کلبه مشاوره رضا جدیدی مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور - دنیای بی هدفی در زندگی کنکوری ها

مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور


راه های ارتباطی با رضا جدیدی: شماره تلفن ثابت: 34774341-086 شماره تلفن همراه: 09189580918

دنیای بی هدفی در زندگی کنکوری ها


شاید با مطالعه این مطلب، اولین سوالی که در ذهنتان شکل گرفته باشد عبارت دنیای بی هدفی در زندگی کنکوری ها باشد. چرا دنیا؟ مگر کسی که بی هدف است می تواند در دنیای بی هدفی گیر کرده باشد؟ خب شخصی که بی هدف است دیگر دنیایی ندارد. اما اصل داستان چیز دیگری است و بایستی بدانید بی هدفی دنیایی به مراتب بزرگتر از آن چیزی که تصور می کنید.
در واقع اگر بخواهیم درستش را بگوییم این است که اگر یک کنکوری در زندگی خودش هدف یا هدف هایی داشته باشد، دنیای کوچکتری دارد زیرا او فقط به مسایلی اهمیت می دهد که در راستای هدفش باشد و بقیه مسایل برایش مهم نیست اما اگر همین کنکوری بی هدف باشد آنگاه در دنیای بزرگی از اما و چراها و برای چه ها گیر می کند. همه چیز برایش مهم است و هیچ چیز برایش مهم نیست. برای همین است که بی هدفی شما را وارد دنیای بزرگی می کند. دنیای که در آن همه چیز را فراموش می کنید. 
روزهایی را به یاد بیاورید که در آن بی هدف بوده اید. به نظر شما در این روزها دقیقا چه چیزهایی باید برای شما اهمیت داشته باشد و چه چیزهایی اصلا برایتان مهم نیست؟ اگر خوب بررسی کنید متوجه می شوید در آن روزها کاملا، بی مسیر و بدون برنامه فقط برای سپری کردن روزهایتان دست به فکر کردن یا تفریح می زدید. از هیچ چیز لذت نمی بردید. نه تماشای یک فیلم نه درس خواندن. در واقع هر دو به یک اندازه عذاب آور بود. از طرفی میگفتید من یک کنکوری هستم که از درس خواندن هایم عقب می افتم و از طرف دیگر برای درس خواندن هیچ انگیزه ای نداشته اید.
آنچه مهم است، توجه به این جمله می باشد که هدف زندگی شما را کوچک می کند، مسایل را برای تان دسته بندی کرده و باعث می شود از توجه به مسایل بی اهمیت و بی فایده رها شوید. هدف زندگی تان را سر و سامان می دهد و به آن رنگ و بوی بودن و تلاش کردن را می بخشد. زندگی شما را به سمتی هدایت می کند که معنای خوشبختی را احساس کنید.
شاید این جملات را که می خواندید یک سوال در ذهن شما شکل گرفت و آن هم سوالی با این مضمون است که اگر هدف باعث سر و سامان زندگی می شود پس چرا من که در زندگی خودم هدف دارم احساس خستگی، ناامیدی، غم و استرس دارم؟ سال های قبل که هدف بزرگی مثل کنکور و موفقیت در آن را نداشتم خیلی شاد بودم اما حالا غمگین و ناراحتم.
این موضوع بسیار چشم گیر است به طوری که تعداد زیادی از داوطلبان کنکور دقیقا این جملات را بیان می کنند و همیشه مدعی هستند که در سال کنکور حس غم بیشتری بخاطر انتخاب هدف داشته اند. به راستی چرا اینگونه است؟
اگر بخواهیم به این سوال پاسخ دهیم، نمی توانیم یکی دو دلیل را مطرح کنیم و بحث تمام شود، این حالت دارای دلایل متنوع است اما مهم ترین دلیل آن عبارت است:
 نتیجه به جای تلاش: در زندگی بسیاری از کنکوری ها، آنقدر نتیجه گیری مهم است که تاب و تحمل شکست را ندارند در حالیکه شکست روی دیگر پیروزی است. نمی شود شما موفقیت را بخواهید و از شکست بترسید زیرا همین ترس باعث می شود هرگز روی موفقیت را نبینید. بسیاری از کنکوری ها شکست را مساوی با تنبلی، بی سوادی، کم هوشی و ناتوانی می دانند در حالیکه شکست روی دیگر موفقیت است. همه ما عاشق موفقیت هستیم و از شکست بیزاریم اما افراد موفق جهان، عاشق هر دوی آن ها هستند. این افراد آموخته اند که شکست تلخ و دردناک نیست و قرار نیست همیشه آن چیزی را که دوست دارند اتفاق بیفتد، گاهی لازم است چند سال تلاش کنند تا موفقیت حاصل شود. آن ها بخاطر چند شکست ناامید نمی شوند، هدفشان را فراموش نمی کنند. آن ها مشکلشان را حل می کنند. البته این مطلب نیاز به ساعت ها صحبت دارد تا از صمیم قلب به این نتیجه برسید که شکست شیرین تر از آن است که می ترسید. شکست را پذیرفتن نیمی از موفقیت است. این را بدانید وظیفه انسان ها کسب موفقیت نیست، بلکه وظیفه شان تلاش است. تلاشی که بر اساس برنامه و اصولی باشد.
این نوع تلاش شما را به موفقیت می رساند به شرطی که ترس از شکست نداشته باشید و وقت و عمرتان را صرف این ترس نکنید. ای کاش این جمله ساده را می توانستید اجرا کنید: «بدون ترس تلاش  کنید» این جمله چهار کلمه ای می تواند نام یک کتاب باشد، کتابی که در آن می تواند به شما ثابت کند هزاران هزار انسان ناموفق و معمولی که در جهان زندگی می کنند چطور می توانسته اند موفق ترین فرد در زندگی خود باشند. وقتی شرایط افرادی که برای کنکور درس خوانده اند و موفق نشده اند را بررسی می کنیم دو نتیجه می رسیم؛ اولین نتیجه این است که اکثر آن ها تلاش درستی نداشته اند و نمی دانسته برای کنکور چگونه باید درس بخوانند و نتیجه دوم این است که برخی از آن ها هم که درست درس می خوانده اند متاسفانه ترس و استرس از شکست داشته اند و در نهایت شکست هم خورده اند. 
مردم دنیا هنوز به این باور نرسیده اند که هیچ انسان ترسویی موفق نشده است. حتی یک نمونه در طول تاریخ نداریم که شخصی با ترس به موفقیت رسیده باشد. ای کاش کنکوری ها متوجه می شدند که این ترس چقدر راحت آن ها را به فرد شکست خورده ای تبدیل می کند حتی اگر تمام روز را درس بخوانند. 
ترس از شکست هیچ راهی برای موفقیت باقی نمی گذارد. داوطلب کنکوری از شکست می ترسد، این فکر آرام آرام تمام تفکراتش را به خودش مشغول می کند. او هدف دارد، آرزوها دارد. او می خواهد به همه خواسته هایش برسد اما می ترسد از روزی که نشود به آن ها دست پیدا کند. همیشه گوشه فکرش در حال تجسم روزهایی است که نمی تواند به هدفش برسد. او می خواهد درس بخواند، تمام تلاشش را می کند اما همین افکار که ناشی از ترس و هراس از شکست است او را متوقف می کند. 
او در نهایت به هدفش نخواهد رسید زیرا از شکست می ترسیده است. همین فرد اگر بدون ترس تلاش می کرد مطمین باشید موفق می شد. این قانون خیلی ساده به نظر می رسد اما در عمل، شکست خوردن آنقدر در ذهن و روح داوطلب کنکور تلخ و ترسناک است که هر کسی موفق به اجرا این چهار کلمه یعنی «بدون ترس تلاش  کنید» نخواهد شد.
خیلی عجیب است، فرد کنکوری از شکست خوردن می ترسد و در نهایت با یک دنیا تلاش شکست می خورد. این جمله را شنیده اید که می گویند از هر چیزی بترسی به سرت می آید؟ بله واقعا اینطور است اگر از شکست بترسید و شب و روز را هم تلاش کنید شکست خواهید خورد زیرا این افکار تمام سیستم عصبی شما را مشغول می کنند و کم کم کیفیت مطالعه تان از بین می رود و با هر اتفاقی جا می زنید و در نهایت با دستان خودتان شکست خواهید خورد.
یادتان باشد «بدون ترس تلاش  کنید» این حق شماست که درست تلاش کنید و ترس را کنار بگذارید. اگر موفقیت را دوست دارید پس لازم است شکست را هم بپذیرید و آن را هم دوست بدارید. سخت است؟ بله زیرا آموخته های شما در مورد شکست اشتباه است. با تمام وجود و بدون ترس تلاش کنید.



جمعه 20 مرداد 1396 01:43 ب.ظ
درسته.بله برای من که دخترشون هستم خیلی خیلی اتفاق عجیب و غیر قابل باوری هست.ببخشید سوال دیگه ای دارم که چه مقدار زمان باید حداکثر بگذارن تا مطالب رو بیاموزند و یادآوری کنند؟فرمودید دوسال وقت بذارند؟
پاسخ رضا جدیدی :
اینکه چقدر باید زمان بگذارند بستگی به قدرت یادگیری خودشان دارد اما حداقل یک سال طول می کشد تا تشریحی یاد بگیرند و یک سال هم برای تستی و کنکوری کار کردن. به خصوص درس های ریاضی و فیزیک و شیمی و زیست بیشترین وقت را خواهد گرفت. موفق ترین باشید.
maryam
جمعه 20 مرداد 1396 11:51 ق.ظ
خیلی ممنون.البته مادرم سهمیه خانواده شهداهم دارند.منطقه 2 هم هستن.
یعنی میفرمایید اصلا روی تست رو نبینن؟
پاسخ رضا جدیدی :
خواهش می کنم. ایشون وقتی از نظر تشریحی چیزی یادش نیست پس تست زدن چه ارزشی خواهد داشت؟ ایشون بایستی ابتدا پایه درسی خود را از نظر تشریحی تقویت کنند تا بتوانند برنامه تستی خودشان را اجرا کنند. ایشون نمی توانند مثل بقیه کنکوری ها برنامه ریزی کنند. تفاوت های ایشون با بقیه کنکوری ها بایستی در برنامه ریزی هاشون هم دیده بشه. به هر حال ایشون باید خیلی صبور باشند اینطور نیست که بشه خیلی زود به نتیجه برسند فراموش نکنید 50 سال دارند و همین که قصد دارند کنکور بدهند بزرگترین افتخار است. موفق ترین باشید.
maryam
جمعه 20 مرداد 1396 06:12 ق.ظ
سلام آقای جدیدی.وقت خوش
مادر من خانه دار و 50 سالشونه.تازه هدفشون رو پیدا کردند و میخوان کنکور 97 شرکت کنند.هدفشون مامایی تهران هست.
خواستم بپرسم درصد های کارنامه کنکور برای این رشته و دانشگاه چیه؟
و پیشنهاد میکنید چطور شروع کنن؟ با توجه به صحبتایی که در سایت خوندم، باید ریکاوری بشن حتما؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. ایشون با توجه به شرایطشون حتما نیاز است که ابتدا تشریحی مطالب را بیاموزند و سپس تستی بخوانند و برای هدفی که دارند لازم است حداقل نگاه دو ساله داشته باشند. در ضمن لازم است وظایف خانه داری از روی دوش او برداشته شود تا بیشتر وقتش را صرف مطالعه نماید. در مورد درصدها هم نمی شود به طور دقیق صحبت کرد زیرا هر ساله با توجه به سطح سوالات میزان درصدها تغییر می کنند. ولی به طور میانگین و با در نظر گرفتن اینکه ایشون تاثیر معدل شاملشون نمیشه برای رشته مامایی تهران اگر جز منطقه یک باشند عمومی ها به طور متوسط 55 و تخصصی ها 40 و اگر جز منطقه دو باشند عمومی ها به طور متوسط 60 و تخصصی ها 40 و اگر جز منطقه سه باشند عمومی ها به طور متوسط 65 و تخصصی ها 40 می باشد. موفق ترین باشید.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.