کلبه مشاوره رضا جدیدی مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور - کنکوری ها هدفشان چند سال می ارزد؟

مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور


راه های ارتباطی با رضا جدیدی: شماره تلفن ثابت: 34774341-086 شماره تلفن همراه: 09189580918

کنکوری ها هدفشان چند سال می ارزد؟

وقتی نوبت به هدف گذاری در کنکور می رسد همه کنکوری ها علاقمند هستند در کمترین زمان مثلا یک سال به هدفشان برسند. هنگام اعلام نتایج، بسیاری از کنکوری ها هدفشان تغییر می کند و انگار نه انگار که از بچگی عاشق آن هدف و رشته دانشگاهی بوده اند. همه چیز با یک رتبه تغییر می کند و حالا عشق تازه ای را برای خود جست و جو می کنند.
آیا این مدل از هدف گذاری، آن هم برای کنکور درست و اصولی به نظر می رسد؟ واقعا چه کسانی عاشق هدفشان هستند و چه افرادی رویا و آرزو در سر می پرورانند. هدف شما چند سال می ارزد؟ این سوال نیم خطی، کلیدی ترین سوالی است که در مورد یک هدف می توان پرسید. 

  اگر می خواهید در مورد تفاوت آرزو و هدف بیشتر بدانید می توانید مطلب «
هدف هایتان را به کسی نگویید» را بخوانید.

دانش آموزی را در نظر بگیرید که می گوید: «من از بچگی و از وقتی که یادم می آمده، عاشق پزشکی بوده ام، همه مرا در خانواده دکتر صدا می زدند و من از همان سنین کودکی به وسایل پزشکی علاقه داشتم.» وقتی چنین دانش آموزی به کنکور می رسد، لازم است همان سوال نیم خطی را از خودش بپرسد: «پزشکی برای من چند سال می ارزد؟» به عبارت دیگر، این دانش آموز باید به این سوال پاسخ دهد که چند سال حاضر است برای پزشکی درس بخواند و اگر قبول نشد، باز هم کتاب و برنامه ریزی را از نو آغاز کند؟
کنکور، ثابت کرده است که بسیاری از این دانش آموزان و داوطلبان کنکور به محض اینکه در همان سال اول رتبه دلخواهی کسب نمی کنند، به سرعت وارد رشته دیگری در دانشگاه می شوند و همه چیز را فراموش می کنند. عده زیادی از آن ها می گویند که «اگر پشت کنکور بمانم، شاید رتبه ام بدتر شود و من اصلا حوصله ندارم دوباره عربی و ریاضی و فیزیک بخوانم. اگر قرار بود به هدفم برسم خب همین امسال می رسیدم. تازه همه می گویند که هرکسی پشت کنکور بماند رتبه اش بدتر هم می شود بنابراین کار عاقلانه این است که امسال هر رشته ای می شود را بخوانم.»
موردی که به نظر می رسد در طرز تفکر اکثر کنکوری ها به غلط شکل گرفته است مربوط به ارزش گذاری هدف است. به طور مثال همین دانش آموزی که در مورد عشق و علاقه اش به پزشکی کلی صحبت کرده است به ارزش هدفش توجهی نمی کند. من پزشکی را دوست دارم و حاضرم چند سال برایش تلاش کنم؟ چند بار اگر قبول نشوم باز هم از نو شروع می کنم؟ تا چند سال ارزشش را دارد که برای رشته مورد علاقه ام تلاش کنم؟
 
 اگر می خواهید در مورد قانع کردن خود بیشتر بدانید مطلب «کنکوری با هر شرایطی سازگار می شود» را بخوانید.

اکثر دانش آموزان و داوطلبان کنکور در پاسخ به این سوالات عدد 1 سال را انتخاب می کنند و مدعی هستند که عاشق پزشکی هستند به شرطی که در همان سال اول قبول شوند. بهتر است در مورد چند دلیلی که باعث شده این طرز تفکر غلط در بین کنکوری ها شکل بگیرد صحبت کنیم:
دلیل اول: هرکسی پشت کنکور بماند، رتبه سال بعدش بدتر می شود؛ بله این جمله درست است اما برای کسی که بدون هدف و فقط بر اساس احساس تصمیم می گیرد که پشت کنکور بماند. آن هایی که می خواهند به دیگران ثابت کنند که باهوش هستند و می توانند هر رشته ای را قبول شوند و آن دانش آموزانی که احساس حقارت می کنند از نتیجه شان و دوست دارند همه چیز را جبران کنند نباید پشت کنکور بمانند زیرا این افراد برای هدف مقدس و تلاش های بی نظیرشان پشت کنکور نمانده اند.

  اگر می خواهید در مورد احساس شرم از نتیجه کنکور بیشتر بدانید مطلب «احساس شرم از نتیجه در بین کنکوری ها» را بخوانید

کسی که پشت کنکور می ماند برای ماندش دلیل منطقی و از پیش تعیین شده ای دارد. او به این سوال جواب داده است که هدفش چند سال می ارزد و برای همین در هر سال سعی کرده است که بهترین همان سال باشد و اهدافش را برآورده سازد. این طور نیست که هرکسی از روی احساس و بخاطر اثبات کردن خودش به دیگران حتی اثبات کردن خودش به خودش بخواهد پشت کنکور بماند. 

ارزش هدف گذاری تان چند ساله است؟

دلیل دوم: فقط کسانی که رتبه شان زیر 7000 می شود پشت کنکور بمانند آنگاه می توانند به موفقیت در کنکور بعدی امیدوار باشند و اگر بالای 7000 شد باید همین امسال وارد دانشگاه شوند؛ چرا ما با زندگی مان به این سادگی برخورد می کنیم که یک عدد بخواهد برای جهت دادن به آینده مان، مهم شود؟ من یک بار حق زندگی ام را چقدر ساده به تمسخر می گیرم اگر واقعا معتقد باشم که برای دست یافتن به هدفم باید حتما رتبه ام زیر یک عدد مثل 7000 باشد.
این عدد ها از کجا آمده است و چه کسی این قانون را در آورده است مهم نیست و مهم این است که من به عنوان یک انسان که برای خود رسالت و هدفی را تعیین کرده ام چرا باید به یک عدد دلبسته باشم؟ چرا فکر می کنم رسیدن به هدفم زمانی ارزش دارد که رتبه ام زیر 7000 شود تا امیدی برای رسیدن به هدفم در کنکور مجدد داشته باشم؟ مگر شما هدفتان را بر اساس عددها انتخاب کرده اید که می خواهید تلاش مجدد برای آن را به عددها ربط بدهید؟
کسی که قصد دارد پزشک شود اگر به آن سوال نیم خطی پاسخ داده باشد آنگاه برایش مهم نیست رتبه اول است یا نفر آخر کنکور بلکه می داند هدفش چند سال می ارزد پس هر کاری می کند که در آن مدت زمانی که هدفش ارزشمند است به آن برسد. و برای تلاش مجدد به عدد و رتبه اهمیتی نمی دهد بلکه به ارزشی که برای هدفش قایل است فکر می کند، برای همین است که انگیزه دارد و موفق هم می شود.
دلیل سوم: قبولی در کنکور و رشته مورد علاقه، زمانی ارزش دارد که همان سال اول قبول شوی؛ یعنی شما اگر وارد مطب یک پزشک شوید و متوجه شوید که او بعد از سه بار کنکور دادن توانسته رشته پزشکی را قبول شود آنگاه از مطبش بیرون می روید؟ 
چرا باید وقتی پشت کنکور هستیم، اینقدر ساده و ابتدایی با زندگی خود برخورد کنیم؟ هدفی که از کودکی در سر داشته ایم را به همین سادگی با هدف دیگری جایگزین می کنیم؟ این طرز تفکر ما را له می کند زیرا اینگونه تبدیل به فردی می شویم که هیچگاه به هیچ یک از اهدافش نرسیده است زیرا همیشه این طرز تفکر را داریم که اگر سال اول نشد پس رهایش می کنیم. این اوج بی هدفی است.
دلیل چهارم: از دیگران عقب می افتم و هم سن و سال هایم به دانشگاه می روند؛ گاهی باید به این فکر کنیم که اگر 10 سال بعد در شغلی باشیم که به آن علاقه ای نداریم چه احساسی پیدا می کنیم؟ آیا 10 سال بعد هم می توانید این جمله را به خودتان بگویید و قانع شوید؟ چرا نگاه رقابتی به آینده مان داریم؟ 
من اگر برای هدفم بجنگم از کسی عقب نمانده ام بلکه یک انسان ارزشمند و هدفمند هستم که برای دست یافتن به آنچه آرمان خود می دانم حاضرم بارها تلاش کنم. چقدر ساده انگارانه است که گمان کنم هرکسی برایش هدفش بجنگد عقب می ماند و اگر کسی وارد رشته ای شود که علاقه ای به آن ندارد، کار عاقلانه ای کرده و خودش را جلو انداخته است. 
اگر اینطوری زندگی کردن عاقلانه است پس چرا هدف می گذاریم؟ خب چه اشکالی دارد که بی هدف باشیم و هرچه شد که شد همان را می خوانیم و از بقیه جلو می افتیم اصلا چرا وارد رشته هایی شویم که مدت زیادی را باید صرف تحصیل کنیم؟ بیایید یک رشته ساده تر بخوانیم و در 4 سال مدرکش را بگیریم چرا 7 یا 10 یا 15 سال در دانشگاه برای دست یافتن به بهترین رشته ها و تخصص ها زحمت بکشیم؟ مگر زرنگی نیست که از بقیه جلوتر باشیم؟ خب هدف نمی خواهد و فقط لازم است ساده ترین رشته ای را که بشود در مدت زمان کوتاهی یک مدرک از آن گرفت را انتخاب کنیم. 
حتی لازم نیست به فکر دانشگاه های خوب باشیم، بیایید ساده ترین و راحت ترین دانشگاه را انتخاب کنیم. اینطوری زرنگی کرده ایم و از بقیه جلو افتاده ایم. چقدر غم انگیز است که در اوج شکوه و جوانی و در بهترین سال های عمرمان، اینطور به هدف مان فکر کنیم و اگر کسی پای هدفش ماند را عقب افتاده تصور کنیم.
دلیل پنجم: یک سال درس خواندن زمان زیادی است؛ این مورد از همه دلایل دیگر، موذیانه تر است زیرا خیلی ها به این دلیل فکر نمی کنند اما در ضمیر ناخودآگاه شان این موضوع وجود دارد. معمولا وقتی دانش آموزان در پایه اول دبیرستان (پایه نهم) هستند و به آن ها بگویید برای کنکور درس بخوان؛ در پاسخ می گویند که اگر از الان درس بخوانیم، خسته می شویم و همان سال کنکور را می خوانیم و کافی است.
این طرز تفکر یعنی یک سال درس خواندن برای موفقیت در کنکور زمان کافی به نظر می رسد و آیا واقعا یک سال درس خواندن برای قبولی در رشته هایی مثل پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی زمان زیادی است؟ یعنی ارزش این رشته ها، آنقدر نیست که کسی برای دست یابی به آن دو، سه یا حتی 5 سال زمان در نظر بگیرد؟
گاهی اوقات آنقدر ارزش ذهنی هدفمان را پایین می آوریم که فراموش می کنیم هدف بزرگی داریم که ارزش آن را دارد که حتی چند سال هم برایش زحمت بکشیم که فقط وارد آن شویم. ما هدف بزرگی انتخاب کرده ایم و این خیلی منطقی نیست که بخواهیم فقط به اندازه یک سال برایش ارزش قایل شویم. من برای خود و هدفم ارزش بالاتری را باید قایل شوم. اگر عمری است که با این هدف بزرگ شده ام پس ارزش آن را دارد که چند سال برایش زحمت بکشم.
دلیل ششم: اگر بخواهم هدف چند ساله بگذارم آن وقت درس خواندن هایم بی کیفیت می شود؛ یکی از طرز تفکرات غلط این است که شخص با خودش فکر می کند اگر مثلا برای هدفش ارزش 3 ساله قایل شود آنگاه در سال اول و دوم خیلی بد درس می خواند و اصلا نمی تواند سال سوم قبول شود اما اگر از روز اول بگوید فقط همین امسال را فرصت داری آنوقت است که بهتر درس می خواند.
اتفاقا این طرز تفکر را خیلی از والدین نیز دارند و با گفتن جملاتی مثل «فقط همین امسال را وقت داری که قبول شوی، به فکر کنکور سال بعد نباش که اجازه نمی دهیم پشت کنکور باشی، همین امسال هر گلی زدی به سر خودت زدی و سال دیگر خبری نیست، تو اگر می خواهی قبول شوی همین امسال می توانی قبول شوی پس اگر می خواهی به فکر سال بعدی باشی آنوقت می گویم می خواهی بهانه بیاوری.»
این مدل فکری شکل گرفته است که یک سال درس خواندن خیلی تلاش زیادی است و اگر کسی در یک سال تلاش نتوانسته نتیجه بگیرد پس در دو سال و بیشتر هم نمی تواند به این نتیجه برسد؛ که این طرز تفکر کاملا غلط است. وقتی به دنیای واقعی نگاهی بیندازید متوجه می شوید که افراد موفق گاهی 10 تا 15 سال زمان برای دست یابی به اهدافشان در نظر می گیرند و حاضرند بارها شکست بخورند و می دانند که اهدافشان ارزش زمانی چند ساله دارد و تا کجا حاضرند پای هدف شان بایستند.
فرهنگ هدف و هدف گذاری در بین مردم خیلی ضعیف است و هرگز نباید معیار درست یا غلط بودن تصمیم تان را مردم قرار دهید. به طور مثال فقط یک درصد مردم جهان، اهداف شان را روی کاغذ می نویسند پس این نشان می دهد که مردم به طور کلی پایبند به اهدافشان نیستند و بیشتر معتقد هستد که باید هر مسیری جلوی راحت قرار گرفته را تا آخر طی کنی و لیاقت تو همانی است که در اولین تلاش کسب کرده ای و اگر بیشتر تلاش کنی، اتفاق بزرگتری رخ نمی دهد و چیز بیشتری گیرت نمی آید.
در این شرایط هرگز به این فکر نکنید که مردم در مورد تلاش و زحمت کشیدن هایتان چه نظری دارند و حتی به این فکر نکنید که اگر قرار است برای هدفتان ارزش چند ساله قرار دهید آن ها چطور رفتار می کنند و این را بدانید که اکثر مردمی که در اطراف ما زندگی می کنند هیچ اعتقادی به دو، سه یا چند سال زمان گذاشتن برای هدف ندارند و می خواهند همیشه در کمترین زمان به هدفشان برسند.
سوال مهمی که پرسیدنش خالی از لطف نیست این است که آیا می شود هدفی ارزشش فقط یک سال باشد؟ من در زندگی شخصی خودم یک قانون ساده دارم و آن هم این است که اگر هدفی برایم ارزشش یک سال باشد را اصلا تلاشی برای رسیدن به آن انجام نمی دهم چون به خودم می گویم وقتی این هدف، فقط یک سال تاریخ انقضا دارد و بعد از یک سال از چشمت می افتد پس بگذار همین الان کنارش بگذارم. 
اگر به فرض که بعد از یک سال هم به این هدف برسم آنگاه در آن موفق نیستم زیرا ذهنم می داند که ارزش این هدف فقط یک سال بود پس هر لحظه این تمایل را دارد که دست از هدف بکشد. مغز ما انسان ها به خوبی ارزش گذاری زمانی را درک می کند و وقتی متوجه شود که هدفی برای مان آنقدر ارزشمند است که برایش حاضریم چند سال صبر کنیم آنگاه مطمین باشید بیشتر و بهتر تلاش می کنید و اینطور نیست که فکر کنید مغزتان تنبل می شود و می گوید حالا که فرصت هست.
مغز در چنین شرایطی یک ضرب العجل برای خودش تعیین کرده و تمام انرژی اش را به کار می برد تا بهترین عملکرد را داشته باشد اما وقتی متوجه شود که هدف تان فقط یک سال ارزش دارد آنگاه موجی از ترس و ناامیدی و اگر نشود ها را سوی شما روانه می کند که اصلا تلاش نکنید و طوری وانمود می کند که گویی هیچ امیدی برای تحقق در همان سال اول وجود ندارد و بایستی دست از هدفتان بکشید.
این ارزش زمانی در همه جای زندگی ما حضور دارد، دو مثال غیر درسی می زنم تا متوجه شوید چقدر ارزش زمانی در جای جای زندگی مان نقش دارد. مثال اول، اگر یک متخصص باشید و  بگویند فقط برای یک سال می توانی اینجا کار کنی و اگر سال اول تمام شد آنگاه دیگر شما را نمی خواهیم. مطمین باشید در این شغل یا کار نمی کنید یا اگر کار کنید در تمام آن دقایق در حال استرس از دست دادن شغل تان هستید و از اینکه در آنجا کار می کنید خوشحال نیستید. این دقیقا مثل این است که برای کنکور بخواهید یک سال زحمت بکشید و ارزش هدف گذاری تان فقط 1 سال باشد.
مثال دوم را فرض کنید در خانه ای زندگی می کنید که گفته شده فقط برای یک سال می توانی در اینجا زندگی کنی و بعد از یک سال ممکن است در اینجا نباشی. در چنین شرایطی آیا حاضرید برای آن خانه خرج های زیادی مثل رنگ آمیزی کردن، تعویض در و پنجره و ... را انجام دهید و کلی هزینه کنید که آن محیط را برای زندگی یک ساله خود زیباتر کنید؟ می دانم که پاسخ منفی است زیرا می دانید ارزش این مکان فقط یک سال است پس ارزش این همه زیبا سازی را ندارد وقتی قرار است سال بعد، وجود نداشته باشد. مغز هم وقتی متوجه هدف یک ساله تان برای کنکور شود دقیقا همین حس را دارد که این هدف ارزش زمان گذاشتن و سختی کشیدن ندارد پس بهتر است هر احساس منفی را تولید کنم تا دست از تلاش برداری.
همیشه و همه جا این ارزش زمانی است که نحوه برخورد ما با آن را تعیین می کند و هرچه ارزش زمانی هدفی بیشتر باشد، مغز تلاش بیشتری برای آن هدف می کند. یکی دیگر از موضوعاتی که باید در این زمینه روشن شود، این است که اگر به طور مثال کسی برای هدفش یک ارزش 3 ساله تعیین می کند به این معنا نیست که در سال اول و دوم قبول نمی شود و فقط در سال سوم شانس قبولی دارد. اتفاقا طبق توضیحاتی که داده شد، روند نتیجه گیری برعکس است و این فرد بیشتر از قبل هم درس می خواند و اکثر افراد در همان سال اول یا دوم قبول می شوند.
بنابراین ارزش زمانی قایل شدن برای هدف به معنای این نیست که سال اول شانسی برای قبولی وجود ندارد بلکه این ارزش زمانی فقط برای این است که یادمان نرود؛ هدفمان ارزشمند است به طوری که حاضریم چند سال برایش زحمت بکشیم و یک سال زحمت کشیدن زیاد نیست و اگر پای هدفمان بمانیم انسان هوشمندی هستیم و انسان خوشبخت کسی است که دست از هدفش نکشد و ساده انگارانه از کنار هدفمان نگذریم و برای آنچه به عنوان آرمان انتخاب کرده ایم ارزش قایل شویم.

sp
شنبه 5 خرداد 1397 11:29 ب.ظ
خیلی خوب منو فهمیدید چند بار جوابتونو خوندم و متوجه شدم که کاملا حق با شماست
من خیییلی ب اینده و جایگاه هایی که دوس دارم در اون ها قرار بگیرم فکر میکنم
همینطور مورد دومی که فرمودید رواحساسش میکنم
اما خب چه طوری؟
چه طوری میتونم این مشکلاتمو حل کنم؟
من واقعا عطش رسیدن به هدفمو دارم و توانایش هم شدیدا توی خودم احساس میکنم
اما انگار خودمو نمیشناسم متوجه میشید منظورمو؟
از لحاظ امادگی روحی و روانی و شناختی واسه رقابتی شبیه کنکور خودمو تو سطح پایینی میبینم
خونوادم کاملا حمایتم میکنند و قبولم دارن اما خب توقع دارن هرچه زودتر ب هدفم برسم
از طرفی چون مدام تو اتاقم بودم همه فکر میکنن که من امادگی کامل دارم و چون خودم از واقعیت خبر دارم اینم ی فشار جدید رو برام ایجاد کرده
سطح اعتماد به نفسم رو خیلی پایین میبینم از بس که بدون امادگی سر جلسه ازمون های ازمایشی رفتم و با هزار جور خودخوری از سر جلسه بلند شدم طوری شده که حتی سوالاتیم ک قبلا مطالبشونو خوندم رو از کنارش رد میشمو میگم من که مرور نداشتمو تست کافی کار نکردم پس چرا الکی ب ذهنم فشار بیارم
واقعا خستم از قولایی که ب خودم دادمو عملی نشد
یه دنیییییییا ممنونتون میشم اگر بهم بگید برا رفع این مشکلات و دو موردی که فرمودید باید چیکار کنم
اگر تماس تلفنی هم براتون مقدور هست هر وقت که شما تایم ازاد داشتید من تماس بگیرم
پاسخ رضا جدیدی :
خواهش می کنم، این دو موردی که عرض کردم مطالبی نیستند که در چند خط قابل بیان باشد. برای شاگردان خودم گاهی یک ماه مشاوره روزانه باعث می شود تا در این مشکلات تغییر کنند چون شما سال هاست این طرز تفکر را دارید و می بایست با روشی جدید جایگزین شوند که نیاز به صبر و حوصله و مقاومت در تغییر دارد.
به نظر بنده شما تعداد زیادی چرا و سوال از نظر روحی و روانی دارید که بدون پاسخ مانده است و چون قدرت تشخیص را از دست داده اید پس زمان زیادی را در پی این پاسخ ها در درون خودتان هستید و انگیزه و روحیه تان را از دست می دهید.
برای تماس با بنده می توانید هر شب یعد از ساعت 9 تماس بگیرید زیرا قبل از این زمان را در اختیار شاگردان خودم هستم. موفق ترین باشید.
sp
جمعه 4 خرداد 1397 09:23 ب.ظ
سلام وقتتون بخیر جناب جدیدی
راستش من یه مشکل خیلی بزرگ دارم که الان 2 ساله تقریبا دارم باهاش کلنجار میرم و هنوز نتونستم برطرفش کنم
اونم نداشتن پیوستگی توی اجرای برنامه هام هستش و شکست مدام توی اجرای کامل برنامم
من امسال سال دومیه که کنکور شرکت خواهم کرد اما اصلا اون شرایط ایده الی که از خودم توقع داشتم و لازمه ی رسیدن به هدفم هستش رو ندارم
این موضوع شدیدا روی عزت نفسم اثر اثر سو گذاشته
من تا سال 3 دبیرستان دانش اموز قوی بودم و نمرات خوبی داشتم
اما از سال پیش دانشگاهی به بعدشرایط برعکس شدمن خیلی دلم میخواد یه ادم با برنامه باشم ولی هر سری بنا به دلایل گاها مبهمی توی اجرای برنامم دچار شکست میشم و وقفه ای ک بین برنامهام میوفته خیلی ازارم میده
از نظر برنامه هم باید عرض کنم که برنامه خوبیرو تهیه کردم واگر لازم بدونید میتونم براتون ایمیلش کنم
و فکر میکنم ایرادم توی نداشتن اراده و پشتکار کافی یا ...
وتقعا نمیدونم عیبو ایراد کار کجاست من واقعا هدفمو میخوام و حاظرم هر چند سال با وجود مخافتای خانوادم پشت کنکور بمونم اما واقعا دچار سر در گمیه خیلی اذیت کننده ایم
خیلیییییی زیاد به کمکتون احتیاج دارم ممنون میشم کمک کنید
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. من بعید می دانم مشکل در اراده و پشتکار باشد. توضیحات شما خیلی کم است اما اصلا از این توضیحات نمی توان چنین برداشت کرد که شما پشتکار یا اراده ندارید. من دو حدس دیگر دارم که اگر روی این دو حدس کار کنید قطعا راحت تر می توانید پایبند برنامه ریزی شوید:
حدس اول: با توجه به صحبت هایتان حدس اول من در مورد رویا پرداز بودن شماست. با توجه به مطالبی که نوشته اید این حدس را می زنم که به وسیله رویاپردازی تا حد زیادی از درس خواندن با آنچه دوست دارید رخ دهد فاصله دارید و برای همین دچار مشکل می شوید. افراد رویا پرداز همیشه انتظارات خود را از مطالعه برای کنکور دارند و وقتی با واقعیت روبه رو می شوند دچار شکست می شوند و از این رو حدس اول بنده در خصوص رویاپرداز بودن شماست.
حدس دوم: عدم تعادل در افکار دارید. این مورد را خیلی قوی تر می توان در لابلای صحبت های شما متوجه شد. کسی که در افکارش هم جهتی ایجاد نکند و نتواند توضیح دقیقی در مورد اینکه دقیقا چطور باید باشد را ارایه دهد دچار بهم ریختگی تعادل فکری اش می شود و همین مورد او را به تناقض و کم کار شدن و یک روز خواندن و دو سه روز نخواندن می کشاند. افرادی که معمولا بین قدرت درونی خود و رفتارهای بیرونی سایر افراد تناقض ببینید دچار این بهم ریختگی می شوند. از صحبت های شما نیز دقیقا می توان این حدس را زد که ممکن است که خانواده نیروی بیرونی شما را کاسته باشند و از طرفی نیروی درونی تان به شما از قدرت زیادی که دارید سخن می گوید و حالا این جنگ بین دو نیرو در حال شکل گرفتن است.
اصلا و ابدا به پشتکار نداشتن و اراده نداشتن فکر نکنید که اصلا مشکل شما آن ها نیست. موفق ترین باشید.
mm
شنبه 15 اردیبهشت 1397 09:39 ق.ظ
سلام وقت بخیر خواهر من کلاس دهمه وبه شدت احساس سردرگمی برای تعیین هدف میکنه میگه: من هنوز خودمو پیدا نکردم، نمیدونم برای چی خلق شدم، نکنه یه رشته ای برم که براش خلق نشده باشم، نمیخوام یه رشته ای بخونم که مردم وخانواده اون رشته رو تایید نکنن وبگن رشته به درد نخوریه..اینده خودشو اینجوری میبینه: دوست داره حرف بزنه، تو‌جمع های بزرگ باشه، به علومی مثل شیمی، فیزیک، نجوم علاقه منده، دوست داره آدم بزرگی بشه، از تدریس خوشش میاد، کتاب خوندن دوس داره، کتاب میخواد بنویسه، برای یاد گیری علم سفرهای خارجی داشنه باشه ، به روانشناسی علاقه منده، یه چیز بزرگ میخواد کشف کنه، ایده های جالبی هم برای کشف حقایق به ذهنش میرسه..از یه طرف دغدفه تعین هدف داره از یه طرف هم تو درساش مشکل داره احساس میکنه هیچ وقت درساشو یاد نمیگیره وحفظ میکنه میخواد از الان به شیوه‌ یه کنکوری درس بخونه البته معدلشم ۱۹ وخورده ای هست ولی تو بعضی درساش نمره هاشو کم‌میگیره‌وچون دوستاش درساشونو یاد میگیرن‌ونمره های بهتر میگیرن نگرانه، میگه اگه هدفم‌پیدا بشه وراهی برای درسام باز بشه‌که یاد بگیرم مخصوصا درس زیست دیگه اروم میشم
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. ایشون از رشته های دانشگاهی هیچ اطلاعی ندارند برای همین است که احساس سردرگمی می کنند بهترین پیشنهاد برای ایشون این است که یکی یکی رشته های دانشگاهی را بشناسند و سپس به آن رشته ها نمره بدهند و در این صورت می توانند هدف درست خود را بشناسند. موفق ترین باشید.
شنبه 15 اردیبهشت 1397 12:25 ق.ظ
سلام اقای جدیدی ببخشید من زیاد سوال میپرسم میخواستم بدونم بنظر شما زیست رو از همین ابتدا ترکیبی بخونیم یا اول هر پایه رو جداگانه بخونیم بعد که مسلط شدیم ترکیبی کار کنیم؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. از همان ابتدا باید ارتباط ها را بسازید و اصلا زیست شناسی بدون درک ارتباط ها بی معنی است. هر ذره ای را که می خوانید باید آن را در صورت وجود ارتباط به اطلاعات قبلی وصل کنید. موفق ترین باشید.
جمعه 14 اردیبهشت 1397 05:20 ب.ظ
سلام اقای جدیدی ممکنه برای دروس اختصاصی تجربی کتاب کمک اموزشی معرفی کنید بهمون؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. معرفی کتاب کمک آموزشی کاملا وابسته به سبک برنامه ریزی و سواد و روش یادگیری و قدرت و پایه درسی تان دارد برای همین اصلا علمی نیست که برای همه یک نسخه پیچیده شود. موفق ترین باشید.
روشنک
پنجشنبه 13 اردیبهشت 1397 08:02 ب.ظ
ممنونم از راهنماییتون
برای پذیرش شاگرد الان باید باهاتون تماس بگیریم یا هفته اول تیر؟
من قصد داشتم تماس بگیرم اما تو سایتتون خوندم هفته اول تیر شاگرد میگیرید برای همین گذاشتم برای همون موقع تماس بگیرم
پاسخ رضا جدیدی :
خواهش می کنم. هفته اول تیرماه پذیرش می کنم. بنابراین همان موقع ان شالله صحبت می کنیم اما برخی از عزیزان استرس دارند و دلشان می خواهد زودتر صحبت کنند. البته کسی زودتر پذیرش نمی شود و همه ان شالله همان هفته اول تیرماه می توانند برای پذیرش ارتباط بگیرند. در ضمن تقاضا دارم هر عزیزی که قصد دارد با بنده برای کنکور مشاوره بگیرد با تمام همکاران بنده صحبت کند و بنده خیلی خیلی خوشحال می شوم که با همه مشاوران صحبت کنید و هرکسی را که بهتر می دانید با همان مشاور کار کنید. موفق ترین باشید.
روشنک
پنجشنبه 13 اردیبهشت 1397 06:15 ب.ظ
راستی سوال دیگه ای که داشتم این بودش که میگن کنکور 98 برای نظام قدیم برگزار میشه قطعی هست؟
پاسخ رضا جدیدی :
هنوز قانونی نیامده است ولی با احتمال زیاد شاهد کنکور مجزا برای نظام قدیمی ها هستیم هرچند اصلا اهمیت ندارد کنکور مجزا باشد یا خیر؟ زیرا آن هایی که تحلیل بنده از کتاب های نظام جدید را خوانده اند قطعا شاهد این هستند که کتاب های نظام جدید بسیار خوش فرم تر هستند و برای یادگیری بسیار سریع تر قابل درک هستند.
افرادی که در این هفته ها برای پذیرش اول تیرماه با بنده تماس گرفته اند و این سوال را پرسیده اند حتما از بنده شنیده اند که اگر امکان انتخاب کنکور باشد همگی باهم از روی کتاب های نظام جدید می خوانیم چون قول می دهم زودتر، راحت تر و با درصدبالاتر رو به رو می شوند.
همه از تغییر می ترسند اما با بررسی صفحه به صفحه این نتیجه رسیده ایم که ای کاش نظام قدیمی ها هم بتوانند با کتاب نظام جدید کنکور بدهند. بنابراین اصلا اهمیت ندارد دو کنکور یا یک کنکور. موفق ترین باشید.
روشنک
پنجشنبه 13 اردیبهشت 1397 05:32 ب.ظ
سلام وقت بخیر
اقای جدیدی چطوری به خوندن درسای دبیرستان علاقمند بشیم؟
دارم یکارایی میکنم که علاقمند شدم مثلا dvd های استاد واعظی و یوسفیان پور رو برای عربی و دینی دارم استفاده میکنم و خیلی مشتاقم واسه یادگیری و تست زدن
دیروز موازنه کردن رو خیلی خوب یاد گرفتم و جدول تناوبی هم همینطور و به شیمی هم دارم علاقمند میشم اونم بواسطه ی استاد محمدرضا اقاجانی که فیلماشون رو از سایت الاء میبینم
نمیدونم اینجوری که بواسطه ی استاد ها دارم به درس ها علاقمند میشم درسته یا نه
اما واسه شروع که بچسبم به درس خوندن فکر میکنم راه خوبیه
حالا برای اینکه به درس خوندن علاقمند بشیم بدون اینکه به تدریس استادی وابسته باشیم چه راهی رو پیشنهاد میکنید؟
خاطره منفی و بدی خاصی هم از دبیرای مدرسه ندارم اما نحوه تدریسشون هیچوقت علاقمندم نمیکرد به درس خوندن
ولی یادمه که از زمانی که میرفتم مدرسه اگه معلمی
خوب درس میداد عاشق اون درس میشدم و همیشه
بالاترین نمره رو میگرفتم و تو اون درس خاص زرنگ کلاس بودم
ولی اگه معلمی بد درس میداد و نحوه تدریسش رو دوست نداشتم به زور میخوندم که فقط پاس بشم
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. این مدل از درس خواندن بسیار اشتباه است زیرا به زودی وارد دانشگاه می شوید و مطمین باشید بیش از نیمی از استادان دانشگاه اصلا در درس دادن شما را راضی نمی کنند و درس را با این سبکی که دارید باید کنار بگذارید.
افرادی زیادی در بین دانش اموزان دقیقا مانند شما درس می خوانند. مورد مشترک بین همه شما احساسی درس خواندن است. وقتی می گویید به تدریس وابسته هستید یعنی دنبال ایجاد حس مثبت از آن درس هستید و هویت یک درس وقتی برایتان معنا می شود که مدرس خوبی وجود داشته باشد اما همیشه این فرصت وجود ندارد که یک استاد خوب برای هر درس در اختیار داشته باشید پس باید مدل فکری خود را تغییر دهید.
پیشنهاد می کنم که چالش روی هر مبحث برای خود بسازید مثلا با ایجاد چند سوال از هر فصل سعی کنید به آن سوالات پاسخ دهید. روش پاسخ دهی به سوالات هم می تواند از روی کتاب، معلم و جزوه یا هر روش دیگری باشد. وابسته به یک مسیر یادگیری نباشید سعی کنید پاسخ یک سوال را از روش های محتلف کسب کنید.
بنابراین بجای وابستگی به استاد به متن درس و چالش یادگیری آن متن وابسته شوید و این وابستگی همیشه وجود دارد و اتفاقا بهترین روش یادگیری است. موفق ترین باشید.
روشنک
سه شنبه 11 اردیبهشت 1397 08:05 ب.ظ
سلام من مطلب تفاوت ارزو و هدف رو خوندم
و متوجه شدم ارزوی رسیدن به پزشکی رو دارم ولی خودمو لایقش نمیدونم و تلاشی نمیکنم بخاطرش اما همیشه تو مغزمه این ارزو و لحظه ای نیست که بهش فکر نکنم
علت اینکه خودمو لایقش نمیدونم بخاطره گذشته تحصیلیم هست که درس نمیخوندم و عملگراییم زیر صفر بودش این موضوع به شدت روی عزت نفس و اعتماد بنفسم تاثیر منفی گذاشته و باعث میشه که احساس نالایق بودن داشته باشم
حالا ممکنه با برطرف کردن این مسایل ازار دهنده ارزو رو به هدف تبدیل کرد؟
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. من به شما تبریک میگم چون اینقدر دقیق خودتون رو می شناسید و طوری خودتون رو تحلیل کردید که گویی سال هاست متخصص روانشانسی هستید. این برای من لذت بخش ترین اتقاق امروز بود. آفرین، چقدر خوب است که کسی اینقدر حرفه ای خودش را درک کند.
برای برطرف کردن این احساس کوبنده روش های متفاوتی وجود دارد اما من توصیه می کنم از روش کسب موفقیت های کوچک استفاده کنید. این روش به این صورت است که هر روز یک کاری را قبلا از عهده انجامش بر نمی آمدید را انجام دهید. این کار مهم نیست بزرگ است یا کوچک مهم این است که قبلا انجام دادنش برایتان سخت بوده است.
مثلا فرض کنید شخصی تا دیروز نظم دادن به وسایل شخصی اش برایش سخت بوده است همین امروز این نظم را در اتاقش ایجاد می کند و این یک موفقیت کوچک است.
یا شخصی نمی توانسته بیشتر از 1 ساعت و نیم پشت سر هم درس بخواند و امروز تصمیم می گیرد تا 1 ساعت و 45 دقیقه پشت سرهم درس بخواند. این نیز یک موفقیت کوچک است.
شما قدرت موفقیت های کوچک را دست کم نگیرید هرکاری لازم است انجام دهید تا این موفقیت های کوچک را بچینید. مطمین باشید ارام آرام توانایی هایی بیشتری پیدا می کنید. موفق ترین باشید.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.