کلبه مشاوره رضا جدیدی مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور - برای کنکوری هایی که رتبه شان را به کسی نمی گویند

مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور


راه های ارتباطی با رضا جدیدی: شماره تلفن ثابت: 34774341-086 شماره تلفن همراه: 09189580918

برای کنکوری هایی که رتبه شان را به کسی نمی گویند


دیشب با پدر و مادرم عهد بستیم که هرگز از رتبه کنکورم سوال نپرسند و به کسی هم نگویند. رتبه کنکورم را نمی خواهم هیچ کسی بداند. مگر زندگی من نیست؟ مگر قرار نیست سرنوشت من با کنکور مشخص شود؟ پس من دلم نمی خواهد رتبه ام را کسی حتی پدر و مادرم بداند. حالا شاید فکر کنید که ترسو هستم یا اینکه خیلی خودخواهم اما از دوستم که بدتر نیستم؛ چون دوستم می گفت می خواهد رتبه کنکورش را به مادرش دروغ بگوید. می خواهد کارنامه اش را به کسی نشان ندهد و یک رتبه الکی به همه بگوید. من از دوستم یاد گرفتم که با این کار ارامشم بهتر می شود. دوستم می گفت پارسال دختر خاله اش کنکور داشته و به هیچ کسی رتبه کنکورش را نگفته و هرکسی از او می پرسید پس چرا پزشکی قبول نشدی، در جوابش می گفته که فقط شهر تهران را زده ام و رتبه ام به شهر تهران نرسیده است. 
نمی دانم با خواندن این جملات یاد رفتاری در وجود خودتان افتاده اید یا نه؟ این را مطمینم که خیلی از کنکوری ها بر سر نتیجه با خودشان درگیر هستند، از روز اعلام نتایج یک تصور ترسناک دارند.  مهم نیست چقدر درس خوانده باشید اتفاقا هر چه بیشتر و بهتر هم درس بخوانید بیشتر نگران آن روز هستید. آن روزی که 365 روز مدام در فکرتان بوده است و گاه آنقدر استرس وارد می کرده که اشتیاق خواندن هایتان را از بین می برده و در تمام ساعاتی که خانواده احساس می کردند، پشت میز درس، مشغول مطالعه هستید ولی در حال فکر کردن به روز اعلام نتایج بودید.
نمی خواهم در این مورد صحبت کنم که این رفتار درست است یا غلط بلکه هدفم، بررسی علت بروز این رفتار است. رفتاری که تقریبا از روزهای اول مطالعه برای کنکور در ذهن و فکر یک دانش آموز یا داوطلب کنکور شروع می شود و هرچه به روز کنکورمی رسیم ترس از روز اعلام نتایج و برخورد و واکنش اطرافیان بیشتر خود را نشان می دهد. چرا این رفتار در خیلی از کنکوری ها شکل می گیرد که دوست ندارند رتبه شان را به کسی بگویند؟ 
همانطور که بارها گفته ایم در بررسی مدل رفتارهای انسان همیشه یک دلیل برای بروز یک رفتار وجود ندارد و گاهی ده ها عامل در کنار هم قرار می گیرند تا  یک رفتار ایجاد شود بنابراین اجازه دهید مهم ترین دلایل را بررسی کنیم. من توقع دارم این رفتار اصلاح شود پس انتظار دارم با دقت و جدیت به مطالعه این مطلب بپردازید. 
دلیل اول: ترس از شکست؛ آنقدر در کلبه مشاوره در خصوص ترس از شکست صحبت کرده ایم که می توانم به راحتی به آن مطالب ارجاع دهم که آن ها را بخوانید اما می دانم که بزرگترین دلیل بسیاری از مشکلات کنکوری ها مثل همین رفتار پنهان کردن رتبه کنکور و واهمه از روی اعلام نتایج که مثل خوره، یک سال تمام فکر و روح کنکوری ها را می خورد همین ترس از شکست است. مفهوم شکست از کودکی در ذهن ما اشتباه جا انداخته شده است. شکست در نظر بسیاری از کنکوری ها، نشانه خنگی، بی سوادی، بی اطلاعی، کم خوانی، بی برنامگی، عقب ماندگی، کم هوشی و تنبلی است. فردی که شکست می خورد یک انسان ضعیف و خوار است که فقط رویای موفقیت داشته. شکست خوردن برای اکثر ما، یعنی از دست دادن جایگاه خانوادگی، اجتماعی و دوستی. دقت کرده اید اکثرتان در ذهن خود نگران این هستید که اگر نتیجه کنکورتان بد شود دیگران می گویند در فامیل امید همه برای موفقیت به شما بود که کاره ای بشوید و آن هم که نشد. این یعنی همان ترسیدن از شکست و گمان غلطی که دارید و فکر می کنید شکست خوردن یعنی افتادن به انتهای چاه ظلمت که راهی برای خلاصی از آن نیست.
آیا واقعا شکست این چنین است؟ بارها از من این جمله را شنیده اید که اگر ظرفیت شکست خوردن را در خود ایجاد نکنید موفقیت را به چشمان خود نخواهید دید. نمی شود و با قانون این دنیا جور در نخواهد آمد که کسی از شکست بترسد و بتواند به موفقیتی شیرین دست پیدا کند. هر بار که به روز اعلام نتایج فکر می کنید، صحنه ای را تصور می کنید که رتبه کنکورتان خیلی بد شده و آنوقت در گوش هایتان جملاتی تحقیر آمیز از اطرافیان را می شنوید. برخی این صحنه را تصور می کنند که تلفن خانه زنگ می خورد و فامیل یکی پس از دیگری نتیجه را می پرسند و مادرشان پشت تلفن باید بگوید متاسفانه امسال آن رتبه دلخواهش را بدست نیاورده، نمی دانم چرا نشد؟ خیلی هم درس خواند ولی به نتیجه نرسید. برخی دیگر این صحنه را تصور می کنند که پدرشان می گوید نتیجه آن همه زحمت هایی که من و مادرت برایت کشیدیم این رتبه بود؟ و برخی دیگر معتقد هستند با نتیجه بدشان در کنکور خستگی بر تن پدر و مادر می ماند.
تصورات مختلف است، خیلی ها از این همکلاسی هایشان که مدت ها منتظر رتبه اش بوده اند می ترسند که آبرویشان می رود و مسخره می شوند. می ترسند از شنیدن این جمله که آن همه ادعا برای قبولی چه شد پس؟ تو که می گفتی خیلی خوب درس خوانده ای آخرشم که قبول نشدی. این تصورات و جملات همگی ناشی از تصورات غلط مان در خصوص شکست است. وقتی از شکست بترسید این افکار در ذهنتان ایجاد می شود. دلتان می ریزد، فکرتان مشغول می شود درس خواندن برایتان سخت می شود و در انتها تصمیم می گیرید درس خواندن را رها کنید.
اگر در مورد شکست اطلاعات بیشتری می خواهید از طریق منوی سایت به نقشه های یادگیری کلبه مشاوره مراجعه کنید و در آنجا مطالب بسیاری را در مورد ترس از شکست، مفهوم شکست و نحوه برخورد درست با شکست را خواهید یافت.
دلیل دوم، ناآگاهی از حق تکرار کردن؛ اگر شما بچه دار شوید کدام مفهوم را به بچه تان آموزش می دهید؟ 1. اشتباه کردن خیلی بد است 2. اشتباه کردن حق هر انسانی است. حالا این سوال را اینطوری پاسخ دهید که کدام مفهوم در ذهنتان شکل گرفته است: 1. اشتباه کردن نشانه بدی است 2. اشتباه کردن نشانه هدفمندی است.
اگر واقعا با خودتان صادق باشید متوجه می شوید که همه شما دوست دارید به فرزند خود بیاموزید که اشتباه کردن حق هر انسانی است، یک فرد می تواند تمام عمرش را پشت کنکور باشد و اصلا هم ایرادی ندارد. او حق دارد برای زندگی اش بارها تلاش کند. خیلی ها فکر می کنند اگر انسانی پشت کنکور بماند افسرده می شود بلکه افسرده کسی است که وارد رشته ای شود که به آن علاقه ای ندارد. پشت کنکور ماندن عقب افتادن از هم سن و سال ها نیست، بلکه ساختن شکوهمندانه زندگی است که به آن علاقمند هستید. ولی خانواده به ما این چیزها را آموزش نداده است. آن ها به ما یاد داده اند که اگر قبول نشوی از هم سن هایت عقب می افتی، باید همیشه به هر قیمتی مراحل زندگی را پشت سر هم طی کنی، پشت کنکور ماندن نشانه بدی است همه می گویند تو سواد نداشتی که قبول نشدی. 
این حق من و هر انسان دیگری است که اشتباه کنیم، قبول نشویم، تکرار کنیم و از اول بسازیم ولی وقتی ذهنیت مان غلط است و طرز تفکرمان لنگ می زند زندگی مان خراب می شود. آن وقت است که رتبه کنکور را دوست نداریم به کسی نشان دهیم و زمان بسیاری زیادی را هدر می دهیم که فقط رتبه مان را از دیگران مخفی کنیم در حالیکه اگر دیگران بدانند رتبه کنکورمان چند شده نباید فرقی به حال ما داشته باشد. اما سال هاست به ما آموخته اند که نتیجه بد باعث خجالت پدر و مادرمان می شود. آن ها دلشان می شکند اگر نتیجه مان بد شود و این یک فرهنگ اشتباه است. وقتی من در دوران ابتدایی دایما این را شنیده ام که اگر تجدید شوم از دوستانم عقب می افتم برایم لباس نو نمی خرند دیگر کتاب های جدید نخواهم داشت پدرم ناراحت می شود که چرا من قبول نشدم و... انتظاری نباید از من داشته باشید که در دوران کنکور بتوانم از حق اشتباه کردن خودم دفاع کنم.
چرا باید بترسیم بابت چیزی که ترس ندارد. اگر ادیسون در خانواده ما ایرانی ها بزرگ می شد یک اختراع هم نداشت، چون نمی گذاشتند که او تکرار کند، اشتباه کند و بارها یک مسیر را از اول طی کند. احتما به او می گفتند ادیسون؟ خسته نشدی این همه خرابکاری کرده ای؟ بهتر نیست از اتاقت بیرون بیایی و به فکر کار درست و حسابی برای خودت باشی؟ اگر قرار بود تو از اختراع کردن نتیجه بگیری همان دفعه اول به نتیجه می رسیدی. صد بار تکرار کردن که ارزشی ندارد. مطمئن باشید با این جملات ادیسونی الان وجود نداشت..
نیاز است در این مورد بیشتر مطلب بنویسم و بیشتر صحبت کنیم اما همین قدر هم برای تلنگر کافی است.
دلیل سوم، ترس از قضاوت های دیگران؛ از صبح تا شب بارها در معرض قضاوت های خود و دیگران قرار می گیریم. قضاوت هایی در مورد چاقی و لاغری تا قضاوت در مورد شیوه درس خواندن و استراحت کردن. اگر میهمانی ها را شرکت کنیم می گویند این چه کنکوری است که هر روز همه جا حضور دارد و اگر شرکت نکنیم می گویند بهتراست در میهمانی ها باشی تا حال و هوایت عوض شود. همیشه و همه جور در معرض قضاوت های بزرگ و کوچک دیگران هستیم و این موضوعی است که از کودکی با آن بزرگ شده ایم. حال روز اعلام نتایج را تصور کنید و رتبه کنکورتان به بدترین شکل ممکن خراب شده باشد. می ترسید از قضاوت های اطرافیان. از اینکه پدر و مادرتان اینطور قضاوت کنند که: «بچه ما کشش مغزی اش به رشته های خوب نمی رسد او بیشتر از این توان ندارد و همین امسال به یک رشته برود بهتر است. فایده ای ندارد شرایط خانه را طوری اماده کنیم که او بخواهد درس بخواند، چقدر دیگر میهمانی نرویم و مسافرت را تعطیل کنیم؟ هرکسی از ما می پرسد کجایی می گویم کنکوری در خانه داریم و باید به فکرش باشیم. یک سال زمان کمی نیست که بخواهی دوباره بخوانی همین امسال یک رشته برو قسمت تو هم این بوده.»
می ترسیم از قضاوت های دوستان و همکلاسی ها که بگویند: «این همه درس خواندی، تو که تمام تست های معلم ها را سر کلاس جواب می دادی، من یادم می آید که حتی صورت سوال تمام نشده بود تو تست را حل می کردی و جواب می دادی مگر می شود این رتبه تو باشد؟ اگر تو که این همه خوانده ای رتبه ات اینطور باشد وای به حال بقیه. آن یکی همکلاسی مان نصف تو خوانده رتبه اش بهتر از تو شده. به نظر من کسی که حفظ کرده باشد همین می شود.»
می ترسیم از قضاوت های فامیل به پدر و مادر می گویند: «اگر می گذاشتی مدرسه اش معمولی باشد رتبه اش بهتر می شد. برای بچه که نباید این همه امکانات فراهم کرد، کسی که درس خوان باشد و بخواهد درس بخواند روی زمین هم می تواند درس بخواند. به نظر من این تجربه خوبی بود که دیگر شرایط آنقدر ایده آل نکنید که نتواند قبول شود. استعداد و هوشش را فدای شرایط کردید آنقدر مشغول این امکانات شد که اصلا درس خواندن یادش رفت. اگر کتاب های کمتری داشت، تبلت و گوشی و کامپیوتر نداشت مطمین باشید رتبه اش خیلی خوب می شد.»
فکر کردن به روزی که قرار است این جملات را بشنوید، سرسام آور و دیوانه کننده است. فکرش هم احساس دلهره و تنهایی و ترس ایجاد می کند چه رسد به روزی که این اتفاق رخ دهد. این همان آموزش درست نداشتن در مورد قضاوت های مردم است. در این مورد هم بارها مطلب نوشته ام که می توانید با مراجعه به نقشه یادگیری کلبه مشاوره، آن ها را بخوانید. اما بار دیگر تکرار می کنم، شاید برای کسی که در فضای کنکور نباشد ترس از قضاوت های مردم خیلی به چشمش نیاید اما یک داوطلب کنکور برای هر جمله ای در ذهنش مرور می کند کلی انرژی و انگیزه اش را از دست می دهد. مردم قضاوت می کنند و نمی شود فرار کرد اما می توان خود را ضد ضربه کرد. می دانم به مطالب بیشتر در این خصوص نیاز است تا یاد بگیریم چگونه خود را ضد ضربه کنیم که امیدوارم بتوانم در روند مطالب کلبه مشاوره در این خصوص بیشتر بنویسم.
در این مطلب با بررسی 3 دلیل اصلی، متوجه شدیم چرا یک داوطلب کنکور از نشان دادن نتیجه اش فرار می کند. او نتیجه اش را نشان نمی دهد چون  از اینکه دیگران او را یک فرد شکست خورده تصور کنند می ترسد، او نتیجه اش را پنهان می کند چون از اشتباه کردن و خرابکاری کردن را حق خودش نمی داند و او از گفتن نتیجه اش واهمه دارد چون قضاوت های مردم او را له می کند. البته دلایل دیگری هم در بروز این رفتار اثر دارند اما 3 دلیل اصلی آن را بررسی کردیم. آموزش در مورد این کلید واژه ها همچنان ادامه خواهد داشت.
 
دانش آموزان و کنکوری هایی که این مطلب را خوانده اند، به مطالعه مطالب زیر نیز علاقمند بوده اند
                                                               برای خواندن این مطالب روی آن ها کلیک کنید


کنکوری98
چهارشنبه 19 دی 1397 07:05 ب.ظ
سلام من 6 ماه دیگه کنکور دارم راستش درسامو تا الان خیلی پراکنده خوندم اوایل خیلی ذوق داشتم و هدفم داروسازی بود اما الان خیلی نا امید شدم اصلا نمیتونم درس بخونم البته واسه امتحانای مدرسه کم و بیش میخونم اما هیچ هدفی واسه آیندم ندارم نمیدونم چیکار کنم گاها با خودم میگم کاش تجربی نمیخوندم و میرفتم هنر که بهش علاقه داشتم ولی خب نشد میخوام بدونم اگه رتبه کنکورم بد شد بمونم سال بعد کنکور بدم یا اینکه یه رشته معمولی تو یه داشگاه سطح معولی بخونم؟ اینم بگم که تراز آزمون آزمایشیم بیشتر افسردم میکنه و هیچ امیدی واسم باقی نمیذاره
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. توصیه من به شما این چند مورد است:

1. در زندگی باید رشته ای را انتخاب کنید که از هر نظر شما را خوشحال کند. دانشگاه یکی از مراحل زندگی نیست که فکر کنید حالا این رشته نشد پس برم یک رشته دیگری را بخوانم. اینطوری به دانشگاه نگاه نکنید. زندگی که قرار نیست پشت سرهم طی شود و هرکسی دانشجوی یک رشته ای شود. قرار است خوشحال باشید.
پس اگر پشت کنکور ماندن خوشحال تان می کند آن را اجرا کنید و اگر رفتن به دانشگاه خوشحالتان می کند پس همان را اجرا کنید. موضوع این است که شما چطور خوشحال می شوید.
2. جنبه شکست خوردن را داشته باشید. چه در کنکور چه در کل زندگی اگر حنبه باخت و شکست خوردن را نداشته باشید کلا فرد موفقی نخواهید بود. انسان حق دارد شکست بخورد، از نو شروع کند و حتی تا آخر عمرش یک کار را تکرار کند. اگر از شکست خوردن می ترسید قید همه خوشی های دنیا را بزنید. موفق ترین باشید.
جمعه 8 تیر 1397 06:48 ب.ظ
سلام.(نویسنده پیام قبل)
ممنونم بابت نظرتون من تونستم بعد جواب پیام شما روى تصمیمم مصمم تر بشم و یكسال دیگه هم براى هدفم بجنگم و بدون استرس و ناراحتى سر كنكور امروز حاضر شدم .خیلى ممنونم.
اما امسال نمیخوام اشتباه سال هاى گذشته رو كنم و هم خودم را براى ترمیم معدل نهایی اماده كنم هم از تابستون جدى براى كنكور٩٨ شروع كنم اما سوالاتى دارم ممنون میشم. راهنماییم كنید
١-میخوام تو تابستون كنكور رو جمع كنم اما امتحان ترمیم معدلم باید چجورى بخونم؟تخصصى هاى دوم رو كنكورى بخونم وسوم رو تشریحى براى امتحان؟
٢-كتاباى من براى كنكور٩٥ هست میتونم دوباره از همین كتابا استفاده كنم هم براى كنكور هم امتحان نهائی؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم. خیلی خوب است که تصمیم دارید اشتباهات خود را لیست کنید و با آن ها رو به رو شوید و سپس سعی کنید که دیگر تکرارش نکنید. در مورد دو سوالتان:
1. خیلی خوب است که می خواهید در تابستان کنکور را جمع کنید این بهترین تصمیم تان است. امتحان نهایی را به دی ماه موکول کنید و مطمین باشید اگر درست و دقیق درس بخوانید برای نهایی ها نیز آماده خواهید بود.
2. سه کتاب دین و زندگی و زیست و شیمی را می بایست بر این اساس تهیه کنید:
شیمی و زیست و دین و زندگی دوم دبیرستان سال چاپ 94-95
شیمی و زیست و دین و زندگی سوم دبیرستان سال چاپ 95-96
شیمی و زیست و دین و زندگی پیش دانشگاهی سال چاپ 96-97
بقیه کتاب ها را می توانید استفاده کنید. البته کتاب های شیمی و زیست و دین و زندگی نیز شاید در حد یکی دو جمله تغییر داشته باشد ولی برای اینکه وقتتان گرفته نشود و خیالتان راحت باشد حتما بر اساس سال هایی که عرض شد تهیه کنید. موفق ترین باشید.
سه شنبه 5 تیر 1397 11:17 ب.ظ
سلام من كنكورى ٩٥ ام هدفم پزشكى
من بى اندازه به پزشكى علاقه دارم أصلا نمییتونم به رشته دیگه ایی فكر كنم واقعا نمیتونم من فقط با پزشك شدن كامل میشم إز كنكور٩٥ تا امسال زندگیم شده كنكور كنكور سال اول خیلى تلاش كردم اما نشد سال دوم هم تلاش كردم اما نشد امسال سال سوم با تمام اتفاقات بدى كه افتاد اما سعى كردم باز بخونم كمو بیش خوندم تا تا قبل ماه رمضون اما إز ماه رمضون شروع ب جدى خوندن كردم تا امروز اما باز هم نتونستم خودمو براى درصد هاى پزشكى برسونم تو منطقه نسبتا محرومى درس خوندم معلم هامون در حد خیلى متوسط درس میدادن نمیگم مقصرن من اما شرایط تحصیلى ام بود امسال تازه إز ماهر رمضون تونستم كنكورى بخونم یعنى كیفیت درس خوندم بیشتر شد نسبت به دو سال قبل اما نتونستم جمع كنم درسا رو خیلى ناراحتم امسال داشتم مطمئن میشدم به هدفم میرسم اما نشد...) اینا رو نوشتم یه توضیحى از شرایط درسى و هدفم باشه
الان من خیلى حالم بده همیشه اوج ناراحتى یه راه حل براى خودم پیدا می كردم ولى الان صفره صفرم نمیدونم بأید چیكار كنم از طرفى خودمم كه نمیتونم از هدفم دست بكشم هرجور فكر نمیتونم و هم اینكه واقعا خسته شدم و امسال داداشم و بعضى از بچه هاى فأمیل كه سه سال از من كوچیكترن كنكور دارن و اگه كنكور بدم با اونا یكجا..حرف بقیه میگن من خنگم و ... اما باز نمیتونم از هدفم دست بردارم و میخوام امسال جدى جدى بخونم تا حتما سال دیگه پزشكى قبول شم ...
و از طرفى خانوادم كه دیدن من سه سال كنكور دادم درس خوندم و نرفتم دانشگاه خانوادم معناى سختى كنكور رو نمیدونن فقط میخوان برم دانشگاه منو درك نمیكنن و فكر میكنن من نمیتونم ذوق دارن كه من امسال كنكور بدم و برم دانشگاه .... خیلى ناراحتم باز شرمندشون میشم نمیدونم بأید چیكار كنم نمیخوام برم سر جلسه ؟نمیدونم باید با خانوادم چه رفتارى داشته باشم نمیدونم جواب خودمو چى بدم ؟ چطورى از شرمندگى خواندم دربیام ؟
((ببخشید طولانى شد اما واقعا نیاز به مشورت داشتم با كسى كه كنكورى ها. رو میشناسه ببخشید طولانیه)
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. موردی که شما با آن درگیر هستید مربوط به تفسیرتان از شکست است. ناراحتید چون احساس می کنید که یک شکست خورده ناکام هستید. این دیدگاه را بسیاری از ما داریم چون در دوره تربیتی خودمان هیچگاه کسی به ما یاد نداد که شکست خوردن از موفقیت مهمتر است. شما گمان می کنید 2 سال از عمرتان هدر شد؟ اما نمی دانید در این دو سال چقدر چیزهای مهمی در مورد ساختن شخصیت و روحیه خود یاد گرفته اید که برای ساختن یک زندگی خوب به آن ها نیاز دارید.
من تمام هدفم این است که روزی را با چشانم ببینم که هیچ دانش آموزی از شکست خوردن تعبیر اتفاق تلخ را نکند. تمام موفقیت ها بوسیله شکست ها پدیدار می شود. دو سال که چیزی نیست افراد موفق گاهی بعد از 15 سال تلاش شکست می خورند اما هرگز ناراحت نمی شوند.
زندگی یک چالش است که هرکسی موفقیت را بخواهد باید شکست را هم بطلبد. بگذارید اینطوری بگویم: موفقیت و شکست دو روی یک سکه هستند آیا شما می توانید سکه ای را بخواهید ولی فقط یک روی آن را دوست داشته باشید؟ اگر سکه را می خواهید پس هر دو روی آن را هم باید بخواهید.
شکست جذاب ترین اتفاق زندگی تان است. از آن یاد بگیرید و زندگی تان را بسازید. این تفکر را بیرون کنید که همه چیز را زود بخواهید. ما عادت های بدی داریم، یک شبه ثروتمند شویم، سال اول و دوم قبول شویم، زودی به هر چیزی که می خواهیم برسیم و اصلا شکست را دوست نداریم.
شما می توانید به تمام دارایی خود فکر کنید به آنچه یاد گرفته اید. خیلی ها می گویند عقب افتاده ای اما آن هایی که این حرف را می زنند مطمین باشید در عمرشان زندگی نامه یک فرد موفق را حتی ورق هم نزده اند.
موفقیت در این دنیا آنطوری که ما فکر می کنیم بدست نمی آید. خیلی باید سختی و بلندی ها را تحمل کنید. بایستی یک کلاس بالایی از شخصیت را در خود ایجاد کنید که این شخصیت جنبه شکست را داشته باشد. شما باید ریسک پذیر باشید و با عشق و علاقه به استقبال شکست بروید.
آن کسی که از شکست می ترسد مجکوم به شکست است. امیدوارم مطالب کلبه مشاوره که در مورد شکست نوشته شده است را بخوانید و تغییراتی در دیدگاه تان ایجاد شود و برای ساختن یک کلاس بالای شخصیتی دست به کار شوید. موفق ترین باشید.
زهره
پنجشنبه 10 اسفند 1396 07:16 ب.ظ
سلام و خسته نباشید. بنده بنا به دلایلی امسال نتونستم به موقع ثبت نام کنم 13-16 اسفند مهلت مجدد ثبت نام هست من سوالی از حضورتون داشتم و اونم اینه که آیا باید کد سوابق تحصیلی رو دوباره بگیرم یا کد های پارسال کافی هست؟ من پشت کنکوری هستم
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. کدهای پارسال قابل استفاده هستند اما اگر بار دیگر نمرات خود را بررسی کنید ضرر نخواهید نمود. موفق ترین باشید.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.