کلبه مشاوره رضا جدیدی مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور - چرا درس خواندن را برای امتحان و کنکور شروع نمی کنیم

مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور


راه های ارتباطی با رضا جدیدی: شماره تلفن ثابت: 34774341-086 شماره تلفن همراه: 09189580918

چرا درس خواندن را برای امتحان و کنکور شروع نمی کنیم

هر وقت می خواهم درس بخوانم نمی شود، خیلی زود احساس خستگی و زدگی می کنم. احساس  می کنم امروز، را اگر استراحت کنم برای فردا حتما بهتر است، به این نتیجه رسیده ام که روز اول هفته برای درس خواندن بهتر است و اگر شنبه ها روزی خوبی باشد کل هفته خوب است. آخر هفته ها خیلی دوست ندارم درس بخوانم و همیشه به فکر تغییر برنامه ام در روزهای آخر هفته هستم. دانش آموزان و داوطلبان کنکور مایل هستند، هر چه زودتر درس خواندن خود را برای امتحانات خرداد و  کنکور شروع کنند اما گاهی دلایلی به ظاهر منطقی، باعث می‌شود تا مطالعه خود را به تعویق بیندازند روزها و زمان های بسیار زیادی را از دست دهند و هر روز سردرگمی، احساس اندوه و ناکارآمدی بیشتری را در وجود خویش احساس کنند این مطلب به بررسی 5 دلیل اصلی که باعث می‌شود بسیاری از دانش آموزان و داوطلبان کنکور درس خواندن خود را برای امتحانات پایان ترم و همچنین کنکور به تعویق بیندازند را بررسی می‌کنیم.
 دلیل اول این تعویق انداختن کارها مربوط به تفکر بیش از اندازه است. دانش آموزان و داوطلبان کنکوری که بیش از اندازه مورد نحوه شروع، مدل برنامه ریزی، میزان ساعت مطالعه، کیفیت خواندن، نمونه سوالاتی که باید حل کنند و کتاب های کمک آموزشی که باید از آن ها استفاده کنند، زمان خود را هدر می دهند. آن ها آنقدر درگیر مقدمات برای شروع می شوند که اصل درس خواندن را فراموش می‌کنند. در مطالب «کمال گرایی و تاثیر آن بر مطالعه» و «وسواس فکری قبل از درس خواندن» و «چرا هر بار که می خواهیم شروع کنیم نمی شود؟» در مورد این موضوع صحبت کرده ایم که می توانید آنها را مطالعه کنید.
 دانش آموزان و داوطلبان کنکور را می توان در دو دسته تفکر گرایی و عمل گرایی جای داد. تفکر گراها افرادی هستند که بیشتر زمان خود را به فکر کردن به چگونگی انجام کار، برنامه‌ریزی، کتاب های کمک آموزشی، جزوه های خلاصه شده، نمونه سوالات و تست هایی که قرار است بزنند، می گذرانند و در مقابل، عملگراها به افرادی گفته می‌شود که بیشتر زمان خود را به اجرا کردن برنامه ها اختصاص می دهند و مدت زمان کوتاهی را در  طراحی برنامه ریزی مصرف می کنند. 
تفکر گراها هست معتقد هستند که هرگونه اشتباه کردن در اجرای برنامه، به معنای گناه نابخشودنی است و باید قبل از اجرا، به بهترین برنامه ریزی برسند اما عمل گراها به درستی دانسته اند که یک برنامه در اجرا کردن معایبش مشخص شده و هر بار برای برطرف کردن معایب، تلاش می کنند به برنامه بهتر و ایده آل تری برسند. اگر زمان های زیاد را مشغول فکر کردن بوده و همواره نگران اجرای برنامه و ترس از شکست و اشتباه کردن باشید مطمئنا برنامه مطالعاتی خود را به تعویق خواهد انداخت و زمان زیادی را از دست می‌دهید همیشه نگران این موضوع خواهید بود که در هنگام شروع درس خواندن، اشتباه کنید و نتیجه قابل قبولی نگیرید.
اگر دچار تفکرگرایی هستید لازم است از قانون 1 به 10 عمل کنید. یعنی به ازای هر 1 دقیقه فکر کردن خود را مجبور کنید 10 دقیقه عمل کنید یا اگر 10 دقیقه فکر کردید آنگاه 100 دقیقه کار کنید و اگر 1 ساعت فکر کردید آنگاه 10 ساعت عملگرایی را تمرین کنید. این قانون 1 به 10 روشی کاملا دقیق و علمی برای تبدیل شدن به عملگرایی است. ابتدا، اجرای این قانون برای تفکرگراها سخت است اما مثل هر تغییر دیگری نیاز به سماجت و لج بازی در اجرا دارد. اگر چند روز به این قانون عمل کنید به فردی عملگرا تبدیل خواهید شد. 
دلیل دوم شروع نکردن برنامه برای درس خواندن مربوط به ترس ها می شود. ترس هایی مانند ترس از شکست یا از دست دادن جایگاه در خانواده  و دوستان و ترس از تمسخر. این ترس ها باعث می شود تا شما شروع کردن را به تعویق می‌اندازید و بیشتر زمان خود را مشغول فکر کردن به ترس باشید. این ترس ها به ویژه در افرادی که معدل بالایی دارند بیشتر است و آن ها نگرانند که اگر درس خواندن را شروع کرده و به برنامه های خود را عمل کنیم و نتیجه دلخواه را نمی‌گیریم در بین افرادی که در اطراف ما زندگی می‌کنند جایگاه خود را از دست می‌دهیم، آن ها دیگر قبول مان نخواهد داشت. در مطالب متنوعی در کلبه مشاوره در خصوص ترس صحبت کردیه ایم که می توانید به «نقشه یادگیری روحی کلبه مشاوره» مراجعه کرده و آن ها را بخوانید. ترس، مادر تمام تعویق ها و شروع نکردن درس هاست. در آن مطالب در مورد ترس و روش برطرف شدنش صحبت های مفصلی کرده ایم. 
سومین دلیلی که باعث می شود درس خواندن را به تعویق بیاندازید این احساس است که به اندازه کافی آمادگی ندارید. افرادی که این احساس را دارند اکثر دچار مشکلاتی در پایه درسی خود هستند و گمان می کنند که با وجود مشکلات و نقاط ضعف درسی که دارند برنامه ریزی کردن و درس خواندن فایده ای ندارد. آن ها معمولا اسیر کم کاری ها و پایه درسی خود هستند و  از این روی منتظر یک روز شگفت انگیز هستند که در آن روز بدون هیچ مشکلی، درس خواندن را شروع کنند. افرادی که احساس می کنند به اندازه کافی آماده نیستند تصمیم می گیرند به این موضوع فکر کنند چگونه برنامه ریزی کنیم که عقب افتادگی های خود را جبران کنیم و به سطح قابل قبولی از آمادگی برسیم و از آنجا که این موضوع با فکر کردن رخ  نمی دهد پس هر روز مقدار بیشتری فکر می کنند پس شبیه افراد دسته اول می شوند. 
دلیل چهارم مربوط به افرادی است که طرز تفکرشان به تعویق انداختن کارهاست. سال‌های سال است که یاد گرفته اند تمام کارهای خود را به تعویق بیندازند. به این افراد، دقیقه نودی می گویند و همیشه درس خواندن هایشان برای امتحان به شب امتحان می رسد و حتی برای کنکور هم کارشان به روزهای آخر می کشد. این ها کسانی هستند که وقتی می خواستند، تکالیف خود را انجام دهند همواره به دنبال آخرین فرصت ها بودند. اگر به این افراد یک ماه فرصت دهید تا کاری را انجام دهند. آن ها 28 روز اول را فقط تفریح می کنند و در نهایت در روز آخر، سعی می کنند با فشار و ترس و استرس، کاری را سرهم کرده و اجرا کنند. می دانم نیاز است در این خصوص به طور مفصل در کلبه مشاوره صحبت کنیم اما در این مطلب، این دو نکته را یادآور می شوم که اولا به دلیل اینکه تعویق انداختن کارها همراه با لذت است پس این مدل فکری در وجود هر فردی که قرار گیرد خیلی به آن معتاد می شود و دوم اینکه بهترین راه درمانی برای تعویق کارها این است که از تکنیک زمان معکوس استفاده کنید. مثلا به این فکر کنید که اگر برای اجرای کاری به شما 30 روز وقت می دهند، سعی کنید کار را در یکی دو روز اول اجرا کنید و در 28 یا 29 روز بعدی لذت ببرید. این طرز تفکر را تمرین کنید بعد از مدتی عادت به اجرای کارها می کنید و مطمین باشید بعد از تمام شدن آن کار، هرگز دوست نخواهید داشت 28 یا 29 روز تفریح کنید بلکه با اراده به دنبال کارهای بعدی خود خواهید بود.
 دلیل پنجم شامل افرادی می شود که روی دیگران حساس هستند و بیشتر وقت خود را به جمع آوری اطلاعات از دیگران می گذرانند. عده ای از دانش آموزان و داوطلبان کنکور گمان می‌کنند برنامه‌ای برای شروع ندارند و  سردرگمی هایشان از شنیدن حاشیه ها، اخبار و شایعات و همچنین کارهایی که همکلاسی هایشان انجام می دهند، باعث می‌شود که آن ها در برنامه ریزی خود دچار آشفتگی فکری شوند این دسته از افراد خیلی روی رفتار همکلاسی ها و رقبای خود حساس هستند و از خود می پرسند که الان هم کلاسی مشغول اجرای چه نوع برنامه ای هستند؟ این افراد بیش از آنکه به برنامه خود، روش و مدل کاری شان توجه کنند به دیگران و چگونگی انجام کار توسط دیگران فکر می کند. آن ها گمان می کنند که دیگران اطلاعات بسیار مهمی را مخفی کرده اند و هر روز بیشتر زمان خود را روی آن می گذارند تا بفهمند دیگران چه می کنند. هر فردی توانمندی خاص خود  را در یادگیری، کمیت مطالعه و کیفیت یادگیری دارد بنابراین پیگیری اطلاعات از دیگران، هیچ کمکی به موفقیت فرد نخواهد کرد. 
قطعا موارد دیگری هم برای تعویق کارها هست اما این 5 مورد از بزرگترین دلایل است و با قاطعیت می توان گفت که با اصلاح این 5 مورد دیگر نگرانی خاصی برای عقب انداختن کارها نیست. 

 
دانش آموزان و کنکوری هایی که این مطلب را خوانده اند، به مطالعه مطالب زیر نیز علاقمند بوده اند
                                                               برای خواندن این مطالب روی آن ها کلیک کنید
1.«کمال گرایی و تاثیر آن بر مطالعه
2.وسواس فکری قبل از درس خواندن
3.چرا هر بار که می خواهیم شروع کنیم نمی شود؟






kiyan dadmehr
پنجشنبه 26 اردیبهشت 1398 10:52 ق.ظ
سلام
مورد 5 که ذکر کردین مشکل اصلی من بود ...الان متوجه شدم که این مشکل به خاطر وسواس شروع کردن که خودش ریشه دراسترس و نگرانی داره اتفاق میفته تو این حالت که بودم اطلاعاتم درباره حاشیه های کنکور بیشتر از مطالب و مباحث خود کتاب ها بود تنها راه حلش هم عملگرایی هستش موفق باشی آقای جدیدی.
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم، لطف دارید. موفق ترین باشید.
جمعه 21 دی 1397 11:41 ب.ظ
سلام خسته نباشید میخواستم بپرسم شما میتونین بهم کمک کنید واسه قبولی دو کنکور ۹۸ رشته پزشکی؟من مادر ۲ تا بچه هستم تصمیم گرفتم با همه سختی هاش واسه آینده فرزندانم تلاش کنم .میخواستم با راهنمایی شما این راه رو به خوبی به پایان ببرم .می تونید در این موقع سال شاگرد قبول کنید؟
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. آفرین بر اراده و تصمیم شما و مطمین هستم که آن دو فرزند به مادرشان افتخار می کنند و همین روزهایی که شما با این سختی ها درس می خوانید این را بدانید که کمترین اثرش این است که آن دو فرزند را به راه درست تلاش و جنگیدن هدایت می کنید.
خیلی فرق است بین مادری که زحمت می کشد و مادری که فقط مادری می کند. ان شالله به خواستتون برسید ولی بنده را ببخشید که نمی تونم شما رو پذیرش کنم چون ظرفیت بنده فقط 20 نفر است و روز اول تیرماه پذیرش می کنم و دیگر در طول سال پذیرش ندارم. موفق ترین باشید.
ساناز
جمعه 20 بهمن 1396 03:53 ب.ظ
سلام و وقت بخیر مجدد خدمت شما استاد بزرگوار
مطلبی که راجبه عادت های غلط گفتید رو خوندم و تمرین ها رو کامل انجام دادم
به نتایج جالبی رسیدم و از همه مهمتر به این نتیجه رسیدم که رسیدن به هدفم ارزشمند تر و مهمتر از هر تفریح و برف بازی و فیلم دیگه ایه
دیگه با حسرت موکولشون نمیکنم برای بعد از کنکور با تمام وجودم اینکارو میکنم باید بگم این تمرین انگیزه ای که مدتها بود از دستش داده بودم رو بهم برگردوند و یاد اوری کرد واسم که هنوزم عاشق هدفم هستم
اما فکر میکنم برای اینکه این حسی که الان بعد از انجام این تمرین دارم توی وجودم حفظش کنم و اسیر عادت های غلط گذشته نشم طبق مطلبی که گفته بودید عادتها از بین نمیروند اینه که مرتب این تمرینی که انجام دادم رو مرور کنم برای خودم
اما طبق تجربه ای که داشتم که هر بار میخواستم تغییر کنم اما نمیشد نگرانم که دوباره اون احساسات نیاد سراغم
احساساتی مثل:
با اینکه هفت ساعت خوابیدم به شدت خوابم میگیره و خمیازه میکشم
کلافه و آشوب میشم بدون هیچ دلیل خاصی با وجود اینکه هرکاری که قول داده بودم انجام بدم رو انجام دادم ولی حس خوبی ندارم و خوشحال نیستم از اینکه عمل کردم به برنامم
اینجور مواقع احساس میکنم با این کلافگی بهتره ادامه ندم و بذارم برای فردا اما فردا هم همین احساسات رو دارم
و این خیلی ازار دهنده س واسم
این موضوع هم مربوط میشه به اینکه پادشاه قصد تغییر ندارن؟
ببخشید اگه خیلی طولانی شد
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. این احساسات برای همه ما وقتی می خواهیم تغییر کنیم وجود دارد. مغزتان باهوش است و تمام سعی خود را می کند تا تغییر نکند. البته او از تغییر بدش می آید چون از قانون نیوتن پیروی می کند. طبق قانون اول نیوتن هر جسمی در این جهان تمایل به حفظ شرایط خودش دارد پس مغزتان نیز شرایط خودش را دوست دارد هرچند این شرایط اصلا مناسب نباشد. طبق قانون دوم اگر نیرویی به جسم وارد شود در راستای نیرو، شتابی در جسم ایجاد می شود و اما قانون سوم می گوید که این نیرو عکس المعل دارد. دقیقا مغزتان هم اینطور است. شما سعی می کنید تغییر کنید پس می خواهد حالت مغزتان را تغییر دهید پس با تغییر کردن به مغزتان نیرو وارد می کنید و این نیروی شما بی پاسخ نیست و مغز شروع به عکس العمل می کند. حالا برای هر شخصی از یک زاویه این عکس العمل را وارد می کند مثلا برای شما با تکیه بر خواب و بی حوصلگی و احساس بد و کلافگی و شک به برنامه و... و شاید برای شخص دیگری با تگیه بر اعتماد به نفسش این نیرو را وارد کند و به او بگوید تو آنقدر قوی هستی که می توانی از فردا هم شروع کنی و یا شاید برای شخص دیگری از دریچه ترس وارد شود و باعث توقف آن فرد شود. جالب است من برنامه ای ساخته ام و در اختیار شاگردانم قرار داده ام که رتبه جهانی آن ها را می دهد و آن ها را وادار می کند به بهانه های مغزشان توجه نکنند. شما هم می توانید امتحان کنید فقط کافی است به بهانه های مغزتان توجه نکنید. مغز همیشه از یک راهی وارد می شود و همیشه علاقمند به ثبات است حتی اگر به ضرر آینده تان باشد. هیچ کدام از این احساس ها واقعی نیست فقط شما تصور به واقعی بودنشان می کنید چون سال ها با همین بهانه ها از درس خواندن متوقف می شدید فقط کافی است از این پس دیگر تسلیم نشوید. موفق ترین باشید.
ساناز
یکشنبه 15 بهمن 1396 08:47 ب.ظ
سلام اقای جدیدی وقتتون بخیر
ممنونم بابت مطالب خیلی خوب و مفیدتون
بعد از خوندن این مطلب متوجه شدم تقریبا همه موارد به یه نحوی من رو ازار میده و چیز دیگه ای که متوجه شدم اینه که ذهن من از برنامه و حرکت فرار میکنه
ریشه یابی کردم و تا حدودی به جواب رسیدم
من همیشه مسیر رو برای خودم سخت کردم و هیچوقت لذتی نبردم
خیلی کم پیش میاد از درس خوندنم لذت ببرم
دقیقا هر زمان که قلبا خوشحالم به هردلیلی از درس خوندنم لذت بردم و عاشقانه خوندم
من مسیر رو اینجوری و با این افکار برای خودم سخت کردم :
من نمیتونم هر شب قبل از خوابم چند صفحه کتاب غیر درسی بخونم و به اگاهیم اضافه کنم چون باید زود بخوابم و صبح زود بیدار بشم و برای کنکور درس بخونم
من نمیتونم برم یک ساعتی رو برف بازی کنم چون باید برای کنکور درس بخونم
من نمیتونم گاها فیلمی ببینم چون باید برای کنکور درس بخونم
من نمیتونم فعالیت دیگه ای داشته باشم چون باید برای کنکور درس بخونم
و همیشه با حسرت کارهایی که دلم خواسته انجام بدم رو موکول کردم برای بعد از کنکور
و احساس میکنم از لحاظ روحی خسته م و یوقتایی ناامید و بی انگیزه هستم
درس میخونم اما انگار زوریه و کیفیت دلخواهم رو نداره
یوقتایی هم خاطرات تلخ گذشته باعث میشه خودمو زیر سوال ببرم
به ذهنم اجازه میدم در رابطه با هر مسله ای اظهار نظر کنه و نظرش رو غالب کنه
و این باعث میشه اون پنج موردی که راجبش صحبت کردید بوجود بیاد
نمیدونم تا چه اندازه تونستم به ریشه مسله پی ببرم
ولی ممنون میشم راهنماییم کنید
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. در مورد ریشه ها صحبت کرده ای و اتفاقا خیلی هم خوب شرایط خود را توضیح داده اید. اما می توانم تمام صحبت های شما را در این جمله خلاصه کنم: «شما دارای عادت های غلطی در زندگی خود هستید» پس راه اصلاح آن فقط و فقط درمان این عادت های غلط است. بحث تغییر عادت را قبلا صحبت کرده ایم لطفا از مطالب کلبه مشاوره در این حوزه استفاده کنید و باز هم اگر سوالی بود حتما بپرسید. موفق ترین باشید.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.