کلبه مشاوره رضا جدیدی مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور - داستان های انگیزشی برای کنکور چرا جواب نمی دهند؟

مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور


راه های ارتباطی با رضا جدیدی: شماره تلفن ثابت: 34774341-086 شماره تلفن همراه: 09189580918

داستان های انگیزشی برای کنکور چرا جواب نمی دهند؟

داستان های انگیزشی زیادی برای کنکوری ها تعریف می شود. یکی از این داستان ها را برایتان می نویسم که ببنیم آیا یک کنکوری می تواند با خواندن داستان های انگیزشی، انگیزه بگیرد؟ 
عمویم می گفت کارگری در بخش حراست و نگهبانی یک مجموعه بیمارستانی مشغول به کار بوده است و در کنار کار، درس هم می خواند. بعد از مدتی با کنکور دادن وارد دانشگاه شده و لیسانس حسابداری می گیرد و در همان مجموعه بیمارستانی به عنوان حسابدار مشغول کار می شود. بعد از مدتی فوق لیسانس گرفته و الان سرپرست حسابداری همان مجموعه خدمات درمانی است. حتما انتظار داریم که بگویید: «آفرین چه همتی، من از این کارگر که می توانم بهتر باشم. اگر او توانسته موفق باشد پس من هم می توانم.»
حتما چیزی در مورد خط بریل که مخصوص افراد نابیناست شنیده اید. داستان انگیزشی او به این صورت است که لوئیس بریل در سه سالگی و در حالیکه مشغول بازی در کارگاه آهنگری پدرش بود، به طور تصادفی با یکی از وسایل برخورد می کند و چشم چپش به طور کامل تخلیه می شود. بعد از مدتی، عفونت ناشی از چشم چپ، باعث از دست رفتن بینایی چشم راست می شود و او یک فرد نابینای مطلق می گردد ولی بر اساس تلاش های فراوان، می تواند خط بریل که به نام خودش نامگذاری شده است را خلق کند. معمولا بعد از این داستان انتظار داریم که به خودمان بگوییم: «وقتی این پسر توانسته خالق خط بریل باشد من که چشم دارم چرا نتوانم در کنکور موفق باشم. من هم یک موفقیت برای خودم می سازم.»
نابینایی که اسکیت سواری می کند. شاید عجیب ترین عنوان تاریخ برای داستان های انگیزشی و ایجاد انگیزه باشد، دن مانسیا پسر سیاه پوستی است که از 13 سالگی نابینا شده و با ایجاد صدا از طریق دهانش می تواند جهت یابی کند و اسکیت سواری که ورزش مورد علاقه اش است را انجام دهد. چقدر شنیدن این داستان برای شما که کنکوری هستید ایجاد انگیزه می کند؟ 

خواندن داستان های انگیزشی افراد موفق به ما انگیزه نمی دهد

داستان های موفقیت متنوعی را خوانده اید به امید اینکه شاید انگیزه ای برای درس خواندن در کنکور برایتان ایجاد شود و چیزی به اسم انرژی را برای شروع طوفانی در وجودتان بسازید اما در بهترین حالت یکی دو ساعت بعد از شنیدن یا خواندن این داستان ها، احساس خوبتان از بین می رود. چرا؟
قبلا در مطلب «انگیزه با جملات انگیزشی بدترین راه است» به بیان دلیل اینکه چرا این جملات و داستان ها، تولید انگیزه نمی کند را توضیح داده ام و قصدم در این مطلب توضیح دلیل دیگری برای این داستان هاست که اصلا انگیزه نمی دهند بلکه در بهترین شرایط ایجاد هیجان می کنند.
وقتی برای شما مثال فرد نابینای موفق را به عنوان داستان انگیزشی بیان می کنند به یک نکته توجه نمی کنید و آن هم درصد موفقیت یک فرد نابیناست. یعنی چه؟ توضیح می دهم. طبق آمار ارایه شده، در حال حاضر 35/000/000 (سی و پنج میلیون) نابینا در جهان زندگی می کند. حال شما چند نابینای مشهور می شناسید؟ در بهترین حالت 20 نابینای موفق را خواهید شناخت. پس درصد افراد موفق نابینا چقدر می شود؟ از هر 1/750/000 (یک میلیون و هفتصد و پنجا هزار) نفر نابینا فقط یک نابینا توانسته موفق شود و بقیه آن ها افراد معمولی هستند.
مردم در مورد مردی صحبت می کنند که نه دست دارد و نه پا ولی خیلی موفق است. بله فردی به نیک وی آچیچ، اما سوال اینجاست که از بین چند میلیون نفر معلول مادر زاد یکی توانسته موفق شود؟ این مثال ها دقیقا مثل این است که بروید در مورد رتبه یک کنکور بخوانید و انتظار داشته باشید با خواندن داستان انگیزشی او به رتبه یک کنکور برسید. چرا خواندن داستان رتبه های برتر به هیچ فردی انگیزه نمی دهد؟ چون ذهن ما به خوبی درک می کند که از بین 700/000 تا 900/000 داوطلب کنکور تجربی فقط یکی توانسته رتبه یک شود پس موضوعی انگیزشی نیست چون ذهن ما این افراد را استثنا می داند.
البته ذهن ما کاملا درست هم فکر می کند. همه این افراد استثنا هستند، وقتی از بین آن همه نابینا فقط یکی موفق و جهانی می شود پس او یک استثنا است و زندگی ما بر اساس آن ها شکل نمی گیرد. البته خود موفقیت هم داستان استثنایی است و هرکسی به موفقیت نمی رسد. 
بگذارید در مورد کشور خودمان صحبت کنیم. کشور ما کمی بیشتر از 80/000/000 (هشتاد میلیون) جمعیت دارد. حالا تعداد افراد موفقش چند نفر است؟ از کل بازیگران و ورزشکاران مشهور و خوانندگان و افراد علمی و... روی هم چند نفر می شوند؟ من که هرطور حساب می کنم کل افراد موفق به معنای کسی که مشهور باشد و در زندگی اش آثار موفقیت را بتوان دید به 2000 نفر نمی رسند. حالا اگر این تعداد را بر جمعیت کل ایران تقسیم کنیم متوجه می شویم که اگر شما در ایران شروع به سفر کنید و بتوانید با 40/000 (چهل هزار) ایرانی صحبت کنید فقط یکی از آن ها موفق است. پس موفقیت هم پدیده ای نادر و کمیاب است.
افراد استثنایی به ما انگیزه نمی دهند آن ها فقط می توانند در بهترین حالت هیجان انگیز باشند. من اگر انگیزه ندارم یا از نظر انگیزشی دچار مشکل هستم می بایست مشکلم را بصورت علمی و با بررسی شرایط دقیق حل کنم. راه حل های آرامش بخش مثل خواندن جملات انگیزشی یا داستان های انگیزشی، دوای درد هیچ بی انگیزگی نمی باشد. این ها استثنا هستند و مغز ما به آن ها تمایلی نشان نمی دهد.
در مورد کنکور هم حتما داستان هایی از افراد خاص و استثنایی شنیده اید که روند عجیب و غریبی برای موفقیت در کنکورشان را تعریف می کنند. این مثال ها شاید بین کنکوری ها دست به دست شود ولی انگیزه ای به کسی نمی دهد و در بهترین حالت، هیجانی برای چند روز در وجود آن کنکوری ایجاد می کند و دوباره همه چیز سر جای خودش بر می گردد. ما انسان ها، افراد استثنایی را به خوبی در ذهن داریم و همیشه از آن ها یاد می کنیم اما به همان دلیل که این افراد استثنایی هستند به ما انگیزه نمی دهند.
خواندن داستان های انگیزشی و زندگی نامه ها، می تواند درس های بزرگی برای ما داشته باشد اما اگر کسی با هدف ایجاد انگیزه، وقتش را صرف می کند حتما طبق توضیحاتی که داده شد به این نتیجه می رسد که این داستان ها، هیچ انگیزه ای تولید نمی کنند. من با زندگی خودم دست و پنجه نرم می کنم و برای بهتر زیستن به داستان نیاز ندارم بلکه به علم نیاز دارم. علمی که مرا با مغزم آشنا کند و این موجود و روش های عملکردی او را درک کنم. بفهمم چطور می ترسد، استرس می گیرد و چطور یاد می گیرد که از چه چیزهایی متنفر و از چه چیزهایی خوشش بیاید؟ 
من سال هاست تصمیم گرفته ام که خودم را از نو تربیت کنم. با خواندن داستان به ظاهر انگیزشی وقتم را تلف نمی کنم. البته  زندگی نامه ها را دوست دارم نه برای ایجاد انگیزه بلکه برای شناخت واکنش مغز افراد موفق در شرایط سخت. امیدوارم از همین حالا تصمیم بگیرید که راه حل های موقت را امتحان نکنید و به فکر راه حل های دایمی باشید. 

 دانش آموزان و کنکوری هایی که این مطلب را خوانده اند، به مطالعه مطالب زیر نیز علاقمند بوده اند
برای خواندن این مطالب روی آن ها کلیک کنید

علی
پنجشنبه 5 مهر 1397 09:19 ب.ظ
سلام سوالات خصوصی روچجوری پاسخ میدین چون من سوالی پرسیدم ایمیل هم گذاشتم جواب نیومده هنوز...ممنون
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. سوالی از شما در زیر این مطلب به دست بنده نرسیده است لطفا زحمت بکشید بار دیگر سوال بفرمایید. در ضمن خواهشمندم در صورتی که برایتان مقدور است، نظرات خود را به صورت عمومی قرار بدهید تا شاید دغدغه هایتان برای بقیه هم وجود داشته باشد و مشکلی از بقیه هم حل شود. موفق ترین باشید.
شنبه 8 اردیبهشت 1397 02:07 ب.ظ
سلام روز بخیر
بنظر شما کتابخونه رفتن میتونه موثر باشه واسه اینکه از تنبلی و یه جا نشستن دور بشیم؟
کلا من از فضای خونه و اتاقم خسته شدم از راحتی خسته شدم دلم میخواد دور ترین کتابخونه به خونمون رو انتخاب کنم از اینکه چهارتا ادم نمیبینم که مشغول درس و کنکور باشه خسته شدم تو خونه ی ما هر کس به یه نحوی فعالیت داره و کار خودشو میکنه اما من نیاز دارم حس رقابت طلبیم تحریک بشه تا فعالیت کنم
تو خونه بشینم فقط فکر میکنم و دور خودم میچرخم دلم یکمی سختی کشیدن میخواد
اینکه صبح زود پاشم برم بیرون یکمی با این تاکسیا پیاده سوار بشم و به مقصدم برسم فعالیت کردن مردم رو ببینم برم کتابخونه ببینم یه عده مشغول درس خوندن هستن
کلا میخوام از این راحت طلبی و تنبلی دور شم
حالا بنظر شما این روش میتونه کمکم کنه؟
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. به نظر بنده این طرز تفکر به زودی در کتابخانه هم به مشکل بر می خورد زیرا کسی که ظاهر برایش مهم است حتما از ظاهر کتاب خانه هم ایراد می گیرد و کسی که هدفش را با حس رقابت می خواهد بدست آورد مطمین باشید به زودی از سر و صدا و وقت های تلف شده کتابخانه نیز ایراد می گیرد.
من به طرز تفکر شما انتقاد می کنم. امیدوارم متوجه شده باشید که ایراد از چیست؟ موفق ترین باشید.
فرشته
جمعه 7 اردیبهشت 1397 10:24 ب.ظ
سلام وقت بخیر
من از تابستون واسه کنکور پیش رو شروع کردم به خوندن و فارغ التحصیلم هستم
اما من مدت به مدت به هدفم شک کردم همش واسم سوال میشه من که این همه تلاش کردم ایا بدرد پزشکی میخورم؟تواناییش رو دارم؟روحیه ش رو دارم؟چقدر حاضرم به سختی هاش تن بدم؟و حقیقتش از این میترسم که بفهمم پزشکی رو اشتباه انتخاب کردم
من از سوم راهنمایی احساس کردم به رشته تجربی علاقه دارم اینکه بفهمم تو بدن انسان چه اتفاقاتی میوفته رو دوست دارم اینکه یه بیماری بر اثر چی بوجود میاد راه درمانش چیه تشخیص برای درمان چیه رو دوست دارم درواقع از اینکه فکر کنم و ریشه یابی کنم و بعد واسه درمان و راه حل اقدام کنم لذت میبرم و واقعا ذوق و شوق رو با تمام وجودم حس میکنم حتی فیلم تشریح جسد هم دیدم که تو سایت دانشگاه علوم پزشکی یزد بود میخواستم خودمو محک بزنم
واااااقعا لذت میبردم از چیزایی که میدیدم و میشنیدم
اما هردفعه با دکترا حرف میزنم خیلی غر میزنن خیلی از سختیهاش میگن از اینکه هیچ وقت ازادی ندارن و پشیمون هستن یا اینکه میگن تو ایران بدرد نمیخوره اگه بری خارج از کشور شاید موفق بشی و خوشحال باشی باهاش
هیچکس از عشق به کارش حرف نمیزنه از اینکه میفهمه تو بدن ادما چه اتفاقی میوفته و چه لذتی داره وقتی درمان میکنن
اصلا انقد که میگن سخته و پشیمونن چرا انصراف ندادن اگه تایم ازاد ندارن چطور تایم دارن که واسه تشکیل خانواده اقدام کنن
میدونم که نزدیک کنکوره و نباید ذهنم رو دگیر کنم وبه هیچ عنوان هم نمیذارم که بعد از این همه تلاش با این فکرا خرابش کنم فقط خواستم فکرامو باشما در میون بذارم تا کمکم کنید به نتیجه ی درستی برسم و دیگه این شک کردن ها و فکرای این مدلی تکرار نشه
با تشکر از شما
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. به نظر بنده شما ترس از شکست و ترس از قبول نشدن در کنکور دارید و موضوع اصلی که مغزتان درگیر آن است اصلا این چیزهایی نیست که نوشته اید. چون همه ما می دانیم هیچ رشته ی آسانی وجود ندارد و اگر قرار بود پزشکی آسان باشد که ارزشمند نمی شد.
در ضمن اگر پزشکی از کارش و درامدش میلیاردی و جایگاه اجتماعی اش ناراضی است پس چرا هنوز هم دو دستی به این شغل چسبیده است؟ چه کسی پزشکان را مجبور کرده تا این همه کار کنند اگر علاقمند نیستند؟
در ضمن این را بدانید که ایران یکی از کشورهایی است که درآمد رشته پزشکی در آن بسیار بالاتر از خیلی از کشورهای اروپایی است بنابراین یک پزشک در ایران پولدارتر می شود.
این ها موضوع اصلی ذهن تان نیست. روندی که تعریف کرده اید نشان می دهد روز به روز با برنامه ضعیف نسبت به قبول شدن خود شک می کردید. مطمئنم اگر برنامه تان قوی بود و ترس نداشتید اصلا به این موضوعات فکر نمی کردید. موفق ترین باشید.
سهیلا
جمعه 7 اردیبهشت 1397 04:36 ب.ظ
سلام اقای جدیدی ببخشید من زیاد پیام میدم بهتون اخه هیچکس مثل شما جواب مارو نمیده واسه همینه که همیشه کلی حرف و سوال داریم
اقای جدیدی من دیروز گول خوردم و سوختم متاسفانه و از اول شروع کردم
فقط چیزیکه هست اینه که یه چیزی رو هنوز نتونستم کنترل کنم و هر بار که خواستم کنترل کنم نشده
نمیدونم دقیقا چجوری توصیفش کنم ولی یه حس بیخیالی بهم غالب میشه که ارزش زمان و هدفی که میخوام رو برنامه هایی که باید اجرا بشن رو بی توجه میشم بهشون و مغزم میگه حالا وقت هست
دقیقا مثل دانش اموزی که در طول سال درس نمیخونه و شب امتحانیه
در واقع اون هوشیاری و اگاهی ای که زمان استرس دارم رو تو زمان ارامش ندارم
میدونم که این احساس هم از طرف مغزم تولید میشه امروز داشتم اینجوری میشدم که باخودم حرف زدم گفتم دفعه های قبل از همین احساس ضربه خوردی باید از این حس به عنوان تجربه استفاده کنی و بکارم ادامه دادم
در واقع هر بار راه درست رو انتخاب میکنم راه های اسون زیادی بهم چشمک میزنن که دفعات قبل تسلیم میشدم اما الان مغزم بیشتر داره این حس بیخیالی رو تولید میکنه
میخوام بدونم اون افرادی که همیشه اگاه و هوشیارن و در زمان ارامش به وظیفه شون عمل میکنن چه چیزی دارن چه فکری دارن چه ویژگی ای دارن تا من پرورشش بدم تو وجودم؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. مهم نیست چه چیزی باعث شد تا به 100 نرسید. مهم این است که مغز یک راه حل پیدا می کند تا شما را متوقف کند. حالا نقطه ضعف شما هم این بوده و ممکن است برای شخص دیگری چیزی دیگر باشد. تمرین 100 خیلی ساده است ولی هرکسی به آخر نمی رسد زیرا افراد موفق هستند که می توانند با سخت کوشی و سر سختی بالاخره به 100 برسند.
من انتظار دارم شما حتی اگر بارها هم در این مسیر شکست بخورید بازهم از اول شروع کنید تا بالاخره به 100 برسید. موفق ترین باشید.
جمعه 7 اردیبهشت 1397 12:32 ب.ظ
سلام استاد خسته نباشین ...ببخشید چند وقت پیش یه مطلبی گذاشته بودین با عنوان قانون 100 ولی من الان نمیتونم وون مطلب رو پیدا کنم ...میشه راهنماییم کنین ...چون خیلی مطلب خوبی بود ..باتشکر
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. اسم عنوان اون مطلب «حال خوبی در مورد درس خواندن برای کنکور ندارم» است. شما می توانید به لینک زیر بروید. موفق ترین باشید.

http://kolbeyemoshavere.mihanblog.com/post/1330
آیلار
پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397 10:42 ب.ظ
سلام وقت بخیر
من با خلاصه نویسی خیلی مشکل دارم در واقع اصلا بلد نیستم خلاصه نویسی انجام بدم خصوصا زیست بنظرتون چکاری باید انجام بدم؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. خلاصه نویسی کاملا وابسته به روش خواندن است. وقتی می گویید خلاصه نویسی بلد نیستم یعنی هنوز نمی دانم که زیست را چطور باید بخوانم و اصولا چه چیزهایی اهمیت دارد و چطور باید ارتباط و پیوند بین مطالب مهم را به صورت تک برگ طراحی کنم که برای تکرارهای دفعات بعد با سرعت بالاتری این کار را انجام دهم.
متاسفانه آموزش خلاصه نویسی در چند جمله آسان نیست. شما نیاز به آموزش روش صحیح مطالعه هر فصل زیست برای کنکور دارید و در مرحله بعدی باید آموزش پله ای را بیاموزید و سپس بر اساس نحوه طراحی سوال در هر فصل اقدام به کشف اطلاعات مهم کنید که این مراحل همگی نیاز به آموزش و پیگیری دارد. اگر این موارد را بلد نیستید باید از مشاورتان بیاموزید. موفق ترین باشید.
سهیلا
پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397 02:35 ق.ظ
سلام وقت بخیر
اقای جدیدی امروز بهترین روز زندگیم بود
از 10 صبح تا همین الان که 2:25 صبح هست داشتم با مغزم مخالفت میکردم
از کوچکترین تا بزرگترین مخالفت و احساسات بذی که تولید میکرد رو یادداشت میکردم و اجازه نمیدادم چیزی تو ذهنم بمونه 38 مخالفت داشتم امروز
برای هرمخالفتی که مینوشتم از خودم میپرسیدم الان عملکرد مغزم چجوریه؟داره گولم میزنه یا میترسونه؟حتی چند بار هم خاطرات گذشته رو یاداوری کرد واسم اما اصلا اجازه ندادم بهم غالب بشه یه جا احساس کردم دارم تسلیم میشم که سریعا خودمو جمع و جور کردم ساعت 12 شب چند تا خمیازه کشیدم و احساس کردم خوابم میاد و خوشحال بودم که امروز رو اینجوری سپری کردم میخواستم برم بخوابم که یه لحظه احساس کردم مغزم گولم زده و حس بی عملی رو برای ادامه ی کارم واسه فردا دارم بخاطره همینم بهش گفتم منو گول میزنی اره؟ بخاطره این حس بی عملی ای که تولید کردی تا ساعت دو بیدار میمونم و تا دوساعت دیگه هم درس میخونم و از پشت میزم پا نمیشم
و اینکارو کردم و اصلا به عقربه های ساعت نگاه نمیکردم و خودمو درگیر درس کردم
الان که میخوام بخوابم نه فکری دارم که مغزم تولید کرده باشه نه حس بی عملی دارم برای ادامه کارم
واقعا نوشتن خیلی موثره از ایجاد بهمن تو ذهن ادم جلوگیری میکنه
از شما کمال تشکر رو دارم بهترین مشاور جهاااان
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. خیلی خوشحالم که به 38 رسیدید. اما یادتون باشه این روند باید هر روز ادامه داشته باشد. کسانی که پزشک می شوند در ترم 2 دانشگاه کتاب روانشناسی هیلگارد را مطالعه می کنند. در فصل خواب این کتاب به شدت تاکید می کند که خواب در کمترین حالت خود 7 ساعت باید باشد.
آروم آروم که به تعداد مخالفت هاتون اضافه میشه شیوه مغز تغییر میکند. معمولا از عدد 50 به بعد، مغز با استفاده از تفکرات به ظاهر منطقی سعی دارد شما را از کار بیندازد. تا الان روی احساسات منفی کار کرده ولی کم کم روی منطق تان تله گذاری می کند. مراقب باشید به هر نوع فکری از درون تان که به نوعی حاوی قطع کردن روند مطالعاتی تان است بی توجه باشید و آن را حیله ای از طرف مغز بدانید.
یادآوری: قبلا مغزتون با یک مخالفت در همان ابتدای روز احتمالا شما را از کار می انداخته و ببنید امروز چقدر برایش سخت بوده که 38 بار حمله کرده است. این بلایی است که مغز سال ها سرتان آورده است. او حاکم بوده و شما بی خبر بوده اید. موفق ترین باشید.
آیلار
چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 10:53 ب.ظ
یعنی اینکه این کتاب 45 روزه باید تمام بشه؟
پاسخ رضا جدیدی :
خیر از 45 روز شخص می تواند تست زدن را شروع کند. نیازی نیست حتما همه کتاب ها تمام شود تا ما تست زدن را شروع کنیم. ولی طبق تجربه با روشی که گفتم بعد از 45 روز شخص آماده می شود تا تست زدن را شروع کند موفق ترین باشید.
آیلار
چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 07:40 ب.ظ
سلام اقای جدیدی بزرگوااااار
میخواستم بدونم واسه کسیکه زبانش در حد صفر یخبندان هست و میخواد از الان واسه کنکور98 بخونه چه پیشنهادی دارید تا بتونه به درصد 80 برسونه خودشو؟
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. خب این فرد نیاز دارد تا ابتدا با زبان دوست شود زیرا نشان می دهد که خاطرات خوبی از زبان نداشته که صفر است. بعد از پاک کردن خاطرات منفی و ذهنیت های غلطش منابع غیر درسی را در اختیارش قرار می دهم مثلا کتاب 4000 لغت اساسی زبان انگلیسی (دقت کنید منظورم آن سری از کتاب هایی است که برای تافل نیست چون با این نام کتابی هم هست که برای تافل است.) را با هم کار می کردیم. سبک این کتاب خیلی متفاوت است.
تمرین بعدی که حتما علاقمند بودم هر شب با هم مرور کنیم این بود که با کلمات کتاب جمله سازی کند و با این روش هم گرامرش را قوی می کردم و هم علاقه اش را به یادگیری زبان بالا می بردم.
بعد از 45 روز که این مراحل را طی کردیم تست زنی را از طریق کتاب ها و سایت های موجود نیز شروع می کنیم و این فرد قطعا به یک زبان آموز حرفه ای تبدیل می شود که برای دانشگاهش هم سوادش کافی باشد. موفق ترین باشید.
چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 01:51 ب.ظ
سلامی دوباره
هدف من این هست که تا آخر تابستان امسال کتاب ها را تمام کنم(همراه با مرور +تست زنی) که البته با توجه به مطالبی تا اکنون مطالعه کرده ام قطعا میتوانم.
شیوه برنامه ریزی من هم به این شکل هست:هر روز دو درس اختصاصی+دو درس عمومی
از مهر ماه هم تصمیم دارم در آزمون ها شرکت کنم و بودجه بندی آزمون ها برایم در حکم مرور باشد(و حتی بیشتر از بودجه بندی ها مرور و تست زنی کنم).
ولی شیوه مرور خواندن دوباره مطالب بصورت سریع است و خلاصه نویسی ندارم .تعداد مرور هایم هم :یک روز بعد از مطالعه+یک هفته بعد+یک ماه بعد و...
حالا پیشنهاد شما راجع به برنامه ریزی،مرور،تست زنی و راهی که انتخاب کردم چیست؟
(ببخشید که خیلی سوال میکنم چون تا حالا مشاوری مثل شما پیدا نکرده بودم)
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. با اینکه قرار است درس هایتان را با مرور و تست تا انتهای تابستان تمام کنید بسیار بسیار موافقم و درست ترین کاری است که برای کنکور انجام می دهید افرین برشما. اما در مورد بقیه صحبت هایتان کاملا مخالف هستم مرور سریع؟ این واژه برای من بی معنی است. یعنی مثلا مرور سریع چه معنی دارد؟ ورق زدن کتاب منظورتان است؟ ما بهینه سازی زمان مرور داریم یعنی نباید وقت تلف شده در مرور داشته باشیم ولی مرور سریع و بی کیفیت و چشمی و تندخوانی اصلا و ابدا به سمتش نروید.
روش مرورهایتان بر اساس منحنی فراموشی است اما به درد کنکور نمی خورد زیرا مطالب کنکوری فرار است و نمی توانید بگویید یک هفته بعد و سپس مرور بعدی یک ماه بعدی باشد. مطمین باشید کاملا یادتان می رود.
در مورد آزمون ها هم معتقدم آزمون هیچ خاصیتی به جز رفع اشکال ندارد. نه به عنوان مرور نه عنوان تست زنی روی آزمون ها حساب باز نکنید. آزمون فقط برای رفع اشکال است که مطلب «تحلیل کارنامه کنکور آزمایشی و بالا بردن درصدها» را بخوانید تا متوجه شوید از آزمون برای چه استفاده کنید.
در کل فقط با هدف گذاری برنامه تان که قرار است درس هایتان را تا انتهای تابستان با مرور و تست جمع کنید موافقم و بازهم می گویم کار درستی است. بقیه قسمت های برنامه ریزی تان از نظر علم برنامه ریزی و یادگیری کاملا مشکل دارد.
البته موضوع برنامه ریزی و روش های یادگیری مبحثی نیست که بتوان در چند خط یا حتی چند صفحه توضیح داد چون این مطالب را باید وقتی اموزش می دهی پیگیری کنی حتی بارها روی درس های مختلف اجرا کنم تا مخاطبم یاد بگیرد. حتی قبل از همه این موارد بایستی در مورد شرایط ازمون و تغییر درس ها صحبت شود. اهداف مطالعه چیده شود. و روش مطالعه به صورت فصل به فصل اموزش داده شود. موفق ترین باشید.
پیمان
سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 11:32 ب.ظ
سلام آقای جدیدی برای این بار سومی هست که بهتون پیام میدم البته این بار سوالم درسیه و مربوط به سربازی نیست !!
من فارغ التحصیل هستم و خودمو برای کنکور 98 آماده میکنم. امروز از سایت موسسات قلمچی و گزینه دو برنامه راهبردی تابستان 97 را دانلود کردم. ولی متوجه شدم که در تابستان فقط برای دانش آموزان نظام جدید آزمون برگزار خواهد شد و از مهر ماه برای دانش آموزان نظام قدیم هم آزمون برگزار میشود.
حالا پیشنهاد شما برای تابستان چیست؟ من تا حالا دروس اختصاصی سال دوم رو خواندم و از دروس عمومی دوم عربی و دینی را تمام نکرده ام (البته نه اختصاصی نه عمومی مرور نکردم).
تقریبا نصف دروس اختصاصی سال سوم رو هم خواندم و کمی هم دروس عمومی سال سوم رو خواندم ولی مابقی دروس عمومی دوم و سوم و اختصاصی سوم و کل کتب پیش دانشگاهی را مطالعه نکرده ام.
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. اصلا توصیه نمی کنم اینطوری برای برنامه ریزی تون تصمیم بگیرید. شما باید یک هدف واحد انتخاب کنید و بر اساس همون هدف تصمیم بگیرید که در هرماه و هفته و روز چه اقداماتی رو باید انجام بدید. این سوالی که شما می پرسید من فقط متوجه شدم درس هایی رو نصفه نیمه خوندید و هیچ تکلیفی هم برای اینکه چه زمانی قرار است درس ها تمام شود ندارید.
این توضیحات شما مرا به پرسیدن ای سوالات وادار کرد که البته جوابش را باید به خودتان بدهید و اگر برایشان جوابی ندارید پس برنامه ای هم ندارید:
1. چه تاریخی قرار است تمام درس هایتان تمام شود و خلاصه همه درس ها حاضر باشد به طوری که دیگر نگویید فلان فصل از فلان کتاب هنوز خوانده نشده و خیالتان راحت باشد که همه چیز خلاصه شده است؟
2. آیا این تاریخ زودترین تاریخی است که می توانید درس ها را با کیفیت مطلوب خلاصه کنید. این هنر نیست که کسی بگوید در بهمن یا اسفند درس ها را خلاصه می کنم اگر اینطور باشد که دیگری هم می گوید اردیهشت سال 98 همه را می خوانم. خب پس باید در نزدیک ترین زمان ممکن و با کیفیت و اصول مطالعه تمام شود.
3. چند بار مرور می کنید و فاصله بین مرورهایتان چقدر است؟
4. چه تعداد تست می زنید و فاصله بین تست زدن هایتان چند روز است؟
5. چه مقدار زمان برای رفع اشکال ها در نظر می گیرید و چطور قرار است اشکالات را رفع کنید؟
6. از چه زمانی بهتر است در ازمون شرکت کنید؟ این سوالی است که بر اساس برنامه شخصی خودتان و بر پایه درسی و وضعیتی که در آن قرار داید باید پاسخ دهید. قرار نیست همه آزمون ها را بنویسید شاید لازم باشد حتی از بهمن ازمون دهید یا شاید از مهر و شاید هم فقط چند آزمون سنجش کافی باشد. همه این موارد به نیازهای شخصی خودتان و اینکه از نظر ازمونی در چه شرایطی هستید بستگی دارد.
بنابراین اصولی درس بخوانید. به نظر می آید شما صرفا بر اساس عادت می خواهید بروید جلو و هیچ دلیل علمی و نیاز درسی برای کارهایتان ندارید. امیدوارم برنامه تان را تغییر دهید و پاسخ این سوالات را بدهید. مطمبن باشید برنامه ای که برای سوالات فوق بهترین پاسخ ها را داشته باشد یک برنامه کامل است. موفق ترین باشید.
سهیلا
سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 08:08 ب.ظ
با این توضیحاتی که دادید انگار که هرروز و هرلحظه داشتم گول مغزمو میخوردم
مثلا همین امروز یه چیزی بهم گفت که خودمم تعجب کردم داشتم
بهم گفت دیگه دیر شده واست سه سال از دست رفت گفتم من که امسال تازه 22سالمه سال دیگه میشه 23 سالم خیلیا هستن مثل رتبه یک کنکور تجربی 95 بعداز چهارسال برگشته دوباره کنکور داده
یجوری میگی واست دیر شده انگار 32سالمه
اروم که شد گفت خب از کجا معلوم 23سالگی قبول بشی با وجود این نقطه ضعف ها
دیگه عصبی شدم گفتم اخه مگه من چه مشکلی دارم که از الان با درست و اصولی خوندن قبول نشم
اون حس نتونستن رو بهم غالب میکنه و تبدیل به یجور لاقیدی میشه انگار
در حالیکه همه چیز این زندگی به خود ادم و اقتدار درونیش بستگی داره
الان که دارم واستون مینویسم مغزم داره مقاومت میکنه واسه اینکه برای صد دست به کار بشم بهم میگه نه نه نمیخوام
پاسخ رضا جدیدی : دقیقا همین طور است. اگر کسی موفقیتی ندارد یا برای موفقیتی تلاشی ندارد باید بداند که در حال گول خوردن از مغزش است. این جمله خیلی مهم است. به دور و بر خود نگاه کنید. اگر افرادی را می بینید که معمولی هستند و عادی زندگی می کنند و هیچ موفقیتی در زندگی خود ندارد چرا ندارند؟ بروید بپرسید که چرا موفق نیستند یا چرا همین حالا برای موفقیت تلاش نمی کنند؟
پاسخ شان این است:
1. از ما دیگه گذشته و سن و سالمون جواب نمیده.
2. فقر و تنگدستی مانع شد.
3. امکانات نداشتیم
4. مجبور بودم کار کنم.
5. زود وارد زندگی شدم و ازدواج و بچه ها خب با این همه مشغله نمی شد.
6. من تلاش کردم اما خب نتونستم دفعه اول موفق بشم و تصمیم گرفتم دیگه این راه رو ادامه ندم. به قولی جلوی ضرر رو هر وقت بگیری منفعته. من جلوی پشت ضرر تلاش کردن برای رسیدن به آنچه دوست داشتمو گرفتم.
7. همه که قرار نیست موفق باشند. تازه الان با این شرایط درس خوندن هم ارزشی ندارد. فرض کن الان اگر خونده بودیم بازم باید بیکار مینشستیم.
8. اونایی که موفق هستن باهوشن و حمایت مالی و خانوادگی دارند. من که تنها بودم نشد موفق بشم.
9. تقدیر و سرنوشت ما هم همین بوده دیگه.
بقیش رو شما بگید. اون ها چطوری خودشون رو قانع می کنند؟ اگر اسم این ها گول خوردن نیست پس چیه؟ ببنید دوستان عزیز، مغز بزرگترین استاد در قانع کردن انسان هاست. اون میتونه حتی شما رو قانع کنه که بی خاصیت ترین موجود جهان هستید. اون میتونه شما رو ترسو ترین فرد دنیا کنه و میتونه همیشه برای هر اتفاقی دلایلی رو بیاره که از کوه هم محکم تر و منطقی تر است. این قدرت مغز هستش تا بتونه ما رو اروم کنه. حالا برخی ها مثل شما، آگاهی دارند و تمرین می کنند و برخی هم تا آخر عمرشون بازیچه مغزشون میشوند. انتخاب با شماست. موفق ترین باشید.
سهیلا
سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 05:47 ب.ظ
برای رسیدن به صد میشه اینجوری برنامه بریزیم که تو ده روز هرروز ده تا مخالفت انجام بدیم؟
پاسخ رضا جدیدی :
ببنید 100 به شخصیت تان بستگی دارد. به تعداد مخالفت های مغزتان وابسته است. ممکن است مغزتان در همان روز اول 50 بار نیاز به مخالفت کند. بعضی وقت ها هم می بینید که هفت روز طول می کشد که به 100 برسید. اصلا برنامه پذیر نیست فقط کافی است که دفترچه ای بردارید و از همین حالا هرچیزی گفت را بنویسید و مخالفت کنید.
یادتان باشد او با مخالفت شما هم مخالفت می کند پس منتظر این باشید که موج منفی و نشدنی و احساسات بد را در درون تان تولید کند اما به آن احساسات اهمیت ندهید فقط هر چه خواست مخالفش باشید.
مثلا الان بروید و درس بخوانید شاید مغز بگوید ای بابا الان؟ الان که نصف روز تمام شده است از فردا می خوانیم. اینجاست که این خواسته مغزتان را بنویسید و مخالفت کنید و درس تان را همین امروز بخوانید. مغز بیکار نمی نشیند سراغتان می آید و می گوید این مطالعه زورکی است فایده ندارد، پس باید همین را هم بنویسید و مخالفت کنید. دوباره می گوید این مطالعه بی کیفیت است. الان ذهنت اماده یادگیری نیست. الان بخونی هم موفق نمیشی. دیگه برای خوندن دیر شده است. همه از تو بهتر هستن جلو زدن.
اگر الان کتاب بگیری دستت بقیه در موردت چی فکر می کنن؟ بدون برنامه که نمیشه درس خوند. اول برو یک برنامه بچین. اصلا بیا کل این هفته یا امروز رو برای برنامه ریزی بگذاریم. ببین اصلا تو شرایطت فرق داره بهتره روش دیگه ای رو امتحان کنی.
100 دیگه چیه؟ اصلا این روش خوبی نیست جواب نمی دهد. الکیه فایده ای نداره بهتره به فکر یه روش دیگه ای باشی. اگر مشکلات تو به همین سادگی قابل حل بود که دیگه اسمش مشکل نبود. به فکر یه راه حل درست و حسابی باش. تو خیلی حالت خرابه با این روشهای مسخره خوب نمیشی.
تو سال هاست شکست خوردی مگر میشه از الان شروع کنی و موفق بشی؟ باید بری با خانوادت هم صحبت کنی تا اون ها رو هم راضی کنی. به نظرم اصلا ارزش نداره بخوای اینطوری شروع کنی و دوباره به خودت شک بدی.
اصلا فکرشو کردی اگر یه بار دیگه شکست بخوری دیگه افسرده میشی. بازهم انگشت نمای مردم و فامیل میشی. اصلا اگر کسی هم نفهمه بالاخره خودت که میدونی بازهم شکست خوردی. حالا که زمانش گذشته تو هم باید ولش کنی.
اگر بگویم میلیاردها میلیارد روش برای مغز است تا شما را قانع کند باورتان می شود؟ من هرچقدر هم که می نویسم فقط نمونه کوچکی از زرنگی های این موجود 1 کیلو و 400 گرمی است. فقط باید مخالفت کنید. من دیدم کسایی که به 90 بار مخالفت پی در پی هم رسیده اند و اما بار 91 ام گول مغز را خورده اند. 100 یک خاصیت عجیب دارد. به آن که می رسی دیگر مطمین می شود مغزت تسلیم شده است. موفق ترین باشید.
سهیلا
سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 02:23 ب.ظ
سلام و خدا قوت خدمت شما استاد بزرگوار و عزیز
اقای جدیدی من عاشق پروازم ولی میترسم
من انگیزه ی زیادی داشتم خواسته های زیادی داشتم ارزوها ی زیادی داشتم اما سه ساله که به تعویق افتادن چون ترسیدم اما هنوزم تو قلبم احساسشون میکنم
و انقدر درگیر این ترس شدم که دلسرد شدم اما یوقتایی که تو شرایط خاصی قرار میگیرم هنوزم اون شوق و ذوق رو تو وجودم احساس میکنم
ولی خیییییلی دلم میخواد پرواز کنم خیلی دلم میخواد یه قدم فراتر از این وضعیت فعلی بردارم
دلم میخواد دلمو بزنم به دریا و برم جلو
اما هربار این ترسا و شک و تردیدا پررنگتر میشه
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. یک جمله می گویم شاید برایتان عجیب باشد ولی از ته دلم می گویم: «اگر چک کردن و کنترل علایم حیاتی ام مثل فشار خون، ضربان قلب و... توسط مغزم کنترل نمیشد همین حالا به متخصص مغز و اعصاب مراجعه می کردم و می گفتم که مغزمو در بیارن چون این مغز فقط بلده بترسونه، بگه بشین نکن نمیشه، ولش کن فراموش کن کنارش بزار، بیخودی توقع ایجاد نکن تو نمی تونی موفق بشی و دست به کارهای بزرگ نزن ضایع میشی. تو هم یکی مثل بقیه باش و فراموش کن چیا میخواستی اونا فقط رویا بودن و تو هیچ شانسی برای رسیدن به اون ها نداری.»
من به درجه ای از آگاهی رسیدم که مغزم فقط وظیفه داره علایم حیاتی بدنمو چک کنه و راستش دیگه نیازی بهش ندارم. من با آگاهی که از خودم دارم تمام کارهامو انجام می دهم و نیازی ندارم که یکی در درونم فقط بگه نمیشه دیر شده ولش کن تو مثل بقیه نیستی و...
من به هرچی رسیدم از وقتی شروع شد که به 100 رسیدم. وقتی که تونستم مغزمو تربیت کنم. شما رو خیلی خوب میفهمم. حتی بهتر از خودتون میفهمم که الان چه احساسی دارید. میدونم چقدر دوست دارید از این زندان رها شید البته زندانی که خودتون برای خودتون ساختید و زندان بانی به نام مغز.
من میگم به 100 برسید مطمین باشید زندگی تون رو تغییر میده. آگاه باشید که آیندتون عوض میشه. 100 بار برای تربیتش پشت سرهم تلاش کنید. اونوقت که مغزتون میفهمه باید بره و به علایم حیاتی بدنتون سر بزنه و کاری به این نداشته باشه که شما چی می خواهید باشید. انتخاب با شماست. موفق ترین باشید.
یکشنبه 2 اردیبهشت 1397 01:06 ب.ظ
سلام خدمت استاد عزیز ...امیدوارم حالتون خوب باشه ...و تو این روزهای بارانی کشور حال دلتون بهاری باشه...من چند روز پیش بهتون پیام دادم و گفتم که بوون هیچ حاشیه ای دارم واسه کنکور 98 میخونم و ازتون سوالاتی پرسیدم و بسیار ممنونم که به سوالاتم پاسخ دادین ....سوالی که الان داشتم این بود من از الان چطوری زمان و وقتم رو بین اختصاصی ها و عمومی ها تقسیم کنم ...و چطور ساعت مطالعه ام رو افزایش بدم ؟ یعنی روزانه تایم اضافه کنم یا هفتگی ؟ چون واقعا اعتقادی به اینکه یهو 12 ساعت بخونم ندارم چون میدونم بعد دو روز آدم کاملا خسته میشه ....و اینکه چون داریم به ماه رمضون نزدیک میشیم و من روزه میگیرم ...یواش یواش تایم مطالعه ام رو از شب تا صبح بکنم یا اینکه شما چطور پیشنهاد میکنین...چون تو ماه رمضون واقعا دچار ضعف میشم و از یه طرف هم میخوام عالی بخونم ....ممنون میشم اگه راهنماییم بفرمایین ....
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم بله مطالعه در ماه رمضان بهتر است از نیم ساعت بعد از افطار شروع و تا دو الی سه ساعت بعد از سحر نیز می تواند ادامه داشته باشد. برای اضافه کردن به زمان مطالعه بنده همیشه روش 5 دقیقه ای را معرفی می کنم. یعنی هر روز فقط 5 دقیقه به زمان مطالعه تان اضافه کنید. اینطوری در یک ماه150 دقیقه به مطالعه تان اضافه می شود و مغز هم این تغییر را می پذیرید.
حتما داستان قورباغه و آب را شنیده اید. اگر یک قورباغه را درون آب داغ بیندازید خیلی زود از آن بیرون می پرد اما اگر آن را درون اب سرد بگذارید و با شعله ای زیر آن را روشن کنید و آب ارام آرام داغ شود آنگاه قورباغه بیرون نمی پرد تا پخته می شود.
مغز ما هم همین است. اگر تغییرات ناگهانی به آن بدهیم قطعا بیرون می پرد و می گوید نه نه نه نه نمی خواهم عوض شوم و به هزار در و دیوار می زند که شما را ناامید و خسته کند ولی اگر یک تغییر ریز و کوچک داشته باشیم مطمین باشید آنقدر می پذیرید تا پخته می شود و عادت می کند.
خیلی ها می پرسند در این 5 دقیقه اضافه چکار کنم؟ چند لغت زبان بخوانید، یک تست ریاضی بزنید یا حتی مطلبی که خیلی فرار است را مرور کنید. اما فردا این 5 دقیقه به 10 دقیقه تبدیل می شود و روز بعد 15 دقیقه و تا روز سی ام شما 150 دقیقه به مطالعه تان اضافه شده است.
اگر هر کاری را از راه علمی و درستش انجام دهیم هم شدنی است هم موفقیت آمیز. موفق ترین باشید.
دیبا واقفی
یکشنبه 2 اردیبهشت 1397 11:58 ق.ظ
سلام روز بخیر
اقای جدیدی من از دیروز عملگرایی رو شروع کردم میشینم درس میخونم اما مغزم از راه ترس و نشون دادن نقطه ضعف هام وارد عمل شده
و موقع درس خوندن اصلا تمرکز ندارم
با این دید میرم میخونم که نتیجه ی امسال واسم هیچ اهمیتی نداره اما یا مهم بودن نتیجه رو پررنگ میکنه تو نظرم یا از کنکور 98 و شرایطش یه غول میسازه و باعث میشه برم سمت حاشیه
قبلا وارد حاشیه میشدم اما امروز جلوی خودمو گرفتم چون میدونستم کار مغزمه
اما انرژی زیادی ازم میگیره و فشار زیادی بهم میاد با این فکرا
انگار که هنوزم تحت کنترل مغزم هستم و نتونستم با دید بی اهمیت بودن نتیجه پیش برم
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. اگر به باشگاه بدن سازی بروید روزهای اول درد زیادی را در عضلاتتان حس می کنید چون در حال فشار اوردن به آن ها هستید تا مطابق میل تان شکل و فرم بگیرید. مغز هم همین است روزهای اول خیلی احساس خستگی می کنید و یا حس ناامیدی و یا حس اینکه باید روش را تغییر داد و اینطوری نمی شود و... اما این احساسات کار خود مغز است که دوست ندارد تغییر کنید. فقط این احساسات را یادداشت کنید و سعی کنید مخالفش عمل کنید.
همیشه این فشار روی شما نیست فقط چند روز اول است که اگر کسی به سلامت عبور کند دیگر ناخدای مغزش می شود. یادتان باشد سال هاست که مغز بر شما حاکمیت کرده است و هر طور دلش خواسته شما را تابانده پس برایش سخت است که قدرتش را از دست بدهد و این حق را به او بدهید که هر کاری که می خواهد انجام دهد تا قدرتش را حفظ کند اما شما کار خودتان را کنید.
من مطمینم اگر کسی فقط چند روز اول را تحمل کند و پایبند برنامه اش شود آنگاه بر مغزش حاکم می شود و از آن روز است که تازه زندگی اش آغاز می شود. موفق ترین باشید.
یکشنبه 2 اردیبهشت 1397 09:45 ق.ظ
سلام وقت بخیر
اقای جدیدی با این درصدا تو منطقه سه حدود رتبه چقدر میشه؟
ادبیات 70 عربی70 دینی100 زبان30
ریاضی40 زیست50 فیزیک50 شیمی40
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. اجازه دهید رتبه نگوییم زیرا تخمین رتبه دقیق نیست و ممکن است بالا و پایین شود. در ضمن وقتی شما درسی را 100 در نظر می گیرید یک ظلم به خود کرده اید و آن هم این است که اگر در کنکور سوالی را در درس دین و زندگی نتوانید پاسخ دهید آنگاه دچار به هم ریختگی ذهنی می گردید. بهترین و هوشمندانه ترین کنکوری ها کسانی هستند که پیش زمینه ذهنی حداکثری برای درصدهای خود در نظر نمی گیرند و همیشه این احتمال را می دهند که ممکن است که سوالات به صورتی بیایید که 5 تا 10 درصد، از آنچه فکر می کنند کمتر هم بزنند. اینگونه این افراد موفقیت خود را تضمین می کنند و شدیدا به شما توصیه می کنم که در مورد 100 درصد دین و زندگی به خودتان ظلم نکنید.
اگر همین درصدها را در نظر بگیریم و بدون احتساب معدل و با در نظر گرفتن خطاهای تخمین، شما با این درصدها می توانید رشته های پزشکی های پردیس و مازاد، پزشکی های دانشگاه آزاد، دندانپزشکی پردیس و مازاد، دندانپزشکی دانشگاه آزاد، داروسازی روزانه در شهرهای خیلی کوچک با احتمال خیلی ضعیف، داروسای پردیس و مازاد، داروسازی دانشگاه آزاد و رشته های روزانه ی پیراپزشکی را در تمام دانشگاه ها غیر از دانشگاه تهران و شهید بهشتی را قبول شوید. رشته های شنوایی سنجی، کاردرمانی، پرستاری، هوشبری، علوم تغذیه را نیز در دانشگاه تهران و شهید بهشتی می توانید قبول شوید.
اگر بخواهید بدانید در این دو ماه بهترین تصمیم برای شما چیست؟ این است که سعی کنید در هر 4 درس تخصصی 5 درصد بالاتر بزنید آنگاه خیلی از شهرها را می توانید پزشکی و دندانپزشکی و داروسازی روزانه بخواهید در ضمن همه رشته های پیراپزشکی در همه دانشگاه ها را هم قبول می شوید.
آیا می شوید در یان فرصت باقی مانده در هر درس تخصصی 5 درصد بالاتر رفت؟ بله حتما می شود شما این 2 ماه را اگر بسیار فشرده برنامه ریزی کنید و دقیقا تست محور باشید و غلط هایی که در ازمون ها داشته اید را روی آن ها متمرکز شوید آنگاه می توانید در هر درس تخصصی 5درصد بالاتر بروید.
دقت کنید 5 درصد بیشتر زدن در درس ریاضی و فیزیک یعنی 1 و نیم تست بیشتر زدن یا همان 2 تست بیشتر زدن یعنی دو ماه فرصت دارید تا فقط 2 تست درست بیشتر در ریاضی بزنید.
در درس زیست و شیمی نیز فقط 2 تست بیشتر می خواهید بزنید بنابراین به موفقیت نزدیک هستید. موفق ترین باشید.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.