کلبه مشاوره رضا جدیدی مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور - آیا با درس خواندن برای کنکور افسرده می شوید؟

مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور


راه های ارتباطی با رضا جدیدی: شماره تلفن ثابت: 34774341-086 شماره تلفن همراه: 09189580918

آیا با درس خواندن برای کنکور افسرده می شوید؟

اگر برای کنکور درس می خوانید احتمالا این جملات را از جانب مغزتان احساس کرده اید که:
  • فکر می کنم در حال افسرده شدن هستم، از بس گوشه اتاق نشسته ام و درس می خوانم، زندگی ام یکنواخت شده و همین شرایط باعث شده تا حال و روزم خوب نباشد و احساس افسردگی می کنم.
  • فکر می کنم یک کنکوری باید روزهایی را هم برای تفریح و استراحت خالی کند؛ مگر می شود هر روز هفته کار کرد و درس خواند و افسرده نشد، بالاخره هر انسانی به تفریح و مسافرت هم نیاز دارد.
  • اگر اینطوری بخواهم درس بخوانم به زودی خسته می شوم و کم می آورم، برای اینکه خسته نشوم کافی است یک روز در هفته را برای استراحت و خوش گذرانی خالی کنم تا از این روز انرژی بگیرم و 6 روز دیگر را خیلی خوب درس بخوانم.
  • اگر برای استراحت و تفریحم وقت بگذارم، بهره وری و راندمان یادگیری ام بهتر می شود. کسی که به خودش استراحت و تفریح را هدیه می دهد، خیلی بهتر درس خواندن را ادامه می دهند و کیفیت یادگیری اش هم بهتر می شود.
  • احساس می کنم کنکور باعث تنهایی ام شده است، بقیه اعضای خانواده به میهمانی و مسافرت می روند و من مجبورم هر روز هفته درس بخوانم و کار کنم و این مورد مرا پریشان کرده است. باید کمی هم با خانواده باشم تا از این حال و هوای تنهایی و فشارهای روحی خودم را نجات بدهم.
  • اگر قرار باشد در کنکور موفق شوم باید همه روزها پر انرژی باشم و برای اینکه بتوانم اینطوری زندگی کنم باید به خودم استراحت بدهم و گشتی در شهر داشته باشم. دیدن انسان هایی که در کوچه و خیابان کار می کنند به من انگیزه ای برای تلاش بیشتر می دهد.
  • حس و حال روزهای اول درس خواندنم را ندارم، فشار درس های کنکور مرا افسرده و خسته کرده است. زندگی ام یک بعدی شده و هیچ تفریح خاصی ندارم. برای همین دلزدگی به کنکور پیدا کرده ام. باید یک تنوع اساسی در زندگی ام ایجاد کنم، یک حس خوب برای بهتر شدن حالم.
  • من اگر بخواهم خوب درس بخوانم، لازم است تا روحیه و حال و هوای خوبی داشته باشم، اگر هر روز هفته بخواهم در اتاقم فقط و فقط درس بخوانم که همینطوری انرژی های منفی دور و بر مرا می گیرد و  روز به روز کسل و بی حال تر می شوم و دیگر نمی توانم مثل روزهای اول با انرژی زیاد درس بخوانم. فکر می کنم باید یک برنامه منظم برای تفریح و استراحت داشته باشم تا این تقویت روحیه و شادابی برایم ایجاد شود.
  • روز اولی که شروع کردم کلی انرژی داشتم، هر چه گذشت انرژی ام کمتر شد چون درس ها زیاد شد و برنامه ای برای استراحت و خوش گذرانی و تفریح نداشتم و همین باعث خستگی ام شد. وقتی یک داوطلب کنکور خسته شود خب معلوم است که دیگر شادابی لازم برای درس خواندن را ندارد و همین مشکلات باعث شده که الان کسل هستم و خوب پیش نمی روم. من باید خودم را از این حالت افسردگی نجات دهم.
  • افسردگی که از روز اول زیاد نیست. ابتدا علایمش را نشان می دهد و بعد خودش به سراغ آدم می آید. من علایمش را احساس می کنم، چون عصبی و زودرنج شده ام، حس تنهایی می کنم، کم کم احساس خستگی و بی تفاوتی نسبت به آینده پیدا کرده ام و همه اینها به خاطر کنکور و درس خواندن است. من خیلی حالم تا پارسال خوب بود و همه چیز بخاطر این کنکور است.
این جملات همگی مهم هستند زیرا اطلاعات درست و غلط در آن ها با هم پیوند برقرار کرده اند و این عبارت های به ظاهر منطقی باعث گمراهی یک دانش آموز یا داوطلب کنکور می شود که برای درک نحوه ترکیب شدن اطلاعات درست و غلط توسط مغز لازم است پیش نیازهای زیر را مطالعه کنید:
پیش نیاز اول: درس خواندن باب میل مغز نیست و او به شدت از این مورد فرار می کند. یک مثال می زنم تا متوجه شوید چرا مغز از درس خواندن فرار می کند و هر چه زور دارد به نمایش می گذارد تا شما از درس خواندن دور شوید. مصرف برق یخچال بسیار زیاد است و اگر از کنتور برق تان سوال کنید به شما خواهد گفت که استفاده از این وسیله را کنار بگذار چون بیشترین مصرف انرژی را دارد و به من فشار زیادی وارد می شود.
اما آیا شما می توانید از یخچال استفاده نکنید؟ مسلم است که خیر و مجبورید این فشار مصرف برق را به کنتور وارد کنید تا بتوانید از امکانات یک یخچال استفاده کنید. حال برگردیم سراغ مغز؛ وقتی از مغز سوال شود که پر مصرف ترین موارد برایت چه چیزی است؛ مغز ما لیست سه تایی زیر را به عنوان کارهایی که بیشترین فشار را به مغز وارد می کند و مصرف انرژی بالایی دارد، معرفی می کند:
  • درس خواندن و فعالیت های علمی و تحلیلی
  • تصمیم گیری کردن برای انتخاب
  • احساس عقب افتادن از دیگران 
پس مشخص است که مغز، اصلا علاقه ای ندارد که شما، بخواهید پر مصرف ترین کار دنیا که همان درس خواندن است را انتخاب کنید. تفکر سنتی برخی این است که درس خواندن اصلا سخت نیست، می نشینید و چند کتاب را می خوانید، نه سرما تحمل می کنید نه گرما. درس خواندن که خستگی ندارد. 
در آرامش و راحتی چند خط کتاب می خوانید و این ها که سخت نیست و مشکلاتی برای شما ایجاد نمی کند؛ اما این تفکرات غلط هستند. درس خواندن چه قبول کنیم و چه نکنیم، سخت ترین کار دنیا برای مغز است. مصرف انرژی بسیار زیاد و درگیری دایم فکر و بیشترین کاری که از مغز کشیده می شود به وسیله درس خواندن اتفاق می افتد.
مغز، علاقه ای ندارد که در ازای بدست آوردن موفقیت، این همه فشار را تحمل کند و او ترجیح می دهد که شما یک فرد عادی و معمولی باشید و این همه انرژی مصرف نکنید تا او راحت باشد. برای همین انتظار مخالفت از مغزتان را داشته باشید و این را بدانید که هیچ روزی از راه نخواهد رسید که مغز عاشق مطالعه باشد.
پیش نیاز دوم: حالا که متوجه شدیم مغز، زیر بار تحمل این فشار نمی رود پس باید این سوال را بپرسیم که چطور می خواهد با ما مخالفت کند؟ تولید احساسات منفی، راحت ترین روشی است که مغز با شما مخالفت می کند. او سعی می کند از درس خواندن و مطالعه و برنامه ریزی های کنکوری، تا می شود خاطره منفی تولید کند.
احساس خستگی و افسردگی و تنهایی، احساس ترس از موفق نشدن و ایجاد نگرانی ها و دل مشغولی های به ظاهر منطقی و حس نتوانستن و سخت بودن ادامه راه و ...، همگی نقشه هایی است که مغز طراحی می کند تا یک پیوند بسیار قوی بین درس خواندن و تمام اتفاقات منفی در درون تان شکل بگیرد.
هرچه مغز بتواند پیوند قوی تری بین درس خواندن و مشکلات منفی برقرار کند، زودتر در متوقف کردن شما موفق می شود. این حالتی است که همه کنکوری ها تجربه می کنند. دقت کرده اید که اکثر کنکوری ها می گویند: «تا پارسال هیچ مشکلی در زندگی ما نبود، همه مشکلات فقط در سال کنکور رخ داده است. انگار همه تا پارسال خواب بودند، امسال تازه یادشان آمده است که باید عروسی کنند یا بمیرند، یا بیمار شوند.»
این ها نشان می دهد که مغز بسیار خوب عمل کرده است و توانسته یک پیوند قدرتمند بین مشکلات منفی و درس خواندن برقرار کند تا هر وقت می خواهید درس بخوانید با احساسات منفی مطالعه کنید و هرچه این احساسات پر رنگ تر باشد زودتر به احساس افسردگی و کسالت روحی می رسید.
پیش نیاز سوم: مغز سعی می کند در ایجاد پیوند بین اتفاقات منفی و درس خواندن از اطلاعات درست و منطقی استفاده کند و بعد اطلاعات و نتیجه گیری های غلط را در لا به لای جملات صحیح به آموخته شما تبدیل کند. این روش فوق العاده حرفه ای است که مغز به صورت کاملا استادانه ای آن را یاد گرفته است و به خوبی اجرایش می کند.
اگر مغز بخواهد با روش های کاملا اغراق شده به سراغ تان بیاید خیلی زود متوجه می شوید که یک نقشه است و آن را پس می زنید و اجازه نمی دهید که پیوند منفی برقرار شود. در نتیجه، مغز در طول دوره تکامل یاد گرفته است باید از اطلاعات منطقی درست استفاده کند و در لابه لای این اطلاعات درست، خواسته های نادرست و نتیجه گیری های غلط خود را جای بدهد و یک جمله منطقی بسازد که به راحتی نمی توانید متوجه غلط بودن آن شوید.
برای اینکه این پیش نیاز را با یک مثال توضیح دهم به سراغ جمله معروفی می رویم که اکثر کنکوری ها از زبان مادرشان شنیده اند. مادرتان می گوید: «امسال که کنکور داری باید خیلی خوب غذا بخوری تا دچار کم خونی نشوی.» این جمله یک نمونه آموزشی خوب برای تحلیل ترکیب اطلاعات درست و نادرست توسط مغز است.
این جمله ای که مادرتان گفته است را به سه جمله زیر تقسیم می کنم تا متوجه شوید چطور جمله درست و جمله نادرست به وسیله مغز ترکیب می شود و یک جمله  به ظاهر منطقی نادرست و باور پذیر را می سازد:
جمله درست: خوب غذا خوردن باعث می شود تا دچار کم خونی نشوید. 
جمله نادرست: درس خواندن باعث کم خونی می شود.
ترکیب دو جمله درست و نادرست: امسال که کنکور داری باید خیلی خوب غذا بخوری تا دچار کم خونی نشوی.
در واقع در این جمله زیرکانه ای که مغز می سازد قصدش این است که ارتباط منفی بین کم خونی  با درس خواندن بسازد در حالیکه همه می دانیم درس خواندن هیچ ارتباطی به کم خونی ندارد و کم خونی دلایل متنوعی دارد که یکی از آن ها فقر آهن در غذا است و درس خواندن و نخواندن هیچ تاثیری در این بیماری ندارد.
ولی این مغز است که ترکیب سازی جملات درست و نادرست را به خوبی یادگرفته است و تشخیص این اطلاعات به ظاهر منطقی نادرست، همیشه کار آسانی نیست و خیلی اوقات ما بازیچه همین جملات می شویم و زندگی مان را از دست می دهیم. حالا وقت آن رسیده است تا  به عنوان تمرین جملات درست و نادرست هر کدام از موارد ابتدای این مطلب را مشخص کنید. این تمرین را اجرا کنید چون کمک می کند تا مغزتان را بهتر بشناسید.

پنجشنبه 5 دی 1398 11:04 ب.ظ
سلام من واقعا این احساساتی رو که میگین دارم. اقای جدیدی من واقعا نمیدونم چرا این جوریم وقتایی که درس نمیخونم احساس بی مصرف بودن میکنم و عذاب وجدان منو میکشه وقتایی هم که میخونم کلی فکر های احساسی سراغم میاد شده که نشستم گریه کردم.دل تنگ میشم دلم میگیره.من امسال سومین کنکورمه سال اول انگیزه داشتم ولی روش خوندن بلد نبودم امسالم روش هامو پیدا کردم ولی انگیزم کم شده.مشکل دومم اینه که روزی 9ساعت معمولا میخونم ولی هیچ وقت نشده که به عمومی ها هم برسم و بخونم به نظرتون نمیتونم مدریت کنم یا ساعت مطالعم کمه.
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی.
1. مسایلی که در گذشته دارید را حل و فصل کنید. یک بار برای همیشه دادگاه گذشته را برگزار کنید و همه مسایل را با صدور حکم قطعی کرده و برای همیشه به مغزتان بگویید که جواب تمام اتفاقات گذشته را دارم و حکم هم صادر کرده ام و نیاز نیست هر روز به گذشته فکر کنم.
2. در مورد برنامه ریزی شما اطلاعی ندارم که چطور درس می خوانید ولی توصیه می کنم محدودیت های ذهنی خود را از بین ببرید. همینکه می گویید 9 ساعت می خوانم خودش یک محدودیت است مثلا چرا نمی گویید:
از امروز برنامه خودم را اجرا می کنم و 15 دقیقه هم کار اضافه تر انجام می دهم. این طرز تفکر ارام ارام باعث می شود شما به این نتیجه برسید که می شود بیشتر از آنچه در ذهن تان هست هم تلاش کرد. پس شما نیاز دارید این بُت ذهنی را بشکنید. موفق ترین باشید.
تینا شیروانی
یکشنبه 23 دی 1397 12:01 ب.ظ
سلام استاد
یه سوال داشتم راستش من متوجه نمیشم که چطور باید یه چرخه ده روزه برای مرور و تست طراحی کنم؟
یعنی بعد ازمرحله مطالعه و خلاصه باید طی ده روز تمامی دروس رو مرور کنیم و تست بزنیم تا دوباره در ده روزه اینده تکرار بشه ولی ممکن نیست این حجم از مطالب در ده روز!
اگه میشه برام بیشتر توضیح بدین راجع به این موضوع
ممنون میشم
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. هر مطلبی را که بخوانید باید چرخه ده روزه اش را درست کنید زیرا اگر قرار باشد مطلبی را بخوانید و مرور و تست نکنید پس فرقی با نخواندن ندارد. بنابراین هرچه می خوانید باید در بازه های ده روزه در چرخه مرور و تست قرار بگیرد. موفق ترین باشید.
زهره
جمعه 7 دی 1397 08:35 ب.ظ
استاد یه برنامه ریختم با توجه به چیزایی که گفتید،اما یه استرس ازار دهنده دارم همش میترسم نشه اون چیزی که میخوام مطلب استرستون رو خوندم مکالمه های درونیم این شکلیه نمیرسی بابا میدونی چقدر وقت میبره تا مسلط بشی هنوز کلی اشکال داری که بزرگن و زمانبر کی میخوای این تستایی که داری علامت دار میکنی رو مرور کنی دیگه وقتی نمونده نمیرسی تمام کنی و اگه قبول نشی ابروت جلوی همه میره
هرچی میخوام کنترل کنم و بگم حتی اگه نشد امسالم قبول بشم ولی میخوام تلاشمو بکنم میخوام وجدانم اسوده باشه کارمو انجام دادم بدون اینکه به نتیجه فکر کنم
اما این ترس و استرسم پررنگتر میشه و واقعا ارامشمو ازم میگیره
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. انتظار دارید مغزتان بگوید به به چه برنامه خوبی شد آفرین شما می توانید قبول شوید و بلند شو درس خواندن را شروع کن که یکی از بهترین ها هستی؟ واقعا انتظار شما از مغزتان چیست؟
این موجود 1500 گرمی همیشه به دنبال درس نخواندن و فرار از مطالعه است زیرا سنگین ترین کار دنیا درس خواندن است. او انرژی زیادی باید بگذارد تا شما درس بخوانید پس هزار روش و کلک را به کار می گیرد تا دست از این کار بردارید.
انتظار نداشته باشید که مغزتان بگوید پاشو پاشو زود باش که خیلی اوضاع خوب شد و عجب برنامه خوبی از آب درآمد و باید زودی اجرایش کنیم که به موفقیت می رسیم. مغزتان همیشه مخالف درس خواندن است و نقطه ضعف شما را پیاده کرده است.
فهمیده اگر به شما استرس بدهد، به خودتان و توانایی هایتان شک می کنید و دست از موفقیت بر می دارید. همین که با استرس بتواند یک روزتان را خراب کند پس فردا را هم خراب می کند و کم کم هفته را خراب و در نهایت کل کنکور را از شما می گیرد.
انتظار این را نداشته باشید که حال تان موقع درس خواندن خوب باشد. همیشه گفته ام موقع درس خواندن بدترین حس های دنیا به سراغ تان می آید زیرا مغز در حال تلاش است تا شما را از پر مصرف ترین کار دنیا یعنی درس خواندن منصرف کند.
یکی را می ترساد، یکی را استرسی می کند شخص دیگری را ناامید می کند و به دیگری احساس زرنگی و باهوشی می دهد که حالا زود است و بعدا شروع کن. با هزار روش و کلک به مبارزه می پردازد تا روزی که درس خواندن را کنار بگذارید.
مغز از سیستم پاداش و تنبیه استفاده می کند. اگر به شما استرس بدهد و شما درس خواندن را حتی برای یک ساعت کنار بگذارید یک پاداش به مغزتان داده اید زیرا او فهمیده با استرس می تواند شما را خراب کند.
حالا استرس بزرگتری به شما می دهد و پاداش دوم را می گیرد و همینطوری هر بار که استرس می دهد و شما درس نمی خوانید به او پاداش می دهید و کار به جایی می رسد که درس نخواندن برایتان عادت می شود.
حالا شما باید این روند را برعکس کنید. یعنی هربار استرس داد بدون توجه به احساسات، درس را بخوانید حتی اگر احساس بی کیفیتی و بی ارزشی کردید ولی بازهم فشار بیاورید و درس خواندن را ادامه بدهید اینطوری مغز تنبیه می شود.
حالا تا چند روز باید این فشار را تحمل کنید تا هر بار که مغز استرس می دهد یک بار تنبیه شوید و اینقدر این کار را ادامه دهید تا تمام پاداش های قبلی که به مغز داده اید صفر شوند و مغز یاد می گیرد دیگر از طریق استرس جلوی شما را نمی تواند بگیرد.
در اینجاست که برای همیشه با استرس خداحافظی می کنید اما یادتان باشد مغز از پای نخواهد نشست و راه دیگری را برای متوقف کردن تان تست می کند. این جنگ با مغز تا روزی که در زندگی تان درس بخوانید با شما خواهد بود و هیچ وقت را نخواهید دید که این موجود با شما بر سر درس خواندن توافق کند.
امیدوارم این مطالب کمک کند مغزتان را بهتر بشناسید. هرکسی مغزش را بشناسد هرگز مشکلاتی مثل استرس را نخواهد دید. موفق ترین باشید.
زهره
جمعه 7 دی 1397 01:37 ب.ظ
ریاضی و زیست و فیزیک رو یه دور خوندم اما مسلط نیستم یعنی الان دارم با تست زدن به دونسته هام اضافه میکنم ولی این تست زدن ناقص هست و کامل همه تستاشونو نزدم برای شیمی چون خیلی ضعیفه فقط شیمی دوم رو یه دور خوندم سوم و پیش رو دارم یاد میگیرم تازه
تا 12 ساعت برناممو اجرا میکنم دو ساعت مباحثی که مشکل دارم رو کار میکنم
اما سرعتم خیلی پایینه مثلا تو یک ساعت ده تا تست میتونم بزنم،اگه راه حلی به ذهنم برسه انجام میدم و بعد با پاسخنامه چک میکنم و گزینه های غلط رو نکاتشونو مینویسم و اگه راه حلی به ذهنم نرسه بلافاصله میرم که با پاسخنامه یادش بگیرم
پاسخ رضا جدیدی :
چرخه مرور و تست زنی های خود را برای درس های ریاضی، زیست و فیزیک به صورت منظم طراحی کنید طوری که حداکثر هر 10 روز یک بار کل این فصل ها تست و مرور و شوند و از طرفی برای درس شیمی دو مدل کار در برنامه طراحی کنید:
1. یک چرخه مرور و تست از فصل های که خوانده اید
2. یک چرخه یادگیری از فصل هایی که هنوز یاد نگرفته اید
از طرفی برنامه رفع اشکال منظمی هم طراحی کنید و روش رفع اشکالتان اینطور باشد:
ابتدا تمام مشکلات درسی تمام درس های کنکور را روی یک برگه بنویسید و سپس این مشکلات را از کوچک به بزرگ مرتب کنید و در زمان های رفع اشکال از کوچکترین مشکل شروع به رفع اشکال کنید تا روند رفع اشکال تان سریع تر حرکت کند.
کوچکترین مشکل یعنی همان مشکلی که با صرف زمان کمتر قابل حل است. با این شیوه از برنامه ریزی و به دلیل ایجاد چرخه مرور و تست منظم حداکثر هر ده روز یک بار و با گذشت حدود 2 ماه شما بسیار مسلط می شوید و حجم زیادی از تست ها را خواهید زد.
فقط یادتان باشد تا تسلط شما طبق برنامه ریزی منظم به 2 ماه نرسد سرعت شما تغییر زیادی نخواهد کرد و تازه بعد از 2 ماه سرعت تست زنی و بالا رفتن حجم تست ها را شاهد خواهیم بود، علتش هم این است که شما تسلط ندارید و باید 2 ماه برنامه تست و مرور اجرا کنید تا روان شوید. ولی این را بدانید اگر خوب کار کنید ان شالله یکی از قبولی ها هستید چون خیلی خوب درس خوانده اید. موفق ترین باشید.
زهره
جمعه 7 دی 1397 01:06 ق.ظ
سلام وقت بخیر
استاد من از شهریور برای کنکور شروع کردم وضعیتم تو عمومی ها خوبه و روبه پیشرفت هست اما درسای اختصاصی خیلی کند پیش میره و من چند روزه به شدت استرس دارم و حالم بده و همش نگرانم میترسم نرسم به اندازه کافی مرور کنم و تستای زیادی بزنم و تا موقع کنکور تسلط لازم رو بدست نیارم
هنوز تستای کتابای اختصاصی رو یه دور کامل نزدم که مرور کردنشون رو شروع کنم
و این خیلی منو بهمم میریزه
مدام فکر میکنم از فروردین به بعد دیگه باید کامل مسلط باشم ولی وقتی انقد کند پیش میره که نمیشه مسلط شد
بنظر شما چکار کنم؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. من در مورد روش برنامه ریزی و مدل خواندن شما هیچ اطلاعاتی ندارم و نمی دانم به چه صورت کار می کنید و منظور شما دقیقا از کندی چیست و مدل تست زنی و روش کاری تان به چه صورت است و واقعا نمی توان فقط به این صورت کلی اظهار نظر کرد. بایستی اطلاعات کامل باشد و من بدانم شما روش مطالعه تان چیست؟ آیا درس ها را جمع کرده اید یا درس نخوانده دارید؟ توان مطالعاتی تان چقدر است؟ سرعت تست زنی تان رو به بهبود دارد یا خیر؟ این ها حداقل اطلاعاتی است که باید بدانم تا بشود کمکی کرد. موفق ترین باشید.
جعفر
دوشنبه 3 دی 1397 06:29 ب.ظ
سلام. لطفا کتابهای مناسب رو واسه کنکور 99 برا کسی که چن سال از درس دور بوده معرفی کنید. ممنون که جواب میدید
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. معرفی کتاب به همین صورت کلی امکان پذیر نیست. چون هرکسی شرایط خاص خودش را دارد. ولی اگر درس ها را به طور کامل فراموش کرده اید توصیه می کنم از سایت مدرسه شریف آموزش رایگان ویدویی را شروع کنید چون اگر فراموشی زیاد باشد آنگاه با کتاب شروع کردن خیلی سخت است. موفق ترین باشید.
فاطمه
دوشنبه 3 دی 1397 03:06 ب.ظ
سلام استاد من از کنکور تا الان هیچی درس نخوندم الان میخوام دوباره شروع کنم بخونم بنظرتون واسه هدفی مثل پزشکی الان دیر نیست شروع کردن??
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. این مدل از سوالات جواب ندارد چون چهار حالت دارد:

1. اگر کسی بگوید دیر شده است و شما درس نخوانید پس معلوم می شود هدف ندارید چون اگر داشتید به هرحال مجبور بودید درس بخوانید ولو دوسال دیگر قبول شوید. چون کسی که عاشق هدف است مگر می شود این سوال را بپرسد؟
2. اگر کسی بگوید نه دیر نشده و می توانید موفق شوید و شما با این جمله بخواهید درس بخوانید پس بازهم فایده ای ندارد چون برای رسیدن به هدف باید دلایل درونی داشته باشید نه اینکه یک نفر بگوید می شود شما هم بروید و بخوانید. این مدل با این هدف درس خواندن هیچ ارزشی ندارد.
3. چه بگویند دیر شده چه بگویند دیر نشده شما درس می خوانید پس لزومی به پرسیدن این سوال نیست چون در این حالت شما فردی هدفمند هستید و هرچقدر لازم باشد درست و منظم تلاش می کنید تا به هدفتان برسید.
4. چه بگویند دیر شده چه بگویند هنوز فرصت هست شما درس نمی خوانید و با بهانه های مختلف بی خیال می شوید پس در این صورت هم لزومی نیست خودتان را درگیر پاسخ کنید. چون پاسخ هرچه باشد درس نمی خوانید.
اصولا کسی که پزشکی بخواهد این سوال را نمی پرسد. امیدوارم به هدفتان و چیزی که از زندگی می خواهید عمیق تر نگاه کنید نه اینکه دنبال تاییده گرفتن از دیگران باشید. موفق ترین باشید.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.