کلبه مشاوره رضا جدیدی مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور - شرط هایی به ضخامت طناب های دست و پا گیر

مشاوره تلفنی و برنامه ریزی تحصیلی و کنکور


راه های ارتباطی با رضا جدیدی: شماره تلفن ثابت: 34774341-086 شماره تلفن همراه: 09189580918

شرط هایی به ضخامت طناب های دست و پا گیر


آیا می شود که انسان دست و پاهای خود را به بند بکشد؟ آیا می شود خود را محدود و محصور کند به طوری که دیگر نتواند پرواز کند؟ به راستی چگونه می شود که برخی از انسان ها خود را به آنچه هستند و در آن زندگی می کنند راضی نگاه می دارند و سعی در بهبود و ترقی کیفیت آن ندارند؟ چرا گاهی بی حوصله می شویم و و خیلی اوقات با اینکه خیلی خوب خوابیده ایم و کار خاصی هم نکرده ایم اما خسته ایم؟ این بی حالی و عدم تقلا برای آینده ای بهتر از کجا سرچشمه می گیرد؟ روزی که قرار است در آن جنگجوی راستین باشیم چرا نمی رسد و هر روز در گرو روزی بهتر سپری می شود. مدت هاست که بی حال و بی رمق و بی انگیزه گوشه ای نشسته ایم و دست در دست تلاش نداریم اما بدتر از همه ی این احوالات این است که گاهی بی هیچ دلیل خاصی پای از تلاش می کشیم و دوست داریم کارهایمان را به روزی دیگر واگذار کنیم؟ ماجرا چیست که احساس های ناخوشایند از جو خود داریم و فکر می کنیم که امروز روز ما نیست؟
این مشکلات و تفکرات حداقل چند باری در زندگی هر کدام از ما رخ داده است و این بار قرار است به دقت در مورد چرایی ها و دلایل آن با هم به بحث بنشینیم و باز هم سعی کنیم کیفیت زندگی خود را ارتقا دهیم و دیگر طناب هایی به دست و بال خود نبندیم. این نوع تفکرات از کجا و چگونه در ما شکل می گیرد؟ 

شرطی شدن انسان ها هم مثل شرطی شدن سگ پاولف است

برای پاسخ به این سوال بایستی داستان سگ پاولف دانشمند روسی را باز کنیم داستانی که خیلی از شما آن را می دانید اما شاید به ظرافت آن دقت نکرده باشید. ماجرا از این قرار بود که این دانشمند یک آزمایش روی سگش انجام داد به این صورت که هر بار که می خواست به او غذا بدهد صدای زنگی را هم به صدا در می آورد و بعد از چند بار این سگ هر بار که صدای زنگ را می شنید بزاق دهانش شروع به ترشح می کرد و جالب است بدانید که حتی وقتی غذایی در کار نبود این سگ با صدای زنگ شروع به ترشح بزاق می نمود. از این آزمایش دستاورد بزرگی تحت عنوان شرطی شدن کلاسیک بیرون آمد. انسان ها نیز شرطی می شوند به طوری که می شود گفت هر کاری که ما انسان ها انجام می دهیم یا حتی کارهایی که انجام نمی دهیم، تمام احساسات و عواطف ما نسبت به مکان و زمان و محیطی که در آن قرار داریم تحت تاثیر همین عوامل شرطی ساز هستند.
بهتر است که بحث را با مثال های مشخص از کنکوری ها ادامه دهیم؛ برخی از کنکوری ها می گویند که از ساعت نه یا ده شب به بعد دیگر توان یادگیری ندارند و نمی توانند مطالعه کنند و لذا این کنکوری ها به ساعت نه یا ده شب شرطی شده اند یعنی این شرط را برای خود به وجود آورده اند که تا ساعت به نه یا ده شب می رسد بلافاصله آن ها روند مطالعاتی خوبی را نداشته باشند و بی حال و کسل شوند. برخی دیگر از کنکوری ها به خواب عصرگاهی شرطی شده اند و بیان می کنند که اگر بعد از ظهر را نخوابند اصلا و ابدا نمی توانند خوب یاد بگیرند و این یک شرط است. خیلی ها شرطی شده اند که در صبح زود یاد نگیرند و حتی برعکس خیلی ها می گویند که در صبح زود بهتر یاد می گیرند. بایستی بدانید مکانیزم یادگیری ما کاملا یکسان است و به صبح و عصر ربطی ندارد اما این شرطی است که ما برای خودمان وجود می آوریم. برخی دیگر از کنکوری ها به سر و صدا شرطی شده اند، فقط کافی است که کمی سر و صدا از بیرون بیاید تا عصبی شوند و درس خواندن را کنار بگذارند. دسته ی دیگری از همین کنکوری ها نسبت به قدرت یادگیری شرطی شده اند. یکی از بدحالت ترین شرطی ها، شرطی شدن به قدرت یادگیری است؛ این شرطی شدن به این معناست که شخص وقتی که نتواند یک موضوع را خوب یاد بگیرید بلافاصله احساس بی حوصلگی و بی میلی به مطالعه پیدا می کند و میز مطالعه ی خود را ترک می کند و سعی می کند کار را به فردا موکول کند. این شرطی شدن بسیار بسیار شایع است و مطمین هستم که خیلی از شما هم از همین موضوع رنج می برید. خیلی از کنکوری ها به محض اینکه نتوانند با سرعت خوبی یک موضوع را یاد بگیرند سعی می کنند از مطالعه فرار نمایند که این شرطی شدن خطرناک است.
شرطی ها می توانند خوب هم باشند مثلا خیلی ها خود را شرطی می کنند که در بازه ی خاصی بخوابند و در بازه ی خاصی از زمان هم از خواب برخیزند یا خود را شرطی می کنند که نسبت به سر و صدا حساس نباشند اما واقعیت این است که بیشتر شرطی های ما منفی و دست و پا گیر هستند. حال به عنوان اولین قدم از شما می خواهم تا لیستی از تمام شرطی های منفی خود را بیابید. شرطی های منفی همان هایی هستند که باعث می شوند تا شما از مسیر اصلی خود خارج شوید به عنوان مثال :
1. شرطی شدن به شبکه های اجتماعی به این صورت که شما سعی می کنید هر چند دقیقه یک بار آن را چک کنید.
2. شرطی شدن به گوشی به این صورت که سعی می کنید هر چند دقیقه یک بار آن را باز و بررسی کنید.
3. شرطی شدن به حضور گوشی سر میز درستان. خیلی ها هستند که بدون گوشی موبایل نمی توانند درس بخوانند.
4. شرطی شدن به سر و صدای بیرون به طوری که با شنیدن هر صدایی از جریان مطالعه خارج می شوید.
5. شرطی شدن به تماشای فیلم وسریال که متاسفانه در بسیاری از انسان ها این عادت موج می زند که دوست دارند تعداد بسیار زیادی از سریال ها را تماشا کنند.
6. شرطی شدن به قدرت یادگیری یعنی اینکه تا در یادگیری یک موضوع ناتوان می شوید از ادامه درس خودداری می کنید.
7. شرطی شدن به خواب و استراحت های طولانی عصر که می تواند زمان زیادی را از شما بگیرید.
8. شرطی شدن به ساعت به طوری که در یک ساعت خاص احساس می کنید موتور یادگیری شما خاموش می شود و دیگر نمی توانید یاد بگیرید.
9. شرطی شدن به صبح و عصر و شب به طوری که احساس می کنید یادگیری شما در شب بهتر از روز یا در عصر بهتر از صبح است و یا برعکس.
10. شرطی شدن به آینده یعنی سعی می کنید به روز خوبی در آینده دل ببندید و منتظر تغییر و تحول در آن روز باشید.
11. شرطی های وسواسی مثلا شرطی شدن به حمام های طولانی مدت یا وسواس نظافتی و ...
این ها نمونه هایی از شرطی های منفی است حتما شما هم می توانید لیست خود را داشته باشید. اگر می خواهید زندگی با کیفیت خود را آغاز کنید وقتی بگذارید و لیست شرطی های خود را بیرون بکشید و آن ها یادداشت کنید.
روش درمان :
خب حال که لیست خود را نوشته اید حتما دوست دارید بدانید که چگونه می شود از آن ها خلاص شد؟ واقعیت این است که راه های درمانی متفاوتی وجود دارد اما در اینجا ساده ترین راه حلی را که همیشه از آن جواب گرفته ام را معرفی می کنم. این راه حل هم در مورد خودم و هم در مورد کسانی که از این مشکلات رنج می برده اند به خوبی و با کیفیت عالی پاسخ داده است ولی یک شرط دارد؛ شرطش این است که مقاومت کنید زیرا شما می خواهید یک شرط را که تبدیل به عادت شده است را از بین ببرید و لذا مسلما مقاومت هایی را از درون خواهید داشت و این راه حل ساده فقط برای کسانی جواب می دهد که بتوانند مقاومت کنند.
راه حل :
هر بار که این احساس ها به سراغ شما آمدند مخالف آن چیزی که از شما می خواهند را اجرا کنید. مثلا کسی که شرطی شدن به یادگیری دارد و وقتی که موضوعی را یاد نمی گیرد بلافاصله تصمیم می گیرد که میز را ترک کند توصیه می کنم که دقیقا این کار را نکند یعنی پشت میزش بنشیند و به کارش ادامه دهد. دفعه ی اول و دوم و سوم سخت است اما بعد از سومین بار شما توانسته اید خود را از این طناب آزار دهنده آزاد کنید. راه حل درمانی که بدون دارو است و بدون عوارض فقط بایستی مقاومت کنید. یادتان باشد مقاومت سخت است اگر سخت نبود معنایش این قدر زیبا نبود. 

majid
سه شنبه 16 آذر 1395 06:40 ب.ظ
سلام استاد من یک دانش اموز سوم تجربی هستم ودر امتحانات خرداد به دلیل اینکه بابام دو ماه قبلش فوت کرده بود نتونستم خوب درس بخونم و سه درس عربی ریاضی دینی را افتادم ودر شهریور ماه هم انتخاب واحد نکرده بودم چون اولین بارم بود که تجدید شده بودم وحالا برای دی میخونم میشه لطفا چند نصیحت برای قبولی وبهتر شدن اینده ام بهم بگویید.
پاسخ رضا جدیدی :
سلام وقت بخیر و نیکی. خداوند متعال پدر شما را رحمت کند و ان شالله روح پدرتان در آرامش ابدی باشد. نصیحت نمی کنم زیرا از دوست ندارم شخصی مرا نصیحت کند. فقط راه حل هایی که برای بهتر شدن شما وجود دارد را بیان می کنم:

1. هدف نهایی خود را از تحصیل در رشته تجربی مشخص کنید. اگر هدفی دارید مثلا پزشکی یا دندانپزشکی یا هر رشته دیگری دقیقا برای خودتان مشخص کنید. آیا واقعا قصد دارید در این رشته تحصیل کنید و به دانشگاه بروید؟ این اتفاق باعث می شود که شما شجاع و قاطع و حرفه ای درس بخوانید چون به این نتیجه می رسید برای رسیدن به هدفتان بایستی از همین روزها به خوبی استفاده کنید.
2. این که سه درس را افتاده اید به چشم فرصت نگاه کنید نه اینکه به چشم بد شانسی و بد اقبالی. عادت ما انسان ها این است که همیشه فکر می کنیم همه اتفاقات بد برای ما بدشانسی بوده است اما از نظر بنده این فرصت است که شما می توانید این سه درس را یک بار دیگر در دی ماه با جان و دل برای امتحان بخوانید و در ضمن خلاصه هایش را آماده کنید تا در کنکورتان دیگر نخواهید برایش زمان بگذارید. پس این یک فرصت است که شما دارید.
3. سعی کنید از خودتان آزمون امتحانی زیاد بگیرید. بهترین روش برای اینکه نمره تان را بالا ببرید این است که در منزل هم از خودتان امتحان بگیرید و سعی کنید نمونه سوالات سال های گذشته را از خودتان آزمون بگیرید.
موفق ترین باشید.
دوشنبه 18 مرداد 1395 04:01 ب.ظ
سلام .من از٩ مرداد دیگر بازى نكرده ام امیدوازم دیگر فكرش هم به سراغم نیاید...خیلى خیلى ممنون بابت كمكتون.
------------------------------------------
یه درخواستى داشتم از شما:میشه درباره قانون جذب هم براى ما بنویسید یا كتابى معرفى كنید كه قانون جذب را خوب توضیح داده بأشد و هم شگفتى هایش را؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام. وقت بخیر و نیکی. خیلی خوب است. قانون جذب دارای اشتباهات بسیاری در انتقالش است و من در خیلی از کتاب ها دیده ام که برداشت درستی از این قانون نشده است. ان شالله در اولین فرصت نگاهی جامع به قانون جذب خواهیم داشت. موفق ترین باشید.
شنبه 9 مرداد 1395 08:49 ب.ظ
بله واقعا همینطور است! من با اینكه یكسال این بازى رو ترك كرده بودم باز هم به بهانه اینكه استراحت كنم دوباره شروع به بازى كردم و دوباره درگیرش شدم
اما من شنیده ام پزشك هاى هستند به خاطر كلاس بازى میلیونى این بازى را از صاحبش خریدارى میكنن اما از مشهور بودنشان اطمینانى ندارم .و قطعا ادم موفق معتاد نیست.
اگر این بازى رو به كسى دیگر بدم گناه كردم(اخر این بازى مثل عمان مواد مخدر است ) یا پاكش كنم؟؟
پاسخ رضا جدیدی :
یک پزشک معرفی کنید که به جای معالجه بیمارانش نشسته باشد و بازی کند! کلاس برای پزشک ها بازی کردن نیست بلکه کلاس برای ان ها مسافرت هایی است که به خارج از کشور و به بهترین و پیشرفته ترین کشورهای دنیا می روند و بهترین روش ها را یاد می گیرند. کلاس برای پزشک ها تفریح و لذت های ماندگاری است که نتیجه چند سال زحمت کشیدنشان است. شما امروز شهامت پاک کردن یک بازی را نداری چون برایش زحمت کشیدی یعنی زحمت کشیدی تا در یک بازی پیشرفت کنی پس وقتی انرژی خودت رو در یک بازی می گذاری فقط انتظار موفقیت در همون رو داشته باش در حالیکه رقبای شما انرژی خودشون رو روی کنکورشون گذاشتن. اون ها هم روی همون موفق می شوند. سال ها بعد شما افتخارت می شود یاد و خاطره بازی هایی که کردی و در حالیکه همکلاسی شما در اوج شهرت و محبوبیت و لذت است. برای شما خاطره این می ماند که در یک بازی توانستید زمین های بسیاری را از چنگ دیگران در بیاوری و در آن بازی فلان تعداد سرباز و کارگر داشتی در حالیکه رقیب شما در دنیای واقعی یک دنیا کارگر و سرباز و مستخدم دارد. شما در دنیای بازی ها غرق شدی و رقبت در دنیای واقعی. اما یادتان باشد این دنیا را خودتان ساختید پس خودتان هم توان بر هم زدنش را هم دارید. از حرف های دیگران که میخواهند شما در بازی بمانید نترسید از کل کل هایی که می شود نترسید. یادتان باشد همیشه این کل کل ها هست. راه شما چیست؟ ایا شما بدنیا آمدید تا در یک بازی همه را ببرید یا بدنیا آمدید تا در زندگی واقعی ممتاز باشید؟ موفق ترین باشید.
شنبه 9 مرداد 1395 07:32 ب.ظ
جالبه فكر میكردم جواب این سوالو میدونستم اما حالا كه فكر میكنم نمیدونم شاید چون بهش عادت كرده یا چند ساعت فرار از مشكلات
پاسخ رضا جدیدی :
خیر، فقط و فقط لذت. اون ها هر روز مقدار مصرفشون رو بالاتر می برن هر روز بیشتر از قبل می کشن چون لذت بیشتری می برن. در واقع اون ها می دونن که این مواد باهاشون چکار می کنه، آیندشون رو میسوزنه حتی میدونن چطوری می تونه تمام قدرتهاشون رو نابود کنه اما باز هم مواد می کشن چون لذت می برند. اون ها عادت نکردن اون ها فقط و فقط لذت می بردن اگر عادت بود مقدارش بیشتر نمی شد اما وقتی مقدارش بیشتر میشه یعنی لذت رو میخوان ببرند. خب حالا اگر شخصیت اون ها رو تحلیل کنیم به این نتیجه می رسیم که اون ها لذت امروز و فردا رو به لذت یک عمر زندگی خوب و با کیفیت ترجیح می دهند. یعنی اون ها فقط به این فکر می کنند که امروز چقدر می تونه با کشیدن این مواد لذت بخش تر باشه اما دیگه کاری به سال اینده و دو سال و پنج سال و ... ندارند. فقط الان لذت ببرند کافی است. اما همه این قضیه به این جا ختم نمیشود. موضوع جذاب تر این است که آن ها همیشه برای خود مثال هایی از کسانی می آورند که مواد کشیده اند و لذت های بهتری را چشیده اند. آن ها در جمع هایشان به خودشان می گویند فلانی دیروز موادی را امتحان کرده بود و فلان حس را تجربه کرده بود. پایه هستید ما هم تجربه کنیم؟ بله حالا بریم سراغ پیام قبل شما، چه اتفاقی افتاد؟ شما هم دقیقا با منطق فکری این معتادان در حال زندگی هستید. یعنی به خوش گذرانی امروز فکر می کنید و کاری هم به فردا ندارید. فقط امروز سرگرم شوید حالا چه اهمیتی دارد که چند سال بعد چه می شود؟ در ضمن شما هم دقیقا مثال هایی را از کسانی می آورید که این بازی را انجام می دهند. از کسانی که حس های بهتری نسبت به شما را تجربه می کنند. حس هایی که شما تجربه شان نکرده اید و می خواهید تجربه کنید. اما این پایان قصه نیست. افراد معتاد وقتی موادشان را مصرف می کنند بعدش دچار عذاب وجدان می شوند و می گویند کاش نکشیده بودم اما فردا که می رسد روز از نو و روزی از نو! دقیقا شما هم بعد از هر بازی احساس عذاب وجدانی خواهید کشید. چرا این بحث را باز کردم؟ خواستم بدانید که اعتیاد فقط به مواد مخدر نیست هر چیزی که لذت بدهد و هر روز بیشتر و بیشتر به آن علاقمند شوید اعیتاد آور است و مانند اعتیاد به مواد مخدر خانمان سوز خواهد شد. حالا سوال من از شما این است: شما یک نمونه از انسان موفق در شغلی که شما به آن علاقمند هستید بیاورید که در این بازی ها باشد. مثلا یک پزشک معروف و مشهور را معرفی کنید که پای این بازی ها باشد. به راستی چه انسان های موفقی این بازی را انجام می دهند؟ کدام انسان خوشبخت معتاد است؟ موفق ترین باشید.
جمعه 8 مرداد 1395 07:52 ب.ظ
سلام. خواهش میكنم كمكم كنید تا از شر بازى كِلش اف كلنز رها بشم واقعا اعتیاد بهش پیدا كردم همه ى كسانى كه بازى میكنن اعتیاد شدید به این بازى دارند و نجات ازش راحت نیست اخه بازى جذابیه و هر قدر ادم قوى تر بشه بدتر جذبش میشه اما پر از مضرات من خودم امروز تو این بازى شكستى خوردم كه از همه چیز میخواستم كنار بكشم و یا انقدر بازى كنم تا از همه رقبا جلو بزنم میدونم اگه این كار رو كنم حتما میشه اما دلم راضى نیست از زندگى عقب میفتم از درس و كنكور و اصلا این بازى ادمو افسرده میكنه اما واقعا نمیتونم پاكش كنم خواهش میكنم كمكم كنید تا پاكش كنم هر وقت میخوام پاكش كنم یاد زحمات و استرس ها و.... كه براش انجام دادم میفتم و پاكش نمیكنم تو خانواده و فامیل خیلى ها این بازى رو میكنن و ادم تحریك به بازى میشه ( ببخشید این موضوع را بیان كردم اخه نمیتونم خودمو خلاص كنم و حرف شما برایم حجت است.)
پاسخ رضا جدیدی :
سلام. وقت بخیر و نیکی. من از شما یک سوال دارم به نظر شما چرا یک انسانی که معتاد به مواد مخدر است نمی تواند موادش را ترک کند؟ در حالیکه می داند همان مواد مخدر زندگیش را نابود می کند و اینده اش را می سوزاند. او همه چیز را می داند اما ترک هم نمی کند. چرا؟
نرگس
شنبه 22 خرداد 1395 10:56 ق.ظ
سلام
این متنو خوندم جالب بود من کنکور دارم ولی خیلی وقته برنامه ای ندارم و کم وبیش ناامیدم یه دفه ول کردم
پاسخ رضا جدیدی :
سلام. وقت بخیر و نیکی. همیشه بهترین راه بررسی عوامل مختلفی است که باعث شده است شما نتوانید به راه خود ادامه دهید. رازهای زیادی در آن عوامل نهفته است که فهم و درک به موقع آن ها می تواند شور و نشاط را به زندگی شما بازگرداند. در طی تجربه ام یک نکته به من ثابت شده است: اکثر مواقع دلیل ناامید شدن ها و کار نکردن ها خیلی خیلی مثال ساده ای بوده اند که ما آن ها را جدی نگرفته ایم و با گذشت زمان رشد کرده اند. یا در همان ابتدا باید اهمیت می دادید یا الان که رشد کرده است بایستی ریشه اش را قطع کنید. حتما در مورد خودتان فکر کنید در مورد اینکه چه شد که پیشرفت نکردید فکر کنید. موفق ترین باشید.
بهاره
دوشنبه 23 فروردین 1395 08:42 ب.ظ
سلام اقای جدیدی این مطلب واقعافوق العاده بودمنم به خواب عصرگاهی شرطی شدم ولی بااینکه یک هفته است که نمیخوابم ولی بازم وقتی ساعت2میشه کسل میشم.به نظزشماچقدربایدمقاومت کنم؟دراخردوباره میخوام ازتون تشکرکنم ویه خواهش دارم ازتون اگه امکان داشته باشه ازاین مطالب مفیدبیشتربذارین چون واقعامن وقتی این مطالبومیخونم شخصامیخوام خودموتغییربدم خیای ممنونم استاد.
پاسخ رضا جدیدی :
سلام. وقت بخیر و نیکی. هرچقدر مدت زمان بیشتری به خواب عصر گاهی عادت داشته اید بایستی مدت زمان بیشتری هم صرف ترک عادت شود. مثلا کسی که یک ماه است که خواب عصرانه داشته است راحت تر می تواند کنار بگذارد تا کسی که یک سال است که عادت داشته است. اما نگران نباشید باز هم بایستی مقاومت کنید و سعی کنید خود را از کرختی دور کنید مثلا بهتر است برای ساعت 2 یک فعالیت محرک داشته باشید یا سعی کنید در آن ساعت درسی را بخوانید که به آن علاقه ی بیشتری دارد. اگر فرصت اجازه بدهد صحبت های زیادی برای گفتن وجود دارد و بنده سعی می کنم در اولین فرصت ها مطالب علمی و اصولی را منتشر کنم. شما به بنده لطف دارید. موفق ترین باشید.
زهرا
دوشنبه 16 فروردین 1395 10:45 ب.ظ
سلام
استاد قبلا بخش پرسش و پاسخ بالای صفحه بود.
چی شده پس؟؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام. وقت بخیر و نیکی. هر مطلبی برای خودش بخش پرسش و پاسخ دارد اما فکر کنم منظور شما مطلب اطلاعیه باشد اگر می خواهید آن مطلب را ببنید روی واژه ی «خانه» که در بالای بالای سایت نوشته شده است کلیک کنید تا وارد صفحه ی جدید شوید و در آنجا آن مطلب را می بینید. موفق ترین باشید
دوشنبه 16 فروردین 1395 08:27 ب.ظ
واقعا نمیدونم. شما میتونید راهنمایی کنید مثلا دو میلیارد؟
پاسخ رضا جدیدی :
معمولا این جوایز را در مزایده ها می فروشند و هرکسی قیمت بالاتری داد ولی قیمت حداقی می تواند 3 میلیارد به بالا باشد. موفق ترین باشید
دوشنبه 16 فروردین 1395 08:04 ب.ظ
آقای جدیدی عزیز. یک سوال دارم . تو اینتر نت دیدم که خیلی از برندگان جایزه ی نوبل جایزه شون رو فروختند این واقعیت داره ؟مثلا مگر قیمت یک جایزه ی نوبل پزشکی چقدر است؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام. وقت بخیر و نیکی. بنده چیزی در این مورد که کسی فروخته است یا نه ندارم. البته بعید که اگر هم کسی فروخته باشد برای پولش باشد زیرا معمولا کسانی که نوبل می گیرند پیر هستند و آن قدر وضعشان خوب است که نیاز به فروش نباشد و لذا اگر هم فروشی در کار باشد برای امور خیریه و... می تواند باشد. اما در مورد ارزش، وقتی قیمت آدامس یک مربی فوتبال میلیاردی است به نظر شما جایزه ی نوبل چقدر ارزش دارد؟ موفق ترین باشید
چهارشنبه 11 فروردین 1395 04:48 ب.ظ
خیلی ممنونم استاد بزرگوار
قطعا ما فقیر ها خیلی خوب همدیگر رو درک می کنیم من کتاب های سال های گذشته رو کسی بهم داده البته به قرض.
من هنوز خیلی چیز هارو نگفتم اتفاقا از غذا خوردن هم می ترسم یادمه سر جلسه ی اخرین امتحان نوبت دوم همه ی بچه ها باهم قرار گذاشتند که به کافی شاپ برن من هم خودم رو به اون راه زدم تا ازم نخوان که برم یا همیشه تو خیلی از صحبت هاشون درمورد هرچی که اونجا می خوردن و یا درمورد غذاها یی که حتی اسمشم نشنیدم حرف می زدند من هم به یه بهانه ای اونجارو ترک می کردم تا ازم سوالی نپرسن.

به هر حال کلی هدف دارم نمیتونم ازشون بگذرم.
امسال هم خیلی دودل بودم حتی کم کم داشتم به سال دیگه واگذار می کردم تا حداقل تا اون موقع یه چیزهایی یاد بگیرم که دلم رو به دریا زدم و با شما مشورت کردم.
این همه دوری از هدف رو نمیتونم تحمل کنم وقتی می بینم شخصیت عزیز و مورد علاقه ی من یعنی شما با اون همه سطح سواد و موفقیت مثل من بودید یه جورایی آروم شدم.
باید برم حتی اگر مسخره بشم. حتما میرم. خیلی ازتون ممنونم همیشه حرف شما ارامش بخش من بوده حرف شما برای من حجته.به دانشگاه میرم و همین امسال کاررو تموم میکنم.
پاسخ رضا جدیدی :
خواهش می کنم. خیلی خوشحالم که شما هم تصمیم گرفتید که بروید و مطمین باشید همیشه راهی هست که از مسخره شدن فرار کنید. من که همیشه راهش را پیدا می کردم شما هم که تا به حالا راهش را پیدا کرده اید از این به بعد هم پیدا می کنید. موفق ترین باشید
چهارشنبه 11 فروردین 1395 04:00 ب.ظ
سلام استاد گرامی.من فارغ تجربی هستم هدفم پزشکی شهیدبهشتی

من یک مشکل دارم که امیدوارم بهم نخندید لطفا کمکم کنید

من معدلم19.23است وپارسال خیلی خوب برای کنکور خوندم و امادگی خوبی هم داشتم اما به دلیل این مشکل عمدا سر جلسه ی
کنکور نرفتم میدونم خیلی احمقانه است اما دست خودم نیست من همیشه از بچگی هم به شدت خجالتی وکم رو بودم و شدیدا اعتماد به نفسم پایینه به همین خاطر شدید استرسی هستم

.استرس خیلی خیلی زیادی دارم با وجود اینکه امسال هم آمادم این نوروز اصلا تمر کز نداشتم چون خیلی نزدیک کنکورم.

مشکل من اینه از رفتن به دانشگاه می ترسم.راستش من تو خانواده ی فقیری هستم از بچگی هیچ کلاسی نرفتم و اصلا از کامپیوتر و زبان انگلیسی هیچ سر در نمیارم و اصلا هم اجتماعی
نیستم مثل کار های بانکی حتی از رفتن به یک مغازه استرس دارم چه رسد به خرید و فروش خیلی خنگم اصلا اعتماد به نفس ندارم
برای همین از رفتن به دانشگاه می ترسم هدفم پزشکیه من چند تا فیلم از کلاس های درسشون دیدم همش انگلیسیه من اصلا نمیدونم و همش با کامپیوتر سرو کار دارن و از مسخره شدن می ترسم هیچی بلد نیستم.
این اولین باره مشکلم رو میگم لطفا کمکم کنید
پاسخ رضا جدیدی :
سلام. وقت بخیر و نیکی. خیلی ممنونم که با زبانی ساده و بدون هیچ گونه کم و کاستی مشکل خود را بیان کرده اید و جالب است که بدانید نه تنها شما بلکه خیلی از دوستان کنکوری با رایانه آشنایی ندارند باز شما الان دسترسی به اینترنت داشته اید که سوالتان را اینجا مطرح کرده اید پس معلوم می شود حداقل گشت و گذار در اینترنت را بلد هستید اما کسانی هستند که همین الان حتی روشن خاموش کردن رایانه را هم نمی دانند. من هم مثل شما همین مشکلات و حتی شاید بدتر را هم داشته ام. بگذارید برایتان خاطره ایی را تعریف کنم. من تا قبل از رفتن به دانشگاه در زندگیم ماهی نخورده بودم و اصلا نمی دانستم ماهی را چگونه باید بخورند؟ در همان هفته ی اول دانشگاه در برنامه ی غذایی ناهار به ما ماهی دادند و من چقدر ترس داشتم و چون همیشه با چند تا از دوستانی که تازه با آن ها آشنا شده بودم به محل غذا خوری می رفتیم می ترسیدم که نکند آن ها بفهمند که من تا به حال ماهی نخورده ام برای همین بهانه ایی آوردم و با آن ها نرفتم بعد از چند دقیقه تصمیم گرفتم که خودم را به محل غذا خوری برسانم و به بهانه ی مرتب کردن جزوه هایم روی میز بنشینم و زیر زیری ماهی خوردن دیگران را نگاه کنم. حدود بیست دقیقه طول کشید تا توانستم با زیر زیری نگاه کردن رمز ماهی خوردن را یاد بگیریم. جالبه براتون بگم بعد از سه بار ماهی خوردن آن قدر حرفه ایی شده بودم که حتی بدون اینکه دست به ماهی بزنم و با چنگال می توانستم تمام ماهی را از آن جدا کنم و تقریبا تنها کسی بودم در بین دوستانم که مغز ماهی را هم می توانستم پیدا کنم و بخورم. شاید هرکسی این پاسخ را بخواند با خمد بگوید مگر انرژی هسته ایی کشف کرده ایی ؟ اما این را بدانید برای کسی که تا به حال در زندگیش ماهی نخورده بود و بعد از چند بار ماهی خوردن را یاد می گیرد خیلی خیلی خوشحال می شود. من شما را درک می کنم زیرا من هم وقتی وارد دانشگاه شدم بلد نبودم رایانه را روشن کنم به بهانه ی صحبت با دوستان به مرکز رایانه می رفتم و منتظر می شدم تا یکی کامپیوتر را روشن کند و بعدا متوجه شدم که یک دکمه باید فشار بدهم. اما باز هم بلد نبود که حتی در اینترنت چگونه بگردم و باز هم با کمی زیر زیرکی نگاه کردن یاد گرفتم. شاید خیلی ها بخندند و بگویند مگر شما در غار زندگی می کردید که این کارها را بلد نبودید نه ما در بین شماها زندگی می کردیم اما فقر باعث می شد هیچ چیزی نداشته باشیم. من هم زبان انگلیسی بلد نبودم ولی در دانشگاه یاد گرفتم. بله حق باشماست ترس هم دارد خجالت می کشید حق دارید اما به نظرم شما هم باید مثل من به دانشگاه بروید و سعی کنید به طور نامحسوس یاد بگیرید. خدا هوای ما را دارد نگران نباشید هیچ وقت نمی گذارد آبرویمان برود. فقر را با تک تک سلول هایم احساس می کنم زیرا عمری در آن بودم و خیلی خوب می دانم شما چقدر سختی می کشید. نمی دانم شما پول خریدن کتاب داشته اید یانه؟ اما من از کتاب های دسته دوم که کنار خیابان می فروختند استفاده می کردم و بعدا هم مجبور بودم تند تند تست هایش را بزنم تا آن را پس بدهم نمی دانم شما بهترین غذایی که تا به الان خورده اید چیست اما من بهترین غذاهای عمرم را در دانشگاه خوردم. همه می گفتند چقدر غذاهایش بد است اما برای من مثل غذاهای بهترین رستوران های شهر بود. به دانشگاه بروید و مطمین باشید همه چیز را یاد می گیرید. ان شالله شما هم مثل من تصمیم بگیرید که بروید. موفق ترین باشید
dr sara :)
سه شنبه 10 فروردین 1395 12:52 ب.ظ
مطمعن باشید همینطوری میشه که شما میگید من به خودم ایمان دارم که میتونم چون عجیب به این جمله اعتقاد دارم که میگه: اگه خدا یه ارزویی رو تو دلت قرار میده حتما توانایی رسیدنشو تو وجودت دیده :)
دیگه برام مهم نیس که چقد وقت دارمو چن نفر
جلومن من فقط با خودممو گذشته خودم رقابت میکنم و شکستش میدم حتی اگه قرار باشه صد سال دیگه بخاطر هدفم بجنگم میجنگم و تلاش میکنم
روزای خوب توراهن ؛)
و اینکه به علاوه خدا بودن= منهای تمام تمام تمام مشکلاتو سختی ها
بازمممنون
پاسخ رضا جدیدی :
این همون چیزیه که ما بهش می گیم رشد و آفرین بر شما که سطح بالا فکر می کنید. انسان های سطح بالا هیچگاه نمی ایستند هیچگاه حتی مرگ هم جلوی آن ها را نمی گیرد زیرا اثرات آن ها در دنیا باقی می ماند. پیش به سوی آینده ایی که در مشتان شماست. موفق ترین باشید
dr sara:)
سه شنبه 10 فروردین 1395 12:32 ب.ظ
مرسی استاد بابت اینکه حرفامو گوش دادین و باحوصله جواب دادین شما اینقد قشنگ حرف میزنین که ادم دلش نمیاد به حرفاتون گوش نده دیشب با دیدن کلمه فوق العاده رو شنیدم ناخوداگاه دلم گرفتو کلی گریه کردم خیلی وقت بود همچین جمله ای رو از کسی نشنیده بودم «شمافوق العاده این» با شنیدنش خیلی انرژی گرفتم من واقعا خودمو گم کرده بودم ولی حالا خیلی حالم بهتره:)
مرسی بابت همه چی امیدوارم بتونم یه روزی همه ی زحمات شمارو جبران کنم
منتظر خبرای خوب از من باشین ؛)
پاسخ رضا جدیدی :
خواهش می کنم. یادتون نره شما فوق العاده هستید فقط خودتان را گم کرده بودید و مطمینم پیدایش می کنید و روزی می رسد که کتابی می توانید بنویسید از زندگی که داشته اید. خبر خوب از شما نه به گوش من بلکه باید به گوش جهانیان برسد. تاریخ ساز باشید. موفق ترین باشید
سه شنبه 10 فروردین 1395 12:04 ب.ظ
خب راستش باتوجه به توانایی های خودم و اینکه قبلا همچین توانایی رو تو خودم دیدم برنامه ریزی کردم و از نظر خودم برنامه ی قابل اجرایی ولی همین که میام انجامش بدم یه فکرای بیخودی تو سرم میان که دیگه انگیزه ای واسه انجام دادنش ندارم حتی بعضی وقتا تا وسط راه میرمو ولی با اومدن این فکرا که مثلا تو این زمان کمی که باقی مونده نمیتونم دیگه کاری بکنم بقیه الان شاید برای چندمین باردارن درساشونو میخوننو مرور میکنن و من تازه دارم استارت میزنم یا اینکه با این معدلی که دارم ممکنه نتونم اون چیزی که میخوامو بدست بیارم و فکرای مسخره ی دیگه نمیتونم تا اخرش برمو نهایتا درسو میزارم کنار
پاسخ رضا جدیدی :
ببینید واقعیت این است که خیلی ها بهتر از شما کارشان را انجام داده اند. بله این واقعیت است و جای کتمان ندارد. این رقابت است و برخی ها رقابت را زودتر شروع کرده اند اما این موضوع ربطی به این ندارد که شما نخوانید. قبول دارید؟ خب شما چه بخوانید چه نخوانید دیگران کار خودشان را می کنند پس بهتر است که سرتان را به کاری که قرار است انجام دهید متمرکز کنید. شما بایستی به این سوال جواب بدهید: چه کاری می توانید کنید که بعدا از نظر وجدانی آسوده باشید؟
سه شنبه 10 فروردین 1395 02:27 ق.ظ
نه اصلا به هیچ وجه برای من مهم نیس که بقیه درمورد من چی فک میکنن چون دیگه میخوام خودم باشم و میخوام تو کنکور ۹۵ به هدفیکه وقتی اسمشو میشنوم یه حس عجیبی بهم دس میده و میگه تو لایق رسیدن به این هدفی میخوام حتی شده یه روزم به عمرم باقی مونده باشه کلمه ی خانوم دکتر و از اطرافیانم بشنوم و یقین دارم تا بهش نرسم به ارامش نمیرسم
پاسخ رضا جدیدی :
خیلی خوب است. خب شما آماده ی تغییر هستید و حالا چرا روند خوبی ندارید؟ همه ی این ها به برنامه تان برمی گردد. ایا شما می توانید برنامه تان را اجرا کنید؟ آیا برنامه ی شما مطمین است؟ چقدر برنامه ایی را که ریخته اید قبول دارید؟
سه شنبه 10 فروردین 1395 01:50 ق.ظ
هم مدرسه م عوض شد هم دوستام همش تقصیر خودم بود پدرو مادرم خیلی اصرار کردن برم تو مدرسه نمونه دولتی درس بخونم ولی من بخاطر وضع مالی که اون زمان داشتیم دلم نیومد برم ولی کاش میرفتم قرار گرفتن تو محیطی که اکثرا به فکر خوش گذرونین و به هرچیزی فکر میکنن جز درس خب ادمو وسوسه میکنه یه جوری روت تاثیر میزاره که خودتم غافلگیرشی و همین باعث شد منی که قبلنا به معلم اصرار میکردم که امتحان بگیره حالا دیگه خواهشو التماس میکردم که نگیره و شده بودم مسعول کنسل کردن امتحانات شب جای اینکه بشینمو یه صفحه درس بخونم به اینو اون زنگ میزدمو هماهنگ میکردم که نخونینا فردا میخوام امتحانو کنسل کنم اگه همه نخونیم دیگه امتحان نمیگیرنو از اینجور حرفا ومتاسفانه همیشه م نقشه هایی که میکشیدم درست از اب در میومدن راستش شبکه های اجتماعیم چندان بی تاثیر نبودن و همیشه جز وسوسه هایی واسه درس نخوندن بودن با این طرز فکر که فقط ۵ دقیقه میرم تو ساعت ها تو نت میچرخیدمو اخر سرم هیچ فایده ای جز اتلاف وقت نداشتم البته الان نزدیک ۱۰ ماهی میشه که به طرف هیچ شبکه ی اجتماعی نمیرم و نخواهم رفت
پاسخ رضا جدیدی :
خب متوجه شدم. حالا یک سوال دیگر، آیا شما آماده ی تغییر هستید یا به نوعی خجالت می کشید که تغییر کنید. می دانید منظور چیست؟ منظورم این است که توسط شخصی یا دوستی تحقیر شوید اگر عوض شوید؟ مثلا احساس کنید اگر تغییر کنید و عوض شوید شاید توسط دوستانتان مسخره شوید. آیا همچین احساساتی دارید؟ و سوال بعدی من این است که هدف شما برای کنکور 95 چیست؟ موفق ترین باشید.
سه شنبه 10 فروردین 1395 01:17 ق.ظ
استاد من دوران مدرسه دانش اموز خوبی بودم ینی بهتر بگم عالی بودم از بس واسه هدفم شورو انرژی داشتم که بعضی وقتا اطرافیانم از دستم کلافه میشدن تو کل دوران تحصیلیم حتی یک بارم پدرو مادرم بهم نمیگفتن برو درستو بخون چون هروقت نیاز میدیدم خودم به طرفش میرفتم یادمه کلاس اول ابتدایی بودم یه ساعت قبل از رفتن به مدرسه جلو ساعت مینشستمو تا لحظه ای که میخواستم برم مدرسه شمارش میکردم حتی وقتی کم میاوردمو دیگه بلد نبودم بشمارم میرفتم به مامانم میگفتم مامان بعد از این عدد چه عددیه و بعد دوباره میومدمو جلو ساعت میشستم ولی الان حدود دو ساله دیگه اون شورو اون اشتیاقو ندارم دیگه از دست خودم خسته شدم دو سال سرنوشت ساز مدرسه رو به بازی گرفتمو با یه نمره دری وری پشت سرش گذاشتم الانم که دارم کنکورو به بازی میگیرم به هر راهی میرم به در بسته میخورم بارها واسه خودم برنامه چیدمو عمل نکردم یا تا وسط راه رفتمو ول کردم تا چش بازکردم دیدم سال جدید شرو شدو من یه صفر مطلقم با کلی ارزو که دیگه کم کم دارن تبدیل میشن به رویا استاد تروخدا یه راهی بهم نشون بدین چیکار کنم از این منجلاب در بیام نمیخوام بعد کنکور امسال وقتی پدرو مادرم با همه ی امیدو اشتیاق ازم میپرسن چطور بود مث پارسال سرمو خم کنمو بگم گند زدم میخوام دوباره همون ادم پرانرژی قبلی باشم همونیکه اگه تو درسی ضعیف بود شبو نمیخوابید و تا ضعف خودشو برطرف نمیکرد ارومو قرار نداشت دلم واسش خیلی تنگ شده:-(
پاسخ رضا جدیدی :
چند بار متن شما را خواندم مخصوصا جلوی ساعت نشستن و انتظار مدرسه را کشیدن شما چقدر فوق العاده اید. بله فوق العاده اید شما خودتان را گم کرده اید. اینگونه که من متوجه شدم شما دچار دگرگونی شخصیت شده اید. علتش چیست؟ اول از همه به من بگویید دلیلش چیست که شما خود را گم کردید؟ مثلا مدرسه تان تغییر کرد؟ مدرسه تان بد بود؟ دوستانتان تغییر کردند؟ در شبکه ی اجتماعی خاصی دچار این بیخیالی شدید؟ ببنید خیلی مهم است که از کجا شروع شده است. قبول دارید شخصیت فعلی شما آن شخصیت اصلی شما نیست؟ اگر بله پس لطفا با آرامش فکر کنید و بگویید چه شده که تغییر کنید؟ منتظرتان هستم تا بیایید و بگویید.
دوشنبه 9 فروردین 1395 11:19 ب.ظ
سلام استاد
استاد من حدودا یه ساله مطالبه شمارو پیگیری میکنم چیزای زیادی ازتون یادگرفتم ولی تا حالا نشده که سوالی از شما بپرسم ولی الان شدیدا به کمکتون احتیاج دارم کسیو ندارم خیلی احساس تنهایی میکنم همش بخاطر دروغاییه که به اطرافیانم گفتم دیگه از دست خودم خسته شدم استاد میتونم رو کمکتون حساب کنم ؟؟؟
پاسخ رضا جدیدی :
سلام. وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم. من در خدمت شما هستم. بفرمایید. موفق ترین باشید
چهارشنبه 26 اسفند 1394 10:24 ب.ظ
بسیار بسیار سپاسگذارم،کاملا متوجه مشکلم شدم.
واقعا سپاس فراوان،یک دنیا تشکر.خدا قوت!
پاسخ رضا جدیدی :
خواهش می کنم خداروشکر. موفق ترین باشید
چهارشنبه 26 اسفند 1394 10:08 ب.ظ
ممنونم اقاى جدیدى
بى حوصلگى که انسان رو از لحاظ فیزیکى تحت تاثیر قرار میده یا نمیده؟.من همه ى بدنم کوفته میشه.خستگى روحئ که فرمودید منظورتون تو چه زمینه اى هست و اصلا چطوره میشه بیشتر توضیح بدید؟
پاسخ رضا جدیدی :
خواهش می کنم. دقت کنید ما انسان ها گاهی علایم خود را به نوعی دیگر بروز می دهیم. مثلا استرس داریم اما استرس خود را با عصبی شدن نشان می دهیم. بنابراین بی حوصلگی هم گاهی اثر خود را بر روی عضلات شما می گذارد حتی این امکان وجود دارد که تنش ناشی از درس نخواندن به صورت یک درد یا کوفتگی خودش را نشان دهد بنابراین اینکه شما بی حوصله شوید درس نخوانید و سپس در اثر درس نخواندن استرس بگیرید و بعد احساس خستگی یا کوفتگی کنید چیز عجیبی نیست. حتی برخی مواقع شما به ظاهر احساس استرس را هم تجربه نمی کنید اما اثرات آن وجود دارد. خستگی روحی بیشتر بر اثر عدم پیشرفت تحصیلی، یا اجرا نشدن برنامه، یا عدم اطمینان به برنامه ریزی و ... بوجود می آید. معمولا کسانی که در شرایطی هستند که فشاری برای رسیدن به هدف را تحمل می کنند اما ابزار رسیدن به هدف را خوب نمی دانند یا آن ابزار قوی نیست دچار خستگی روحی می شوند. این خستگی روحی هم معمولا خود را با بی حوصلگی یا حتی بی انگیزگی یا حتی بی تفاوتی نشان می دهد هرچند همیشه کمی عذاب وجدان وچود دارد. به هر حال بایستی باز هم دقیق شرایط خود را بررسی کنید و به یکی از سه حالت زیر برسید:

1. کار فیزیکی سختی می کنید و خسته می شوید که این مورد با توجه به توضیحاتتان برای شما رخ نمی دهد.

2. از نظر درسی پیشرفتی در حد انتظار ندارید یا برنامه تان اجرا نمی شود یا به آن اطمینان ندارید و ... که در این صورت دچار خستگی روحی هستید.

3. شرطی شده اید که اگر چنین است بایستی راه درمانی معرفی شده را در پیش بگیرید. موفق ترین باشید
چهارشنبه 26 اسفند 1394 09:50 ب.ظ
مطلبى که فرمودید رو خوندم.
مشکل من شرطى شدن و فرار نیست.من حتى اگه اون روز اصلا مطالعه هم نداشته باشم خسته ام.انقدى که حتى براى تماشاى تلویزیون هم خسته م.
یعنى اگه بهم بگن بشین تلویزیون هم تماشا کن این عمل برام راحت نیست.
خستگى اى که عرض کردم مانع نمیشه که کتابو کنار بذارم با وجود خستگى ادامه میدم که اگه شرطى شدن بود شکسته بود تا خالا.
چون واقعا وقتى انقدر احساس خستگى میکنم بخودم میگم نه خسته نیستم خوبم ادامه میدم و.... اینا رو میگم که تنبلى رو جذب نکنم.اما واقعا اذیت میشم چون واقعا خسته م
پاسخ رضا جدیدی :
سلام. وقت بخیر و نیکی. اما باز هم بنده به شما می گویم که مشکل شما همین شرطی شدن است. به نظر شما خستگی چرا باید ایجاد شود؟ شما باید کاری کنید که شما را خسته کند اما شما اصلا خسته نیستید بلکه بی حوصله هستید و دقیقا با این روش از اصل ماجرا که درس خواندن است فرار می کنید. دقت کنید شما در حین مدتی که کتاب در دست دارید احساس خوبی به مطالعه ندارید و دایما به فکر شرایطی هستید که بتوانید مطالعه نکنید و این موضوع را با خسته تر نشان دادن خود انجام می دهید تا بتوانید به نوعی از فشار عذاب وجدان خود کم کنید. این قانون شرطی شدن است. شما سعی نکرده اید که در این شرایط خود را به مطالعه وادار کنید و به هیچ وجه آن را رها نکنید بلکه بعد از چند دقیقه مطالعه احساس خستگی بیشتری کرده اید و آن را کنار گذاشته اید. یک بار دیگر تاکید می کنم خستگی باید دو عامل داشته باشد یا شما کار فیزیکی سختی را انجام داده اید یا از نظر روحی خسته هستید اگر به جز این دو دلیلی ندارد پس شک نکنید شرطی هستید و می بایست آن را بشکنید. لطفا بار دیگر مطلب را با حوصله و دقت بخوانید. شرطی شدن بسیار پیچیده است. امیدوارم متوجه مشکل خود شده باشید. موفق ترین باشید
سه شنبه 25 اسفند 1394 11:08 ق.ظ
سپاس گزارم از توضیح جامع شما. حتما این كار را امروز عصر عملیش میكنم. تندرست باشید و شاد
پاسخ رضا جدیدی :
خواهش می کنم. مهم این است که بخواهید عمل کنید زیرا راز موفقیت در همین عملگرایی است آفرین بر شما که به سرعت حاضرید تغییر کنید و این ویژگی مثبت خود را قدر بدانید. تغییرکردن بسیار بسیار عزیز و ارزشمند است. موفق ترین باشید
سه شنبه 25 اسفند 1394 10:03 ق.ظ
سلام. چگونه میشود شرطی شدن به خواب عصر رو شكست ؟؟ من ١:٣٠ تا ٢ ساعت استراحت میكنم . خیلی جاها خوندم كه خواب كوتاه مدت عصر میتونه راندمان درس خوندنمون رو افزایش بده . من زیاد میخوام ؟؟!
پاسخ رضا جدیدی :
سلام. وقت بخیر و نیکی. طبق الگوی خواب، هیچگاه دو ساعت خوابیدن تاثیری در یادگیری و راندمان ندارد مطلبی که در مورد خواب نوشته ام را حتما حتما مطالعه کنید تا متوجه شوید. این دو ساعت دردی را دوا نمی کند. آن احساس خوبی که شما از خواب عصر دارید بیشتر به علت خستگی است که از چشمان خود می گیرید وگرنه حافظه ی شما در آن دو ساعت اصلا چیدمان و تغییری را نخواهد داشت و لذا بهتر است دلیلش را بدانید. توصیه می کنم که هر روز سه تا شش دقیقه از این مدت زمان کم کنید تا به زیر نیم ساعت برسد. خوابیدن نیم ساعت عصر برای رفع خستگی از چشم مناسب است اما 2 ساعت خوابیدن بسیار زیاد است در ضمن شما وقتی دو ساعت می خوابید به یک باره در وسط مراحل خواب دچار اختلال می شوید. بهتر است مطلب «ایستاده نخوابید» را چند بار مطالعه کنید زیرا اطلاعات خیلی از کنکوری ها در مورد خواب کم است. خدا را شکر آن مطلب بسیار روشن و واضح در مورد خواب همه ی یافته های علمی را بیان می کند. شما خیلی زیاد در عصر می خوابید و این یعنی حداقل 1:30 ساعت هر روز زمان را از دست می دهید اگر شما کنکوری 95 باشد و از همین حالا هم حساب کنیم اگر شما هر روز این 1:30 را تست بزنید تا روز کنکور می توانید حداقل حداقل 2700 تست بزنید. پس قدر زمان خود را بدانید. 7 ساعت در شب بخوابید متوالی و پی در پی مطمین باشید به خواب عصر نیازی ندارید اگر هم برای رفع خستگی چشم باشد نیم ساعت کافی است. موفق ترین باشید.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.