقت تموم شد مهم نیست؟اگر زمان در نظر بگیریم کیفیت پایین نمیاد؟
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. چند تا سوال این جا مطرح است:
1. این زمان را از کجا بدست اورده اید؟ چطور به نتیجه رسیده اید که این زمان یک زمان مناسب برای مرور است؟ چون همینطوری که نمی توانیم بگوییم فلان فصل اینقدر آن فصل آنقدر باشد. باید این عدد حساب و کتاب داشته باشد.
2. آیا همیشه همینقدر است؟ یعنی شما فرض کنیم که با یک حساب و کتاب به این 5 ساعت رسیدید بعد همیشه تا روز کنکور همین 5 ساعت باشد؟ یعنی شما مسلط می شوید و پیشرفت می کنید نباید این عدد کمتر شود؟
3. شما در مرور چه کارهایی می کنید؟ اصلا روش و سبک مرورتان چگونه است؟ چون خیلی ها در مرور کردن تست ستاره دار حل می کنند یا وسط جزوه مرورشان تست گذاشته اند و... این ها مرور نیست. همگی اضافه کاری است.
4. بزرگترین اتلاف زمان به ظاهر علمی که یک داوطلب کنکور در سال کنکور انجام می تواند بدهد اتلاف زمان مرور است. بگذارید یک مثال ساده بزنم: زیست نظام قدیم 30 فصل دارد. حالا اگر شما در هر فصل فقط 10 دقیقه اضافه تر زمان بگذارید آنگاه 300 دقیقه در کل زیست اضافه تر تلف کرده اید.
این یعنی هر بار مرور زیست 5 ساعت اتلاف زمان دارد و این عدد در طول یک سال عدد بسیار بزرگی می شود. پس خیلی مهم است که زمان مرور بهینه و روش مرور کاملا درست و اصولی انجام شود. به این موارد دقت کنید. موفق ترین باشید.
چهارشنبه 14 فروردین 1398 01:21 ب.ظ
سلام استاد.ببخشید یه سوال دارم چرا وقتی با مشاور مدرسمون در مورد رشته پزشکی حرف میزنیم به ما اصرار میکنن که پزشکی دیگه ارزش و اعتبار قدیم رو نداره و اگه پزشک هم بشی جایی نمی تونی کار کنی چون اصلا کار وجود نداره و فقط عمرت رو تلف میکنی و میگن که ما نزدیک ۱۵ هزار پزشک بیکار داریم واقعا این رشته این طوریه که بعد از این همه تلاش و درس خوندن هیچ نتیجه ای نداره؟ هیچ درآمدی نداره؟ واقعا این همه پزشک بیکار داریم؟ همش هم میگن که تا چند سال آینده شبیه رشته مهندسی میشه و پزشک ها از این هم بیکار تر میشن شاید شما بگین پزشکی که کارش رو خوب انجام بده در هر صورت درآمد مربوط به خودش رو داره اما آیا کسی هست که به جای اینکه به پیش یه پزشکی که ۲۰ سال سابقه داره بره اون رو ول کنه و بیاد پیش کسی مثل من که تازه کاره؟ آقای جدیدی باور کنید این مشاوره ماها رو دیونه کردن همش آدم رو ناامید میکنن و میگن به فکر یه رشته دیگه باشید هیچ اینده‌ای نداره و فقط جوونیتون رو از دست میدیم و بعد هم پشیمون میشیم آقای جدیدی این حرف ها راسته؟
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. استدلال های شما عجیب ترین استدلال هایی است که در زندگی با آن مواجه شدم. تا به حال کسی این مدلی رشته ای را استدلال نکرده بود. مثلا آن قسمت که می گویید: «آیا کسی هست که به جای اینکه به پیش یه پزشکی که ۲۰ سال سابقه داره بره اون رو ول کنه و بیاد پیش کسی مثل من که تازه کاره؟»
من یک سوال دارم؛ چه رشته ای را شما پیشنهاد می دهید که بهتر از پزشکی و دندانپزشکی باشد؟ چه رشته ای به شما پیشنهاد شده است که آینده شغلی بهتر و والاتر از این دو رشته داشته باشد؟ کدام رشته ای به شما پیشنهاد شده که طبق آمارهای جهانی بالاترین سطح حقوق را در همه کشورها دارند؟
لطفا بگویید آن رشته چیست که بهتر از این دو رشته باشد؟ خیلی مراقب خودتان باشید. اطلاعات نادرست و مقایسه های اشتباه باعث نشود زندگی خود را خراب کنید. من سعی می کنم توضیحاتی در آینده در مورد این استدلال ها بدهم چون خودش کشش نوشتن یک مطلب کامل را دارد.
اما به نظرم کمی در مورد روند پزشک شدن بیشتر بخوانید چون اطلاعات شما در این زمینه کم است. مثلا یک پزشک تازه کار همیشه سهم مهمی در عمل های بیمارستانی دارد و خود بیمارستان فرصت عمل ها را برای او فراهم می کند. این یک نمونه از چیزهایی است که شما نمی دانید و باعث شده فکر کنید آینده پزشکی مثل مهندسی می شود. به هیچ مهندسی اجازه نمی دهند که فرصت کار را تجربه کند. باید از روز اول بجنگد و بدبختی بکشد ولی پزشکان تازه کار همیشه عمل های خود را در بیمارستان انجام می دهند.
خیلی چیزهای دیگر هم هست که باعث می شود رشته پزشکی و مهندسی آینده متفاوت داشته باشند مثل مهاجرت، دو سال طرحی که برای پزشکان هست و برای مهندسان نیست. ظرفیت پذیرش محدود پزشکی و ظرفیت باز و بی حد و اندازه مهندسی و...
وقتی اطلاعات کم باشد برداشت های نادرست و قضاوت های اشتباه خیلی اسان شکل می گیرد. بهتر است در مورد مراحل تحصیل، استخدام شدن و موظفی های یک پزشک بیشتر اطلاعات بدست اورید تا متوجه شوید همه برداشت های شما اشتباه است.
خلاصه اینکه مراقب باشید با اطلاعات نادرست و اشتباه زندگی خود را خراب نکنید. در ضمن اگر رشته ای بهتری و والاتر از پزشکی و دندانپزشکی می شناسید یا به شما معرفی شده است لطفا معرفی کنید.
می دانید چرا از شما می خواهم رشته مدنظر را معرفی کنید؟ چون می خواهم با همین استدلال های خودتان به شما ثابت کنم دست روی هر رشته ای بگذارید می شود گفت: «آیا کسی هست که به جای اینکه به پیش فلان رشته برده که ۲۰ سال سابقه داره بره اون رو ول کنه و بیاد پیش کسی مثل من که تازه کاره؟»
در ضمن منظور من این نیست که همه باید پزشک و دندانپزشک شوند. مخاطب این سوال در این مورد پرسیده بودند که آینده پزشکی مثل مهندسی می شود که پاسخ را در همین چارچوب دریافت کردند و اصلا اینجا منظور این نیست که بقیه رشته ها خوب نیستند. فقط قرار شد بررسی کنیم که آیا پزشکی هم مثل مهندسی می شود؟ موفق ترین باشید.
علی
سه شنبه 13 فروردین 1398 06:55 ب.ظ
سلام آقای جدیدی .شرمنده از بابت مزاحمت چندین و چند باره...سیزدهتون هم به در ان شا...و به خیر و خوشی...آقای جدیدی یا بهتره بگم استاد جدیدی حرف ندارین ....ینی هرچی تو نوشته هاتون بود مو به مو تو منم بود...ولی آقای جدیدی در این که من فردی کمال گرا هستم شکی نیست..چون هستم...ولی کمال گرای بی عمل نیستم....چون من از 2 سال پیش هیچی از انگلیسی بلد نبودم یه دفعه به سرم زد و با خودم عهد کردم که در 2 سال آینده انگلیسی را در حد یک بریتانیایی بلد باشم و این را محقق کردم و یا مثلا کنکورم...من پشت کنکوریم و فقط تهران رو میخام اونم پزشکی و تو کنکور 97 رتبم 2000شد ولی چون هیچی به اندازه پزشکی تهران برام رنگ و بویی نداره پشت کنکور ماندم......ولی امسال به دلیل یه بیماری سخت یه قسمتی از امسال رو از دست دادم ولی الانشم هدفم کنکوره 98 هستش و به کنکور 99 فکر نمیکنم ...چون اگه تلاش کنم بهتره که هیچی انجام ندم .....نهایتش اینه که شکست با تلاش میخورم نه شکست بدون تلاش...ینی میخام بگم منی که سرانجام به هر چی که میخام میرسم و کمال گرای عمل گرا هم هستم برام سخته که اهدافم رو زیر پام له کم....اونجوری زندگی بی معنی میشه خوب....الان شما یه پیشنهادی بدین که من از هدف پزشکی تهران دست بردارم؟؟به خدا غیر ممکن ترین چیز رو میخاین از من تو زندگیم...چون اگه تو رشته دارو سازی تهران هم قبول بشم با nمیلیون حقوق نمیتونم اون رشته رو بخونمش چون پزشکی تهران نیستش... و لبع کلام اینه که زندگی من بدون پزشکی تهران بی معنیه.......چطور شما میفرمایید که از اون دست بکشم؟؟؟من در طول دوره تحصیلیم دانش آموز قوی نبودم ولی تونستم سال به سال تو رتبه ام تغییر ایجاد کنم و بهتر بشم...با این که سال به سال رتبه ام تو کنکور بهتر شده ولی هدفم رو هیچ وقت کم نگرفتم......الان میشه راهمناییم کنین ....خیلی گیج شدم...
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. ممنون لطف دارید. کمالگرای عمل گرا نداریم. این اصطلاح را متاسفانه برخی از کتاب ها هم اصرار می کنند که به خورد جامعه بدهند ولی کمال گرایی در ذات خودش دست و پای شما را می بندد.
شما اصلا کمال گرا نیستید. شما هدف گذاری می کنید و سعی می کنید آن را برآورده کنید. کمال گراها نمی گویند پزشکی دانشگاه تهران می خواهم. کمال گراها می گویند من باید پدر علم پزشکی باشم. باید اسم صد خیابان در جهان به اسم من باشد.
یا نمی دانم 2000 جلد کتاب می نویسم. با 10 زبان زنده دنیا صحبت می کنم و... . خلاصه اینکه من کمالگرایی در شما نمی بینم. خیلی متن ها را با دقت بخوانید و مطمین شوید دقیقا آن صفت در شما باشد. بنابراین شما اصلا کمال گرا نیستید. اگر با یک فرد کمال گرا رو به رو شوید برای شما جوری از آرزوهایش می گوید که انگار دارید با بزرگترین انسان روی کره زمین ملاقات می کنید.
شما هدف گذاری طبیعی دارید و به زندگی خود ادامه دهید. البته می شود گفت شاید کمی انسان چند پتانسیله باشید که چند هفته بعد در موردش خواهم نوشت. چند پتانسیلی هم درد بدی است که خیلی ها را گرفتار می کند. ان شالله بعدا در موردش صحبت می کنیم.
نتیجه گیری در مورد شما: با این توضیحات شما کمال گرا نیستید و هدف گذاری شما طبیعی و درست است و بایستی به زندگی خود به صورت عادی ادامه بدهید. موفق ترین باشید.
سه شنبه 13 فروردین 1398 11:56 ق.ظ
استاد عزیز کمی خصوصی هست؛ زمانی که لیست افکار آماده شد همراه ایمیل به طور خصوصی برایتان ارسال میکنم.
پس شما معتقدید این موضوع به خاطر افکاره مزاحم اتفاق میفته؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. مشکلی نیست. افکار مزاحم زیاد واژه درستی نیست بهتر است بگوییم دغدغه های زندگی شما که می تواند ناشی از مدل زندگی و اخلاق های شما باشد. موفق ترین باشید.
دوشنبه 12 فروردین 1398 08:27 ب.ظ
استاد به کسی که خسته شده چه توصیه ای میکنید؟
من احساس میکنم خسته شدم؛ با وجود این که زیاد میخونم اما اکثر مواقع سرعت به طرز افتضاحی کند شده تمرکزم کم شده و چیزی رو که میشه توی یک ساعت خوند برای من سه ساعت طول میکشه
خودم هم عصبانی و مایوس شدم از این حالتم؛ نباید در این موقع ببرم اما نمیدونم باید چه کار کنم
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. از فکرهایی که با خودتون می کنید بهم بگید. بایستی بدونیم در درون تون چی میگذره و چه افکاری شما رو اذیت می کند؟ تا وقتی ندانم به چه فکر می کنید هیچ راه حلی هم وجود ندارد در واقع راه حل در همان افکار است. لیست افکار خود را بفرستید تا بررسی کنم. موفق ترین باشید.
یکشنبه 11 فروردین 1398 07:10 ب.ظ
سلام.آقای جدیدی ممکنه روحیات آدم عوض بشه؟
من هدفم داروسازی هست.تو یکی از مطالبتون خوندم گفتین اوضاعش خوب نیست.از طرفی یکی از دوستام که پزشکی میخونن تاکید دارن پزشکی انتخاب کنم.
دچار شک شدم.فکر میکنم روحیاتم با پزشکی سازگار نیست.با دیدن خون حالم بد نمیشه ولی نمیتونم خودمو در حال جراحی تصور کنم.
وقتی آدم تو محیط بیمارستان قرار بگیره ممکنه به جوش عادت کنه؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. همین رفتار که فکر می کنید نمی توانید خود را در حال جراحی ببنید خودش ناشی از مدل زندگی تان است. اگر یک فرد با تجربه کنار شما باشد قطعا می تواند ریشه یابی کرده و تغییر ایجاد کند.
بگذارید یک مثال ساده بزنم وقتی از شاگردانم در اولین روز آشنایی می خواهم که 24 ساعت زندگی خود را بگویند هنوز چیزی نگفته ارام آرام متوجه می شوند اوه چقدر بد زندگی می کرده اند و باید کلی تغییر بدهند. حالا برای شما هم همین است. باید بنشنید با یکی بررسی کنید که چه شد به این شرایط رسیدید؟
وقتی حال و هوای خود را بررسی کنید و ریشه ها را بیرون بکشید خیلی چیزها عوض می شود. مشکل ما این است که شهامت تماشای خودمان را نداریم. با خودمان رو در رو شویم خیلی چیزها حل می شود. موفق ترین باشید.
یکشنبه 11 فروردین 1398 04:33 ب.ظ
استاد من همیشه آدم درون‌گرایی بودم؛ این ویژگی در من اون قدر برجسته هست که خیلی اوقات دیگر منزوی میشوم.. بدون اغراق توانایی ارتباط برقرار کردنم خیلی پایین است و برخلاف بقیه هنگامی که در جمع غریبه‌ای وارد میشوم خیلی خیلی سخت ارتباط میگیرم.
باید بگم که خانواده من هم همین خصلت را دارند
یعنی شما معتقدید که تحت تربیت خانواده‌ام این طور هستم؟ یعنی راه هایی وجود دارد که بتوانم از نظر اجتماعی پیشرفت کنم؟؟؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. بله الگوهای شما می تواند خانواده تان باشد و البته می تواند الگو یک فرد دیگر اشخاص دیگری شوند و به تبعیت از آن ها یک اخلاق را در خود ایجاد کنند. بالاخره ما رفتارهای خود را از یک شخص یا یک گروه یاد گرفته ایم چه خانواده مان باشد چه غریبه فرقی نمی کند خلاصه ما از کسی یا کسانی یک رفتار را تقلید می کنیم.
کار از این هم وحشناک تر می شود اگر بگویم که اهداف شما هم ناشی از مدل زندگی تان است و هیچ چیزی در این دنیا برای شما نیست مگر همان رفتارها یا هدف هایی که با آگاهی و آموزش توسط خودتان ایجاد می شود وگرنه باقی رفتارها همگی ناشی از زیستن با دیگران است.
همیشه می شود تغییر کرد پس شما هم می توانید مدل و سبک زندگی خود را تغییر دهید و جای نگرانی نیست. بعد از کنکور می توانید روی این رفتار خود کار کنید و به شخصیت بهتری تبدیل شوید. همین که خودتان را شناخته اید و می خواهید مشکل تان را برطرف کنید بزرگترین اتفاقی است که می تواند از شما یک انسان بهتر بسازد. موفق ترین باشید.
یکشنبه 11 فروردین 1398 02:29 ب.ظ
استاد در مورد جمله ما هر چه به عنوان رفتار از خود بروز می‌دهیم را یک روز یک جا در زندگی یاد گرفته ایم؛ پس تاثیر ژنتیک چطور؟؟ تاثیری روی عملکرد و رفتار ما نداره؟؟
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. علم امروز؛ علم رفتارگرایی است. رفتارگرایان این را ثابت کرده اند که: شما یک کودک دوساله از هر رنگ و نژاد و قومی و از هر خانواده ای که خودتان دوست دارید را به یک رفتارگرا بسپارید و به او بگویید دوست دارید این کودک دوساله در چه شغل و رشته ای وارد شود؟
20 سال بعد مراجعه کنید و او را در آن شغل خواهید دید. آن ها می گویند هر رفتاری را می شود در درون یک فرد ایجاد کرد پس امروز؛ آنچه مهم است علم رفتارگرایی است و تحلیل و بررسی رفتارها. دیگر گذشت که خود را قربانی کدهای ژنتیکی بدانیم و با این روش خود را آرام کنیم که ژنتیک ما این است.
این حرف مثل این است که فرد چاق ورزش نکند و لاغر نشود و بگوید من ژن چاقی دارم. بیشتر شبیه یک توجیه است برای سرپوش گذاشتن روی تنبلی ها.
یک مدل دیگر به قضیه نگاه کنیم: اگر شما معتقد باشید که ژنتیک باعث رفتار و عملکرد ماست. مثل این است که فرض کنیم یک ژن عصبانیت در درون شما باشد پس فارغ از اینکه در چه خانواده ای رشد کنید باید یک فرد عصبانی باشید.
اما واقعیت چیست؟ واقعیت این است که اگر شما را از پدر و مادرتان جدا کنند و از همان کودکی وارد خانواده ای شوید که همه آرام و ساکت و صبور هستند خروجی شما چه خواهد شد؟ ایا چون ژن عصبانیت داشته باشید عصبانی می شوید یا آرام و صبور؟
آنچه رفتارگرایی اثبات کرده است آن است که ارام و صبور می شوید. پس این نگاه در جهان وجود دارد که: یک دانه برای اینکه رشد کند باید در محیط و خاک مناسب قرار بگیرد. ژن ها را به دانه ای تشبیه می کنند که وجود دارند ولی اگر محیط را تغییر دهند شاید هیچگاه بروز پیدا نکنند.
پس چه چیزی رفتار ما را ساخته است؟ این دنیای خاکی و آدم هایی که با آن ها ارتباط داریم. دکتر مک کولند و همکارانش هم ثابت کرده اند که شخصیت هر انسان؛ میانگین 5 نفری است که بیشترین ارتباط را با آن ها دارد.
همه این ها نشان می دهد که ما در این دنیا همه چیز را یاد می گیرم چه ژنی برای آن رفتار داشته باشیم و چه ژنی برایش نداشته باشیم بازهم فرقی ندارد. چون ما تابع آنچه هستیم که در این دنیا روی ما اثر می گذارد. موفق ترین باشید.
محمد
یکشنبه 11 فروردین 1398 11:36 ق.ظ
سلام نظر شما در مورذ کتاب قدرت حال اثر اکهارت تله چیست فکر میکنم با مطالب شما سازگار باشه ممنون
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. این کتاب نسبت به بقیه کتاب های بازاری کمی بهتر است هرچند توصیه من به کسی که می خواهد وقت برای مطالعه بگذارد این است که رو به سوی شناخت مغز بیاورد و کتاب های سطح بالا بخواند. همچنین این مطلب ارتباطی با موضوع کتاب قدرت حال (نیروی حال) ندارد. موفق ترین باشید.
sara
یکشنبه 11 فروردین 1398 03:06 ق.ظ
سلام وقت بخیر و سال نو مبارک
تشکر پست زیبایی بود...ویژگی های فرد کمالگرا و درمانش رو فرمودین اما چرا یه عده بیش از حدکمالگرا هستند؟در سایتی خواندم که یکی از دلایل بیش ازحد کمالگرایی در بسیاری از افراد نحوه برخورد والدین شخص در زمان کودکی است...آیا این موضوع صحت دارد؟سپاس
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. سال نو بر شما هم مبارک. به این جمله دقت کنید: «هیچ کسی با هیچ رفتاری به دنیا نمی آید» یعنی اینطوری نیست که بگوییم من عصبانی به دنیا آمده ام، یا دیگری بگوید من کم حوصله به دنیا آمده ام و...
هر رفتاری در خود می بینید، هرچه هستید را در این دنیا آموخته اید. حالا از چه کسی و چطور می تواند بسیار متنوع باشد. پدر و مادر، دوستان دوران کودکی، معلم های مدرسه، همکلاسی ها، بچه های فامیل و حتی برنامه های کودک و سریال ها و ...
ما هیچ چیزی را از قبل تولد بلد نبوده ایم و هرچه به عنوان رفتار از خود بروز می دهیم، یک روزی یک جایی در همین کره خاکی یاد گرفته ایم. موفق ترین باشید.
مریم
یکشنبه 11 فروردین 1398 12:24 ق.ظ
آقای جدیدی قانون 1 از 10 چیه؟؟
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. یعنی 10 برابر مدت زمانی که فکر می کنید را کار انجام دهید و تا زمانی که آن 10 برابر کار را انجام ندادید حق دوباره فکر کردن ندارید. موفق ترین باشید.
ُدیلان
شنبه 10 فروردین 1398 10:04 ب.ظ
سلام.چرا جدا واسه چی من الان باید اینو بدونم؟چرا هیشکی نبود تا به من بگه اشکال کارم کجاست؟؟ بعد از گذشت نزدیک به پنج سال من باید بدونم که مشکلم چی بوده و چی هست؟! تو تموم لحظه ها تو تموم روز و شبا دنبال مقصر بودم غافل از اینکه خودمم که جواب تموم سوال ها،ترس ها و شکست‌های عذاب دهنده‌ام بودم.اقای جدیدی من ۲۳ سالمه چهار سال پشت کنکور بودم هر سال با این حرف که امسال خوب نخوندم موندم واسه سال بعدش تا رتبه یک باشم اره میخواستم رتبه یک باشم اما هر سال از مسئولیتم شانه خالی کردم و فرار کردن من تو این خیال زندگی میکردم برای اولین بار دارم اعتراف میکنم با تموم شجاعتم که من مقصر تموم لحضه‌هاییم که میتونستم داشته باشمش اما با دست‌های خودم نابودشون کردم میدونین آقای جدیدی هیچ کس نبود تا بهم بگه مشکل من چیه من نمونه واقعی تک به تک، تک به تک حرف‌های این متنم انگار که شما دارین منو توصیف میکنین انگار که نشستین زندگی‌نامه ام رو نوشتین.ازتون یه سوال دارم حس میکنم باختم حس میکنم از خودم رو دست خوردم خسته‌ام از جنگیدن واسه هدفی که به خاطر کمال گرایی هر روز ازش دورتر شدم حس میکنم به اندازه میلیون ها کهکشان راه شیری از هدفم دورم و از جاده اصلی جدا شدم شما چی می گین به یه همچین کسی که با حماقت خودش همه چی رو خراب کرده اگه بخواین یه جمله بهم بگید تا یه بار فقط یه بار دیگه رو پام وایسم و بجنگم.چه جوری به یکی مثل من کمک میکنید؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی.
1. قرار نیست کسی بیاید به ما مشکلاتمان را بگوید ما باید دنبال علت مشکلات خودمان بگردیم. تقصیر شما نیست که کمالگرا هستید تقصیر شما اینه که چرا دنبال جواب مشکلاتتون نبودید؟ هرکسی به یک یا چند علت در کارش شکست می خورد پس باید علل را بررسی کند نه اینکه از سالی به سال دیگر بدون تغییر منتقل شود.
2. نگاه برد و باخت به زندگی نداشته باشید چون در این صورت همیشه بازنده هستید. اگر شما یک انسان موفق را هم بیاورید و لحظه لحظه زندگیش را بررسی کنید خواهید دانست که او هم می تواند شرمنده خودش شود. پس برد و باختی کردن زندگی را فراموش کنید.
من معتقد نیستم شما بازنده هستید اتفاقا این تجربه ای که از کمال گرایی بدست آوردید خیلی می تونه به شما در عملگرایی کمک کند و باعث شود قدر زمان را بدانید.
3. واقع بینانه زندگی کنید. یعنی همان چیزهایی که در انتهای متن گفتم. حداقل چیزی که می تواند به نیازهای انسانی معقول تان پاسخ بدهد را انتخاب کنید و واقعیت خود را بشناسید و بر اساس آن برنامه ریزی را شروع کنید.
من اگر جای شما بودم همین الان کوچکترین هدفی که برای تحصیل مرا خوشحال میکرد را انتخاب می کردم. مثلا حداقل چیز این است که پزشکی شهر اراک را قبول شوم. حالا از خودم می پرسیدم فاصله من با هدفم چقدر است؟
یعنی 8 تا درس را بررسی می کردم و ضعف و قوتم در هر درس را مشخص می کردم. بعد از خودم می پرسیدم که چطور این مشکلات را حل کنم و چطور برنامه بریزم که این فاصله هر روز به اندازه یک قدم کمتر شود.
با یک برنامه معقول و زمینی و قابل اجرا با یک منطق برآمده از واقعیت درسی خودم مطالعه را شروع می کردم و ذره ذره به هدفم نزدیک می شدم. من معتقدم حداقل چیزی که می تواند به زندگی تان معنا بدهد را تعیین کنید چون حداکثر وجود ندارد.
4. برای زندگی در خوشبختی نه فکر کنید نه طرح و برنامه بریزید. یعنی چه؟ یعنی خیلی از کمال گراها ساعت های زیادی مشغول فکر کردن در مورد این هستند که اگر ثروتمند شدیم چه ماشینی بخریم کجا زندگی کنیم چه خانه ای بخریم و ...
من می گویم وقتی پولدار شوید خود به خود این چیزها را خواهید دانست پس نیاز به فکر کردن و خیال پردازی ندارد. شما به من پول بدهید بلد نیستم خانه و ماشین بخرم؟ چرا بلدم. پس مگر دیوانه ام به این چیزها فکر کنم؟
برخی دیگر از کمال گراها به این فکر می کنند که از کدام کشور دعوت نامه آمد قبول کنم یا نکنم؟ این فکرها برای کسی موفقیت نمی شود. از فانتزی و توهم خارج شوید. هر روز خود را با چالش های دنیای واقعی رو به رو کنید. سعی کنید جلوی فانتزی هایی که حتی موفق های جهان هم به آن فکر نمی کنند فکر نکنید.
شما به حداقل ها بیندیشید و حداقل ها را برآورده کنید تا کم کم به موفقیت های بزرگتر برسید. کسی که هدفش در شنا قهرمانی در شهرشان باشد خیلی زودتر و بهتر به پیشرفت می رسد چون یک هدف دم دست دارد نسبت به کسی که دنبال قهرمانی در المپیک است.
متاسفانه به ما یاد داده اند که هدف های بزرگ داشته باش تا به چیزهای بیشتری برسی و همین شد که اکثرا کمال طلب شدیم بی آنکه ذره ای تلاش کنیم. موفق ترین باشید.
شنبه 10 فروردین 1398 09:26 ب.ظ
سلام. این بزرگترین مشکل منه . مخصوصا اینکه به هدفم شک میکنم. یا خیال پردازی . تو این مدت بیشتر ازینکه درس بخونم دنبال این بودم که چجوری درس بخونم و چجوری برنامه بریزم . این مسائل که تموم شد همش به هدفم فکر میکنم . در حالی که همین من تا قبل سال کنکور بدون این دغدغه ها درس میخوندم . میگید از تکنینک 1 به 10 استفاده کنیم . ولی خب سخته .. حس میکنم یه ادم بی اراده و ضعیفم که هیچ کاری از دستم برنمیاد . اصلا تعداد برنامه هایی که ریختم و اجرا نشدن قابل شمارش نیستن . البته تابستون رو خوب شروع کردم و درگیر این چیزا نبودم ولی وقتی اولین ازمون رو توی مرداد رفتم با اینکه فکر می کردم خراب کنم ، تراز بالایی اوردم . نمیدونم غرور باعث شد یا اینکه کنکور برام با اون ازمون خیلی ساده جلوه کرد . ولی بعد اون دیگ ترازم کم شد . و اصلا مثل قبل درس نخوندم و درگیر همین مسائلی شدم که شما الان گفتین. نمیدونم علتش چی بود
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. این که ضعیف بودن خود را قبول کنید همه اش به خاطر سیستم دفاعی عصبی است که سعی می کند از شما یک تصویری ارایه دهد که دست از هدفتان بردارید. من هم وقتی قانون 1 به 10 را شروع کردم حال افتضاحی داشتم. وقتی می خواهید عادتی را ترک کنید مثل معتادها می لرزید. تمام افکارتان می گوید دوباره برگرد به حالت قبلی.
مطلب هفته بعدمان در مورد شباهت های مغز یک داوطلب کنکور به یک معتاد است در آنجا توضیح می دهم چقدر سخت است که بخواهید تغییر کنید و به همین راحتی نیست که چهارتا کلیپ انگیزشی گوش کنی بلند شوی و تغییرات را اجرا کنی. بیچاره می شویم بخواهیم یک تغییر را اجرا کنیم. ولی من جای شما بودم از الان شروع می کردم این قانون 1 به 10 را پیاده می کردم. با تمام افکار منفی ولی سعیم را می کردم. تا شروع کنم. یک شروع می تواند خیلی چیزها را عوض کند. من وقتی دلم می گیرد یک کاری را شروع می کنم حتی اگر تمیز کردن اتاقم باشد. کلا شروع یک کار کوچک یک شروع ساده، خیلی چیزها را عوض می کند. موفق ترین باشید.
محمد
شنبه 10 فروردین 1398 07:49 ب.ظ
درباره ی بحث شهریه؛ با چند مرکز متخصص در امر اعزام دانشجو که صحبت کردم بهم گفتند که امکان دریافت فاند کامل شهریه و هزینه زندگی را دارم.
کشور هدفم هم در اولویت اول کانادا هست.
استاد منظورم از پذیرش گرفتن؛ ادامه تحصیل در رشته خودم هست ( مهندسی صنایع ) نه پذیرش برای پزشکی.
یعنی سوالم اینه که رشته خودم رو در خارج از کشور ادامه بدم بهتره یا در ایران پزشکی بخونم؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. در مورد رشته خودتان، من نمی توانم نظر بدهم اما یک چیز را خوب می دانم درامد یک پزشک در تمام کشورهای پیشرفته از 10 مهندس هم بیشتر است. در تمام سایت های انتشار دستمزد که مراجعه کنید هیچ کشور پیشرفته ای را نخواهید یافت که درامد و جایگاه اجتماعی پزشک در آن کم باشد.
اگر در مهندسی صنایع حرفی برای گفتن دارید، آینده ای می بینید، بروید هرچند این موضوعات را در نظر بگیرید:
1. اکثر افراد به دلیل اینکه دانشگاه بعد از فاند تمایلی به ادامه همکاری ندارد مجبور به بازگشت به ایران می شوند و معمولا هم فرصت های شغلی خود را از دست می دهند. نمونه هایی که من دیدم اکثرا پشیمان بودند مثلا فردی که به آلمان رفته بود و الان در یک شرکت ایرانی با ماهی 2 میلیون کار می کند. چون بعد از تمام شدن پروپوزال او را نخواستند.
2. به فرض که بمانید بازهم تلاش برای هیئت علمی شدن در آن کشور خیلی سخت است چون به نوعی باند بازی های خودشان را دارند و معمولا شغل های درجه 2 و 3 به غیر بومی ها می دهند. بنابراین تلاش بسیار زیاد با دستمزد کم نسبت به همان کشور هم چیزی است که باید جنبه رو به رو شدن با آن را داشته باشید.
در کل تجربه من می گوید پزشک شدن خیلی آینده روشن تر و شفاف تری از مهندسی صنایع دارد ولو مدرک ارشد و دکتری خود را از بهترین دانشگاه بگیرید. موفق ترین باشید.
محمد
شنبه 10 فروردین 1398 06:36 ب.ظ
سلام آقای جدیدی
من فارغ التحصیل رشته مهندسی صنایع دانشگاه تهران هستم و به دلیل بازار کار و درآمد خوب پزشکی به فکر افتادم که کنکور تجربی بدم .
حالا از شما یک سوال دارم.
بنده در دانشگاه از معدل های برتر بودم و رزومه ی خوبی برای خودم ساخته ام و امکان این را دارم که از دانشگاه های خارج برای ادامه تحصیل پذیرش بگیرم. ( مدرک ایلتس با نمره 7 هم دارم )
میدونم این سوال بیشتر شخصیه و خودم باید بهش پاسخ بدم اما به نظر شما پذیرش گرفتن آتیه بهتری دارد یا در ایران پزشکی خواندن؟؟
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی.
1. اگر توان پرداخت شهریه و زندگی در یک کشور خارجی را دارید
2. می توانید به فکر یک کشور خوب اروپایی مثل فرانسه باشید
حتما برای رفتن اقدام کنید و در غیر اینصورت در ایران پزشک شوید. در ضمن دقت کنید پزشکی خواندن در کشورهای خوب دنیا سختی های خودش را دارد مثلا در فرانسه حتما باید زبان فرانسوی را بیاموزید و حداقل نمره ها کسب کنید و همچنین بتوانید در ترم دوم از پس امتحان مربوطه برآیید ولی از آن طرف رنکینگ پزشکی فرانسه 6 دنیاست. پس در نظر بگیرید اگر کشور خوب بخواهید بروید که سرش به تنش بیارزد از پزشکی ایران برایتان سخت تر است مراحلی که دارد.
اما اگر قرار است به فکر کشورهای متوسط باشید بهتر است ایران بمانید. موفق ترین باشید.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.