کلبه مشاوره رضا جدیدی مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور - مهم نیست مردم در مورد کنکور چه می گویند

مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور


اگر از دیدن تصویر مغز در یک سایت مشاوره تحصیلی تعجب می کنید باید دیدگاهتان را تغییر دهید.

مهم نیست مردم در مورد کنکور چه می گویند


در مطلب «چرا حرف و صحبت مردم برای داوطلب کنکور مهم است؟» به توضیح علت وابستگی به حرف مردم پرداختیم و مشخص شد که هر انسانی در دوران کودکی برای آنکه به شناختی در مورد خودش برسد نیاز به صحبت ها و نظرات دیگران دارد. پدر و مادر و دوستان و فامیل، کسانی هستند که شخصیت یک کودک را به او معرفی می کنند. اهمیت دادن به حرف مردم در دوران کودکی مشکلی ایجاد نمی کند اما فرض کنید فردی به کنکور می رسد و حالا می خواهد برای ساختن زندگی خودش تصمیم بگیرد اما اگر آن داوطلب کنکور به صحبت های مردم وابسته باشد آن گاه نمی تواند روی پای خودش بایستد. هر تصمیمی که بخواهد برای آینده خویش بگیرد نگران نظر مردم است. از شکست می ترسد زیرا دوست ندارد اطرافیانش او را تمسخر کنند و یا دیگر او را قبول نداشته باشند. از اینکه به هدف های بزرگ فکر می کند دلهره دارد زیرا می ترسد که اطرافیان این هدف را دوست نداشته باشند و او مجبور باشد دست از هدفش بکشد. وقتی پشت میزش نشسته و می خواهد مطالعه را شروع کند، یک دنیا فکر آزار دهنده تکراری در مورد صحبت و واکنش اطرافیان در ذهنش صف می کشد. افکاری مانند اگر در کنکور قبول نشوم، اگر این همه درس بخوانم و نتیجه نگیرم؟ اگر به هدفم نرسم آن وقت دیگران در مورد من چگونه فکر می کنند؟ مرا چطور قضاوت نموده و در موردم چه حرف های می زنند؟ نکند دیگر مرا قبول نداشته باشند و گوشه نشین شوم؟ من تمام امید آن ها برای موفقیت هستم اگر موفق نشوم آن ها را ناامید می کنم و خستگی بر تن پدر و مادرم باقی می ماند. 
مو کشیدن ها و ناخن جویدن ها، استرس های طولانی، بدون تمرکز درس خواندن و هدر رفتن زمان زیاد برای تفکر به این موضوعات از آثار مخرب وابستگی به حرف و صحبت مردم است. همه ما به حرف مردم در کودکی وابسته شده ایم و صحبت های آن ها را به عنوان ویژگی های شخصی خویش می پذیرفتیم اما آیا راه حلی وجود ندارد که این وابستگی را از بین ببریم؟
راه حل عملی برای درمان وابستگی به حرف مردم چیست؟
اگر می خواهید با خیال راحت و برای همیشه این وابستگی به صحبت های دیگران را از بین ببرید یک راه عملی وجود دارد. یک بار دیگر به این موضوع فکر کنیم که «چرا ما به حرف مردم وابسته شدیم؟» ما وابسته به صحبت های دیگران هستیم چون شخصیت خود را از صحبت ها و واکنش های دیگران طلب می کنیم و منتظریم تا آن ها بگویند ما چه هستیم؟ خوب یا بد؟ تصمیمات درستی می گیریم یا غلط؟ لایق رسیدن به هدفی در کنکور هستیم یا خیر؟ برای رسیدن به هدف هایمان توان لازم را داریم یا نه؟ حالا اگر خودمان ویژگی ها و شخصیت مان را تعیین کنیم دیگر وابستگی به صحبت های مردم معنایی ندارد.
چند نفر از شما که این مطلب را می خوانید برای خودتان قانون شخصی برای زندگی دارید؟ آیا تعیین کرده اید که قرار است چه شخصیتی داشته باشید؟ در مورد این جهان چگونه فکر می کنید؟ نظر شما در مورد پیروزی و شکست چیست؟ مدل فکری شما برای ادامه زندگی چیست؟ اصول اخلاقی خود را تعریف کنید؟
اکثر افراد جامعه هیچ پاسخ روشن و واضحی برای این سوالات ندارند. آن ها هرگز در مورد اینکه طرز تفکرشان چگونه باید باشد فکر نکرده اند و قانون زندگی شخصی ندارند. آن ها بر اساس عادت زندگی می کنند. یکی از همین عادت های زندگی، وابستگی به حرف مردم است. شاید بپرسید قانون زندگی یعنی چه؟ موضوع پیچیده ای نیست. برای مثال تعدادی از قوانین زندگی خودم را می نویسم تا شما هم همین حالا شروع کنید و قاعده فکری خود را روشن کنید. نکته اینجاست که آنقدر باید دستورات زندگی تان را قبول داشته باشید که جانتان را هم پای این قوانین بدهید.این طور نباشد که با هر اتفاقی بخواهید قوانین خود را کنار بگذارید. قاعده های زندگی شما مانند هویت و شخصیت فردی تان است که همواره همراه شماست. مانند امضا و نام و نام خانوادگی تان. قوانین زندگی را وقتی برپا کردید آنگاه است که مدل فکری خود را دارید. 
اگر کسی قوانین و طرز تفکر خاص خودش را داشته باشد و پای این قوانین بایستد دیگر تحت تاثیر حرف مردم نخواهد بود. او زندگی خودش را می کند و به هیچ وجه برایش مهم نیست که دیگران در مورد او و آینده اش چه خواهد گفت.
چند مورد از قوانین شخصی خودم برای زندگی:
1. فعالیت و کارهایم را بر اساس هدف اصلی زندگی خویش انتخاب می کنم. هدف زندگی ام می گوید چه کاری را باید انتخاب کنم و چه کاری را نباید برگزینم. وقتم را روی چه موضوعاتی مصرف کنم و از چه موضوعاتی دوری کنم. همه تصمیمات زندگی من بر اساس اهدافم می باشد.
2. اگر کاری را انتخاب نموده و سپس شروع کردم باید بهترین خودم در آن کار باشم. دلم می خواهد با تمام علاقه آن کار را اجرا کنم زیرا آن کار را بر اساس هدفم انتخاب کرده ام. خطا می کنم اشتباه دارم اما در مجموع بهترین خودم خواهم بود.
3. هیچ کاری را نیمه کاره رها نمی کنم حتی اگر مجبور باشم تا آخر عمرم روی آن کار باشم زیرا من کارهایم را بر اساس اهداف زندگیم انتخاب می کنم پس حتما حتما ارزشش را داشته که انتخابش کنم بنابراین همه عمرم را هم بابت هر کدام از آن کارها می دهم تا به سرانجام برسد.
4. شکست تلخ است اما برای من مقدس است. وقتی شکست می خورم به خودم افتخار می کنم زیرا شکست نشانه افراد موفق و تلاشگر است. شکست نشان می دهد من هنوز زنده هستم و هنوز روی مسیر زندگی هستم و برای اهدافم در حال تلاش هستم. شکست برای من مقدس تر از پیروزی است. من می دانم تمام انسان های موفق جهان در کارنامه خود بارها و بارها شکست خورده اند تا روزی موفق شده اند. من از شکست ترسی ندارم اگر قرار است رخ دهد آن را می پذیرم اما تسلیم نمی شوم. 
5. اگر موفق شوم تمام نمی شوم. من برای یک یا دو موفقیت به دنیا نیامده ام. امروزم باید بهتر از دیروزم باشد. بهتر بودن یعنی یک قدم هرچند کوچک به سمت آینده برداشتن قرار نیست با یک موفقیت به پایان برسم.
6. کار امروز را به فردا نمی اندازم مگر آنکه اتفاق غیر قابل پیش بینی رخ دهد. 
7. برایم مهم نیست که قرار است چند بار تلاش کنم تا به هدفم برسم. حتی اگر دیگران با یک بار تلاش و نرسیدن به هدفشان ناامید شوند قانون من این است که اگر هدفی دارم پس حتما ارزشی دارد و اگر ارزشی دارد پس عمرم را هم می دهم تا به آن برسم.
شما هم اگر می خواهید مستقل شوید باید قانون های شخصی خود را داشته باشید. روی آن ها تحقیق کرده و آن قدر پایبند به افکارتان باشید که جزء شخصیت شما شود. دیگران به زودی این مدل فکری تان را می پذیرند و به شما افتخار می کنند. تجربه شخصی ام این را ثابت می کند که انسان هایی که قوانین شخصی برای خودشان دارند محبوبیت خاصی در بین خانواده شان دارند و همه می گویند ای کاش ما هم مثل او بودیم. قانون های شما به عنوان یک کنکوری برای زندگی چیست؟

من خودم هستم
جمعه 19 آبان 1396 03:09 ب.ظ
سلام.سپاس بخاطر نوشته هایتان و علمی که در اختیار دیگران قرار می دهید.
همیشه برایم سوال بوده که وقتی می گویند شکست مقدس است یا هر شکستی مقدمه پیروزی است آیا منظورشان هر شکستی است؟حتی شکستی که با تلاش همراه نبوده است؟بعضی وقت ها با خود می گویم من شکست خورده ام اما میدانم که برای آن تلاش زیادی نکرده ام پس برایم تلخ میشود..چون در ذهن من شکستی مقدس ات که نهایت تلاش را برای کاری انجام داده باشیم ولی در آن کار شکست بخوریم.بخاطر همین نمیتوانم بعد هر شکستی صادقانه با خود بگویم که (اشکالی ندارد.. درست است شکست خورده ام ولی حداقل تلاشم را کرده ام.) آیا این فکر من درباره ی شکست درست است؟
متشکرم بخاطر جوابی که قرار است به من بدهید.
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم. معیار مقدس بودن شکست نتیجه ای است که از آن می گیریم. برای جا افتادن این موضوع دو مثال می زنم.
1. دانش آموز یا داوطلب کنکوری را در نظر بگیرید که بسیار زیاد درس خوانده است اما به دلایلی مثل برنامه ریزی اشتباه نتوانسته از خواندن هایش نتیجه بگیرد. او تصمیم می گیرد هدفش را کنار گذاشته و رشته دیگری را در دانشگاه بخواند.
2. دانش آموز یا داوطلب کنکوری دیگری را تصور کنید که درس زیادی هم نخوانده است و اکثر روزهایش را از دست داده و در نهایت به نتیجه ای هم در کنکور نرسیده است و او تصمیم می گیرد روش فکری خود را تغییر دهد و برای ساختن یک موفقیت با برنامه ریزی درست و اصولی اقدام کند و از همان روز کارش را شروع می کند.
اگر به این دو فرد توجه کنید، با دیدگاه شما شکستی که فرد اول خورده است مقدس است زیرا برایش تلاش کرده ولی واقعیت این است که فرد دوم است که شکست را مقدس نموده و از آن برای ساختن آینده استفاده کرده است. جالب است بدانید اکثر کنکوری هایی که نتیجه نمی گیرند و شکست را تلخ می دانند مانند مثال اول هستند در حالیکه ما به افرادی نیاز داریم که بعد از شکست تصمیم ها و نتیجه گیری های درست کنند. بنابراین بهتر است بگویم شکست مقدس نیست بلکه نحوه برخورد و رفتارمان با شکست است که آن را می تواند مقدس کند. موفق ترین باشید.
جمعه 14 مهر 1396 10:53 ب.ظ
سلام خسته نباشید میخواستن بپرسم الان شاگرد میگیرین
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. خیر، ظرفیت بنده برای هر سال تحصیلی فقط 20 نفر است که هفته اول تیرماه پذیرش می کنم و دیگر تا سال بعدش پذیرش ندارم. موفق ترین باشید.
زری
دوشنبه 10 مهر 1396 10:20 ب.ظ
من بین اینک ازمون گاج شرکت کنم یا قلم چی گیرم.میترسم برم قلم چی خیلی سخت باشه زده ش. بنظر شما گاج چطوره
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. قرار نیست معیار انتخاب آزمون آزمایشی، سختی یا آسانی آن باشد. معیار شما به عنوان یک داوطلب کنکور بایستی استاندارد بودن آن آزمون آزمایشی باشد. هر کدام از آزمون های آزمایشی محاسن و معایب خودشان را دارند اما آزمون گاج استانداردتر و بهتر است. در ضمن سختی آزمون های گاج از جنس سختی های کنکور است و اینطور نیست که کسی گمان کند آزمون گاج سبک و بی ارزش است. سختی های آزمون قلمچی از نوع المپیادی است و اکثر آن سوالات در کنکور نمی آید اما سختی کنکور گاح از جنس کنکور است. بنابراین آزمون گاج استانداردتر است. ان شالله در اولین فرصت تحلیل و مقایسه ای بین همه آزمون های آزمایش انجام خواهم داد. موفق ترین باشید.
Nzi
چهارشنبه 5 مهر 1396 01:49 ق.ظ
خیلی حالم بد بود و استرس داشتم خدا بهتون سلامتی بده مطالبتون خیلی آروم و با انگیزم کرد
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. خدا را شاکرم که موجب آرامش شما شده ام. موفق ترین باشید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.