کلبه مشاوره رضا جدیدی مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور - برای کنکور دو، سه روز خوب درس می خوانم و بعد نمی خوانم

مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور


راه های ارتباطی با رضا جدیدی: شماره تلفن ثابت: 34774341-086 شماره تلفن همراه: 09189580918

برای کنکور دو، سه روز خوب درس می خوانم و بعد نمی خوانم

روش درس خواندنم برای کنکور این طور شده که دو، سه روز خوب درس می خوانم و بعد از آن انگار نه انگار که کنکور دارم و درس خواندن را کنار می گذارم. اول هفته با خودم عهد می بندم که هر روز، صبح زود از خواب بلند شوم و حسابی درس بخوانم. اما این قول و قرار فقط برای دو یا سه روز دوام دارد و بعد از آن دیگر نمی توانم صبح زود بیدار شوم و برای همین برنامه ام را پاره می کنم و تصمیم می گیرم از هفته بعد دوباره شروع کنم.
این روش درس خواندن مرا به موفقیت در کنکور نمی رساند، خیلی از درس هایی که باید تمام می کردم را هنوز برای مطالعه شروع هم نکردم، خودم می دانم که توان مطالعه و یادگیری ام خیلی زیادتر از این است اما نمی دانم مشکل از من است یا برنامه که باعث می شود بعضی روزها عالی باشم و روزهای دیگر، بی حال و کسل. مشکل چیست؟ چطور می توانم کاری کنم که هر روز، را خوب درس بخوانم و اینقدر افت و خیر نداشته باشم و روند درس خواندنم برای کنکور، مثبت و صعودی باشد؟
در این مطلب قرار است به این دغدغه اکثر داوطلبان کنکور پاسخ دهیم و به طور مشخص به بررسی دلایلی بپردازیم که موجب شده است تا یک دانش آموز یا داوطب کنکور، برخی از روزها را با برنامه درس بخواند و تعداد زیادی از روزها را احساس خستگی و بی انگیزگی کند و اصلا درسی نخواند. 
اکثر داوطلبان کنکور که مشکل بالا را دارند، یک رفتار مشابه در برنامه ریزی برای کنکور از خود نشان می دهند و آن هم به این صورت است که:
«آن ها جمعه عصر یک برنامه برای مطالعه هفته بعد خود طراحی می کنند و با خودشان قسم می خورند که صبح زود مثلا ساعت 4 و نیم صبح از خواب بلند شوند و این برنامه درسی را اجرا کنند. تقریبا تا روز دوشنبه به قسمی که خورده اند وفا دار می مانند ولی از روز سه شنبه همه چیز تغییر می کند. ابتدا حس بدی نسبت به برنامه شان پیدا می کنند و می گویند این برنامه ریزی اشتباه است و آن چیزی نیست که من بتوانم با آن برنامه به موفقیت در کنکور برسم. سپس برنامه را پاره می کنند و اصلا عذاب وجدان ندارند که چرا درس نمی خوانند زیرا یک دلیل منطقی برای خودشان دارند و آن هم برنامه ای است که برای موفقیت در کنکور مناسب نیست و آخر هفته را هم برای درس خواندن مناسب نمی دانند زیرا می گویند برای کنکور باید از روز شنبه شروع کنیم و آخر هفته را به استراحت می پردازند به امید اینکه جمعه عصر برنامه بهتری برای خودشان بچینند و آن را اجرا کنند. این روند برای هفته بعد نیز تکرار می شود.»
این دانش آموزان هر چه به کنکور نزدیک تر می شوند احساس نا امیدی را کم کم  در خودشان حس می کنند و انگیزه شان برای مطالعه کمتر می شود به طوری که تصمیم می گیرند یا برای کنکور سال بعد درس بخوانند یا با هر رتبه ای وارد دانشگاه شوند. جالب است آن هایی که تصمیم می گیرند برای کنکور سال بعد درس بخوانند باز هم از همان روز برای کنکور سال بعد شروع نمی کنند و با خودشان می گویند از اول تابستان شروع می کنم و این عادت چند روز خواندن و چند روز نخواندن باز هم تکرار می شود. در ادامه دلایل مختلفی که باعث می شود یک داوطلب کنکور دایما برنامه عوض کند و چند روز با برنامه و چند روز بی برنامه باشد را بررسی می کنیم.
- برنامه ریزی اشتباه و ساعت محور، توقعات بالا و غیر قابل دسترس: وقتی دانش آموزی تصمیم می گیرد در برنامه ریزی اش از ساعت 4 و نیم صبح بلند شود به طوری که در کل زندگی اش این ساعت را ندیده است چطور می خواهد انتظار داشته باشد که یک باره تغییر کند و بتواند در این شرایط برای کنکور درس بخواند؟ برنامه ریزی های پر و بدون توجه به سابقه تحصیلی و توانایی در یادگیری و کشش مطالعاتی نتیجه ای جز خستگی روحی و جسمی ندارد. وقتی دانش آموزی در بهترین شرایط بیشتر از 3 تا4 ساعت در روز درس نخوانده است چطور انتظار دارد از فردا بتواند بالای 10 ساعت را تحمل کند. انتظارات در برنامه ریزی می بایست منطقی و پله ای باشد. همه چیز قرار نیست از شب اول ایده آل باشد.
برنامه ریزی قرار است یک دانش آموز یا داوطلب کنکور را کمک کند تا به موفقیت برسد، برنامه ریزی با هدف آسان تر کردن فعالیت های مطالعاتی و یادگیری طراحی می شود نه اینکه خودش باعث یک عذاب برای دانش آموز یا داوطلب کنکور باشد. بسیاری از دانش آموزان می گویند اگر بی برنامه درس بخوانیم موفق تر هستیم، این ها، جز آن دسته از افرادی هستند که هرگز طعم شیرین یک برنامه درست و اصولی را نچشیده اند تا بتوانند به بهترین وجه از نظم ایجاد شده در زندگی شان لذت ببرند.
عبارت هایی مثل: «از فردا ساعت .... از خواب بیدار می شوم، می خواهم ساعت خوابم را کم کنم زیرا زیاد می خوابم، می خواهم خودم را زندانی کنم و ارتباطم را با همه قطع می کنم تا بیشتر درس بخوانم، از فردا می خواهم جبران کنم، یک هفته برای تمام عقب افتادگی هایم وقت می گذارم، می خواهم ثابت کنم منم می توانم 4 ساعت بخوابم و بقیه روز را  درس بخوانم» و سایر عبارت های مشابه همگی نشانه هایی است که می توانید متوجه شوید برنامه ریزی تان احساسی و غیر قابل اجراست.
برنامه ریزی هایی که در آن تغییر عادت های ناگهانی باشد محکوم به اجرا نشدن هستند به طور مثال: «از فردا می خواهم ساعت 4 و نیم بیدار شوم، تصمیم گرفته ام خوابم را به 8 ساعت به 4 ساعت برسانم و از فردا قصدم این است که 4 ساعت بخوابم، از فردا خواب عصرم را کنار می گذارم و دیگر نمی خواهم عصرها را بخوابم، از فردا می خواهم بجای روزی 7 ساعت درس خواندن، روزی 14 ساعت بخوانم» و سایر عبارت های مشابه، نشان دهنده یک تغییر عادت ناگهانی است و قطعا این برنامه ریزی غیر قابل اجراست. اگر عادت اشتباهی دارید حتما نیاز است تا به صورت پله ای آن عادت را کنار بگذارید. مثلا اگر می خواهید ساعت مطالعه خود را زیاد کنید بهتر است هر روز 5 دقیقه بیشتر درس بخوانید تا در طول 30 روز به مدت 150دقیقه  یا 2 و نیم ساعت به میزان مطالعه تان اضافه شود. این تغییر های ریز به ریز و کوچک بسیار پایدار هستند و مطمین باشید برنامه را جذاب می کنند.
در مطلب «خمیازه می کشم، حس خواب آلودگی و چرت زدن دارم» و «در بیداری، نخوابید!» در مورد میزان خواب از نظر علمی و تحقیقاتی و ضرر و زیان کم خوابی صحبت کرده ایم. بنابراین به این نکته دقت کنید که تغییراتی که می خواهید در عادت های خود بدهید باید درست باشند نه اینکه به اشتباه تغییر کنید. تغییر دادن ساعت خواب به کمتر از 7 ساعت یک اشتباه بزرگ است پس تغییرات اشتباه باعث می شوند تا بدن شما کم بیاورد و بازهم برنامه ریزی را غیر قابل اجرا کند.
عقب ماندن در برنامه ریزی نیاز به آرامش در اجرا دارد، مورد مهم دیگری که بسیاری از دانش آموزان و داوطلبان کنکور به آن توجه نمی کنند در مورد عقب افتادگی های درسی است. به هر دلیلی ممکن است برای هر کسی رخ دهد که از درس های برنامه اش عقب بماند اما نوع برخورد با این موضوع بسیار مهم است. اگر داوطلبان کنکور تصمیم می گیرند این عقب افتادگی را به آینده نامعلوم انتقال دهند که هرگز هم آن روز نمی رسد و همین شرایط به آن ها فشار روحی ناشی از کم کاری را وارد می کند و احساس بدی به برنامه شان پیدا خواهند نمود.
برخی دیگر از افراد، تصمیم می گیرند که همان فردا را به جبران عقب افتادگی ها اختصاص دهند و با خودشان می گویند: «فردا که بلند شدم هم درس های آن روز را می خوانم هم تمام عقب افتادگی ها را جبران می کنم.» این جمله یعنی فردا یک روز تمام درسی و با فشار بسیار زیاد است و از همین حالا می توان زدگی از درس خواندن و اجرایی نشدن آن را حس کرد.
عده دیگری از دانش آموزان نیز تصمیم می گیرند یک هفته را به جبران عقب افتادگی های درسی خود اختصاص دهند و در تمام آن یک هفته به فکر جبران باشند. این تصمیم که ظاهرا منطقی به نظر می رسد یک ایراد بزرگ دارد و آن هم حس بد یک هفته از دست دادن و اجرا نکردن برنامه بیشتر است. داوطلب کنکور در این شرایط با خودش فکر می کند که یک هفته ام را بابت جبران عقب افتادگی ها از دست دادم و اگر بخواهم در ماه های نزدیک به کنکور هم، اینطور عقب افتادگی را جبران کنم شاید اصلا نرسم و ساعت مطالعه هایم کاهش یابد و همین فکرها حس بدی نسبت به برنامه ایجاد می کند.
بهترین روش برای جبران عقب افتادگی های درسی، شکستن آن عقب افتادن ها به روزهای متوالی است. به طور مثال اگر دانش آموزی با خودش بگوید که هر روز، به مدت 30 دقیقه برای جبران عقب افتادگی های درسی به برنامه ام اضافه می کنم و در این صورت این دانش آموزان در مدت 10 روز می تواند 300 دقیقه یا 5 ساعت از عقب افتادگی های درسی خود را جبران کند بدون اینکه حس منفی نسبت به برنامه ریزی اش داشته باشد. این مدل فکری باعث می شود تا هم عقب افتادگی ها جبران شوند و هم برنامه هر روز اجرا شود و از همه مهم تر حس منفی در مورد از دست دادن زمان در فرد ایجاد نمی شود.
برنامه ریزی و راهکارهای مقابله با آفت های آن یک روش علمی است و اگر کسی علم برنامه ریزی را داشته باشد هرگز ناامید و خسته از برنامه ریزی نمی شود.
توقعات ذهنی قبل از شروع، باعث می شود چند روز بخوانید و چند روز نخوانید: هر یک از انسان ها قبل از شروع به مطالعه، توقعاتی از شرایط آن درس دارند مثلا با خودشان می گویند: «امروز حتما 12 ساعت درس می خوانم و طبق برنامه ام 300 تست زیست شناسی می زنم و مطمین هستم درصدم بالای 60 می شود.» این انتظارات ذهنی  به دو دلیل بسیار خطرناک هستند؛ دلیل اول اینکه اصلا معلوم نیست این توقعات ذهنی قبل از شروع به درس خواندن، منطقی هستند یا خیر؟ اکثر افراد در ذهنشان خواسته هایی را دارند که اصلا منطقی نیست. به طور مثال دلشان می خواهد بعد از اینکه یک درس را خواندند، درصدشان بالای 60 باشد و این موضوع می تواند برای بسیاری از درس ها کاملا غیر منطقی و غیر واقعی باشد.
دلیل دوم اینکه به هر دلیلی ممکن است شرایط محیطی طوری باشد که یکی از این پیش بینی های ذهنی داوطلب اجرا نشود به طور مثال او در ذهنش به 300 تست زیست فکر می کند و حالا شرایط طوری پیش رفته که 200 تست بیشتر نمی تواند بزند پس احساس بد نسبت به برنامه اش در وجودش ایجاد می شود و تصمیم به پاره کردن برنامه اش می گیرد. 
سعی کنید توقعات ذهنی قبل از شروع درس خواندن هایتان را روی یک برگه بنوسید و از خود بپرسید با این شرایط این توقعات منطقی است یا ساخته تخیل است؟ اگر پیش بینی های ذهنی خود را منطقی کنید حس بدی نسبت به برنامه نخواهید داشت و همین امر موجب پایبندی به برنامه ریزی و قابل اجرا بودن آن می شود.
شرطی شدن و عادت کردن به افت و خیز درس خواندن ها: اساس رفتارهای انسان به عادت هایی است که در او شکل می گیرد. وقتی یک داوطلب کنکور، برای مدتی به صورت افتان و خیزان درس بخواند و روزهایی را زیاد درس بخواند و بلافاصله روزهایی را اصلا درس نخواند، این رفتار در او تبدیل به عادت می شود و حتی اگر تمام شرایط در مورد برنامه ریزی و مطالعه او فراهم باشد باز هم این عادت به سراغش می آید و احساس بد در وی تولید می کند تا او را از درس خواندن باز دارد. در مطلب «چرا به برنامم نمی توانم عمل کنم؟» به طور کامل در مورد شرطی شدن و عادت هایی که باعث می شوند تا حس بدی از اجرایی نشدن برنامه ها داشته باشیم صحبت کرده ام که آن را مطالعه کنید.
عادت های ریزی که به چشم شما نمی آیند اما زندگی تان را تحت تاثیر قرار می دهند و باعث شکل گیری مسیر فکری و حرکتی تان می شود بنابراین می بایست برنامه جامعی برای مبارزه با عادت های نادرست را در دستور زندگی خود قرار دهید کاری که همه افراد موفق برای پالایش فکری و روحی خود اجرا می کنند.
در این مطلب به بررسی دلیل دو سه روز خوب درس خواندن برای کنکور و سپس رها کردن آن پرداختیم. این موضوع مشکل اکثر دانش آموزان و داوطلبان کنکور است و با تغییر نگرش در سه موضوعی که عنوان شد قطعا این موضوع نیز قابل برطرف شدن است.
 
                   دانش آموزان و کنکوری هایی که این مطلب را خوانده اند، به مطالعه مطالب زیر نیز علاقمند بوده اند
                                                               برای خواندن این مطالب روی آن ها کلیک کنید



.....
جمعه 10 اسفند 1397 09:21 ب.ظ
سلام آقای جدیدی
عذر میخوام دنبال یه مطلب بودم ولی پیدا نکردم
به نظر شما کسی که سهمیه ۲۵ درصدی داشته باشه چطوری باید درس بخونه تا به دندانپزشکی برسه
بعضی وقتا دیگران آدمو به خودشون مغرور میکنن و میگن حتما درمیای...من باید چیکار کنم؟؟؟؟؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. کلا سه نکته را رعایت کنید:
1. نه هدفتان را به کسی بگویید نه گزارش درس خواندن خود را به دیگران بدهید. شما اصلا نیازی نیست بروید داد بزنید که سهمیه دارم. چرا باید همه بدانند زندگی شما چطور بوده و چطور گذشته؟ کلا توضیح دادن در مورد زندگی شخصی خود را به دوستان و فامیل متوقف کنید.
2. فکر کنید هیچ سهمیه ای ندارید و با تمام وجود درس بخوانید و یادتان نرود اگر نتوانید 70 درصد تراز آخرین فرد قبولی را بدست اورید عملا هیچ ارزشی برایتان ندارد و تازه یادتان باشد که شما باید بین کسانی که مثل خودتان سهمیه دارند رتبه خوبی بدست اورید وگرنه آن سهمیه هیچ ارزشی برایتان ندارد. پس اینطوری هم نیست که پا روی پا بیندازید فکر کنید دیگر قبول می شوید نخیر اولا باید 70 درصد تراز آخرین فرد قبولی را بیاورد و بعد از آن باید بین کسانی که مثل خودتان سهمیه دارند رتبه خوبی بیاورید که از صندلی های این رشته جا نمانید.
3. زندگی تان را با حرف مردم نسازید تا وقتی با حرف مردم حال تان خوب یا حال تان بد شود بدانید که سطح کیفیت زندگی تان پاییین است. کلا در زندگی به نظر بقیه در مورد اهداف زندگی تان ارزشی قایل نشوید. شما باید از شرایطی که دارید استفاده کنید نه اینکه با این طرز تفکر به حرف مردم اهمیت بدهید. موفق ترین باشید.
علی
پنجشنبه 9 فروردین 1397 08:47 ب.ظ
سلام سال نو مبارک اقای جدیدی کنکورتجربی که قراره هشت تیرماه برگزارشه امکان این هست که امسال تاریخشوعوض کنن ودیرتربرگزارشه؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. سال نو بر شما و خانواده محترمتان مبارک. خیر زمانبندی ازمون ها تغییر نمی کند و در همان روزهای 7 و 8 تیر برگزار می شود. موفق ترین باشید.
پنجشنبه 9 فروردین 1397 08:43 ب.ظ
سلام عصربخیرمن یه هفته پیش سوال پرسیدم ازتون شمام لطف کردین خیلی جواب کامل و جامعی دادین ولی من یه سوال دیگه ای هم دارم.الان دوروزه که شروع به مطالعه کردم ولی بایه پایه ی متوسط که چندماهم میشه مطالعه نداشتم میتونم به این درصدهایی که گفتین تواین مدت مونده تاکنکوربرسم؟درضمن چون دسترسی به اینترنت نداشتم یه ذره دیرپاسختونودیدم ببخشید...باتشکر
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. همه چیز به سبک برنامه ریزی و مطالعه تان و پایه درسی تان بر می گردد. با گفتن کلمه پایه متوسط حقیقتا نمی توان اظهار نظر کرد. در ضمن شما بالاخره قصد دارید برای کنکور درس بخوانید یا خیر؟ پرسیدن این سوال که می شود یا نمی شود از نظر بنده پرسش منطقی نیست. چه بشود چه نشود شما اگر فصد دارید زندگی تان را بسازید پس باید این فرصت را درست استفاده کنید. بنابراین اگر قصد خواندن باشد قطعا برای تان مهم نیست که نتیجه چه می شود. به نظر من اگر امروز را به بهانه ای از دست بدهید فردا را با بهانه راحتری از دست می دهید. واقعا فرقی ندارد که می شود یا نمی شود. در شرایطی که شما هستید باید خیلی چیزها را به خودتان ثابت کنید. موفق ترین باشید.
Zahra
جمعه 3 فروردین 1397 09:29 ب.ظ
واقعا ممنونم استاد عزیز به خاطر راهنمایی که در پیام قبل داشتید و خیلی خوشحالم که راه درستی رو در پیش گرفتم ...اینکه همیشه با منطق و دلیل پاسخ بچه ها رو میدید جای تشکر داره ....هر روز یکبار صفحه شما رو چک میکنم و از مطالب خوبتون استفاده میکنم ...و حتما راهنمایی که در پیام قبل داشتید استفاده میکنم و بقیه درسها رو هم شروع میکنم ...و در آخر یه جمله تقدیم همه بچه های کنکوری ....همه میگن سال خوبی داشته باشین ولی من میگم سال خوب رو باید خودمون بسازیم ...موفق و پیروز باشید ...
پاسخ رضا جدیدی :
خواهش می کنم، شما می توانید هر شنبه به کلبه مشاوره تشریف بیاورید زیرا شنبه ها ساعت 12 و 30 دقیقه ظهر یک مطلب جدید روی سایت قرار می گیرد. اینطوری خیلی منظم تر می توانید از مطالب استفاده کنید. واقعا نیازی نیست زحمت بکشید و هر روز تشریف بیاورید اینطوری بنده را شرمنده می کنید. باید علمی باشیم حتی در استفاده از سایت مشاوره هم باید علمی برخورد کنیم و هر روز سر زدن به کلبه مشاوره علمی نیست. شنبه ها یک مطلب جدید روی سایت قرار می گیرد پس فقط همان روز تشریف بیاورید تا از وقتی که می گذارید بهینه استفاده کنید. این خواسته من است که در همه کارهایمان از علم استفاده کنیم. من قول میدهم که اگر کسی با علم زندگی کند هم تفریح بیشتری خواهد داشت هم عمق زندگی اش بیشتر است و هم موفقیتش روز افزون تر. از جمله زیبایی که به کنکوری ها گفتید سپاسگزارم. البته این جمله نباید فقط برای کنکور باشد بلکه باید هر سالمون رو بسازیم. موفق ترین باشید.
Zahra
جمعه 3 فروردین 1397 12:55 ق.ظ
سلام خدمت شما استاد عزیز ...واقعا از خدا در این سال جدید براتون آرامش و آسایش و سلامتی میخوام ...واقعا ممنون که اینطوری صبورانه پاسخ پرسش های دانش آموزان رو میدین ...خدا بهتون عمر با عزت توام با سلامتی بده ...
استاد عزیز ...من چند سالی هستش که بنا به شرایطی از فضای درس دور بودم ..البته نه اینکه به طور کامل دور باشم ولی تا حدودی دور بودم و الان چند ماهی هستش که دوباره با بهتر شدن شرایطم شروع به خوندن کردم البته واسه کنکور 98 ....چون من از رویا پردازی خوشم نمیاد و به خودم میگم من الان با این سطح از توانایی در سال 97 نمیتونم از پزشکی قبول بشم و پزشکی سال 97 حق همه اون بچه هایی هستش که واقعا با جون و دل درس خوندن و تلاش کردن ...و من هم الان یه دو ماهی هست که شروع به درس خوندن کردم و البته با درس ریاضی و فیزیک هم شروع کردم ...چون اینا تغییراتی در نظام جدید ندارن ...و تو این چند روز آینده هم میخوام زیست و شیمی رو شروع کنم و اینکه لغات زبان رو هم بخونم و روش کار کنم ...اینکه بخوام بگم اصلا هیچ فکر منفی به ذهنم نمیاد دروغ گفتم ...افکار منفی هم یکی به خاطر کنکور 98 هستش و یکی به خاطر معدل نهایی خودم که پایین هستش...ولی سعی میکنم مدیریت کنم ...ازتون راهنمایی میخواستم که آیا راهی که دارم میرم درست هستش ؟ خیلی ممنون میشم راهنماییم کنین
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. سال بر شما و خانواده محترمتان مبارک. بسیار بسیار ممنون از دعاتون ان شالله همگی سلامت باشیم.
شما هم باید استدلال پیام قبل رو بخونید و مطمین باشید دلیلی برای استرس برای کنکور 98 وجود ندارد. اما خیلی خیلی خوشحالم چون شما خیلی از بقیه بازهم جلوتر هستید چون حرفه ای شروع کردید و دست روی دست نگذاشته اید. چقدر خوشحالم که کم کم دارید به اصول درست زندگی رو می آورید. آفرین که منتظر نشده اید و چقدر خوب که با دو درس شروع کرده اید البته مشکلی ندارد که اگر عربی و زبان را هم شروع کنید. حتی درس شیمی را میتوانید روی فرمول ها کار کنید. درس ادبیات هم که اصلا وابستگی به کتاب معنا ندارد. حتی مفاهیم اساسی زیست را هم می توانید شروع کنید و مشکلی نیست. دلیلی وجود ندارد که بخاطر تغییر جملات از یاد گرفتن مفاهیم زیبای زیست فرار کنید. هیچ فرقی نمی کند از کدام کتاب سوال بیاید و چه شود شما این توانایی را دارید با هر کتابی شروع کنید و در هر صورت ضرری نخواهید کرد. زیرا کسی که مفهوم را درک کند حفظ کردن جملات سخت نیست.
مطمین باشید همین الان هم فاصله بسیار زیادی با رقبای 98 خود دارید چون تعداد افرادی که مانند شما شروع کرده باشند خیلی کم است. شما بسیار انسان سطح بالایی هستید اما از این هم می شود بالاتر بروید.
من خیلی خیلی خوشحالم که شما حرفه ای هستید. موفق ترین باشید.
ساناز
پنجشنبه 2 فروردین 1397 04:32 ب.ظ
سلام.عیدتون مبارک سال خوبی رو براتون ارزومیکنم.اقای جدیدی تواین سال جدید واولین روزای بهارخیلی احساس ناچاری میکنم و هیچ کس نه تنها نمیتونه کمکم کنه بلکه تشویشم روزیادمیکنه.دیگه احساس میکنم به بن بست رسیدم والان که همه به خاطرعیدخوشحالن من یه دنیاغم دارم.سایت شماروکه دیدم انگار دنیا رو بهم دادن و نورامید به قلبم تابیدخواهش میکنم کمکم کنید.من الان چهار ساله که پشت کنکورم رشتم تجربیه پارسال رتبه ی منطقه ی دوم۳۰۰۰۰شد.سال های پیش اصلاخوب نمیخوندموسرکنکورمیرفتم اما امسال خوب شروع کردم سه ماه خوب تلاشموکردم ولی اواخراذرماه تصادف کردم و تا دوهفته پیش درگیربیمارستان ودکتربودیم الان حالم خوب شده طوریکه میتونم درس بخونم ولی از لحاظ روحی خیلی پسرفت کردم هدفم پزشکی بود به خاطر اون انتخاب رشته نکردم یعنی نتونستم انتخاب رشته کنم و شرایط الان طوریه که امسال دیگه باید انتخاب رشته کنم و برم چون وقتی بچه بودم خونوادموازدست دادموخونه ی عموم اینامیمونم واونم میگه امسال دیگه باید انتخاب رشته کنی.اقای جدیدی من زندگی خیلی خیلی سختی داشتم وهدفم تنها امیدم واسه نجات ازاین زندگیه اصلانمیتونم بدون هدفم زندگی اینده مو تصورکنم.به نظرشمااین سه ماه مونده تاکنکوروبخونم میتونم پزشکی دولتی حتی دانشگاهی مثل فساقبول شم؟ببخشیدکه خیلی حرفام طولانی شدولی باورکنیدکه خیلی ناچارم ودیگه تنهاامیدم حرفهای شماست ولی خواهش میکنم باهام روراست باشین واقعایه همچین چیزی ممکنه یاچیزی مثل معجزه اس؟(خیلی ممنون به خاطر این سایت خوبتون که یه نوع نورامیده واسه دانش اموزایی مثل من)
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. سال نو بر شما و خانواده محترمتان مبارک. این خیلی برای من باعث افتخار است که شما درد دل هایتان را برایم بنویسید. این لیاقت میخواهد که بنده مخاطب درد دل های شما هستم و ان شالله بتوانم خدمت رسان تان باشم.
از نظر قانون و قواعد موفقیت، فردی مثل شما موفق است. اصلا قرار نیست به پزشکی برسد تا به او بگوییم موفق. می دانید چرا؟ چون کنکوری هایی هستند که بهترین امکانات را دارند و در خانه خودشان زندگی می کنند اما شهامت و جسارت پشت کنکور ماندن و دوباره تلاش کردن را ندارند. خیلی سخت است خانه کسی زندگی کردن حتی اگر عمو باشد.
اما در مورد سوالتان، من اطلاعی ندارم پایه درسی تان به چه صورت است اما اگر بتوانید در دروس عمومی به میانگین 60 و در دروس اختصاصی به میانگین 55 برسید قطعا پزشک می شوید. حالا این درصدها را می شود. به عبارت دیگر در هر درس های ادبیات، عربی، دین و زندگی و زبان هر کدام 15 سوال را درست جواب بدهید در درس ریاضی و فیزیک می بایست 16 سوال در درس شیمی 19 سوال و در درس زیست می بایست به 27 سوال درست پاسخ دهید. بنابراین شرایطی که باید سپری کنید رسیدن به این تعداد تست درست است.
این تعداد تست درست زدن معقول است. به طور مثال در درسی مثل زیست که 50 سوال دارد شما فقط می خواهید 27 تا از آن را بزنید. یعنی اجازه دارید 23 سوال را جواب ندهید. برای سایر درس ها هم همینطور. موفق ترین باشید.
پنجشنبه 2 فروردین 1397 11:40 ق.ظ
سلام استاد عزیز...سال نو مبارک انشاالله که همیشه سلامت باشین ...داشتم پیامهای بچه ها رو میخوندم ...و اینکه استرس کنکور 98 رو دارن که اوضاع چطور پیش میره ...من خودم هم به حول و قوه الهی واسه کنکور 98 دارم آماده میشم ...اتفاقا خیلی هم افکار منفی و از این قبیل که قراره چطور بشه اوضاع میاد تو ذهنم ولی من فقط به خودم یه حرف میزنم اونم اینه که ...من عاشق رشته پزشکی هستم ...پس اگه قرار باشه تو کنکور 98 حتی فقط 10 نفر از کل ایران دانشجو بگیرن یکی از اون 10 نفر انشاالله من خواهم بود ....و دیگه چیزی برای از دست دادن ندارم ...و باید با جون و دل تلاش کنم ...چون عاشق هدفم هستم ...چون عاشق پزشکی هستم
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم سال نو بر شما و خانواده محترمتان نیز مبارک باشد. آفرین بر شما که این نگاه را دارید. این دیدگاه چند پله از بقیه داوطلبان کنکور جلوتر است و باعث می شود شما خیلی اوضاع بهتری نسبت به بقیه کنکوری ها داشته باشید. هرچند من به این دیدگاه انتقاد دارم. خیلی ها معتقدند که این مدل صحبت کردن که مثلا اگر 10 تا دانشجو باشد من یکی از اون ها خواهم بود بسیار قدرتمند و انگیزشی است. اما این جملات، تاثیر دایمی ندارد. شما الان با همین جملات خیلی اوضاع بهتری از بقیه دارید اما راه حل های موقتی ارزش ندارد و ما باید دنبال راه حل های دایمی باشیم حال چرا نباید این جملات را بگوییم؟
1. گفتن این جملات مشکل اصلی تان را حل نمی کند پس در حال حاضر که فاصله تا کنکور 98 زیاد است حالتان خوب است اما با نزدیک شدن به کنکور حالتان بد می شود زیرا مشکل تان را حل نکرده اید.
2. این جملات کوتاه مدت هستند و به زودی رنگ و بوی خود را از دست می دهند در حالیکه شما به طرز تفکر درست نیاز دارید تا یک عمر همراهی تان کند نه گفتن چند جمله هیجانی.
3. مغز ما اولین برخوردش با این جملات دروغ بودن آن است. در واقع جملاتی که بدون پشتوانه باشند را مغز به عنوان یک دروغ می پندارد و اهمیتی به آن نمی دهد و منتظر این است تا شرایط بحرانی شود و حال شما را خراب کند.
ببنید حتی این جملات روی خود شما تاثیر عمیق نداشته است زیرا در صحبت هایتان گفته اید: «تفاقا خیلی هم افکار منفی و از این قبیل که قراره چطور بشه اوضاع میاد تو ذهنم» این یعنی حال من خوب نیست فقط قرص آرامش میخورم.
خب بیایید تا مشکل تان را با بررسی منطقی شرایط حل کنیم. بدترین اتفاق برای کنکور 98 چه خواهد بود؟ من یکی یکی تمام اتفاقات را بررسی می کنم و به شما ثابت می کنم استرس بی معناست و این یعنی حل شدن علمی مشکل استرس زیرا من با منطق حالتان را خوب می کنم:
حالت اول: در سال 98 کنکور حذف شود. خب اگر کنکور حذف شود با توجه به اینکه تعداد علاقمندان به رشته هایی مثل پزشکی و دندان و دارو چند صد برابر ظرفیت های این رشته است چطور می خواهند همه را رتبه بندی کنند؟ بله بر اساس معدل حالا به من بگویید وقتی تعداد معدل های خوب کنکور باز هم چند ده برابر ظرفیت این سه رشته است حالا جطور میخواهند بدون کنکور این همه علاقمند به پزشکی و دندان و دارو را وارد دانشگاه کنند؟ پس اگر کنکور حذف شود نیاز به برگزاری آزمون دیگری است. این آزمون مثلا می تواند برای هر دانشگاه جدا باشد و هر دانشگاهی برای خودش امتحان بگیرد. خب به نظر خودتان منابع این آزمون از کجاست؟ خب از همان درس های دبیرستان است. حالا این آزمون تستی است یا تشریحی؟ اگر تشریحی باشد خب خوش بحالتان چون از راه حل ها هم نمره می گیرید که البته بعید می دانم تشریحی شود زیرا انقدر برگه زیاد است که تصحیح کردنش یک سال طول می کشد و اگر تستی هم باشد که باز می شود همان کنکور فقط با این تفاوت که هر دانشگاه برای خودش کنکور می گیرد. پس این که استرسی ندارد. همان درس های دبیرستان را بخوان و برای پزشکی در یک یا چند دانشگاه کنکور بده. تازه اوضاع بهتر هم می شود چون می توانی یک یا دو دانشگاه را انتخاب کنی و حداقل دو بار شانس کنکور دادن و قبول شدن برایت وجود دارد. اینکه همه چیزش به نفع کنکوری هاست. پس خداکند اصلا اینطور شود.
حالت دوم: حالت دوم این است که کنکور سرجای خودش باشد ولی برای نظام قدیمی ها کنکور جدایی برگزار نشود. یعنی همه مجبور باشند با کتاب های جدید درس بخوانند. ایا شما کتاب های جدید را دیده اید؟ من در سه مطلب به بررسی کتاب های دهم و یازدهم و دوازدهم پرداخته ام حتی کتاب ها را برای دانش آموزان نظام قدیم که با خودم کار می کنند بررسی کرده ام و برایشان کتاب ها را ارسال کرده ام و واقعا چیزی تازه ای جز تغییر در جمله بندی ها و جابجا شدن فصل ها نیست. برای یک کنکوری چه فرقی می کند که جدول تناوبی را در کدام کتاب بخواند مهم این است که این همان جدول تناوبی است با تغییر کتاب ها، علم که تغییر نکرده است. یا مثلا سیستم ایمنی فصل 1 باشد یا فصل 6 یا هر فصل دیگری. این استرس ناشی از تغییرات همگی بر اساس بی اطلاعی است و اگر بررسی کنید یا حداقل سه مطلبی که در این خصوص نوشته ام را با دقت مطالعه کنید آنوقت از خدا می خواهید که با کتاب های جدید درس بخوانید. یک نمونه: در کتاب های شیمی جدید تمام مطالب کتاب های نظام قدیم را دارد اما توضیحات اضافی و بی ارزشش زیاد شده است مثلا دو صفحه در مورد نفت خام و اقتصاد و خرید و فروشش توضیح می دهد یا در مورد سبزیجات چند صفحه توضیح میدهد. انگار که روزنامه ای به دست شما داده باشند. فصل اول زیست سال دوم نظام قدیم پراز اطلاعات در مورد انواع چربی و هیدرو ها و ... بود اما فصل اول زیست دهم را ببینید همگی شده روش های تحقیق انگار می خوای انشای یکی دیگر را بخوانی. ای کاش می دانستید نظام جدید چقدر سبک تر و بهتر شده است انوقت از خدا می خواستید یک کنکور باشد یا اگر دو کنکور شد حداقل انتخابی باشد که بتوانید کتاب های نظام جدید را برای کنکور انتخاب کنید. موفق ترین باشید.
هما
چهارشنبه 1 فروردین 1397 12:23 ب.ظ
سلام استاد سال نوتون خیلی خیلی مبارک واقعا از حوصله و صبرتون توی حل مشکلات تشکر دارم یه سوال چطور میتونم مثل شما باحوصله بشم اخه خیلی عجولم ممنون
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم شما خیلی به بنده لطف دارید سال نو بر شما و عزیزانتان مبارک. صبر یکی از مظلوم ترین ویژگی های انسانی است که خیلی به آن توجه نمی کنیم اما برای خوشبختی و آرامش یک واجب حیاتی است.
تمرین های زیادی برای صبور شدن وجود دارد من برای خودم یه تمرین ساختم و از اون تمرین برای صیور شدن استفاده کردم.
تمرین من اینطوری بود که سعی کردم خودم رو به 100 برسونم. این تمرینی هستش که خودم طراحیش کردم و خیلی هم جواب میده. من تجربه کردم وقتی خودتون رو به 100 برسونید بسیار قدرتمند می شوید. حالا این تمرین برای صبر چطوریه؟
من سعی کردم یه دفترچه بردارم و 100 بار پشت سر هم و بدون وقفه صبرهایی که در زندگی می کنم رو یادداشت کنم و اگر یه جای صبر نمی کردم تمام صبرهای قبلی رو پاره می کردم و دوباره از اول باید خودم رو به 100 میرسوندم.
البته مطمینم هرکسی می تونه این تمرین رو شروع کنه اما هرکسی نمیتونه ادامه بده. این جمله خیلی مهمه. من خیلی درد کشیدم چون یک بار تا 53 بار صبر رو پشت سر هم رفته بودم ولی دفعه 54 ام صبر نکردم و همین باعث شد تمام 53 بار بسوزه و من از اول وارد این بازی بشم. این تمرین خیلی سخته هرچند ظاهرش خیلی ساده به نظرمیرسه اما من مطمینم هیچ تمرینی بهتر از این تمرینی که خودم ساختم نمیتونست منو صبور کنه.
امیدوارم شما این تمرین رو شروع کنید و از همه مهم تر ادامه بدید. موفق ترین باشید.
سه شنبه 29 اسفند 1396 10:49 ب.ظ
سلام استاد بزرگوار ممنون بابت تمام خوبی هایی که بی ادعا برا دانش اموزا میزارین میدونم براتون همیشه عیده چون ادمای خوب همیشه هر روزشون عیده اما بازم سال نوتون مبارک نشد که شاگردتون بشم کاش توی سال جدید به جای 20 نفر با 30 یا 40 نفر کارکنین دوستدارتون محمد قربانی از شیراز
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. سال نو بر شما و خانواده محترم و همه دوستدارن زندگی مبارک باشد. خیلی شرمنده شدم از این همه مبحت های شما. خدا را شکر می کنم که آبرویی داده تا مورد لطف شما باشم و امیدوارم همیشه لایق محبت های شما و توجه خدا باشم. در مورد اینکه نتوانستم در خدمت شما باشم باز هم ببخشید می دانید که ظرفیت فقط 20 نفر است و این محدودیت برای بالا رفتن کیفیت است. بنده را ببخشید اگر اذیت شدید. موفق ترین باشید.
ساناز افشار
سه شنبه 29 اسفند 1396 09:37 ب.ظ
سلاااام اقای جدیدی
سال نو مباااارک
از خدا میخوام خیر و برکت و شادی و سلامتی و حال خوب به زندگیتون بباره و به تمام اهدافتون برسید
و به ماهم کمک کنید ما هم به اهدافمون برسیم
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم سال نوی شما و همه هموطنان به خصوص مخاطبان محترم کلبه مشاوره مبارک باشد. امیدوارم سالی پر از خیر و برکت همراه با خود تربیتی باشد. موفق ترین باشید.
یاسین
سه شنبه 29 اسفند 1396 12:15 ب.ظ
اقای جدیدی من واقعا هیچ اموزشی ندیدم هیچی بهم یاد ندادن که زندکی یعنی چی موفقیت یعنی چی درک کردن اهمیت روزای اینده یعنی چی برای همینه که من هیچ درکی از اینده ندارم هیچ درکی از کیفیت زندگیم در اینده ندارم و برای همینه که واسم بی ارزشه برای همینه که سوختی ندارم واسه انگیزه گرفتن برای رسیدن به اینده
همیشه فقط دلم خواسته ولی دست نیافتنی بوده تو نظرم
واقعا نمیخوام اشتباهاتمو گردن دیگران بذارم ولی من چرا باید اینجوری باشم؟من که از بدو تولدم مثل یه خمیر بودم که به اون شکلی تبدیل شدم که پدرمادرم خواستن چون تحت تربیت اونا بودم
با انتخاب خودم که نبوده وقتیم که بزرگ شدم اطرافیانم شدن یکی مثل همین پسر عمو
پس درواقع من هیچیم از خودم نیست و بدون اینکه متوجه باشم حاصل افکار و اخلاق و رفتار دیگرانم فقط و الان از خودم انتظار دارم درک بالایی از اینده زمان خوشبختی موفقیت و کلی ارزش های مهم دیگه زندگی داشته باشم
و همیشه خودمو سرزنش کردم که تو یه چیزی تو این مغزت کمه که اینجوری
الان حتی نمیدونم واقعا دندون شهید بهشتی رو دوس دارم یا اینم باز اموزش دیگرانه
پدر منم مثل اون کارگره!
دوران جوونیش دوست داشته پزشک بشه ولی الان یه کارگره همیشه از فشاری که روشه حسرت میخوره و اشک تو چشماش جمع میشه که چقد دوست داشتم دکتر بشم ولی نذاشتن!
منتها کی نذاشته نمیدونم
الان حس میکنم خیلی شبیه پدرمم منتها با این تفاوت که میدونم خودم نذاشتم
اما من به همه چیزم شک کردم دیگه
نمیدونم باید از کجا شروع کنم خودمو گم کردم دیگه نمیدونم چی میخوام از زندگی فکر میکردم الان باید معجزه بشه
و من همه اون چیزایی که اموزش ندیدم رو بفهمم اما اینجوری نشد هنوزم واسه درک کردن اهمیت روزای اینده و کیفیت زندگیم همه چیز تو نظرم بی ارزشه
و تنها چیزیکه میدونم اینه که نباید به این وضعیت ادامه بدم
پاسخ رضا جدیدی :
این آگاهی و تک تک جملاتی که در مورد تربیت نشدن خودتان گفته اید درست ترین حرف هایی است که هدف زندگی من است. من در زندگی حرفه ای خودم به دنبال اثبات همین جمله به افرادی هستم که با آن ها در ارتباطم یعنی به آن ها این موضوع را اثبات کنم که:
«ما برای زندگی و موفقیت و برای آسایش و آرامش داشتن در زندگی تربیت نشده ایم. هیچ کسی برای تربیت شدن ما هیچ طرح و برنامه ای نداشته است. مراحل زندگی مان همه شبیه به هم بوده است حتی یک بار در یکی از بازی های کودکانه مان به ما مفهوم شکست خوردن و قدرت جبران کردن را نیاموزانده اند. ما از نظر موفقیت هیچ تربیتی نداریم پس باید خودمان برای تربیت کردن خودمان اقدمام کنیم.»
بله، من خیلی خوشحالم که شما هم به این نتیجه رسیده اید که آماده یک زندگی موفقیت آمیز نشده اید اما هیچ کسی مقصر نیست نه شما نه پدر و مادرتان.
مقصر کسی است که آگاه باشد و کاری نکند ، وقتی پدر و مادر مان خودشان هم محصول تفکرات دیگران هستند و به صورت ماشینی زندگی می کنند و فراموش کرده اند که چه قدرت هایی دارند پس نباید آن ها را مقصر بدانیم. شما هم تا قبل از این پیام مقصر نبودید چون تا قبل از این پیام مانند یک آدم آهنی با یک سری قانون های اشتباه مشغول روز را شب کردن بودید اما نکته اینجاست که از الان و با این آگاهی که در مورد خودتان بدست آورده اید دیگر مقصرید اگر برای تربیت کردن خودتان شروع نکنید. از کجا باید شروع کنید؟ از هرجایی می شود تربیت کردن خود را شروع کرد اما تجربه ام می گوید بهترین شروع از مخالفت با ذهن است.
من اگر بخواهم الان خودم را تربیت کنم شروع به مخالفت با ذهنم می کنم. مثلا ذهنم می گوید امروز روز آخر سال است بیا برویم خوش باشیم و خرید کنیم و بیخیال دنیا شویم اما من مخالفت می کنم و می گویم نه به هیچ وجه، امروز هم باید کارهایی را انجام دهم که دوست دارم مردم مرا آنطور بشناسند پس مطالعه می کنم.
ذهنم می گوید فردا برای شروع بهتر است اما من مخالفم امروز و الان بهترین نقطه برای شروع است. ذهنم می گوید برنامه نداری و من مخالفت می کنم و می گویم مهم نیست همین که امروز بخوانم یعنی تورا شکست داده ام. ذهنم می گوید اینطور خواندن که ارزش ندارد و من مخالفت می کنم که از نخواندن بهتر است.
این تمرین، را هرکسی می تواند شروع کند اما تجربه کرده ام که همه نمی توانند تمام کنند. از الان بشمارید که چند بار توانسته اید با مغزتان مخالفت کنید اگر به 100 مخالفت با مغزتان رسیدید مطمین باشید از بند تمام مشکلات امروز رها شده اید. این گوی و این میدان منتظرم تا روزی بیایید و بگویید به 100 مخالفت با مغزتان رسیده اید. موفق ترین باشید.
یاسین
سه شنبه 29 اسفند 1396 07:51 ق.ظ
دلم نمیخواد دیگه رویا پرداز باشم اما دقیقا حالا که میخوام جبران کنم احساس حماقت میکنم و فکر میکنم خیلی دیر شده
ادمای اطراف من ادمای خیلی خاص و موفقی نیستن مقصر اصلی خودمم اما اونا هم بی تاثیر نیستن
یکمی احساس میکنم سازگاری پیدا کردم اما هنوزم دارم دستوپا میزنم
میدونید چیه حالا که مطمین شدم رویاپردازم به ریشه مشکلاتم تو دوران کنکور پی بردم اگه رویا پرداز نبودم تنبلی نمیکردم اگه رویا پرداز نبودم واسم مهم نبود که چقدر تفریح دارم یا ندارم اگه رویاپرداز نبودم ارزش زمان رو درک میکردم و فقط تو امروزم غرق نمیشدم و به روزای اینده هم اهمیت میدادم
اگه رویاپرداز نبودم خیلی کارا میکردم حیف حیف......
اما حالا دیگه افسوس خوردن رو میخوام تموم کنم حتی اگه خیلی دیر شده باشه حتی اگه از نظر همین اطرافیان حماقت میکنم
دیگه حماقت یعنی اینکه بدونی تو چه وضعیتی هستی و چه اینده ای در انتظارته ولی بشینی و تماشا کنی
نمیدونم چقد سخته از رویاپرداز بودن به خالق رویا تبدیل شدن
ولی میخوام با هر جون کندنی که هست انجامش بدم
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. این تصمیم هیجانی نباید باشد. امیدوارم انگیزه ای درونی شما را برای بهترین ها آماده کند. زندگی از لحظه ای حساب می شود که ما آگاهی داریم که کاری برای خودمان انجام دهیم. این آگاهی بسیار ارزشمند است. به نظر من امروز روز تولد شماست. این نیرو را دارید که هر اتفاقی را رقم بزنید حتی اگر لازم باشد : تمام اشتباهات منجر به شکست خود را با افتخار تمام و مانند تمام افراد موفق جهان جبران کنید. موفق ترین باشید.
یاسین
دوشنبه 28 اسفند 1396 10:18 ب.ظ
حقیقتا باید اعتراف کنم یه رویا پرداز حرفه ای راحت طلبم که حاضر نیستم بی خوابی بکشم درسای ساده ی دبیرستانو بخونم و زحمت بکشم دلم میخواد بدون زحمت و تلاش برسم بهش
من فقط یاد گرفتم قشنگ راجبه موفقیت و رسیدن به هدف حرف بزنم راهکار بلدم اما خسته م اجرا کنم راهکار بلدم اما خسته م سختی بکشم تا به وضعیتی که رویامه برسم
دوروبرم هم یه پسر عموی صد پله پایین تر از خودمه که از لحاظ شخصیتی هم هیچ وجه اشتراکی باهم نداشتیم اما من شبیهش شدم
مثل اون حرف میزنم مثل اون رفتار میکنم اما ادعای هدفمند بودن دارم
بازم به اون که هیچ ادعایی نداره
الان اینارو که دارم مینویسم خیلی از خودم خجالت کشیدم و تصور کردم اگه بجای اون کارگر بودم چه درد بزرگی رو تو وجودم حس میکردم
پاسخ رضا جدیدی : درد رو همیشه احساس نمی کنید، به زودی اگر با همین شرایط به زندگی تان ادامه دهید عادت می کنید که همیشه خسته باشید. مغز تغییر را دوست ندارد. می دانید از نظر یکی از بزرگ ترین اشتباهات انسان ها چیست؟ اینکه منتظر یک شرایط خوب برای تغییر باشند.
هیچگاه شرایط و روز خوبی برای تغییر وجود ندارد. زندگی اکثر ما اینطوری شده که همیشه می گوییم از شنبه عوض می شوم برنامه می چینم و اجرا می کنم. شنبه می آید و اتفاقی نمی افتد و هفته ها به هفته های بعد موکول می شود. کم کم می گوییم از ماه بعد جبران می کنم و حتما هم نوبت سال می رسد. عید می شود و چیزی رخ نمی دهد حتی خیلی ها پشت کنکوری می شوند و باز هم تغییری رخ نمی دهد.
همیشه از خودتان خجالت نمی کشید این را مطمین باشید اگر با این شرایط ادامه دهید روزی خواهید گفت که سرنوشت من هم همین بوده. انسان ها همیشه عذاب وجدان ندارند و خیلی زود با شرایط سازگار می شوند. منتظر یک روز خوب، یک اتفاق خوب، یک حس خوب، یک انرژی مثبت و... برای تغییر کردن باشید عاقبت باید برای بچه تان چنین بگویید:
فرزندم؛ مثل من نباش و وای بر اون روزی که ما بخواهیم که فرزندمان مثل ما نباشد. بجای خجالت به این فکر کنید که چقدر راحت زندگی تان را می بازید.
در مورد انتخاب دوست و رفیق هم دقت کنید. دگتر مک کولند می گوید: رفتار و شخصیت هر انسانی شبیه میانگین 5 نفری است که بیشترین ارتباط را با آن ها دارد. دوست خیلی مهم است. پسر عمو یا هرکسی قرار نیست دوست تان باشد اگر شخصیتش در حال رشد نیست رهایش کنید. می دانم صحبت زیاد است و خیلی چیزها را باید در موردش فکر کنیم حرف بزنیم بحث کنیم و حتی رد کنیم. ما خیلی اشتباهی تربیت شده ایم. دوست دارم جمله ای را که به شاگردانم همیشه گفته ام را به شما عزیزان هم بگویم شاید غم انگیز و تاسف بار باشد اما واقعیت است:
«کسی مرا برای موفقیت تربیت نکرده است، حتی کسی مرا برای زندگی هم آماده نکرده است. اما از من انتظار دارند که موفق باشم. کسی به من ستاره شناسی یاد نداده اما انتظار دارند ستاره شمال را پیدا کنم. کسی مرا رشد نداده، دست هایم را نگرفته به من لذت شکست خوردن، اشتباه کردن، توانایی جبران کردن و حتی هیجان متفاوت بودن را نیاموخته است. تا بوده همین بوده، شکست خوردن نشانه کم کاری و کودن بودن، اشتباه کردن نشانه بی عقلی و مسئولیت ناپذیری و جبران کردن کار انسان های احمق بوده است. من این چنین رشد کرده ام که از شکست می ترسم، از اشتباه کردن فرار می کنم و از جبران کردن احساس حماقت می کنم اما همه انتظار دارند من موفق باشم در حالیکه موفقیت یعنی جبران کردن اشتباهات منجر به شکست و من چطور موفق باشم وقتی از این سه در هراسم؟»
یادتان باشد ما اشتباه تربیت شده ایم. موفق ترین باشید.
یاسین
دوشنبه 28 اسفند 1396 06:15 ب.ظ
سلام.اقای جدیدی من دو تا سوال داشتم:
میشه توضیح بدین چجوری متعهد بشیم؟ چجوری در برابر انجام کارهامون تعهد داشته باشیم؟

و اینکه چجوری تشخیص بدیم عاشق هدفمون هستیم یا نه؟
من خیلی دوست دارم وارد رشته و دانشگاه مورد علاقم بشم دندان پزشکی شهید بهشتی
ولی از خوندن کتابای دبیرستان بدم میاد
بدم که نمیاد ولی حوصلمو سر میبره
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. دو سوال شما خیلی کلی است و در چند صفحه و چند کتاب هم نمی شود به این دو سوال پاسخ داد. افرادی مثل برایان تریسی یا آنتونی رابیتز و یا دان هاردی، سال هاست در این زمینه فعالیت های علمی، پژوهشی و برنامه های کاربردی و حتی سخنرانی های گسترده ای دارند اما اگر بخواهیم واقع بین باشیم، درصد موفقیت این افراد برای جا انداختن مفاهیمی مثل تعهد بسیار ناچیز است می دانید چرا؟
پاسخ خیلی واضح است. موفقیت برای همه افراد جهان نیست. قرار نیست همه متعهد باشیم و مسئولیت پذیر باشیم. این جامعه فقط پزشک و دندانپزشک و داروسازی نمی خواهد. برخی ها هم باید منشی شوند، کارگر و نجار و قصاب و حتی کارمندی که از صبح تا شب برای یک شرکت کار کند.
این کارگران و منشی هایی که در جامعه می بنید از اول قصد نداشتند که کارگر و منشی باشند اتفاق آن ها هم میخواستند خلبان، پزشک، مهندس یا حتی رئیس جمهور شوند اما این خواستن فقط یک رویا بود.
بنده یک تحقیق میدانی از افرادی که منشی یا کارگر هستند انجام داده ام و از تعدادی از آن ها یک سوال مشترک پرسیدم و آن هم اینکه وقتی در نوجوانی و جوانی به شغل آینده تان فکر می کردید چه چیزی تصور می کردید:
پاسخ هایشان خیلی شبیه بود. به طور مثالی یکی از آن ها می گفت: «من تصور می کردم که یک پزشک می شوم که همه جهان مرا می شناسند و با دو زبان زنده دنیا صحبت می کنم و همیشه برای سمینارها به شهرهای مختلف چهان دعوت می شوم. همیشه از من امضا می گیرند و من هر وقت که بخواهم می توانم به موفقیت های بزرگتری برسم اما الان یک کارگر ساختمانی هستم که سه ماه در سال کار می کنم و بقیه ماه های سال بیکارم و کاری نیست انجام دهم.»
وقتی بررسی می کنیم این مدل افراد به یک نتیجه جال می رسیم و آن هم رویا پردازی و راحت طلبی برای دست یابی به بزرگترین اتفاقات دنیاست. کسی هم است که دوست داشته باشد یک پزشک معمولی فقیر باشد؟ خیر هرگز
اکثر انسان های جهان رویا می سازند و اقلیت انسان ها رویای سایر انسان ها را به واقعیت می رسانند. آیا شما می توانید یک فرد موفق در اطراف خود نام ببرید؟ بعید می دانم فرد موفقی را بشناسید. من حساب کرده ام در بهترین شرایط اگر یک ایرانی بتواند 16000 نفر را ملاقات کند شانس این را خواهد داشت تا یک فرد موفق را در این 16000 نفر پیدا کند. این یعنی تعداد افرادموفق کم و تعداد رویاپردازان جامانده زیاد است.
خب از این مقدمات بگذریم و اگر بخواهم پاسخ شما را فقط در یک جمله بدهم که البته تاکید می کنم می شود کتاب ها در این مورد نوشت اما این جمله را می گویم:
«باید بین شخصیت و هدف ارتباط قوی برقرار باشد وگرنه موفقیت امکان پذیر نیست.»
تفسیر این جمله چنین است: اگر کسی از نظر شخصیتی مشابه فردی رفتار کند که پرستار است قطعا به شغلی بهتر از پرستاری نخواهد رسید. و اگر فردی از نظر شخصیتی مانند یک دندانپزشک رفتار کند قطعا دندانپزشک می شود و اگر فردی از نظر شخصیتی مانند یک منشی زندگی کند آنگاه شغلی بهتر از منشی گری نخواهد یافت.
مسئله، مسئله شخصیت موفق است. از خودتان بپرسید شخصیت یک دندانپزشک چگونه است و ایا من شبیه آن ها هستم؟ اگر بله پس مطمین باشید به هدفتان می رسید و اگر نه نمی رسید حتی اگر معدلتان 20 باشد.
اما سوال دوم چطور بفهمیم عاشق هدفمان هستیم؟ ده ها راه وجود دارد اما ساده ترین راه این است:
«اگر احساس کردید از نظر شخصتی از هدفتان پایین تر هستید و تصمیم گرفتید برای رشد شخصیت و بلوغ فکری خود دست به عمل بزنید و روز به روز به سمت رشد گام برداشتید مطمئن باشید هدفمند هستید و آن را می پرستید در غیر اینصورت یک رویاپرداز قوی هستید که به رشته ای بهتر از شرایط شخصیتی تان نمی رسید.»
امیدوارم توانسته باشم توضیحات اساسی را داده باشم. هیچ اشکالی ندارد من از نظر شخصیت موفقیت پایین تر از هدفم باشم ولی خیلی خیلی زشت است اگر پایین باشم و کاری برای ارتقای شخصیتم نکنم. موفق ترین باشید.
شیوا
دوشنبه 28 اسفند 1396 10:19 ق.ظ
سلام مجدد
نمیدونم چرا بعد از خوندن این پیامتون از دست خانوادم عصبی و ناراحت و دلگیر شدم
از وقتی که پامون به مدرسه باز شده فقط تو گوشمون خوندن باید درس بخونی و از فلانی ها تو فامیل عقب نباشی که اکه عقب باشی ابرومون میره و مایه ی سرافکندگی میشیو از این مدل حرفا که فکر میکنم بهتر از من بدونید هیچوقت راجبه روحیمون راجبه ارامشی که باید باشه تا بتونیم از درس خوندنمون نتیجه بگیریم خرف نزدن وقتیم که وارد دبیرستان شدیم معلما به شکل دیگه گفتن تو نمیتونی موفق بشی
تهشم ما موندیم و یه رویا تو قلبمون و یه فضای ذهنی درهم و پر از چیزای منفی وقتیم که میری از حال درونیت با مادرت صحبت میکنی بهت میگه تو واقعا هدفت تو زندکی چیه میخوای موفق بشی یا میخوای با این فکرا بهانه بیاری که درس نخونی واقعا دلم میخواد سرمو بکوبم تو دیوار
دیگه مطمین شدم واسه کنکور امسال اماده نیستم چون هیچوقت با ارامش نخوندم هیچوقت نفهمیدم چی میخونم همش ترس همش فکر همش اشفتگی ذهنی دلیل هیچکدوم هم نمیدونستم گیر میدادم به اینکه لابد پزشکی رو هوس کردم نه هدف و بیشتر خودمو تواناییمو زیر سوال میبردم
خوشحالم که اعتراضمو نسبت به کنکور98 و نظام جدید با شما مطرح کردم چون به چیزی فراتر از کنکور رسیدم خدا میدونه اگه میرفتم به همین ادمای اطرافم میگفتم باز چقدر دور میشدم از خود واقعیم
ممنونم که هم بهم امید دادید که میتونمموفق باشم هم متوجهم کردید چرا ذهن اشفته ای دارم
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی، به هیچ وجه نباید ناراحت باشید زیرا پدر و مادر ما خودشان نیز محصول آموزش هستید. در ضمن منظور از اطرافیان فقط پدر و مادر نیست بلکه ممکن است یک انسان از دوستانش، معلمانش، حتی از پدر و مادر دوستانش، از همسایه یا حتی از بازیگران و ورزشکاران و امروزه حتی شبکه های اجتماعی هم محل آموزش رفتارهای درست و غلط هستند. از کسی عصبانی هستید که خودش هم محصول آموزش فرد دیگری است و این آگاهی را ندارد که محصول فکر دیگری است؟
جالب است بدانید برخی از خلقیات یک انسان حتی می تواند به ده نسل قبلش برگردد. مثلا خیلی ها می گویند پدر بزرگ پدرشان هم زود از کوره در می رفته و آن ها هم همین اخلاق را دارند. این ربطی به ژنتیک ندارد بلکه فقط آموزش است.
ما هر روز یاد می گیریم اما خودمان هم اطلاعی نداریم. من جای شما باشم از کسی که خودش هم خبر از محصول بودنش ندارد ناراحت و عصبانی نمی شوم. توقع من از پدر و مادرم خیلی پایین است زیرا آن ها مطالعه ای نکرده اند در مورد خودشان. من انتظاری ندارم که پدر و مادرم مرا درک کنند زیرا آن ها متخصص نیستند همانطور که انتظار ندارم آن ها بتوانند عکس سی تی اسکن مرا تفسیر کنند انتظار هم ندارند که حال و احوال روحی مرا تفسیر کنند.
مشکل ما در درد دل کردن است. فکر می کنیم اجازه داریم صحبت های دلمان را پیش هرکسی بزنیم در حالیکه یادمان می رود درد دل یعنی تمام ناملایمت های روحی و این ها را باید با متخصص در میان بگذاریم.
همسران با هم درد دل می کنند، فرزندان با پدر و مادر، پدر و مادر با فرزند، همکلاسی ها با هم و این می شود که هیچوقت حال بهتری نداریم. پدر و مادر عزیز ترین موجودات جهان هستند، من پدر و مادرم را دوست دارم، برایشان جانم را می دهم، شما هم دوست دارید. آن ها پیر شدند تا ما رشد کنیم اما دوست داشتن پدر و مادرم باعث نمی شود تا درد و دل هایم را برایشان بگویم چون آن ها متخصص نیستند که حالم را خوب کنند.
خیلی چیزها هست ما در موردش نمی دانیم برای همین است که راه را اشتباه می رویم. مغز ما یکی از اشتباهات دیگرش همین است که فکر می کند هرکسی را بیشتر دوست داریم پس حرفش درست تر است. مثلا من عاشق مادرم هستم پس مغزم می گوید مادرت حرف هایش درست است در حالیکه واقعیت چیز دیگری است و ممکن است نصف حرفای مادر من غلط باشد. اما مغز است و اشتباه دارد.
خانواده بهترین و امن ترین مکان دنیاست، من دیوانه وار عاشق خانواده ام هستم. اما برای حل مشکلاتم از متخصص کمک می گیرم. دلم می سوزد وقتی می بینم بسیاری از دختران و پسران کشورم برای کوتاه کردن موهایشان به دنبال بهترین آرایشگر هستند و وقتی از آن ها می پرسم خب موهایت را به بابا یا مادرت بسپار و بگذار آن ها کوتاه کنند و آن ها پاسخ می دهند بابا و مامان؟ مگر آن ها هم از مد روز سر در می آورند؟ اصلا بلد نیستند و خراب می کنند.
اما همین دختران و پسران، به راحتی درد دل هایشان را به افراد غیر متخصص می گویند. یادتان نرود که درد دل یعنی مشکلات و دغدغه های روحی و پدر و مادر ما که عزیزان دلمان هستند متخصص حل کردن مشکلات و دغدغه هایمان نیستند. آن ها خیلی عزیز هستند اما مرجع حل مشکلات نیستند.
البته این ها در فرهنگ ما به غلط جا افتاده است مخصوصا خانم ها خیلی راحت با همکلاسی ها، دوستان، فامیل و خانواده درد دل می کنند وانتظار دارند که نتیجه هم بگیرند اما در نهایت فقط دلشان می شکند.
مادر دلسوز ماست پدر عاشق ماست آن ها دوست دارند ما رو کمک کنند آن ها جانشان را هم برای ما می دهند اما وقتی متخصص نیستند پس راه درست را نمی شناسند.
من معتقدم مشکل اکثر کنکوری ها، در همین اشتباهی بزرگ شدن است. اگر کسی ساعت ها فکر می کند و نمی تواند درس بخواند اگر فکرش همه جا هست و ترس و استرس و دلهره دارد. اگر حس تنهایی می کند فقط به خاطر این است که برای موفقیت آموزش ندیده است.
امیدوارم عاشق خانواده هایتان باشید و از کسانی که آگاهی ندارند ناراحت نباشید. کسی که نمی داند گناهی هم نکرده است. این قانون خداوند است. موفق ترین باشید.
رستمی
دوشنبه 28 اسفند 1396 08:52 ق.ظ
چقدر جاااالب
ولی فکر میکنم مغز من فقط احساساتی
از جنس ترس تولید نمیکنه مثلا من برای
شروع کارم ده ساعت مطالعه رو تو خودم میبینم و برنامه ریزی کردم که هفته ای یک ساعت اضافه کنم ولی وقتی میخوام عمل کنم حس کمالگرایی میاد سراغم و این باعث میشه یه پرش بلند بخوام داشته باشم که نهایتا وسطش سقوط میکنم
خیلی خوبه که حتی تو اینجور مسایل هم ادما بیشتر خودشونو میشناسن و اگاهی عمل میکنن
نمیدونم چجوری باید ازتون تشکر کنم بابت این همه حوصله و وقت و انرژی ای که میذارید برای اگاهی مردم
این نشوند دهنده ی اینه که چقدر عاشق کارتون هستین
بهترین هارو واستون ارزو میکنم و امیدوارم به تمام اهدافتون برسید
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم. بنده فقط وظیفه ام را انجام داده ام امیدوارم روز به روز بیشتر و بیشتر به عادت هایتان دقت کنید و اجازه ندهید مغزتان با تولید چند احساس منفی توهمی، مانع تغییرات اساسی زندگی تان شود. موفق ترین باشید.
رستمی
یکشنبه 27 اسفند 1396 10:51 ب.ظ
سلام اقای جدیدی عزیز و بزرگوار
اقای جدیدی من قصد دارم تغییر کنم تغییر رویه بدم از این تنبلی و کرختی بیام بیرون
اما چیزی که منو ازار میده اینه که احساس گناه میکنم حتی احساس میکنم خدا هم کاری باهام نداره احساس
میکنم تنهام و خدا پشتم نیست احساس میکنم بخاطره تثبلی هایی که کردم بخاطره نادیده گرفتن خودمو ایندم دیگه لیاقت ندارم به بهترین ها برسم
با خودم میگم خب گذشته تموم شده رفته من میتونم از الان شروع کنم هر ادمی تو زندگیش اشتباهاتی میکنه و لی جبران هم میشه کرد با خودم میگم با این فکرا و این احساسات داری فردا ها و پسفرداهاییم که از راه نرسیدن رو شبیه گذشته میکنی
اما با اینکه اینارو هم میدونم اروم نمیشم این فکرا از سرم نمیره بیرون
میشه لطفا راهنماییم کنید چکاری انجام بدم؟
خیلی ممنون
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. موضوع تازه ای نیست که با آن دست و پنجه نرم می کنید. من همیشه این مثال را می زنم فرض کنید خانه ای را اجاره می کنید، یک خانه کوچک در محله متوسط شهر، سال ها در این خانه زندگی می کنید، به همه چیزش عادت دارید و شبی از راه می رسد که صاحبخانه می گوید باید خانه را تخلیه کنی.
شما پول به اندازه کافی داری حتی می توانی خانه بزرگ تر در محله بهتری هم بگیری اما در همان لحظه حس بدی از اسباب کشی و جابجایی داری. خودت را گول می زنی که سخت است، تازه به این خانه عادت کرده بودم.
تا مدت ها در خانه جدید، دنبال وسایلت می گردی و احساس میکنی حس خوبی به آن نداری و همه چیز درهم شده است.
این مثال، دقیقا برای مغز هم رخ می دهد، مغز همه انسان ها از تغییر متنفر است خواه تغییر مثبت باشد خواه منفی، به هیچ وجه مغز دوست ندارد که تغییر کند. مغز هم مثل تمام اجزای این طبیعت از قانون نیوتن پیروی می کند. قانون اول نیوتن چه می گفت؟ بله، هر جسمی تمایل دارد حالت خودش را حفظ کند، پس مغز هم دوست دارد حالت خودش را حفظ کند چه این حالت زشت باشد چه زیبا، چه فردی تنبل و بی حال باشید چه فردی شاداب و پر انزژی برای مغز فرق ندارد او فقط دوست دارد حالت تان هرچه که هست بافی بماند.
قانون دوم نیوتن می گوید اگر به جسمی نیرو وارد کنید آن جسم در راستای نیروی وارد شده شتاب می گیرد. نیرویی که ما به مغزمان وارد می کنیم همان تغییر کردن است. وقتی می خواهید تغییر کنید در حال وارد کردن نیرو به مغزتان هستید اما قانون سوم می گوید که هر عملی را عکس العملی است.
عکس العمل مغز در برابر تغییرات، ایجاد حس منفی در وجود آن فرد است و این حسن منفی را آنقدر در درون آن شخص ساطع می کند تا دست از تغییر کردن بردارد و مغز را به حال خودش بگذارد.
نکته مهم نوع حس منفی است، مغز در همه انسان ها به یک مدل اجساس منفی تولید نمی کند و کاملا در تولید احساس منفی به شخصیت فرد و نقاط ضعفش توجه می کند. به طور مثال اگر فردی ترسو باشد و بخواهد تغییر را در خود ایجاد کند آنگاه مغز سعی می کند احساسات منفی از جنس ترس را در این فرد ایجاد کند و او را از این تغییر بترساند و اگر فردی کمال گرا باشد آنگاه احساسات منفی مغز از جنس کمالگرایی می شود.
حال به سراغ شما برویم، شما قصد دارید تغییر کنید و مغزتان این را دوست ندارد پس عکس العمل نشان می دهد و احساسات منفی در درونتان شعله ور می شود. احساسات منفی کاملا وابسته به شخصیت خودتان. اینطور که معلوم است شخصیت تان طوری است که از تنهایی می ترسید، از شکست خوردن و تحقیر شدن هم می ترسید. همین ها بهترین راه برای تولید احساسات منفی در وجودتان و ناامید کردن تان برای تغییر است.
مغز آنطور که فکر می کنید در خدمت انسان نیست گاهی اشتباهاتی دارد که زندگی ما را نابود می کند. با این توضیحات نتیجه می گیریم که احساسات منفی تولید شده در درون مغزتان را باور نکنید زیرا این احساست آخرین تلاش های مغز برای جلوگیری از تغییر کردن است.
هرچه بیشتر فشار بیاورید بیشتر احساس منفی را حس می کنید اما مغز تا ابد نمی تواند مقاومت کند اگر مطمین شود شما جدی هستید دست از تولید احساس منفی بر میدارد و سرانجام تغییر را می پذیرد. موفق ترین باشید.
شیوا
یکشنبه 27 اسفند 1396 10:37 ب.ظ
درسته زاویه ی نگاه من با ترسو استرسه همیشه
اما از خانواده یا اطرافیان کسی به این شکل نبوده
ولی من همیشه از اطرافیانم این حرفاروشنیدم که خیلی داری فلان مسله رو بزرگ میکنی دیگه انقد سیاه و نشدنی نیست و.....
من از وقتی که یادمه همیشه سرم پر بوده از افکار منفی استرس های زیاد و ترس از ناکامی ها تو هر زمینه ای
نه تنها تو درس خوندن بلکه تو تمام مسایل زندگیم اینجوری هستم
فکر میکنم واجب شده پیش یه روانشناس برم
چون اگر با این حال ادامه بدم تا ده سال دیکه هم پشت کنکور بمونم حتی با شیوه ی نظام جدید هیچ موفقیتی کسب نمیکنم
پاسخ رضا جدیدی :
دقیقا برای موفقیت باید رشد کنید، هیچ ایرادی ندارد که ما از مشکلاتی را داریم همه انسان ها ناقص هستند اما انسان های موفق مشکلات و نقاط ضعف خود را به نقطه قوت تبدیل می کنند. خیلی از کنکوری ها فکر می کنند برای موفقیت باید زیاد درس بخوانند اما فراموش می کنند که زمانی می شود زیاد درس خواند که فضای ذهنی آماده ای داشت.
اما باز هم در قسمتی از صحبت هایتان نیازمند تفکر هستید، یادتان باشد همه انسان ها محصول آموزش هستند و شما هیچ رفتار و اخلاقی را بدون آموزش از دیگران نمی توانید در خود ایجاد کنید. قطعا این مدل فکری را از کسی آموخته اید و مطمین باشید در اطراف تان کسی هست که باعث شده از او این طرز نگاه کردن ها را یاد بگیرید. البته ممکن است او کمتر از شما دیدگاه ترس و استرس داشته باشد اما بالاخره این نکته اثبات شده ای است که هر رفتاری در وجودمان است حاصل آموزش است و یکی این رفتار را یادمان داده است.
در ضمن به خودتان افتخار کنید که اینقدر راحت می توانید با مسائل کنار بیایید و برای رشد و شکوفایی تان سریعا دست به کار می شوید. هرکسی مثل شماست، خیلی ها با دردهایشان زندگی می کنند و در نهایت از همان دردها ضربه می خورند. این خیلی خوب است که این چنین هوشمند هستید و به فکر رشد روحی خود می روید. مطمین باشید با این مدل زندگی به زودی هم در زندگی شخصی و هم در زندگی اجتماعی تان جزء سرشناس ترین انسان ها می شوید. فرق شما با بقیه این است که خوب گوش می کنید، مشکلتان را می پذیرید و آن را برطرف می کنید. خودتان فکر کنید افراد موفق هم دقیقا همینطور هستند پس وقتی رفتارمان شبیه افراد موفق باشد نتیجه مان هم شبیه می شود. به معنای واقعی کلمه خوشبحالتان که اینقدر واقع بین هستید. موفق ترین باشید.
شیوا
یکشنبه 27 اسفند 1396 03:01 ب.ظ
شما اولین نفری هستین که انقد دقیق به احوالم پی بردین
بله متاسفانه احوال من همینطوره که شما میگین
ولی من با مشاوری در ارتباط نیستم ممکنه راهنماییم کنید چکاری انجام بدم برای این وضعیتم؟
فکر کنم از بدو تولدم اینجوری بودم شاید بخاطره همینه که همیشه تو منطقه امن خودم باقی موندم و از انجام یه کار جدید وحشت داشتم و هیچ وقت نتونستم به خواسته هام برسم
پاسخ رضا جدیدی :
خواهش می کنم. متاسفانه راه حل های مورد نظر آنقدر کوتاه نیست که بنده بتوانم با نوشتن چندین خط مشکل را حل کنم اما می توانم به شما یک سرنخ مهم بدهم. البته این سرنخ هم از صحبت های خودتان است. وقتی می گویید: «فکر کنم از بدو تولدم اینجوری بودم» این موضوع نشانگر یک مطلب است و آن هم آموزش عادتی شده نام دارد.
آنطور که معلوم است، الگوهای تان در خانواده یا فامیل یا دوستان شخصیتی استرسی همراه با ترس دارند و همین مورد باعث شده تا شخصیت تان این مدلی شکل بگیرد و سال های سال دچار ترس و استرس بیش از اندازه و غیر واقعی باشید. جون این آموزش از کودکی به شما داده شده است پس مسلما یکی از عادت های بزرگ برای مغزتان است زیرا سال هاست با این شخصیت زندگی کرده اید.
اگرخوب به سبک زندگی تان دقت کنید به یک نکته مهم پی خواهید برد و آن هم بررسی کردن همه موضوعات با عینک ترس و استرس است.
مثلا اگر به شما بگویند امشب قرار است میهمان بیاید. مغزتان این اتفاق را از زاویه ترس و استرس بررسی می کند و بلافاصله جملاتی مانند: «وای اگر میهمان بیاید دیگر درس نمیتوانم بخوانم، حتما در مورد رتبه ام می پرسند، می خواهند حسابی فضولی کنند تا از کارم سر در بیاورند. اگر داخل اتاق هم باشم همه فکرم پیش میهمان هاست بچه های بی ادبشان هم که آرامش نمی گذارندو...» این عبارت ها و سایر عبارت های مشابه فقط از یک مغز ترسو و استرسی بیرون میزند.
پس زاویه نگاه تان این مدلی شکل گرفته است و ربطی به کنکور هم ندارد.
بگذارید به سال های قبل تر برویم وقتی که هنوز کنکوری هم نبود، کافی بود معلم تان بگوید فردا با مادرت به مدرسه بیا. همین جمله را از زاویه ترس و استرس بررسی می کردید و با خودتان هزار فکر در مورد دلیلش می کرد که همگی ریشه در ترس و استرس داشت. مثلا نکند کار اشتباهی کرده ام، یا شاید خیلی ضعیف شده ام و می خواهند به مادرم بگویند و دیگر نمی توانم حتی به رشته پزشکی فکر کنم، اگر تحقیرم کنند و جلوی خانواده ام آبرویم برود آن وقت چطور جواب بدهم؟
این مغز شرطی شده با ترس و استرس است که هر اتفاقی را از این زاویه بررسی می کند پس شما نیاز به تغییر دیدگاه دارید.
روش های تغییر دیدگاه بسیار مفصل و طولانی است و نیاز به تکرار و تمرین دارد اما مطمینم همین که امروز این نکات را متوجه شدید و آگاهی بدست آوردید که زاویه نگاهتان این طور است خیلی خیلی ارامش می گیرید و همین آگاهی باعث می شود تا دفعات بعد از خودتان بپرسید: «نکند باز دارم با زاویه ترس و استرس مسئله را بررسی می کنم و به آن فکر می کنم؟» همین سوال آرامش بخش است. موفق ترین باشید.
شیوا
یکشنبه 27 اسفند 1396 12:15 ب.ظ
سلام وقت بخیر
اقای جدیدی من واسه کنکور 97دارم میخونم ولی نگرانم که اگه نتیجه دلخواهم رو نگرفتم تکلیفم تو کنکور98 چی میشه
کی مشخص میشه که کنکور98 به چه شکل برگزار میشه؟
تاثیر معدل 40درصدی ماجراش چیه برای ترمیم معدل باید چکاری انجام بدیم؟کی باید اقدام کنیم؟
تاثیر مثبت و منفی سوابق تحصیلی چی میشه
اصلا سازمان سنجش چرا انقد استرس میده هر سال
عاقا شاید یکی نتونسته دوران مدرسه ش رو عالی بگذرونه دیگه نباید هیچ راه جبرانی واسش گذاشت ؟؟؟؟؟
ما یه عمر نظام قدیم خوندیم رفتیم جلو حالا نظام جدید رو چکار کنیم همش میگن تغییرات زیادی نداشته
ولی اصلا معلوم نیست چجوری سوال طرح میشه
خدایا مارو بکش راحت شیم از این سازمان سنجش
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. من ابتدا به شرایط روحی و روانی شما انتقاد دارم، می دانید کسی که می گوید اگر به هدفش نرسد حاضر است باز هم برای هدفش تلاش کند نباید اینقدر استرسی و ترسو با ماجرا برخورد کند. من خیلی خوشحالم که شما به هدفتان به صورت بلند مدت نگاه می کنید و اصلا قصد ندارید مثل خیلی از کنکوری هایی باشید که فقط به زبان می گویند عاشق فلان رشته هستند اما اگر در کنکور نتیجه نگیرند همه چیز را رها می کنند و وارد هر رشته ای می شوند.
این جای تقدیر دارد که برای هدفتان این همه ارزش قایل هستید اما استرس و ترس تان اصلا قابل چشم پوشی نیست. این شخصیت استرس آور و ترسناکی که برای خودتان ساخته اید مطمین باشید نمی گذارد با ارامش به هدفتان برسید و اولین اولیت تان ارتقای سطح فکری، کنترل استرس و افزایش قدرت مدیریت برخویش باشد و حتما از مشاورتان بخواهید تا به صورت مدون در این مورد با شما صحبت کند.
به عبارت دیگر با این مدل فکری که در پیش گرفته اید اگر موضوع معدل و نظام قدیم و جدید هم نبود مطمین باشید موضوع دیگری باعث استرس در وجودتان می شد پس بنده قبل از هر توضیحی از شما این خواهش را دارم که به فکر ارتقای سطح زندگی تان باشید و اینطور حساسیت ها اصلا موجب نتیجه گیری نخواهد شد.
اما در مورد سوالتان برای کنکور 98 که به صورت یک به یک پاسخ می دهم:
1. سازمان سنجش تا تیرماه به صورت قانونی فرصت دارد تا در خصوص کنکور 98 و نحوه برگزاری آن توضیحاتی را به صورت قانون در اختیار دانش آموزان قرار دهد اما در حال حاضر مصاحبه یکی از مسئولان آموزش و پرورش نشان می دهد که هدف برگزاری 2 کنکور است.
اما بنده چه می گویم: اگر کسی ترس از تغییرات جزئی در کتاب های دبیرستان را داردو برایش ترسناک است که از روی کتاب های دیگری برای کنکور بخواند به نظر نمی رسد از نظر روحی و روانی آماده ورود به رشته های سنگین دانشگاه باشد. رشته هایی که در آن هیچ وقت کتابی به عنوان منبع اصلی نیست و باید از روی هر کتابی بتوانید به صورت خودآموز یاد بگیرید. در ضمن کتاب های اصلی مثل ریاضی و فیزیک و عربی که تغییری نداشته اند و کتاب ادبیات هم چه تغییر داشته باشد چه نداشته باشد فرقی برای کنکور ندارد چون بیت ها خارج از کتاب است و تسلط باید بالا باشد و در مورد کتاب دین و زندگی هم که فرقی نمی کند از روی چه کتابی؟ در مورد زبان هم که اگر کسی وابسته به کتاب های دبیرستان باشد که درصد زبانش در کنکور بسیار افتضاح می شود و جه نظام قدیم باشد چه جدید باید دامنه لغات زبانش بسیار بالا باشد و اصلا معنایی ندارد که زبان را بر اساس کدام کتاب بخوانیم. در مورد درس شیمی هم که اصل و اساس فرمول ها همان هاست و متن ها سبک تر هم شده و در مورد زیست شناسی هم که تمام اصول علمی مشترک است فقط جمله بندی ها تغییر کرده که این تغییر کردن ها موضوع جدیدی نیست. سال هاست زیست شناسی هر سال در جمله بندی ها تغییر می کند پس واقعا موضوع مهمی در میان نیست. این همه ترس برای چیزی که اصلا ترس ندارد؟ اتفاقا بنده اگر بودم تصمیم می گرفتم با کتاب های نظام جدید کنکور بدهم چون بسیار برایم ساده تر هستند چون کتاب های نظام قدیم مطالب بیشتری دارد. چرا باید خودتان را بترسانید؟ احتمال برگزاری دو کنکور بسیار زیاد است اما اگر یکی هم باشد مطمین باشید به نفع نظام قدیمی هاست که کتاب های جدید کنکور بدهند چون سوادشان بیشتر از این کتاب هاست.
در مورد تاثیر معدل هیچ قانونی نیامده و متاسفانه این موضوع فقط یک خبر است. در ضمن تاثیر معدل همین الان هم 30 درصد است یعنی 25 درصدسال سوم و 5 درصد پیش دانشگاهی بنابراین افزایش آن به 40 درصد یعنی فقط 10 درصد بیشتر شدن و این اصلا مقدار زیادی هم نیست.
طرح ترمیم معدل وجود دارد و حتما سازو کار جبران برای کسانی که بخواهند معدل خود را زیاد کنند وجود خواهد داشت.
در مورد سازمان سنجش نیز یک نکته را بیان کنم که سازمان سنجش فقط یک سازمان اجرا کننده است و قوانین از سوی آموزش پرورش، وزارت علوم و وزارت بهداشت و درمان تعیین می شود و فقط سازمان سنجش این قوانین را در دفترچه ها در اختیار کنکوری ها قرار می دهد و این نظام قدیم و جدید ربطی به سازمان سنجش ندارد و موضوع به آموزش و پرورش است.
من بازهم انتقادم به خود شماست، از نظر بنده کمترین شما اصلا از نظر روحی روانی آماده کنکور نیستید ترس بیش از اندازه، در حاشیه کنکور بودن، تفکرات منفی زیاد، استرس بالا مواردی است که در نوشته هایتان موج می زند به خصوص اینکه در حاشیه کنکور هستید و این را می شود حدس زد که خیلی اتلاف زمان هم دارید و بیش از اندازه فکر می کنید با مشاورتان در این خصوص مشورت کنید. موفق ترین باشید.
دانشجو
یکشنبه 27 اسفند 1396 01:45 ق.ظ
سلام آقای جدیدی. من دانشجوی ترم دو دانشگاه علامه طباطبایی تهرانم و سال 96 یه رشته خوب روزانه اونجا قبول شدم. اما به دلایلی که خیلی برام اهمیت دارن تصمیم دارم بعد از انصراف دادن کنکور 98 شرکت کنم و هدفم رتبه بسیار عالی هست. چند وقت پیش خبری منتشر شد که تاثیر معدل در کنکور 98 به میزان 40 درصد و قطعی هست. حال من که معدلم 18.25 هست نمیتونم به اهدافم دست پیدا کنم.چرا که کلی معدل بیست در کشور داریم و حتی اگه تمام دروس رو صد بزنم فایده ای نخواهد داشت.من چجوری معدلمو ترمیم کنم؟ برای ترمیم معدل کتب نظام قدیم رو بخونم یا سوالات از نظام جدید طرح میشه؟
همونطور که می بینید من در دانشگاه خوبی درس میخونم اما در تصمیمم قاطع هستم و ان شاءالله انصراف خواهم داد اما با توجه اینکه ریسک بزرگی هست، در حال حاضر چه کاری از دستم بر میاد؟ نمیدونم مباحث مشترک علوم انسانی نظام جدید و قدیم چی هست که اونارو بخونم. هر چی هم تو اینترنت سرچ کردم نتیجه ای در رابطه با علوم انسانی نشون نداد. لطفا کمی راهنماییم کنید که شب عیدی خیلی حالم بده و سردرگمم. اجرتون با خدا. عیدتونم پیشاپیش مبارک.
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. عید و سال نوی شما و همه مردم کشورم مبارک باشد و امیدوارم بهترین بهار زندگی تان برای تصمیم هایی که می تواند آینده تان را بسازد و بهترین موفقیت ها را رقم بزند را در پیش رو داشته باشید. همانطور که می دانید طبق قانون شما برای کنکور 98 می بایست حداکثر تا در زمان ثبت نام کنکور دقت کنید در زمان ثبت نام کنکور به طور قطعی از تحصیل انصراف دهید. چون مشخص نکردید خانم هستید یا آقا در قدم بعدی اگر آقا هستید نباید مشکل سربازی داشته باشید. خب تا به اینجا قانون شرکت در کنکور 98 را برای شرایط شما توضیح دادم.
حال به سراغ تصمیم تان برویم. برای من مشخص نکردید هدفتان چیست؟ حتی نگفتید رشته تان در علامه چیست؟ حتی در خصوص این نگفتید که قصد دارید چه رشته و دانشگاهی را در کنکور 98 به عنوان هدف انتخاب کنید که اگر این سوالات را بیان می کردید می توانستم در مورد منطقی بودن یا نبودن تصمیم تان صحبت کنیم.
فراموش نکنید برای علوم انسانی ها، دانشگاه علامه بهترین گزینه است و دانشگاه تخصصی علوم انسانی شناخته می شود حتی برای علوم انسانی ها این دانشگاه بالاتر از دانشگاه تهران است. بنابراین اگر رشته ای که در این دانشگاه می خوانید تاپ هست هرگز به فکر کنکور دادن نباشید. اما اگر رشته تان تاپ نیست حتما انصراف دهید و در کنکور شرکت کنید.
اما در مورد معدل، بعضی از صحبت های شما درست و برخی دیگر غلط است. اولا اینکه فرموده اید کلی معدل 20 داریم بله دقیقا کلی معدل 20 داریم ولی رشته علوم انسانی کمترین معدل های 20 را دارد و بیشتر معدل های بالا در رشته تجربی و ریاضی هستند و در رشته علوم انسانی معدل 18.25 یک شاهکار است زیرا اکثر انسانی ها درس خوان نیستند و شب امتحانی با کتاب ها برخورد می کنند بنابراین مطمین باشید با همین معدل و بدون ترمیم کردن نیز می توانید رتبه های تک یا دو رقمی کسب کنید و این مدل ذهنی که برای خودتان حساب و کتاب کرده بودید کاملا غلط است و ربطی به 100 زدن ندارد.
در مورد ترمیم معدل در هر شهری هستید به یکی از مدارس بزرگسالان مراجعه کنید تا بر اساس قانون جدید ثبت نام کرده و در این امتحانات شرکت کنید. در مورد منبع مطالعاتی ترمیم معدل هنوز قانونی مطرح نشده است.
در مورد این که حالتان بد است هم به نظر بنده تمام این حال بد به اطلاعات نادرست تان بر می گردد و حساب کتاب هایتان اشتباه است و از کنکور ترسیده اید. امیدوارم پاسخ های بنده کمی ذهن تان را روشن تر کرده باشد. موفق ترین باشید.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.