کلبه مشاوره رضا جدیدی مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور - اجرا نشدن برنامه درسی + دلیل + یک روش تکنیکی

مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور


راه های ارتباطی با رضا جدیدی: شماره تلفن ثابت: 34774341-086 شماره تلفن همراه: 09189580918

اجرا نشدن برنامه درسی + دلیل + یک روش تکنیکی

وقتی برنامه درسی کنکورم را اجرا نمی کنم  و آن ها را کنار می گذارم و به موضوع دیگری مانند شبکه های اجتماعی، یا تماشای فیلم مشغول می شوم، ذهنم راحت می شود اما اگر سراغ کتاب هایم بیایم، احساس درد کوچکی در قلبم دارم و فکرم درگیر می شود. نوع فکر هایی که در سر دارم، مربوط به آینده است. انگار در این افکار مشغول پیش بینی کردن اتفاقات بد هستم و از رویارویی با روزی خاص می ترسم. 
امسال کنکور دارم، دست خودم نیست، بیشتر روزها به محض بیدار شدن، یاد روزهای بعد از کنکور می افتم و نتیجه ای که ممکن است خراب شده باشد. تمام اتفاقات را بررسی می کنم و هرچه به خودم دلداری می دهم باز هم فایده ندارد. یک تفکر آزاردهنده و ترس از روزی که در آینده پیش رویم قرار می گیرد و باید در برابر اتفاقی ناگوار بایستم. از واکنش های دیگران می ترسم. به نوعی احساس تنهایی می کنم و حس می کنم اگر اعتماد اطرافیانم را به خاطر نتیجه کنکور از دست بدهم چقدر اوضاع بد می شود.
یک کنکوری هستم، همیشه سعی کرده ام تا اطرافیانم، نظر مثبتی روی من داشته  و حس شان خوب باشد. آن ها برایم خیلی امکانات فراهم کرده اند و امتیازهای زیادی به من داده اند. از اینکه بعضی از روزها را درس نخوانده ام اما به آن ها گفته ام که درس خوانده ام و از روزی که نتایج اعلام شود و آن چیزی که می خواستم، در کارنامه کنکورم مشاهده نکنم بسیار وحشت دارم. نظر دیگران در موردم عوض می شود، رفتارشان تغییر می کند و حتی شاید مرا طرد کنند.
خیلی سخت است، هم کنکور داشته باشی و هم برنامه درسی و کنکوری ات را نتوانی اجرا کنی، افکار منفی از هر گوشه ای حمله می کند و تو احساس تنهایی می کنی، احساس می کنی این حرف هایت را به هیچ کسی نمی توانی بزنی و باید خودت مشکلت را حل کنی. کنکور اولین برخورد من با زندگی است. دوست دارم در اولین برخوردم، سربلند باشم و حس خوبی به پدر ومادرم بدهم، دوست دارم آن ها را شاد کنم و خستگی را از تنشان در بیاورم. راستش را بخواهید، بدمم نمی آید که کمی بخاطر داشتن من و موفقیت هایم جلوی دیگران  کلاس بگذارند و افتخار کنند.
هر وقت می خواهم درس بخوانم و تا کتاب های درسی ام را جلویم می گذارم که شروع کنم، یاد روز ترسناکی در آینده که قرار است با آن رو به رو شوم و از واکنش هایی که در آن روز می بینم بسیار می ترسم. انگار تمام انرژی ام را می گیرد و فقط دنبال راه حلی هستم که یادم برود آن روز ترسناک را در پیش رو دارم. بعضی وقت ها به این فکر می کنم که روز اعلام نتایج کاش زودتر فرا می رسید و من این سختی ها را تحمل نمی کردم. کاش می فهیدم چه بلایی قرار است سرم بیاید تا راحت شوم دیگر طاقت ندارم به آن روز فکر کنم. از بس برنامه ام را کنار گذاشته ام و ترس آن روز را تجسم می کنم، قلبم درد می گیرد.
اگر الان به کسی بگویم که نمی توانم درس بخوانم چون افکار ترسناکی در سرم دارم، همه می گویند تو بهانه می آوری که درس نخوانی، اگر خسته شدی و نمی خواهی پای حرفت بمانی و برای کنکوری خواندن می خواهی چند بهانه جور کنی، لازم نیست خودت را به مریضی بزنی. کافی است بگویی که کم آوردی. ولی من واقعا می ترسم از روزی که در آینده ممکن است رخ دهد. هر وقت به آن روز فکر می کنم خوابم به هم می ریزد ساعت ها پشت میز می نشینم و نمی توانم برنامه ام را اجرا کنم. با تمام وجودم می خواهم درس بخوانم ولی این افکار ترسناک مرا راحت نمی گذارد.
مطمین هستم برای همه مان این اتفاق رخ داده است. خیلی دردناک و سخت است، تحمل یک درد و احساس سوزش در قلب و ترسی عمیق از روزی که نمی دانیم قرار است چه رخ دهد. انسان ها همیشه از چیزهایی که نیامده و ندیده اند، واهمه دارند زیرا ذهنشان بدترین رویدادها را تنظیم می کند. 
چرا ما از جن ها می ترسیم؟ چون هیچ تصوری از آن نداریم، خیلی ها می گویند جن قد بلند است، موهای بلندی دارد و پاهایش، سُم دارد. مردم سعی می کنند تصویری از جن ارایه دهند تا مغز بداند دقیقا چیست و اینطوری، ترسشان کمتر می شود. چرا ما از یک روز خاص مثل روز کنکور یا روز اعلام نتایج کنکور می ترسیم؟
بله، چون هیچ تصوری از آن روز و اتفاقات و واکنش های آن روز نداریم. خیلی علاقمند هستم تا برای تشریح این موضوع، از خاطره ای که یکی از کنکوری ها از سال اول دبیرستانش برایم تعریف کرده است، استفاده کنم برای همین، قبل از نوشتن این متن از ایشان اجازه گرفتم تا خاطره اش را در این متن به عنوان یک مثال بیاورم و ایشان نیز با روی باز، قبول کردند.
خب خاطره از چه قرار بود؟ من این خاطره را از زبان ایشان می نویسم: «سال اول دبیرستان بودم، آن موقع فکرم در درس نبود و فقط به فکر شیطنت کردن بودم.، دوران نوجوانی است و هر فکری به سرت می زند و گاهی حواست نیست که دیگران تجربه بیشتری نسبت به تو دارند. پدرم قرار بود به ماموریت 15 روزه برود و من چند دورغ به پدرم گفتم. با خودم می گفتم که هیچوقت متوجه نمی شود. ولی بدترین اتفاق زندگی ام در آن سال رخ داد. پدرم روز اول ماموریتش به تلفن خانه زنگ زد و به طور غیر مستقیم به من فهماند که زرنگ نیستی و من فهمیدم که دروغ گفتی و بعد هم خدافظی کرد. در آن تماس تلفنی هیچ رفتار بدی هم با من نداشت اما دقیقا از همان روز، فکرم درگیر شد. 
همش به این فکر می کردم که وقتی از ماموریت برگردد چه رفتاری با من می کند؟ حتی به این فکر می کردم که دروغ های دیگری بگویم و راه های دیگری را بررسی کنم. هرچیزی به ذهنم می رسید و می رفت. هر روز که از خواب بیدار می شدم، بی حوصله و کسل بودم و خودم را با تلویزیون سرگرم می کردم تا یادم برود مشکل چیست؟ البته من اهل درس خواندن نبودم که بگویم مثلا برنامه ام اجرا نمی شود خب اول دبیرستان هم بودم و زیاد هم جدی نمی گرفتم اما آن 15 روز بدترین عذاب برایم انتظار از روزی بود که ترسش را داشتم. پدرم برگشت، هیچ اتفاقی رخ نداد، حتی عذر خواهی هم نکردم و همه چیز فراموش شد. خاطره ای که برایم ماند فقط 15 روز ترس از روزی بود که با سلام شروع شد و با سوغاتی تمام.»
این خاطره، خیلی برای من جذاب بود، چون ماجرایی است که در زندگی هر کدام از ما به یک شکلی رخ می دهد. از کنکوری هایی که ترس از روز کنکور و اعلام نتایج کنکور دارند تا فردی که در زندگی شخصی اش نگران روزی است که دروغش یا مشکلش فاش شود. دقت کرده اید بعضی ها از روزی می ترسند که آبرویشان برود؟
دو نکته در تمام این مطالب مشترک است که لازم می دانم آن ها را مورد توجه قرار داده و از شما بخواهم به آن فکر کنید:
1. ما از روزی در آینده می ترسیم چون نمی دانیم در آن روز چه چیزی در انتظارمان است: وقتی یک داوطلب کنکور، برنامه درسی اش را نمی تواند اجرا کند و از روز کنکور می ترسد چون نمی داند روز کنکور چه رخ می دهد، حالش خوب است یا بد؟ حالت تهوع می گیرند یا نه؟ به سوالات خوب جواب می دهد یا بد؟ سوالات متناسب با سوادش است؟ وقت کم می آورد یا خیر؟ پاسخ نامه اش پاره می شود یا نه؟ مراقب جلسه کفش پاشنه بلند پوشیده یا نه؟ بغل دستی ها که در کنکور هستند زیاد و با سرعت تست می زنند یا کند و کم؟ و هزاران فکر دیگر...
2. ما از روزی در آینده می ترسیم چون چیزهایی برایمان ارزش دارد که می ترسیم آن ها را از دست بدهیم: اگر مثال های بالا را بخوانید، هر کدام به نوعی چیز مهمی داشتند که می ترسیدند آن را از دست بدهند. مثلا آن فردی که دروغ گفته بود و 15 روز به این فکر می کرد که نکند پدرش دیگر او را دوست نداشته باشد، یا می ترسید از برخورد بد پدرش و آبرویی که از او می رود. یا ترس از چیزهای دیگری که برایش ارزش والایی دارد.
وقتی یک کنکوری از روز اعلام نتایج می ترسد به این علت است که می ترسد جایگاهش را در خانواده و دوستان از دست بدهد، معلمش دیگر او را قبول نداشته باشد، می ترسد طرز تفکر دیگران عوض شود و او را فردی نالایق بدانند. می ترسد، به او توجهی نشود و شرایط و امکانات در اختیارش قرار نگیرد. می ترسد اتفاق بدی برایش رخ دهد و در سرنوشتش اثر داشته باشد. او روزهایش جهنم می شود چون می ترسد، چیزهایی که برایش با ارزش است را از دست بدهد.
راه حل چیست؟ روشی که باید خودمان را درمان کنیم بسیار زیرکانه است و نیاز به توجه بالایی دارد. اجازه بدهید یک بار دیگر روند کلی این رفتار را بررسی کنیم: در تمام مثال هایی که زدیم یک روند مشابه وجود دارد و آن روند چنین است: یک برنامه وجود دارد که باید اجرا شود اما ترسی از آینده باعث می شود آن برنامه اجرا نشود پس فرد خودش را مشغول یک کاری می کند تا موضوع اصلی فراموش شود و آرامش بگیرید.
راه حل دقیقا خط آخر همین روند است. بله، آن کاری که ما برای فراموش کردن استرس و ترس و افکار آزار دهنده، انجامش می دهیم. خیلی ها در این طور شرایط، سراغ تلویزیون می روند، برخی هم سراغ کامپیوتر و گوشی و شبکه های اجتماعی، خیلی ها هم در این اوضاع می خوابند و برخی هم بیرون از خانه می روند مثل پارک و... . راه حل در همین روش های فرار گنجانده می شود. لازم است دقیقا سراغ این تفریحات نروید و به جای آن یک فعالیت سخت را انتخاب کنید.
کمی بیشتر توضیح می دهم. دوباره خودتان را در موقعیت اصلی قرار دهید و فرض کنید که ترس به سراغتان آمده و برنامه تان را اجرا نمی کنید ولی بجایش در شبکه های اجتماعی حضور دارید تا ترس تان فراموش شود و احساس ناامیدی نداشته باشید. راستش را بخواهید هیچ چیزی جذاب تر از تفریح برای ذات ما انسان ها نیست. مغز، علاقمند به مصرف کم انرژی است بنابراین نقطه ضعف تان را پیدا کرده است. می ترسید و درس نمی خوانید پس انرژی زیادی برای یادگرفتن مصرف نمی کنید و به جای آن تفریح می کنید. تفریحی که ظاهرا تفریح نیست و به علت فرار از ترس به سراغش آمده اید اما برای مغز، بهترین روش برای جلوگیری از مصرف انرژی است.
مغز همه ما از صرف انرژی زیاد بیزار است. طبیعت تنبل است، همه جهان طوری تنظیم شده تا کمترین انرژی مصرف شود. مغز ما هم جزئی از همین طبیعیت است. از او انتظار نداشته باشید که از شما بخواهد که تلاش کنید چون او طوری برنامه ریزی شده که اتفاقا شما تنبلی کنید. ترس به اضافه انجام ندادن برنامه ها، یک روش عالی برای مغز است تا شما را از درس خواندن بیندازد. پس چکار کنیم؟ 
هر وقت ترسیدید و برنامه تان اجرا نشد، بایستی فعالیتی سخت تر از برنامه را انجام دهید مثلا نظافت کامل خانه یا اتاق تان، دویدن در پارک، کوه نوردی. هر کاری که برای شما سخت تر از درس خواندن باشد. این کار را هم حتما باید انجام دهید چون مغز ما باید تربیت شود و به این نتیجه برسد که اگر بخواهد با ترساندن ما باعث شود که برنامه را اجرا نکنیم پس کار سخت تری پیش روی ماست. وقتی مغز شرطی شود، مطمئن باشید تعداد دفعات ترسیدن هایتان به طرز عجیبی کم می شود. همین الان فهرستی از کارهایی که برایتان سخت تر از درس خواندن است رو بنویسید و در کشوی میزتان بگذارید تا به محض رخ دادن این حالت، آن ها را انجام دهید.
و اما داستان تکراری احساسات منفی مغز را باز هم باید برایتان تعریف کنم. می دانید این تکرار شیرین است چون ما باید هر روز به خودمان درباره عملکرد و مقاومت مغز صحبت کنیم. وقتی تمرین بالا را شروع می کنید، پس قصد تغییر دارید و وقتی تغییر در کار باشد مغز با شما مخالفت می کند. او تغییر را دوست ندارد.طبق مطالبی که در «چرا به برنامم نمی توانم عمل کنم؟» اشاره کردیم، هرگاه بخواهیم عادتی را تغییر بدهیم، مغزمان اولین و تنهاترین و جدی ترین مخالف مان است. مغز با تولید احساسات منفی، ما را از تغییر کردن ناامید می کند، او سعی می کند به ما نشان دهد که تغییر امکان پذیر نیست یا برعکس گاهی هم می گوید امکان پذیر است و بعدا تغییر می کنیم و الان زود است. او از تغییر متنفر است. خواه مثبت باشد، خواه منفی، به هیچ وجه با تغییر کردن کنار نمی آید پس به احساسات منفی درونتان توجهی نکنید و ایمان داشته باشید که موفقیت در ترک این عادت مثل هر ترک عادت دیگری، شدنی و قابل انجام است. رفتارتان سال هاست با شما زندگی می کند اما با اجرای تمرین قطعا تغییر حاصل می شود.
در این مثال، وقتی تمرین را شروع می کنید ممکن است مغزتان بگوید: «نه، این راهش نیست، یعنی چی؟ بلند شوی و بدوی و خودت را خسته کنی چون از چیزی در آینده می ترسی؟ به فکر یک راه حل اساسی باش مگر با تمیز کردن خانه و اتاق هم می شود ترس از آینده را برطرف کرد؟ تو از نظر شخصیتی کاملا ترسو هستی و اگر کل کره زمین را هم بدوی بازهم می ترسی، تو باید به موضوع ترسهایت فکر کنی نه اینکه بخواهی بدوی و... » مطمین باشید ده ها نوع مخالفت را از او شاهد خواهید بود. او قصد دارد قانع شوید که تغییر کردن کمکی به شما نمی کند. یادتان باشد این تمرین بر اساس راز وابستگی به ترس ها است پس اگر اجرایش کنید، کم کم اثراتش را می بینید. به احساسات منفی درونی تان اهمیت ندهید این احساسات آخرین دست و پا زدن های مغز برای جلوگیری از تغییر است.


مریم
سه شنبه 22 بهمن 1398 10:06 ق.ظ
سلام آقای جدیدی خسته نباشین . من یه مشکل دارم اونم اینکه دائم برنامه ام رو تغییر میدم . یا حین اجرای برنامه یک ایده یا فکر به ذهنم میرسه و من رو مشغول میکنه . مثل اینکه اگه جور دیگه ای برنامه بریزم یا فلان روش رو تو برنامه ام به کار بگیرم بهتره. خلاصه اش اینکه احساس میکنم برنامه ریزی نه تنها باعث عملگراییم نمیشه که برعکس باعث میشه کمتر درس بخونم . چون دائم یادداشت میکنم که چقدر خوندم و چقدر دیگ زمان دارم . راستش اصلا دیگه از برنامه ریختن خسته شدم . دلم میخاد ساعت و دفتر برنامه ریزی رو گم و گور کنم و فقط با تمام وجودم درس بخونم . واقعا اهمیتی داره که چقدر و چه درسی رو امروز خوندم در حالی که همه تواناییم رو گذاشته باشم ؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. برنامه ریزی که هر روز تغییر کند اسمش برنامه ریزی نیست. بنابراین شما از برنامه ریزی خسته نیستید بلکه به دلیل کمالگرایی و وسواس دقت کنید به دلیل هر دوی این عوامل به جای آنکه درس بخوانید به دنبال چیدمان برنامه هستید.
برنامه ریزی نباید هر روز تغییر کند وقتی هر روز تغییر کند دیگر اسمش برنامه ریزی نیست. بنابراین بهتر است یک برنامه داشته باشید و پایبند به آن باشید و هرگونه تفکر مبنی بر اینکه بهتر هم می شود برنامه ریزی کرد را دور بریزید چون این تفکرات ناشی از کمالگرایی و وسواس است و دقیقا نقطه ضعف شما برای خسته شدن از درس خواندن می باشد. موفق ترین باشید.
امین
سه شنبه 29 مرداد 1398 11:45 ب.ظ
سلام استاد
من به تازگی شروع به مطالعه برای کنکور 1401 کردم توی یه فایل ورد تمام منابع تستی ای که هر سال میخوام بخونم رو با وسواس و تحقیق زیاد ترتیب سختی کتاب ها از آسون به سخت هرسال مشخص کردم ، روش مطالعه هر درس رو طبق تجربیات خودم نوشتم(نحوه تست زنی-مرور-ترتیب مطالعه کتاب هاو...)بعد یه برنامه بلندمدت نوشتم که مثلا میگه از ماه فلان تا فلان زیستو بخونم و... و یه برنامه کوتاه مدت که روز به روز و ساعت به ساعت میگه چه مبحثی رو بخونم ولی وقتی شروع به اجرای برنامه میکنم اون حس اضطرار رو ندارم و به همین دلیل همش از برنامه عقب میوفتم وهمش بین روز وسواس فکری زیادی دارم که این منبع تستی که الان دارم میخونم کافی هست یا ناقصه و باید از فلان انتشارات دیگه هم این درسو بگیرم و همین طبقه بندی ذهنیمو میریزه به هم. خیلی مقالات مشاوره ای درباره مسائل مرور تست زنی روش مطالعه و... خوندم هرکسی یه چیزی گفته در هر موضوع به نظرتون چیکار باید بکنم؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. آنچه از این توضیح شما می شود پیش بینی کرد این است که دو وسواس پیدا کرده اید:
1. وسواس انتخاب منابع: آنطور که شما در مورد منابع کنکور حساس شده اید بایستی بدانید اینطور نیست. اصولا منابع تا 70 درصد مشابه هستند و اصلا نیازی به این همه وسواس نیست. متاسفانه شما شاید به دلیل اینکه خیلی اینور و آنطرف مطلب خوانده اید دچار این وسواس منابع شده اید در حالیکه خیلی خیلی زیاد روی منابع حساب باز کرده اید و اصلا آن چیزی که در ذهن شما می گذرد با واقعیت مطابقت ندارد.
2. وسواس زمان و روز: اصولا وقتی به ساعت حساس شوید از اجرا برنامه دور می مانید. ساعت قابل مهار نیست. دیر یا زود هرکسی برنامه ریزی ساعتی اجرا کند متوقف می شود. مگر می شود کسی در طولانی مدت با ساعت کار کند؟
شما انسان هستید نه آدم آهنی. پس نمی شود به صورت کد نویسی شده برنامه بریزید. ان شالله این دو طرز تفکر را تغییر بدهید به زودی به عملگرایی می رسید. موفق ترین باشید.
شنبه 9 تیر 1397 09:05 ب.ظ
سلام آقای جدیدی
سطح سوالات کنکورتجربی امسال چطور بود؟ از دید خودتون چون یکی گفته زیست آسون بود! ریاضی سخت!!!! درصورتیکه ریاضی واقعا آبکی بود و زیست نسبت به پارسال سخت!
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. از نظر بنده سوالات کنکور واقعا ساده بود و این کنکور هیچ نکته خاصی برای صحبت کردن در موردش وجود نداشت. معتقدم سخت ترین کنکور کشور تا به امروز سال 93 بود و قبل و بعد از آن هیچ کنکوری سخت نبوده است.
کنکور 97 هیچ جذابیتی نداشت کنکور باید سخت باشد این جمله را فقط کسانی متوجه می شوند که حرفه ای درس خوانده اند. وقتی کنکور آسان باشد آن هایی که خوب درس خوانده اند درصدهای بالایی می زنند ولی کسانی هم که متوسط یا ضعیف بوده اند به درصدهای خوبی می رسند.
این موضوع برای هر دو طرف ضرر است چرا؟
اولا اگر کسی درسش خوب بوده در دبیرستان و معدل خوبی داشته و بعد در کنکور هم خوب برنامه را اجرا کرده و مرور و تست زیادی داشته وقتی کنکور اسان شود مسلم است که درصدهایش خوب می شود اما چون اکثر کسانی که قرار بود با آن ها رقابت کند نیز به علت اسانی کنکور خوب تست می زنند پس رتبه گرفتن برایش مشکل تر می شود.
دوما کسانی که معدل پایین دارند و امیدشان به این است که با درصدهای کنکور جبران کنند وقتی کنکور اسان شود دیگر برگ برنده شان را از دست می دهند. به هرحال آسان شدن کنکور به ضرر همه کنکوری هاست. این نکته ای است که کمی باید پیچیده است.
به هرحال کنکور 97 کنکور آسان و بدون هیچ پیچ و تابی بود. امیدوارم کنکور به روال سخت و نفس گیر خود برگردد. موفق ترین باشید.
زهرا
جمعه 8 تیر 1397 12:40 ب.ظ
سلام استاد سوالای زیست و شیمی آسون تر از پارسال بود و ادبیات و عربی هم خوب بود اما دینی بنظرم سخت شده بود تقریبا البته سوال خیلی آسون هم داشت اما جمعا سخت شده بود از همه بهتر سوالای زیست بود که خیلی خوب بود ریاضی و فیزیکم که کلا برای من سخته
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. بله کنکور که آسان شود متاسفانه شرایط سخت تر می شود. زیرا با سبک شدن کنکور میانگین درصدهای کل داوطلبان افزایش پیدا می کند و ارزش درصدها کم می شود. ای کاش کنکور سخت بود. ان شالله در یک مطلب جداگانه در این خصوص صحبت می کنم که چرا باید کنکور سخت باشد؟ ان شالله همه انسان های زحمت کش جسور به هدفشان برسند. موفق ترین باشید.
محدثه
پنجشنبه 7 تیر 1397 06:34 ب.ظ
حق با شماست من آدم قوی نیستم شاید این نقطه ضعف منه ولی واقعا حرفای دیگران و اینکه بگن فلانی تونست فلانی سال اول قبول شد تو از اولم باید میرفتی یه رشته ای میخوندی کار هرکسی نیست پزشکی قبول شدن و....مخصوصا اگه از ادمای مهم زندگیت بشنوی بیشتر اذیت کنندس اینا واقعا زندگی رو واسم سخت کرده اونا واسم هزینه کردن و درقبال هزینه شون ازم میخوان که پزشکی قبول شم حق دارن ولی منم همه تلاشمو کردم اما بازم به زمان نیاز داشتم اصلا نمیتونم تحمل کنم این وضع رو اینا بحث یکی دو روز نیست بحث هر روزه بحث همیشه س این طعنه ها تمومی نداره و حالا اگه بخوام بازم بمونم که واویلاس نمیدونم درکم میکنید یا نه استاد... خیلی منو ببخشید که انقدر وقتتون رو میگیرم آقای جدیدی...من میتونم دانشجوی پیام نور شهر دیگه ای بشم یا خیر باید حتما بومی بود
پاسخ رضا جدیدی :
خواهش می کنم. ما همیشه تابع چیزهایی هستیم که یاد گرفتیم، شما هم الان بر اساس آموخته هاتون در مورد شکست و پیروزی و موفقیت و توقع و وظیفه در خانواده به حال و روزتون نگاه می کنید و فقط این سوال پیش می آید که آیا این تعاریف در ذهن تون درست شکل گرفته است یا خیر؟
انتخاب رشته دانشگاه پیام نور طبق قانون انتخاب رشته سال 1396 که آخرین قانون اعلامی تا به این لحظه است بصورت بومی ناحیه ای می باشد یعنی شما می توانید در شهر یا استان یا حداکثر در ناحیه ای که استانتان در آن قرار دارد انتخاب رشته کنید و نمی توانید از نواحی دیگر کشور گزینش داشته باشید. موفق ترین باشید.
شکوفه
پنجشنبه 7 تیر 1397 03:21 ب.ظ
واقعا صحبت کردن با شما به ما کنکوریا بی نهایت ارامش میده
نمیدونم چطوری میتونم ازتون تشکر کنم بابت این همه صبوری و جواب دادن به تک تک ماها اونم با مسائل و دغدغه های متفاوت
نمیدونم چطوری میتونم ازتون تشکر کنم که این همه اطلاعات و راهکار های عالی رو تو سایتتون قرار میدید اینکارو هیچ مشاوری انجام نمیده
اما امروز یچیزی رو خوب متوجه شدم
اگر همه مخاطبین کلبه مشاوره به خودشون برگردن و مشغول تربیت کردن خودشون بشن و توی کلاس بالای شخصیتی قرار بگیرن شما اثرتون رو روی کل دنیا گذاشتید
و قطعا یکی از این مخاطبین خودم هستم
از خداوند بهترین هارو میخوام واستون
من دلم میخواد به شما یه هدیه بدم
ممکنه خیلی واستون تکراری باشه و به دفعات راجبش خونده و یا شنیده باشین
اما بنطر من خیلی ارامش بخش هست
کتاب صوتی تفکر بهتر زندگی بهتر از جول اوستین
امیدوارم وقت داشته باشید گوش بدید
ببخشید اگر این هدیه تکراری هست واستون اما این کتاب واسم ارزشمند هست و برای شما که ارزش زیادی واستون قائل هستم انتخابش کردم.امیدوارم مفید و موثر واقع بشه واستون
پاسخ رضا جدیدی :
بسیار سپاسگزارم از لطف تون و ممنونم از هدیه تون حتما این کار را در اولین فرصت (ان شالله برای مهرماه چون تابستان برای من پر ترافیک ترین ماه های سال از نظر ساختن جزوات کنکور و خلاصه های حرفه ای بر مبنای آخرین تغییرات کنکور برای استفاده دانش آموزانی که مشاورشان هستم برای کنکور سال بعد است) خواهم کرد و با وجود اینکه قبلا این کتاب را خوانده ام اما به صورت صوتی نیز تهیه می کنم و گوش می دهم. موفق ترین باشید.
محدثه
پنجشنبه 7 تیر 1397 01:22 ب.ظ
سلام آقای جدیدی من حدس میزنم که امسال پزشکی قبول نشم از طرفی هم فشار اطرافیان مانع این میشه که بمونم پشت کنکور درنتیجه میخوام برم دانشگاه پیام نور یه شهر دیگه و همزمان برای کنکور هم درس بخونم آیا امکانش هست ...پیرا پزشکی قبول میشم اما اگه این رشته هارو برم زمان کافی برای درس خوندن برای کنکور ندارم نظر شما چی هست اینم بگم که فشار زیادی از سمت اطرافیان بهم وارد میشه دلیلم برای رفتن به شهر دیگه اینه که آرامش ذهنی داشته باشم ...
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. حتما پاسخی که به نفر قبلی داده ام را مطالعه کنید. قطعا برای شما مفید است. اما برای شما:
1. فعلا قرار است بهترین خودتان در روز جلسه باشید و این افکار را می شود از فردای کنکور هم داشت. مهم این است که من در کنکور بهترین خودم را ارایه دهم و هرچه بلد هستم را روی کاغذ منتقل کنم.
2. رشته پزشکی سبک نیست که کسی انتظار داشته باشد با یک یا دو سال درس خواندن به آن برسد بارها گفته ام آنقدر این رشته بزرگ هست که ارزش این را دارد سال ها برای بدست آوردنش تلاش کرد البته اگر کسی تلاش کند نه اینکه احساسی پشت کنکور بماند. دانشگاه رفتن و سر هر کلاسی نشستن در این دوره زمانه هنر نیست. بهترین رشته ها بدون کنکور شده اند پس همیشه می شود به دانشگاه رفت و من معتقدم اگر کسی حساب و کتاب و برنامه ریزی دقیقی دارد هرگز لگد به بخت خودش نزند.
3. مذاکره خیلی مهم است. من اگر منطق و برنامه داشته باشم و اشتباهات قبل خودم را بدانم و با منطق در مورد پایه درسی و شرایط کنکور با خانواده ام صحبت کنم قطعا می توانم برای کنکور مجدد آن ها را قانع کنم. ولی معمولا کسانی که می خواهند پشت کنکور بمانند یا احساسی صحبت می کنند یا هیچ برنامه متفاوتی نسبت به قبل ندارند حتی هیچ لیستی از اشکالات نیز ندارند. این باعث می شود که هرکسی جبهه بگیرد.
4. شما می توانید به دانشگاه بروید فقط نباید روزانه قبول شوید که اگر قبول شوید سال بعدش می توانید کنکور بدهید اما روزانه نمی توانید بزنید. تازه باید انصراف قطعی هم بدهید. همه این ها به این معناست که هر رشته ای می خواهید بروید فقط روزانه نباشد. معنای روزانه یعنی اینکه بابت آن رشته به دانشگاه شهریه پرداخت نکردن.
پس شما باید رشته ای را بخوانید که بابتش شهریه پرداخت کنید. البته من معتقدم این کار خیلی بی معناست چون اگر کسی رشته ای را دوست ندارد چرا باید خودش را وارد مرداب کند؟ چرا نباید زبانش به مذاکره باز شود و حرف هایش را بزند؟ اگر کسی پدر و مادرش را نتواند قانع کند چطور می خواهند در جامعه زندگی کند؟ موفق ترین باشید.
شکوفه
پنجشنبه 7 تیر 1397 01:21 ب.ظ
پس به خاطره مغزم هست که نمیتونم از درون به ارامش برسم. دیشب کلی با خودم حرف زدم کلی برگشتم به گذشته و خودمو بررسی کردم و فهمیدم من یسری ارزش ها واسم ارزشمند نبودن که مرتکب اشتباهاتی شدم و به دنبال اونا هم از کنکور غافل شدم و خودمو گم کرده بودم و هیچ چیزی نبود که واسم ارزش داشته باشه اما با خوندن یه کتاب خیلی چیزا فهمیدم و فهمیدم طرز فکر اشتباهی راجبه تلاش کردن دارم فهمیدم یسری چیزا رو اشتباه فهمیدم که باید درستشون کنم و باید این یکسال اشتباهی زندگی میکردم تا به درک و اگاهی امروزم برسم تا شخصیت واقعیم شکل بگیره
اما با وجود اینکه قلبا این حرفامو قبول داشتم اما یچیزی مانع ارامشم میشد و تحقیرم میکرد و منو میترسوند و باعث میشد دیگه اون حرفامو قبول نداشته باشم
هیچ کدوم از این اطرافیانم تو این یکسال کنار من نبودن و من باید خودم اون یکسال رو میگذروندم تا به امروز برسم ولی الان مغز من از واکنش همون افراد میترسونم
پاسخ رضا جدیدی :
بله، قرار نیست کسی برای رسیدن هدفتان شما را حمایت کند. این توقع اشتباهی است که انتظار داشته باشیم پدر و مادر کنار ما باشند تا به هدفمان برسیم. این زندگی شخصی ماست. تازه باید منتظر این باشیم که دایما بقیه به ما فشار بیاورند که نخون و نمیشه و برو یه رشته دیگه.
ببینید طبیعت با حرکت همیشه مخالفت می کند، شما وقتی حرکت کنید نیروی مقاومت از رو به رو به شما فشار می آورد پدر و مادر و خواهر و برادر هم قسمتی از طبیعت هستند پس ذات شان می گوید باید مخالف باشند.
من انتظار ندارم مادرم کنارم باشد تا به موفقیت برسم، این نشانه ضعف من است. من منتظر نیستم که کسی مرا تایید کند و بگوید آفرین تو می توانی تا باور کنم می توانم. من شکست هایم را گردن شخص دیگری نمی اندازم. پای اشتباهاتم می ایستم چون انسانم، باید اشتباه کنم شکست بخورم راه را غلط بروم تا بالاخره به موفقیت برسم.
قرار نیست همیشه با موفقیت زندگی کنم قرار است هم شکست را دوست بدارم هم موفقیت را. من یا برنده می شوم یا از کنکور یاد می گیرم و فردی قوی تر می شوم. برای ساختن موفقیت هایتان منتظر حمایت نباشید اتفاقا برعکس منتظر موج عظیمی از نمی شودها و نمی توانی ها و دیر شده است و از تو باهوش تر زیاد است و... باشید.
در هیچ کجای جهان دختران و پسران بعد از سن 17 سالگی از پدر و مادر خود حتی اندازه سر سوزن توقع ندارند و اصلا به خودشان اجازه نمی دهند که از کسی توقع داشته باشند. آنها روی پای خود می ایستند و تازه همیشه در برابر موج مخالفت ها نیز با دست خالی مبارزه می کنند.
من معتقدم انسان باید به کلاس بالای شخصیتی برسد. یعنی چه؟ به طور مثال، خیلی ها بعد از کنکور که می ایند می گویند: «استرس داشتم و نشد جواب بدهم، فکرم درگیر بود و نشد به نتیجه برسم، همش فکرم به بیرون بود، سر جلسه به این فکر می کردم که اگر نشود و نتوانم چه می شود؟» و...
این ها نشانه بی کلاسی است. یعنی فرد هیچ دوره تربیتی را روی خودش کار نکرده است. هنر نیست من از سر جلسه بیرون بیاییم و این حرف ها را بزنم. معتقدم اگر کسی آمد و گفت بخاطر کم سوادی و درست درس نخواندن در کنکور نتیجه نگرفتم و اصلا استرس برایم معنا نداشت آنوقت این شخص در کلاس بالای شخصیتی قرار گرفته است.
امکان ندارد این فرد به هدفش نرسد چون خیلی عمیق روی شخصیتش کار شده است و او باورهای درستی از خودش دارد. فردا بی کلاس نباشیم. این یک قانون است. موفق ترین باشید.
شکوفه
پنجشنبه 7 تیر 1397 10:02 ق.ظ
سلام اقای جدیدی من فردا کنکور دارم اما نتیجه رو خودم از الان میدونم چون خیلی کم خوندم تصمیم دارم شروع کنم واسه کنکور 98 بخونم اما یه مشکلی دارم
من از بچگی ترس از تحقیر شدن داشتم میترسیدم حقیقت رو بگم و تحقیر بشم الانم همینطورم از بچگی تا الان این ترس همراهمه و بخاطره این ترس همیشه یا همه ی حقیقت رو نمیگفتم یا دروغ میگفتم
الان از چیزی که میترسم اینه که فردا که برگشتم خونه نمیدونم چی باید بگم که تحقیر نشم نمیدونم با چه جملاتی به خانواده برسونم که میخوام واسه کنکور بعدی بخونم منتها نمیدونم اون جملات چی باشن که تحقیر نشم
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. به به چقدر خوب و دقیق خودتون رو می شناسید. من چقدر خرسندم که افرادی که پیام می گذارند به درجه ای از خودشناسی رسیده اند و از واژه های دقیق علمی استفاده می کنند. آفرین بر شما که اینگونه دقیق خودتان را تشریح کردید.
جالب است بدانید که مغز خودتان اولین موجودی است که تحقیرتان می کند حتی اگر رتبه یک کنکور شوید. چگونه؟ مغز از موفقیت متنفر است پس دو راه برای جلوگیری از تلاش کردن هایتان پیش رو دارد: اول آنکه شما را بترساند و دوم اینکه تحقیرتان کند.
اگر قرار باشد به هدفی نرسید یا باید تحقیر شوید یا باید بترسید و حالا وقتی شما فرد قوی تری باشید مغز تصمیم می گیرد که هر دو را باهم به کار ببرد و همزمان بترسید و تحقیر شوید. الان هم مغزتان چنین واکنشی را برای شما شروع کرده است.
البته او به ظاهر شما را از واکنش خانواده و حرف هایی که قرار است بشنوید می ترساند چون نقطه ضعف روحی تان اینجاست. ترس از حرف مردم و واکنش آن ها و از دست رفتن جایگاه خانوادگی و عوض شدن نگاه ها و دیگر قبول نداشتن هایشان باعث بروز ترس می شود.
در واقع راستش را بخواهید بدترین حرفی که ممکن است بعد از کنکور بشنوید این است که تو لیاقت موفقیت نداشتی و آنچیزی که ما فکر می کردیم نبودی. این جمله بدترین واکنشی است که کسی می تواند به شما نشان دهد.
خب این بدترین جمله است، اما این جمله ترسناک نیست چون اطرافیان تصوری از موفقیت و پیروزی، میزان انگیزه ها، تلاش های درونی، میزان مشکلات و سختی ها، افکاری که سال ها توی ذهن تان بوده و آزارتان داده نسبت به شما ندارند.
چطور از واکنش کسانی می ترسید که خبری از حالتان ندارند؟ در ضمن هویت اصلی شما را مردم نمی سازند بلکه هویت موضوعی است که به درون تان بر می گردد. تمام مردم دنیا اگر مقابل شما قرار بگیرند تا اتفاقی در شما رخ دهد موفق نمی شوند مگر اینکه خودتان بخواهید.
کنکوری های قبل از شما نیز این ترس ها را داشته اند، بعد از شما هم این ترس ها را خواهند داشت زیرا داستان مغز و گول زدن هایشان ادامه دار است. من می گویم رتبه آخر کنکور شوید ولی کلاس بالایی از خودتان در مهار مغز نشان دهید آنگاه موفقیت را بدست می آورید ولی شما می توانید پزشک شوید و روی مغزتان مسلط نباشید و تبدیل به یکی از این پزشکان معمولی شهر شوید. همه چیز به کلاس بالای شخصیتی خودتان بر می گردد. مغز را در سیطره بگیرید. موفق ترین باشید.
سینا
چهارشنبه 6 تیر 1397 10:01 ب.ظ
سلام عرض میکنم خدمت شما استاد عزیز
بخش اسید وباز با بخش الکتروشیمی مرتبطه? سوال ترکیبی امکان داره بدن از این دوتا فصل ?
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. بله در حال حاضر که شاهد سوالات ترکیبی فرا درسی هم هستیم مثلا درس زیست و شیمی هم در حال ترکیب اطلاعات از هم هستند. قسمت اسید و باز و الکتروشیمی می توانند در زمینه واکنش های شان مشترک باشند.
یا مثلا بررسی سرعت واکنش های خوردگی و... همگی ترکیب اطلاعات فصل 4 و فصل 1 شیمی پیش است. این ها همگی قابل ترکیب شدن هستند. موفق ترین باشید.
زهرا
چهارشنبه 6 تیر 1397 07:53 ب.ظ
سلام آقای جدیدی خسته نباشید عذر میخوام که وقتتون رو میگیرم من همونم که چند روز پیش میخواستم سهمیه م رو ویرایش کنم و سهمیه ایثارگران رو لحاظ کنم و شما هم لطف کردید و صبورانه جواب سوالاتم رو دادید یکم پرسجو کردم راجب سهمیه ها و بعضیا گفتن ایثارگران بهتره بعضیا گفتن نه منطقه سه بیشتر تاثیر داره سردرگم شدم استاد میشه بگید کدوم سهمیه بیشتر میتونه کمکم کنه که همون رو لحاظ کنم ? و اینم بگم برام فقط مهم اینه که پزشکی قبول شم هرجایی باشه مهم نیست البته به جز زاهدان ...خیلی خیلی ازتون سپاس گذارم بابت اینکه وقت گرانبهاتون رو در اختیار ما قرار میدید
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. بله خیلی ها این استدلال را دارند ولی دلیلی برایش ارایه نمی دهند. به هر حال این را بدانید اگر قرار بودن این 5 درصد بهتر از سهمیه منطقه نباشد که دیگر اسمش سهمیه نبود. می گفتند همه آن هایی که بابایشان جبهه بود سهمیه منطقه 3 شوند اگر قرار بود سهمیه منطقه 3 بیشتر اثر بگذارد.
پس همین سهمیه 5 درصدی را بزنید که برایتان بهتر است موفق ترین باشید.
بهار
چهارشنبه 6 تیر 1397 05:06 ب.ظ
سلام اقای جدیدی من وقتی میخوام منظم باشم و همه کارامو در طول روز انجام بدم احساس خفگی میکنم و فکر میکنم طرز فکرم راجبه نظم و مرتب بودن و به موقع بودن اشتباه شکل گرفته از منظم بودن تصور ماشینی بودن دارم انگار که هیچ انعطاف و راحتی ای تو منظم بودن نمیبینم هیچوقت و یه فضای خشک واسم بوجود میاره برای همین دقیقه نودی هستم
ممکنه کمکم کنید؟ ممنون
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. آفرین چقدر زیبا از عبارت «طرز فکرم راجع به نظم و مرتب بودن و به موقع بودن اشتباه شکل گرفته» این خیلی خوب است و نشان می دهد که عمیق شده اید و حالا در یک کلاس بالای شخصیتی قرار گرفته اید.
در فدم اول به شما توصیه می کنم زمان و ساعت و نظم در خوابیدن و بیدار شدن را کنار بگذارید و بجای تمام این دغدغه ها فقط و فقط یک عادت را در خودتان شکل دهید که آن هم علمگرایی است. چگونه؟
خیلی راحت است کافی است این قانون را داشته باشید که هر وقتی از خواب بیدار شدید حتی اگر 3 عصر هم بود باز کار آن روز تا هرچقدر که می شود انجام دهید و نگویید چون دیر از خواب بیدار شدم و چون در زمان دلخواه و طبق برنامه ریزی از خواب بیدار نشدم پس امروز را درس نمی خوانم.
به هر قیمتی که شده کار آن روز را انجام دهید، حتی اگر احساس کردید کیفیت مطالعه تان کم است و از خواندن هایتان رضایت قلبی را ندارید.
یادتان باشد قصد شما در قدم اول این است که عملگرا شوید و فارغ از روز و زمان و ساعت کارتان را انجام دهید. فقط 20 روز مداوم وظیفه تان این باشد که هر وقت که بلند شدید و تحت هر شرایطی وظایف آن روز را اجرا کنید. اگر این 20 روز را اجرا کردید برگردید تا مرحله دوم را دریافت کنید. موفق ترین باشید.
سارا
چهارشنبه 6 تیر 1397 12:45 ب.ظ
سلام استاد ممکنه از سایت آلا یه دبیر شیمی که تدریسشون خیلی خوب باشه معرفی کنید؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. اگر نظام قدیم هستید تدریس استاد محترم و گرامی آقای محمدرضا آقاجانی فوق العاده است به خصوص ایشان استوکیومتری را بسیار عالی تدریس می کنند که بنده کسی را بهتر از ایشان ندیده ام که اینقدر روی شیمی مسلط باشند. موفق ترین باشید.
زهرا
چهارشنبه 6 تیر 1397 11:57 ق.ظ
استاد فقط تو بخش آخر که باید تقسیم کنم و کسرا رو ساده کنم اشتباه میکنم
پاسخ رضا جدیدی :
مشکل خاصی پس ندارید، من توصیه می کنم تمام عدد ها را بصورت ساده بنویسید. مثلا بجای 0.01 بنویسید 10 به توان منفی 2 و یا مثلا بجای عدد 8.56 بنویسید 856 ضربدر 10 به توان منفی 2 و ... یعنی هر عددی را به ساده ترین شکل ممکنش بنویسید تا به عدد های ساده برسید و بعد کار ضرب و تقسیمش را انجام دهید. موفق ترین باشید.
زهرا
چهارشنبه 6 تیر 1397 12:07 ق.ظ
سلام استاد وقتتون بخیر استاد جمعه کنکور دارم از لحاظ اطلاعات خوبم مخصوصا تو شیمی سخت ترین سوالات رو بلدم حل کنم کل مسیر رو درست میرم ولی تو جواب آخر میمونم یا اشتباه محاسبه میکنم استاد چیکار کنم این مشکلم حل شه استرس دارم
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی سعی کنید به طور واضح برای من بگویید دقیقا چه اشتباهاتی را خیلی تکرار می کنید که باعث اشتباه شدن سوالات و تست هایتان می شود؟ موفق ترین باشید.
زهره
دوشنبه 4 تیر 1397 01:32 ب.ظ
سلام وقت بخیر
اقای جدیدی من سه سال و سه ماه و دو روز یه مرده ی متحرک بودم از دیروز تصمیم گرفتم تمامش کنم و با کارای کوچولو شروع کنم و اقتدار از دست رفتمو برگردونم اما از همون سه سال تا امروز مدام دارم خودمو سرزنش میکنم مکالمات درونیم اینطور هستن:
تو ارزشی نداری.تو خیلی بی ارزشی. تو گند زدی و همه چیز رو خراب کردی.دیگه هیچگونه فرصتی برای جبران نداری.هیچکس برای تو ارزش و احترام قائل نیست هیچکس تورو دوست نداره همه اون ادمای مهم زندگیت رو از دست دادی و تو رو رها کردن .تو انقد بی ارزش و سستی که اگه حالا که تصمیم گرفتی دیگه جدی درس بخونی برای کنکور98 باز هم شکست میخوری یا با بی عملی شکست میخوری و همون ادم قبلی رو تکرار میکنی و کارای قبل رو تکرار میکنی یا اینکه اگه با تمام وجودت هم تغییر کنی باز هم شکست میخوری چون کنکور خیلی سخته و تو از پسش بر نمیای.تو با خطا هایی که کردی با تنبلی هات تو دوران مدرسه و سه سال هم بعد از مدرسه لیاقت نداری به خواسته هات برسی .تو هیچوقت نمیتونی عوض بشی
نتیجه ی این مکالمات درونی این میشه که چون با دلیل و منطق و مدرک و یاداوری خاطرات این مکالمات صورت میگیره من باورم شده که ادم بی ارزشی هستم و لیاقت ندارم به خواسته هام برسم دیروز با اینکه نشستم پشت میز و درس خوندم و کتاب گرفتم دستم اما اصلا احساسم خوب نبود چون این مکالمات مدام تکرار میشد و من دیگه خودمو دوست ندارم دیگه ارزشی برای خودم قائل نیستم و دارم با سرعت هرچه تمامتر خودمو از درون منهدم میکنم
حتی حس میکنم خدا هم دیگه از من خوشش نمیاد چون مرتب نمازمو نمیخونم و فقط وقتایی که مشکل واسم پیش میاد صداش میزنم
برای هر کاری که میخوام انجام بدم این ندای درونی میگه تو خیلی سستی دو روز تغییر میکنی و بازم میشی ادم قبلی و .....
این دلیل و مدرک ها واقعا مانع حرکت من میشن و ناامیدم میکنن و حس میکنم دیگه هیچ جوره نمیتونم شرایط زندگیم و شخصیت فعلیم رو تغییر بدم
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. انتظار از مغزتان نداشته باشید که بگوید: «آفرین، بلند شو و تغییر را شروع کن تو می توانی به تمام چیزهایی که می اندیشی برسی و خیلی خوب است که تصمیم گرفتی راه دیگری برای موفقیت را شروع کنی، تو لایق موفقیت هستی و دیر یا زود به این موفقیت خواهی رسید.»
بله مغزتان همان چیزهایی را می گوید که به طور مفصل در این پرسش نوشته اید. مغز دو دستور کلی برای مقابله با تغییر دارد:
1. شما را تحقیر کند تا دست از تغییر بردارید.
2. شما را بترساند تا دست از تغییر بردارید.
جمله بندی های حملات مغز از یک انسان به انسان دیگر متفاوت است اما نهایت این حملات یا به تحقیر کردن ختم می شود با به ترساندن و جالب است بدانید که فقط حقارت یا ترس باعث می شود تا ما دست از هدفمان بکشیم و این موضوعی است که مغز به خوبی آن را درک کرده است.
شما برنامه می ریزید و شروع به اجرای یک سری کارهای کوچک می شوید ولی مغز بیکار نیست و شروع به تحقیر یا ترساندن تان می کند تا دست از تغییر بردارید.
هرچه برنامه ریزی تان در روزهای آینده کاملتر شود فشار مغز برای جلوگیری از تغییر بیشتر می شود. این ها مواردی است که مغز هر انسانی به او خواهد گفت. حالا جمله بندی هایش از مغز من به مغز شما فرق دارد اما من هم هر روز همین جملات و مشابه آن را از مغزم می شنوم.
این آگاهی را داشته باشید که مغز حامی شما برای تغییر نیست بلکه ذاتش تنبلی است و علاقه ای به مصرف انرژی برای کسب موفقیت ندارد تازه این را هم اضافه کنید که شما به مدت طولانی تحت فرمانروایی مغزتان بوده اید پس او که هرگز نمی پذیرد به این راحتی تسلیم شود.
دو راه دارید: یا به احساسات درونی خود توجهی نکنید یا همچنان تحت سلطه مغزتان بمانید. موفق ترین باشید.
فاطمه
دوشنبه 4 تیر 1397 11:48 ق.ظ
خیلی ممنونم ازتون
بیشترین بازدید های من تو گوگل از سایت شماست
امیدوارم همیشه شاد و تندرست باشید.
پاسخ رضا جدیدی :
از دعای خیرتون سپاسگزارم و نظر لطف تون هست و امیدوارم بتوانم لایق محبت های شما عزیزان باشم. موفق ترین باشید.
Zahra
دوشنبه 4 تیر 1397 11:28 ق.ظ
اعزامشون به جبهه از طرف ارتش بوده استاد
پاسخ رضا جدیدی :
هیچ مشکلی نیست همان گزینه نوزدهم را بزنید که کاملا درست است. موفق ترین باشید.
فاطمه
دوشنبه 4 تیر 1397 11:27 ق.ظ
اقای جدیدی من الان سایت مدرسه شریف رو نگاه کردم اما هیچ اشنایی ای با دبیرای ریاضیشون ندارم ممکنه راهنماییم کنید از فیلمای کدوم دبیر استفاده کنم ؟
پاسخ رضا جدیدی :
اگر دانش آموز نظام قدیم هستید که بهترین تدریس این سایت (البته همه اساتید خوب هستند و ارزشمند می باشند) از نظر بنده و بر اساس کار کردن مربوط به تدریس آقای محمد رضا حسینی فرد می شود. موفق ترین باشید.
Zahra
دوشنبه 4 تیر 1397 11:22 ق.ظ
استاد پدرم سربازیشون رو تو جبهه بودن و داوطلبانه هم نبوده یک سال و ده ماه و هشت روز جبهه بودن و کارت ایثارگری هم دارن
پاسخ رضا جدیدی : بله، پس گزینه نوزدهم را یعنیفرزند رزمنده ستاد کل نیروهای مسلح را انتخاب کنید. موفق ترین باشید.
Zahra
دوشنبه 4 تیر 1397 10:49 ق.ظ
سلام استاد وقت بخیر و خسته نباشید من سهمیه 5 درصد ایثارگران دارم ولی موقع ثبتنام خودم نبودم و برام نزدنش الان میخوام ویرایشش کنم و سهمیه رو درج کنم اما تو ویرایش سایت سازمان سنجش ایثارگران ننوشته ک تیک بزنم اینا رو گذاشته میشه بگید کدوم رو باید واسه سهمیه ایثارگران علامت بزنم ?خیلی حیاتیه لطفا کمکم کنید
1- سهمیه مناطق
2-خانواده شهدا
3-جانبازان 25 درصد و بالاتر
4-فرزند جانبازان 25 درصد و بالاتر
5-همسر جانباز 25 درصد و بالاتر
6-آزادگان
7-فرزند آزاده
8-همسر آزاده
9-فرزند شهید و مفقود الاثر
10-همسر شهید و مفقود الاثر
11-جانبازان کمتر از 25 درصد
12-فرزند جانبازان کمتر از 25 درصد
13-همسر جانبازان کمتر از 25 درصد
14-رزمنده داوطلب بسیجی
15-رزمنده وزارت جهاد کشاورزی
16-رزمنده ستاد کل نیروهای مسلح
17-فرزند رزمنده داوطلب بسیجی
18-فرزند رزمنده وزارت جهاد کشاورزی
19-فرزند رزمنده ستاد کل نیروهای مسلح
20-همسر رزمنده داوطلب بسیجی
21-همسر رزمنده وزارت جهاد کشاورزی
22-همسر رزمنده ستاد کل نیروهای مسلح
کدوم رو باید واسه سهمیه ایثارگران 5درصد علامت بزنم استاد?
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. آرامش داشته باشید حتما کمکتان می کنم. ببنید انتخاب این گزینه ها کاملا بستگی به وضعیت پدرتان دارد. می شود به من بگویید پدر شما کدام یک از وضعیت های زیر را دارد؟
1. اگر ایشان شهید شده اند و اثری از ایشان موجود است یعنی مزار ایشان مشخص است بایستی گزینه دوم را بزنید. (البته شهادت بهترین ویژگی است ولی ببخشید که بنده اینطور گفتم چون در مورد وضعیت پدرتان اطلاعی ندارم پس مجبورم همه حالت ها را مفصل توضیح دهم که شما دقیق انتخاب کنید. در ضمن از اینکه پدرتان برای آرامش و امنیت کشورمان جنگیده دست بوسان هستم و خود را مدیون ایشان می دانم. باز هم عذر بنده را پذیرا باشید که اینطور توضیح می دهم.)
2. اگر ایشان شهید هستند ولی هنوز اثری از وی پیدا نشده است پس بایستی گزینه نهم را بزنید.
3. اگر ایشان جانباز 25 درصد یا بالاتر هستند بایستی گزینه چهارم را بزنید.
3. اگر ایشان جانباز کمتر از 25 درصد هستند بایستی گزینه دوازدهم را بزنید.
4. اگر ایشان در زمان جنگ اسیر شده اند باستی گزینه هفتم را بزنید.
5. اگر ایشان در زمان خدمت سربازی در جبهه های جنگ حضور داشته اند و سربازی شان دقیقا در دوره جنگ بوده است بایستی از بابا بپرسید که از سوی جهاد کشاورزی اعزام شده است یا خیر؟ اگر از سوی جهاد کشاورزی بود گزینه هجدهم و اگر از سوی جهاد کشاوری نبود گزینه نوزدهم را بزنید.
6. اگر ایشان بصورت داوطلبانه در جبهه های جنگ حاضر شده اند و خداروشکر سالم هستند و فقط در جبهه ها بصورت اختیاری حضور داشته اند بایستی گزینه هفدهم را بزنید.
اگر بازهم برایتان سخت است لطفا در مورد وضعیت پدرتان توضیح دهید. موفق تربن باشید.
فاطمه
دوشنبه 4 تیر 1397 09:59 ق.ظ
سلام اقای جدیدی واسه کسی که پایه ضعیفی تو درس ریاضی در رشته تجربی داره کتاب از سیرتا پیاز گاج گزینه خوبی هست واسش؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. اگر پایه درسی تون در درس ریاضی ضعیف است قبل از اینکه به کتاب مراجعه کنید حتما از سایت مدرسه شریف که تدریس رایگان ریاضی دارد استفاده کنید. چون وقتی کسی پایه اش ضعیف است با خواندن کتاب قوی نمی شود بلکه باید پای تدریس تشریحی مفهومی بنشیند که انتخاب مدرسه شریف خیلی گزینه خوبی است.
اول از همه در برنامه ریزی خود طوری عمل کنید که پایه تحصیلی ریاضی تان به حد تشریحی بالای 17 برسد و بعد از آن برای کنکور و درصد گرفتن اقدام کنید. تا زمانی که از نظر تشریحی با سواد نباشید بالا آمدن درصد امکان پذیر نیست حتی خود من هم برای آن شاگردانم که نیاز داشته باشند دوره ریکاوری می گذارم تا پایه درسی شان را بالا بکشم.
این اشتباه را نکنید که تست و تشریحی با هم فرق دارد و می شود بدون داشتن پایه درسی قوی و با حفظ کردن روش های تستی به نتیجه برسید. تست های کنکور به ویژه از سال 93 به بعد بسیار ترکیبی، مفهومی و دارای پیچیدگی است. برای اینکه متوجه منظورم شوید لطفا تحلیل کنکورهای 90 تا 96 را که برای 5 فصل شیمی نوشته ام را بخوانید. پس قبل از تهیه کتاب ابتدا پایه تشریحی بسازید. موفق ترین باشید.
د.ک
دوشنبه 4 تیر 1397 01:22 ق.ظ
سلام مجدد
بسیار عذرخواهی می کنم اگر سوال نابجایی مطرح کردم.... فقط از این جهت بود که مطئن شوم آیا می تونم رویای مشاوری مثل شما داشتن را در سربپرورانم یا بهتر است منطقی سعی کنم فقط از وبلاگ ارزشمندتون استفاده کنم.......
.................... والبته مبلغی که فرمودید واقعا متحیرم کرد.......... حقیقتا که تصور هم نمی کردم اینقدر کم باشد!!!!!!!! آن هم برای مشاوری حرفه همچون شما!!!! هرچند که ممکن است همچنان در توان بنده نباشد اما چنین مناعت طبعی حقیقتا ستودنی است..............
ان شاءالله که خداوند به رزقتون برکتی بده که در مبالغی هزار برابر این هم یافت نشه......
ضمنا بنده لفظ استاد رو به معنای اتم کلام به کار بردم نه از روی تعارف.....
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم. لطف داید مشاوره و همیاری تحصیلی جزء علایق من است و اگر می شد همین مبلغ را هم از کسی دریافت نمی کردم. همیشه شغلی را انتخاب کنید که حاضر باشید آن را حتی رایگان انجام دهید و برای همین است که بنده سعی می کنم حداقل قیمتی که واقعا در حد معمولی باشد را دریافت کنم. موفق ترین باشید.
سحر
دوشنبه 4 تیر 1397 12:49 ق.ظ
سلام و خسته نباشید خدمت شما استاد عزیز من میخوام بعد کنکورم شما برام انتخاب رشته کنید امکانش هست?درسته زوده گفتنش اما مسئله مهمی هستش برام ... شما برای کسانی غیر از شاگردان خودتون انتخاب رشته میکنید?راستش تنها کسی ک میتونم کاملا بهش اعتماد کنم شما هستید
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. شما خیلی به بنده لطف دارید و امیدوارم لایق محبت و توجهتون باشم. بله انتخاب رشته انجام می دهم ولی به تعداد محدود چون در انتخاب رشته خیلی عوامل مثل شهر، فرهنگ اون شهر، دانشگاه و کیفیت اساتید و کیفیت رشته و آینده کاری و همچنین امکان ادامه تحصیل در سایر رشته ها و امکان تغییر رشته برای مقاطع بعدی را توضیح می دهم برای همین بجز شاگردان خودم برای تعداد محدود دیگری هم قبول می کنم. شما می توانید وقتی اعلام نتایج اولیه کنکور شد با ارسال پیامک برای انتخاب رشته وقت بگیرید. موفق ترین باشید.
د.ک
یکشنبه 3 تیر 1397 11:38 ب.ظ
سلام و خداقوت به شما استاد بزرگوار
خیلی ممنووون از مطالب فوق العاده اتون
عذرخواهی می کنم اگر جسارت نباشه؛ امکانش هست که بپرسم هزینه ی مشاوره ی کنکورتون چه مقدار هست؟ برای سال آینده می خوام بدونم اصلا برام مقدور هست که در محضرتون شاگردی کنم یا متاسفانه خیر......
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. شما به بنده حقیر لطف دارید البته واژه استاد برای بنده بسیار سنگین است همان نام و فامیلم کافی است. در کلبه مشاوره از هزینه و شهریه صحبت نمی کنم ولی خب شهریه ای که بنده دریافت می کنم بسیار پایین است و ببخشید که عدد مطرح نمی کنم ولی براتون ایمیل کردم.
در پرسش و پاسخ کلبه مشاوره در مورد مشکلات و دغدغه هاتون سوال کنید خیلی خیلی بیشتر خوشحال می شوم چون رسالت و علاقه بنده کمک کردن است. موفق ترین باشید.
زهرا
یکشنبه 3 تیر 1397 03:31 ب.ظ
سلام آقای جدیدی من برادری دارم که رشته تجربیه و امسال به کلاس یازدهم میره تلاشی رو که باید در رشته تجربی داشته باشه رو تا به حال درش ندیدم و امسال هم کم کاری کرد و فکر میکنم معدلش با تفسیر خودش حدودا 17یا16 بشود پسر باهوش و توانایی هست ولی علاقه چندانی به درس خواندن نداره و بیشتر سرگرم موبایل و بیرون رفتن با دوستانش و در فکر تیپ زدن و گردشه ولی در دوران امتحانات خوب درس خوند تقریبا دانش آموز متوسطی هست مادرم انتظار داره که برادرم پزشکی قبول بشه و برادرم هم این رو دوست داره و خب چه کسی از پزشک شدن بدش میاد?ولی من چون خودم رشته تجربی بودم میدونم که تلاشی بیشتر از تلاش برادرم رو میطلبه این رشته میخواستم از شما بپرسم با برادرم چجوری باید برخورد کنیم که حالت تدافعی نگیره و از درس فرار نکنه چون به دلیل سخت گیری های مادرم اون یکم به این موضوع ک بگیم درس بخون حساس شده و من برای تابستون هنوز باهاش صحبتی نکردم خواستم از شما راهنمایی بگیرم ک چجوری باهاش صحبت کنم ? آیا من میتونم اون رو راغب به درس خوندن اونجور که رشته پزشکی میطلبه بکنم?چون مطمعنم خودش خود جوش سمت کتاباش نمیره این تابستون و درکل اگه میشه یکم راهنماییم کنید چون نگرانشم و میخوام راه درست رو انتخاب کنه چیکار کنم که مسیر درست رو بره شاید رشته تجربی اصلا رشته مناسبی براش نباشه یا شاید هم باشه ممنونم از راهنمایی هاتون
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. بایستی از برادرتون در مورد برنامش و هدفش برای قبولی سوال شود، این سوال را هم باید کسی که بیشترین نزدیکی را با او دارد بپرسد. خیلی دوستانه و نه با دیدگاهی که من از تو بهترم و بیشتر می فهمم بایستی از او در مورد برنامه و روشش برای قبولی سوال شود. در مورد هدفش و تصمیمی که برای آینده دارد.
شاید ایشان هدفش آن چیزی نباشد که در ذهنتان است. وقتی در مورد هدفش پرسیدید بایستی یک سوال مکمل هم بپرسید و آن هم اینکه آیا روش برنامه ریزی و کار کردنت و میزان تلاشی که داری برای رسیدن به هدفت کافی است؟
شما بیشتر از این دو سوال نمی توانید کاری برایش کنید. حق بحث کردن و درگیری ندارید چون اوضاع را بدتر می کند. هیچ کسی نباید دلش بیشتر از خود فرد برای او بسوزد. وظیفه شما و خانواده محترم فقط پرسیدن همین دو سوال است و تصمیم گیرنده نهایی خودش است. موفق ترین باشید.
رها
یکشنبه 3 تیر 1397 03:04 ب.ظ
ببخشید اقای جدیدی ولی من یکم گیج شدم اگه ممکنه بیشتر راهنماییم کنید
من چند روزه که شروع کردم واسه کنکور98 فصل یک زیست دوم رو هزار بار تکرار میکردم که با راهنمایی شما فهمیدم کار غلطیه و باید تعداد مرور های زیاد رو در تعداد روزهای زیاد داشته باشم اینو هم متوجه شدم که زمانی میتونم هر 10روز یکبار مرور کنم که همه فصلارو خونده باشم
اما چیزی که درست متوجه نشدم اینه که الان که من فصل یک رو خوندم و بایدبرم تست اموزشی بزنم ازش واسه فصل دو به بعد چه کاری باید انجام بدم ؟
پاسخ رضا جدیدی :
این روش برنامه ریزی شما دچار مشکل است ولی بنده چون دید جامعی از برنامه تون ندارم نمی توانم بگویم چطور اصلاحش کنید. ولی خب شما بایستی دو چرخه در برنامه تان داشته باشید که در طول روز کار کند:
چرخه اول: چرخه یادگیری است که در آن مباحث را یاد می گیرید
چرخه دوم: مرور و تست که برنامه با نظم و فاصله مشخص کمتر از 10 یا حداکثر 10 روز برای مرور و تست از مباحثی که خوانده اید را می چینید.
این دو چرخه باید با هم کار کنند و اینطور نیست که یکی را انجام دهید و دیگری را ترک کنید. موفق ترین باشید.
محبوبه
یکشنبه 3 تیر 1397 12:30 ب.ظ
سلام اقای جدیدی من دیشب تازه با سایتتون اشنا شدم تا ساعت 7 بیدارموندم که مامانم از شیفت بیمارستان بیاد که بهش بگم شما رو اخه مامانم پرستاره من امسال کنکور دارم ولی خوب نخوندم میخوام برای 98 از اول بخونم اما شما زدید ظرفیتتون تموم شده اخه من چه گناهی دارم تازه امروز باهاتون اشنا شدم الان مامانم خوابه اگر بیدار شه ازتون وقت می گیرم که زنگ بزنیم اخه من باید باهاتون کار کنم لطفا بهمون فقط یه وقت مشاوره بدید تا حرفامو بزنم فقط حرفامو بشنوید بعدش تصمیم بگیرید ممنون میشم رومو زمین نندازید
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. واقعا بنده را شرمنده کردید و از این که دیشب رو بیدار موندید واقعا جای تشکر و لطف دارید و بی نهایت ممنونم از محبت شما ولی خب ظرفیت تمام شده است و امکان اضافه شدن وجود ندارد اما ساعت 21 تا 22 زمان تماس آزاد است و می توانید تماس بگیرید. موفق ترین باشید.
رها
شنبه 2 تیر 1397 11:12 ب.ظ
الان که تو شروع کارم هستم راحت تر میتونم این تقسیم بندی رو انجام بدم اما به مرور که به تعداد فصل ها اضافه میشه چطوری میشه تعادل رو برقرار کنم بین همه فصلا؟
البته فکر کنم چون فصلای قبل مرور شدن زمان مرور فصل های قدیمی کوتاه تر بشه و این چرخه واسه فصلای جدید تکرار بشه درسته؟
پاسخ رضا جدیدی :
خیر، شما نباید فاصله بین مرورهایتان بیشتر از 10 روز شود. یعنی در بدترین شرایط بایستی هر 10 روز یکبار با یک فصل خاص درگیر باشید و اجازه ندهید این فاصله بیشتر از این مقدار شود و این فاصله 10 روز برای وقتی است که شما همه فصل ها را خوانده باشید پس این سنگین ترین شرایط است پس در شروع برنامه می توانید فاصله کمتر از 10 روز را هم طراحی کنید.
برنامه ریزی مهمترین اتفاق زندگی یک سال کنکور است و حتما باید این اتفاقات را تحت سیطره برنامه تان در بیاروید. موفق ترین باشید.
رها
شنبه 2 تیر 1397 10:12 ب.ظ
سلام استاد کسیکه وسواس مطالعاتی داره باید چکاری انجام بده؟
یه مطلب رو هزار بار تکرار میکنم تا خیالم راحت بشه حفظ شدم وقت و انرژی زیادی ازم میگیره و زده میشم از درس خوندن
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. این خیلی سوال جالبی است و جالب است بدانید اکثر کسانی که رشته تجربی هستید این مشکل را دارند به خصوص در درس زیست این مورد بسیار به چشم می خورد. می دانید وسواس مطالعاتی از روش تدریس در آموزش و پرورش آمده است، شما مقصر نیستید بلکه وقتی در مدرسه شنبه زیست را درس می دادند و چهارشنبه از ما می پرسیدند چاره ای نداشتیم جز اینکه هزار بار تکرار کنیم تا حفظ شویم.
اما کنکور فرق می کند. یک مطلب را امروز می خوانید و باید تا 365 روز دیگر این مطلب در ذهن تان بماند پس اینکه شما یک فصل را در یک روز هزار بار هم تکرار کنید ارزشی ندارد بلکه باید روش تان طوری باشد که این تکرار ها به صورت پلکانی در طول روزهای مختلف اتفاق بیفتد.
روش درس خواندن شما برای کنکور نیست بلکه برای مدرسه است که اتفاقا این روش برای دبیرستان و نمره گرفتن عالی بود ولی برای کنکور اصلا جواب نمی دهد. توصیه من سه نکته است:
1. همیشه این نکته را یادتان باشد که شما باید هر چیزی را یاد می گیرید تا سال بعد در ذهن تان نگاه دارید پس اینکه در یک روز هزار بار هم تکرار کنید ارزشی ندارد پس بهتر است یک بار بخوانید و زمان تکرار را به روزهای بعدی هم موکول کنید اینطوری شما باز هم مرورهای زیادی دارید ولی بجای اینکه همه مرورها در یک روز باشد آن ها را در برنامه هفتگی و ماهانه خود تقسیم بندی کرده اید و همین باعث میشود که همیشه با آن مطالب درگیر باشید و اتفاقا برای کنکور منجر به نتیجه می شود.
2. به این نکته دقت کنید که تست زدن قسمت مهم یادگیری است و اینکه گمان کنید با تکرار وسواس گونه در یک روز نتیجه میگیرید کاملا اشتباه است پس رفتار غلط را کنار بگذارید و سعی کنید در کنار مرور از تست زدن به سبک آموزشی خیلی خیلی زیاد استفاده کنید.
3. برنامه تان را طوری بچینید که خیالتان از تعداد مرورها و تست ها و رفع اشکال و آزمون های یک فصل راحت باشد. وقتی شما مطمین باشید که در طول یک ماه به اندازه کافی آن فصل مرور می شود و از آن تست می زنید و آن را رفع اشکال می کنید و آزمون می دهید آنگاه دیگر اصراری به مرورهای رگباری در یک روز ندارید.
حتما حتما در برنامه ریزی هایتان باید اطمینان از مرورهای منظم و تست های مکرر داشته باشید. این امر به شما ارامش روانی می دهد. موفق ترین باشید.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.