کلبه مشاوره رضا جدیدی مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور - تحلیل کارنامه کنکور آزمایشی و بالا بردن درصدها

مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور


راه های ارتباطی با رضا جدیدی: شماره تلفن ثابت: 34774341-086 شماره تلفن همراه: 09189580918

تحلیل کارنامه کنکور آزمایشی و بالا بردن درصدها


اشتباهی که اکثر دانش آموزان و داوطلبان کنکور در مورد کنکور آزمایشی دارند فقط محدود به کارنامه و عددهای داخل کارنامه می شود که متاسفانه همین تحلیل کارنامه را هم به درستی اجرا نمی کنند. ترازم افت کرده چکار کنم؟ درصدهایم بالا نمی رود برای بالا رفتن درصدهایم چکار باید کنم؟ این ها سوالات مهمی است که کنکوری ها می پرسند اما تحلیل آن ها از کنکور آزمایشی خیلی ضعیف است. در این مطلب قدم به قدم در مورد وظایف یک کنکوری بعد از کنکور آزمایشی، صحبت می کنیم تا متوجه شوید چطور باید به وسیله آزمون ها پیشرفت کنید.
چطور کارنامه کنکور آزمایشی را تحلیل کنیم؟ اگر کارنامه های کنکورهای مختلف را نگاهی بیندازید متوجه می شوید که معمولا در کارنامه ها اطلاعات زیادی وجود دارد که در جدول زیر به توضیح آن ها می پردازیم.
 اطلاعات موجود در کارنامهتوضیح اطلاعات کارنامه
 نمره خاماین نمره برای هر درس به طور جداگانه حساب می شود. نمره خام همان درصدی است که یک دانش آموز یا داوطلب کنکور در یک درس بدست می آورد. برای محاسبه نمره خام هر درس باید تعداد سوالاتی که در آن درس درست زده اید را ضربدر 3 کنید و این عدد را از تعداد سوالات های غلط همان درس کم کرده و نتیجه را تقسیم بر 3 برابر کل سوالات آن درس نمایید.
نمره میانگین نمره میانگین برای هر درس به طور جداگانه ارایه می شود. برای محاسبه نمره میانگین در یک درس، درصد آن درس همه داوطلبان شرکت کننده در آن آزمون را با هم جمع می کنند و سپس عدد بدست آمده را تقسیم بر کل افراد شرکت کننده می کنند تا میانگین درصد شرکت کنندگان در آن درس بدست آید. 
 نمره میانگین نفرات برتر نمره میانگین نفرات برتر برای هر درس بطور جداگانه محاسبه می شود. این نمره، میانگین درصدهای نفرات برتر آزمون را در هر درس نشان می دهد.
نمره تراز فرمولی برای رتبه بندی کردن دانش آموزان و شرکت کنندگان در یک کنکور آزمایشی است. معمولا موسسات مختلف، فرمول تراز بندی خودشان را دارند که در فیلم آموزشی «نحوه ی تاثیر سوابق تحصیلی در کنکور» به طور کامل به آن پرداخته شده است. نمرات تراز در آزمون های آزمایشی به صورت درس به درس مشخص می شود.
رتبه در شهر رتبه یک دانش آموز به صورت درس به درس را در بین همشهری های خودش که در این آزمون شرکت کرده اند مشخص می کند.
رتبه در استان  رتبه یک داوطلب به صورت درس به درس را در بین هم استانی های خودش که در این آزمون شرکت کرده اند را مشخص می کند.
 رتبه در کشوررتبه هر درس داوطلب را بین کل شرکت کنندگان در آن کنکور را مشخص می کند. 
 رتبه کل داوطلب در شهر و استانرتبه کل داوطلب را با در نظر گرفتن همه درس ها و ضرایب آن درس ها در کنکور محاسبه می کنند و سپس این رتبه را در بین همشهری ها و  هم استانی های خود داوطلب تعیین می کنند.  
 رتبه کل داوطلب در کشوررتبه کل داوطلب را با در نظر گرفتن همه درس ها و ضرایب آن درس ها در کنکور محاسبه کرده و در بین کل شرکت کنندگان در آن کنکور مشخص می کنند. 
  رتبه کل داوطلب در سهمیهرتبه کل داوطلب را با در نظر گرفتن همه درس ها و ضرایب آن درس ها محاسبه می کنند و این رتبه را در بین سهمیه های آن داوطلب مشخص می نمایند. 
نمره کل نمره کل یک داوطلب بر اساس نمرات تراز همه درس های او در بین کل شرکت کنندگان در آن آزمون محاسبه می شود.  
 رتبه سهمیه معادل با کنکوررتبه  کل داوطلب در سهمیه که در کنکور آزمایشی بدست آورده است را با رتبه داوطلبان کنکور سراسری سال قبل مقایسه می کنند تا رتبه در سهمیه معادل با کنکور را بدست آورند. در واقع این رتبه به دانش آموز می گوید که با درصدهای این آزمونش چه رتبه ای در کنکور سراسری بدست می آورد.
 رتبه کل در زیرگروهرشته های دانشگاهی بر اساس اهمیت درس های مختلف و ضریب هایی که در کنکور دارند را به چند گروه متفاوت تقسیم کرده اند، مثلا رشته پزشکی در کنکور تجربی را در زیرگروه 1 و رشته داروسازی را در زیر گروه 2 قرار داده اند. رتبه کل در زیرگروه، در واقع رتبه کل داوطلب را برای هر زیر گروه مشخص می کند و از آنجا که ضرایب درس های کنکور در زیرگروه ها با هم فرق دارد پس رتبه های کل در هر زیرگروه متفاوت می شود. برای اطلاع از تعداد زیر گروه های کنکور خود می توانید از طریق منوی سایت روی رشته خود کلیک کنید و اطلاعات رشته خود را مطالعه نمایید. 
نمره کل در زیر گروه نمره کل داوطلب را در هر زیر گروه تعیین می کنند و چون ضرایب درس ها در هر زیرگروه فرق دارد پس  نمره کل در هر زیر گروه متفاوت است.
اطلاعاتی که در جدول بالا توضیح داده شد، اطلاعاتی است که در تمام کارنامه ها مشترک است اما مواردی که در جدول زیر بیان می شود در بعضی از کارنامه های کنکورهای آزمایشی وجود دارد و در برخی دیگر وجود ندارد.
درصد بدون احتساب غلط تعداد سوالاتی که داوطلب در آن درس غلط زده را در نظر نمی گیرد و فقط تعداد درست هایش را در 3 ضرب و تقسیم بر 3 برابر کل سوالات می کند. در واقع با این درصد می خواهند به داوطلب بگویند که اگر غلط ها را نمی زد درصدش چقدر می شد. 
درصد با احتساب غلط ها به درستتعداد غلط هایی که داوطلب در آن درس زده را به عنوان درست در نظر می گیرند و سپس درصدش را محاسبه می کنند. با این درصد به داوطلب می گویند که اگر غلط هایش را درست زده بود آنگاه درصدش در هر درس چقدر می شد. 
برخی از موسسات ستون دیگری در کارنامه دارند که ضریب رشد داوطلب در هر درس را مشخص می کنند که محاسبه ضریب رشد برای آزمون های بودجه بندی غلط است زیرا، بودجه بندی های هر آزمون با آزمون بعدی تفاوت هایی دارد و نمی توان گفت که اگر دانش آموزی در این آزمون، درصدهایش بهتر از قبل شده است پس حتما در آن درس رشد کرده است. بنابراین توجه به ضریب رشد داوطلب در کارنامه ها، اشتباه است.
نکته دیگر در مورد فرمول محاسبه ضریب رشد است که باید سختی و آسانی سوالات هر درس را از یک کنکور به کنکور بعدی در نظر بگیرید. فرض کنید دانش آموزی درس ادبیات آزمون اول را 50 زده باشد و در کنکور دوم همین درس را 40 زده باشد. آیا این دانش آموز افت کرده است؟ به هیچ وجه نمی توان فقط با درصد های خودش در مورد پیشرفت یا افت صحبت کرد. بلکه باید این درصدها را با درصد میانگین شرکت کنندگان و درصد میانگین رتبه های برتر در آن آزمون مقایسه کرد و چه بسا ارزش آن 40 درصد بیشتر از 50 درصد باشد. در مطلب «آیا می شود با تخمین رتبه وضعیت خود را مشخص کرد؟» به طورمفصل به مفهوم ارزش درصدها اشاره نموده ام که می توانید آن را مطالعه کنید.
از بین این همه اطلاعات متفاوت موجود در کارنامه، کدامیک با اهمیت است؟ همه اطلاعات موجود در کارنامه ارزش تحلیلی ندارد. آنچه برای تحلیل یک کارنامه، ارزشمند است را در جدول زیر با ذکر دلیل مطالعه می کنید.
اطلاعات مهم کارنامه دلیل اهمیت
 نمره خام درصدی که در هر درس زده اید تعیین می کند چه تعداد غلط، نزده و یا شکی در آن در داشته اید که برای تحلیل های دقیق تر کمک بسیاری به شناخت شرایطی که در آن قرار دارید می نماید. این درصد می تواند راهکارهای رفع اشکال و روش های متناسب برای هر اشکال را مشخص کند.
اما یادتان باشد با درصد هر درس نمی توانید قضاوت کنید که در کنکور آزمایشی به آن درس خوب پاسخ دادید یا کم؟ فقط می توانید در مورد غلط ها و نزده ها و سوالات شک دار و اینکه چه راه حل هایی برای بالاتر زدن این درصد وجود داشت، فکر کنید. اکثر کنکوری ها با درصد هر درس می خواهند بگویند بالا زده اند یا پایین در سطرهای بعدی همین جدول متوجه می شوید که درصدهای شما، هیچ چیزی را از خوب یا بد بودن درصدتان مشخص نمی کند.
 نمره میانگین نمره میانگین، یک معیار عالی برای آن است که بفهمید نسبت به بقیه شرکت کنندگان در آن درس اوضاع مناسبی دارید یا خیر؟  مثلا اگر درصد شما 50 باشد و نمره میانگین 8 درصد باشد متوجه می شوید که از میانگین کل افراد شرکت کننده درآزمون 42 درصد بالاتر زده اید و نسبت به میانگین شرکت کنندگان، اوضاع خوبی دارید.
همچنین از این نمره میانگین می توانید در مورد سخت یا آسان بودن سوالات در آن درس مطلع شوید. به طور مثال وقتی نمره میانگین کل شرکت کنندگان درس ادبیات در آزمونی 5 درصد باشد و در آزمون بعدی 15 درصد باشد شما متوجه می شوید که شرکت کنندگان در آزمون اول نتوانسته اند عملکرد خوبی در ادبیات داشته باشند ولی در آزمون دوم اوضاع بهتر است.
 نمره میانگین نفرات برتر
 یکی از اطلاعات مناسب برای سنجش فاصله خود با میانگین نفرات برتر استفاده از این نمره است. اگر در درسی بالاتر از میانگین درصد نفرات برتر باشید یعنی در آن درس عالی بوده اید و اگر خیلی پایین باشید یعنی باید برنامه ریزی خود را تقویت کنید.
علاوه بر این، اگر بخواهید متوجه شوید که درسی چقدر سخت بوده است؛ این سوال را می توانید با بررسی درصد میانگین نفرات برتر پاسخ دهید. به طور مثال اگر میانگین درصد نفرات برتر در درس ریاضی در آزمونی 34درصد باشد نشان می دهد که درس ریاضی در آن آزمون آنقدر سخت بوده است که نفرات برتر آزمون هم نتوانسته اند درصد بالایی کسب کنند بنابراین اگر شما در این آزمون درصدی در حدود 34 زده باشید عالی کار کرده اید و سوادتان بی نظیر است هرچند ظاهر درصد پایین به نظر برسد ولی چون میانگین نفرات برتر نیز پایین است پس این یعنی شما عالی هستید. اگر بالاتر از 34 زده باشید که خیلی خیلی با سواد هستید و می توان گفت که آن درس، نقطه قوت شماست و اگر کمتر از 34 ولی بالاتر از میانگین کل شرکت کنندگان باشد یعنی اوضاع شما در آن درس خوب است و اگر کمتر از 34 و در حدود میانگین کل شرکت کنندگان باشد یعنی درصد ضعیفی در آن درس زده اید.
پس متوجه شدیم که درصد شما به تنهایی نمی تواند تعیین کند که اوضاع درسی تان خوب است یا خیر؟ به طور مثال ممکن است در درسی 60 زده باشید ولی میانگین کل شرکت کنندگان 35 و میانگین نفرات برتر 80 باشد. در این جا با اینکه 60 زده اید اما یک درصد خوب است اما در همان آزمون ممکن است درس دیگری را 42 زده باشید ولی میانگین نفرات برتر 38 و میانگین کل شرکت کنندگان 4 درصد باشد پس این درصد عالی است. بنابراین همیشه 60درصد بهتر از 42 نیست.
این مهم ترین نکته در تحلیل درصدهای کنکور آزمایشی است. بنابراین همیشه درصدهای خود را با میانگین کل شرکت کنندگان و میانگین نفرات برتر مقایسه کنید تا متوجه شوید درصدتان عالی، خوب، متوسط یا ضعیف است.
 رتبه سهمیه معادل با کنکور چون تخمین رتبه با کنکور سراسری سال قبل را می دهد، هر چند دارای خطا است ولی می تواند کمی باعث شناخت و درک بهتر جایگاه تان در کنکور سراسری شود. البته این رتبه به معنای این نیست که رتبه تان در کنکور هم دقیقا همین است. فراموش نکنید که این رتبه یک تخمین است و خطا دارد به خصوص در آزمون های بودجه بندی که فقط برخی از فصل ها مورد سوال قرار می گیرند، خطای این رتبه خیلی زیاد می شود اما خوب است که این رتبه را توجه کنید تا بدانید در بهترین یا بدترین شرایط در چه وضعی نسبت به کنکور سراسری قرار می گیرید.
 درصد بدون احتساب غلط مهم ترین سوالات یک کنکور آزمایشی، آن سوالاتی هستند که غلط زده اید. بنابراین بسیار مهم است که درصد خودتان را در صورتی که غلط نمی زدید را بدانید تا متوجه تاثیر غلط هایتان شوید. مشاهده این درصد باعث می شود تا حرص و طمع در تست زنی را کنار بگذارید و همیشه به فکر درست زدن باشید و تا حد ممکن غلط های خود را کم کنید.
 درصد با احتساب غلط ها به درست در ادامه این مطلب می خوانید که سوالات غلط جزء سواد و دانش شماست بنابراین اگر نکته های ریز یا اشتباهات محاسباتی و یا درست خواندن سوال را رعایت می کردید چه بسا این سوالات غلط را درست پاسخ داده بودید بنابراین خیلی مهم است که بدانید اگر اشتباهات آزمونی را کم کنید چقدر می تواند درصدتان بالاتر برود. این درصد، باعث می شود تا کیفیت مرورها و تست زدن هایتان افزایش پیدا کند زیرا همیشه در گوشه ذهن تان این موضوع مهم وجود دارد که اگر غلط هایم به درست تبدیل شود، رشد چشم گیری می کنم.
برنامه من بعد از آزمون چه باید باشد؟ متاسفانه اکثر داوطلبان کنکور، بعد از کنکور آزمایشی به تحلیل ساده و سریع، عصر آزمون اکتفا می کنند و در برنامه درسی شان، جایی برای رفع اشکال کردن آزمون قبل ندارند. در واقع اگر قرار است که دانش آموزی در یک کنکور آزمایشی شرکت کند ولی در برنامه های بعدی اش، برای اشکالات و نقاط ضعف این آزمون وقتی نگذارد، پس شرکت کردن در آزمون چه فایده ای برایش داشت؟
مگر نه اینکه باید در آزمون شرکت کنیم تا نقاط ضعف و قوت خود را بدست بیاوریم و سپس آن ها را برطرف کرده و به درصدهایمان اضافه کنیم؟ خب پس این برطرف کردن نقاط ضعف در کدام برنامه ما اجرایی می شود؟ برنامه اکثر کنکوری ها فاقد فرصت رفع اشکال است.
فرض کنید دانش آموز تجربی در کنکور آزمایشی شرکت می کند و متوجه می شود که تست های گرما در فیزیک را بلد نیست، حال او موظف است  در برنامه های بعد از آزمون خودش، با اختیار کردن فرصت مناسب به رفع اشکال این مورد بپردازد تا این نقطه ضعفش را به نقطه قوت تبدیل کند و اگر این فرآیند را انجام ندهد، آن گاه شرکت کردن در آزمون برایش هیچ حاصلی از نظر افزایش درصد و پیشرفت تحصیلی نداشته است. اگر می پرسید که چطور افت های خود را جبران کنید و چطور پیشرفت کنید موارد زیر را اجرا کنید.
ترتیب رفع اشکال سوالات یک کنکور آزمایشی به چه صورتی است؟ اگر فردی در کنکور آزمایشی شرکت کند، بعد از آزمون با 6 مدل سوال روبه رو است که در ادامه با این 6 مدل و اولویت رفع اشکال در هر کدام را مشاهده می کنید.

ترتیب رفع اشکال کردن تست های کنکور ازمایشی

الف) سوالاتی که غلط زده اید: مهم ترین سوالات یک کنکور آزمایشی، سوالاتی هستند که غلط زده اید. این سوالات جزء سواد و اطلاعات تان است وگرنه آن ها را نمی زدید. وقتی سوالی را می زنید و غلط می شود یعنی یک نکته کوچک را نمی دانید یا اشتباه محاسباتی، تستی دارید. پس اولویت زمانی برای رفع اشکال، تست زنی و مرور به این سوالات اختصاص یابد و تا زمانی که در این موضوعات به تسلط نرسیده اید به انواع دیگر تست ها اهمیتی ندهید. برنامه تان را تا جایی روی این سوالات ادامه دهید که آن غلط ها به درست تبدیل شوند. تکرار می کنم سوالات غلط، جزئی از سواد درست تان هستند پس بدون هیچ شکی، بعد از آزمون و در برنامه های بعدی حتما روی سوالاتی که غلط زده اید، برنامه ویژه رفع اشکال داشته باشید.
ب) سوالات شک کردنی غلط: نوع دیگری از سوالات که در یک کنکور آزمایشی اهمیت دارد، سوالاتی است که در سرجلسه آزمون به آن شک کرده اید ولی پاسخ داده اید و غلط شده است. این سوالات، دو راز مهم برای یک دانش آموز کنکوری در بر دارد؛ اول آنکه وقتی روی موضوعی شک می کنید یعنی نیاز به رفع اشکال درس نامه ای یا مرور دارد. به شما هشدار می دهد که موضوع مربوطه را خوب فرا نگرفته اید که شک می کنید یا بر اثر برنامه ریزی بد نتوانسته اید آن را با دقت مرور کنید یا تست بزنید که روی آن شک دارید و راز دوم در مورد غلط شدن است. همانطور که در مورد قبل گفتیم وقتی چیزی را غلط می زنیم جزء سواد ماست و موظف هستیم روی آن وقت بگذاریم. پس در برنامه های بعد از آزمون و پس از برطرف کردن نقطه ضعف سوالاتی که غلط زده اید به سراغ سوالات شک کردنی غلط بیایید و آن ها را به نقطه قوت تبدیل کنید.
پ) سوالات شک کردنی درست: این سوالات از نظر اهمیت در رده سوم قرار می گیرد. در این مدل از تست ها، شک داشته اید اما توانسته اید گزینه درست را پیدا کنید پس کافی است در قمست مرور یا درس نامه خواندن به تکرار این بخش بپردازید تا مشکلی برای شک کردن روی آن بوجود نیاید. بنابراین پس از برطرف شدن اشکالات الف و ب به سراغ تست های شک کردنی درست بیایید و معمولا با یک مرور منظم و درست می توانید شک های خود را در این سوالات به یقین تبدیل کنید.
ت) سوالات شک کردنی نزده: سوالاتی هستند که در سر جلسه کنکور آزمایشی به آن شک کرده اید ولی نتواستید قانع شوید که کدام گزینه پاسخ است و آن ها را نزده اید. این سوالات هم می تواند جزء سوادتان باشد اگر شکی که داشته اید را با درس نامه خوانی و مرور و برنامه منظم تست زنی به یقین تبدیل کنید. این قسمت هم خیلی زود به سواد درست یک داوطلب کنکور اضافه می شود و می تواند درصش را ارتقا دهد.
ث) سوالاتی که درست زده اید: این دسته از سوالات د رده پنجم اهمیت قرار دارد زیرا این سوالات را درست زده اید و جزء سواد شماست و فقط در برنامه های بعدی بایستی فرصتی را برای مرور و تست زنی از این مباحث اختصاص دهید تا درصد و تسلط تان در این تست ها حفظ شود.
ج) سوالاتی که نزده اید: این مدل از سوالات کمترین اهمیت را برای رفع اشکال دارند و تا زمانی که در برنامه خود به مدل های دیگر رسیدگی نکرده اید سراغ این مدل نیایید زیرا معمولا این مدل از سوالات با صرف زمان زیاد جزء سوادتان می شود و بهتر است ابتدا روی موردهای بالا تمرکز کنید تا با صرف زمان کم به درصدهای تان بیفزایید. اگر فرصت کردید سراغ تست های این مدل بیایید و روی آن وقت بگذارید.
اولویت یک دانش آموز حرفه ای در رفع اشکال سوالات کنکور آزمایشی، مدت زمانی است که روی هر مدل باید مصرف کند و توضیحات بالا، ترتیب اهمیت سوالات کنکور آزمایشی را از بیشترین اهمیت به کمترین اهمیت مشخص نموده است.
طبق توضیحات این مطلب متوجه شدید که رتبه ها و تراز ها و نمره های کل و زیرگروه، هیچ ارزشی ندارند در حالیکه اکثر دانش آموزان خود را مشغول این عددها کرده اند. آنچه برای پیشرفت کردن نیاز دارید و آنچه باعث مفید شدن یک کنکور آزمایشی می شود، اجرای روندی است که در این مطلب توضیح داده شد.

 دانش آموزان و کنکوری هایی که این مطلب را خوانده اند، به مطالعه مطالب زیر نیز علاقمند بوده اند
برای خواندن این مطالب روی آن ها کلیک کنید

فاطمه شاکرنیا
جمعه 14 اردیبهشت 1397 09:22 ق.ظ
سلام استاد
خیلی تشکر میکنم بابت لطفی که نسبت به ما دارید❤
استاد من کنکوری ۹۸ هستم و احساس میکنم که حتما به یه مشاور نیاز دارم اما مشکل اینه تا الان که مشاور داشتم پیگیری و نوع برنامه ای که بهم میدادن رو نپسندیدم.
میشه شما درمورد نحوه مشاوره تون و هزینه اون منو راهنمایی کنین؟
خیلی تشکر از مهربونتون
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم لطف دارید. توضیحات شیوه برنامه ریزی بنده رو می تونید از طریق منوی بالای سایت مشاهده کنید. موفق ترین باشید.
جمعه 31 فروردین 1397 07:56 ب.ظ
خیلی لطف میکنید
ممنون بابت اینکه خیلی کامل و دقیق و باحوصله جوابمو دادین
من دیبا واقفی هستم
هردفعه که گزارش دادم اسممو مینویسم که یادتون بیاد منو
بازم ممنونم
پاسخ رضا جدیدی :
خواهش می کنم موفق ترین باشید.
جمعه 31 فروردین 1397 06:45 ب.ظ
حساسیتامو درست متوجه شدین
این دوتا کار رو انجام میدم ولی فکر کنم مغزم خودشو واسه یه جنگ تمام عیار اماده کنه
ممکنه من به شما گزارش کارمو بدم تا از مسیر خارج نشم؟
مثل یه دلگرمی میمونه که مطمین هم بشی داری درست کارتو انجام میدی
پاسخ رضا جدیدی :
خواهش می کنم. بله کلبه مشاوره تمام سعی خود را می کند تا به دانش آموزان کمک کند. علت اینکه بنده 20 دانش آموز می گیرم هم همین است تا هم به آن ها به صورت فرد به فرد و خصوصی رسیدگی کنم هم بتوانم فرصت مناسبی را برای مخاطبان کلبه مشاوره داشته باشم. موفق ترین باشید.
جمعه 31 فروردین 1397 01:22 ق.ظ
حتی خاطرات منفی دیکه ای که ارتباطی به درس و تلاش کردن نداره واسم یاداوری شد چون شکست خورده بودم
من همیشه یه جنگ روانی دارم همیشه بهم ریخته هستم و از سردتر شدنم میترسم چون انققققدر درگیر این جنگ میشم که علاقه ای که به هدفم دارم کمرنگ میشه
مثل این میمونه که لبه پرتگاه باشم یکم دیگه پیش برم معلوم نیست چه اتفاقی واسه اهدافم و تواناییام میوفته
یوقتایی هم که میشینم درس بخونم بدون فکر اعتماد بنفسم رو از دست میدم شک میکنم که اصلا اصولی درس میخونم یا نه شک میکنم روشم درسته یا نه تلاش تو این مدت باقی مونده رو بی فایده میکنه تو نظرم
تو زندان ذهنی بدی گیر میکنم اینجور مواقع
باید لحظه به لحظه اگاه باشم به این واکنشا
برای عملگرای مطلق شدن چه روشی رو باید اجرا کنم؟
پاسخ رضا جدیدی :
مغز است دیگر. ما خیلی مانده مغزمان را بشناسیم. کنکور یک فرصت خوب است برای اینکه بفهمیم چطور داریم زندگی می کنیم. من کاش کاش کاش می شد هم سن شما کنکوری ها بودم و حاضر بودم بارها پشت کنکور بمانم اما مغزم را بشناسم و رهایش نکنم. من مغزم را دیر شناختم و از وقتی شناختم آن را مهار کردم و در زندگی ام به خوشبختی رسیدم اما این را خوب می دانم که اگر کسی در سنین پایین تر مغزش را بشناسد چقدر می تواند قدرتمند باشد.
من عادت ندارم حسرت بخورم ولی چه کنم حسرت می خورم بابت اینکه چرا کسی به من در همان نوجوانی نگفت که باید مغزم را بشاسم؟ چرا آن همه کتاب خواندم ولی کتابی در مورد مغزم نخواندم. این یک حسرت همیشگی است برای همین است که تصمیم گرفتم کلبه مشاوره مخزنی برای درک بهتر عملکرد مغز باشد و دیگر اجازه ندهم مخاطبانم این حسرت را داشته باشند.
وقتی مغزتان را می شناسید و می دانید که این فشارها از جانب مغز است که شما را از تلاش ناامید کند یک احساس شرین و انرژی بخش خواهید یافت. انگار کلید راه حل مسئله را یاد گرفته اید.
اما در مورد توضیحاتی که داده اید، من متوجه شدم که دچار وسواس مطالعاتی و فکری هم شده اید. افکار تکرار شونده همراه با شک های زیاد نشانه اولیه ای بر وسواس است. این هم تلاش دیگری از مغز است. مغز وقتی نفطه ضعف را یاد بگیرد آن را رها نمی کند و آنقدر می کوبد که تسلیم شویم.
توصیه من این است که شما روز محور شوید و فارغ از هر نتیجه ای به اجرای برنامه هر روز روی بیاورید. اصلا هدف تان این باشد که هر نتیجه ای که شد مهم نیست فقط می خواهید این دو ماه را به فرصتی برای مهار مغزتان تبدیل کنیدو مطمین باشید با این روش خیلی نتیجه بهتری هم بدست می آورید جون می توانید معزتان را کنترل کرده و فرصت بیشتری برای درس خواندن پیدا کنید.
شما به نظر می رسد حساسیت خاصی روی نتیحه دارید و مغزتان هم روی این موضوع حساس شده و از این ناحیه به شما فشار آورده است تا بترسید و جا بزنید.
من توصیه می کنم یک پازل 100 قطه ای تهیه کنید و آن را به هم ریخته در گوشه ای از اتاق تان بگذارید. و سعی کنید هر روزی که برنامه تان را به طور کامل اجرا می کنید یک قطعه از این پازل را در جای خودش قرار دهید. این روش پازلی به شما آرامش و صبر می دهد و یک روش بسیار حرفه ای و ساده برای عملگرا شدن شما می باشد. با این روش کاربردی به سادگی تمرکزتان به این می شود که قطعه پازل امروز را به هر قیمتی بچینید.
در کنار این پازل، یک دفترچه هم تهیه کنید و تمام مخالفت های مغز را یادداشت کنید و سپس سعی کنید مخالفش را عمل کنید. همه چیز از اولین مخالفت شروع می شود. من نرم افزاری به شاگردانم داده ام که مخالفت های مغزشان را تیک میزنند. خیلی از آن ها به عدد 100 رسیده اند. خیلی خوشجالم از اینکه دارید مغزتان را می شناسید. مطمین باشید هرکسی افسار مغزش را در اختیار داشته باشد نتیجه کنکور که هیچ، به هر چیزی که بخواهد می رسد.
کاش دانش آموزان پایه هشتم و نهم که مخاطب کلبه مشاوره هستند این پیام را بخوانند و مغزشناسی را شروع کنند. موفق ترین باشید.
پنجشنبه 30 فروردین 1397 08:08 ب.ظ
جواب سوالتون رو خودمم دقیق نمیدونم اما بجاش شرح حالمو میگم شاید شما متوجه شدین
من از خودمو زندگی ای که واسه خودم درست کردم
راضی نیستم هیچ حس خوبی به خودم ندارم میدونم که خودم باید پاشم زندگیمو تغییر بدم
اما انقد حس بدی به خودم دارم که امیدی به خودمو بهتر شدنم ندارم همه ی نقطه ضعف هام همه ی شکست هام همه ی کار خرابیا همه ی از اول شروع کردنام و دوباره به نقطه ی اول رسیدنم تو نظرمه
ارزو و رویا دارم اما امید و انگیزه ندارم
اصلا هم به این فکر نمیکنم که واسه فرار کردن از این شرایط وارد هر رشته و دانشگاهی بشم که بیش از این از خودم بدم بیاد
پاسخ رضا جدیدی : بله شما در تضاد بین اینکه آدم کم توانی هستید یا آدم پر توانی هستید گیر کرده اید و صد البته مغزتان طرف کم توانی را می گیرد برای همین است که شکست ها و کم کاری ها و نقاط سیاه در مغزتان پر رنگ است و کمتر یادتان می افتد از موفقیت هایی که در زندگی بدست آوردید.
اجازه دهید یک نکته در پرانتز بگویم: (انسان ها هر نقطه منفی را یک شکست تلقی می کنند اما بزرگترین موفقیت های خود را موفقیت نمی دانند. مثلا اگر کسی بتواند به برنامه اش عمل کند اسمش موفقیت نیست اما اگر یک قسمت از برنامه اش اجرا نشود یک شکست تمام عیار است. این طرز تفکر باعث منفی نگر شدن مغزمان می شود. البته مغز بسیار علاقمند است که این مدل فکری را داشته باشیم زیرا اساس عملکرد مغز بر پایه تنبلی و خوش گذرانی است و سخت است که بخواهد به موفقیت ها برسد.)
خب برگردیم به موضوع شما. مغزتان طرف شخصیت کم توان را گرفته اما آگاهی تان اجازه نمی دهد تسلیم شوید. مغز فشار می آورد که شکست خورده اید و می خورید نه امسال که سال های بعد هم این شکست ادامه دارد و شما با آگاهی و هدفی که دارید دلتان نمی خواهد این صحبت ها را بپذیرید. مغز به هیپوتالاموس دستور می دهد که سراغ هیپوکامپ رفته و خاطرات تلخ و منفی را در ذهن تان سرازیر کند. خاطراتی که در آن ها می خواستید پیشرفت کنید به برنامه عمل کنید یا تغییر کنید ولی نتوانسته اید تا به وسیله این خاطرات زانو زده و تسلیم شوید اما هدف تان اجازه نمی دهد که فراموشش کنید.
مغز باز هم به شما یادآوری می کند که بارها شکست خورده اید و ترس اینکه شکست های بدتر و بزرگ تر بخورید وجود دارد و با تلاش مجدد چیزی درست نمی شود و تلاش این چند ماهه تان ارزشی ندارد و خوشبختی در این است که تسلیم شوید و شما این را نمی پذیرید.
هرچه بیشتر مقاومت می کنید مغز تان بیشتر حالتان را خراب تر می کند و البته موفق هم شده است زیرا شما امروز درس نخوانده اید و حالتان بد بوده است این یعنی همان چیزی که مغزتان می خواست. از دست رفتن یک روز دیگر یعنی یک خاطره دیگر از تسلیم شدن. مغز یک جنگ روانی راه انداخت تا یک روز دیگر را از شما بگیرید و چقدر اسان به هدفش می رسد.
بهترین راه چیست؟ عمل به برنامه بدون فکر. یک عملگرای مطلق. دست به دامن این افکار نشوید که روز به روز سردتر می شوید. این ها تلاش های مغز برای جلوگیری از موفقیت هایتان است.
یک جمله را بدانید: اگر مغز مطمین بود شما تلاش کنید موفق نمی شوید آنگاه اصلا جلویتان را نمی گرفت و اجازه می داد تلاش کنید اما چون مطمین است که با تلاش می شود موفق شد حتی اگر چند سال وقت لازم باشد پس می ترسد که نکند به زحمت بیفتد بنابراین تمام انرژی اش را به کار می گیرد تا دست از تلاش بردارید. انتخاب با شماست: عملگرایی گرایی یا تفکرگرایی. موفق ترین باشید.
سیمین
پنجشنبه 30 فروردین 1397 10:44 ق.ظ
سلام اقای جدیدی امیدوارم حالتون خیلی خوب باشه و ایام به کام انشالله
من سوالی داشتم..کسی که هیچوقت نگاه بلند مدت به زندگیش و اینده ش نداشته و واسش برنامه ای نداشته و تو امروزش غرق میشه همش ,باید چجوری برعکس این موضوع رفتار کنه؟
البته من تا جایی که یادم میاد همیشه اینجوری بودم
همیشه تو همون لحظه مصمم بودم واسه بدست اوردن چیزی یا نهایتا تا ده روز بخاطرش همه تلاشمو میکردم و بدستش میوردم چون بازه ی زمانی کوتاه مدتی داشت و جلوی چشمم همیشه میذاشتمش یعنی همیشه به اهداف کوتاه مدتم رسیدم اما واسه اهداف بلند مدت خیلی ضعیف عمل میکنم
و هیچوقت به برنامه ریزی واسه اینده فکر نکردم ولی الان از این بابت دارم اذیت میشم
و با ترس و نگرانی دارم با ایندم روبرو میشم نه با پیش بینی و طراحی کردنش
و مسله دیگه ای که هست اینه که اصلا صبور نیستم دلم میخواد روند سرعت رسیدن به هدفم به شدت بالا باشه که این موضوع همیشه ممکن نیست
اما چطور این ذهنیت رو ایجاد کنم تا بتونم با صبوری و ارامش به سمت هدف بلند مدتم قوی حرکت کنم؟
ممنونم از لطفتون.
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. ممنون و سپاس بابت لطف تون. انسان متوازن کسی است که از زمان حال برای آینده بهتر تلاش کند. روشی که به شما توصیه می کنم خیلی می تواند به شما کمک کند اما نیاز است تا یه پازل 100 قطعه ای بخرید. و آن را به هم بریزید. حالا یک هدف درسی انتخاب کنید. آن هدف را به 100 روز تقسیم بندی کنید به طوری که مشخص شود هر روز چه کارهایی باید انجام دهید تا روز صدم آن هدف محقق شود.
روز اول را که اجرا کردید آنگاه یک قطعه از پازل را بردارید و روی تخته پازل قرار دهید. روز دوم که وظیفه همان روز را اجرا کردید قطعه دوم و روز سوم به همین شکل تا روز صدم.
این تمرین پازلی چند ویژگی برای شما دارد:
1. شما هر روز کاری را که انجام می دهید را می بینید چون یک قطعه از پازل سرجایش قرار می گیرد پس این حس خوبی به شما می دهد که امروز یک قدم برای تحقق آینده تان برداشته اید.
2. صبور می شوید وقتی که تابلوی نیمه کاره را می بینید و اجازه ندارید آن را خیلی زود کامل کنید و برای گذاشتن هر قطعه باید یک روز را کار کنید بسیار روی صبرتان اثرگذار است و اینگونه جلوی اشتیاق به عجله را می گیرید.
3. تمرین بسیار ساده ولی کارامدی برای آینده نگری است زیرا هر بار که پازل را ببینید به این فکر می کنید که قطعات بعدی را هم باید کنار هم قرار دهید تا پازل کامل شود. و حس خوبی برای رسیدن به آینده در شما ایجاد می کند.
4. مسئله ساز می شوید یعنی بجای آنکه خود را درگیر بلند مدت و کوتاه مدت بودن کنید خود را درگیر این می کنید که امروز را به نحو احسن اجرا کنید تا یک قطعه از پازل را در جای خودش قرار دهید.
5. چون قرار است قطعات پازل را کنار هم بچینید خود به خود وابستگی به برنامه برایتان ایجاد می کند چون شما موظف هستید کارهایی را انجام دهید که 100 روز دیگر به هدفتان برسید پس وظایف آن روز مشخص است و شما در حال اجرای آن وظایف هستید پس برنامه پذیر می شوید.
6. یاد می گیرید دست یافتن به هر هدفی نیازمند وقت گذاشتن است. این خیلی طبیعی است که همه دوست دارند یک شبه به هدفشان برسند اما پازل وقتی کامل می شود که 100 روز کار کنید. و هر روز فقط یک قطعه روی پازل قرار می گیرد.
دقت کنید این پازل را باید گوشه ای اتاق بگذارید و جمع نشود. باید هر روز این پازل را ببینید نه اینکه داخل کشو بگذارید. پازل باید روی میز یا روی زمین در گوشه ای از اتاق باشد و هر روز که کارتان تمام شد یک قطعه از پازل را بردارید و روی تخته سرجای خودش بگذارید. روز صدم پازل و هدف هر دو باهم تکمیل است. موفق ترین باشید.
چهارشنبه 29 فروردین 1397 01:47 ب.ظ
یک دنیا ممنونم که وقت گذاشتین و صبورانه به سوالم پاسخ دادید. این نهایت لطف شما رو میرسونه.
همیشه در پناه خدا باشید.
پاسخ رضا جدیدی :
خواهش می کنم. موفق ترین باشید.
چهارشنبه 29 فروردین 1397 11:20 ق.ظ
سلام و خدا قوت خدمت آقای جدیدی بزرگوار
حقیقتا تشکر می کنم از بابت رسالتی که برای خودتون انتخاب کردین و در این راستا به دیگران کمک می کنید.
سوالی بسیاااااااااااااااااار طولانی داشتم که می خوام توی چند جمله کوتاهش کنم:
به نظر شما، فردی 29 ساله که دو تا لیسانس داره و می تونه توی اون رشته ها فرد نسبتا موفقی باشه منطقی هست بخواد یه رشته ی جدید( شما فرض کنید پزشکی) رو شروع کنه؟
من شرایط زیادی دارم که مطمئنا صحیح این هست که براتون توضیحشون بدم ولی به طور کلی می خواستم بدونم نظرشما پیرامون این تغییر رشته چیه؟ (فقط این رو بگم که عشق پزشکی هم نیستم، یعنی این طور نیست که اگر پزشک نشم یک عمر حسرت بخورم ولی به طور کلی درس خوندن و خدمت کردن رو میتونم بگم دوست دارم)

ممنون از اینکه پیامم رو خوندین و اگر هم جواب بدین که حق رو بر گردن بنده تمام کردین. ضمنا دیروز توی حرم نائب الزیارتون بودم...
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم این لطف شماست و بنده متشکرم. از اینکه بنده را در حرم امام رضا دعا کرده اید نیز بسیار بسیار ممنونم و از خدا ممنونم که به من چنین لطفی داشته است که مورد دعای خیرتان باشم.
و اما در مورد سوال تان. آن طور که در توضیحات نصفه و نیمه تان متوجه شدم شما به مطالعات عرضی در علم علاقمند هستید. دو نوع نگاه کلی برای علم اندوزی وجود درد. اولی نگاه طولی است که فرد در یک شاخه علمی به قدری متخصص می شود که حتی شاید در سراسر دنیا نتوانید مثل او را پیدا کنید. این افراد یک رشته را انتخاب می کنند و تا می توانند در آن رشته به تخصص و مهارت می رسند. حرکت دوم در علم اندوزی به حرکت عرضی معروف است که در آن فرد علاقمند است در حوزه های متفاوت درس بخواند و به طوری آن ها را به هم ربط دهد و یا از هر علمی که می آموزد در علم جدید نیز استفاده کند. این افراد چند مهارتی بودن را بیشتر دوست دارند حتی اگر تخصص و تبهرشان در آن علم هایی که اموخته اند عمیق نباشد.
کدام مدل بهتر است؟ جهان امروز، به دنبال حرکت های طولی است یعنی شخص فقط در یک شاخه علمی به طور تمام وقت، کار کند و به یک نخبه در آن شاخه تبدیل شود تا علم را به جلو حرکت دهد. برای همین است که هر ساله شاهد بوجود آمدن گرایش های ریزتر و ریزتر هستیم. اما نگاه دوم در دنیای امروز جایی ندارد. به طور مثال دیگر از نگاه جوامع علمی زیاد ارزشمند نیست کسی بگوید من لیسانس روانشناسی و لیسانس مدیریت دارم. دنیای علمی امروز ترجیح می دهد شما یا یک روانشناس حرفه ای باشید یا یک مدیر حرفه ای.
علوم به هم ربط دارد آیا همین عامل باعث نمی شود که چند تخصص گرفتن بهتر باشد؟ خیر ربط داشتن علوم به هم به این معنا نیست که در همه آن ها لیسانس یا فوق بگیریم. شما یک علم را هدف اصلی قرار می دهید و مطمین باشید در طول مسیر قطعا نیازهای خود را شناخته و برطرف می کنید.
اما توصیه نهایی در مورد شما: اگر قرار است به علایق شخصی خود توجه کنید حتما در رشته های محتلف درس بخوانید چون احساس مفید بودن می کنید و به طور کامل تمایل درونی تان را پاسخ می دهید.
اما اگر قرار است در دنیای امروز علم، شهرت و فایده و ارزشی را کسب کنید فارغ از سن و سال که هیچ اهمیتی ندارد به یکی از رشته ها بچسبید و تا آخر عمرتان در آن رشته تحقیق و پژوهش کنید مطمین باشید موفق می شوید.
یکشنبه 26 فروردین 1397 11:40 ق.ظ
سلام استاد عزیز...امیدوارم حال دلتون همیشه خوب باشه ...ممنون که همیشه شنوای درد و دل بچه ها هستین و با صبوری پاسخ میدین... من فارغ التحصیل هستم و دارم واسه کنکور 98 میخونم ... و میدونم که حرف و حدیث واسه کنکور 98 هم زیاده ولی خب واقعا نمیخوام درگیر این حواشی بشم ...چون همیشه تجربه بهم ثابت کرده تو همچین مواقعی خیلی ها درگیر حواشی میشن و از اون اصل قضیه که خوندن برای کنکور هستش جا میمونن و جالب تر اینجا هستش که در آخر سر تصمیم خوب و درستی از طرف سازمان سنجش گرفته میشه و تازه اونجا هستش که آدم به خاطر اینکه درگیر حواشی شده و از درس غافل شده کلی پشیمون میشه . . ولی من واقعا میخوام تو حاشیه نرم و بشینم درسم رو بخونم ...چون من درگیر این حواشی بشم یا نشم نظر آخر و قطعی رو سازمان سنجش میده ....میخواستم واقعا در این مورد نظرتون رو بدونم و شما هم منو راهنمایی کنین ،،،،و سوال بعدی این بود که من ریاضی رو چند ماهی هست شروع کردم و همراه با بچه های کنکور 97 کلاس رفتم ...چون واقعا ریاضی تغییراتی به اون صورت نداشته و الان میخوام فیزیک رو شروع کنم و تو عمومی ها هم که عربی و زبان و شروع کنم .. و در ادبیات که قرابت بیشتری تعداد تست رو داره شروع کنم و هر روز تعدادی بیت کار کنم ....واقعا ازتون ممنون میشم اگر که یه راهنمایی در مورد برنامه ریزیم واسه دروس انجام بدین ...واقعا ممنونم
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. تک تک جملات شما در کنکور 98 درست و دقیق و علمی است. آفرین همیشه همین است. شما تمام صحبت های درست را در مورد کنکور 98 و درگیر نشدن انجام داده اید و دیگر صحبتی نمیاند. این برنامه ریزی برای کنکور 98 تا قبل از تابستان خوب است اما برای شروع تابستان شما نیاز دارید تا همه دروس را شروع کنید و سعی کنید موارد زیر را در برنامه ریزی تان رعایت کنید:
1. زودتر از رقبا درس هایتان را خلاصه کنید: آن هایی که اتمام برنامه هایشان اسفند یا بعد از عید نوروز است واقعا فرصت خوبی برای تست زنی و مرور پیدا نمی کنند.
2. مرورهای زیاد با فاصله کم انجام دهید: اگر مطلبی را می خوانید در بدترین شرایط می بایست 10 روز بعد دوباره مرور شود.
3. تست های زیاد با فاصله کم بزنید: اگر مطلبی را تست می زنید در بدترین شرایط می بایست 10 روز بعد دوباره تست زنی شود.
4. رفع اشکال کنید: این بخش را اکثرا انجام نمی دهند. قواعد و قانون هایی زیادی برای رفع اشکال وجود دارد که متاسفانه در چند خط و حتی چند صفحه قابل توضیح نیست.
5. تست های مبحثی و جامع و ترکیبی بزنید: همیشه سعی کنید تنوع تست های زیادی داشته باشید که ذهن تان شرطی به یک نوع سوال نشود. کسانی که همیشه تست فصل به فصل می زنند سرعت کمی در آزمون ها دارند.
شما می توانید مطالب بنده را در مورد برنامه ریزی بخوانید تا کمک بیشتری به شما شود. فقط یادتان باشد همه چیز یک کنکور برنامه درسی و روشی است که درس می خواند. نه هوش نه استعداد فقط و فقط برنامه. یک برنامه خوب به شما انگیزه درونی می دهد و انرژی مناسبی برای پایبندی به آن خواهید داشت و یک برنامه بی هدف و بد روز به روز کمتر تمایل به درس خواندن را در شما تلقین می کند. موفق ترین باشید.
فاطمه
یکشنبه 26 فروردین 1397 09:52 ق.ظ
پیامتون رو 3 بار خوندم!
الان احساس میکنم یسری چیزا طبقه بندی شده تو ذهنم و هیچکدوم ربطی به اون یکی نداره
دیگه زمانی شرمنده پدر مادرم میشم که این مدت باقی مونده رو بیش از پیش نخونم حتی اگر قرار باشه نفر آخر بشم
دیگه زمانی شرمندشون میشم که با وجود این صحبت های امروز شما بخوام روال قبل رو ادامه بدم
شکست خوردن از بچگی واسمون تلخ بوده
فکر کردیم ابرومون میره و شرمنده خانوادمون میشیم و اونا هم ازمون ناامید میشن و فکر میکنن خنگیم
ولی از امروز تمرین میکنم که بدون ترس و استرس و آموزه های قبلی با تمام وجودم تلاش کنم حتی اگر احتمال موفقیتم یک در میلیون باشه
نمیخوام هیجان زده رفتار کنم برای همین هرروز که بیدار شدم پیامتون رو میخونم
بینهایت سپاسگزارم.
پاسخ رضا جدیدی :
خواهش می کنم. بله خیلی چیزها را اشتباهی یاد گرفتیم. درس اول موفقیت یعنی نترسیدن از شکست. موفق ترین باشید.
فاطمه
شنبه 25 فروردین 1397 11:34 ب.ظ
سلام استاد امیدوارم حالتون خوب باشه
استاد تو این مدت باقی مونده تا کنکور چکار کنیم استرسمون رو کنترل کنیم؟
ترس استرس دلهره و نگرانی این روزای منو داره خراب میکنه
میدونم که هیچ اتفاق مثبتی واسم بوجود نمیاره اما نمیدونم چجوری خودمو کنترل کنم
این حالت باهام کاری کرده که فکر میکنم اگه قبول نشم خیلی شرمنده ی پدر مادرم میشم
بنده خداها هیچ فشاری نذاشتن روم اما بخاطره تمام حمایتاشون بخاطره تمام هزینه هایی که واسم کردن تو اوج وضع نابسامان مالیمون بخاطره تمام رسیدگی هاشون در طول روز
همون یه لیوان چای عصرم که مادرم واسم میاره و بهم میگه تو بشین بخون هرچی خواستی بهم بگو میارم
همه اینا منو شرمندشون میکنه اگه قبول نشم
یه مشاور هم که فقط ازم پول گرفت کلی باعث شرمندگیم شد و الان مدتیه که تنهایی دارم این مسیرو طی میکنم
ولی در کل حال روحیم دو روزه که خوب نیست
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. ممنونم از لطف شما. من معتقدم طرز تفکرتان غلط است که باعث شده برای خودتان فضایی را ایجاد کنید که توهمی بیش نیست. یعنی چه طرز تفکرتان غلط است؟ اجازه می خواهم روی خط به خط صحبت هایتان، در مورد طرز تفکر غلط صحبت کنم تا متوجه شوید حتی کلماتی که یک انسان به کار می برد چقدر روی حال خوب یا بدش اثر دارد.
1. « تو این مدت باقی مونده تا کنکور چکار کنیم استرسمون رو کنترل کنیم؟» وقتی این جمله را به کار می برید یعنی نمی شود استرس نداشت و شما به عنوان یک طرز تفکر غلط پذیرفته اید که داشتن استرس امری طبیعی است و هرکسی در نزدیکی امتحان یا کنکور باید استرس داشته باشد اما آیا می دانید که استرس داشتن در طول دوره تکامل از حیوانات به انسان رسیده است و از همه زیباتر آیا می دانستید که روش استرس گرفتن ما با تمام حیوانات شباهت های زیادی دارد؟ استرس به مرحله فکر که مربوط به انسان می شود دست نمی یابد و توسط رده های پایین مغز تولید می شود. شما وقتی استرس می گیرید هیچ منطقی ندارید حتی یک فکر درست هم ندارید همه چیز عادت برنامه ریزی شده است که با یک سری تصاویر از بدترین اتفاقاتی که ممکن است رخ دهد در ذهنتان می سازید که هورمون هایی در بدن تان ترشح می شود که به آن استرس می گوییم. استرس می تواند نباشد اگر ما منطق داشته باشیم و فکر کنیم واقعا اگر نشود چه رخ داده است؟ چرا شکست را تلخ می دانید در حالیکه بدون شکست خوردن نمی توانید فرد موفقی باشید؟ چرا فکر می کنید اگر کسی در کنکور شکست بخورد شرمنده است؟ خنگ است یا تنبلی کرده است؟
شکست مقدس ترین اتفاق زندگی هر انسان موفقی است. موفقیت شاید را برای چند روز باعث خوشحالی تان شود اما چیزی به شما اضافه نمی کند و این شکست است که به گنجینه تجریبات و مقاومت کردن هایتان می افزاید. این طرز تفکر غلطی است که در مورد شکست دارید.
در نقشه های یادگیری کلبه مشاوره که در منوی بالای سایت است حسابی در مورد شکست و ترس از شکست صحبت کرده ایم همه را بخوانید. باید طرز تفکرتان را همین حالا تغییر دهید. یادتان نرود ما تربیت نشده ایم. من عکس مغز را در بالای سایت گذاشته ام تا از این به بعد کلبه مشاوره به شما یاداوری کند باید مغزتان را تربیت کنید. اشتباهی تربیت شدیم برای موفقیت تربیت نشده ایم و باید اصلاح شویم.
2. «فکر میکنم اگه قبول نشم خیلی شرمنده ی پدر مادرم میشم» بزرگترین طرز تفکر اشتباه در بین کنکوری ها همین است. خیلی فکر می کنند وظیفه شان کسب رتبه خوب در کنکور است در غیر اینصورت شرمنده می شوند. آیا پدر و مادرتان راضی هستند شما رتبه یک شوید و چند سال بعد آن ها را به خانه سالمندان بسپارید؟ کدام یک شرمندگی است؟ شکست خوردن در راه رسیدن به هدف شرمندگی است یا بی احترامی به پدر و مادر؟ وظیفه شما در خانواده چیست؟ آیا وظیفه تان درس خواندن و کسب رتبه قبولی و شکست نخوردن است؟
وای به حال کسی که شکست خوردن را عامل شرمندگی بداند زیرا شکست حوردن بسیار مقدس است. هیچ انسانی موفق نمی شود مگر آنکه ظرفیت شکست خوردن داشته باشد. انسان حق دارد شکست بخورد، حق دارد از نو شروع کند حق دارد زمین بخورد و حق دارد بارها برای هدفش تلاش کند. این ها شرمندگی نیست. شرمندگی یعنی بی احترامی به پدر و مادر و به جا نیاوردن حق شان. من اگر در راه رسیدن به هدفم زمین می خورم باعث افتخار است زیرا انسان هدفمندی که برای رسیدن به هدفش تلاش می کند ممکن است زمین بخورد وگرنه انسان یکجا نشین بی هدف که اصلا زمین نمی خورد.
شرمنده کسی است که می گوید من تمام هدفم فلان رشته است و وقتی قبول نشد بلافاصله در رشته دیگری درس بخواند و انگار نه انگار هدفی داشته است. شرمنده کسی است که می توانسته درس بخواند و درس نخواند است. تازه این ها شرمنده پدر و مادر نیستند اینان شرمنده خودشان باید باشند.
3. «همون یه لیوان چای عصرم که مادرم واسم میاره و بهم میگه تو بشین بخون هرچی خواستی بهم بگو میارم همه اینا منو شرمندشون میکنه اگه قبول نشم». میگن پاسخ محبت باید از جنس محبت باشد. محبت مادرانه را با محبت فرزدانه پاسخ می دهند نه با رتبه کنکور. دوست عزیزی که فکر می کنی اگر رتبه یک کنکور شدی زحمت پدر و مادر یا گوشه ای یا ذره ای از زحماتشون رو جبران کردی. این طرز تفکر اشتباه است. رتبه کنکور هیچ ربطی به زحمت آن ها ندارد. محبت مادرانه را به محبت فرزدانه پاسخ دهید. اگر می خواهید محبت شان را پاسخ دهید دستانشان را ببوسید. چند نفر از شما دست پدر و مادرش را بوسیده؟ رتبه کنکور و رشته دانشگاهی که اینده خودتان است به کسی لطفی نمی کنید که درس خوانده اید و رشته ای را قبول شده اید.
چند نفر از شما جلوی پای پدر و مادرش بلند شده و سلام کرده؟ محبت این چیزهاست نه اینکه درس بخوانید و قبول شوید و تازه منت هم سر پدر و مادر بگذارید که جواب محبت هایشان را داده اید؟
طرز تفکر غلطی در بین کنکوری ها موج می زند. فرهنگ اشتباه. یک باری من شروع به پرسیدن این سوال از شاگردانم کردم که «وظیفه شما در خانواده تان چیست؟» در کمال تعجب همه شان می گفتند: «درس خواندن، قبول شدن در دانشگاه
این طرز تفکر غلط است که بعدا به آن ها ثابت کردم وظیفه شان در قبال پدر و مادرشان این نیست. شما پاسخ این سوال را چه می دهید؟ تا کی با فرهنگ غلط زندگی کنیم؟ همه مثل هم فقط تکرار و تقلید کنیم.
خیلی از پدر و مادرها هم اشتباه می کنند و می گویند تو فقط درست را بخوان یا وظیفه تو فقط درس خواندن است یا نمی خواهد کاری کنی تو فقط درس بخوان. این ها اصلا فرهنگ درستی نیست. آیا دانش آموزان کشورهای دیگر هم به فکر موفقیت هستند تا خانواده شان را خوشحال کنند؟ موفقیت که برای خودتان است شما رتبه یک کنکور هم شوید کاری برای پدر و مادرت نکردی. حتی ذره ای هم از محبت های آن ها جبران نشده.
محبت یعنی وقت پیری زیر پر و پالشان را بگیری حتی اگر رتبه آخر کنکور شدی. محبت یعنی جلوی پای پدرت بایستی حتی اگر هیچوقت رنگ دانشگاه را ندیدی. محبت یعنی یک بار هم که شده لباس پدرت را اتو بزنی محبت یعنی نگذاری مادرت بار سنگین بلند کند وگرنه رتبه کنکور هیچ ربطی به محبت ندارد.
همه چیز را قاطی کرده ایم. درس می خوانیم برای خودمان و منت محبتش را بر دیگران داریم. اگر شکست بخوریم شرمنده ایم اما اگر رشته ای را که دوست نداریم تا درجه دکتری می خوانیم هیچ شرمنده عمر تلف شده مان نیستیم. اگر بارها برای هدفمان تلاش کنیم عمرمان هدر می رود اما ساعت ها فیلم دیدن های بی ارزش اسمش تفریح است. شکست خوردن را زشت می دانیم اما ساعت ها چت کردن در شبکه اجتماعی درباره رنگ لباس فلان بازیگر اسمش بحث و گفت و گوست.
منتظرید به شما بگویم چکار کنید استرس تان خوب است؟ درست فکر کنید. همین بگذارید انسان بودنتان مشخص شود. یادتان نرود استرس کاری است که بین همه موجودات وجود دارد. فکر کنید به حرف هایم. طرز تفکر درست مساوی با تمام شدن استرس است. موفق ترین باشید.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.