کلبه مشاوره رضا جدیدی مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور - بی حالی و کسلی در بین دانش آموزان و کنکوری ها

مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور


اگر از دیدن تصویر مغز در یک سایت مشاوره تحصیلی تعجب می کنید باید دیدگاهتان را تغییر دهید.

بی حالی و کسلی در بین دانش آموزان و کنکوری ها


یک داوطلب کنکور یا دانش آموز، هر روز که از خواب بر می خیزد تا شب که مجدد می خوابد به طور مرتب با یک پرسش درونی رو به رو می شود و آن پرسش، چیزی نیست جز «آیا می خواهی همین حالا به کارت ادامه دهی یا می خواهی آن را به فردا موکول کنی؟» این پرسش را وسط هر درس، انتهای آن درس، قبل از شروع درس بعدی یا حتی وقتی در یک مسئله گیر کرده اید و نمی توانید آن را متوجه شوید پرسیده می شود. این سوال در همه دانش آموزان و داوطلبان کنکور با یک مدل پاسخ همراه نمی شود، به طور مثال برخی از آن ها وقتی کار امروز را به فردا موکول می کنند که وسط حل یک مسئله گیر کرده باشند و احساس خستگی می کنند و با خودشان به این نتیجه می رسند که امروز برای درس خواندن مناسب نیست و بهتر است استراحت کنند. 
برخی دیگر وقتی قرار است شب به میهمانی بروند از صبح تمایلی به درس خواندن ندارند زیرا با خودشان می گویند امروز نمی شود برنامه را به طور کامل اجرا کرد پس بهتر است درس خواندن را به فردا موکول کنم. این سوال همیشه و هر روز و در لا به لای همه کارهای روزانه از دانش آموزان و داوطلبان کنکور پرسیده می شود. حالا می شود توضیح مناسبی در مورد این موضوع داد که چرا وقتی صبح از خواب بیدار می شوید و حس خوبی ندارید بلافاصله حس بی حالی و بی رغبتی به شما دست می دهد و تصمیم می گیرید آن روز را درس نخوانید. بله، همان موقع که شما از خواب بیدار می شوید این سوال در درون شما پرسیده می شود: «آیا می خواهی همین حالا به کارت ادامه دهی یا می خواهی آن را به فردا موکول کنی؟» و چون کسلی و بی رغبتی دارید بلافاصله پاسخ می دهید: «بله می خواهم فردا این کار را انجام دهم.» و به همین دلیل یا از خواب بیدار نمی شوید یا برای درس خواندن انگیزه و تمایلی ندارید و یا اینکه بعد از چند دقیقه درس خواندن متوجه می شوید اصلا چیزی یاد نمی گیرید و گویی همه دریچه های یادگیری های شما بسته شده است و درس خواندن فایده ای ندارد.
حال روزی را به یاد آورید که خیلی سرحال هم از خواب برمی خیزید و هیچ مشکلی هم ندارید اما وسط درس خواندن، متوجه یک متن یا پاراگراف نمی شوید و همین جاست که این سوال به سراغ شما می آید و می گوید: «آیا می خواهی همین حالا به کارت ادامه دهی یا می خواهی آن را به فردا موکول کنی؟» و شما اگر بگویید: «بله می خواهم فردا ادامه دهم» آن گاه در کمتر از چند لحظه، میز را ترک می کنید و حس خوبی به درس خواندن ندارید.
دو سوال مطرح می شود که پاسخ به آن ها بسیار بسیار مهم است:
1. وقتی حس و حال خوبی ندارم و کسل هستم چطور در پاسخ به این سوال بگویم: «نه، می خواهم همین الان ادامه دهم» چون اصلا حال و حوصله ای در خودم حس نکرده و احساس خستگی دارم و به نظرم درس خواندن در این شرایط هیچ کیفیتی ندارد پس چرا باید به کارم ادامه دهم؟
 بی حالی و کسالت دارای دو حالت است؛ اول آنکه بر اساس کم خوابی ایجاد شده باشد و دوم آنکه بر اساس شرایط کاری و محیط درسی به وجود آمده باشد. آن کسلی و بی حالی که بر اساس کم خوابی باشد را هرگز نمی توان اصلاح کرد مگر با خوابیدن و همواره تاکید شده است که دانش آموزان و کنکوری ها لازم است هر روز 7 ساعت بخوابند و اگر کمتر از این باشد قطعا در طول روز کسالت، چرت زدگی، خستگی، کاهش یادگیری و تمرکز را حس می کنند. حتما شما هم موافق هستید که اکثر کسالت ها و بی حالی ها ربطی به کم خوابی ندارد و اتفاقا شما به اندازه کافی خوابیده اید ولی در روند مطالعه و در طول روز کسلی و بی حوصلگی به سراغتان می آید. برای همین چون اکثر کسلی ها از نوع دوم است پس می شود به آن سوال پاسخ محکمی داد و گفت که همین امروز کارم را انجام می دهم. 
تکنیک های مختلفی برای این پاسخ دهی وجود دارد اما یکی از ساده ترین و پر بازده ترین روش ها، استفاده از فعالیت جایگزین است. به طور مثال، وسط روز است و شما در حال مطالعه درس A هستید که ناگهان حس می کنید حوصله ای برای مطالعه و درس خواندن ندارید و شرایط درونی شما به سمتی رفته است که می خواهید کارهای امروز را به فردا موکول کنید. در همین لحظه تکنیک فعالیت جایگزین را به کار ببرید یعنی یک فعالیت درسی که مورد علاقه تان است را جایگزین درس A کنید و به این صورت روند مطالعاتی خود را به فردا موکول نکرده اید و سعی نموده اید با یک فعالیت درسی، باز هم امروز را با درس سپری کنید. مثل هر تغییر رفتار  دیگری در روزهای اول که می خواهید این تکنیک را استفاده کنید موجی از افکار منفی به سراغ شما خواهد آمد تا مانع این تغییر شود اما هنر شما در این است که جلوی این افکار بایستید و کاری را که به نفع تان است اجرا کنید. 
2. آیا می دانید در چه حالت هایی به سوال «آیا می خواهی همین حالا به کارت ادامه دهی یا می خواهی آن را به فردا موکول کنی؟» پاسخ می دهید: «بله؛ فردا انجام می دهم»؟
این سوال بسیار مهمی است زیرا به صورت تصاعدی، تعداد حالت هایی که شما تمایل دارید کار امروز را به فردا موکول کنید، افزایش پیدا می کند. دانش آموزان و داوطلبان کنکوری هستند که با هر یک از اتفاقات زیر درس خواندن را به فردا موکول می کنند:
- دیر از خواب بیدار شوند، آن روز را درس نمی خوانند.
- قرار باشد شب به میهمانی بروند، آن روز را درس نمی خوانند.
- یک کار غیر درسی چند ساعته داشته باشند، آن روز را درس نمی خوانند.
-دوستشان با آن ها تماس بگیرد و کنترل زمان از دستش خارج شود، آن روز را درس نمی خوانند.
- یک خبر در مورد درس و کنکور بشنوند، آن روز را درس نمی خوانند.
-روزهای تعطیل که همه خواب هستند و او تنهایی باید بیدار شود، آن روز را درس نمی خوانند.
- در فهمیدن یک مسئله یا تست گیر کنند، آن روز را درس نمی خوانند.
- بحثی با یکی از اعضای خانواده داشته باشند، آن روز را درس نمی خوانند.
- سردرد بگیرند و در حالیکه سردردشان با یک قرص خوب شود ولی بازهم ، آن روز را درس نمی خوانند.
- یک یا چند سوال را غلط پاسخ دهند، آن روز را درس نمی خوانند.
- کسی به او بگوید تو نمی توانی موفق شوی، آن روز را درس نمی خوانند.
- اگر پیش بینی هایشان در مورد مدت زمان مطالعه درست از آب در نیاید، آن روز را درس نمی خوانند.
- اگر روز اول هفته را خوب شروع نکنند، آن روز و روزهای بعدش را خوب درس نمی خوانند.
- اگر تقاضای داشتن یک کتاب یا جزوه را داشته باشند، آن روز را درس نمی خوانند.
- اگر گمان کنند به اندازه کافی جلو هستند و حالا یک روز درس نخواندن ایرادی ندارد، آن روز را درس نمی خوانند.
- اگر احساس دلتنگی یا دلگیری کنند، آن روز را درس نمی خوانند.
- اگر از رفتار دوستشان ناراحت باشند، آن روز را درس نمی خوانند.
- اگر حس کنند که مطالعه شان بی کیفیت است، آن روز را درس نمی خوانند.
- اگر برایشان میهمان بیاید، آن روز را درس نمی خوانند.
- اگر صدای تلویزیون زیاد باشد، آن روز را درس نمی خوانند.
- اگر استرس خاصی داشته باشند، آن روز را درس نمی خوانند.
- و ...
 دقت کنید دانش آموزان و داوطلبان کنکور از روز اول این همه حساس نبوده اند اما پس از اینکه در یکی دو حالت به آن سوال پاسخ دادند که فردا درس می خوانم آنگاه این روال به صورت تصاعدی در سایر موارد دیگر نفوذ پیدا کرده است به طوریکه اولین انتخاب، این است که درس خواندن را به فردا موکول کنند. هر بار که به خودتان می گویید فردا درس می خوانم در واقع یک رفتار را تولید و آن را انتشار می دهید. این رفتار در سایر فعالیت ها نفوذ می کند تا بالاخره بعد از مدتی، درس خواندن برای شما سخت ترین فعالیت دنیا می شود و کم کم به این نتیجه می رسید که موفق نخواهید شد و حس نا امیدی آخرین تیری است که در ادامه این روند بر روح هدف شما وارد می شود.
از امروز وظیفه شما این است که در پاسخ به سوال که «آیا می خواهی همین حالا به کارت ادامه دهی یا می خواهی آن را به فردا موکول کنی؟» پاسخ دهید: «خیر می خواهم همین حالا به کارم ادامه دهم یا می خواهم با کار جایگزین به کارم در همین امروز ادامه دهم» در اینصورت آرام آرام تغییر رفتار در شما شکل می گیرد. مسلم است که دفعات اول فشار زیادی به شما وارد می شود اما برای اینکه این رفتار را در خود از بین ببرید بایستی مقابل افکار منفی هم ایستادگی نمایید. 

N
شنبه 26 فروردین 1396 09:18 ب.ظ
واقعا قبول دارم که مشکلم اینه
خیلی خیلی ممنون از توضیحتون
پاسخ رضا جدیدی :
خواهش می کنم موفق ترین باشید.
شنبه 26 فروردین 1396 06:11 ب.ظ
سلام خسته نباشید
یعنی عاشقش نیستم بعضی ها انقدر عاشق رشته خود هستند که همین علاقه شان به انها انگیزه میدهد
با چیزهایی که گفتم ،شما موافقید که مشکل من بی انگیزه بودن است ؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. از نظر بنده مشکل شما انگیزه نیست مشکل شما در چند پتانسیلی بودن است. انسان های چند پتانسیل به کسانی گفته می شود که توانایی ورود به چند رشته مختلف را دارند و در هر کدام هم می توانند موفق باشند و برای همین موضوع زیر همیشه این انسان ها را اذیت می کند:
خیلی عاشق تنوع هستند و معتقد هستند که همه عمر را نباید روی یک رشته گذاشت و بهتر است به جای آنکه در یک رشته بسیار پیشرفت کرد در چند رشته متفاوت حضور داشت. همین می شود که خیلی زود احساس زدگی و خستگی می کنند از تمام کارهایی که زیادی طولانی شود و دلشان می خواهد تجارب مختلف را کسب کنند و خود را محدود به یک رشته نکنند.
چند پتانسیل بودن هم مزیت می تواند باشد هم یک ایراد. مزیتش این است که انرژی در شما برای شروع فعالیت ها خیلی زیاد است و اگر راهی باشد که جذابیت هدفتان تا انتها برای شما حفظ شود خود به خود از همه رقبایتان موفق تر می شوید زیرا جذابیت دایمی هدفتان چنان انرژی در شما ایجاد می کند که قادر هستید کاری را که دیگران در یک سال انجام می دهند را در چهار ماه انجام دهید اما ایرادش این است که اگر جذابیت هدفتان از بین برود بلافاصله خاموش می شوید و هیچ اتفاقی هم نمی تواند شما را برای رسیدن به هدف قانع کند. پس برای شما فقط یک راز وجود دارد و آن چیزی به جز جذابیت دایمی در هدف نیست. این که بتوانید جذابیت دایمی در هدفتان ایجاد کنید نیاز به بحث و گفت و گوی بسیار دارد که می توانید از روانشناسان یا مشاوران خویش کمک بگیرید و یک نقشه دایمی و جذاب برای رسیدن به هدفتان بکشید تا ان شالله از این پتانسیل بسیار زیادی که در درونتان موج می زند نهایت استفاده را ببرید. موفق ترین باشید.
N
شنبه 26 فروردین 1396 02:47 ب.ظ
1فکر میکنم اگر خیلی تلاش کنم بهش میرسم ولی وقتی انگیزه ندارم نمیتونم خیلی تلاش کنم,مثلا الان میگم رسیدم رسیدم نرسیدم نرسیدم, شاید هم علاقه م کمه اما فکر نمیکنم ربطی به علاقه داشته باشه چون خیلی چیزها رو دوست دارم و انگیزه رو ندارم .
2خب رقابت خیلی زیاده و افرادی هم هستند که دیوانه این رشته هستند و به شدت تلاش میکنند, ولی من دیوانه این رشته نیستم و با اینکه دوستش دارم در حدی نیستم که برای ان تلاش کنم یعنی همان انگیزه را ندارم
3تعداد این کارها به نظر خودم زیاد بوده, چه در درس چه در هنر این انگیزه را ندارم با اینکه آخرش خیلی جذابه و خیلی دوست دارم به آخرش برسم,



به نظرم کلا همه چیز به انگیزه برمیگردد و شاید تنبلی هم در کنارش قرار داره نمیدونم شاید چون من میخواهم زود به نتیجه ان چیزی که انتخاب کردم برسم
پاسخ رضا جدیدی :
منظور شما از اینکه می گویید دیوانه یک رشته نیستید یعنی چه؟
جمعه 25 فروردین 1396 11:17 ب.ظ
سلام خسته نباشید ,من دبیرستانیم, زمانش رو نمیدونم ولی الان فهمیدم که مشکلم اینه که انگیزه ندارم, به آینده و کنکور که فکر میکنم انگیزه تلاش رو درخودم نمی بینم ،با اینکه هدفم رودوست دارم , نمیدونم شاید هم علاقه م کمه,كارهایی مثل نقاشی،موسیقی، نویسندگی را انجام دادم امابا اینکه موفق بودم انها رارها كردم وادامه ندادم
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. سه سوال زیر را پاسخ دهید:

1. چقدر فکر می کنید بتوانید به هدفتان برسید؟ مثلا به آن رشته تحصیلی که انتخاب کرده اید چقدر مطمین هستید که می رسید؟
2. آیا فکر می کنید افراد خیلی بهتر از شما وجود دارند که شما هر چقدر تلاش کنید به آن ها نمی رسید؟
3. تعداد کارهای نصفه و نیمه کاره ای که تا به حال در زندگی خود داشته اید کم است یا زیاد؟
موفق ترین باشید.
N
جمعه 25 فروردین 1396 05:05 ب.ظ
سلام خسته نباشید
من دچار بی انگیزه گی هستم و با اینکه کلی هدف و آرزو دارم اما انگیزه ای برای تلاش کردن ندارم به نظر شما مشکل من چیه و چیکار باید بکنم ؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. چند وقت است که این بی انگیزگی را دارید؟ نحوه پیش رفتن برنامه ریزی درسی تان با سطح هدفتان چطور است؟ موفق ترین باشید.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 09:36 ب.ظ
آقای جدیدی فکر میکنم بهتر باشه باهاتون حرف بزنم فردا.اگه وقت داشته باشید..
پاسخ رضا جدیدی :
ساعت 12 تا 13 هر روز برای کسانی است که می خواهند با بنده صحبت کنند. قبل از این ساعت مشغول مطالعه هستم و بعد از این ساعت هم در اخیتار شاگردان خودم هستم. موفق ترین باشید.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 08:30 ب.ظ
ضمن تشکرم بابت تحلیل کاملا علمی شما. واقعا خوشحالم کردید!
میتونم ازتون بپرسم ملاک شما برای تصمیمی هوشمندانه چیه؟
پاسخ رضا جدیدی : خواهش می کنم، نظر لطف شماست. در مورد تصمیم هوشمندانه چند مورد مهم وجود دارد:

1. بلند مدت فکر کنید: اینطور نباشد که احساسات کوتاه مدت فعلی یا یک ناراحتی و عصبانیت باعث تصمیم گیری شما شود. همیشه به 10 سال به بالا فکر کنید به اینکه تصمیم شما روی 10 سال آینده تان چه اثری می گذارد؟ تصمیم هایتان آینده را می سازد پس بلند مدت را در نظر بگیرید.
2. روی نقاط ضعف و قوت و موانع فکری که بر سر راه تان است فکر کنید و همه را یادداشت کرده و سپس از خودتان بپرسید برای برطرف شدن نقاط ضعف و موانع فکری چه راه حل هایی موجود است. متاسفانه اکثر افراد از نقاط ضعف خود می ترسند و آن ها را غیر قابل حل می دانند برای همین بجای آنکه حل کنند می ترسند و تصمیم شان را تغییر می دهند.
3. روی صحبت های هر کسی تصمیم نگیرید. همه افرادی در کنار شما زندگی می کنند تجربه و تخصص کافی ندارند که در مورد زندگی و آینده تان نظر بدهند. برای مشورت گرفتن حتما به تخصص و تجربه و دلسوزی توجه کنید. هر کدام که در فرد مورد نظر شما نبود پس از او مشورت نگیرید زیرا شما را گمراه می کند.
4. آگاهانه تصمیم بگیرید: اینطور نباشد که فقط برای فرار از یک اتفاق، یا ترس از یک رخداد، یا برای بستن دهان دیگران تصمیم بگیرید. بلکه برای زندگی خود بسیار آگاهانه تصمیم بگیرید. تصمیم آگاهانه یعنی احساسی در کار نباشد. تمامش برپایه استدلال ها و دلایل منطقی باشد. یعنی برای خودتان یک یا چند دلیل منطقی و عقلی داشته باشید که چرا باید این تصمیم را بگیرید.
با در نظر گرفتن این 4 مورد تصمیمی هوشمندانه می گیرید که هرگز پشیمان نخواهید شد. موفق ترین باشید.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 01:25 ب.ظ
حالا که فک میکنم حالم چقدر خوبه حتی نوشتن وضعیت فعلیمم دیشب حالم و خوب کرد!!ما ها گاهی وقتا فقط به خاطر استرسه که میبریم اونم بخاطر اینه که زیاد شرایط و سخت میکنیم!
امروز تاالان عالی بود برای اولین بار بعد مدت ها و این روند رو ادامه میدم باقیش دست خدا.....
پاسخ رضا جدیدی :
بله درد دل کردن خیلی خیلی روحیه را تغییر می دهد. صحبت کردن و بیان کردن حرف های درونی بسیار ارامش بخش است. خدا رو شکر حال شما خوب است. موفق ترین باشید.
سه شنبه 22 فروردین 1396 11:27 ب.ظ
نمی گم از موندنم پشیمونما .چون نه واقعا نیستم چون فهمم نسبت به دروس امسال خیلی بیشتر شد بااینکه خیلی کمتر از پارسال تااینجا درسخوندم و از این پشیمونم که ناقد با غفلت ردش کردم در حالیکه میدونم پتانسیلشو داشتم به رتبه زیر پونصد فکر کنم.اما الان دیگه وقت لاف زدن نیست چون من هرچی تو کنکور بیارم عیار من باهمونه هرچند که شاید سوادان خیلی بالا تر باشه اما کنکور بهت یه درجه میده و اون میشه خلاصه دوازده سال جون کندنت.چی کار کنم آقای جدیدی خیلی مسخره ست این شرایط؟
لطفا کمکم کنید
پاسخ رضا جدیدی :
بنده این شرایط شما رو مسخره نمی دونم تمام توضیحات را در پیام قبلی دادم. موفق ترین باشید.
نسترن
سه شنبه 22 فروردین 1396 11:16 ب.ظ
سلام
آقای جدیدی فکر میکنم دیگه بریدم :-(
آنقدر که از شرایط خودم منزجرم دارم دیوونه میشم نه من کسی نبودم که کم بیاره اما خیلی وقته کم آوردم از بهمن تقریبا تااین که تا اینجای فروردین کاملا بریدم اصلا درس نمیخونم.
من فارغ التحصیل هستم امسال موندم به امید رتبه بهتر هدفی که داشتم رسالتی که بهش فکر میکردم اما همه چیز برام گم شده هنوزم که فکر میکنم تنها رشته ای که به روحیاتم نتیجه تلاشم تو تحصیلم تیپ خانوادم اصلا هرچی میخوره پزشک شدنه اما امیدمو از دست دادم بااین وضعیتم من کم آوردم و از قطار کنکور پریدم پایین سه ماه!!!چه فرصت زیادی که غفلت کردم حالا نمیتونم جمعو جور کنم خودمو
آقای جدیدی به ستوه اومدم بخدا
انقدر با خودم حرف زدم دیوونه شدم اخه می دونید اینجا جای من نیست اینی که واستادم این دیوونم میکنه.
حجم کارای عقب افتادم و بی ارادگی خودم که اصلا نمیدونم چم شده دیگه داره عذابم میده آخه کی تو این شرایط پزشک شده......
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. در علم علوم رفتاری یک نظریه وجود دارد که بیان می کند انسان ها برای یک تغییر کردن عمیق و حتمی مراحل زیر رو طی می کنند:
1. انکار کردن شرایط خود
2. عصبانی شدن از خود و شرایط خود
3. سر در گم شدن در زندگی
4. افسردگی
5. بحران
6. شروع یک تغییر بزرگ
وقتی پیام شما رو می خونم دقیقا شما تمام مراحل فوق رو سپری کردید و الان در مرحله 5 هستید یعنی آماده برای تغییر بزرگ. ظاهر شرایط شما بد و رنج آور به نظر می رسد اما باطن این شرایط یعنی آماده ایجاد تحول هستید. این تحول در زندگی تان رخ خواهد داد اما هنرتان این باید باشد که تحولی هوشمندانه و آگاهانه داشته باشید. یعنی فکر کنید که دقیقا چه اتفاقاتی افتاده برایتان؟ علل ناکامی ها چیست؟ کشش های تان به سمت اهدافتان چیست؟ و تمامی موراد را بررسی کنید و سپس تصمیم به اجرای یک عمل بگیرید. برای شما لازم است اساسی تصمیم بگیرید و زندگی خود را بسازید. نوید این را می دهم که اگر آگاهی و هوشمندی را در تصمیم تان داشته باشید کوچکترین دستاوردتان پزشکی خواهد بود زیرا شرایط فعلی شما این پتانسیل را دارد تا به یک انسان برتر تبدیل شوید. موفق ترین باشید.
المیرا
دوشنبه 21 فروردین 1396 07:52 ب.ظ
سلام.اقاى جدیدى درسته که هرکى پشتوانه مالى خوبى نداشته باشه در رشته داروسازى خیلى موفق نمیشه وبهتره بهش فکرنکنه هزینه مجوز,دارو,داروخونه و....
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. نه اینکه موفق نمی شود بلکه راه های مختلفی مثل شراکت با یک سرمایه گذار وجود دارد. اگر هزینه راه اندازی زیاد است از آن طرف درآمد یک داروخانه هم به همان اندازه بالاست. به طور مثال شما می توانید برای 10 دقیقه جلوی یک داروخانه بایستید و سپس تعداد افرادی که وارد آن می شوند در همین 10 دقیقه را بشمارید و آن گاه فرض کنید هرکدام فقط 5000 تومان دارو تهیه کند متوجه می شوید که درآمد یک داروخانه در 10دقیقه چند هزار تومان است و سپس می توان آن را در عدد 60 ضرب کنید تا متوجه شوید برای 10 ساعت کار در یک روز چند میلیون می شود. در آخر هم یک نکته را عرض کنم اگر دیوانه تحقیق کردن نیستید وارد رشته داروسازی نشوید. تمام جذابیت داروسازی به همین است که شما عاشق این باشید که از دل چند ماده یک داروی شفا بخش بسازید که شب ها وقتی می خواهید بخوابید به این فکر کنید که چند هزار نفر با دارویی که شما ساخته اید راحت می خوابند و آنگاه است که زندگی برایتان شیرین می شود. پول خوب است ان شالله همه پولدار باشند اما برخی چیزها مثل آرامش و رضایت و حس مفید بودن بر کشورتان از هرچیزی بالاتر است. داروساز خوب از نظر بنده کسی است که بداند قرار است تمام عمرش را بگذارد شاید دارویی بسازد که درد مردمش کمتر شود. پیرمردی در روستا درد نکشد، کودکی از شدت درد مدرسه را ترک نکند، مادری خوشحال شود که داروی شفای فرزندش کشف شده، پدری خندان شود که شرمنده خانواده اش نشده. داروساز خوب کسی است که با درد آدم ها دردش می گیرد. موفق ترین باشید.
سمانه
یکشنبه 20 فروردین 1396 12:59 ب.ظ
سلام یعنی باید هر طور شده باهاش مخالفت کنیم اخه اقای جدیدی وقتی میخوام باهاش مخالفت کنم همش احساس میکنم درس خوندنم اینجوری ارزش نداره همش میگم کیفیتش پایینه همش میگم بذار فردا که حداقل یه چی از خوندنت گیرت بیاد احساس میکنم فکر درونم منو قانع کرده کمکم کنید ممنون
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. بله دقیقا این مدل تفکرات به سراغتان می آید زیرا می خواهید عادت خود را تغییر دهید. هرگاه انسان بخواهد با شرایطی که به آن عادت کرده است مبارزه کند و بر آن پیروز شود تفکرات منفی در درونش شکل می گیرد تا او را از تغییر عادت دادن پشیمان کند. مغز به هیچ وجه تغییر را دوست ندارد برایش فرقی هم ندارد تغییر مثبت است یا منفی به طور کلی با تغییر کردن مخالفت می کند بنابراین هرگز به آن افکار اعتنا نکنید. این مدل تفکرات در همه ما به وجود می آید و بایستی آنقدر استقامت کنیم تا بالاخره آن عادت را در درون مغزمان بشکنیم و عادت درست را جا بیندازیم. شما بخوانید و مطمین باشید آن جملات منفی چیزی نیست جز تلاش های مغز برای جلوگیری از تغییر نکردن شما پس فقط به آن سوال پاسخ دهید بله، همین حالا می خواهم کارم را ادامه دهم. موفق ترین باشید.
شیرین
شنبه 19 فروردین 1396 07:48 ب.ظ
سلام من این مقاله و مقاله قبلی شما رو که خوندم یه نتیجه گرفتم میخوام نظر شما رو بدونم که درسته یا نه من اینجوری فهمیدم که مغز به حال اهمین میده یعنی اگه الان حالمون خوب باشه شاداب ادامه میدیم اگه خوب نباشه کسلی میاد سراغموم و ربطی نداره صبح خوبی بوده یا بدی بقیش رو لحظه به لحظه مغز برسی میکنه درست میگم آیا؟؟؟؟؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام بله درست است. بهتر است بگوییم شما می توانید در هر لحظه مستقل از اینکه قبلا حالتان خوب بوده یا بد زندگی خود را تغییر دهید. اما اگر دقت کرده باشید اکثر ما اینگونه نیستیم. اگر حالمان بد شود دیگر تلاشی برای بهبود شرایط در آن روز نمی کنیم و با خودمان می گوییم امروزمان خراب شد و باید به فکر فردا باشیم. انگار با یک حرکت ساده می خواهیم همه روزمان را نابود کنیم. در حالیکه اگر تمرین کنیم می توانیم همان روزی را که خیلی هم بد شروع شده را خوب تمام کنیم. این عادت ها را بایستی در هم شکست و پاسخ آن سوال را باید درست و محکم داد. موفق ترین باشید.
شنبه 19 فروردین 1396 07:16 ب.ظ
خیلی این کسلی رو در طول سال حس میکردم همش حس ناامیدی همش منتظر فردای بهتر بودم همش دنبال شرایط خوب ولی نمیاد اما الان به این نتیجه رسیدم که باید همون موقع مخالفت کنم بعضی وقتا دیر یاد میگیریم چیکار کنیم مث الان من که دیر فهمیدم ولی بازم خوشحالم که فهمیدم
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر و نیکی. بله بسیاری از افراد مشابه شما با همین موضوع درگیر هستند که به طور دایم تصمیم دارند که از فردای بهتر و زیباتری شروع کنند ولی خب چیزی به اسم فردای بهتر وجود ندارد مگر آنکه امروز خود را خوب ادامه دهید. این انتظار بیهوده است و هرگز فردای بهتری نخواهد آمد و بایستی عملگرا باشید و خود را از حالت کسلی و بی حالی و پشت گوش انداختن کارها رها کنید. یادتان باشد همانطور که در متن اشاره کردم این حالت های فرار از درس خواندن روز به روز بیشتر می شود و اینطور نیست که گمان کنید فقط در یکی دو حالت باقی می ماند کسی که عادت کرد کار امروزش را به فردا بیندازد روز به روز شرایطش بدتر می شود و کار به جای می رسد که شرایط برای درس خواندنش خیلی کم آماده خواهد شد و اکثر مواقع حال درس خواندن ندارد. موفق ترین باشید.
رامین
شنبه 19 فروردین 1396 05:12 ب.ظ
سلام دقیقا منم اینو توی زندگیم احساس میکنم همین هفته پیش برا عروسی خواهرم چند روز درس نخوندم با اینکه میتونستم برم کتابخونه خیلی مهمه که حواسمون باشه این سوال همش ازمون پرسیده میشه خیلی جالب بود این صحبتتون مرسی
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. بله درست است. در طول روز بارها و بارها و در لا به لای همه فعالیت های درسی میزان کسلی و بی حالی شما با همان سوال سنجیده می شود و از آنجا که این سوال درونی است بسیاری از ما متوجه آن نیستیم و برای همین احساس می کنیم که بی حوصلگی بر ما پیروز شده است در حالیکه فقط کافی است کمی محکم باشیم و در پاسخ آن سوال بگوییم: نه همین حالا اجرایش می کنم. موفق ترین باشید.
شنبه 19 فروردین 1396 03:23 ب.ظ
سلام منم دقیقا همین بهانه رو برا درس نخوندن میارم مثلا میگم هواب بهار سنگینه خوابم میاد حالا یه ساعت دیگه بیدار میشم ولی بعدش میگم از فردا امروز دیگه نمیشه همه برناممو بخونم یعنی باید از الان جلوش واستم و مخالفت کنم؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. بله دقیقا یکی از موارد پر تکرار در بین اکثر دانش آموزان و داوطلبان کنکور همین موضوع است که به علت بیشتر خوابیدن برنامه را به فردا موکول می کنند. یادتان باشد در همان لحظه که می گویید بهار هوای سنگینی دارد و خواب می چسبد این سوال در ذهنتان پرسیده می شود که آیا می خواهی کارت را به فردا موکول کنی یا همین امروز انجام می دهی؟ در واقع شما در معرض انتخاب یکی از دو راه هستید و چون حس و حالتان را طوری رقم زده اید که گزینه انتخابی شما موکول شدن کارها به بعد خواهد بود. بنابراین اگر می خواهید این تغییر را اجرا کنید فقط کافی است همان لحظه ای که این سوال در درونتان پرسیده می شود بلافاصله و بدون معطلی بگویید به هر قیمتی می خواهم همین حالا باشد و مطمین باشید دفعات اول خیلی بر شما سخت خواهد گذشت حتی شاید خمیازه های طولانی پشت میز بکشید یا حس کنید مطالعه تان ارزش و کیفیت ندارد یا گمان کنید به زور دارید مطالعه می کنید و تمام این تفکرات منفی در شما ایجاد شود ولی شما بدون توجه به آن ها باید کارتان را امروز انجام دهید. موفق ترین باشید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.