کلبه مشاوره رضا جدیدی مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور - تنبلی در زندگی یک داوطلب کنکور

مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور


اگر از دیدن تصویر مغز در یک سایت مشاوره تحصیلی تعجب می کنید باید دیدگاهتان را تغییر دهید.

تنبلی در زندگی یک داوطلب کنکور


تنبلی کردن چه چیزی هست و چه چیزی نیست و یک داوطلب کنکور برای تعیین تنبل بودن یا نبودن خود چه راه حلی دارد؟ چرا فردی که قصد شرکت در آزمون کنکور و کسب  نتیجه دلخواهش را دارد در برخی از روزها و هفته ها وقتش تلف می شود و رو به تنبلی و درجا زدن می آورد؟  قبل از هر چیز، بهتر است تعریف دقیق تنبلی را مشخص کنیم. 
عقب انداختن بدون دلیل و منطق کارها و وظایفی که لازم بوده همین حالا انجام شود اما به روزها و هفته ها و حتی گاهی به زمانی نامشخص در آینده موکول شود را تنبلی می گویند. به طور مثال یک داوطلب کنکور، برای برنامه امروز لازم است که 100 تست ریاضی بزند اما بدون اینکه دلیل منطقی و قانع کننده ای داشته باشد، اجرای این 100 تست را به روزهای بعد موکول می کند، در این حالت گفته می شود که این داوطلب دچار تنبلی شده است. یا در مثال دیگری فرض کنید دانش آموزی می خواهد درس خواندنش را شروع کند اما با خودش می گوید الان نه، دو ساعت دیگر درس خواندن را شروع می کنم و هیچ دلیل منطقی برای این تاخیر انداختن در برنامه ندارد نیز دچار تنبلی شده است.
دقت شود در این تعریف تاکید کردیم که اگر کاری عقب افتاد دلیل منطقی برایش نباشد، آنگاه تنبلی است ولی ممکن است شما به عنوان یک دانش آموز یا داوطلب کنکور در برخی از روزها به دلایل کاملا منطقی، قسمتی از کارتان را به روزهای بعد موکول کنید. نمونه هایی از دلایل منطقی که ممکن است یک داوطلب کنکور به این علت مجبور شود قسمتی از برنامه درسی اش را به روزهای بعدی منتقل کند به شرح زیر است:
- سرماخوردگی به طوری که حس بی حالی و کسلی مانع از درس خواندن شود و نیاز به استراحت مطلق باشد پس راهی نیست جز اینکه استراحت کنید در نتیجه همه یا قسمتی از وظایف تحصیلی امروزتان را به روزهای بعدی منتقل می کنید.
- وقوع یک اتفاق غیر منتظره که مجبور باشید در آن حضور بیابید پس به ناچار قسمتی از برنامه درسی تان را به روزهای بعدی واگذار می کنید.
- نیاز به خرید کردن وسایلی که نمی شود شخص دیگری این خرید را برایتان انجام دهد و نیاز به حضورتان دارد پس برای انجام این خرید ضروری، قسمتی از برنامه تان را به روزهای بعدی موکول می کنید.
- کمبود خواب شدید داشته باشید و در اثر این کمبود خواب هیچ نوع یادگیری در مطالعه خود مشاهده نمی کنید در نتیجه لازم است که این کمبود خواب را جبران کنید پس به همین منظور تصمیم می گیرید قسمتی از تکالیف درسی خود را در روزهای بعد انجام دهید.
همین جا سوالی  در مورد خستگی های روحی پیش خواهد آمد.  اگر یک داوطلب کنکور یا دانش آموزی از نظر روحی احساس خستگی و بی حوصلگی نماید و درس خواندن را به بعد واگذار کند آیا این رفتارش تنبلی است یا خبر؟ به عبارت دیگر، خستگی روحی و بی حوصلگی دلیل منطقی برای کنار گذاشتن همه یا قسمتی از برنامه ریزی درسی می باشد؟
برای پاسخ به این سوال بسیار مهم ، کافی است از خود بپرسیم که دلیل این حالت روحی ما چیست؟ تا زمانی که دلیل آن مشخص نشود نمی توان گفت که اگر داوطلب کنکور دچار خستگی روحی و بی حوصلگی است و برنامه اش را به روزهای بعد منتقل می کند دچار تنبلی است یا خیر؟ اگر در بین شما کسی احساس خستگی روحی و بی حوصلگی دارد حتما در قسمت پرسش و پاسخ با ذکر دلیل و مدت زمانی که دچار این حالت است شرایطش را توضیح دهد تا به صورت فردی برایش مشخص کنم که دچار تنبلی است یا مشکلش چیزی دیگری است. 
به نظر شما دانش آموز پایه دهم که با خودش عهد می بندد وقتی به پیش دانشگاهی رسید آن گاه برای کنکورش حسابی درس بخواند هم تنبل می باشد یا دانش آموز زرنگ و با تلاشی است؟ یا در مثال دیگری، فرض کنید داوطلب کنکوری که می گوید درس خواندن برای کنکور یکنواخت است، پس وقتی به دانشگاه بروم  و وارد رشته دانشگاهی ام شوم آن گاه حسابی درس می خوانم و تبدیل به یکی از چهره های معروف رشته ام خواهم شد تنبل است یا بسیار با پشتکار؟
جالب است بدانید که هر دو نفر ذکر شده در این مثال تنبل هستند. با توجه به تعریف تنبلی، اگر فردی بدون دلیل منطقی، کارها و وظایف خود را به بعدا موکول کند آنگاه تنبل است. در این دو مثال، دانش آموز پایه دهم به جای آنکه به فکر درست درس خواندن در همین پایه تحصیلی باشد و از همین حالا برای کنکور آماده شود،  با خودش عهد بسته است که در سال کنکورش خوب درس بخواند. در مثال دوم نیز، داوطلب کنکور به جای آنکه لحظه لحظه قبل از کنکور را غنیمت بشمارد و تمام تلاشش را نماید، درس خواندن و زحمت کشیدن را به بعد از دانشگاه و احتما حضور در هر رشته ای که به رتبه اش بخورد موکول می کند. بنابراین تشخیص تنبلی همیشه کار ساده ای نیست. گاهی مثل این دو مثال ظاهرا با دو فرد قوی و پر تلاش و هدفمند رو به رو هستیم اما در باطن هر دو این افراد تنبل شده اند.
افراد تنبل در هر شغل و سنی که باشند سه ویژگی مشترک دارند:
1. همه افراد تنبل می دانند که چه وظایفی را همین حالا باید انجام دهند. مثل داوطلب کنکور یا دانش آموز می داند که امروز در برنامه تحصیلی اش چه بخش هایی را دارد و دقیقا چه کارهایی را طبق برنامه لازم است اجرا کند.
2. همه افراد تنبل از انجام وظایفشان در همین لحظه خودداری می کنند و قول می دهند که این وظیفه را در زمان دیگری اجرا کنند. در مثال قبلی داوطلب کنکور آن قسمت از برنامه ای را که امروز اجرا نکرده است را قول می دهد در روز بعد یا هفته بعد حتما انجام دهد.
3. عقب انداختن کارهایشان را موجه و منطقی جلوه می دهند. به طور مثال می گویند امروز نیاز به تفریح دارم اما فردا زودتر بیدار می شوم و این قسمت از برنامه را انجام می دهم، یا اول برنامه تلویزیونی را تماشا می کنم و بعدا این کار را انجام می دهم.
راه حل ساده و آسانی برای از بین بردن تنبلی وجود دارد؟
به صورت تجربی و با دانش شخصی خودم، راه حلی که برای از بین بردن تنبلی ارایه می دهم بر اساس یک بازی است. بازی که در آن چهار قانون وجود دارد و هر دانش آموز یا داوطلب کنکوری که تنبل است اگر یک هفته با این 4 قانون زندگی کند از حالت تنبلی و درجا زدن خارج خواهد شد. اما این چهار قانون چیست؟
1. انجام تمام وظایف امروزتان، یعنی همان کارهایی که دلتان می خواست به روزهای بعدی موکول کنید را همین حالا اجرا کنید. مثلا آن داوطلب کنکور که می خواست 100 تست ریاضی را به روز بعدی موکول کند همین حالا 100 تستش را بزند.
2. به اندازه کاری که قرار بود امروز تنبلی کنیم باید از کارهای روزهای بعدمان انتخاب و همین امروز انجام دهیم.  با این قانون فشار ناشی از تنبلی را احساس می کنیم. وقتی شما تنبلی می کنید و کار امروز را به روزهای بعدی می اندازید یعنی فشار روزهای بعد خود را زیاد می کنید. پس در این قانون اگر شما فقط و فقط فکر تنبلی به سرتان بزند، آنگاه هم باید کاری را که در آن قصد تنبلی داشتید  را اجرا کنید و هم اینکه به اندازه همان باید از کارهای روز بعد خود را همین امروز اجرا کنید. این فشار کاری شما را وادار می کند تا حتی فکر تنبلی را هم آرام آرام کنار بگذارید.
3. در یک دفترچه میزان وظایفی که می خواستیم به علت تنبلی به آینده موکول کنیم ولی آن را طبق قانون شماره یک انجام دادیم می نویسیم. چرا باید بنویسیم؟ زیرا می خواهیم میزان تنبلی های خود را همیشه حساب کنیم و در نهایت متوجه شویم که در روزهای اول چقدر تنبلی می کردیم و بعد از یک هفته، میزان تنبلی هایمان چقدر کمتر شده اند؟ در نهایت حس خوبی در ما ایجاد می شود زیرا پیشرفت خود را مشاهده می کنیم.
4. مهم ترین قانون: به هیچ کدام از احساسات درونی خود توجه نکنید. مثلا داوطلب کنکور می خواهد تنبلی کند اما طبق قانون شماره یک وظیفه اش را انجام می دهد اما در حین انجام وظیفه اش افکار و احساساتی مثل: تو خسته ای، امروز روز مناسبی نیست، آفرین تو ثابت کردی تنبل نیستی پس حالا می توانی بیخیال بقیه کارها شوی، از فردا این قانون را اجرا کن، اگر امروز آن تست ها را بزنی یا مطالعه کنی خیلی بی کیفیت می شود و... ممکن است به مغزش برسد. طبق قانون 4 شما به هیچکدام از این احساسات توجهی نکنید و فقط و فقط وظیفه تان را به پایان برسانید.
یادتان نرود، مهم ترین قانون این بازی قانون شماره چهار است. وقتی شما می خواهید طبق این بازی، به برنامه خود عمل کنید بی شک افکار و احساساتی به سراغتان خواهد آمد و این احساسات به قدر قوی و منطقی به نظر می رسند که هر لحظه ممکن است تسلیم شوید و دوباره تنبلی کنید. رمز موفقیت شما این است که بدون توجه به این احساسات و افکار به ظاهر منطقی فقط و فقط وظایف تحصیلی و برنامه ریزی خود را اجرا کنید. هیچ احساسی را اهمیت ندهید. نکته مهم در مورد افراد تنبل این است که احساسات آن ها همیشه بر آن ها پیروز می شود پس قانون شماره چهار به شما یادآوری می کند که به احساسات خود بی اعتنا باشید و به بازی خود برای نابودی کامل تنبلی ادامه دهید



سه شنبه 24 مهر 1397 09:54 ب.ظ
سلام وقت بخیر ،
من سال 91،کنکور کارشناسی بهداشت قبول شدم ولی تا همین امسال هدفم این بوده بشینم و دوباره بخونم برای پزشکی ولی هیچ موقع شرایطشو نداشتم ونتونستم به ارزوم برسم،درحال حاضر دارم تو یه منطقه ایی طرحم رو میگذرونم که دوساعت رفت و برگشت با محل زندگیم فاصله داره و هرروز میرم ومیام،ولی میخواستم حتی با این شرایط بخونم برای کنکور چون سال اخر نظام قدیمه وممکنه سالهای بعد پذیرش دانشگاها کمتر بشه وشرایط خیلی خاص شده وحتی میخواستم ترمیم معدل هم انجام بدم، میدونم شایدخیلی غیر واقعیه باشه ولی باز نمیتونم دست ازفکر کردن بهش بردارم البته باز درتصمیمم تزلزل دارم چون فکر میکنم که دخترای همسن من یا به فکر پیدا کردن شغلن که نیست! یا ازدواج ومن هنوز مثل دخترای16ساله به فکر کنکورم!خیلی سر درگمم ونمیدونم باید چیکارکنم طرحم هم تا فروردین تموم میشه و بیکار میشم،با این اوصاف نمیدونم کدوم راه درسته ؟من کلی کتاب خریدم ،یعنی باز بذارمش سال بعد ؟یا فکر پزشکی رو از سرم بیرون کنم؟یا را استخدامی آماده بشم و... خواهش میکنم شما کمک کنید ومنو از این سردر گمی در بیارید
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. می دونید مشکل از جایی شروع میشه که ما انسان ها برای موضوعات مهم زندگی مون با دیگران مشورت می کنیم و اشفته می شویم. مثلا وقتی از من می پرسیدید کنکور بدهم یا سراغ استخدام بروم خب مسلم است که چون کنکور برای من راحت است و درامد پزشکان را می بینم به شما می گویم بله کنکور بده.
ولی وقتی از شخص دیگری می پرسی که کنکور برایش یک تونل وحشت است به شما می گوید نه اینکارو نکنی بیچاره میشی.
وقتی از کسی می پرسید که برایش ازدواج مهم است و یا می گوید از ما گذشته یا باورش بر این است که این کنکور بازگشت به عقب است. آنگاه انتظار دارید چیزی جز حرف های ناامید کننده بشنوید؟
مشورت کردن برای خرید خانه، ماشین، شهر یا کشور برای مسافرت رفتن کاملا درست است ولی هیچوقت برای اینکه کنکور بدهم یا ندهم؟ پزشکی یا فوق لیسانس یا شغل؟ برای این چیزها با هرکسی مشورت کنید بازنده هستید. زیرا هرکسی هرپاسخی به شما بدهد بر اساس باورهای خودش پاسخ می دهد چون از درون شما خبر ندارد.
من متر و معیارم همیشه رضایت درونی است. من می گویم دیگران را رها کنید به این سوال فکر کنید که کدام مسیر شما را خوشحال تر می کند؟ کاری نداشته باشید که سخت است یا آسان، کاری نداشته باشید که درست است یا غلط فقط و فقط به این فکر کنید که آیا این مسیر شما را خوشحال می کند؟
رضایت نیازی است که باید در درون تان موج بزند اگر می خواهید به موفقیت برسید. خوشبخت کسی است که در مسیر مورد علاقش گام بردارد. من انسان های زیادی را می شناسم که شغل دولتی دارند مثلا کارمند بانک هستند ولی الان دنبال کنکور مجدد هستند.
وقتی می پرسم دلیلش چیست؟ می گویند خوشبخت نیستیم. ما پول زیادی داریم، وام بدون بهره به ما می دهند، شغل مان خیلی باکلاس است و اکثرا دوست دارند مثل ما کارمند بانک باشند ولی من خوشبخت نیستم. چون آنچیزی که خوشحالم می کند پزشکی است.
برای همین مشورت که کنید روی این موضوع جز اشتباه کردن و سر در گم شدن و کلافگی چیزی نصیب تان نمی شود. مثل فرفره ای که هرکسی به آن فوتی می کند ولی مقصدی ندارد. خودتان هرآنچه را که خوشحالتان می کند و دوستش دارید را با انتهای شجاعت انتخاب کنید و پای تمام سختی ها و شکست هایش هم بایستید. موفق ترین باشید.
تینا شیروانی
شنبه 21 مهر 1397 03:14 ب.ظ
رشته من هنره میخوام طراحی صنعتی قبول شم .برنامه ریزی من ساعتی نیست و به نظرم رویا پردازانه نیست و قابل اجرا شدنه و همینطور یه برنامه ثابت برای هر هفته هست و عاشق هنر هستم اما دلیل اجرا نشدن برنامه ام شاید تنبلی خودم باشه
پاسخ رضا جدیدی : ان شالله، آفرین بر شما که اینقدر هدفمند هستید و جای خوشحالی دارد. اما با توجه به کمبود اطلاعات در مورد شرایط شما نمی توان هیچ چیزی را به عنوان مشکل مطرح نمود. چون بایستی تحلیل شود. اطلاعات کمی در مورد خود و برنامه تان ارایه می دهید و با این اطلاعات ناچیز نمی توان در خصوص شرایطتان اظهار نظر نمود. از این روی بنده را ببخشید. موفق ترین باشید.
تینا شیروانی
شنبه 21 مهر 1397 02:24 ب.ظ
سلام اقای جدیدی من از اول مهر برنامه ریزی کردم که برای کنکور درس بخونم اما هر روز یک یا دو درس رو میخوندم و بقیه برنامه هم اجرا نمی شدو توجیه ام این بود که اولشه و اجرا نشدن کل برنامه طبیعیه. اما الان با حجمی از درس ها روبرو شدم و نمیدونم چیکار کنم؟نمی دونم مشکل از کجاست؟از برنامه یا محیط مطالعه؟و اینکه اتاق جدا هم ندارم و خونمون شلوغه وکتابخونه هم نمیرم چون فکر میکنم با صدای بلند بهتر و عمیق تر یاد میگیرم راه حل شما چیه؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. من که نمی توانم به این صورت کمکی کنم چون نه اصلا می دانم رشته تان چیست؟ هدف تان چیست؟ برنامه ریزی تان چگونه است؟ دقیقا فکری که در سرتان هست چیست؟ شما چقدر عملگرا هستید و چقدر نیستید؟ شاید اصلا برنامه تان از اساس غلط باشد. شاید برنامه شما فقط بر اساس یک رویاپردازی چیده شده باشد. شاید حس عقب افتادن داشته باشید و هزاران شاید و اما و اگر دیگر هست.
بدون این اطلاعات چگونه می شود به شما کمک کرد. صرفا یک شرح حال مختصری از خودتان نوشته اید و با این چیزهایی که نوشته اید نمی توان به شما راهنمایی داد. موفق ترین باشید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.