کلبه مشاوره رضا جدیدی مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور - تحلیل جملات انگیزشی+ رفع ابهام تفکرات غلط

مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور


راه های ارتباطی با رضا جدیدی: شماره تلفن ثابت: 34774341-086 شماره تلفن همراه: 09189580918

تحلیل جملات انگیزشی+ رفع ابهام تفکرات غلط

می خواهم یک بار برای همیشه تکلیف خود را با واژه «انگیزه» و راهکار معرفی که برای افزایشش ارایه می شود روشن کنم. هرگاه صحبت از انگیزه می شود، ناخودآگاه مهم ترین و بزرگترین راهکاری که به یادش می افتیم جملات انگیزشی (که من به آن ها جملات هیجانی می گویم چون واقعا هیجان می دهند و نه انگیزه) می افتیم.  
ولی قبل از شروع بحث، طبق عادت همیشگی به سراغ معنی انگیزه برویم؛ با جست و جو در لغت نامه دهخدا در معنی انگیزه چنین آمده است: «انگیزه: سبب و باعث چیزها» پس انگیزه دلیل و برهان است و پایه عقلی دارد و ارتباطی با احساسات ندارد اما در ادامه این مطلب خواهید دید که جملات انگیزشی به نوعی سعی دارند شما را به خیال پردازی و شوق و احساس بکشانند تا انگیزه تان قوی شود در حالیکه انگیزه دلیل و برهان است و پایه عقلانی دارد و با این کارها قوی نمی شود.

راه حل هایی که برای افزایش انگیزه مطرح می شود: خوردن چای وقهوه، رویا پردازی و پیاده روی است در حالیکه باید مشکل اصلی را حل کنید

بسیاری از افرادی که در مورد انگیزه در ایران و خارج از ایران صحبت می کنند از ما می خواهند که هر روز، جملات انگیزشی را به خودمان یادآوری کنیم و با تکرار چندین و چند باره این جملات به خودمان بفهمانیم که باید جنگنده و پر تلاش ظاهر شویم. برخی هم از ما می خواهند که این جملات انگیزشی را روی در و دیوار اتاق مان بچسبانیم و  آن را مرور کرده و از این جملات انگیزشی، انرژی بگیریم. 
در ادامه فهرستی از این جملات انگیزشی را به صف کرده و یک به یک بررسی می کنم تا متوجه شویم چرا این جملات به ظاهر انگیزشی روی ما تاثیری ندارند و در بهترین حالت آن هم فقط برای چند بار اول می توانند یکی دو روز حال ما را با هیجان خوب کنند و بعد همه چیز تمام می شود و ما همان آدم قبلی هستیم:
جمله انگیزشی: هر روز صبح در جنگل آهویی از خواب بیدار می‌شود که می‌داند باید از شیر تندتر بدود تا طعمه او نگردد و شیری که می‌داند باید از آهویی تندتر بدود تا گرسنه نماند و اکثرا هم آهو برنده است چون هدف مهم تر از نیاز است. 
تحلیل جمله بالا: همانطور که پیداست، در این جمله؛ می خواهد که به هدف اهمیت بدهید اما خود گوینده این جمله که معمولا هم افراد گم نام هستند و جملات خود را به افراد مشهور نسبت می دهد حتی این را نمی دانسته که تا نیازی نباشد، هدفی شکل نمی گیرد پس چطور می خواهد جمله ای که از اساس غلط است در ما ایجاد انگیزه کند؟ 
وقتی می گویید «رشته پزشکی را می خواهم» منظورتان این است که یک سری از نیازهایی را دارم که رشته پزشکی این نیازهای مرا پاسخ می دهد پس رشته پزشکی را هدفم انتخاب می کنم تا به نیازهایم پاسخ دهم و این موضوع ساده و اساسی در این جمله انگیزشی به غلط معرفی شده است. از غلط بودنش که بگذریم آیا کسی که مشکلی در کارش است و نمی تواند درس بخواند با خواندن این جمله بلند می شود و سخت تر تلاش می کند؟
اصلا آن درس خواندنی که شتاب گرفتنش با یک جمله دو خطی باشد، چقدر دوام دارد که بخواهیم روی آن حساب کنیم؟ درس خواندنی که پشتش هدفمندی و هویت و صلابت نباشد و فتیله آن با یکی دو جمله بالا و پایین می شود را مطمین باشید بعد از چند روز دوباره پایین خواهد آمد.
جمله انگیزشی: هر ساختمان بزرگ، زمانی فقط یک نقشه ساده بود، مهم نیست که امروز در چه مرحله  ای هستید، مهم آینده تان است و چیزی که به آن خواهید رسید
تحلیل جمله بالا: در این جمله، نیز غلط علمی وجود دارد. چرا الان و امروزم مهم نیست؟ می خواهم بگویم جایی که امروز هستیم روی فرداها و فرداهایمان اثر گذار است. آموخته ها، خاطرات و حتی ترس هایم روی آنچه قرار است شوم اثر می گذارد پس چطور می توانم بی توجه به چیزی شوم که الان در آن گیر کرده ام؟ 
مگر به غیر از این است که وضعیت فعلی من، باعث شده که انگیزه نداشته باشم و دست از تلاش بردارم؟ حالا در این جمله می خواهد آنچه را که باعث توقفم شده است را نادیده بگیرم؟ در حالیکه باید خودم را تعمیر کنم تا ماشین درونی ام روشن شود؛ از من خواسته می شود که فقط آینده را نگاه کنم.
مورد بعدی، آیا می دانید کسی که در امروزش گیر باشد، آینده را سیاه می بیند؟ چطور از کسی که درمرحله ای از بی انگیزگی به سر می برد توقع دارید آینده ای درخشان را تصور کند؟ در این جمله، به خیال پردازی تشویق می شوید؛ امری که متاسفانه در سراسر دنیا هم تبلیغ می شود در حالیکه حتی یک گزارش دقت کنید حتی یک گزارش هم نداریم که فلان شخصی که به موفقیت رسیده است با خیال پردازی به این نقطه دست یافته است.
همه موفق ها روزانه، کار عملی فراوانی انجام می دهند نه اینکه دایما رویا پردازی کنند. تا به حال دقت کرده اید در تمام کتاب هایی که به خیال پردازی تشویق می کنند تا انگیزه بگیرید، هیچ تحقیقی را به میان نمی آورند و همیشه می گویند «نیوتن، انیشتین، ادیسون و ... اینطوری زندگی می کرده اند» در حالیکه وقتی بررسی کنید متوجه می شوید تمام این افراد به سختی در آزمایشگاه های خود و هر روز هفته بدون تعطیلی کار می کردند.
بارها و بارها شکست می خوردند، توسط دیگران تحقیر می شدند ولی دست از شکست بر نمی داشتند. حالا این جمله به ظاهر انگیزشی نیز روند کتاب های غیر علمی را در پیش گرفته است تا فردی که دچار بی انگیزگی است را به بی توجهی به شرایط امروزش دعوت کند؛ چطور ممکن است که علت بی انگیزگی را بررسی نکنید ولی توقع موفقیت داشته باشید؟
جمله انگیزشی: اهداف خود را روزی دو بار مورد بازبینی قرار بده تا روی دستیابی به آن ها متمرکز باقی بمانی
تحلیل جمله انگیزشی: این، یکی از بدترین توصیه هایی است که به یک فرد کنکوری یا حتی هر فردی که هدفی در این دنیا دارد می توان داشت. چرا؟ چون یادآوری هدف، آن هم روزی دوبار، شما را به فردی خیال پرداز تبدیل می کند. در احوالات افراد موفق اگر مطالعه کنید متوجه می شوید که آن ها یک بار هدف گذاری می کردند و هر چند سال که لازم بود برای آن هدف تلاش می کردند. 
در این مسیر، گاه شکست، تمسخر توسط دیگران و حس بلاتکلیفی پیدا می کردند ولی خب می دانستند بی هدفشان هویت ندارند و دست بردار نبودند تا به آنچه می بایست رسیدند. خودتان فکر کنید، آیا نیوتن، در آزمایشگاهش روزی دوبار دست از کار می کشید و فنجانی قهوه می ریخت و به افق خیره می شد تا به هدفش فکر کند؟
آیا چنین افرادی، اصلا فرصتی برای رویاپردازی (که یک اشتباه بزرگ با تاثیرات منفی است) داشته اند؟ آن ها یک بار هدف گذاری می کردند و یک عمر اجرا می کردند و هر کجا دچار مشکل می شدند قطعا حل مسئله می کردند، نه اینکه با بازآوری و یادآوری هدف و خیال پردازی های پیرامون آن بخواهند روی دستیابی به آن ها متمرکز باقی بمانند.
بیایید یک بار هم که شده به این فرآیند فکر کنیم. یک هدف را در نظر بگیرید حالا روزی دو بار به خودتان یادآوری کنید که می خواهید به این هدف برسید. همینجا اولین اشتباه تان رخ می دهد که اتلاف زمان است چون رویاپردازی ها، حداقل نیم تا یک ساعت از وقتتان را می سوزاند. نمی شود که در دو دقیقه خیال پردازی کرد.
از این که بگذریم در مرحله بعد، اتفاق بدتری می افتد و آن هم در خصوص زدگی و احساس سیری از هدف است. کسی که دایما به هدفش فکر کند، کم کم مغز گمان می کند به آن هدف رسیده اید و در حال زندگی با آن هستید و برای همین دست از تلاش بر می دارد چون می گوید: «مگر دیوانه ای به چیزی که رسیده ای برایش تلاش کنی؟»
به طور مثال وقتی کسی هدفش روی پزشکی است، حالا روزی دو بار به پزشک شدنش فکر کند چه اتفاقی می افتد: 1- حداقل روزی یک ساعت از وقتش را تلف کرده است. 2- کم کم در اثر همه این خیال پردازی ها به جایی می رسد که گمان می کند به هدفش یعنی پزشکی رسیده است. خود را در آن تصور می کند، فردی که بسیار موفق است و خیلی هم سرش شلوغ شده است. پزشکی که شش ماه ایران است و شش ماه دیگر خارج از ایران در سمینارها و کنفرانس ها شرکت می کند.
با این حجم از خیال پردازی، مغز می گوید: «خب ما که به این هدف رسیده ایم، برای چه داریم برای چیزی که به آن رسیده ایم، تلاش می کنیم؟» در نتیجه همیشه افراد خیال پرداز، روزهای اول خیلی خوب تلاش می کنند ولی کم کم، از هدفشان سیر می شوند و دست از رسیدن به آن بر می دارند. حالا فکرش را بکنید که در این جمله انگیزشی، خواسته می شود هر روز، حداقل 60 دقیقه از وقتتان را هدر داده و از هدفتان سیر شوید تا انگیزه تان رفع شود در حالیکه این کار، انگیزه مان را بدتر می خشکاند.
جمله انگیزشی: فرمولی که برای موفقیت کشف کردم این است: اگر اشتیاق برای موفق شدن بیشتر از ترس هایتان از شکست خوردن باشد، آنگاه حتما موفق خواهید شد.
تحلیل جمله بالا: در عجبم که این جملات را برای اثرگذار شدن به افرادی مشهور که در زندگی خودشان حتی یک دقیقه هم با جملات انگیزشی، بالا و پایین نشده اند، نسبت می دهند. به طور مثال این جمله را به انیشتین نسبت می دهند، یعنی وقتی فکرش را می کنم که انیشتین را چگونه مسخره می کردند و دانشگاه چه برخوردی با او داشت و حتی او را به عنوان استاد فیزیک به رسمیت نشناختند، خنده ام می گیرد که انیشتین  با آن همه بزرگی، بخواهد که شوق رسیدن به موفقیت را داشته باشیم.
الان می گویید مگر شوق رسیدن به موفقیت بد است؟ این که خیلی عالی می شود اگر کسی شوق رسیدن به موفقیت را داشته باشد. اما باید بدانید که شوق رسیدن به موفقیت واقعا بد است. چرا؟ چون شوق از مغز حیوانی ما انسان ها سرچشمه می گیرد و یک احساس است. احساس ها همگی زودگذر هستند یعنی وقتی شاد هستیم فقط برای چند ساعت تا چند روز شادیم. وقتی شوق داریم از یک ساعت تا چند روز شوق در درونمان جوشش دارد و بعدش همه چیز از بین می رود.
به این جمله ام دقت کنید: «هر احساسی که پایه و اساس تصمیم و حرکت هایتان شود، به زودی توقف خواهید داشت.» چرا؟ خودتان را در قایق بادی تصور کنید. این قایق وقتی حرکت می کند که بادی موافق با حرکت تان شروع به وزیدن کند تا حرکت کرده و به پیش بروید. کسانی که با پایه احساس بخواهند حرکت کنند این بلا سرشان خواهد آمد.
احساسات مثل باد هستند، گاه می زوند و گاه نمی وزند. وقتی هم که هستند معلوم نیست که موافق ما باشند. شاید در جهت مخالف باشند، آنگاه چه کنیم؟ تازه این نکته را بدانید که مغز برای موفقیت ساخته نشده است و هرگز علاقه ای به زحمت و تلاش ندارد پس بدون شک، احساسات منفی با شروع تلاش کردن هایتان به اوج خودش می رسد.
دقت کرده اید که تا کتاب به دست می گیرید، هزاران فکر منفی در درون تان تولید می شود ولی وقتی آن را می بندید و کنار می کشید، همه چیز انگار گلستان می شود. به قول اکثر کنکوری ها «انگار تمام بی انگیزگی ها و افکار منفی فقط با باز شدن کتاب به سرمان می ریزد.» چون مغز مخالف موفقیت است و چاره ای جز منفی کردن احساس ندارد.
حال در چنین شرایطی، فکرش را کنید که در این جمله انگیزشی خواسته باشد که شوق رسیدن به موفقیت داشته باشید. یعنی روی احساسی که مغز در تلاش برای منفی کردنش است، پایه های موفقیت خود را بچینید. پس چنین چیزی با علم جور در نمی آید و قطعا انگیزه ای در درون تان ایجاد نمی شود.
جمله انگیزشی: کارهای بزرگ تنها از مردان بزرگ ساخته است و مردان هنگامی بزرگ می شوند که بخواهند
تحلیل جمله انگیزشی: این موضوع هم بعید می دانم به کسی انگیزه ای بدهد چون در همین جمله به خوبی روشن است که مشکل خواستن نیست، مشکل گم کردن راه حل هاست. همه افرادی که در کنکور تلاش می کنند، می خواهند به موفقیت برسند، آن ها حتی بارها و بارها تلاش هم کرده اند اما با مشکلاتی رو به رو هستند. 
در این جمله انگیزشی خواسته می شود که فقط بخواهید تا بزرگ شوید و وقتی بزرگ شدید آنگاه هر کاری را می توانید انجام دهید در حالیکه این روند کاملا غلط است. چون اگر خواستن ها می خواست باعث قدرتمند شدن ما شود الان همه انسان های کره زمین فردی قدرتمند بودند که بهتر از آن ها را نمی توانستی پیدا کنی.
چون حتی ضعیف ترین انسان روی کره زمین هم می خواهد که بهتر و بهتر باشد پس این جمله انگیزشی نه تنها تولید انگیزه نمی کند بلکه یاد هزاران خاطره ای می افتید که در آن ها همیشه خواسته بودید به هدفی برسید و حتی تلاش هایی هم داشته اید ولی موفقیتی حاصل نشده است.
در ادامه، اجازه می خواهم تا تحلیل ها را به صورت موردی بیاورم تا خودتان این موارد را ادامه بدهید زیرا قصدم این است تا خودتان هم تحلیل گر شوید و متوجه اشتباهی انگیزه گرفتن با جملات انگیزشی شوید:
جمله انگیزشی: چشم هایتان را ببندید و به آن چیزی که می خواهید فکر کنید تا در ذهن تان ساخته شود و آن را پرورش دهید زیرا آفرینش ذهنی پیش نیاز آفرینش فیزیکی است
موارد تحلیلی در این جمله: 1- دعوت به خیال پردازی برای انگیزه گرفتن 2- خیال پردازی پایه ای برای هدف گذاری در حالیکه نیازهای اساسی باید پایه هدف گذاری باشد 3- تصورات ذهنی با دنیای واقعی تفاوت دارند و همین که فرد از ذهن به واقعیت برسد و با مشکلات رو به رو شود، شوکه خواهد شد.
جمله انگیزشی: اندازه موفقیتتان به وسیله قدرت اشتیاقتان، اندازه رویاهایتان و اینکه چگونه در طول راه با ناامیدی کنار می آیید، مشخص می شود
موارد تحلیلی در این جمله: 1- قدرت اشتیاق مبنای موفق شدن است در حالیکه نیست 2- رویاها همان آروزهای مطرح شده در خیالات هستند که واقعی نخواهند شد در حالیکه ما باید هدف گذاری کنیم و برای هدفمان دلیل انسانی و نیازهای واقعی داشته باشیم نه رویاهای خوش 3- با ناامیدی کنار نخواهند آمد زیرا کنار آمدن با ناامیدی یعنی پذیرفتنش پس باید ناامیدی را حل کرد یعنی تفکر حل مسئله نیاز داریم تازه اگر منظور نویسنده این جمله همین حل مسئله باشد بازهم کار مشکل دارد زیرا به ما اطلاعاتی در مورد چگونگی حل کردن ناامیدی نمی دهد پس فقط یک جمله شعاری است.
جمله انگیزشی: مردم اغلب می گویند که انگیزه دوام طولانی ندارد. خب، شما هم هر روز شاید لازم باشد حمام کنید؛ به همین دلیل ما آن را بصورت روزانه توصیه می­کنیم
موارد تحلیلی در این جمله: 1- انگیزه پایه عقلانی دارد و باید دوام داشته باشد مگر می شود که دلیل و سببی برای کاری داشته باشید و دوام نداشته باشد؟ 2- مقایسه کردن حمام با انگیزه بسیار نادرست است زیرا انگیزه یک دلیل منطقی برای انجام کاری است که این دلیل برای همیشه در طور تمام عمرمان ارزشمند بوده است و اینطو نیست که هر روز بخواهیم انگیزه را تمیز کنیم چون اصلا کثیف نمی شود. 3- یادآوری هر روز انگیزه باعث یادآوری هر روز هدفمان می شود که یادآوری هدف غلط است.
خودتان می توانید جملات انگیزشی دیگری که در مورد انگیزه دادن است را بررسی کرده و اشتباهات هر کدام را بررسی کنید اما می توان به طور کلی به این نکات اشاره کرد:
1. جملات و صحبت های انگیزشی سعی در فرو بردن فرد به خیال پردازی دارند.
2. جملات انگیزشی در بهترین حالت پایه و اساس احساسی و هورمونی دارن که باعث هیجان زدگی در فرد می شوند و هیجان می تواند از یک ساعت تا چند روز دوام داشته باشد ولی بعد از آن دوباره فرد همانی می شود که بوده است.
3. جملات انگیزشی راه حلی برای برون رفت از مشکل یا مشکلات مطرح نمی کنند بلکه فقط سعی در احساسی کردن تان دارند تا حرکت کنید هرچند این حرکت بلند مدت نباشد.
4. انگیزه پایه عقلانی و منطقی دارند و همانطور که گفته شد، معنایش یعنی سبب و دلیل انجام کاری و در نتیجه با خواندن جملات کوتاه انگیزشی یا شنیدن یک سخنرانی انگیزشی اتفاقی برای سبب ها و دلایل مربوط به آن نخواهد افتاد.
5. هیچ کدام از جملات انگیزشی رویکرد خودشناسی و درک مشکلات و از بین بردنشان را ندارند آن ها همیشه سعی می کنند نگاه تان را به آینده معطوف نمایند در حالیکه مشکلاتی در امروزتان باعث توقف شده است که باید رفع شوند.
پس برای مشکل بی انگیزگی مان در کنکور چکار باید کنیم؟ می خواهم به پاسخ این پرسش ها فکر کنید زیرا مشکل حتما یکی از این موارد است که باید برطرفش کنید. پس این سوالات کمک می کند که مشکل خود را پیدا کنید و بفهمید چرا بی انگیزه شده اید و دلیل منطقی و عقلی برایش پیدا کنید نه احساسات خود را تحریک کنید تا شاید کمی درس بخوانید.
1- آیا برنامه دارید ولی با برنامه مطالعاتی نمی توانید پیش بروید؟ اگر پاسخ بله است باید بدانید که در اینجا دو مشکل می تواند وجود داشته باشد که باید حلش کنید: الف) انتظاراتتان از برنامه ریزی باید بررسی شود تا مطمین شویم انتظارات غیر منطقی نداشته باشید زیرا انتظارات غیر منطقی عامل اصلی به هم ریختن برنامه است به طور مثال دانش آموز کنکوری توقع دارد بعد از یک بار خواندن درس نامه، درصدش به 80 درصد برسد و روز اول که برنامه اش را اجرا می کند چنین اتفاقی نمی افتد و برنامه اش را بی ارزش می داند.
ب) برنامه را با واقعیت و سطح توانمندی های خود طراحی نکرده اید و برای همین در اجرای آن دچار مشکل هستید حتما مطمین شوید که اجرای این برنامه واقع بینانه است و اینطور نیست که فقط در رویا کسی بتواند آن را اجرا کند به طور مثال برنامه ریزی کنکوری که بر اساس 4 ساعت خواب شبانه باشد یک توهم است و قطعا اجرا نمی شود.
2- آیا برنامه تان را قبول دارید ولی  حالی برای مطالعه ندارید و دائما برنامه را به تاخیر می اندازید؟ در این مورد چندین دلیل می تواند وجود داشته باشد که یکی یکی آن ها را مطرح می کنم: الف) خاطرات منفی از گذشته و درس خواندن دارید که ممکن است آزار بدهد و بترسید از اینکه نکند دوباره مثل سابق آن مشکلات بر سر راهتان ظاهر شود و باعث مشکلاتی مثل قبول نشدن در کنکور شود.
ب) نگرانی از قبول نشدن دارید و فشار روانی بالایی را روی خودتان احساس می کنید به طوری که می ترسید اگر قبول نشوید چه فشاری باید از سوی دیگران وارد شود و تحقیر و تمسخر شوید.
پ) ضعف هایی در درس ها دارید که می ترسید با درس خواندن برای امسال نتوانید به موفقیت در کنکور برسید و شاید نیاز به زمان بیشتری باشد و آیا خانواده موافق این هستند که سال بعد هم برای کنکور تلاش کنم یا اینکه امسال آخرین فرصتم برای کنکور است و باید خیلی زود قبول شوم.
ت) آیا سال های قبل هم اینطوری می شدید و این آموخته وجود دارد که فردی برنامه پذیر نیستید و نمی توانید با برنامه درس بخوانید و وجود برنامه، استرس می دهد و برای همین با وجود داشتن یک برنامه خوب اما می ترسید از آن عقب بمانید و از عهده اش بر نیایید و دچار مشکل شوید برای همین می ترسید از برنامه تان استفاده کنید تا اعتماد به نفس تان از دست نرود؟
وقتی علت یابی کنید و دلیل توقف تان مشخص شود حالا می توانید مشکل را حل کنید. برای هر مشکلی حتما یک تا چند راه حل متناسب با شخصیت تان وجود دارد پس اصلا نگران نباشید و فقط روی این موضوع تمرکز کنید که باید دلیل عقلانی توقفم را بیرون بکشم و سپس آن را حل کنم و به دنبال احساسی شدن، هیجان گرفتن و خواندن یا گوش کردن جملات انگیزشی نیستم تا فقط برای یکی دو روز حالم خوب باشد.
من به فلسفه فکری نیازمندم به دلیلی منطقی زیرا انسان برتری اش به موجودات دیگر همین عقلش است. می خواهم دلیل منطقی مشکلاتم را پیدا کنم و آن ها را یکی یکی حل کنم. پس این راهنما کمک کرد تا اولا متوجه شوید خواندن یا گوش دادن به جملات انگیزشی؛ انگیزه نمی دهد و دوما با دو سوال و زیرعنوان هایش، راهنمای اصولی برای رسیدن به دلیل مشکلاتتان پرداخت.
 اگر علاقمند به مطالعه بیشتر در این زمینه هستید دو مطلب زیر را به شما معرفی می کنم:

1.
انگیزه با جملات انگیزشی بدترین راه است
2. خیال پردازی وقت و انرژی شما را می گیرد


کیمیا
سه شنبه 6 آذر 1397 03:24 ق.ظ
سلام آقای جدیدی. من پشت کنکورم تنها دلیلش همین بی انگیزگی و رو یا پردازی های شبانه روزیم است پنج ساله برای اینکه بتونم درس خون بشم سعی می کنم به خودم انگیزه بدم مثل خوندن کتاب خداحافظ ناامیدی سلام زندگی و قورباغه ات را قورت بده و دیدن سخنرانی های tedx و دیدن برنامه های ایمان سرورپور و خوندن پست های اینستاگرام و گوش دادن به موزیک های انگیزشی وامید وار کننده.و اینکه خوب یادمه دو هفته شبانه روز دنبال جملات مثبت و انگیزشی بودم با وسواس زیادی اونارو مرتب می نوشتم کارم دوهفته بدون درنگ طول کشید بعد از مدت ها شروع کردم به اجرای برنامم هرروز قبل از شروع همه ی این جملات رو که به دیوار چسپوندم رو میخوندم تا بهم انگیزه بده احساس می کردم هیچ حسی ندارم و از ساعت مطالعه ام عقب میوفتادم کل برنامم بهم می ریخا آخه من شدیدا وسواس ساعتی دارم یعنی سر ساعت شروع نکنم و شنبه شروع نکنم کلا عقب میوفتم چند ماه طول میکشه تا دوباره انگیزه بگیرم و جدول بکشم و برنامه ریزی کنم ......... هرکاری می کنم درس خون نمیشم البته الان حدود یکساله که اصلا هیچکدوم از این کار هارو نکردم چون حس می کنم گوشم از این حرفا پره
من برای اینکه به خودم انگیزه بدم ساعت ها رویا پردازی میکنم با تمام جزییات آینده هدف های بزرگی دارم همش تو دنیای دیگه ام چون میخوام تو رویاها مشکلاتم رو حل کنم اما حتی تو رویا هام ذره ای به مشکلاتم به کنکور اصلا فکر نمی کنم به طرز عجیب و غریبی زمان میگذره شب و روز ندارم بی خوابی بی اعصابی و اظطراب و تر از شکست دارم شدیدا ناامیدم تا یک زمانی شدید درگیر گذشته بودم مشکلم با گذشته رو حل نکردم برای فرار از فکر کردن به گذشته درگیر آیندم با تمام جزییات
سال اول و دوم برای کنکور برنامهریزی می کردم ماه ها طول می کشید تا شروع کنم درگیری گذشته و خاطرات تلخ و حرف و حدیث ها و افکار منفی هجوم می آوردند و من هم شدیدا وسواس ساعتم چند لحظه عقب می افتادم اجرا نمیکردم وسواس مطالعاتی دارم تو این چندسال بیشتر از چند صفحه نخوندم حتی یکبار هم یک عدد تست هم در هیچ درسی نزدم به شنبه ها وسواس دارم دیگه سه ساله برنامه ریزی نمیکنم میدونم اجرا نمیشه مشاور کنکور ندارم میدونم اجرا نمیکنم ازمون هیچوقت شرکت نکردم میدونم وقتی نخوندم آزمون بدم که چی یشه.کل پنج سال رو کنکور ثبت نام کردم ولی غایبب بودم چون هیچی نخوندم
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. همانطور که متن هم اشاره کردم متاسفانه خیلی ها برای اینکه به دنبال درمان باشند با روش های عجیب و غریب به دنبال فراموش کردن آن هستند. نوشتن جملات انگیزشی که بارها گفته ام در بهترین حالت به شما هیجان می دهد علاج درمان شما نبوده است.
وقتی مشکلی دارید باید درمانش کنید نه اینکه با نوشتن یا گوش دادن فایل های انگیزشی بخواهید آن را کتمان کنید. اصلا می دانید انگیزه از بیرون گرفته نمی شود؟ انگیزه میل و اشتیاق درون آدم هاست و با جملات انگیزشی که به غلط جمله انگیزشی نام گذاری شده اند انگیزه کسی زیاد نمی شود.
بلکه آنچه زیاد می شود هیجان است و هیجان از یک ساعت تا چند روز فروکش می کند و دوباره شما می مانید و مشکلاتی که همیشه داشته اید. چرا به فکر درمان نیستید؟ شما در این پیام به زیبایی همه مشکلات خود را بیان کرده اید:
1. رویاپردازی
2. وسواس مطالعاتی
3. عقب افتادن از برنامه
4. مقایسه کردن خود با دیگران
5. وابستگی به خاطرات منفی
6. ترس از آزمون
7. ترس از روبه رو شدن با آنچه که واقعا هستید.
8. با احساسات درس خواندن که غلط ترین روشی است که کسی می تواند داشته باشد.
9. عملگرا نبودن و بیشتر تفکر گرایی کردن
10. توقعات نامتوازن با شرایط فعلی
این ها را باید درمان کنید و راه حل درمان این چیزها خواندن جمله انگیزشی و این جور حرف ها نیست. با گوش کردن به سخنرانی ted و یا هزار مستند دیگر هیچ اتفاقی برای شما نمی افتد. متاسفانه برخی فکر می کنند کلام انرژی دارد و البته در کتاب های بازاری و غیر علمی که به اسم روانشناسی چاپ می شود و چون نویسنده شان خارجی است شما فکر می کنید به به حتما واقعیت دارد خود را به گرفتاری می اندازند.
وقتی مشکل وسواس مطالعاتی دارید ساعت ها فایل انگیزشی چه کمکی به شما می کند؟ شما به شخصی نیاز دارید که دست در دست هم آرام آرام راه رفتن را شروع کنید. انگیزه از بیرون تامین نمی شود که شما می خواهید آن را از بیرون بدست آورید.
شما مانند فردی هستید که تصادف کرده و 5 سال است راه نرفته حالا یک کار درمان و فیزیوتراپ می خواهد که با او تمرین راه رفتن کنند. فکرش را بکنید کسی که 5 سال راه نرفته برود سخنرانی ted گوش کند آیا او راه می رود؟
خواهش می کنم دوستان عزیزم، از این روش های غیر علمی و من درآوردی که در سراسر دنیا هم هست استفاده کنید. عقل خود را به کار بیندازید و با خودتان بیندیشید که مشکلات من چیست؟ راه حل درمانش چیست؟
الان هم به شما می گویم باید به کمک یک مشاور یا همیار با سواد و با تجربه آن مشکلاتی که برایتان مشخص کردم را درمان کنید. دقت کنید گفتم درمان کنید دوباره نروید جملات را بخوانید بروید مشکل خود را درمان کنید. آنوقت قول میدهم هیچ جمله ای نیاز نداشته باشید.
امیدوارم همه به این نتیجه برسند که وقتی برنامه خوب پیش برود وقتی مشکلات را درست و علمی حل کنیم دیگر نیازی به هیچ انگیزه ای از بیرون نیست چون انگیزه منبع درونی دارد. نیاز به هیچ کلیپ و جمله انگیزشی که فقط هیجان دروغین چند روزه میدهد نیست. باید همگی به آگاهی روی حل مشکلات تمرکز کنیم نه روی خواندن یا گوش دادن به جملات به ظاهر انگیزشی. موفق ترین باشید.
.
جمعه 2 آذر 1397 03:39 ب.ظ
سلام.
من دو تا سوال دارم.
سوال اول این که من میخوام برای کنکور 99 تجربی شرکت کنم و دیپلمم رو در سال 89 گرفتم.حالا یه چند ماهی میشه که منابع نظام جدید رو گرفتم و زیست و شیمی دهم رو تمام کردم و حالا دارم عربی و ریاضی دهم رو تمام میکنم تا هفته دیگه.حالا سوالم اینه که در صورتی که سازمان سنجش تیرماه سال اینده اعلام کنه دیپلمه های نظام قدیم به اجبار باید منابع نظام قدیم امتحان بدن من چقدر ضرر میکنم و چقدر زمان میبره که خودمو با اون منابع وفق بدم؟
سوال بعدی درباره ی امتحان ترمیم معدل سال اینده یعنی شهریور ماه و دی ماه هستش که میخوام بدونم برای دیپلمه های گذشته به چه صورته؟ منابعش نظام قدیمه یا جدید؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وق بخیر و نیکی. در مورد ترمیم معدل فقط تا خرداد 98 قانون داریم که می گوید با کتاب های نظام قدیم است ولی در مورد شهریور و بعد از آن هنوز قانونی اعلام نشده است. در مورد سوال اول هم در کمتر از 30 روز به راحتی می توانید با نظام قدیم اوج بگیرید و اصلا مشکلی ندارد.
ضرر کردنی در کار نیست چه با نظام قدیم چه جدید در هر صورت 70 درصد مشترک دارند و در کمتر از 30 روز می توانید به جمله بندی آن یکی کتاب عادت کنید. موفق ترین باشید.
مهران
پنجشنبه 1 آذر 1397 10:17 ب.ظ
استاد بزرگوار ممنون جوابمو دادید راستش روم نمیشه اینجا صحبت کنم اگر میشه به صورت خصوصی به ایملتون ایمیل بزنم اخه یه چیزهایی هست که دوس دارم بهتون بگم چون فقط شما میتونید کمکم کنید اخه انصافا دلسوز هستید همم خیلی بی تعارف صحبت میکنین منم راستش باید یه کمی با واقعیت رو به رو شم میشه این لطف رو در حقم کنینو بزاریم ایمیل خصوصی بدم؟
پاسخ رضا جدیدی : خواهش می کنم. بله حتما هیچ مشکلی نیست. ایمیل بنده re.jadidi@gmail.com است. هر طور راحت هستید بیان کنید. اگر بنده حقیر بتوانم حتما کمک می کنم. موفق ترین باشید.
مهران
پنجشنبه 1 آذر 1397 09:40 ب.ظ
سلام استاد 28 سالمه از تبریز مزاحمتون میشم لیسانس پرستاری دارم بخاطر اجبار بابام رفتم پرستاری خوندم اخرشم به همین پرستاری موندم الان دارم شیفت مخالف برا کنکور میخونم ولی نمیشه اصلا فرصت نمیکنم گاها پیش میاد دکتر زنگ میزنه عمل جدید گرفته باید برم خیلی بهم ریختم از نظر روحی کاش یه کمکی هم بمن کنید من دیگه این اشتباهاتو کردم
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم لطف دارید. بله شما در حال حاضر شاغل هستید ولی ننوشته اید چه رشته ای مد نظر شماست و اطلاعات کمی هم در مورد میزان کارتان داده اید و مشخص نیست شیفت هایتان چقدر است و شرایط جسمی و خستگی تان به چه مقدار است. لطفا در این خصوص هم توضیح بدهید.
ولی این را بدانید بازهم خیلی خوب است که دست همت دارید و می خواهید از ابتدا تلاش کنید. بخدا قسم در زندگی همین چیزهاست که ارزش دارد وگرنه باقی زندگی مگر چیست؟ کار و مهمونی و مسافرت و شبکه اجتماعی است.
اصل زندگی همین است که چیزی دارید که هرکسی جای شما بود شاید نداشت و آن هم این است که می خواهید از نو بسازید. قدر خودتان را بدانید. من مطمین هستم یک انسان پشیمان از گذشته خیلی بهتر به موفقیت می رسد. پس برایم توضیح بدهید تا بیشتر بتوانم به شما کمک کنم موفق ترین باشید.
پنجشنبه 1 آذر 1397 04:54 ب.ظ
سلام.نظر شما در مورد ساعت مطالعه چیه؟ من مدرسه میرم .ب نظرتون با 5 ساعت در روز جوابگو هست برای کنکور؟ واقعا بسشتراز این نمیتونم.اما همین چندساعتو خوب میخونم.
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. این محدودیت را همه دانش آموزان دارند و نمی شود از شما توقع بیشتر از این داشت و کاملا حق دارید با این شرایط درس بخوانید و محدودیت زمانی دارید. موفق ترین باشید.
پنجشنبه 1 آذر 1397 04:01 ب.ظ
من میخوام پیام نور حقوق بخونم.دانشگاه شهر ما مشکلی نداره با قضیه کارمندی.چون بعضی از همکارام دارن میخونن.اما من راستش هدفم درامد بالاست.و چون شنیدم سردفتری درامد بالایی داره میخوام بخونم.وگرنه رشته دبیرستانم ریاضی بوده.و ترجیح میدم از استعدادم استفاده کنم و پولدار شم.واسه همین میگم سردفتری برم
پاسخ رضا جدیدی : این موضوع به شخص شما و هدفی که برای زندگی تعیین کرده اید بستگی دارد و چیزی نیست که دیگران بخواهند در مورد آن قضاوت کنند. خدا رو شکر نوع دانشگاهی که شما می خواهید انتخاب کنید مشکلی ندارد و برای همین اینکه این مسیر درست است یا نه کاملا به شما بستگی دارد ولی خب طبق امار به دلیل اشباع ازمون سردفتر داری هرچند سال یک بار برگزار می شود آن هم بیشتر مراکزی که انتخاب می کنند معمولا برای روستاها یا بخش هایی است که جمعیت زیادی ندارد و در نتیجه درامد بالایی هم نخواهد داشت.
یعنی اینطور نیست که مرکز استان یا شهرهای شلوغ را بدهند چون در حال حاضر متقاضی بسیار زیاد است و چون قانون سردفترداری نیاز به رشته حقوق هم ندارد و از سایر رشته ها به شرط داشتن سابقه کار هم می توانند ازمون بدهند برای همین صف شلوغی است و آزمون هم که هر وقت برگزار می شود پیشنهادات خوبی برای محل دفتر نمی دهد.
همه این ها را بررسی کنید و بعد حرکت کنید چون نگاه شما فقط پول و ثروت است لذا باید مطمین باشید اوضاع برای 4 یا 5 سال دیگر بهتر از الان شود که بعید می دانم.
سردفترداری به شرط برگزاری و پیشنهاد دفتر در مراکز استان ارزش دارد ولی اگر رفت در یک بخشی که چند روستا زیر مجموعه اش بود چه ارزشی دارد؟ حتما تحقیق کنید پرس و جوی بیشتری در مورد ازمون محل پیشنهاد دفتار در شهرتان کنید و مطمین شوید پیشنهادات خوبی می شود که بعید می دانم. موفق ترین باشید.
محمد
پنجشنبه 1 آذر 1397 03:06 ب.ظ
سلام خسته نباشید.من کارمند نیروهای مسلح هستم.میخواستم رشته حقوق بخونم .خواستم جویا بشم از اینکه بعدا بخوام برای سردفتری امتحان بدم با توجه به اینکه کارمند هستم میشه؟ یه سری میگفتن اول ازمون سردفتری میدی بعدش اگه قبول شدی از کارت استعفا میدی.اما یه سری دیگه میگفتن باید از همون اول وقتی میخوای امتحان بدی استعفاتو داده باشی.خواستم از شما بپرسم که مطمین شم.بعد تصمیم بگیرم چون نمیخوام الکی لیسانس بگیرم و نشه ازمون سردفتری شرکت کنم.با تشکر
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و به نیکی. موضوع خود کنکور است. شما وقتی می خواهید وارد دانشگاه شوید اول از همه از شما می خواهند تعهد تحصیل 24 ساعته بدهید و در صورت مشخص شدن کارمندی شما از روز در دانشگاه ممکن است با اخراج از دانشگاه مواجه شوید چون این قانون است که کارمندان برای تحصیل در دانشگاه یا باید استعفا بدهند یا باید اجازه تحصیل بی چون و چرا و بی قید و شرط از محل کارشان برای دانشگاه محل قبولی ببرند.
برای همین قانون می گوید از همین اول مشکل دارید چه برسد حالا به بعد از لیسانس. اما دقت کنید که این قانون توسط دانشگاه اجرایی می شود پس توصیه من این است که به شهری که دوست دارید در آن درس بخوانید و به دانشگاه مورد علاقه مراجعه کنید و از بخش آموزش دانشکده قسمت امور دانشجویی سوال کنید که آیا با افرادی مشابه شما کنار خواهند آمد یا نه؟
پس چه شد؟ قانون می گوید برای تحصیل در دانشگاه یا استعفا بدهید یا اجازه کتبی بی قید و شرط برای دانشگاه بیاورید اما چون این قوانین توسط دانشگاه باید اجرا شود بنده توصیه می کنم از دانشگاه مد نظر خود سوال کنید شاید برای شما شرایط خاصی قایل شدند.
برای سر دفتری هم قانون به طور مستقیم چیزی در مورد اینکه سردفتردار شاغل نباشد صحبت نکرده است ولی خب می تواند بخش نامه داخلی آن سال شود و معلوم نیست. در ضمن سر دفتری که اشباع است و در بسیاری از بخش ها دیگر ازمونش سال ها برگزار نمی شود چون کشش وجود ندارد همین امسال فقط برای چند روستا و بخش تقاضا بود. به هرحال بیشتر از این تحقیق کنید. موفق ترین باشید.
معصومه
پنجشنبه 1 آذر 1397 12:27 ب.ظ
واقعا ممنونم ازتون.کلی دیدگاهمو تغییر دادین.کلا همه چی پاک شد.جز اینکه حالا چکار کنم برای خودم و زندگیم؟ بشینم از تک تک ثانیه هام استفاده کنم .تا تیر ماه بخونم شاید اصلا تونستم خودمو برای کنکور 98 برسونم.اگرم نشد کنکور 99. اگرم نشد سالهای بعد؟
پاسخ رضا جدیدی :
خواهش می کنم. هرکسی از نظر درسی یک سطحی دارد باید متناسب با سطحش زمان بگذارد. باید واقع بین باشید و متناسب با پایه درسی تان برای کنکور زمان بگذارید. همه شرایط خود را باید بسنجید و درس خواندن را متناسب با سطحی که دارید شروع کنید ولو 1400 قبول شوید بهتر از این است که دایما خیال پردازی کنید و با رویا و خیال چندماه درس بخوانید بازهم رها کنید دوباره بخوانید و رها کنید.
ما باید با واقعیت خودمان رو به رو شویم نه با توهمات ذهنی و داستان های رویاپردازانه. سطح علمی خود را تعیین کنید، مدت زمانی که لازم است را محاسبه کنید و سپس در همان چارچوب برنامه ریزی کرده و شروع کنید. واقع بودن باعث می شود هرگز ناامید نشوید. موفق ترین باشید.
حمید
پنجشنبه 1 آذر 1397 10:50 ق.ظ
سلام وقت بخیر اقای جدیدی به نظر شما برای کنکور ۹۹ با توجه به اطلاعیه سنجش از الان کتابای نظام جدیدو تهیه کنم وشروع کنم کار اشتباهیه؟ نکنه بعضی افراد نظام قدیم باز کمپین راه بندازند و مصوبه سنجش لغو کنن!!!
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. کمپین؟ آیا واقعا کسی به کمپین ها اهمیتی هم می دهد؟ کمپین کنکور چیست؟ محلی است که تمام نتیجه نگرفته های کنکور دور هم جمع می شوند و باعث می شوند بقیه هم نتیجه نگیرند.
شما یک رتبه برتر یک کسی پزشکی قبول شود یا در حد پزشکی درس بخواند را معرفی کنید که در این کمپین ها باشد. پس کمپین فقط محلی برای خراب کردن سرنوشت کسانی است که متاسفانه تحت تاثیر ناآگاهی وارد آن می شوند و کلی چت و بحث می کنند و آخر سر به خودشان می آیند می بینند بقیه خواندند و قبول شدند و آن ها فقط ساعت ها بحث کردند. به قول معروف دیگران بردند و ما در خوابیم.
اینکه قانون عوض شود می تواند از طریق مجلس دستور تغییرش داده شود نه از داخل کمپین. و اینکه عوض می شود یا نه؟ من هم مثل شما نمی دانم اما پیشنهاد من چیست؟ وقتی خط به خط کتاب درسی را بررسی کرده ام و فهمیده ام که کم کم و حداقل 70 درصد مطالب و مفاهیم بین دو نظام مشترک است پس شما اگر تا اول تیر نظام قدیم بخوانید هم چیزی را از دست نداده اید و اینطوری نگرانی هم ندارید و کارتان را خیلی خوب تمام می کنید.
می دانید موضوع درس خواندن است و باید بهانه را از مغز گرفت. شما با نظام قدیم بخوانید تا اول تیرماه و قول می دهم هیچ چیزی را از دست که نمی دهید بلکه سواد شما بیشتر هم خواهد بود. فقط خواهش من این است که درس بخوانید. موفق ترین باشید.
معصومه
چهارشنبه 30 آبان 1397 11:25 ب.ظ
1-من شاگرداول بودم همیشه اما الان موقعیت اجتماعی خوبی از نظر درسی ندارم
2- عذاب وجدان دارم از اینکه به خودم ظلم کردم و تلاشامو ادامه ندادم
3-احساس میکنم پدر و مادرم هر وقت یاد این میفتن که بچشون که شاگرد اول بود به جایی نرسیده غصه میخورند
4- الان که به کتابها نگاه میکنم همش غصه میخورم که چرا اون موقع نخوندم درس هایی که خیلی از دوستام خوندن و پزشک شدند اما هنوز تو زیست سال دومم
5- الان که وارد زندگی شدم و فهمیدم پول خیلی مهمه غصه میخورم که چرا وقتی میتونستم درامدم میلیونی باشه اما هیچ درامدی ندارم
6- ازاینکه فردا بچم فک کنه مادرش بی سواد و ازم دلیلش رو بپرسه اما دلیلی ارائه ندادم
7- از بی خوابی ها و سختی هایی که برای درس خوندن کشیدم اون همه استرس اما الان هیچ ثمره ای ندارن
8 - از اینکه مثل یه درخت که هیچ ثمری ندارم و شاید یه روزی بیاد که پیر شم اما خودم هیچ دغذعه و کاری نداشته بلشم
9- از اینکه میبینم دوستام سرکار میرن درگیرن اما من نه
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. تا به این جا فهمیدم که شما 4 دسته مشکل دارید:

1. سرزنش کردن خود به خاطر گذشته
2. احساس گناه و بدهکاری به پدر و مادر و خانواده
3. ترس از قضاوت شدن توسط دیگران که یکی از این دیگران فرزندتان هم هست.
4. مقایسه خود با دیگران
حالا خودتان به این 4 دسته تیتر مشکل نگاهی بیندازید تا ببینید چقدر رفتار سطح پایین از خودتان نشان می دهید. ببینید قبل از اینکه بخواهید به یک رشته برسید باید شخصیت آن رشته را با رفتارهای خودتان نشان بدهید. من می گویم کلاس کاری تان نشان می دهد که سطح تان در سطح کدام رشته است.
حالا وقتی افکار، دغدغه ها و شخصیت خود را رشد می دهید سطح تان هم افزایش پیدا می کند پس خود به خود لایق رشته های بالاتر می شوید و روی عملکردتان اثر مثبت می گذارد. ببخشید خیلی بی پروا می گویم: «شما فعلا از نظر فکری و دغدغه ای در سطح رشته های درجه 3 دانشگاهی هستید و افکاری در سرتان رژه می رود که در بهترین حالت شما را به دانشگاه پیام نور هدایت می کند.»
من می خواهم به این سوال جواب بدهید که سطح فکر و دغدغه ها و دلواپسی های کسی که پزشک شده چیست در واقع پاسخ این سوالات را بدهید:
1. آیا یک پزشک خودش را به خاطر گذشته اش سرزنش می کند؟ مثلا چرا در فلان عمل نتوانستی بیمارت را نجات دهی یا چرا مثلا در زندگی شخصی ات طلاق گرفتی تو آدم بدی هستی؟ بگذارید برایتان از پزشکی مثال بزنم که همسرش 4 روز بود فوت کرده بود و روز چهارم در کتابخانه دانشگاه مشغول درس خواندن بود. او حتی خودش را سرزنش نمی کرد که همسرش فوت کرده و باید وقت بیشتری را برای مراسم او بگذارد.
شاید از بیرون که نگاه کنید بگویید او بی رحم است یا اصلا عاشق همسرش نبوده است اما اینطور نیست او فقط یک رفتار با کلاس از خودش نشان داده است و وقتش را تلف نکرده زیرا می دانسته پزشکی نیاز به رفتار با کلاس دارد.
من می خواهم خود را بالا بکشید باید شخصیت، سطح فکر، دغدغه ها، نوع نگاه تان به دنیا را تغییر بدهید.
2. آیا یک پزشک احساس گناه نسبت به پدر و مادرش دارد؟ مثلا چرا من نتوانستم به بهترین پزشک دنیا تبدیل شوم که پدر و مادرم به من افتخار کنند؟ شاید بگویید این شخص همین که پزشکی قبول شده پدر و مادرش به او افتخار می کنند و کار بزرگی کرده است ولی این را بدانید وقتی به پزشکی می رسید هدف هایتان بزرگ تر می شود و وقتی به آن ها نرسید چه؟
آیا باید شرمسار باشید؟ شاید بگویید آن هدف ها را کسی نمی داند و اشکالی هم ندارد یک پزشک به آن ها نرسد ولی هدف، همیشه هدف است و پزشک و غیر پزشک ندارد و همیشه باید به آن رسید. اما پزشک معنای شکست را می داند و پذیرفته که بارها و بارها تلاش کند و برای زندگی شخصی خودش شرمنده کسی نباشد.
3. آیا پزشک نگران قضاوت های مردم است؟ اصلا نمی خواهم در این مورد صحبت کنم چون واقعا بی کلاس ترین رفتار دنیا این است که کسی نگران قضاوت های مردم باشد. بدترین رفتاری که یک فرد از خودش نشان می تواند بدهد.
4. آیا پزشک دایما خودش را با دیگران مقایسه می کند یا فقط کار خودش را انجام می دهد؟ خب جواب این هم مشخص است. به هرحال، من می گویم تا وقتی جریان فکری شما این مسایل بی کلاس سطح پایین باشد عمرا رنگ و بوی رشته خوب را نخواهید دید ولو روزی 24 ساعت مشغول درس خواندن باشید.
اول باید ظرفیت، شخصیت و رفتارهای یک فرد موفق را در خود ایجاد کنیم، سطح فکرمان دغدغه هایمان همگی باکلاس باشد و از سطح عادی جامعه بالاتر باشید بعد به دنبال اهداف بزرگ باشیم. هر وقت دغدغه هایتان بزرگتر شد ظرفیت رشته های بزرگتر را خواهید یافت.
ولی تا زمانی که این دغدغه ها را دارید به بی راهه خواهید رفت. یادتان باشد همه ما نون فکرمان را می خوریم. سطح فکر ما جایگاه شغلی و اجتماعی ماست. موفق ترین باشید.
معصومه
چهارشنبه 30 آبان 1397 10:07 ب.ظ
ممنونم ار راهنماییتون.اتفاقا خودم هم نظرم اینه که انسان باید هدفمند باشه و برای همین هم اتصراف دادم.اما یه فضیه دیگر هم هست اینکه واقعا درگیری های ذهنی و فشاری که به روح و روان ادم میاره روی زندگی ادم تاثیر میزاره.من اصلا ادم عصبانی و بی حوصله ای نبودم اما الان اینجوری شدم.به این فکر میکنم یه وقتی ده سال دیگه به خودم بیام و هنوز دیپلمه باشم و هی درجا زده باشم.اقای جدیدی اطراف من پراز ادم هایی هست که مدرک دارند و خانه دار هستن.من از زندگی ام راضیم.یه جوریم زندگی میکنم که بقیه میدونن از شرایط فعلیم راضی هستم.اما واقعا هیچ وقت نتونستم حتی قبول کنم که این منم که عاقبت درسم این شد.نتونستم با توقعاتم و شرایط فعلیم کنار بیام.نمیدونمم چکار کنم
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم. ده سال دیگر شما دیپلم داشته باشید بهتر از این است که ده سال دیگر دکتری در یک رشته ای داشته باشد که به آن علاقمند نمی باشید. من به شما توصیه می کنم که مشکلات و درگیری های ذهنی خود را دسته بندی کنید و دقیقا مشخص کنید چرا حال شما بد است؟ دلیل بد بودن حالتان را بنویسید. یعنی شماره گذاری کنید از 1 تا هرچند که هست دقیقا به صورت تیتر وار بگویید چرا حالتان بد است و مشکل در چیست؟ من می خواهم با انسانی رو به باشم که دقیقا به من بگوید چرا حالش بد است؟
درگیری های درونی تان چیست؟ لطفا تیتروار بگویید چون وقتی مجبور می شوید مشکلات را در تیترها بیان کنید آنگاه اصل مشکل را می گویید. این توضیحاتی که می دهید گاهی باعث گم شدن راه می شود باید برای من دقیق به صورت تیتروار مشخص کنید که شما چه مشکلاتی دارید یا فشارهایی که می گویید چیستند؟ موفق ترین باشید.
معصومه
چهارشنبه 30 آبان 1397 05:24 ب.ظ
باسلام.اقای جدیدی مطالب سایتتون خیلی خوب بود.امن دیپلمه سال 91 هستم با معدل کتبی بالا.اما سال اول برای کنکور نخوندم و رتبم بالای ده هزار شد.سال بعد به دلیل نداشتن اعتماد به نفس بخاطر رتبه بدم رتبم 7000 شد و شیمی محض قبول شدم و ازدواج کردم اما به دلیل اینکه از اول توقع خودم و اطرافیانم از خودم پزشکی بودو علاقه زیادی به رشتم نداشتم و اون موقع شرایط طوری بود که اگر لیسانس میگرفتم دیگه نمیتوتستم دوباره کنکور بدم و رایگان پزشکی بخونم انصراف دادم.اما متاسفانه بازهم خوب نخندم و هرسال رتبم ده هزار میشد .تا اینکه سال قبل که یکم امادگیم بهتر بود اما باردار شدم و نتونستم بازم.الان یک فرزند دارم.از طرفی فقطم امسال برای ما نظام قدیم ها فرصت هست.از طرفی به سختی وقت میارم که درس بخونم.از یه طرف این همه درگیری فکری و کتاب و... .الان واقعا موندم چکار کنم.نه مدرکی دارم .از طرفیم میگم این همه نرفتم دانشگاه بزار یه رشته خوب برم.از یه طرفم هنوز دیپلمم.با توجه به شرایطمم بخوام یه رشته متوسط بخونم باید از زندگی و بچه و خیلی چیزا بزنم.خواهش میکنم منو راهنمایی کنین چون خیلی سردرگمم.
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. من که معتقد نیستم شما چیزی به دست نیاورده اید. شما همان انسان روز اول هستید؟ خیر به هیچ وجه، کلی تجربه و کلی نتایج قابل استفاده از شکست و پشت گوش انداختن دارید که این تجارب هر فردی را می تواند به اوج موفقیت برساند.
مثلا بین شما نسبت به مادری که عادی زندگی نموده و مسیری را طی کرده و حتی الان مدرک دکتری در یک رشته را دارد ولی آن رشته را دوست ندارد فکر می کنید از چنین فردی عقب تر هستید؟
مطمین باشید خاطرات و تجارب شما روی فرزندتان اثر بسیار بزرگی دارد و او را از خیلی از مشکلات نجات می دهید. و اما برای شروع، به شما توصیه می کنم به صورت پلکانی شروع کنید قرار نیست که همیشه در یک سال نتیجه بگیرید. بعضی ها کنکور را سال به سال تماشا می کنند.
می دانید در همین امسال چند نفر با من تماس گرفتند برای کنکور 1400؟ بله انسان هدفمند کسی است که برایش یک سال و دو سال فرقی ندارد شاید بگویید سن و سالم پس چه؟ اگر سن برای شما یک محدودیت است پس کلا در مورد موفقیت صحبت نکنید چون این سوال را حتی اگر همین امسال رتبه یک هم شوید بازهم از خودتان می پرسید چون سن برایتان مهم است و می گویید اصلا من رتبه یک هستم ولی سنم زیاد است پس فایده ای ندارد.
هرکسی سن را محدودیت می داند همین حالا همان زندگی معمولی خودش را داشته باشد و اصلا هم ازاری به خودش نرساند و اگر محدودیت نیست پس منطقی فکر کنید. دایما هم نگویید امسال سال آخر نظام قدیم است گویا که نظام جدید قرار است افسانه متفاوتی از قبل باشد؟
وقتی که حداقل 70 درصد مطالب مشابه است چه فرقی می کند چهارتا جمله جدید را حفظ کردن. جو کنکور شما را نگیرد و از بالا به کنکور نگاه کنید که موفق شدن نیاز به زمان متناسب با شرایط زندگی تان دارد.
پلکانی شروع کنید و مرحله اول را برای یادگیری تشریحی دو یا سه درس بگذارید و کم کم و لقمه لقمه خود را برای کنکور 99 یا حتی 1400 متناسب با زمانی که می توانید بگذارید آماده کنید. شما همیشه به کنکور به صورت یک بازه یک ساله نگاه کرده اید و برای همین ناموفق بوده اید اگر یک روند بلند مدت تر را در نظر می گرفتند تا حالا قبول شده بودید پس این اشتباه را کنار بگذارید و برای کنکور ارام و پلکانی شروع به خواندن کنید.
قبولی در 1400 بهتر از حسرت هرگز قبول نشدن است. ای کاش روزی همه مان به این نتیجه برسیم که هدف یک بازه یکساله نیست و آن چیزی که قرار باشد فقط در یک سال تحقق یابد و بیش از آن گذشت دیگر ارزش نداشته باشد اسمش هدف نیست بخوان هرچی شد شد است. موفق ترین باشید.
كسری
چهارشنبه 30 آبان 1397 12:04 ق.ظ
سلام و خدا قوت خدمت شما.اقای جدیدی بنده تقریبا شش سال از درس دور بودم.الان با بهتر شدن شرایط مالی قصد ادامه تحصیل دارم.طبق گفته شما در ترمیم معدل نام نویسی و مدتی است دارم میخونم و از سایت مدرسه شریف هم استفاده میكنم.برنامه من برا كنكور ٩٩ یا ١٤٠٠ میباشد در رشته تجربی برای رشته پزشكی و دندان،از شما خواهشی دارم لطفا بنده را راهنمایی كنید.بعد از ترمیم دیماه بنده برای اماده شدن در حد عالی باید حتما كلاس كنكور بروم؟ در درسهایی مثل شیمی فیزیك ریاضی و عربی؟ یا میتوانم از طریق همین سایت مدرسه شریف یادگیریم كامل شود.چون من الان همین درسها را الان از این سایت خیلی خوب و عالی یاد میگیرم و نمونه سوالات را حل میكنم.الان یكم دو دل هستم،اخه موسسات معلوم نیست حرفشون و تعهدشان چقدر درست باشد.نمیخواهم ریسك كنم.ممنون از شما.
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. سری که درد نمی کند را دستمال نمی بندند. اگر در درسی پیشرفت تحصیلی دارید، درصدهایتان رو به رشد است و همه چیز در حال پیشرفت و مثبت است چرا وقت خود را تلف کنید؟ پس پاسخ شما کاملا مشخص است وقتی در حال یادگیری هستید وقتی در حال پیشرفت و رشد هستید نیازی به بستن دستمال به دور سرتان نیست. موفق ترین باشید.
حمید
دوشنبه 28 آبان 1397 11:20 ق.ظ
سلام اقای جدیدی به نظر شما واکنش هایی که در شیمی نظام قدیم مثلا جابه جایی یگانه ودوگانه وتجزیه واکسایش و...وجود داره قابل استفاده برای نظام جدید قسمت مساءل استوکیومتری و...هم هست یا خیر؟؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. اگر نام ترکیب در کتاب نظام جدید استفاده شده باشد بله واکنشش را می توانند بدهد و هیچ مشکلی هم ندارند ولی اگر نام ترکیب در کتاب نظام جدید نیامده باشد آنگاه اگر بخواهند از واکنش سوال بدهند باید کامل واکنش را بنویسند.
در واقع شما باید تمام واکنش های نظام قدیم و جدیدی که نام ترکیباتش در کتاب نظام جدید آمده است را کار کنید و این اتفاقا به قدرت شما در شیمی کمک می کند. موفق ترین باشید.
مهسا
یکشنبه 27 آبان 1397 03:03 ب.ظ
سلام.خسته نباشین.من نظام قدیم هستم.اما امسال با توجه به مسائلی که برام پیش اومده نمیتونم زیاد درس بخونم. و چون رشته پزشکی میخوام با این اندلزه تلاش نمسشه.به نظرتون میتونم کنکور 99 شرکت کنم؟ با توجه به اینکه کتابا عوض شدت؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. اگر امسال بنا به هر دلیلی شرایط خواندن ندارید حتما حتما از الان برای کنکور 99 شروع کنید ولی این نباشد که شروع کردن برای کنکور 99 فقط یک بهانه برای از زیر فشار کنکور خارج شدن باشد و بعد از مدتی دوباره آن هم رها شود؟
در ضمن برای کنکور 99 فعلا طبق آخرین قانون باید کتاب های نظام جدید بخوانید ولی به شما توصیه می کنم از الان تا ابتدای تیر را با همان کتاب های نظام قدیم مسلط شوید زیرا حداقل 70 درصد مطالب بین دو نظام مشترک است پس این بهترین توصیه برای شماست.
یادتان باشد هر چه تسلط بیشتری روی نظام قدیم داشته باشید کارتان برای نظام جدید راحت تر است. موفق ترین باشید.
مهدی79
شنبه 26 آبان 1397 06:11 ب.ظ
سلام.آقای جدیدی میشه یه اطلاعاتی در مورد تراز توی رشته ریاضی بهم بدین؟و اینکه چطور ترازمو به بالای 6500 برسونم؟ممنون
پاسخ رضا جدیدی :
سلام. وقت بخیر و نیکی. درصدهای خود را باید حداقل بالای 35 ببرید تا این تراز رخ بدهد. البته یادتان باشد چون شما برای تربیت معلم می خواهید رسیدن به تراز 6500 فقط شرط اولیه است و برای قدم بعدی باید در بین کسانی که این رشته را می زنند نیز اوضاع تان خوب باشد تا جزء دعوتی ها به مصاحبه باشید برای همین حداقلش درصدهای 35 است ولی حداکثر ندارد و هرچه بالاتر باشد قطعا با خیال راحت تر می توانید به مصاحبه دعوت شوید. موفق ترین باشید.
z
شنبه 26 آبان 1397 05:17 ب.ظ
مطلب بسیار مفیدی بود استاد. خیلی خیلی ممنون از راهنماییهای با ارزشتون.
من مشکلات زیادی در این مورد داشتم و همیشه از خودم سوال میکردم چرا اینطوریه؟
دو سوال آخری که مطرح کردید ذهن منو کاملا روشن کرد. دقیقا همیشه احساسی عمل میکردم و وقتی خوشحال بودم خیلی میخوندم و وقتی که ناراحت و درگیر (که اغلب اینطوریه) اصلا درسی نمیخوندم. حالا سوالم اینه چطوری به خودم کمک کنم. چطوری از شر افکار منفی راحت بشم؟ یا بهتره بگم چطور با وجود مشکلات و افکار منفی طبق برنامم پیش برم؟
در واقع مشکلم در سوال دوم شما قسمت الف هست. میشه راهنمایی کنید.ممنون.
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم. شما کسی را می شناسید که افکار منفی نداشته باشد؟ یا خاطرات منفی در مورد موضوعی در ذهنش نباشد؟ اگر دقت کرده باشید موقع درس خواندن فقط خاطرات مربوط به درس یادتان نمی آید و اتفاقا اکثرا یاد موضوعات غیر درسی هم افتید.
مثلا چرا در فلان جا فلان حرف را نزدم یا چرا فلان واکنش را نشان ندادم یا چرا اینطوری شد و... برای همین افکار منفی را همه دارند به خصوص وقتی پای مطالعه درمیان باشد و با توجه به اینکه مغز هیچ علاقه ای برای درس خواندن و زحمت کشیدن از خودش نشان نمی دهد پس روز به روز بر احساسات منفی تان افزوده می شود.
می دانید من همیشه به شاگردانم می گویم: «اوج کمال در خودشناسی این است که با مغزتان شبیه قلبتان رفتار کنید» می دانید یعنی چه؟ یعنی وقتی قلب شما می زند و خون را به بدن پخش می کند شما هرگز درگیرش نمی شوید و اصلا کاری به کارش ندارید برای همین کاری هم به مغزتان نداشته باشید.
وظیفه مغز در هنگام مطالعه ایجاد احساسات زیر است پس به این احساسات کاری نداشته باشید و بدانید و آگاه باشید که این ها همگی حیله ها و گلک های مغز برای جلوگیری از درس خواندن های شماست. مغز از تلاش خوشش نمی آید برای موفقیت ساخته نشده است و تمام تمرکزش برای ذخیره کردن انرژی است.
برای همین تمام احساسات منفی که حتی گاهی آنقدر منطقی هستند که باورتان نمی شود یک کلک باشد را در درون تان ایجاد می کند تا شما را به بی راهه بکشاند. یادتان باشد که مغز اصلا از تلاش خوشش نمی آید. لیست این احساسات به شرح زیر است:
1. مغز می ترساند از قبول نشدن و واکنش های بقیه
2. مغز می ترساند از اینکه نکند فلان خاطره دوباره اتفاق بیفتد و آبروی تو برود.
3. مغز از اینکه اگر تلاش کنی و شکست بخوری ابرویت می رود شما را می ترساند.
4. مغز از اینکه اگر بعد از این همه تلاش به هدفت نرسی شما را می ترساند و می گوید اعتماد به نفست از دست می رود.
5. مغز شما را تحقیر می کند با گفتن اینکه از تو زرنگ تر زیاد هست.
6. مغز شما را تحقیر می کند که کسی با شرایط تو هرگز قبول نمی شود.
7. مغز شما را تجقیر می کند با یادآوری کلی خاطره که هیچگاه لایق درس خواندن نبودی و نتوانستی برنامه ات را حتی برای چند روز پشت سرهم اجرا کنی و رهایش کردی
8. مغز شما را ناامید می کند با گفتن اینکه وقت تمام شده و فرصتی برای موفقیت نیست. دیگر برای امسال دیر شده است و باید رهایش کنید.
9. مغز شما را ناامید می کند با گفتن اینکه تو مشکلات خیلی بزرگی داری که به این راحتی حل نمی شود و اول باید آن ها را حل کنی.
10. مغز شما را ناامید می کند با گفتن اینکه اگر می خواهی فلان رشته را قبول شوی باید روزی 4 ساعت بخوابی و خیلی سختی بکشی و اصلا نفس هم نکشی تا به آن برسی ولی تو که اینطوری نیستی.
11. مغز شما را ناامید می کند با گفتن اینکه اگر به دنبال هدفت هستی باید درصدهایت الان روی 60 درصد باشد تا خیلی راحت به نتیجه برسی ولی تو یک روز میخوانی و چند روز نمی خوانی پس موفق نمی شوی.
12. مغز شما را می ترساند و تحقیر می کند و ناامید می نماید با گفتن اینکه تمام کسانی که برای قبولی درس میخوانند کار را برای کنکور تمام کرده اند.
و هزاران جمله دیگر که شما می توانید به صف کنید. بله همه این ها کار و وظیفه مغز است. کاری به آن نداشته باشید و کار خودتان را کنید. موفق ترین باشید.
شنبه 26 آبان 1397 03:03 ب.ظ
با سلام و خسته نباشید خدمت شما آقای جدیدی ..واقعا ازتون ممنونیم که با سوالات ما دانش آموزان پاسخ میدین ؛ ممنون میشم اگر که منو در این مورد راهنمایی بفرمایید ؛ اگر من بخوام در درس فیزیک و شیمی حدود 60 درصد بزنم واز طرفی هم نخوام که همه مطالب رو بخونم به نظرتون تو این دو درس کدوم فصلها رو صلاح میدونین که من کنار بزارم ...چون من میگم 80 درصد مطالب رو با عمق 100 درصد خوندن خیلی بهتر از خوندن 100 درصد مطالب با عمق 80 هستش واقعا ممنون میشم اگر که راهنماییم کنین کدوم فصلها رو در این دو درس میتونم حذف کنم و سرمایه گذاری روی فصلها دیگر انجام بدم
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. این طرز تفکر یادش بخیر برای یکی از موسساتی بود که در زمینه کنکور ارشد کار می کرد و تلویزیون در سال های 80 تا 82 کار می کرد و می گفت تسلط صد در صدی روی 70 درصد مطالب بهتر از خواندن 100 در 100 مطالب با تسلط 70 درصدی است.
جمله ای که در ظاهر خیلی قشنگ است اما باطنش غلط است. چرا؟ چون هیچ کسی نمی تواند ادعا کند هر چه بخواند را با 100 درصد عمق خواهد خواند و آن را می فهمد. متاسفانه برخی هم این فرهنگ را رواج داده اند و بسیاری از دانش آموزانی که وقت کم آورده اند هم مجبورند این جمله را قبول کنند در حالیکه عمرا چنین اتفاقی رخ نمی دهد.
در واقع وقتی شما 80 درصد مباحث را می خواهید بخوانید اولا از نظر زمانی فرقی با این نخواهد داشت که 100 درصد مطالب را بخوانید چون آن 20 درصد وقتی از شما نمی گیرد پس اولین اتباه این جاست که با صرف وقت ناچیز می توانید 100 در 100 مباحث کنکور را بخوانید و واقعا برای 20 درصد مطالب اینگونه به خودتان ضربه می زنید؟
من زمانی این جمله را قبول داشتم که مثلا میشد که نمی شود ولی اگر می شد مثلا بگویید 50 درصد مطالب را بخوانیم ولی آگاه باشید واقعا چه فرقی بین 80 درصد مطالب و 100 در 100 هست که نخواهید آن 20 درصد را هم اضافه کنید پس عملا این طرز تفکر کمکی به شما نمی کند که وقت ذخیره کنید یا مثلا اگر آن 20 درصد را نخوانید آنگاه 80 درصد دیگر را به عمق 100 در 100 می رسید هرگز و ابدا چنین نخواهد بود و این طرز تفکر را به دور بریزید که فایده ای ندارد.
دوما وقتی شما 80 درصد مطالب را بخوانید نمی توانید ادعای عمق 100 در 100 کنید یعنی عملا با 80 درصد خواندن مطالب نمی توانید 80 بزنید بلکه حتما درصد شما زیر 60 درصد خواهد شد. چرا؟
اگر به درصد کنکور 1000 نفر اول دقت کنید و متوجه باشید که این افراد بیشترین مطالعه را داشته اند آنگاه خواهید فهمید که این افراد با خواندن 100 درصد مطالب تقریبا به میانگین 75 رسیده اند پس عملا می شود فهمید که در بهترین شرایط از 100 درصد چیزی که بخوانید 25 درصد آن را نمی توانید بزنید.
دقت کنید این بهترین حالت است واقعا دقت کنید که این بهترین حالت است زیرا این تحلیل از کارنامه 1000 تای اول کنکور بیرون آمده وگرنه اوضاع از این همه بدتر است ولی خب فرض کنیم که همان 25 درصد را از دست بدهید و 75 درصد را بدست آورید.
پس شما که 80 درصد مطالب را خوانده اید در واقع به 75 درصد از این 80 درصد در بهترین شرایط خواهید رسید پس عملا درصد شما در بهترین شرایط 60 خواهد شد زیرا 80 درصد ضربدر 75 درصد می شود 60 درصد.
پس شما در بهترین شرایط به 60 می رسید و این ریسک بزرگ است به خصوص در درس شیمی که تمامی مفاهیم درهم تنیده است و اگر قسمتی را حذف کنید قسمت های زیادی را از دست می دهید و اصلا توصیه به حذف نمی کنم.
به صورت علمی حذف درس اشتباه است مگر برای کسی که بخواهد رشته های درجه 2 و 3 را در دانشگاه های درجه 2 و 3 قبول شود که آن هم توصیه من بازهم حذف دروس پایه دوم و سوم نیست چون این دروس زیربنا هستند و اگر قرار به حذف باشد پیش دانشگاهی حذف شود. برای درس فیزیک هم اگر می خواهید با این روند اشتباه پیش بروید حذف حرکت شناسی و دینامیک و آینه عدسی اگر نظام قدیم هستید و اگر نظام جدید هستید حذف حرکت شناسی و دینامیک بهتر است.
بازهم تاکید می کنم حذف کردن غلط است ولی چون سوال فرمودید ابتدا دلیل غلط بودن و سپس پاسخی که شما بخواهید را دادم. در ضمن شاید بگویید اگر 100 در 100 بخوانم که نمی توانم تسلطم را خیلی بالا ببرم و به درصد بالا برسم پس مجبورم حذف کنم تا به درصد بالا برسم:
پاسخ من این است که با حذف 2 یا 3 فصل از فیزیک و حذف 3 یا 4 فصل از شیمی آنقدرها تسلط شما روی مباحث دیگر افزایش نمی یابد و این حذف کردن بیشتر بار روانی دارد که فکر می کنید وای خدا چقدر وقت بیشتری به من اضافه شد.
این را بدانید اگر با طرز تفکر تسلط روی 80 درصد مطالب به صورت 100 در 100ی میشد در کنکور موفق شد بنده اولین نفری بودن که شروع به حذف فصل ها برای شاگردانم می کردم. این روش برای رشته های خوب کنکور جواب نمی دهد. موفق ترین باشید.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.