کلبه مشاوره رضا جدیدی مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور - چند دقیقه پشت سر هم درس بخوانیم؟

مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور


راه های ارتباطی با رضا جدیدی: شماره تلفن ثابت: 34774341-086 شماره تلفن همراه: 09189580918

چند دقیقه پشت سر هم درس بخوانیم؟

اگر دقت کرده باشید اکثر دانش آموزان و داوطلبان کنکور درگیر این هستند که چند دقیقه پشت سر هم درس بخوانند تا کیفیت مطالعه شان کم نشود. عده ای هم نظراتی در این خصوص دارند به طور مثال برخی معتقد هستند که 10 دقیقه اول مطالعه صرف تمرکز کردن می شود از 10 تا 40 دقیقه صرف یادگیری و بعد از 40 دقیقه لازم است به مدت 10 دقیقه، مطالعه را جمع بندی کرده و سپس به مدت 15 دقیقه استراحت کنید. در واقع اکثر افراد فکر می کنند که بهتر است بعد از 50 دقیقه مطالعه، 15 دقیقه استراحت کنند تا کیفیت مطالعه شان بالا باشد و اینطوری سطح یادگیری آن ها در بهترین حالت خود قرار می گیرد. 
به نظر شما این مدل از صحبت ها می تواند درست باشد؟ برای خودتان پیش نیامده که دو یا سه ساعت پشت سر هم درس بخوانید بدون اینکه احساسی از خستگی، کسلی و یا حتی کاهش کیفیت مطالعه داشته باشید؟ نشده که از مطالعه خود لذت ببرید و اصلا دلتان نخواهد آن را کنار بگذارید؟ چه شده که فکر می کنیم بعد از 50 دقیقه بهتر است چند دقیقه ای را استراحت کنیم؟ ما که بارها تجربه ی مطالعه طولانی و بدون خستگی را تجربه کرده ایم و می دانیم می شود بیش از 50 دقیقه هم درس خواند و کیفیت هم کم نشود پس چرا این بحث ها در بین دانش آموزان و داوطلبان کنکور بسیار پر رنگ است؟

چند دقیقه پشت سر هم درس بخوانیم؟

به جای پرداختن به این موضوع که چند ساعت مطالعه مفید است و چند ساعت باید پشت سر هم درس بخوانیم تا کیفیت کم نشود به بررسی دلیل عمیق تری می پردازیم که روی تداوم و کیفیت مطالعه اثر گذار است و به دانش آموزان و داوطلبان کنکور این نکته مهم را یادآور می شوم که ساعت ها، نمی توانند خستگی ها و کیفیت ها را تعیین کنند بلکه هرچه هست به درون فرد و دیدگاه و نگرش او بر می گردد. برای آنکه بحث را به صورت کاربردی تر پیش ببریم با یک مثال کنکوری پیش می رویم:
داوطلب کنکوری را تصور کنید که قصد مطالعه و خلاصه نویسی فصل سوم از درس X را دارد. او قبل از شروع مطالعه یک سری پیش بینی ها در مورد روند مطالعه اش دارد و در درونش می گوید: «من ساعت 9 صبح این فصل را شروع می کنم و چون قبلا هم این موضوع را خوب در کلاس یادگرفتم خیلی زود می توانم آن را بخوانم و احتمالا تا ساعت 9:40 دقیقه آن را خلاصه هم می کنم و می توانم خیلی زود تست هایش را بزنم و گمان می کنم با ذهنیت من از بحث های این فصل می شود که 60 درصد از تست هایش را درست بزنم و این فصل را خیلی دوست دارم.» حالا او مطالعه را شروع می کند و به این سوال پاسخ دهید: اگر پیش بینی های این دانش آموز کنکوری در حین مطالعه درست از آب در نیاید چه می شود؟ اجازه بدهید جز به جز پیش بینی های این دانش آموز کنکوری را تحلیل کنیم:
1. او در صحبت هایش گفت ساعت 9 صبح شروع می کنم، پس ممکن است بنا به هر دلیلی ساعت 9 نتواند این استارت را بزند و برنامه اش را اجرا کند بنابراین یک دلیل برای نخواندن این فصل است و او را تحریک می کند تا برنامه اش را کنار بگذارد و این فصل را نخواند زیرا از ساعت 9 گذشته است و شاید دیگر فرصت ها آن طور که او دوست داشت پیش نرود و اگر هم این دانش آموز تصمیم بگیرد که مطالعه کند آن گاه باید بقیه پیش بینی هایش را نیز تغییر دهد مثلا دیگر ساعت 9:40 دقیقه خلاصه اش تمام نمی شود و خیلی آشفتگی در سایر پیش بینی ها رخ می دهد که او را اذیت می کند.
2. او تصورش این است که در یادگیری این فصل مشکلی نخواهد داشت و خیلی زود آن را خواهد آموخت و اگر چنین نشد چه؟ به طور مثال ممکن است او درس نامه ای را بخواند و متوجه نکته های بیشتری از این فصل شود که نیاز به یادگیری و وقت بیشتر دارد بنابراین ممکن است این عامل باعث شود تا او حتی از این فصل زده هم شود و دیگر دلش نخواهد آن را بیاموزد و این سطح از ناامیدی را می تواند طوری ادامه دهد که با خود بگوید: «وقتی روی این فصل فکر می کردم مشکلی ندارم و این همه مشکل دارم وای به حال بقیه، من خیلی خوش خیالم که فکر می کنم قبول می شوم و این شرایط درسی اصلا خوب نیست.» او فقط یک پیش بینی ذهنی قبل از مطالعه داشت و حالا در حین مطالعه آن پیش بینی محقق نشده است و او را می تواند تا پرتگاه خستگی از مطالعه و اجرای برنامه پیش ببرد.
3. او خیلی تاکید داشت ک تا ساعت 9:40 دقیقه خلاصه اش آماده می شود و اگر اینطور نشد چه تاثیری بر روی روند مطالعه این داوطلب کنکوری خواهد داشت؟ بله می تواند تمام برنامه یا حتی حس مثبت او از این فصل را خراب کند و در نتیجه انگیزه اش برای ادامه راه کمتر شود. حتی اگر او بخواهد ادامه دهد باز هم یک ذهنیت منفی دارد که کم کاری کرده است و آنطوری که فکر می کرده و دوست داشته است پیش نرفته و لذا همه چیز را ممکن است برای همیشه کنار بگذارد.
4. او برای تست های این فصل 60 درصد را پیش بینی کرده بود و اگر او تست های این فصل را بزند و به این درصد نرسد چه خواهد شد؟ بله این امکان وجود دارد که امیدهایش را از دست دهد و فکر کند در یادگیری دچار مشکل است و انگیزه لازم برای موفقیت در او وجود ندارد. او فقط قبل از مطالعه، احساساتش را در ضمیر ناخودآگاهش مرور کرده است و متوجه نبود همین تصورات می تواند سطح انتظاراتش را از مطالعه تغییر دهد و همین تحول ممکن است به معنای از دست دادن آن روز یا حتی روزهای بعدی شود.
سطح انتظار مطالعه آن مفهومی است که بالاتر از ساعت مطالعه و میزان خستگی می باشد. هر یک از شما دانش آموزان و داوطلبان کنکور، به صورت طبیعی و بدون اینکه متوجه باشید، سطح توقعی از یادگیری و روش مطالعه خود در نظر می گیرد و سعی می کنید در حین مطالعه این سطح انتظار را برآورده سازید حال آنکه ممکن است سطحی که در نظر گرفته اید اصلا واقعی و اصولی نباشد و لحظه این امکان هست که مطالعه را کنسل و حتی به کل برنامه خود پشت کنید. 
وقتی کسی با خودش می گوید که 10 دقیقه اول باید تمرکز کنم و از 10 دقیقه تا 40 دقیقه یاد می گیرم و بعد از آن نیز به مدت 10 دقیقه جمع بندی و سپس استراحت می کنم در واقع یک سطح انتظار از خودش ساخته که بعد از 50 دقیقه کاملا خستگی را احساس کند و نیاز به استراحت پیدا کند. هریک از شما می توانید این قانون را به نوع دیگری تغییری دهید بطوری که بعد از 2 ساعت مطالعه باز هم شاداب باشید و اصلا افت کیفیت و مطالعه پیدا نکنید. در واقع می خواهم بگویم این تعیین زمان ها همه و همه انتظارات ذهنی خودتان است و ساعت ها تعیین کننده زمان خستگی و نیاز به استراحت هیچ داوطلب کنکوری نیستند.
خیلی ها می گویند زمان خستگی به نوع درس و کتابی که می خوانیم بستگی دارد مثلا در درس های مسئله ای مانند ریاضی و فیزیک زمان خستگی زودتر است. دقت کنید که این مورد نیز یک انتظار ذهنی برای آن داوطلب کنکور است. در واقع اگر در درسی مثل ریاضی و فیزیک زودتر احساس خستگی می کنید فقط به این دلیل است که سطح انتظارات خود را اینگونه ساخته اید که زودتر خسته شوید. جالب است بدانید خیلی ها برعکس شما هستند و در درس هایی مثل ریاضی و فیزیک دیرتر از درس هایی مثل دین و زندگی و ادبیات احساس خستگی می کنند. این دانش آموزان و داوطلبان کنکور نیز سطح انتظارات مطالعه ای خود را برعکس تعریف کرده اند تا در درس های حفظی تر زود تر خسته شوند. همه چیز به سطح انتظارات خودتان بستگی دارد و ساعت ها تعیین کننده هیچ چیزی نیستند.
دقت کرده اید خیلی اوقات بعد از چند دقیقه مطالعه، احساس کرده اید آن روز نباید درس بخوانید و روز مناسبی برای یادگیری نیست و حس و حال درس خواندن در درونتان وجود ندارد و انگار آن روز اصلا دریچه های یادگیری بسته شده اند و هیچ چیزی در ذهنتان فرو نمی رود؟ دلیلش چیست چرا اینطور شده اید؟ طبق توضیحاتی که دادم حتما به این نتیجه رسیده اید که در آن روزها، سطح انتظاراتی که داشته اید با چیزی که در همان چند دقیقه رخ داده فرق داشته بنابراین احساس منفی از آن روز و مطالعه در آن پیدا کرده اید. 
چیزی که بلای جان خیلی از کنکوری ها در از دست دادن روزهای کنکوری است همین سطح انتظارات ذهنی است. اگر می خواهید از این دام نجات پیدا کنید یک راه ساده دارید و آن هم نوشتن سطح انتظارات قبل از شروع مطالعه است و سپس به خود بگویید این ها فقط پیش بینی است و هیچ لزومی ندارد حتما رخ دهد. من می دانم در مطالعه ممکن است بارها اتفاقات غیر قابل پیش بینی رخ دهد که مسیر مطالعه را به جای دیگری هدایت کند. من تمام پیش بینی هایم را می نویسم اما لزومی در تحقق آن ها نمی بینم. اینگونه به راحتی بین چیزی که دوست دارید رخ دهد و چیزی که رخ می دهد تفاوت قایل می شوید و از روند مطالعه فاصله نمی گیرید و سعی می کنید روز به روز به چیزی که دوست دارید رخ دهد نزدیک تر می شوید. 
این توانایی را دارید که ساعت ها پی در پی درس بخوانید و نه دچار بی کیفیتی شوید نه دچار خستگی. هرچیزی که فکر می کنید قانونی برای مطالعه تان شده فقط به سطح انتظارات ذهنی قبل از مطالعه تان بر می گردد که می توانید با نوشتن آن را اصلاح کنید.


سمیه
چهارشنبه 24 مهر 1398 01:21 ب.ظ
خیلی ممنون از شما استاد محترم،بسیار دقیق هستید
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم. لطف دارید. موفق ترین باشید.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.