کلبه مشاوره رضا جدیدی مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور - چرا به برنامم نمی توانم عمل کنم؟

مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور


اگر از دیدن تصویر مغز در یک سایت مشاوره تحصیلی تعجب می کنید باید دیدگاهتان را تغییر دهید.

چرا به برنامم نمی توانم عمل کنم؟


پرکاربردترین سوالی که داوطلبان کنکور می پرسند همین سوال است که چرا نمی توانند به برنامه شان عمل کنند؟ آن ها هدف دارند، برنامه ریزی می کنند ولی هر بار به یک دلیل مشخص نمی توانند به آن برنامه پایبند باشند. تعداد زیادی از کنکوری ها، متاسفانه برای دو تا سه روز به برنامه خود عمل می کنند و در روز بعدی، نمی توانند از عهده برنامه شان بر آیند، برای همین برنامه خودشان را پاره کرده و سعی می کنند برنامه دیگری بریزند.
این روند برای برخی دیگر از داوطلبان کنکور به این صورت است که همیشه جمعه ها برنامه ای منظم برای هفته بعد خود می چینند و در روز شنبه، یک شنبه و دوشنبه به آن عمل می کنند اما در روز سه شنبه به این نتیجه می رسند که برنامه شان خوب نیست و تصمیم می گیرند آن را کنار گذاشته و برنامه دیگری را بنویسند؛ معمولا  این افراد آخر هفته ها را با این بهانه که اول هفته از دست رفته و باید برنامه شان از شنبه شروع شود پس کل روزهای باقی مانده از آن هفته را درس نمی خوانند.
اگر دقت کرده باشید، برخی از کنکوری ها بیش از 10 بار فصل های اول و دوم هر کتاب را خوانده اند اما بقیه فصل ها را اصلا نگاه هم نکرده اند، علتش این است که هر بار برنامه شان را تغییر داده اند باز هم به همان فصل های اول مراجعه کرده اند و از اول همان ها را خوانده اند، انگار وارد یک چرخه تکراری شده اند که خارج شدن از آن را ناممکن و سخت می دانند. به راستی چرا بسیاری از کنکوری ها به این نتیجه می رسند که بدون برنامه بودن بهتر از برنامه داشتن است و با خودشان می گویند دیگر برنامه ریزی نمی کنم و بدون برنامه درس می خوانم.
چرا اجرا کردن برنامه حتی سبک ترین و ساده ترین حالت ممکن آن، باز هم سخت است؟ اگر دقت کرده باشید بسیاری از ما انسان ها حتی پایبندی به روزی سه بار مسواک زدن هم برایمان سخت است. علت در چیست؟ 
قانون اول نیوتن بیان می کند هر جسمی دوست دارد حالت اولیه خودش را حفظ کند، یعنی اگر در حال حرکت است دلش می خواهد همان حرکت را ادامه دهد و اگر ساکن است نیز به همین شکل. ما انسان ها هم جزئی از همین طبیعت هستیم، مغز ما نیز همین قانون را رعایت می کند. این مغز به شدت علاقمند به حفظ شرایطش است و از هر گونه تغییر متنفر است. حال تصور کنید، قرار است روش کاری خود را از مدرسه خوانی به کنکور خوانی تغییر دهید و لازم است کمیت و کیفیت بالایی را در مطالعه تان داشته باشید و برای همین مغز شروع به مخالفت با این تغییر می کند. قانون سوم نیوتن نیز می گوید هر عملی را عکس العملی است، یعنی آن زمانی که شما می خواهید به وسیله برنامه ریزی، مغز خود را مجبور کنید که به آن پایبند باشد پس مغزتان نیز عکس العمل نشان می دهد و در برابر این برنامه ریزی مقاومت می کند.
مقاومت مغز در برابر اجرای برنامه را وسوسه ها یا بهانه های ذهنی می نامیم. این بهانه ها بسیار متنوع و متعدد هستند و در هر دانش آموزی بر اساس شرایط شخصیتی و نقاط ضعف و قوت روحی متفاوت است. در زیر نمونه هایی از این بهانه ها و وسوسه ها برای جلوگیری از پایبندی یک داوطلب کنکور به برنامه ریزی درسی اش را مطالعه می کنید:
1.  دانش آموزی برای کنکور برنامه ریزی می کند و در حال اجرای برنامه اش است که می پرسد نکند این برنامه را اجرا کنم و وسط راه کنکور خسته شوم پس بهتر است برنامه ام را سبک کنم. در همین جا یک بهانه ذهنی برایش رخ داده است و او از اجرای برنامه اصلی خود باز می ماند و سعی می کند یک برنامه سبک تر طراحی و سپس اجرا کند.
2. دانش آموزی چند دقیقه دیرتر از همیشه از خواب بیدار می شود و کل آن روزش را  درس نمی خواند و سپس با خودش می گوید حالا که امروزم را هم درس نخواندم پس کل برنامه ام را کنار می گذارم و برنامه دیگری را می چینم، همین فرد دچار دو بهانه ذهنی است؛ اول آنکه دیرتر بیدار شدن حتی اگر به اندازه نصف روز هم باشد این مجوز را نمی دهد که نصف باقی مانده روز را درس نخوانید. دومین بهانه نیز مربوط به پاره کردن کل برنامه است در حالیکه فقط یک روزش اجرا نشده بود. این دسته از کنکوری ها، همیشه در حال پاره کردن برنامه و چیدن یک برنامه جدید هستند و اصلا حواسشان نیست که مشکل آن ها مربوط به بهانه ذهنی شان است نه برنامه.
3. دانش آموزی قرار است از ساعت 7 شب به بعد در یک میهمانی حضور داشته باشد و از صبح آن روز با خودش می گوید من که نمی رسم برنامه امروزم را به طور کامل انجام دهم پس کل امروز را درس نمی خوانم. این فرد نیز مانند کسی که دیر از خواب بیدار می شود و برنامه درسی خود را نادیده می گیرد، رفتار می کند. این دسته از افراد دچار صفر و صدی شده اند. یعنی یا صد در صد برنامه شان را می بایست اجرا کنند یا اگر کمتر از صد در صد است کلا هیچ جزئی از آن را اجرا نمی کنند.
4. دانش آموزی قرار است در برنامه اش تست بزند اما آنطور که تصور و ایده آل ذهنی اش بوده است در تست زنی خوب پیش نمی رود و تعداد غلط ها و نزده هایش زیاد می شود و سپس به خودش می گوید امروز روز مناسبی برای درس خواندن نیست و برنامه اش را کنار می گذارد. او نیز دچار یک بهانه ذهنی شده است و هر مغزش یاد گرفته که هرگاه شرایط بر وفق مراد نبود سریعا برنامه را کنار بگذارد و احساس بی حوصلگی و کسلی کن.
5. دانش آموزی با خودش حساب کرده است که تا ظهر نیمی از برنامه اش را اجرا کند اما ظهر می رسد و او 30 درصد از برنامه اش را اجرا کرده و آن چیزی که  حساب کرده بوده رخ نداده است. بلافاصله تصمیم می گیرد آن روزش را درس نخواند و با خودش می گوید بهتر است در روش برنامه ریزی ام تغییری ایجاد کنم این روش مناسبی برای درس خواندن نیست.
6. دانش آموزانی هستند که آخر هفته ها را خیلی نامناسب درس می خوانند زیرا معمولا در روزهای آخر هفته شاهد استراحت سایر اعضای خانواده هستند و از خودشان می پرسند بهتر نیست من هم کمی استراحت کنم؟ با اولین جرقه در بد اجرا شدن برنامه شان، بلافصله به خویش قول روز شنبه را می دهند که در آن روز بهتر درس می خوانند و تمام روزهای گذشته را نیز جبران می کنند.
7. کنکوری را تصوری کنید که در یک آزمون آزمایشی نتیجه مناسبی نگرفته است، بجای آنکه تصمیم بگیرد نقاط ضعف درسی اش را برطرف کند و خود را برای بالا کشیدن درصدهایش کمک کند، متاسفانه تصمیم می گیرد مدتی را استراحت و بعد از آن درس خواندن را شروع کند.
8. بسیاری از کنکوری ها وقتی میهمان به منزلشان می آید دیگر درس نمی خوانند، حتی با خودشان استدلال نیز می کنند که اگر جلوی میهمانان درس بخوانم آنوقت آن ها می گویند حتما خیلی درس میخوانی و شرایطت خیلی خوب است و از تو انتظار بالاتری دارند. جلوی آن ها درس نخوانی باعث می شود به تو فشار نیاورند.
با خواندن این موارد شاید یاد بهانه های ذهنی خود افتاده باشید، اگر  دقت کنید تمام این بهانه ها منطقی به نظر می رسند. به عبارت دیگر مغز سعی می کند عکس العمل خودش را با استدلال های منطقی و اصولی بیان کند و طوری شما را قانع کند که به این نتیجه برسید: «اجرای برنامه تان به نفع شما نیست، آن را به روز دیگری بسپارید.»
همین یک جمله است که عملگرایی و پایبندی به برنامه را از یک دانش آموز کنکوری می گیرد و او همیشه در اجرای برنامه هایش لنگ می زند. فرد کنکوری به علت عکس العمل مغزش، قانع می شود اجرای برنامه برایش مضر است پس آن را متوقف می کند و در نتیجه مغز به خواسته خودش یعنی حفظ حالت قبلی اش می رسد و حالت خودش را نگه می دارد.
راه حل شکست دادن مغز برای رفع این مشکل چیست؟
راه حل خیلی ساده است، مغز ما انسان ها به وسیله عادت شکست می خورد. هر دانش آموز یا داوطلب کنکور موظف است که اجرا کردن برنامه اش را به یک عادت تبدیل کند. برای آنکه شما بتوانید اجرایی شدن برنامه هایتان را تبدیل به عادت کنید دو قدم زیر را لازم است طی نمایید.
1. از اصولی و درست بودن برنامه تان مطمین باشید، برنامه ای اصولی و درست است که زمان اتمام درس ها، میزان مرورها، تعداد تست ها، فاصله بین مرورها، فاصله بین تست ها و رفع اشکال درسی در آن مشخص باشد. مطمین باشید متناسب با شرایط کنکور در حال حرکت هستید. اگر فردی از برنامه ریزی اش مطمین نباشد همین عاملی می شود برای اجرا نکردن برنامه هایش. زیرا یک بهانه ذهنی برای خودش می سازد که برنامه ام درست نیست و باز هم باید تغییرش دهم. یک بار برنامه تان را استاندارد کنید تا دیگر بهانه ای برای تغییرش نداشته باشید.
2. هر روز که برنامه تان را اجرا کردید و یک یا چند بهانه ذهنی به شما حمله ور شد آن ها را در یک دفترچه یادداشت کرده و سپس درس بخوانید. دقت کنید فقط آن بهانه ذهنی را یادداشت می کنید و دوباره درس خواندن را ادامه می دهید. حتی اگر در زمان درس خواندن احساس بی کیفیت بودن، یا احساس الکی خواندن، یا حس بی حوصلگی داشتید باز هم به درس خواندن ادامه دهید. این احساسات همان کلک مغز برای گول زدن شماست که اگر به آن توجه نکنید خود به خود از بین می رود. مثلا فرض کنید یک کنکوری این بهانه در ذهنش ایجاد می شود که چون قرار است امشب میهمان به منزلشان برود پس جلوی میهمان درس نمی خواند و همین بهانه را در دفترچه اش یادداشت می کند و جلوی میهمان نیز درس می خواند. دقت کنید چون او در حال درس خواندن جلوی میهمان است احساساتی مثل جلوی میهمان درس خواندی توقع شان از تو بالا می رود یا احساسی مثل اینکه همه حواست پیش میهمان هاست این مطالعه ات هیچ ارزش و کیفیتی ندارد در ذهنش ایجاد می شود اما داوطلب کنکور فقط درسش را ادامه می دهد حتی اگر بی کیفیت بود و ارزشی نداشت زیر این احساسات زمانی از بین می روند که آن برنامه را تحت هر شرایطی اجرا کنید. بعد از مدتی مغزتان مجبور است تغییر را بپذیرد و برنامه تان را به عنوان یک عادت جدید اجرا کند.
سوال: چه نیازی به نوشتن این بهانه های ذهنی است؟ نمیشد بدون نوشتن فقط برنامه مان را اجرا می کردیم؟ هدف از نوشتن این بهانه های ذهنی دو مورد است:
1. وقتی شما این بهانه را یادداشت می کنید فشار روانی را از روی مغزتان بر می دارید زیرا خیالش راحت می شود که این موضوع را در دفترچه ای به ثبت رسانده اید و لذا شرایط درونی برای پذیرش تغییر آسان تر می شود.
2. وقتی این نوشتن را در طی چند روز ادامه دهید کم کم متوجه می شوید در چه روزهایی و قبل از چه درس هایی بیشتر دوست داشته اید از درس خواندن فرار کنید. به طور مثال وقتی فردی دفترچه اش را نگاه کند و ببیند که اکثر اوقات قبل از خواندن درس فیزیک یک بهانه در ذهنش ایجاد شده که برنامه اش را اجرا نکند می تواند به این نکته برسد که او نسبت به درس فیزیک ترسی دارد که روی اجرای برنامه اش تاثیر منفی می گذارد و شرایط را برای حمله بهانه ها ذهنی آماده می کند. همین نکته می تواند دیدگاه این داوطلب کنکور را نسبت به فیزیک اصلاح کرده و باعث استحکام در شکل گیری عادت به اجرای برنامه ریزی در وی شود.
در این مطلب به طور خلاصه متوجه شدیم که مغز ما دوست ندارد برنامه را اجرا کند زیرا از تغییر متنفر است و سپس آموختیم که چگونه مغزمان را برای پذیرش این عادت جدید آماده کنیم.

مریم
شنبه 20 مرداد 1397 06:47 ب.ظ
سلام آقای جدیدی
من دوازدهم تجربی ام
یه سوال دارم از تون درباره خلاصه نویسی
به نظرتون واسه تمام درس ها باید خلاصه نویسی کنیم ؟؟
حتی عمومی ها ؟
کی خلاصه کنیم ؟
الویت با تسته یا خلاصه نویسی؟!
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی بله باید خلاصه داشته باشید. اگر خلاصه نداشته باشید پس چطور می خواهید بین آنچه می خوانید با آنچه یاد می گیرید و با آنچه از تست ها بیرون می کشید تعادل برقرار کنید؟ حتما به سوی خلاصه کردن همه درس ها بروید.
البته خلاصه کردن راه و رسم خودش را دارد که متاسفانه در یکی دو خط قابل آموزش نیست ولی خلاصه نویسی برای هر درس متناسب با خواسته های آن درس تنظیم می شود. اصلا این اشتباه را نکنید که بدون خلاصه درس بخوانید چون هیچوقت ذهن منظمی پیدا نمی کنید. موفق ترین باشید.
..
چهارشنبه 17 مرداد 1397 05:51 ب.ظ
سلام
من وسط مطالعه یهو بی انگیزه میشم
اصلا خودمم دلیلشو نمیدونم
بعضی وقتا خیلی با انرژی میخونم ولی نمیدونم چرا یه دفه اینطوری میشم
خیلی هم دلم میخاد ادامه بدم ولی انگاری مغزم باهام همراهی نمیکنه
یه دفعه کسل میشم و اصن نمتونم بخونم ... به نظرتون مشکل من چیه !؟
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. لطفا مطلب «چه کار کنم که درس بخوانم و درس خوان شوم؟» را بخوانید. در این مطالب در چهار سطح به بررسی این مشکل پرداخته ام قطعا پاسخ دقیق همراه با توضیحات مفصل را در آنجا خواهید یافت. موفق ترین باشید.
سارا
پنجشنبه 11 آبان 1396 09:56 ب.ظ
سلام وقتتون بخیریه سوال حیاتی داشتم ازتون.اقای جدیدی من پشت کنکورم ورشتم تجربیه کنکور96رتبم تویه منطقه ی سه7200شدالبته زیادنخونده بودم.هدفم یعنی ارزوم پزشکیه دانشگاه تهرانه.ازاول مهرم شروع کردم میخونم ولی منظم نمیخونم میخوام ازفرداخوب خوب وبانظم بخونم ولی سوالی که ذهنمومشغول کرده اینکه تواین مدت مونده تاکنکورمیتونم طوری اماده شم که پزشکی تهرانوبیارم سطحمم که بالا گفتم 7200منطقه ی سه بودم؟دیروزیکی ازمشاورایی که اصلامنو نمیشناخت واولین باربودکه باهاش صحبت میکردم بدون هیچ سوالی گفت تواین مدت مونده تاکنکورنمیتونم دانشگاه تهران قبول شم مندارزوم این دانشگاهه به نظرشمام نمیتونم؟
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. چرا برای چیزی که هدف دارید و برای چیزی که می دانید به آن برسید منتظر تایید دیگران هستید؟ در مطلب «اعتماد به نفس و عزت نفس در زندگی یک کنکوری» به این موضوع اشاره کردیم که وقتی از دیگران انتظار طلب می کنید در حال از دست دادن عزت نفس خود هستید و کم کم کار بجایی می رسد که تلاشی برای رسیدن به هدفتان نخواهید کرد و آن وقت حرف اطرافیان درست از آب در می آید و به هدفتان نمی رسید. واقعا پرسیدن این سوال درست است؟ چه اهمیتی دارد که بشود یا نه؟ وقتی می دانم هدفم را می خواهم مگر می توانم بی تفاوت از کنار این زمان زیاد بگذرم؟ در مطلب «هدف هایتان را به کسی نگویید» نیز توضیح دادیم که هدف آن خواسته ای است که لایق رسیدن به آن می باشیم و برایش برنامه ریزی می کنیم و از شکست نمی ترسیم و اگر غیر از این است هدف نداریم بلکه شاید رویایی بیش نیست. من با سوال شما مشکل دارم از این که دنبال تایید گرفتن از دیگران هستید. می دانید من به جای عمیق تری فکر می کنم. این سوال نشان می دهد که از نظر شخصیتی تمایل دارید که همیشه تایید دیگران را بگیرید اینطور باشد که نمی توان یک زندگی با کیفیت را سپری کرد. واقعا معنایی دارد که یک کنکوری برای آنچه هدفش است سوال در مورد شدن یا نشدنش کند؟ من می خواهم افق بهتری به شما بدهم و سطح دیدگاهتان را گسترش دهم و امیدوارم با من همراهی کنید و از همین حالا تصمیم بگیرید روی هدف هایتان چانه نزنید، هدف با خونتان امضا شده است. به قول پیرمرد دریا من نابود می شوم اما شکست نمی خورم مرا می توانید بکشید اما دست از کشیدن از هدفم را نه. حتی اگر تک تک انسان ها بگویند نه نمی شود نه تو نمی توانی نه امکان ندارد شما کاری را کنید که احساس خوشبختی می کنید با آن. موفق ترین باشید.
مهلا
پنجشنبه 11 آبان 1396 05:00 ب.ظ
سلام استاد عزیز و دوست داشتنی
من یه سوال از خدمتتون داشتم
بنده دو ساله واسه کنکر های 95 و 96 ثبت نام کردم ولی سر جلسه نرفتم و غیبت کردم ممکنه منو محروم کنن و نتونم تمسال شرکت کنم یعنی جریمم کنن واقعا ذهنمو به خودش مشغول کرده ممنون میشم اگه راهنماییم کنید
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. ممنونم. خیر محروم نمی کنند. مهم نیست که شرکت کرده اید یا خیر و اصلا همچین چیزی در قانون های سازمان سنجش نیامده است. محرومیت از کنکور شرایط خاصی دارد. مثلا کسی که دو بار رشته روزانه در کنکور سراسری قبول شده باشد. یا کسی که پسر باشد و مشکل سربازی داشته باشد و یا کسی در حال خواندن یک رشته روزانه باشد و انصراف ندهد و یا اینکه رشته روزانه ای قبول شده باشد و یک سال از قبولی اش نگذشته باشد. این ها محرومیت از کنکور هستند. موفق ترین باشید.
ساناز دهدشتی
پنجشنبه 11 آبان 1396 12:26 ب.ظ
سلام استاد بزرگوار من
امیدوارم که حالتون خوب باشه و ایام به کام
با خوندن دوباره ی این مطلبتون خیلی چیزا واسم یاداوری شد
و از گذشته تا امروز تونستم تغییراتی رو در خودم ببینم
دیگه بهانه های ذهنیم رو خییییلی خوب میشناسم و بیشتر لجوج میشم برای اینکه خلاف اون بهانه ها عمل کنم
با اینکه احساس منفی زیادی بهم میده گاهی اشفته و کلافه م میکنه اما قصد دارم اینبار به هیچ وجه کوتاه نیام و تا تسلیم شدن مغزم ادامه بدم
نوشتن بهانه ها و راه حل اوردن واسشون خیلی کمکم میکنه و مفید بوده واسم

بازم ممنونم ازتون
مثل همیشه عاااالی بود....
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. ممنونم از تمام دعاها و صحبت های پر انرژیتون. وقتی فردی سرما میخورد آبریزش بینی و سرفه را علامت آن می داند. وقتی شما می خواهید تغییر کنید علامتش احساسات منفی و ناخوشایندی است که در درون مغزتان شروع به جریان می کند. مغز با هر نوع تغییری چه مثبت و چه منفی مخالف است. او دوست دارد به ذات طبیعی خودش یعنی قانون اول نیوتن برگردد. دلش نمیخواهد انرژی مصرف کند پس در نهایت شروع به تولید احساسات منفی کرده تا شما را از این حرکت و عمل به برنامه تان بازدارد. نکته جالب اینکه وقتی شدت این احساسات منفی به اوج رسید خوشحال باشید زیرا مغزتان در حال تسلیم شدن است و می خواهد آخرین توان های خودش را هم بزند. آنجایی که احساس کلافگی می کنید دو قدم مانده به تغییر پس بگذارید مغزتان زور خودش را بزند. قانون سوم نیوتن را یادتان بیاید، وقتی دیوار باشید هرچقدر هم هل بدهند شما جابجا نمی شوید. در برابر مغزتان دیوار باشید. بگذارید هرچقدر لازم است احساس منفی تولید کند اما شما آن ها را یادداشت کرده و سپس مخالف احساسات گام بردارید. مطمین باشید مغزتان رام می شود. موفق ترین باشید.
KONKOORI 97
دوشنبه 8 آبان 1396 12:12 ب.ظ
من گفتم :
1-چون دیگه خسته شدم
2- یه حس تنفر دارمممم از بس با خودم در افتادم و به نتیجه نرسیدم
3- همش به یه بهانه ای نخوندم
4-چند روزی نخونم تا از حالت زده شدن دربیام
5-خه خیلی سخته بخوام از همین الان یا فردا شروع کنم.
6-میترسم باز همین بشه
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. کامل و دقیق و درست. بله همین است، شما توانسته اید خیلی راحت مغزتان را ارزیابی کنید. این مغز است که بر اساس ذات خودش که از طبیعت الهام گرفته دوست ندارد تلاشی رخ دهد. طبیعت تنبل است، اگر دقت کنید هیچ درختی دوست ندارد ریشه های بلند داشته باشد مگر آنکه در اثر کم آبی مجبور شود ریشه هایش را بلند تر کند، هیچ عقابی پرواز را دوست ندارد مگر آنکه گرسنگی مجبورش کند که از آن بلندی به زمین فرود آید. انسان نیز جزئی از این طبیعت است. من، شما و همه انسان های کره خاکی، چه موفق و چه غیر موفق، همه و همه تنبل هستیم مگر آنکه مجبور باشیم برای بهتر شدن زندگی و جایگاه و سطح فکرمان اقدامی کنیم. من به مغزم حق می دهم که هر روز هزاران بار به من بگوید نمی شود، زود است، اوضاع خوب نیست، تو نمی توانی، اگر هم بتوانی فایده ندارد، دیر شده است، از تو بهتر زیاد است، فعلا استراحت کن، خیلی به خودت فشار می آوری و ... . من به مغزم حق می دهم زیرا او در حال اجرای طبیعت خودش است. او از تغییر و تحول از حرکت متنفر است پس حق دارد که پالس های منفی و نشدنی و تنبلی را برای من ارسال کند. اما من مجبورم موفق باشم پس مجبورم مغزم را از طبیعتش جداکنم مجبورم به احساسات ایجاد شده درون مغزم بی توجه باشم تا اینکه مغزم مجبور باشد تغییر جدید را بپذیرد. همیشه به شاگردانم می گویم دقت کرده اید اسباب کشی از یک منزل به منزل دیگر چقدر سخت است؟ مادرتان به همه وسایل و چیدمان خانه عادت کرده است وقتی به منزل جدید می روید تا مدتی مادرتان همیشه در جست و جوی وسایلش است. حتی چند شب اول در خانه جدید به راحتی خوابتان نمی برد. مغزتان هم همین حس را نسبت به تغییر دارد. مغز عادت کرده که شما همین طور باشید. او می خواهد طبق قانون نیوتن حالت خودش را حفظ کند. دوست ندارد تغییر کند و شرایط عوض شود. اما همانطور که بعضی مواقع مجبور هستیم منزل خودمان را تغییر دهیم مثلا بخاطر کوچک بودنش پس برای موفقیت هم مجبور هستیم مغزمان را به شرایط جدید عادت دهیم حتی اگر چند روزی احساسات منفی داشته باشیم اما اگر تغییر دهیم این احساسات از بین می روند ولی اگر تغییر نکنیم ترس و توهم این احساسات تا آخر عمر با ما خواهد ماند. من جای شما باشم می خوانم حتی بی کیفیت حتی بی فایده حتی بی ارزش، من درس و برنامه ام را اجرا می کنم حتی با احساس زدگی من تمام احساساتم را می نویسم و برنامه ام را اجرا می کنم حتی با بی حوصلگی و بی تفاوتی. چون می دانم این احساسات از سر تنبلی مغز است و خود به خود بعد از چند روز عادت می کند. البته مغز هرگز ناامید نمی شود او همیشه و هر روز برای شما پالس های تنبلی اش را ارسال می کند اما شما هرچه بیشتر به برنامه تان عمل کنید تعداد این بهانه های ذهنی کمتر می شود. موفق ترین باشید.
KONKOORI 97
یکشنبه 7 آبان 1396 07:16 ب.ظ
سلام و وقت بخیر.این مطلب به نظر من بهترین مطلب سایت بود چون واقعا همیشه بهش نیاز داشتم.ممنون.

من مدتیه که بخاطر همین بهانه های ذهنی کلا گذاشتم کنار با اینکه واقعا دلم میخواد بخونم.چون دیگه خسته شدم و یه حس تنفر دارمممم از بس با خودم در افتادم و به نتیجه نرسیدم یا همش به یه بهانه ای نخوندم.
به نظرتون این تصمیمی که گرفتم درسته که چند روزی درس نخونم تا از حالت زده شدن دربیام؟
راه حل درست چیه؟
آخه خیلی سخته بخوام از همین الان یا فردا شروع کنم.
میترسم باز همین بشه(بازم یه بهانه ی ذهنی دیگه!!!)
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم. ببنید شما همین حالا هم در یک بهانه ذهنی هستید. مغزتان خیلی راحت شما را با دلایل به ظاهر منطقی قانع کرده است که الان اجرای برنامه درسی به ضرر شماست. می توانید متن پیام خود را بخوانید و یک بار دیگر بهانه ها را بیرون بکشید؟ قصد دارم حتما خودتان این بهانه را برایم بنویسید تا به صورت کاربردی بتوانید روی شناخت ذهن تمرین کنید. راه حل درست هم در انتهای مطلب عرض شد. موفق ترین باشید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.