کلبه مشاوره رضا جدیدی مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور - طرز تفکر مبالغه آمیز و اثر آن بر زندگی یک داوطلب کنکور

مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور


راه های ارتباطی با رضا جدیدی: شماره تلفن ثابت: 34774341-086 شماره تلفن همراه: 09189580918

طرز تفکر مبالغه آمیز و اثر آن بر زندگی یک داوطلب کنکور

در مبحث «دو طرز تفکر اشتباه در بین کنکوری ها» به این موضوع اشاره کردیم که یکی از طرز تفکر های اشتباه و رایج در بین اکثر داوطلبان کنکور مربوط به طرز تفکر مبالغه آمیز می شود که در این مدل فکری، داوطلب کنکور از هر اتفاق منفی کوچک یک شکست بزرگ و غیرقابل جبران می سازد و سعی در قانع نمودن خود برای تلاش نکردن و دست از هدف برداشتن دارد. در آن مطلب مثال هایی زدیم که چگونه یک اتفاق کوچک باعث تصمیم های بزرگ در زندگی افرادی که مدل فکری مبالغه آمیز دارند می شد. در این مطلب قصد ارایه راه حل درمانی برای حل مشکل ناشی از تفکر مبالغه آمیز در زندگی یک داوطلب کنکور را داریم اما قبل از آن، پاسخ این سوال را بدهید: «آیا متوجه اثرات و نتایج مدل فکری خود شده اید؟»
متاسفانه اکثر انسان ها درک دقیقی از مدل فکری خود ندارند پس لازم است با ذکر مثال به توضیح اثر مدل فکری در زندگی یک داوطلب کنکور بپردازیم تا از این به بعد آگاهانه مدل  فکری خویش را تشخیص دهید.
 داوطلب کنکور به همراه خانواده اش در حال میل کردن شام هستند که پدر خانواده خاطره ای تعریف می کند: «من همکاری دارم که سال گذشته فرزندش کنکور داشت، او خیلی درس می خواند و میهمانی شرکت نمی کرد، رابطه اش با دوستانش را از بین برده بود و همیشه پشت میزش بود. پدرش می گفت امسال فرزندم حتما قبول می شود چون خیلی با برنامه و پشتکار درس می خواند و خوشبختانه امسال به هدفش رسیده است. خانواده اش را خوشحال کرده است و خستگی از تن پدر و مادرش در آمده است. انگار همه دنیا را به آن ها داده اند و به هر چیزی در زندگی می خواسته اند دست یافته اند. این فرزند حکم فرشته نجات را داشته که هیچ چیزی در این دنیا جز موفقیت فرزند نمی خواسته اند که خدارا شکر به این خواسته شان رسیده اند.» اجازه بدهید که تعریف کردن خاطره توسط پدر این داوطلب کنکور را یک اتفاق نام گذاری کنیم. مدل فکری یک داوطلب کنکور دقیقا بعد از اتفاقات مشخص می شود. به عبارت دیگر، تصمیم و مسیری که داوطلب کنکور بعد از این اتفاق برای خودش می گیرد ناشی از مدل فکری اوست. چند مدل فکری بعد از این اتفاق را باهم بررسی می کنیم:
1. این داوطلب کنکور، بعد از شام به اتاقش مراجعه می کند و  در غم و اندوه فرو می رود و صحبت های پدرش را بارها تکرار می کند و از خودش می پرسد چرا بابا این صحبت ها را کرد؟ آیا از روش درس خواندن من راضی نیست؟ دلش می خواهد تمام آرزوهایش را من برآورده کنم؟ یعنی پدر و مادرم هیچ آرزویی جز قبولی من در رشته مورد علاقه ام ندارند؟ فشار زیادی را روی دوش خودم احساس می کنم اگر قبول نشوم تمام رویای خانواده ام خراب می شود و بابا از اینکه به همکارانش بگوید فرزندش امسال کنکور داشته و قبول نشده حسابی خجالت می کند و سرش را پایین می گیرد. رفتاری که این داوطلب از خود نشان داد ناشی از مدل فکری اوست و به عبارت دیگر او یاد گرفته است که بعد از هر اتفاقی که می افتد با این روش آن را تحلیل کند و از خودش یک بدهکار بسازد.
2. این داوطلب کنکور، بلافاصله از پدرش می پرسد: «بابا، من امسال کنکور دارم که خاطره ای از یک کنکوری سال گذشته برایم تعریف کرده اید. خیلی دوست دارم منظور را مستقیم به من بگویید: دقیقا چه چیزی از من دیده اید که ناراحت یا خوشحال هستید و انتظاراز من چیست؟ خیلی دوست دارم خاطره ای صحبت کردن را کنار بگذارید و با من مستقیم صحبت کنید. من آنقدر رشد عقلی و عاطفی داشته ام که بتوانم صحبت ها را به صورت مستقیم و به دور از خاطره و داستان درک و به آن فکر و سپس پاسخ منطقی بدهم. می دانید اگر با زبان خاطره و داستان صحبت کنید مرا مجبور می کنید به گوشه اتاقم بروم و هزاران برداشت درست و غلط از صحبت های شما داشته باشم اینطوری نه می توانم بفهمم پدر و مادرم دقیقا چه چیزی از من می خواهند و نه می توانم روی مطالعه و برنامه ریزی ام تسلط داشته باشم لطفا آنچه که دوست دارید به من منتقل کنید را مستقیم بگویید.» این صحبت ها نیز یک رفتار دیگر از همان داوطلب است که ناشی از مدل فکری اوست. در واقع این طرز فکرش باعث شد تا رفتار متفاوتی را بعد از اتفاقی که رخ داد از خویش نشان دهد.
3. این داوطلب کنکور به تمام صحبت ها گوش می دهد اما با خودش می گوید: «من برای هدف هایم به پدر و مادرم بدهکار نیستم. قرار نیست با رسیدن به هدف هایم والدینم را خوشحال و با شکست خوردن ناراحتشان کنم. این زندگی شخصی ام است. محبت های پدر و مادرم را درک می کنم و خیلی خوب می دانم بایستی بهترین فرزند باشم. می دانم همانطور که مرا بزرگ کرده اند لازم است که از پدر و مادرم مخصوصا در هنگام پیری مراقبت کنم اما شکست خوردن حق هر انسانی است همانطور که پیروزی و موفقیت حق همه انسان هاست. من نمی توانم با فشار روانی ناشی از نیازها و خواست های دیگران عمری را که خداوند به من داده است را با ترس از شکست زندگی کنم. من پدر و مادرم را دوست دارم و به خودم قول می دهم که جدای از رشته و دانشگاه طوری برایشان حق فرزندی را به جای آورم که همه عمر دعا گوی من باشند. محبت به پدر و مادر ربطی به شغل، رشته  و مدرک دانشگاهی ندارد چه بسا خیلی ها بهترین رشته ها را خوانده اند و هیچ رضایتی در چشمان پدر و مادرشان نیست و از آن طرف خیلی ها شغل معمولی دارند و رضایت پدرو مادرشان سرمایه زندگی شان شده است.» این تصمیم و رفتار نیز مدل فکری را از یک داوطلب کنکور نشان می دهد. دقت می کنید فقط یک اتفاق رخ داده است و رفتارهای بعد از اتفاق می تواند زمین تا آسمان متفاوت باشد زیرا مدل فکری انسان با هم فرق دارد. هر یک از داوطلبان کنکور و دانش آموزان متفاوت فکر می کنند، نتیجه می گیرند و سپس رفتار می کنند. 
هر یک از شما نیز می تواند واکنش خاص خودش را داشته باشد به آن فکر کنید که اگر این اتفاق رخ دهد چه رفتاری را نشان می دهید تا مدل فکری خویش را درک کنید چیزی که از ابتدای تولد همراهتان بود، رشد کرد، تغییر یافت و بزرگ شد اما به آن توجهی نکردید و امروز وقت آن رسیده تا به مهم ترین بعد وجود خود بیشتر اهمیت دهید و آگاهانه در مورد آن بیندیشید. حال به سراغ مدل فکری مبالغه آمیز برویم. مثال زیر نمونه ای از یک داوطلب کنکوری را معرفی می کند که دارای تفکر مبالغه آمیز است که به درمان آن پرداخته می شود.
داوطلب کنکوری را تصور کنید که می گوید: «من در یادگیری فیزیک مشکل دارم و هر وقت در برنامه ام به فیزیک می رسم استرس می گیرم و می ترسم که نتوانم هیچ وقت آن را یاد بگیرم.» وقتی این جملات را مطرح می کند بلافاصله از او می پرسیم «آیا تو در یادگرفتن همه فصل ها و فرمول های فیزیک مشکل داری؟» او کمی فکر می کند و سعی در ارایه جز به جز مشکلات درسی خود در  درس فیزیک را دارد و بعد از بررسی چنین گزارش می دهد: «من در درس فیزیک فصل های حرکت شناسی و آینه و عدسی  را مشکل دارم» دوباره سوال خود را تکرار می کنیم و اینطور می پرسیم: «آیا در تمام تست ها، فرمول ها و مفاهیم حرکت شناسی، آینه و عدسی مشکل داری؟» این بار داوطلب کنکور مورد نظر سعی می کند به طور دقیق تر مشکلاتش را در مباحث ذکر شده بیان کند و می گوید: «من در حرکت شناسی تست های مربوط به حرکت دو بعدی و حرکت شتابدار با شتاب ثابت و همچنین در تست های آینه، آن تست هایی که مربوط به تشخیص تصویر حقیقی و مجازی می شود و در عدسی هم تست هایی که مربوط به توان عدسی و زاویه بازتاب است را مشکل دارم.» حال که او به ریزترین شکل ممکن ایرادات درسی خود را مطرح کرده است وقت آن رسیده تا از او بپرسیم: «چه راه حل هایی برای برطرف شدن مشکلات درسی خود داری و چگونه می توانی رفع اشکال این مباحث را اجرا کنی؟» و او به کمک مشاورش و شناختی که از شرایطش دارد می گوید: «برای برطرف شدن مشکلاتم نیاز است تا جدای از برنامه ریزی اصلی ام روزانه 50 تست حرکت و 50 تست آینه و 50 تست عدسی از آن تیپ بندی هایی که مشکل دارم را به صورت آموزشی پاسخ دهم و با تحلیل کردن بتوانم در این مباحث قوی شوم. البته برای حرکت شناسی کمی هم نیاز به فرمول های تستی دارم تا سرعت یادگیری ام بیشتر شود.»
در این روند چه چیزی را دنبال کردیم؟ اگر دقت کنید داوطلب مورد از نظر ابتدا اعلام کرد کل درس فیزیک ولی در انتها به ارایه راه حل رسید و فهمید چگونه و کجای برنامه اش مشکلات درسی اش را برطرف کند. این همان راه حل درمانی برای تفکر مبالغه آمیز است یعنی با پرسیدن این سوالات می توانید بجای آنکه به مسایل خود شاخ و برگ بدهید سراغ ریشه مشکل درسی خود بروید و آن را برطرف کنید. فهرست این سوالات به شرح زیر است:
1. دقیقا مشکل من چیست؟ این مشکلات لازم است به ریزترین شکل ممکن بیان شود طوری که دیگر مشکل ریزتری از آن مشکل وجود نداشته باشد.
2. راه حل من برای برطرف کردن مشکل چیست؟
3. وقت لازم برای رسیدن به پیشرفت چیست؟
4. کی و کجا لازم است راه حل را اجرا کنم تا مشکل برطرف شود؟
ما به این روند نیاز داریم تا بتوانیم با مدل فکری اشتباه خویش مبارزه کنیم. آنطور که مشخص است تفکر مبالغه آمیز سعی می کند فرد را از ریشه اصلی مشکلات دور کند و راه حل درمانی این است که به کمک پرسش ها به ریشه اصلی مشکلات برگردیم. امتحان کنید این سوالات و پاسخ دادن به آن در فرد کنکوری احساس آرامش، پیشرفت و سرعت در یادگیری را به دنبال دارد. نکته: هر واکنشی که از خود نشان می دهیم به علت طرز تفکرمان است و لازم است برای اصلاح مدل فکری خود هر کاری که لازم است را اجرا کنیم.

نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.