کلبه مشاوره رضا جدیدی مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور - خاطره ای درس نخوانیم

مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور


راه های ارتباطی با رضا جدیدی: شماره تلفن ثابت: 34774341-086 شماره تلفن همراه: 09189580918

خاطره ای درس نخوانیم

 پژوهشی که در کشورمان در خصوص بررسی نقش معلم در هیجانات تحصیلی ریاضی و تنظیم هیجانی دانش آموزان [1] صورت گرفته است نشان می دهد معلم نقش مهمی در ایجاد هیجانات مثبت و منفی ریاضی و تنظیم هیجانی دانش آموزان داراست. موضوع این پژوهش را وقتی خوب متوجه می شویم که خاطراتمان را در خصوص برخی از معلمان ریاضی بخاطر بیاوریم که تمام سعی خود را می کردند تا نشان دهند درس ریاضی بسیار خشک، جدی و ترسناک است و در نهایت این ترس ها منجر به این می شد که حتی افرادی از ترس درس ریاضی رشته تحصیلی و آینده خود را به گونه ای دیگر رقم بزنند. خیلی از دانش آموزان بخاطر معلم ریاضی از این درس متنفر می شدند و همیشه از این درس فرار می کردند. البته این اتفاق در درس های دیگر هم مشاهده می شود. ذهنیت منفی به درسی مانند عربی نیز مانند ریاضی در خیلی از دانش آموزان دیده می شود. 
صحنه ای را از معلمی به یاد بیاورید که همیشه بعد از هر امتحان کلاسی با صدای بلند نمرات دانش آموزان را می خواند و آن ها را برای گرفتن برگه امتحان خود صدا می زند و  با بیان عبارت هایی مانند «نمی دانم چطور به تو نمره داده اند که بیای سر کلاس بالاتر بنشینی؟»، «از پارسال بدتر شدی»، «اصلا دل به درس نمی دهی، خیلی افت کرده ای»، «همیشه فکر می کردم اهل درس خواندنی ولی حالا فهمیدم از همه بدتری» و جملات مشابه دیگری که شخصیت دانش آموز را جلوی همکلاسی ها خورد می کرد.
همانطور که مشخص است این خاطرات همیشه نقش منفی در یادگیری آن درس برای دانش آموزان ایجاد می کند. دلیل بسیار واضح است. هیچ دانش آموزی از روز اول با هیچ درسی مشکل نداشته است به همین منظور خاطرات تلخ از صحبت ها یا رفتار معلم، حس خجالت و سرکوب شدن در کلاس، ترس از معلم و یا خاطره یک نمره پایین در این درس، باعث شده است تا او از درس x متنفر شود. حال این تنفر در کنکور چه اثری می گذارد؟ به تجربه ثابت شده است که وقتی دانش آموزی از یک درسی متنفر است خواندن آن را عقب می اندازد و سعی می کند آخرین کاری را که انجام می دهد مطالعه آن درس باشد. با این شرایط نمی توان انتظار پیشرفت را در آن درس برای آن دانش آموز متصور شد و او همیشه از آن درس فراری است.
نکته مهم این است که قرار نیست که در کنکور به علت یک نمره کم، یا وجود یک خاطره تلخ از معلم مدرسه و... ضرر کنید. پس این سوال مطرح می شود که چه باید کرد که ذهنیت منفی نسبت به یک درس از بین برود و دانش آموز بتواند بدون ذهنیت و خاطره تلخ در یادگیری آن درس اقدام کند.
راه حل بسیار ساده است. اگر خوب دقت کرده باشید این تنفر به علت یک خاطره تلخ از معلم یا نمره کم ایجاد شده است. بنابراین مغز شما یک پیوند قوی بین این خاطره و خود درس برقرار کرده است و این پیوند اصلا درست نیست. به عبارت دیگر وقتی دانش آموزی می گوید «من از درس x متنفرم» در واقع در حال بیان این موضوع است که «من از معلم درس x به خاطر رفتارش یا آنکه نمره کم مرا بلند خواند یا به من حرف ناامید کننده ای مثل تو به درد درس خواندن نمیخوری و ... زده است متنفرم». در واقع دانش آموز فراموش کرده است که موضوع تنفرش به درس x ربطی ندارد بلکه به اتفاقی که در سر کلاس درس x  توسط معلم آن درس رخ داده است ربط دارد. اگر از شما پرسیده شود که فرض کنید همان اتفاقاتی که در کلاس x بوقوع پیوسته بود این بار سر کلاس y رخ می داد آیا امروز نمی گفتید که «من از درس y متنفرم»؟ 
اگر خوب دقت شود متوجه می شوید که دانش آموز در ذهنش، خاطرات تلخ آن درس را با خود درس پیوند زده است در حالیکه این خاطرات ربطی به آن درس ندارد و این خاطرات می توانست در طول تحصیل برای هر درس دیگری هم رخ دهد. بنابراین راه حل این است که ذهن خود را اصلاح کنید
این واقعیت است که معلم درس x به شما کم لطفی داشته است و یا صحبت نا امید کننده ای در  موردتان گفته است اما این واقعیت نیست که از درس x متنفرید بلکه این را خوب می دانید اگر معلم همان  درس شخص دیگری بود آن گاه این درس را به خوبی می آموختید. پس در یادگیری و فهم آن درس مشکلی ندارید. دقت کنید که تمام ذهنیت منفی شما از این درس فقط و فقط در اثر خاطراتتان است در حالی که در یادگیری آن درس هیچ مشکلی ندارید. اتفاقی که برایتان رخ می دهد این است که هر گاه به سراغ آن درس می روید افکار و خاطرات تلخ در ذهنتان مرور می شود و این حس در درونتان ایجاد می شود که آن درس را نمی توانید یاد بگیرید و وقتی به طور متوالی این فکر را در ذهن خود جا می اندازید بعد از مدتی حتی دیگر خاطرات را به یاد نمی آورید بلکه فقط حس بدتان از آن درس را خواهید داشت.
از همین لحظه سعی کنید به این نکته دقت کنید که اگر نمره کمی در آن درس گرفته اید به علت اتفاقاتی بوده است که در آن سال رخ داده است. شاید قبل از امتحان بیمار بوده اید یا یکی از بستگانتان فوت کرده بود و نتوانسته بودید برای آن درس وقت کافی را بگذارید یا شاید همزمان دو امتحان در آن هفته داشته اید و نرسیده اید آن درس را با دقت مطالعه کنید و هزاران علت دیگر که باعث شد نمره تان کم شود. اگر معلمتان حرف سردی زده است و یا  شما را لایق پیشرفت نمی دانسته است فقط نظر شخصی خودش را گفته است دقیقا همانطور که خیلی از ما هم برخی از معلم هایمان را لایق معلمی نمی دانیم و فکر می کنیم کم سواد هستند پس اگر آن ها هم بخواهند مانند ما برخورد کنند پس بایستی معلم هایمان بروند و غصه بخورند که چرا دانش آموزان آن ها را بی سواد می دانند. هر کسی نظر شخصی خودش را دارد و فکر نکنید چون فردی در شغل معلمی است پس همه حرف هایش صحیح است. برای همین سعی کنید خاطرات تلخ خود را به درس گره نزنید و این بار با تمایل زیاد و اشتیاق فراوان به سوی یادگیری آن درس بروید و آن گاه است که متوجه می شوید همان درس را می توانید حتی راحت تر از سایر درس ها بیاموزید اگر موانع ذهنی که برای خود در اثر خاطرات تلخ ایجاد کرده اید را فراموش کنید. 
همه ما قدرت یادگیری همه دروس را داریم و نبایستی اجازه دهیم خاطرات تلخ نمره  یک امتحان، رفتار یک معلم و سایر اتفاقات از این دست باعث شود که تا آخر عمر از یادگیری آن درس بترسیم. 
بار دیگر این جمله مهم را تاکید می کنم که ذهنیت منفی از یک درس به علت خاطرات آن درس است نه اینکه شما توانایی یادگیری آن درس را ندارید. حتی اگر نمره کمی از آن درس هم گرفته اید باز هم آن نمرات در اثر خاطرات تلخ به جا مانده از همان درس است که اجازه نداده است شما بتوانید با آن درس ارتباط بگیرید.
در این مطلب از یک مقاله ارزشمند یاد شد که در زیر به معرفی نویسندگان آن پرداخته شده است.
1. حسینی فریده السادات, خیر محمد. بررسی نقش معلم در هیجانات تحصیلی ریاضی و تنظیم هیجانی دانش آموزان. فصلنامه پژوهش های نوین روانشناختی دانشگاه تبریز دوره 5. 1390 

چهارشنبه 13 آذر 1398 11:18 ب.ظ
سلام .وقت بخیر باشه و امیدوارم خوب باشید.
من یه مشکلی خدمتتون داشتم و می خواستم پیشنهاد و راه حل شما رو بدونم اونم اینه که آقای جدیدی من پشت کنکوری هستم و با اینکه محیط و شرایط خونه مناسب و امکانات مطالعه فراهم هستش اما اصلا نمی تونم توی خونه مطالعه کنم و کار و برنامم رو زمان هایی که خونه هستم دائما به تعویق می ندازم و در نهایت هم اصلا انجام نمی دم و برنامه درسیمو فقط وقتی کتابخونه می رم می تونم انجام بدم و این موضوع باعث می شه من زمان هایی مثلا مثل روزهای جمعه که کتابخونه ها تعطیلن و یا همون روزهای هفته بعد تعطیلی کتابخونه رو از دست بدم و از برنامم به شدت عقب بیفتم و با توجه به اینکه برنامم توی ساعت هایی که کتابخونه هستم کاملا اجرا می شه فکر می کنم برنامه ام مشکلی نداره و مشکل چیز دیگه ای هستش و عوامل حواس پرتی مثل گوشی و اینترنت هم توی خونه در اختیارم نیست و یا احساس خواب آلودگی و کسالت هم ندارم و چون علاوه بر روز های جمعه و یا تعطیلی های رسمی و زمان های بعد تعطیلی کتابخونه،روز هایی هم وجود داره که امکان رفتن به کتابخونه برام مقدور نیست و باید توی خونه مطالعه کنم این موضوع به شدت به من ضربه زده و من واقعا نمی دونم این مشکل رو چطوری می تونم حل کنم و بسیار درمانده و نگرانم ، چون حتی درصد خیلی کوچیکی از برنامه رو هم توی خونه نمی تونم انجام بدم.
از بابت زیاد نوشتن و طولانی شدن ازتون عذر می خوام و پیشاپیش از جوابی که قراره بدین بسیار مچکرم.

پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. مغز شما شرطی به مکان شده است. به این صورت که گمان می کنید فقط در کتابخانه می توانید بهتر درس بخوانید و اگر در خانه درس بخوانید به کیفیت و شرایط مطلوب کتابخانه نمی رسید. حالا چرا اینطوری شدید؟
چون خاطرات مثبتی از کتابخانه دارید و همزمان خاطرات منفی از مطالعه در منزل دارید و به هر دلیلی وقتی به گذشته نگاه می کنید متوجه می شوید کتابخانه واقعا باعث بهتر شدن تان می شود و خانه همیشه آنطور که باید به شما کمکی نکرده است.
وجود این خاطرات باعث می شود وقتی می خواهید در خانه شروع به مطالعه کنید مغزتان بگوید: این مطالعه فایده ندارد، عمیق نیست و مثل کتابخانه نمی شود و تو هرچقدر هم درس بخوانی فایده ای ندارد و داری به درس های امروز ظلم می کنی چون بقیه درس ها را در کتابخانه خوانده ای و حالا می خواهی این درس ها در خانه بخوانی؟
مغزتان شما را به این باور رسانده است که درس خواندن در کتاب خانه عالی و درس خواندن در خانه ضعیف است. حالا چطور این مشکل را حل کنیم؟ من راه حل را گفتم در واقع راه حل این است که این موضوع کاملا ذهنی و درونی است.
در واقع شما در درون خودتان احساساتی دارید که مانع از مطالعه در خانه می شود در حالیکه در علم مطالعه و یادگیری، انسان توان یادگیری در هر شرایطی را دارد و اصلا اینطوری نیست که بگوید در خانه درس نمی توانم بخوانم مگر اینکه فردی احساسی باشد و به احساسات درونی خودش توجه کند.
مادامی که شما درگیر جو درونی خودتان باشید آنگاه از علم مطالعه و یادگیری پیروی نمی کنید و باید هم روزهای زیادی را از دست بدهید. باید بدانید که احساسات شما ساخته مغز شماست و واقعیت و پشتوانه علمی ندارد.
چیزی که مغز شما بخاطر طرز زندگی تان برایتان ساخته است و همین الان می توانید در خانه درس بخوانید و متوجه می شوید با وجود یک دنیا احساس منفی بازهم درس ها را یاد می گیرید و هیچ مشکلی هم نیست.
در ضمن یادتان باشد وقتی مطالعه را در خانه شروع می کنید مغز از هر فرصتی استفاده می کند به شما نشان دهد جو خانه اصلا خوب نیست مثلا
1. اگر چند تست غلط بزنید بلافاصله می گوید این غلط زدن ها به خاطر درس خواندن در خانه است وگرنه تو اگر کتابخانه بودی که غلط نمی زدی.
2. اگر صدای تلفن بیاید آنگاه مغزتان می گوید: این مزاحمت ها و سر و صداها در کتابخانه نبود برای چی داریم اینجا درس میخونیم اصلا تمرکز نداریم و با بی توجهی درس می خونیم
و ...
یعنی می خواهم بگویم مطمین باشید تا چندین بار شما را بخاطر درس خواندن در خانه، سرزنش و ملامت می کند و از هر اتفاقی برای بد نشان دادن خانه استفاده می کند و وظیفه شما این است که به میزتان متعهد باشید و تحت هیچ شرایطی مطالعه را رها نکنید.
اگر این دستورات را درست رعایت کنید به زودی، شرطی شدن مغزتان به کتابخانه را خواهید شکست و مشاهده می کنید در هر مکانی می توانید به خوبی فرآیند یادگیری را طی کنید. موفق ترین باشید.
ویدا
جمعه 6 اسفند 1395 08:30 ب.ظ
سلام ببخشیداقای جدیدی یه سوال دیگه داشتم من که کنکوری 95ام واسه کنکوریای97کتابای درسی تغییرکردن؟یعنی نیازهست همه ی کتابای درسی روازاول تهیه کنم؟یااگه یه کتاب خاصی تغییرکرده میتونین بهم معرفی کنین؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. فردا ساعت 12:30 ظهر یک مطلب اختصاصی برای کنکور سال 1397 در کلبه مشاوره منتشر می کنم که می توانید آن را مطالعه کنید و پاسخ تمام سوالات خود در خصوص کنکور 97 را بگیرید. موفق ترین باشید.
ویدا
جمعه 6 اسفند 1395 02:55 ب.ظ
سلام آقتی جدیدی حیلی خیلی ممنونم ازپاسخ زیباوکاملتون خیلی بهم انگیزه داد ولی من چطوربامامانم صحبت کنم درجالی که به حاطرترازقلم چی گریه میکنه وباهام قهرمیکنه؟ولی باپورم حرف زدم ایشون خیلی بهم انگیزه دادنوگفت تارسیدن به هدفم ازم حمایت میکنه وعی بامامانم نمیدونم چجوری حرف بزنم.درضمن من منظورم کمکور97بوددرسته کنکور96هم شرکت میکنم ولی میخوام واسه 97برنامه بریزم البته ازالان.
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم. لازم نیست حتما شما صحبت کنید همین که با پدر محترمتون صحبت کرده اید و ایشون حامی شما شده اند کافی است از ایشان بخواهید شرایط را برای مادرتان تشریح کند و مطمین باشید مادرتان نیز بسیار حامی خواهد بود البته رفتارهای مادر شما جای نقد دارد و نبایستی ایشان اینگونه برای نتایج شما گریه کنند و البته این موضوع برای شما هیچگونه جای نگرانی ندارد زیرا خیلی از اوقات پدر و مادر ما منظورش از رفتارهایش چیز دیگری است ولی آن را به گونه ای دیگر بروز می دهند. به هر حال شما بایستی آن سه ایراد را برطرف کنید تا بتوانید راه را برای موفقیت خود در کنکور 97 هموار کنید. موفق ترین باشید.
مجید
پنجشنبه 5 اسفند 1395 11:10 ب.ظ
سلام اقای جدیدی اگه بخوایم کتابای درسی چاپ سال های گذشته روتهیه کنیم ازکجتبایدبخریم ؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. پیدا کردن کتاب های سال گذشته در کتاب فروشی ها کار سختی است اما اگر نسخه pdf کتاب های درسی سال های گذشته را می خواهید می توانید به سایت چاپ و نشر کتب درسی به نشانی chap.sch.ir مراجعه کنید و کتاب های هر سالی را که می خواهید دانلود کنید. موفق ترین باشید.
سارا
پنجشنبه 5 اسفند 1395 11:08 ب.ظ
وقت بخیرآقای جدیدی من کنکوری97هستم ولی یه مشکل بزرگ دارم که گاهی نمیذاره خوب درس بخونم مشکلم اینکه وسواس خریددارم. مثلاازالان شروع کردم به خرید کردن. به خوابگاه. که دوسال بعدمیرم. یادوس دارم هرچیزی که میخوام ضروری یاغیرصروری زودبخرم خیلی رفتارآزاردهنده ای هستش به نظرتون چیکارکنم؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. اسم این رفتار شما وسواس در خرید نیست. شما آرامش و انگیزه را با خرید کردن پیدا می کنید به این صورت که گویی بار سنگینی بر روی دوش شماست که فقط با خرید کردن بر داشته می شود و وقتی همه آن ها را می خرید انگار آرامش پیدا می کنید و از طرفی به شما انگیزه ای هم بابت خریدن ها می دهد. برای تغییر رفتار شما روشهای متفاوتی وجود دارد که در اینجا ساده ترین و کاربردی ترین روش را توضیح می دهم. شما برای آنکه بتوانید این رفتار خود را کنار بگذارید بایستی تمرین اولیت بندی را در زندگی خود پیدا کنید. این تمرین به شما کمک می کند تا هم این رفتار را از بین ببرید و هم میزان نظم فکری و قدرت عملگرایی خود را افزایش دهید. این تمرین به این صورت است که شما یک قانون برای انجام کارهای خود خواهید داشت:
قانون انجام کارهای من:
«هر روز کارهایی را انجام می دهم که روزهای بعدی برای انجام دادنش دیر است»
این قانون به شما می گوید فقط کارهایی را امروز باید انجام دهید که فردا برای انجام دادنش دیر باشد. به طور مثال امروز بایستی درسهای خود را بخوانید زیرا فردا برای درس های امروز دیر است اما خرید کردن برای خوابگاه را امروز نمی توانید انجام دهید زیرا این کار را در روزهای بعدی می توان انجام داد. به همین راحتی و با یک قانون نه تنها رفتار خود را اصلاح می کنید بلکه نظم، اولیت بندی کارهای مهم و قدرت عملگرایی خود را نیز افزایش می دهید. بنابراین با این قانون خود را وادار می کنید فقط کارهایی مختص امروز را انجام دهید. پس هر شب لیست فعالیت های درسی و غیر درسی خود را که بایستی فردایش انجام دهید بنویسید و از خود بپرسید: آیا این کارها را حتما باید فردا انجام دهم یا می توانم آن ها را در روزهای بعدی نیز انجام دهم؟ و سپس آن کارهایی را انتخاب کنید که تاریخ انقضایش برای همان روز است و اگر به روز بعدی موکول شود دیر می شود. موفق ترین باشید.
ویدا
پنجشنبه 5 اسفند 1395 11:05 ب.ظ
پنجم اینکه خودمم نمیدونم سال بعدبمونمم شرایط چی میشه مامانم میره وکتابای درسی عوض شدن. من ایناروچطورتحمل کنم.خیلی احساس تنهایی میکنم احساس میکنم گناهکاربزرگی هستم که بایدبمیرم. ومشکلمونمیتونم به هیچکس بگم لطفاشماراهنماییم کنین من بایدچیکارکنم ازفکرکردن خسته شدم دیگه.پایه ی خوبی داشتم معدلام همشون بیشتراز19هست ومعلمام بهم امیدواربودن ولی الان دیگه تقریبایه سال درس نخوندم وپایه ای نمونده دیگه ولی هوشم خیلی خوبه ومن تاالان قربانیش کردم الان شدیداعذاب وجدان دارم خواعش میکنم کمکم کنید(معذرت میخوام پیامم خیلی طولانی شد ولی به پای دردودل یه کنکوری بذارین)
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر ونیکی. شما سه پیام فرستاده اید پاسخ کامل را در این پیام به پاسخ خواهم پرداخت. ابتدا خواهش می کنم و خیلی ممنون که بنده را قابل دانستید تا درد دل خود را برای بنده بنویسید و امیدوارم خداوند قدرتی در نوشته هایم بگذارد که کمکی برای شما باشم و اما پاسخ شما:
ابتدا بزرگترین ویژگی شما این است که خود را مقصر می دانید و تمام جوانب شکست را بر عهده می گیرید. این اخلاق تمام انسان های موفق است که متاسفانه کمتر کسی در جهان شهامت و جرآت اینگونه سخت گفتن را داشته باشد و مطمین هستم با تکیه بر همین ویژگی روزگار بعدی اسم و رسم شما را بسیار خواهند شنید. موفقیت قبل از اینکه در عمل خودش را نشان دهد در رفتار انسان ها خودش را نشان می دهد و شما رفتار انسان های موفق را دارید. دومین ویژگی شما این است که می خواهید یک بار دیگر از نو برای هدفتان تلاش کنید. فوق العاده است شما را به وجد آوردید و واقعا در این مورد خودم را شاگرد شما می دانم. این ویژگی از عهده هر کسی بر نمی آید زیرا اکثر کنکوریها برای رفتن به دانشگاه عجله دارند و فکر می کنند از دیگران عقب افتاده اند ولی شما بر اساس هدفتان زندگی می کنید. سومین نکته مثبت در مورد شما این است که خانواده تان حامی و پشتیبان شما هستند و واقعا این نعمت بزرگی است و آفرین و درود بر خانواده شما که فرزندش را درک می کند و مثل کوه پشتش ایستاده است. چهارمین برتری شما وجود پایه قوی در شماست و اینگونه نیست که فکر کنید چون یک سال درس نخوانده اید پایه تان ضعیف شده باشد. فراموشی طبیعی است که با یک برنامه درست شما به قدرت قبلی و بالاتر از آن خواهید رسید. پنجمین ویژگی بزرگ در شما این حس عذاب وجدان است که دارید می دانید چرا این عذاب وجدان قیمتی است؟ زیرا نشان می دهد در درون شما یک قدرت بزرگ وجود دارد که می داند شما به هر قله ای خواهید رسید و عذاب می کشید چون از تمام قدرت استفاده نکرده اید و این عذاب دوست داشتنی است. اما در متن شما سه ایراد هم به چشم می خورد که دقیقا بر سر همین سه ایراد زمین خورده اید که امیدوارم سریع تر رفع و رجوع کنید و به صحنه سازندگی برگردید.
ایراد اول: دوری کردن از خانواده: بهترین، گرمترین ودوست داشتنی محیط برای شما خانواده است آن هم خانواده ای که حامی شماست حقش نبود اینگونه پنهان کاری کنید. بله شما خجالت زده اید دوست دارید آن ها شادمان کنید دوست دارید خوشحالشان کنید ولی این پنهان کاری راهش نیست. از شما انتظار دارم برای خانواده تان توضیح دهید و بگویید چه مشکلاتی دارید نه اینکه بار روانی برای خود درست کنید و پنهان کاری کنید. این را بدانید تا زمانی که پنهان کاری کنید رنگ و روی موفقیت را نخواهید دید. جهان، جهان صداقت است و شما با همان شجاعتی که دارید بروید و صادقانه برای خانواده تان توضیح دهید و آنگاه است که می بینید آن ها عاشقانه برای حل مشکل شما قدم بر می دارند.
اشتباه دوم : توجه نکردن به اشتباهات کنکور قبلی، شما هرگز درسی از اشتباهات کنکوری قبلی خود نگرفته اید. به وضوح مشخص است که هرگز فکری نکرده اید که چرا شکست خوردید؟ چرا موفق نشدید؟ چه کارهایی باید انجام بدهید یا ندهید تا راه به سوی موفقیت بیاورید. کاملا معلوم است به صورت احساسی از کنار کنکور قبل گذشته اید در حالیکه بایستی با خود فکر می کردید چه شد که نتیجه نگرفتید؟ کدام کارهایتان غلط بود؟ کدامش درست بود؟ در این جهان همیشه قانون علت و معلول برقرار است اگر شکست بخوریم حتما علت هایی داشته و اگر بررسی نکنیم که چه بوده اند دوباره ما را زمین می زنند. لیستی از اشتباهات امسال و پارسال خود تهیه کنید و مو به مو بررسی کنید که درست و غلطش مشخص شود.
اشتباه سوم: برنامه ریزی ضعیف. کسی که می خواهد برای سال دوم کنکور دهد حتما حتما بایستی برنامه ریزی اش با دیگران فرق کند اما شما دوباره از اول شروع کرده اید در حالیکه بایستی به وسیله برنامه تان خودتان را از رقبایتان جلو می انداختید. شما فارغ التحصیل بوده اید و رقبای شما اکثرا پیش دانشگاهی برای همین از شما انتظار می رفت به کمک یک برنامه ریزی درست و دقیق خود را از آن ها جدا کنید. همین که انگیزه ندارید و بی رمق شده اید همین که تفکر برتری ندارید در برنامه ریزی اشتباه شماست. وقتی هیچ جلو بودنی در خود نمی بینید معلوم است که روز به روز نا امید می شوید. پس به فکر یک برنامه ریزی مدبرانه باشید که شما را جلو بیندازد تا تفکر برتری و امیدوارنه که نشان دهنده تفاوت شما با سایر رقبا باشد نیز باشید.
ان شالله با برطرف کردن این سه ایراد نام و رسم شما را در آینده کشورمان خواهیم شنید. موفق ترین باشید.
پنجشنبه 5 اسفند 1395 10:58 ب.ظ
سوم اینکه شایدتاالان تنبلی وسستی کردم وفقط خودم مقصرم ولی منم دوس دارم طعم تلاش روبچشم به خاطرهمین چن وقت پیش تصمیم گرفتم سال بعدم بمونم وازالان خوب خوب بخونم تانهایتش بگم من حداقل15ماه نهایت تلاشموکردم وازهرچی قبول شدم برم راستش خودمم نمیخوام امسال قبول شم میخوام ازالان تا کنکو97تلاش کنم تااگه ازتهران قبول نشدمم بگم من تلاشموکردم ولی دیگه ای کاش نگم چون فکرمیکنم حق استعدادوعلاقه ی من رتبه ی خوب ودانشگاه تهران.چهارم اینکه من نمیتونم این تصمیموبه خوانوادم بگه اوناازهرلحاظ منوحمایت میکنن که درس بخونم وتشویقمم میکنن والان فکرمیکنن من روزی13.14ساعت که خودموتواتاق حبس میکنم درس میخونم حتی فکرمیکنن پارسالم خوندم ولی قبول نشدم نمیدونن تواتاق درس نمیخونم رمان میخونم. ووقتی قلم چی رتبم کم میشه تعجب میکنن ولی من نمیتونم بهشون بگم تاالان نخوندم چون اول اینکه باهم اختلاف دارن ومامانم فقط به خاطمن اینجامونده وشدیدارودرسم حساسه بطوریکه وقتی کم میارم گریه میکنه. میترسم بگم نخوندم طوریش بشه
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر ونیکی. شما سه پیام فرستاده اید پاسخ کامل را در پیام پایین بالا داده ام. موفق ترین باشید.
ویدا
پنجشنبه 5 اسفند 1395 10:48 ب.ظ
سلام من کنکوری95بودم پاسال حدودا ازآذردرسنخوندم تصمیم گرفتم پشت کنکوربمونم فقطخردادوخوندم تآمتحاناموپاس کنم رتبم8000شدالانم که 4ماه مونده به کنکورمن جمعایه ماه درس نخوندم.حالاچن تامشکل دارم که. خیلی خیلی ناراحتم کرده وکلاشباهم نمیتونم بخوابم اول اینکه توآزمونای قلم چی شرکت میکنم واز95درصدبرنامه عقبم وترازام خیلی کمن وهروقت میخوام شروع کنم سردرگم میشم که ازکدوم ازمون شروع کنم ومونده هاروکی بخونم وآخرشم نمیخونم دوم اینکه یعضی وقتااحساس میکنم مردعمل نیستم وهروقت به کنکورنزدیک میشه درس نمیخونموواسه سال بعدموکولش میکنم ولی وقتی تصمیم میگیرم رشته ای به جزپزشکی بخونم. افسرده میشم من ارزو داشتمودارم که تودانشگاه تهران پزشکی یخونم شاید واسه شماخنده دارباشه بااین تلاشم ولی باتوجه به استعدادم و هوش خوبم. که خودمومعلمانم اعتقادداشتن وعلاقه ی خودم همچین ارزویی دارم.
پاسخ رضا جدیدی : سلام وقت بخیر ونیکی. شما سه پیام فرستاده اید پاسخ کامل را در پیام پایین بالا داده ام. موفق ترین باشید.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.